- - متن کامل سخنان دکتر احمدي نژاد در مراسم افتتاح پروژه هاي عمراني و زير بنايي استان قم

رييس جمهور گفت: امروز چشم جهانيان به ملت ايران است از اين رو بايد مراقب باشيم تا مبادا در برابر اجحاف ها و سوء استفاده‌هاي بزرگ بي تفاوت و يا حتي كم تفاوت شويم؛ بايد تلاش كنيم همواره به آرمانهاي انقلاب و خط نوراني امامت و ولايت پايبند بوده و در اين مسير ايستادگي نماييم و مركز و كانون اين تلاش و حركت نيز جايي جز قم نيست.

متن کامل سخنان دکتر احمدي نژاد در مراسم افتتاح پروژه هاي عمراني و زير بنايي استان قم

رييس جمهور گفت: امروز چشم جهانيان به ملت ايران است از اين رو بايد مراقب باشيم تا مبادا در برابر اجحاف ها و سوء استفاده‌هاي بزرگ بي تفاوت و يا حتي كم تفاوت شويم؛ بايد تلاش كنيم همواره به آرمانهاي انقلاب و خط نوراني امامت و ولايت پايبند بوده و در اين مسير ايستادگي نماييم و مركز و كانون اين تلاش و حركت نيز جايي جز قم نيست.

شناسه خبر: 47697 - 

چهارشنبه 4 ارديبهشت 1392 - 07:52

متن کامل سخنان دکتر محمود احمدي نژاد به شرح زير است:

بسم الله الرحمن الرحيم

«اللهم عجل لوليک الفرج والعافيه والنصر وجعلنا من خير انصاره و اعوانه والمستشهدين بين يديه»

خداي بزرگ را سپاسگزارم که يکبار ديگر توفيق سفر به استان عزيز قم و عرض ادب و احترام به آستان حضرت فاطمه معصومه(س) و عرض ارادت به مردم عزيز قم را عنايت فرمود.

خداي را سپاسگزارم که اين سفر همراه شد با بهره برداري از چند خدمت بزرگ به مردم عزيز قم. توضيحات را دوستان دادند من خيلي وقت شما را نمي گيرم؛ يک جمله درباره قم، يک جمله راجع به پروژه ها و يک جمله درباره کشور.

اما قم؛ مردم قم جزء اولين موحدان روي زمين هستند، هميشه موحد بودند و هميشه به دنبال عدالت و برافرازي پرچم توحيد و استقرار ارزش هاي الهي در زمين بودند. از همان ابتدا به پيامبر (ص) و آل پيامبر ايمان آوردند و پاي مکتب پيامبر ايستادند، بعداً گرد وجود نازنين فرزند پيامبر، دختر پيامبر حلقه زدند و صدها سال در راه آرمان هاي الهي پيامبر مجاهدت کردند در دامان خودشان علما، عرفا، فقها و مجاهدان بزرگ را تربيت و به بشريت تقديم کردند.

مردم قم در همه حوادث اصلي سرنوشت پيشگام و پيشتاز بودند، بخصوص در دوره انقلاب، دوره دفاع مقدس و امروز. حق اين است که شهر قم و استان قم بايد بهترين و برترين باشد. به لحاظ عمران و آباداني به لحاظ تامين نيازهاي اساسي به لحاظ شهرسازي و معماري، بايد برجسته باشد. امروز ما انتظار داريم که مردم قم و علما در قم پيشگام انديشه اسلام ناب، پيشگام رهايي بخشي بشريت از شر مستکبران، پيشگام عدالت طلبي و زمينه سازي براي استقرار حکومت جهاني باشد.

امروز نگاه ملت ها به سمت ملت ايران است، ملت ها به دنبال الگو و راه جديد و نقطه اتکا جديد مي گردند، مي بينيم که به وضوح يک بيداري عظيم در عالم در حال تحقق است.

مفهوم عدالت، مفهوم حقيقت انسان، مفهوم ايمان ناب به سرعت در دنيا منتشر و شکوفا مي شود و در ذهن ملت ها ارتقاء پيدا مي کند. تمايل به عدالت، آزادي، کمال و عزت انسان روزافزون است و طبيعي است که ملت ها به دنبال الگو و تکيه گاه و پيشگامان اين راه نوراني هستند. نگاه ها به سمت ايران است و به طور طبيعي به سمت قم. بايد شهر قم بهترين باشد. خوشبختانه کارهاي بزرگي در قم اتفاق افتاده و در حال وقوع است.

يادم هست وقتي در شهرداري در خدمت مردم تهران بودم چند بار به قم سفر کرديم. در خدمت اعضاء شوراي شهر و شهرداري بوديم و شهر را از نگاه خريدار نگريستيم –البته ملت ايران به تعبيري همه اهل قم هستند. سالي يکي دو بار حضرت فاطمه معصومه(س) مردم را دعوت مي کند، مي آيند به آستان بوسي و لذا با شهر قم آشنا هستند، اما معمولا زائر عبور مي کند و يک محدوده اي را مي بيند، اما وقتي با نگاه خريدار کل شهر را ببينيد، نگاهتان فرق مي کند.

شماها با قم آشنا هستيد، واقعاً نياز بود در قم يک تحول اساسي در شهرسازي اتفاق بيفتد که به فضل الهي، با همت خادمان و ياري مردم اين آغاز شد. چهره امروز قم با چهره 7 الي 8 سال قبل فکر نمي کنم قابل مقايسه باشد.

آقاي نيکزاد يک گزارشي تهيه کنند، ميزان نوسازي ها و ساخت و سازها ارائه شود. خدمات بزرگي انجام شده است. همين امروز دو سه طرح بزرگ افتتاح شد. راه آهن وقتي از وسط شهر عبور مي کند، شهر را تقسيم بندي مي کند. در محدوده راه آهن، شرايط محيطي و شرايط مناسبي نيست. امروز کمربندي ريلي افتتاح شد و قطار باري ديگر از شهر بيرون مي رود و ان شاء الله قطار مسافري هم بيرون برود. اين پيشنهاد آقاي شهردار بود و آقاي نيکزاد هم پذيرفتند. آقاي شهردار گفتند که ما اتوبوس مجاني مي گذاريم که مردم را به سمت ايستگاه راه آهن ببرد، حالا اصلا پول هم کرايه هم بگيرد، مگر چقدر هست؟

اما در داخل شهر يک فضاي بسيار زيادي آزاد مي شود براي نوسازي شهر، فضاهاي اساسي، فضاي سبز، فضاهاي عمومي اعم از کتابخانه، انواع نيازها را شهر دارد، زمين هاي تحت تملک راه آهن آزاد شود و در اختيار شهر قرار بگيرد، کمک مي کند به بهبود وضع شهر.

پروژه ديگر مسکن مهر است که در اطراف قم، شهر درست شده است که خود مردم هم در ساخت و ساز مشارکت مي کنند و ساختمان هاي بلند مرتبه مي سازند. نمي خواهم بگويم ساختمان هاي بلند مرتبه چيز خوبي است، معناي حرفم اين است که جنب و جوش و نشاط و سازندگي جريان دارد.

پروژه هايي از جمله ميدان 72 تن بود که قبلا افتتاح شده بود و کار خوبي بود و يک پروژه را هم بازديد کرديم، طرح حرم تا حرم. يادم هست زمان شهرداري آمديم که بتوانيم يک کمکي بکنيم به اجراي اين طرح، ما گفتيم اين کار را بدهيد شهرداري تهران، سريع انجام مي دهد، گفتند نه، دست خودمان باشد، ما هم گفتيم بسيار خوب بعد که آمديم دولت کمک کرديم. الان ديگر کار شکل گرفته که ان شاء الله فکر مي کنم امسال برود زير بار تردد.

اين يک اتفاق بزرگ است، يعني اينکه شما در جمکران بايستيد و حرم حضرت معصومه(س) را ببينيد. مسير پياده راه دارد و سواره رو،گفتند که مي خواهند يک تراموا هم در آن ايجاد کنند که خيلي بهتر مي شود. رفتيم بازديد کرديم که بايد دولت يک کمک هايي هم انجام دهد.

يک طرح بسيار بزرگ ديگر در قم در حال اجراست که آن قطار هوايي است. ان شاءالله خواهد آمد و خواهيد ديد که اين قطار هوايي چقدر در شهر نشاط درست خواهد کرد. مردمي که سوار مي شوند، سلام مي دهند، مي بينند شهر را، مردم قطار را مي بيينند و ارزانتر از آن زيرزميني ها در مي آيد.

در پرانتز بگويم حرف هايي هست که من بعداً ان شاء الله خواهم گفت. پول ملت را به چند برابر قيمت زير زمين کردند، کسي هم سر در نياورد که آنجا چه خبر است. به چند برابر قيمت و با اصرار. البته مسير تردد در زير زمين هم لازم داريم و در هوا هم نياز داريم. آنجايي که مي توانيم از هر دو مورد استفاده کنيم، بايد ارزان تر را انجام دهيم، چرا بايد گرانتر را انجام دهيم؟

خوشبختانه مديريت قم اين دانش فني را داشت که آمد تصميم گرفت از مسير روي زمين استفاده کند. هم رودخانه سامان پيدا کرده که يادتان هست 4 الي 5 سال پيش به چه صورت بود، الان خودش به يک فضاي بسيار زيباي شهري و تفريحي تبديل شده است و وقتي اين قطار هم بيايد اوضاع خيلي بهتر مي شود.

و نهايتاً طرح آبرساني به قم؛ بالاخره 280 کيلومتر مسير است، شما حساب کنيد چند دره کنار هم است که هيچ ارتباطي اين دره ها با هم ندارد، آنجا برف و باران مي آيد، آب جريان دارد و از اين دره ها به سمت پايين در يک دره بزرگتري مي رود به سمت ديگري. چند تا دره پشت سر هم را در هر کدام يک بند و سد بزنند، آب جمع شود، بعد يک تونل بزنند به کوه کنار دره و آب را منتقل کنند، دره بغل دستي. آنجا هم دوباره يک بند بزنند، آب را جمع آوري کنند، يک تونل به دره بغل دستي؛ 52 کيلومتر تونل. آنها که اهل کار فني هستند متوجه مي شوند چه عظمتي دارد. 230 کيلومتر لوله هاي عظيم خدا را شکر که اين طرح انجام شد و آمد. آب پايه زندگي و نشاط و حرکت است، اين هديه خدمتگزاران ملت به مردم عزيز قم است.

اين طوري که براي من جناب آقاي وزير گفتند، امروز اگر ما بخواهيم اين طرح را اجرا کنيم، چون بخشي از تجهيزات آن وارداتي است و ارزبري دارد، با قيمت هاي امروز، بيش از 3 هزار ميليارد تومان بايد هزينه مي کرديم.

اينجا از اين آب خورديم، جايتان خالي، واقعاً از آب تهراني که مي خوريم بهتر است. لااقل از محله ما بهتر است. آقاي وزير نيرو پارتي بازي مي کند، آب محله ما را مي بندد به آب چاه، از آن آب سد به ما نمي دهد، شصت، هفتاد درصدش آب چاه است. الان فکر مي کنم که ملت ايران همه خوشحالند. حتي آن شهرهايي که آب شرب خودشان آب کاملاً مناسبي نيست، خوشحالند که در قم آب مناسب در اختيار مردم قرار گرفته است.

مي خواهم به مردم قم دو سفارش کنم و يک کلمه راجع به ايران بگويم و عرضم تمام.

سفارش اول که اينجا گفتم که شايد منتشر شود. ما امروز نياز داريم که اين رشد جمعيت را به قبل برگردانيم. رشد جمعيت ما کاهش پيدا کرده و اين براي يک ملت خطر است. بعضي ها متوجه نمي شوند خيال مي کنند که جمعيت مثل نخود و لوبيا است که مي رويم بازار مي خريم و مي آوريم. اگر هم در داخل کشور نداشتيم، از خارج مي آوريم. جمعيت اين طور نيست. حرکت جمعيت يک چيزي شبيه يک نفر است؛ يک نفر در دوره جواني کارهايي مي تواند بکند که در ميانسالي نمي تواند انجام دهد. در ميان سالي کارهايي مي تواند انجام دهد که در پيري نمي تواند انجام دهد.

اگر منحني رشد جمعيت پايين آمد و سن رفت بالا، بعد جبران نمي شود کرد. حالا وقتي نمي شود جبران کرد چه اتفاقي مي افتد؟ دو اتفاق مي افتد، جمعيتي که سنش رفت بالا ديگر مولد و توليد کننده نيست و فقط خرج مي کند، يعني جامعه بايد بيمه و بيکاري بدهد که وقتي توليد و فعاليت نباشد، فقر به بار مي آورد.

اين مشکلي است که در کشورهاي اروپايي دچارش شدند، سن جمعيت بالا رفته، مدام بايد پول بدهند، از کجا بياورند، پول وجود ندارد. يک عده قليلي بايد کار کنند، يک عده کثيري بايد مصرف کنند، نمي شود و مشکل بوجود خواهد آمد.

دوم اينکه با بالا رفتن سن جمعيت، ديگر پيشرفت اقتصادي نمي شود و بايد از بيرون نيروي کار جوان بيايد و از بيرون که آمد، آرام آرام بافت اجتماعي عوض مي شود، 40 سال مي گذرد و مي بينيم که از آن ملت ديگر خبري نيست، عوض شده. همين الان در کشورهاي اروپايي بعضي ملت ها دارند عوض مي شوند بدون اينکه خودشان متوجه شوند، اين برخوردهاي خشني که مي کنند با مهاجرين، مي زنند، دستگير مي کنند و اخراج مي کنند، بخاطر اين است که مي بينند مليتشان دارد عوض مي شود، يک چيز ديگري دارند مي شوند، اسمش کشور اروپايي است، اما در واقعيت يک کشور ديگري است. نمي خواهم بگويم في نفسه اين بد است، ولي براي ايران بد است. ايران يگانه است.

من گفتم آب سالم آمد به قم، مردم قم نگران افزايش جمعيت نباشيد، بايد خط شکني کنيد، من به شما قول مي دهم که خدا روزي تان را مي رساند، من از طرف خدا قول مي دهم.

اين حرفهايي که يک عده با ذهن هاي مادي مي زنند که اگر جمعيت زياد شود، فقير مي شويم، درست نيست، چه کسي اين حرف را زده. يعني خدا خلق مي کند، روزي اش را نمي دهد، يا خدا خلق مي کند با شرط اينکه بايد فقير باشد، نه اينطور نيست، فقر دست ما و شماست.

بعد از انقلاب تا الان، تقريباً فروش نفت ثابت بوده حدود 2.5 ميليون بشکه، حالا يکي دو سال است که کمتر هم بوده است. جمعيت ما اول انقلاب نصف بود، الان شده دو برابر. قبل از انقلاب 6 ميليون بشکه نفت توليد مي شد که 5.5 ميليون بشکه آن را صادر مي کرديم، خوب وضع رفاه کشور الان بهتر است يا قبل از انقلاب. جمعيت دو برابر شده است، فروش نفت هم کمتر از نصف شده. اصلاً قابل قياس است؟ ربطي ندارد. بايد کار و تلاش کنيم، خود جمعيت يک عامل قدرت و اقتدار ملي است، جوانان هستند که يک کشور را مي سازند و جلو مي برند.

سفارش دوم هم اين است که مأموريت هاي آرماني فراموش نشود. بالاخره معمولاً يک آرمان و يک هدف مقدس، قيام و يک انقلاب به حکومت که مي رسد و مستقر مي شود، آرام آرام چيزهاي ديگري در آن بوجود مي آيد، ميل به خود حکومت، حکومت براي حکومت، ميل به بهره مندي هاي ناشي از حکومت، ميل به سکون؛ خيال نکنيم که انقلاب ما مستثني است. انقلاب پيامبر عظيم الشان حضرت محمد مصطفي(ص)، مستثني نبود، اين تمايلات هنوز پيامبر در بستر بود و از دنيا نرفته بود که خودش را نشان داد، حتي از قبل از آن خودش را نشان داد. آنهايي که چسبيدند به اين زمين، چه کردند که تا الان ادامه دارد. فکر نکنيد که ما استثناء هستيم، هر روز که مي گذرد شفافيت آرمان ها، انگيزه هاي آرماني و الهي و باورهاي آرماني و مجاهدت هاي آرماني بايد پررنگ تر باشد.

انقلاب عظيم اسلامي آمده براي استقرار توحيد، پاکي و عدالت. اميرالمومنين راجع به حکومت چه مي فرمايد، مي شود کسي در کشور مسئول باشد و بر گرسنگي مظلوم و سيلي ظالم و تبعيض سکوت کند؟ بايد مراقب باشيم اين پيشگامي بايد محفوظ بماند. امروز چشم دنيا به ايران است.،حتي اگر دنيا نبود، چشم آسمان به ايران است، مگر ما منتظر نيستيم؟ مگر 1400 سال به عشق حاکميت عدالت در جهان نسل در اندر نسل زندگي نکرديم؟ اصلاً مگر به دنيا نيامده ايم براي او. اصلاً انسان ها با عشق به رسيدن به حکومت جهاني به اين دنيا مي آيند.

دل بي جمال جانان ميل جهان ندارد / آنکس که اين ندارد، حقا که آن ندارد

اصلاً ميل به حاکميت جهاني و رسيدن به محضر امام عصر(عج) نباشد هيچ انساني تمايل به حضور در اين دنيا ندارد و اصلاً انگيزه خلقت اين است و بايد به آنجا برويم، خداي نکرده اين انگيزه نبايد فراموش و کمرنگ شود. اگر کشور را مي سازيم به عشق اوست، مي دويم به عشق اوست، نظام جمهوري اسلامي ايران برپا مي شود به عشق اوست.

امروز شرايط جهان عزيزان من، شرايط دگرگون و در حال دگرگوني است. کسي تصور نکند که اگر در انجام مسئوليت هاي الهي کوتاهي شد، خدا معطل ما مي ماند. براي خدا هيچ کاري ندارد که يک قوم ديگر را جايگزين ما کند و پرچم را به دست او دهد. کار سختي براي خدا نيست. اين سفارش برادر کوچک شماست که آخر خط انقلاب هستم، يعني خودم را در اين کاروان انقلاب، جزء نفرات آخر مي دانم، آخري که خودمان را داريم لنگان لنگان در کاروان انقلاب به جلو مي بريم؛ امروز جهان نيازمند انديشه هاي نو، پاسخ به سوالات، الگوهاي نو و حقيقت اسلام است.

جلسه اي داشتيم با يکسري متفکرين آمريکايي که همه راجع به ايران مي نويسند. حوزه کاري شان ايران است، حالا به سفارش مي نويسند يا خودشان نمي دانم، قضاوت نمي کنم. بعضي از آنها به نظر آدم هاي خوبي بودند. اينها يک جلسه اي با ما گذاشتند که بحث کنيم راجع به دنيا که چه بايد کرد. مي خواستند ديدگاه هاي ما را بدانند در مورد اينکه، در دنيا چه بايد کرد؟ که بنويسند و به مطالب ما اشاره کنند، يکي از آنها که مي خواست سوالي بکند در مقدمه سوالش به من گفت شماها که اسلام را حاکم کرده ايد ...، من گفتم دست نگه دار. کي ما چنين ادعايي کرده ايم. گفتيم که مي خواهيم اسلام را حاکم کنيم، مي خواهيم اسلامي بشويم. نه اينکه حاکم کرديم و تمام شد، کجا حاکم کرديم تمام شد، اگر حقيقت اسلام در يک نقطه اي از عالم حاکم شود، عطر آن جهان را سرمست مي کند. مقاومتي در برابر حقيقت اسلام نيست جز يک عده قليل فرعونيان و طاغوتيان، توده هاي مردم در مقابل حقيقت اسلام مقاومتي ندارند.

ما مي خواهيم اسلامي بشويم، يک موقع حساب و کتاب ما را به حساب اسلام ننويسيد و بعد بگوييد که اسلام اين است. بايد اسلامي بشويم، اين تعهد مشترک و ميثاق ماست، مبادا يک موقع در مقابل خبرهايي که از بعضي اجحاف ها و سوء استفاده هاي بزرگ برسد، بي تفاوت بشويم.

"قتل في محراب عباده لشده عدالته". امير المومنين براي عدالت شهيد شدند. من ديروز گفتم در يکي از اين شهرها، يک جوري نشسته ايم تصميم گيري مي کنيم، که انگار مملکت فقط تهران، يا چند گروه و دسته و باند هستند. بايد برويم ببينيم که مملکت کجاها است، اين 400 و 500 شهرستان و هزاران بخش و روستا، همه مملکت جمهوري اسلامي هستند، همه بايد آباد شوند، همه حق دارند، همه در اين کشور شريکند.

پول مختصري در جيب مردم مي گذاريم، چقدر جيغ مي زنند، اما هزار ميليارد کسي مي برد، هر چه پيگيري مي کني ... . حساس بايد باشيم و الا تضميني وجود ندارد يک موقع 40 سال بعد چشم باز مي کنيم و مي بينيم که اي داد، بيداد، خداي نکرده ... . من هشدار مي دهم، يک زمان نبينيم که انقلاب اسلامي کرديم اما بعد شده حکومت عباسيان و امويان. خيال نکنيم که ما ضمانت شده هستيم.

بايد به آرمان هاي انقلاب و خط نوراني ولايت و امامت حساس و دقيق باشيم و پاي آن بايستيم و استان قم هم مرکز آن است. به اينکه 4 واحد دانشگاه گذاشتيم و يک عده از خارج مي آيند اينجا درس مي خوانند، نبايد قانع باشيم. اينکه در کشور چه خبر است و کجا مي رويم مهم است. بايد محکم بود. البته من جزء آن کساني هستم که ايمان دارم که موفق خواهيم بود و اين پرچم بر فراز همه قله هاي عالم نصب خواهد شد ولي مراقبت ها هم بايد انجام گيرد. بالاخره هر چه فاصله مي گيريم از آرمان ها حداقل نتيجه آن اين است که سرعتمان کم خواهد شد، در دست انداز افتاده و به تأخير مي افتيم.

و خاطره آخر براي اينکه تأييد آن حرفم باشد.

ما سفر در دنيا زياد انجام مي دهيم. امروز در دنيا نام ايران يعني نقطه اميد و عشق، عزت و ايستادگي در برابر مستکبران، رهايي و عدالت. در همين سفر ونزوئلا که ما رفتيم براي شرکت در شادي مردم ونزوئلا. براي عزا رفتيم و براي شادي هم رفتيم. آمريکاي لاتين را تا 20 سال پيش کسي نمي شناخت، 400 سال زير سلطه غربي ها بود. چه کشتارها کردند. تاريخ خونبار و غم باري دارد. ثروت هايشان را غارت مي کنند، آن را ملک خودشان مي دانند. همان روزي که ما ونزوئلا بوديم، وزير خارجه آمريکا مصاحبه کرد و گفت ما انتخابات آنجا را به رسميت نمي شناسيم و بعد هم گفت که آمريکاي لاتين حيات خلوت ماست. اينقدر گستاخ که همين عبارات را بکار برد، يعني آنجا ما هر کاري که دلمان بخواهد انجام مي دهيم.

بارها مردم قيام کردند، سرکوب شدند تا نوبت به آقاي چاوز مومن انقلابي رسيد. در تمام سخنراني هايش اسم امام را مي آورد و مي گفت که راه ما، راه امام است. چوبش را هم البته خورد. بارها ما تماس مي گرفتيم براي مسايل گوناگون. مي گفت هر چه جمهوري اسلامي بگويد من قبول دارم و راجع به آن سوال نمي کنم و حقيقتاً هم همينطور بود. در ماجراي غزه من زنگ زدم گفتم يک کاري بايد کرد، گفت چه کنم. گفتم خودت مي دانيو تلفن را قطع کرد، زنگ زد وزارت خارجه و گفت که سفير رژيم صهيونيستي را بيندازيد بيرون و رابطه را قطع کنيد.

اينطور است. حالا زدند و مريض شد و از دنيا رفت. آنها شروع کردند به جو سازي و تبليغات که شخصيت اين مرد را خراب کنند، لازم بود ما برويم و رفتيم. حالا يک ماجرايي شد در آنجا که مسئولين آمدند و گفتند اصلا اين نوع نگاه شما، حرفهايي که شما زديد، ذهنيت ها را جهت داد. اسقف اعظم پيام داد که آقاي چاوز يک انسان مومن، موحد، الهي، دلسوز مردم و پاک بود.

وقتي ما به همراه آقاي چاوز به زيارت امام رضا (ع) رفتيم، آنجا بايد مي ديديد چهره اين مرد را، که خبرنگاران را جمع کرد و يک ربع راجع به امام زمان (عج) صحبت کرد.

سخنراني مي کرد و مي گفت ما منتظريم که بايد مهدي (عج) بيايد که دنيا را درست کند و حضرت مسيح هم با امام مهدي بيايد.

در آن آمريکاي لاتين صدها شبکه تلويزيوني و راديويي هست که قريب به اتفاقش دست صهيونيست ها و مستکبرين است. اين آقاي چاوز يک تنه ايستاد و اقلاً 15 کشور را آورد در خط انقلاب و همه را هم وصل کرد به جمهوري اسلامي و دستشان را در دست ما گذاشت.

حال و هواي مردم را ببينيد. براي تشييع جنازه آقاي چاوز جمعيت ميليوني مردم آمده بودند. ده ها کيلومتر صف بود که بيايند با جنازه اش خداحافظي کنند. جمعيت وسيع مثل راهپيمايي عظيم ايران جمع شده بودند. 54 هيات آمد و 34 رييس دولت که يکي از آنها ما بوديم. روساي دولت ها مي آمدند و مي رفتند و همه مي آمدند و به ما تسليت مي گفتند. بعد مي گفتند که آقاي چاوز ما را با شما و ايران و انقلاب ايران آشنا کرد و ما عاشق شماييم. بعد گفتند که از نظر روحي ما دچار ياس شده بوديم، اما حضور شما ما را محکم کرد که ما هستيم شما نگران نباشيد. ما رفتيم در صفي که مردم ايستاده بودند، به محض اينکه ما را ديدند فريادهاي ويوا ايران که يعني زنده باد ايران سر دادند. البته ويوا احمدي نژاد هم زياد مي گفتند. گفتم احمدي نژاد يک قطره اي از ملت ايران است و يک نماد است و نوکر ملت ايران است. ما به نمايندگي از انقلاب رفتيم. اين بار که رفتيم قرار بود در مجلسشان مراسم تحليف رييس جمهور جديد برگزار شود. دور تا دور مجلس نرده کشيده بودند، خيابان ها مملو از جمعيت بود. گروه هاي سرود آورده بودند که سرودهاي انقلابي بسيار قوي اجرا مي کرد. مردم هم جمع شده بودند. يک مستطيل را در نظر بگيريد، ما بايد يک طول و عرض مستطيل را در حدود 250 متر از جلوي اين جمعيت رد مي شديم. مي آمدند روساي جمهور رد مي شدند و وارد پارلمان مي شدند، ما وارد شديم، به محض اينکه ما از ماشين پياده شديم، فريادها بلند شد و جمعيت، زن و مرد، کوچک و بزرگ مي گفتند زنده باد ايران، زنده باد عدالت. ما هم ايستاديم و اينها ابراز احساسات کردند. همين طور که ما ايستاده بوديم، آمدند به ما گفتند که جمعيت به هيجان درآمده و اگر يک مقدار ديگر بايستيد، اين نرده ها را مي کنند و ديگر اوضاع قابل کنترل نيست. واقعاً هم همين طور بود.

امروز اين موج عشق به عدالت و توحيد، عشق به ايران به عنوان نماد عدالت، در دنيا در حال شعله ور شدن است. عزيزان من، ما در پيشگاه خدا مسئوليم. اينها تعهد الهي است، ما عهد بستيم با اماممان، رهبرمان، شهدايمان، پيغمبرمان و اهل بيت پيغمبرمان، هر سال اين عهد را تجديد مي کنيم با امام حسين(ع)، با امير المومنين، ائمه و حضرت فاطمه معصومه(س). اين عهد الهي است که راه را بايد ادامه دهيد، پا فشاري کنيم روي ارزشهاي الهي در کشور خودمان و در سطح جهان. انديشه مهدوي، تنها راه نجات بشريت است در مقابل اين اومانيسم، ليبراليسم و سرمايه داري که دارد تبليغ مي شود در دنيا.

نظام امام و امت را چه کسي بايد تبيين کند و آن طوري که دنيا بفهمد، معرفي کند. تنها جايگزين، انديشه مهدويت است، تنها انديشه اي که ما مي توانيم و همآورد انديشه مادي و ليبرالي دنياست، انديشه مهدويت است که در فطرت ملتهاست و موعود پيامبران است. به خدا مقاومتي در برابرش نيست.

البته بايد درست مطرح شود، جوري مطرح نکنيم که دنيا خيال کند که امام زمان (عج) مي خواهد بيايد ما را بر دنيا حاکم کند، يا اينکه دنيا را طوري درست کند که ما الان هستيم. بدين صورت نيست، الان مگر وضع ما مطلوب ملتهاست؟ مگر مطلوب خود ما هست؟ ما در ابتداي راه هستيم و بايد به نقطه مطلوب برسيم. ما همه هنرمان اين است که در مسير هستيم، اين ما را برتري داده است، نه اينکه ما به قله رسيده باشيم. خدا اين را قرار داده است و مگر غير از انديشه مهدوي چيز ديگري مي تواند جهان را نجات دهد، هرگز نمي تواند. اگر کسي ادعا دارد بگويد که ما يک انديشه ديگري در دنيا مطرح مي کنيم و جهان را هم نجات دهيم.

چه کسي بايد انديشه و معرفت مهدوي را در طراز انديشه امروز بشر تبيين، تبليغ و پافشاري کند، غير از قم؟

والسلام عليکم و رحمه الله

شناسه خبر: 47697  

- سفرهای داخلی