
سخنراني در همايش ساليانه فرماندهان نيروي مقاومت بسيج
بسم الله الرحمن الرحيم
شناسه خبر: 7857 -
چهارشنبه 19 ارديبهشت 1386 - 19:29
اللهم عجل لوليك الفرج والعافية والنصر واجعلنا من خير اعوانه وانصاره والمستشهدين بين يديه
خداي بزرگ را سپاسگزارم و بسيار خوشحال كه توفيق داد امروز در جمع نوراني شما عزيزان شركت بكنم و لحظاتي را در اين فضاي معنوي تنفس كنم.
خدمت برادر عزيزم آقاي حجازي عرض كردم كه ما خدمت شما آمديم لحظاتي در اين فضا تنفس كنيم و به سركار و مأموريتها برگرديم. چند تا مطلب را مي خواهم خدمت شما عرض كنم. مطلب اول درباره خود بسيج است. براي اينكه كيفيت، ماهيت و مأموريت بسيج را مرور كنيم ، بايبد مقداري از نظر زماني به عقب برگرديم.
خداوند انسان را آفريد، اما رها نكرد. براي انسان يك سرنوشت و هدف متعالي قرار داد. گرچه دنيا را مسير عبور، مسير توشه برگرفتن و حركت به سمت حيات جاويد قرار داد، اما همين دنيا را هم براي انسان يك محيط تهديد، ارعاب، دل نگراني، كينه ورزي، جنگ، تبعيض و ظلم نپسنديد.
خدا براي تجربه حيات طيبه در اين دنيا و حيات جاويد متعالي در دنياي ديگر انسان را تنها نگذاشت. هم به او عقل داد و هم پيامبران و اولياء را قرار داد تا دست انسان را بگيرند، آيات الهي را بر او بخوانند. با استناد به آيات، انسانها را تزكيه كنند، تعليم كتاب و حكمت كنند و راه حركت و ويژگيهاي حيات طيبه اسلامي را به انسان آموزش بدهند و با دست انسانها در همين دنيا براساس عدالت آن زندگي متعالي را در مقابل چشم او قرار بدهند. طعم شيرين زندگي سعادتمند را در همين دنيا به كام انسان بچكانند.
همه پيامبران الهي همين را دنبال كردند. دو هدفي كه در طول هم هستند؛ حركت براي ساختن حيات طيبه بر پايه عدالت در اين دنيا و توشه برگرفتن براي يك زندگي جاويد در محضر خدا و در بهشت رضوان الهي.
پيامبران و ياران پيامبران در طول تاريخ همين را دنبال كردند. وجود پيامبر گرامي اسلام حضرت محمد مصطفي (ص) براي همه رحمت بود؛ رحمة للعالمين. بالاترين نعمتي كه خدا به بشريت ارزاني داشته وجود نازنين پيامبر گرامي اسلام است.
پيام اسلام، پيام پيامبر اسلام براي همه است. او آمد تا دست همه را بگيرد و از ظلمات به نور هدايت بكند. اين مأموريت پيامبر ماست. و مأموريت ياران پيامبر است. جنس پيامبر، جنس مأموريت پيامبر، جنس نهضت پيامبر جنس رحمت و نور است. همه اش رحمت است، همه اش زيبايي است. در حركت پيامبر اصولاً شر راه ندارد. زشتي راه ندارد. عقب گرد و انحطاط راه ندارد. همه اش نور و سرور است. همه اش زيبايي است و همه اش عشق و محبت است. در وجود نازنين پيامبر گرامي اسلام
ذره اي كينه و بغض شخصي نسبت به هيچ كس وجود ندارد؛ دلسوز همه عالم و بشريت است.
پيام پيامبران اولوالعزم و سرآمد آنان پيامبر عزيز ما پيام جهاني است. حضرت موسي مأمور مي شود كه به سراغ فرعون برود، اذهب الي فرعون.
برو اول فرعون را دعوت كن. بگو مي خواهي تزكيه بشوي،
مي خواهي به سوي پروردگارت هدايت بشوي. اين مسير انحصاري نيست. براي همه است. مخاطب همه هستند و حوزه مأموريت همه عالم است.
بسيج، سازمان بسيج، هويت بسيج و حركت بسيج همان هويت و سازمان است و همان لطافت كار پيامبر عزيز اسلام است.
سلام و صلوات خدا بر امام بزرگوار ما كه با هدايتهاي الهي، اين شجرة طيبه را در كشور ما بر پا كرد و آن حقيقت نهضت اسلامي را كه عبارت است از دعوت و هدايت و مجاهدت بي وقفه براي برپايي جامعه پر از عدل و هدايت طيبه در اين جهان.
ماهيت حركت بسيج حركت پيامبر عزيز اسلام است. به همين دليل است كه مأموريت بسيج مأموريت جهاني است. جنس پيامش بر هدايت است. در دل پيامش دلسوزي، محبت و عشق به انسانهاست، فرق مي كند با نيرويي كه مأمور تصويب و صيانت از يك حكومت يا دولت است. بسيج پاسدار ارزشهاي الهي است، يعني بسيج سراسر نور و رحمت است. بسيج تشكل انسانهاي عالم و مؤمن و خداجو و ايثارگر و پرخروش براي دعوت است و براي مقدمه سازي تحقق آن آرمان بلند است.
بسيج مثل پيامبر عزيز اسلام خير و مصلحت همه را مي خواهد. بسيج نقطه مقابل هيچ كس، هيچ دسته اي، هيچ گروهي نيست. بسيج مدافع حقوق انسانها، كرامت انسانها و ارزشهاي متعالي الهي است و رمز ماندگاري و محبوبيت و صفا وصميميت بين بسيجيان و رمز آن عشقي كه در دل بسيجيان شعله مي كشد همين است؛ مؤمنان و مخلصان مجاهد في سبيل الله.
ما خدا را شكر مي كنيم كه امروز روحيه بسيجي، انديشه بسيجي، فضاي بسيجي در كشور ما حاكم است و اكثريت قريب به اتفاق ما دلشان بسيجي است و دلشان با بسيج است و پشتوانه تشكل بسيج انبوه دهها ميليوني انسانهاي مؤمن است و اين همان چيزي است كه هر روز هم بايد تقويت بشود و هم سازمان يافته تر، متشكل تر، جدي تر، هدفمندتر و پر شورتر در جهت آن آرمانها حركت بكنند.
من به سهم خودم از همه عزيزاني كه در اين مسير و با اين نگاه دارند تلاش مي كنند، تشكر و قدرداني مي كنم.
نكته دوم، جمله اي از حضرت امام را مي خواهم نقل بكنم و يك نتيجه بگيرم. جملات امام ما همه نوراني بود. يكي از جملات بلند حضرت امام اين جمله معروف است كه شما هم شنيديد و بارها تكرار كرديد. ايشان فرمودند: تا ظلم هست، مبارزه هست و تا مبارزه هست ما هستيم. اين همان يك جلوه اي از مأموريت انبياي الهي است. اصلاً مگر مي شود انسان مكتبي، انسان موحد انسان متصل به ولايت و پيرو ولايت در اين دنيا زندگي بكند و نسبت به مسائل عالم بي تفاوت باشد.
انديشه اسلام و انديشه بسيج نه متعلق به يك جغرافياي خاص است و نه متعلق به نژاد و قوم خاص است. جهاني است. هر كجاي جهان ظلم هست مبارزه هست. تا مبارزه هست ما هستيم. حالا اين ظلم كي از بين مي رود؟ بالاخره بايد يك نقطه پاياني بر اين ظلم باشد.
نقطه پايان ظلم تعريف شده است. براي ما نقطه پايان ظلم تعريف شده است. براي همه بشريت تعريف شده، همه پيامبران بشارت دادند، همه ائمه بشارت دادند، اما بدخواهان و دنيا طلبان با استفاده از قدرت، ثروت، تبليغات و وسوسه هاي شيطاني هميشه اين قله نوراني را از مقابل چشم بشر دور كردند و ذهن و دل انسانها را از اين حقيقت عالم و تنها حقيقت عالم منحرف كردند.
در همه اديان الهي هست و در دين ما به صراحت و تكرار و با جزئيات و وسواس، ويژگيهاي آن دوران بيان شده است، يعني نقطه پايان ظلمهاي عالم و برپايي عدالت. آن روز براي ما شناخته شده است. آن روزي است كه همه بشر موفق مي شود به زيارت حجت حق، امام حاضر و ناظر و حاكميت الهي بر همه عالم به طور آشكار گسترش پيدا مي كند. براي ما روشن است. اصلاً همه انبياي الهي منتظر آن روز بودند و هستند. همه اوليا منتظر آن روز بودند و هستند. روزي كه امام عصر حضرت حجت بن الحسن مهدي موعود (ع) را درك كنيم و بفهميم و ياري كنيم و خليفه الله و انسان كامل در اين دنيا، آن چيزي كه برايش مقرر شده است را براي بشر حاكم بكند.
امروز عزيزان مثل هميشه تاريخ، تنها راه نجات بشر برگشت به اين فرهنگ است. راه ديگري وجود ندارد. كيست كه ادعا مي كند با انديشه خودش، با دريافتهاي خودش مي تواند عدالت را حاكم كند و انسان را به نقطه كامل برساند. هركس چنين ادعايي بكند حتماً شيطاني است و در طول تاريخ ديديم؛ منتها منحرفان و مستكبرين معمولاً زرنگ تر از
مؤمنين اند. همين امروز هم همين طور است. حالا شما مي دانيد من خيلي در اين قسمت معطلتان نمي كنم.
اين نظم نوين جهاني كه مطرح كردند، اين چه بود؟ آيا غير از تلاش سازمان يافته براي جلوگيري از حاكميت عدل الهي بر زمين هست؟ دقيقاً همين است. آنهايي آشنا هستند، درست تحليل مي كنند، اسناد و اطلاعات جبهه استكبار را دارند مي دانند آنها دقيقاً براي بدل زدن و خنثي كردن حاكميت الهي اين نظم نوين جهاني را مطرح كردند. شنيديد در عراق دنبال چه مي گردند.
بعضي از خبرها را ما مي شنويم چون حماقت دشمن را مي بينيم و عبور مي كنيم و خيلي جدي نمي گيريم. همين الان در تهران عناصر بيگانه اي هستند كه سراغ اين عرفا و مومنين مي روند و مي گويند آقا خانه امام كجاست؟ محل ملاقاتهاي امام كجاست؟ همين الان، در تهران.
به قول يكي مي گفت در جبهه استكبار پرونده امام كامل شده و حكم هم صادره شده و فقط دنبال آدرس امام مي گردند كه جلب كنند و ببرند حكم را اجرا كنند. آنها جلوتر از ما حركت مي كنند و در بعضي از مناطق ما يك غفلتي است كه ما را از محور حقيقت عالم مقداري دور
مي كند.
ما امروز در عرصه جهاني بايد پرچمدار عدالت باشيم. نمي توانيم
بي تفاوت باشيم. نه فقط در نقطه اي كه مي خواهند حقوق خودمان را ضايع كنند، همه جا را .
مگر ما مي توانيم موحد باشيم و نسبت به سرنوشت مردم عراق
بي تفاوت باشيم؟ مي توانيم موحد باشيم و بنشينيم نگاه كنيم مردم مظلوم را بكشند و ما فريادي هم نزنيم؟
مگر مي شود بنشينيم نگاه كنيم در يك قاره اي به نام قاره افريقا خون مردم را مي مكند، همه هستيشان را مي برند، و مردم در فقر و بدبختي اند و فرياد هم نزنيم؟ مگر مي توانيم ببينيم در آسيا و آسياي ميانه، اروپا، امريكا و امريكاي لاتين انسانها را طاغوتها به بند كشيده اند و همه حيثيت آنها را متلاشي كرده اند، بنيانهاي كرامت انساني را پايمال كرده اند، ما بنشينيم، نگاه كنيم و فرياد نزنيم.
ما بنشينم ببينيم كه در فلسطين مردم مظلوم را، زن و بچه و پيرمرد را در خانه خودش سركوب مي كنند، خانه را بر سرش خراب مي كنند. يك روز به لبنان حمله مي كنند، يك روز به آن طرف حمله مي كنند و ما سكوت بكنيم. قطعاً اين طور نيست.
نبايد و نخواهد آمد آن روزي كه فرزندان امام راه سازش را در پيش بگيرند و در مقابل اخم كردنها، تهديدها و قيافه گرفتنهاي مستكبرين كوتاه بيايند و تسليم بشوند. البته به فضل الهي مي دانيد و بدانيد امروز موج عظيم بيداري فطري همه دنيا را در برگرفت.
اين جيغهاي بنفشي كه سران كفر مي كشند، اينها بي دليل نيست. اين طور نيست كه آنها از يك پيشرفت علمي ملت ما به وحشت افتاده باشند، نه. آنها از آن نمي ترسند، چون خودشان صدها برابر پيشرفته ترش را دارند و تازه منحرف شده اند و سلاح دارند. آنها مي بينند در ايران به واسطه حاكميت ولايت، به واسطه حاكميت فرهنگ بسيجي يك انرژي عظيمي دارد در دنيا آزاد مي شود و يك پرچمي بلند شده است كه از آن نور
مي تابد و دلها را بيدار مي كند و همه دارند گرد يك پرچم حقيقت خواه و عدالت طلب جمع مي شوند و از اين نگران اند.
در جنوبي ترين نقطه آمريكاي جنوبي بين مردم مي روند، مي بينند مردم كوچه و بازار دارند حرف مردم ايران را مي زنند. همان چيزهايي را
مي خواهند كه مردم تهران مي خواهند. در شرق دور بين مردم مي روند و مي بيننند مردم همينها را مي خواهند. به افريقا مي روند همين، در داخل امريكا امروز مردم دارند به سرعت به سمت خداپرستي، عدالت و پاكي برمي گردند و در اروپا هم همين طور است.
بگذاريد در داخل پرانتر يك جمله بگويم. خبرنگاري دو سه هفته پيش از اروپا با من مصاحبه مي كرد، گفت انتظار شما از اروپاييها در موضوع هسته اي چيست؟ گفتم هيچ. اينها اگر مدعي اند كه نماينده مردم خودشان هستند، حرف مردمشان را عمل كنند. گفت يعني چه؟ گفتم مردم اروپا الان طرفدار مردم ايران هستند. طرفدار حقوق ملت ايران هستند. قبول نداريد. برويد رفراندوم كنيد. شما كه براي هر چيز پيش افتاده اي رفراندوم مي كنيد. خب، اين را هم رفراندوم كنيد. ببينيد كه الان مردم دارند به سمت حقيقت مي چرخند و آنها از اين وحشت كرده اند.
به فضل الهي نشانه هاي يك جوشش عظيم و يك خيزش عظيم در همه جاي دنيا مشاهده مي شود. بالاخره اول بايد ذهنها عوض بشود. آدمها عوض بشوند تا محيط بيروني هم دچار تحول بشود. ما نشانه هاي تحول دروني انسانها را در همه جاي دنيا مي بينيم. خيلي جاها را من خودم رفتم و ديدم و بسياري از جاها هم اخبار روزانه اش دارد مي رسد، از داخل متن مردم. اين همان وعده الهي است و همان نقطه زيبايي است كه بشر در طول تاريخ منتظرش بوده است و امروز پرچم دعوت به آن نقطه در ايران عزيز برافراشته شده است.
ما امروز بايد پيام هدايت را، پيام حقيقت را، پيام پاكي و عدالت را به گوش همه جهانيان برسانيم. بدون ترديد، هر انسان سالم كه توده هاي مردم اين طوري هستند، توده هاي مردم انسانهاي سالم هستند، پيام به هركدام كه مي رسد، مي پذيرند و تبعيت مي كنند. فوج و فوج خواهند آمد. امروز مأموريت ما تبيين و تدوين اين پيام و انتشار اين پيام در سراسر عالم است و دلها تشنه است.
شايد ديديد در سيما، به اين كشور دور كه ما رفتيم، بعد از هفده هجده سال يك حكومت كاملاً وابسته به نظام سلطه كنار رفته و يك حكومت جديد آمده، مردم فقير و اصلاً ارتباطات رسانه اي شان خيلي محدود است. مردم در ميدانگاهي جمع شدند و ما پانزده شانزده دقيقه برايشان صحبت كرديم و همين حرفها را زديم. آن مردمي كه مثلاً در بين آن پنج ميليون و چند صد هزار نفر كلاً صد تا مسلمان بود. آن جمعيت مثل همين ايران وقتي ما مي گفتيم مشكل بشر اين است كه از خداپرستي، راه انبيا و عدالت فاصله گرفته، با فرياد تأييد مي كردند. مي گفتند تنها راه نجات اين است كه بياييم دنبال پيامبر راه بيفتيم. فرياد مي زدند، تنها راه مبارزه با مستكبرين است. فرياد مي زدند امروز مأموريت ما اين است كه اين پيام را برسانيم و در پيشبرد اين پيام محكم بايستيم.
امروز ايستادگي ايران در مقابل مستكبرين فقط دفاع از سرزمين ايران نيست. فقط امنيت سرزمين ايران نيست. اين دفاع از همه حيثيت بشريت است. دفاع از استقلال همه ملتهاست. دفاع از هويت همه ملتها ست. دفاع از حقوق همه ملتهاست و اين چيزي نيست كه كسي بخواهد روي آن معامله بكنند يا كوتاه بيايد. حق ندارد.
حالا آمده با موضوع هسته اي گره خورده است. نشانه اش موضوع
هسته اي است. به همين دليل است كه مي بينيد رهبري عزيز محكم و استوار ايستاده اند و اجازه نمي دهند كسي سرسوزني عقب نشيني كند و اصلاً كسي حق ندارد در اين موضوع و در اين ايستادگي ملت ايران در مقابل مستكبرين يك قدم عقب نشيني كند و به فضل الهي رهبري پيشاپيش ايستاده اند، ملت هم ايستاده است و مي بينيم كه پيروزيها پي در پي دارد مي آيد.
به لطف همين ايستادگي، به فضل الهي براي اولين بار بعد از صد سال آرايش سياسي جبهه مستكبرين در مقابل حركت ملتها متلاشي شده است. مي بينيد كه آرايششان به هم خورده است. حرفها را ببينيد، رفتارها را ببينيد.
ما كه ريز در جريانيم، برخورد داريم، تعقيب و گفتگو
مي كنيم، آرايششان به هم خورده است و معلوم شده كه هيچي نيستند. معلوم شده كه 99 درصد قدرتشان پوشالي و ادعايي است و با تبليغات و فضا سازي، رعب و جنگ رواني دارند بر جهان حكومت مي كنند و معلوم شد كه اين هيكل پوشالي شكستني است و ان شاء الله و به فضل الهي متلاشي خواهد شد.
اصلاً مسلمان نمي تواند نسبت به مسائل جهان منفعل باشد. اصلاً بسيجي، مكتب بسيجي و فرهنگ بسيجي يعني برخورد فعال با مسائل عالم. يعني حضور تأثيرگذار در سياست و معادلات عالم. يعني بايد برويم تأثير بگذرايم، بچرخانيم، هدايت كنيم، جلوگيري كنيم، به جريان حقيقي كمك كنيم و جلو ببريم.
بايد برويم به سمت اينكه دنيا براي حاكميت صالحان آماده بشود و امروز پرچمدار صلاح و صالحان همين بسيجيهاي ولايي خودمان هستند و شماها هستيد. حالا اينجاها شما يك استادكاريد، من بيش از اين مطالب را يادآوري نمي كنم.
اما مأموريت ديگر ما ساختن ايران است. بايد ايران را بسازيم. ايران را بايد عالمانه و عاشقانه بسازيم و در امتداد همان هدف مقرر بايد بسازيم. ما با ملتهاي ديگر فرق مي كنيم يعني يا حكومتهاي ديگر فرق مي كنيم. حكومتهايي كه نمي دانند به كجا مي خواهند برسند. ما مي دانيم به كجا
مي خواهيم برسيم. قله براي ما معلوم است. بايد به سمت آن قله حركت كنيم. بايد خودمان را به رنگ و بوي آن ميعاد در بياوريم. آن دوران چه طوري است؟ خب، صفا و صميميت است. پاكي و صداقت است. معنويت و عدالت است. بايد تلاش كنيم الان آن طوري بشود. و در بين همه اين ارزشها، عدالت بعد از توحيد ارزش محوري است. پيامبران آمدند، ليقوم الناس بالقسط جايي كه عدالت بود محبت هم هست، عشق هم هست، خداپرستي هم هست، آرامش هم هست، امنيت هم هست، اطمينان هم هست. مگر مي شود يك مؤمن، يك بسيجي در مقابل تبعيض، تضييع حقوق ديگران، در مقابل اينكه عده اي پيدا بشوند و با استفاده از فرصتها، جيبهاي خودشان و گروههايشان را پر كنند و مردم را در فقر نگاه دارند، بي تفاوت باشد؟
اين ميثاقي است كه خدا از اميرالمومنين گرفت و به تبع آن از همه بشريت گرفت. مگر مي تواند ساكت باشد؟ بعضيها متأسفانه يك فرهنگي را ترويج مي كنند كه حالا دم اين را ببين، دم آن را ببين، دهن اين را ببند، به اين يك چيزي بده ساكت شود. اين را يك جوري درستش كن، آن را يك جوري درست كن، حالا اينجا را ساكت شو، آنجا را هيچي نگو. يك جوري اداره كن. چند سال حكومت كن تمام شود و برود. اين است؟ «هيهات من الذله» از اين ذلت بالاتر نمي شود كه ما بياييم در رأس مديريت كشور و بعد بگوييم اين آقا دارد مي خورد و مي برد، اشكال ندارد، آن خورده و برده اشكال ندارد.
بايد ايران را بر پايه عدالت بسازيم. مگر اميرالمومنين نفرمود: كه اگر به كابين زنان هم برده باشند مي گيرم و به بيت المال برمي گردانم. خب، اين الگوي آن حكومت عدل جهاني است. حالا بعضيها مي خواهند از اين به بعد هم ادامه بدهند. مي گفت ما هيچي نمي گوييم، ما رها مي كنيم، آنها رها نمي كنند.
درست هم همين است. چون اگر حكومت اسلامي يقه اينها را نگيرد، اينها طلبكار مي شوند. خب حالا در اين زمينه ها غصه زياد است ولي من مي خواهم مطالب ديگري بگويم كه شما شاد بشويد و بعد يك تقاضا از شما درباره سازندگي.
بايد ايران را بسازيم. بدانيد برادران شما در دولت تصميماتي كه
مي گيرند تصميمات عالمانه، شجاعانه و برپايه عدالت است.
سال 1385 يكي از درخشان ترين سالها براي پيشرفتهاي بنيادين اقتصاد ما بود. من چند تا عدد و رقمش را مي دهم ببينيد چه اتفاقي افتاد. حالا بگذاريد اول نفعش را بگويم. از حدود مهر و آبان من مي فهميدم چه اتفاقي در كشور دارد مي افتد، كجاها دارد آباد مي شود و كجاها دارد اصلاح مي شود. از حدود اواخر مهر و آبان يك دفعه يك موج سنگين تبليغاتي شروع شد. آمار و اطلاعات جعلي براي اينكه اوضاع اقتصادي خراب است، فلان شاخص به هم خورده، اينها علمي اداره نمي كنند، اقتصاد بلد نيستند. مي ديدي كه سي چهل تا روزنامه همه تيترهايش منفي است. برگرديد توي ذهنتان ببينيد همه اش منفي بود. بعد يك آمار جعلي منتشر كردند، مقايسه رشد اقتصادي سه ماهه اول 1385 با سه ماه اول 1384؛ يك گزارش كاملاً جعلي و ساختگي. سال 1383 رشد اقتصادي ما 6/4 درصد نسبت به سال قبل شد. اواخر سال 1383 انتخابات بود. سه چهار ماه اول 1384 كه مملكت تعطيل بود و همه مسئولين رفته بودند در هر استاني ستاد انتخاباني زده بودند. ما كه يادمان هست. كشور تعطيل بود. آن وقت اين گزارش جعلي آمده مي گويد اين سه ماهه اول 1384 رشدش دو برابر كل سال 1383 است. ما تعجب كرديم. سال 1384 اين دولت آمده با يك حركت پرتوان، همه بخشهاي كشور را فعال كرده است. آن وقت آمده گفته سه ماهه اول 1385 نصف، در صورتي كه سال 1384 در همان شش ماهي كه اين دولت آمد، رشد اقتصادي را از 6/4 به 6/5 رساند. يك درصد در شش ماه اضافه كرد. بعد گفتيم چرا اين كار را كرديد، گفتند ما نمي خواهيم يك مدلي را آزمايش كنيم و اين حالا چنين نيست، خواستيم مدل پيش بيني شده شش ماهه را وارد سيستم كنيم. من همان موقع متوجه شدم كه ماجرا چيست، همين را مستند قرار دادند براي هجوم سنگين عليه دولت.
اخيراً آقايي يك سخنراني مفصل كرد و هفت، هشت تا عدد داد
همه اش دروغ. بگذاريد من چند تا را برايتان بگويم ببينيد چه اتفاقي افتاده است. يكي از عددهاي دروغي كه مي گفت و تيترهاي بزرگ در
روزنامه ها زدند اين بود كه آقا اين دولت يا واردات بي رويه دارد بازار را كنترل مي كند. سرمايه كشور را براي واردات بر باد داد.
سالي كه ما تحويل گرفتيم، 6/35 ميليارد دلار واردات كشور بود و صادرات غير از نفت كشور3/7 . سال 1384 كه ما نصفه تحويل گرفتيم اين واردات شد 5/39 اما صادرات شد 5/10. واردات 12 درصد رشد كرد، صادرات 42 درصد رشد كرد. اولين باري بود كه اين اتفاق مي افتاد. صادرات غير نقتي يكي از شاخصهاي مهم است كه ما از نفت آزاد بشويم، يعني توليد، يعني كارگاهها بايد كار كنند، توليد كنند و صادر كنند و سال 1385 اين واردات 41 ميليارد شد، صادرات شد 3/16 ميليارد دلار. يعني از روزي كه ما تحويل گرفتيم مجموعه واردات يك چيزي حدود 5/5 ميليارد دلار اضافه شد اما صادرات 9 ميليارد دلار اضافه شد. براي آنهايي كه اقتصاددان واقعي هستند مثل يك معجزه مي ماند. اين قدر جلسه با صنعتگران و صادر كنندگان؛ واقعاً آنها بسيج شدند و مردانه پاي كار كشور آمدند.
يك اتفاق عظيم است كه كشوري كه وارد كننده اصلي مواد كشاورزي بود، سال 1385، دو ميليارد دلار محصولات كشاورزي از اين كشور صادر شد. بعد آقا آمده، تريبون پيدا كرده مي گويد دولت قبل واردات را مهار كرد، اين دولت شصت ميليارد دلار در يك سال وارد كرد؛ دروغ. دولت قبل صادرات را گسترش داد و اين دولت صادرات را كاهش داد؛ دروغ. بعد هم تيترها و تحليلها، سخنرانيها و موضع گيريها. اين قلمش كه خيلي روشن است. واقعاً اين يك افتخار براي دولتي است كه به بسيجي بودن ملقب شده است. دولتهاي قبلي يك ميليارد دلار صادرات غير نفتي را اضافه مي كردند، جشن ملي برپا مي كردند.اي واي بدويد ما يك ميليارد دلار اضافه كرديم. حالا چهار ميليارد، پنج ميليارد واردات اضافه شده است. تركيب واردات عوض شده است.
جالب است ما با گمرك جر و بحث داريم، گمرك مي گويد 88 درصد واردات مواد اوليه و كالاهاي واسطه توليدي شده، ما مي گوييم اشتباه
مي كنيد اين 75 درصد است. چرا كه هر چقدر به سمت مواد اوليه و واسطه اي برويم به نفع اقتصاد است. ما مي گوييم آمار 88 درصد اعلام مي كنيم. ما داريم به آنها مي گوييم كه اشتباه حساب كرديد. ما كه
نمي خواهيم خودمان را فريب بدهيم. ما مي خواهيم اينجا را بسازيم. در طول ده ساله قبل از تحويل گرفتن اين دولت در كل روستاهاي كشور مجموعاً دويست هزار واحد مسكوني ساخته شد. من به شما بگويم به فضل الهي ما فقط پارسال دويست هزار خانه در روستاها ساختيم؛ دويست هزار تا در يك سال.
شما مي دانيد وقتي اين دولت تحويل گرفته شد سه و نيم ميليون نفر بيكار تحويل ما شد. طبق آماري كه خود آقايان دادند، سه و نيم ميليون نفر بيكار تحويل اين دولت شده است. در سال 1384 و 1385 روي هم يك ميليون و نهصد پنجاه هزار شغل جديد درست شد.
در كارهاي عمراني در سال 1385، 42/2 برابر سال 1383 كار عمراني در طول يك سال انجام شده است. البته هدف گيريمان 3/3 بود، منتها مجلس با ما موافقت نكرد. مي شد واقعاً ما 3/3 برابر سال 1383 كار عمراني كنيم.
در يك سال ده هزار كيلومتر راه روستايي آسفالت شد، اينها همه در جهت عدالت است؛ ده هزار كيلومتر معادل همه سالهاي قبل در يك طول يك سال.
در يك سال و نيم ما 34 ميليارد دلار قرارداد نفتي با كشورهاي ديگر بستيم؛ قرارداد سرمايه گذاري در نفت نه فروش نفت. قرارداد اينكه بيايند پالايشگاه بسازند، توسعه ميدان بدهند، پتروشيمي بسازند. اصلاً اين كار سابقه ندارد. در طول يك سال بيش از ده ميليارد دلار قرارداد براي سرمايه گذاري خارجي در بخش غير نفتي مجوز صادر كرديم. معلوم است كه
مي بينند كه اگر با همين سرعت كشور چند سال حركت كند همه چيز شكوفا خواهد شد.
براي اولين بار اين دولت آمد پول كشاورز را نقدي پرداخت كرد. وقتي ما دولت را تحويل گرفتيم از سال 1372 به كشاورزان بدهكار بودند. ما بايد اين بدهيهاي سال 1372، 1373، 1374، تا سال 1384 را مي داديم، در همان سال 1384 به كشاورز. خب، معلوم است كه روستا با آن وضع خالي مي شود، معلوم است كه كشاورزي پايين مي رود.
منابع بانكي را سهميه بندي كرديم، گرچه مقاومت خيلي سنگين است. به شما بگويم عده اي هستند كه بخش اصلي تسهيلات بانكي را مي گيرند و هنوز هم مي گيرند. مي گيرند، كارشان را مي كنند، پس مي دهند، بلافاصله مي گيرند. يعني هميشه يك بخش درشتي از اين منابع بانكي در اختيار يك عده است. بعضيهايشان البته در كار توليدي هستند، مثل اين كارخانجات بزرگ كه ما هم حمايت مي كنيم، بعضيهايشان نه .
ما بخشي اش را با هزار فشار و زحمت آمديم توزيع كرديم كه بروند براي كارگاههاي كوچك و مزارع كوچك، حدود هزار ميليارد تومان از دويست هزار ميليارد تومان تسهيلات، دويست هزار ميليارد تومان وامي كه داده شد. در شاخص كلي رشد اقتصادي كشور آن چيزي كه تا الان حساب كردند براي سال 1385، براي اولين بار ما به مرز هفت درصد نزديك شديم كه يك كار بسيار بزرگ است. چند تا كشور بيشتر در دنيا اين مرز را الان ندارند، اما با يك طراحي تبليغاتي سنگين، مستندشان هم فقط قيمت مسكن است كه آن هم حالا آقاي محسني اشاره كرد كه چطوري طراحي كردند. البته تقاضا براي مسكن خيلي زياد است. هرم جمعيتي ما الان دارد به سمت بازار مي آيد. يعني سال 1375، جمعيت ده تا پانزده ساله ما، نه ميليون و نيم بود، الان اين بيست و بيست چهار ساله شده است. طبيعي است، رشد جمعيت داشتيم و الان يك هجومي براي اشتغال مي آيد، اشكال هم ندارد، ما امروز در دولت با دوستان صحبت
مي كرديم، مي گفتند اين تقاضاي عظيم را ما بايد پاسخ بدهيم. گفتيم اشكال ندارد اين لطف خداست. خب، شما ها كه مدعي حزب اللهي بودن هستيد بايد بدويد كشور را بسازيد كه اين يك افتخار براي ماست. اما با يك طراحي تبليغي و با تلاش از درون، براي جلوگيري، براي تخريب، تبليغاتي كردند كه ما بياييم عددهاي واقعي را بگوييم، توي دعوا بيندازند.
آمده مي گويد 23 درصد تورم بوده، مي گوييم از كجا اين را مي گويي، بالاخره همان گروهي كه براي دولتهاي قبل تورم حساب مي كردند، همانها دارند حساب مي كنند. ما اصلاً آنها را نمي شناسيم كه كي هستند، ولي همانها هستند كه مي دانيم عوض نشدند. خب، آخرين تورمي كه ما تحويل گرفتيم 4/15 درصد در سال بود. سال 1384 شد 1/12، سال 1385 شد 6/13، آن هم علتش چيز ديگري بود، نه اقدامات برنامه اي دولت.
در ساختار بودجه مي رويم سهم عمراني اضافه شده، سهم جاري كم شده، وابستگي به نفت كاهش پيدا كرده، اما تيتر دروغ مي زند آقا وابستگي بودجه به نفت صد در صد افزايش يافت. ما نمي دانيم از كجا همان طور دروغ دارد مي گويد. بعد يكي هم مي خواند مي رود در تريبون رسمي
مي گويد. البته ما علتش را مي دانيم. رسماً براي من پيغام مي فرستند كه آقا تو پايت را توي كفش ما نكن، ما هم با تو كاري نخواهيم داشت. گفتم باباجون ما آمده ايم كه پايمان را توي كفش شماها بكنيم، والا براي چه بياييم.
بايد كشور را ساخت با همان روحيه بسيجي و بايد پاكي كاملاً حاكم بشود، صداقت حاكم بشود، فداكاري حاكم بشود، نگاه عالمانه حاكم بشود، بعضي تصميماتي كه ما مي گيريم، پانزده سال رويش مطالعه شده بعد ما به تصميم مي رسيم. بدانيد بعضي از تصميماتي كه من خودم پافشاري مي كنم، اصلاً پانزده سال خودم رويش مطالعه كرده ام. چيز جديدي نيست. اما هاي و جنجال اي واي داد و بيداد ، بعضيها هم اين قدر كوچك اند خيال مي كنند خودشان محور عالم اند، اگر كسي از اين سؤال نكرد، پس ديگر كار ناقص است. بايد كشور را بسازيم.
البته شما مي دانيد و بدانيد به فضل الهي اينها كه چيزي نيستند، اين بلندگوهايي كه الان هست چيزي نيست، اگر صدها برابر هم باشد محال است كه بنده برادر كوچك شما سر سوزني از مسير مستقيمي كه براي حركت دولت تعيين شده است، كنار بروم. هرچه مي خواهند بگويند، مرتب داد بزنند. ما هنوز حرف نزده ايم. ما هنوز بيرون نريخته ايم، ما در سكوت هستيم و چيزي نگفته ايم.
آن داستان را برايتان گفتم. حالا مي گويم بالاخره بخنديد و نتيجه گيري و عرضم تمام. بدانيد بسياري از جاها مي رويم اصلاحات بنيادي كنيم به سد اينها مي خوريم و جنگ شروع مي شود. منتها ما وظيفه نداريم بگوييم . يك جاي بسيار مهمي كه همه تان مي دانيد كه خيلي اوضاعش خراب است. جوانها هر دفعه در هر اجتماعي من را مي بينيد شكايت مي كنند و من قول داده بودم درست مي كنم.
به مجمعي رفتيم كه مسئول همين كارهاست. داشتيم اصلاح مي كرديم، آن قدر رفتند فشار آوردند كه به ما فرمودند دست نگه دار، اينها كل كشور را به هم خواهند ريخت. بعد در جلسه ديگري جوانها به من گفتند چه شد قرار بود اصلاح كني، گفتيم والا رسيده بوديم به خيمه آخر، گفتند برگرديد و ما اطاعت كرديم، اطاعت كرديم و برگشتيم . يك موقع خيال نكنند كه ما ساكتيم و اينها ديگر تعطيل شدند. جشن بگيرند كه الحمدلله مثل اينكه ما هيچ مشكلي نداشتيم.
يكي شان در يك جلسه اي اخيراً گفته بود كه ما بالاخره اين دولت را پايين مي كشيم. من گفتم ان شاء الله به فضل الهي اين دولت هزار تا مثل شما را پايين خواهد كشيد. همين سال گذشته وزير نيرو را كه مي شناسيد، آقاي فتاح، بچه بسيجي، بچه سپاهي، مسئول ستاد لشگر بود، معاون فرمانده لشگر بود. اين حاج مجيد او را مي شناسد، همه او را
مي شناسيد. به همت يك جوان بسيجي پارسال بيست تا سد در اين كشور تمام شد. براي اولين بار در طول يك سال و نيم، پنج هزار مگاوات ظرفيت جديد اضافه شد كه قريب به اتفاقش در همين دولت شروع شد و تمام شد. پاي كار ايستاده است، دارد جلو مي برد، بنيانها را درست
مي كند.
عزيزان من! مأموريت امروز ما ساختن درست كشور است. ما به اين تئوريهايي كه شما رشد اقتصادي بده مهم نيست توي جيب كي برود [اعتقاد نداريم.] آقايان پنج درصد، سه و نيم درصد، بعضي سالها رشد اقتصادي درست كردند، آن هم بيشترش توي جيب عده اي خاص رفت. از آن دفاع مي كردند، مي گفتند اجازه بدهيد به خاطر سه و نيم درصد رشد مي ارزد ما چشمانمان را روي بعضي كارهاي خلاف ببنديم.
من عرض مي كنم ان شاء الله ما رشد بالاي شش و نيم درصد، هفت درصد خواهيم داشت، جلوي تو جيب رفتن آدمها را هم خواهيم گرفت. بايد بگيريم. نمي شود كه ما بگوييم ثروت ملت را در بازار بريزيم، بعد عده اي بيايند بازي در آوردند، دو تا كالا را گران كنند، دو تا جنس را گران كنند، همان را سند ادعاهاي دروغين خودشان كنند عليه خادمين به ملت. بايد كشور را به سرعت بسازيم و مي توانيم. عرض من اين است كه مي توانيم همه دنيا هم بسيج بشوند و ممانعت كنند مي توانيم، براي اينكه وعده الهي است.
شهيد عزيز ما شهيد رجايي گفته خدا با ماست. هركس با خدا باشد، خدا هم با او ست. فرمول خيلي ساده است.
حالا يك جمله اي ديگر آمد برايتان بگويم. بالاخره براي بچه هاي بسيج نمي شود نگوييم. يك كسي، مدعي، به يكي از دوستان ما گفته احمدي نژاد اين حرفها چيست كه مي زند، گفت چه مي گويد؟ گفته بود كه مي گويد دوران مستكبرين تمام شده است، پيروزي قطعي با ماست. گفته اين حرفها خيلي حرفهاي گنده اي است كه مي گويد پيروزي قطعي با ماست، دنيا رو به تحول است، چه خواهد شد؛ همين حرفهايي كه ما
مي زنيم. اين دوست ما گفته بود: احمدي نژاد ادعايي نمي كند. اين حرفهايي كه خدا گفته را قبول كرده است. خدا يك چيزهايي گفته اين قبول كرده و گفته خدا درست مي گويد. خدا گفته ان تنصروا الله ينصركم خدا گفته من يتق الله يجعل له مخرجا كسي از خدا بترسد، بن بست ندارد.
يادتان هست امام خطاب به اين آدمهاي فاسد ليبرال گفت: شما به بن بست رسيديد، اسلام كه به بن بست نمي رسد. خدا مي گويد من يتق الله يجعل له مخرجا.
همه دنيا عليه انرژي هسته اي ما بسيج شده است. خب بسيج شده باشد. اينها اصلاً كي هستند. اينها توي اين نظام خلقت كجاي كارند. اينها بيني خودشان را بالا نمي توانند بكشند. اينها صاحب مرگ و حيات و زندگي خودشان نيستند، مگر هستند؟ اينها مي خواهند جلوي جريان حق را بگيرند؟ البته بله، اگر ما آن اتصالمان با بالا دچار اشكال بشود، اين معادلات به هم مي ريزد. به آن آقا گفته بود. اينكه خدا گفته: من يتق الله يجعل له مخرجاً و يرزقه من حيث لا يحتسب از آنجا كه حساب نمي كند خدا به او روزي خواهد داد. ان الله يدافع عن الذين آمنوا خدا دفاع مي كند، و الذين جاهداو فينا لنهد ينهم. بابا اين حرف خداست. خدا راه را باز مي كند. من كه هر روز با همه وجود دارم مي بينم . نه اينكه من خيلي عارف و زاهد هستم. نه مثل شماها و پايين تر از شما و خاك پاي همه بسيجيان اين كشور هستم، اما اين وعده خداست، اراداتي بنما تا سعادتي ببري. شما يك صدا بكن فوري جواب مي دهند. نحن اقرب اليه من حبل الوريد ، به بندگانم بگو، بخواهيد مرا. دعا كنيد، بخواهيد. ادعوني استجب لكم. استجابت مي كند. خدا خوب است. خدا مهربان است. اين فرهنگ ماست. بله، در ابزار، در امكانات، در بررسيها و در مطالعات بايد بهترين و
دقيق ترين، كامل ترين [را در نظر گرفت]، اين هم جزو وظايف ماست، اما ته آن، آني كه ما را پيروز مي كند همين حرفهاست. آني كه بسيج را در دوران دفاع مقدس و ملت ايران را پيروز كرد، توپ و خمپاره و...نبود، اين حرفها بود. توپ و خمپاره هم داريم، اما آني كه پيروز كرد اين حرفها بود.
عزيزان بايد كشورمان را بسازيم. به همين دليل است كه اين واژه بسيج سازندگي برايم خيلي لذت بخش است كه انديشه بسيجي بيايد در مجراي سازندگي كشور جاري بشود. اين خيلي ارزشمند است. با برادر عزيزمان آقاي حجازي پارسال صحبت مي كرديم، پيشنهادات گوناگون شد، من گفتم اسمش را بگذاريد طرح هجرت 3 ، سؤال كردند چرا مي گوييد طرح هجرت 3 ؟ گفتم من يادم هست يك موقع اول انقلاب جوانها هجرت كردند، از دلش جهاد سازندگي درآمد و چه خدماتي انجام داد. روحيه جهادي آمد داخل ساختارهاي اداري كشور. بعد دفاع مقدس شد، عده زيادي هجرت كردند، از داخلش اين شجره طيبه سپاه بيرون آمد. قريب به اتفاق شما دوران دفاع مقدس همديگر را پيدا كرديد، والا اگر دفاع مقدس نمي شد و آن هجرتها و اينها نمي شد، شايد خيلي از شماها اينجا نبوديد و در كار ديگري بوديد، و الان هم بگذاريد هجرت 3. ان شاء الله از اين حركتي كه شما شروع كرديد، و مي خواهيد جوانها، دانشجو و دانش آموز برود كشور را لمس كند، و اين خاك را ببينيد و با دست خودش بسازد و به اين سرزمين تعلق پيدا كند، اين هم مقدمه بركات فراواني در كشور خواهد شد.
ان شاء الله طراحي و برنامه ريزي [كنيد] و توصيه ام اين است كه بايد وجه غالب كار، فضاي فرهنگي باشد. اين جوانهاي ما بروند ساخته بشوند و بيايند. عشق، ايمان، شجاعت، ايثار، از خود رها شدن، خدا پرستي ناب. شما مي دانيد، جوانهاي ما تقريباً همه شان خوب هستند. واقعاً جوانهاي ما در عالم نمونه هستند. همه جوانها را كنار هم بگذاريد، بعد با دنيا مقايسه كنيد، اصلاً قابل قياس نيست. همه قريب به اتفاقشان اهل محرم، اهل عاشورا، اهل شب احياء، اهل اعتكاف و ..... هستند، حسيني اند.
حتماً خبر داريد در جمكران صدها هزار جوان به عشق امام مي روند و همين الان هم عاشق ترين اقشار نسبت به ولايت جوانهاي ما هستد و پاك ترين. با سازماندهي، برنامه ريزي، در روستا، هرچه روستا دورتر و محروم تر بهتر، براي اينكه سختيها را بچشد و ساخته بشود و روحش صيقل بخورد. من به اين حركت شما بسيار اميدوارم از اين جهت كه يك نسلي ساخته بشود كه با همان فرهنگ بسيج فردا ان شاء الله وارد مديريتهاي كشور و عرصه سازندگي كشور بشود. از همه تان صميمانه تشكر مي كنم.
والسلام عليكم و رحمه الله و بركاته
شناسه خبر: 7857
- سخنراني ها
, متن کامل سخنرانی
1390 رياست جمهوري اسلامي ايران 2011 Presidency of The Islamic Republic of Iran
آدرس: تهران - میدان پاستور - خیابان پاستور تلفن: +98(21)64451