- سخنراني در ديدار با دست اندركاران برگزاري همايش سيره پيامبر اكرم ص
چهارشنبه 25 ارديبهشت 1392 - 16:26

بسم الله الرحمن الرحيم

سخنراني در ديدار با دست اندركاران برگزاري همايش سيره پيامبر اكرم ص

بسم الله الرحمن الرحيم

شناسه خبر: 7856 - 

سه‌شنبه 18 ارديبهشت 1386 - 11:08

اللهم‌ عجل‌ لوليك‌ الفرج‌ والعافية والنصر و اجعلنا من‌ خير اعوانه‌ و انصاره‌ والمستشهدين‌ بين‌ يديه



خدا را شكر مي كنم هم اين توفيق را به شماها داد كه در اين مسير بسيار ارزشمند قدم بگذاريد و هم اين فرصت را براي من فراهم كرد كه لحظاتي در خدمت شما باشم و دربارة اين موضوع اساسي و محوري فرهنگي و تربيتي با هم گفتگو بكنيم. بدون ترديد، خداي عالم كه انسان را آفريد او را دوست داشت و دوست مي دارد. هدفي كه خدا براي انسان قرار داده است رسيدن به قله هاي كمال و سعادت است. خدا انسانها را خلق نكرد كه در جنگ و كينه ورزي و فقر و تبعيض و التهاب و نگراني زندگي كنند. درست است كه دنيا مزرعه، معبر و محل توشه برداشتن و اوج گرفتن است، اما باز هم خدا نخواسته كه انسانها در ستيزه جويي و بدبختي در اين دنيا زندگي كنند. خدا در همين جهان هم براي انسانها يك هدف متعالي قرارداده كه اين هدف متعالي هم زمينه ساز و هم مقدمة يك زندگي سعادتمند جاويد است.

خدا بشر را خلق كرد اما رها نكرد. براي او اسباب و ابزار هدايت را فراهم كرد. هم عقل و فطرت را در دل و در درون انسان قرار داد و هم پيامبران الهي را فرستاد براي اينكه راه را نشان بدهند و عقل را تربيت كنند و به حركت وابدارند و الگوي عملي حركت در مسيري را كه خدا مقرر كرده، در مقابل انسان قرار بدهند.

بدون ترديد، بزرگترين و بالاترين نعمت الهي براي بشريت وجود نازنين پيامبر گرامي اسلام حضرت محمد مصطفي (ص) است. اگر كسي تصور بكند با اتكاي به عقل خودش يعني صرفاً عقل، توانمنديها و استعدادهاي خودش مي تواند راه را پيدا بكند اين حتماً از همين ابتدا در مسير گمراهي است؛ چرا كه خدا اصلاً اين جور قرار نداد. خداوند استعدادها و مقدمات حركت را در وجود انسان قرار داده اما الگو و راهنما هم تعيين كرده است. اگر بخواهيم به عظمت اين نعمت الهي پي ببريم بايد به زندگي پيامبر نگاه كنيم، مي شود يك كار ديگري هم كرد، يعني ما از پيامبران ديگر به پيامبر عزيز اسلام برسيم. نگاه كنيم ببينيم پيامبران كه و چه بودند. حضرت نوح كي بود. با مطالعه در زندگي حضرت نوح درمي يابيم شخصيت اين پيامبر چه عظمتي و چه ظرفيتي داشت. ايشان 950 سال مردم را دعوت مي كند و پاسخ منفي مي شنود و تمسخر، توهين و بداخلاقي را تحمل مي كند. حضرت ابراهيم را ببينيم؛ يك نفر در مقابل يك عالم. چه روح بلندي. تمام بنيانهاي خودپرستي و بت پرستي را در ذهن و عينيت مردم متلاشي مي كند و

مي ايستد. با چه بياني استدلال مي كند و همه را از آن جهالت و تاريكيها به سمت روشنايي مي آورد. زندگي حضرت ابراهيم اصلاً يك عظمت ويژه اي دارد. حضرت موسي كي بوده؟ خدا مي گويد من تو را براي خودم ساختم و مخاطب قرار مي دهد. با خدا صحبت مي كند. چه عظمتي و چه مرحله اي و در چه اوجي و چه مبارزات سنگيني. حضرت عيسي هم همين طور. در نقطة اوج و كمال، وارث همة انبيا و خاتم آنها و اكمل و كامل آنها و كامل كنندة آنها پيامبر عزيز اسلام. همة وجود پيامبر نور و رحمت است و خدا بهترين را به عنوان الگو برگزيده است.

ولكم في رسول الله اسوة حسنه. راهي جز مسير پيامبر در مقابل بشر وجود ندارد. الگويي جز الگوي پيامبر نيست. هر چه هست در ساية وجود نازنين پيامبر عزيز اسلام است. همه چيز در آن هست و كامل است؛ انسان و عقل كامل و بالاترين نقطة كمال.

ديگر بالاتر از موقعيت پيامبر اصلاً قابل تصور نيست كه كسي بخواهد از آنجا بالاتر برسد. ديگر نيست و نهايت آنجاست و آموزه هاي پيامبر در عين عمق و صلابت و استحكام، در كمال سادگي است و مي شود فراگرفت و ترويج كرد.

امروز و هميشه بشر راهي جز تبعيت از پيامبر ندارد. اصلاً مشكل اين است كه در طول تاريخ هميشه مشكل اين بود كه عموم مردم يا عده كثيري تبعيت نمي كردند. همه بدبختيها ناشي از عدم تبعيت از پيامبران است. كسي كه از پيامبر تبعيت كند چه مشكلي دارد. اصلاً ديگر مشكلي نمي ماند. همه اش در همين است. حيات، سعادت، كمال، جاودانگي و هر چيزي كه آرزوي بشر است، همه اش اينجاست و خارج از اين مسير چيزي وجود ندارد. اگر كسي خيال كند كه خارج از مسيري كه پيامبران ترسيم كرده اند مي شود به حقيقتي دست يافت يا به مراتبي از كمال رسيد، اين قطعاً انحراف و شيطاني است و جز ظلمات و سقوط چيزي وجود ندارد.

خداوند چنين نعمتي را براي بشريت خلق كرد. البته من اين نكته را هم خدمت شما در بين بحث بگويم كه بعضيها خيال مي كنند كه پيامبر عزيز اسلام براي مسلمانهاست. حضرت مسيح هم متعلق به مسيحيان و حضرت موسي هم متعلق به يهوديان است. اينكه نيست. پيامبر عزيز ما متعلق به همه بشريت و براي همه است. الگو و راهنما و نعمت و رحمت براي همه است. رحمة للعالمين است. مظهر رحمت الهي است. پيامبر كانون همة زيباييهاست. واسطة فيض الهي است. واسطة فيض الهي يعني چه؟ ما مي گوييم عبور مي كنيم. يكي از مظاهر فيض الهي كل اين عالم خلقت است؛ كل عالم خلقت به واسطة وجود نازنين پيامبر گرامي اسلام. حالا يك مرحله پايين تر؛ محبت. اگر محبتي در عالم هست به واسطة وجود نازنين پيامبر گرامي اسلام و به تبع پيامبر است، كانال ديگري ندارد. اگر مهر و زيبايي و شجاعت ، كمالات اخلاقي، فداكاري، تواضع، خشوع، ايمان، اخلاص، بزرگي و بزرگواري هست، هر چه خوبي هست؛ اينها فيض الهي است. واسطه اش كيست؟ پيامبر و آل پيامبر و جاي ديگري ندارد. خدا فرموده و خدا قرار داده است.

خدا براي بشريت نعمتي بالاتر از وجود پيامبر خلق نكرده است. كي و چه هست؟ اگر كسي فكر مي كند خدا نعمتي بالاتر از وجود پيامبر براي انسانها قرار داده است [بگويد].

خب، اين را خدا قرار داده اما بيشترين غفلتها نسبت به همين بالاترين نعمتهاست. نه تنها در ساير كشورها كه هيچ، در دنياي اسلام هم همين طور است؛ غفلت، غفلت تاريخي. حالا بايد برگرديم. هر لحظه اي كه متوجه شديم كه در مسير انحرافيم، برگرديم. ما اگر به وجود نازنين پيامبر عزيز اسلام برگرديم من به ضرس قاطع عرض مي كنم، هيچ نيازي به هيچ الگوي ديگري در هيچ زمينه اي نداريم. نه اينكه ما دانسته هاي ديگران و دستاوردهاي ديگران را نفي كنيم؟ نه. همه چيز اينجاست. اگر هم كسي در جايي به چيزي رسيده، در يك نقطه اي مورد توجه بوده است، از يك جايي عنايتي شده، رفته بعد از چند نسل يا چگونه در جايي بروز كرده، والا وجود ندارد. بالاخره در عالم يك شجرة طيبه بيشتر نيست. هر چه خوبي است متصل به آن است. يك شجره هم خبيثه است.

حالا ما بايد برگرديم. يا اگر پيامبر را به عنوان الگوي انسان كامل فرض كنيم، آن وقت ديگر درس آموزي از آن برايمان آسان مي شود. چه مي خواهيم به فرزندانمان منتقل كنيم. چه چيزي بهتر و دلنشين تر از وجود نازنين پيامبر. حتماً شماها كه مطالعه كرده بوديد و الان هم كه وارد اين عرصه شديد مي بينيد چه صفا و لذتي دارد. هر چه قدر

مي رويد، يك اقيانوس بيكران و سرشار از درهاي گرانبهاست. همه اش زيبايي است، براي همة افراد و اقشار و سنين. اين طور نيست بگوييم پيامبر الگو هستند براي سياسيون، معلمين، اقتصاديون و مجاهدين و انقلابيون؛ نه براي همه است. پيامبر عزيز براي يك كودك سه ساله هم الگوست. پيامبر براي يك زاهد 80 ساله هم الگوست. پيامبر براي يك فيلسوف و رياضيدان و فقيه هم الگوست.

اين كاري كه شما شروع كرديد به نظرم كاري بنيادين، اساسي و بسيار با بركت است. هم بشناسيم و هم به فرزندانمان معرفي كنيم. من شك ندارم، هر انسان سالمي، يك انسان معتدل معمولي اگر با وجود نازنين پيامبر عزيز اسلام آشنا بشود ديگر محال است چيز ديگري را انتخاب كند. محال است از آن نقطه صد كمال و كرامت انساني خودش يك درجه پايين تر بيايد، نمي پذيرد. چه طور مي شود آدم آشنا بشود و عاشق نشود و عاشق بشود و دنبال نرود.

هنر شما اين است كه اين شناختن و شناساندن را سازماندهي كنيد، برنامه ريزي كنيد. در كتابهاي درسي بيايد. بالاخره انسان نيازمند الگو و قهرمان است. قهرمان فقط قهرمان ورزشي يا كسي كه كار

خارق العاده انجام مي دهد، نيست. قهرمان الگويي است كه انسان آرمانهايش را در او مي بيند. پيامبر عزيز اسلام ديگر جامع همة آرمانها و كمالات انساني است. ما اين رحمت را داريم بعد دست و پا بزنيم برويم اين طرف و آن طرف و در كوره راهها بگرديم و آدمهاي ره گم كرده را پيدا كنيم، بعد اينها را به عنوان الگوي ره يافتگي به جوانهايمان معرفي كنيم. اين به نظرم ناسپاسي است. امروز يك خزانة بي پايان براي هميشه در اختيار ماست. من فكر مي كنم اگر همة آموزش و پرورش امروز ما با اين ظرفيتهاي بي پاياني كه دارد و صدسال كار بكنيم باز هنوز جا براي كاركردن هست. چون سير كمال انساني كه پاياني ندارد و ايشان در نقطه كمال است.

بايد متناسب با سن و روحيات و جنس و حتي با نوع درس شناسايي، طبقه بندي و دسته بندي كنيم. اشكال دارد ما در رياضياتمان ذكري از وجود نازنين پيامبر عزيز اسلام حضرت محمد مصطفي (ص) بكنيم. اشكالي دارد؟ نمي شود؟ مي شود و قبل از اينكه به بچه ها بگوييم خودمان آن را الگو قرار بدهيم؛ مدير و معلم و برنامه ريز درسي ما. خب پيامبر عزيز ما چگونه بچه ها را تربيت مي كرد؟ در دامان خودش شخصيتي را به نام علي ابن ابيطالب (ع) تربيت كرده كه برتر از او در عالم وجود ندارد؛ جامع همة كمالات. چگونه پيامبر تربيت كرده و بقيه و بقيه را. بالاخره جامعة مدينه يك جامعه اسلامي است كه به دست پيامبر پايه گذاري شده، در آنجا تعليم و تربيت هم بوده و بعد هم توسط ائمه اطهار (ع). چگونه تربيت مي كردند؟ اينها بهترين الگو نيستند؟ حتمآً هستند. به جاي اينكه برويم سراغ نمي دانم چه، من اسم نمي برم، ترجمه كنيم و بياوريم كه حالا مباني شان اگر نگوييم سكولار است، التقاطي است و قاطي دارد. بعد هم مي خواهيم آنها را با اصرار در مغز معلم و بچة خودمان بكنيم. چرا؟ ناسپاسي است.

اگر توجه داشته باشيم و در اين راه قدم بگذاريم ياري خواهيم شد. نه تنها دولت با افتخار مي آيد و در خدمت شما قرار مي گيرد و با افتخار دست شما را مي بوسد، بلكه بالاتر از اين حرفها خود وجود نازنين پيامبر اسلام همة عالم به كمك شما مي آيد. چون همة اين عالم و تمام سنتهاي عالم در جهت تربيت انساني آن چناني است. حالا شما در آن مسير قدم بر مي داريد همة سنتها به سمت شما مي آيد و بعد يك قدم شما هزار قدم بركت و نتيجه دارد.

اگر بياييم پيامبر را الگو قرار بدهيم ديگر دست و پا نمي زنيم و سردرگمي نداريم و اختلاف نظرها از بين مي رود. الان چه قدر بين صاحب نظران تربيتي ما اختلاف نظر هست. مبنا را كجا قرار بدهيم،

چه جوري قرار بدهيم، چگونه با دانش آموز حرف بزنيم، چگونه او را مخاطب قرار بدهيم. بحثهايي است كه شما درون خودتان داريد. وسط گذاشتيم، خب اختلافي مي ماند، حتماً نمي ماند.

حركت شما بسيار مبارك است و ان شاءالله خدا هم كمك خواهد كرد. يك آغاز مبارك است. من به شما تبريك مي گويم. اين را واقعاً از لطف خدا بدانيد و شاكر باشيد كه توفيق بدهد در اين مسير بياييد. ما هيچ وقت نبايد يادمان برود كه مسلمان يا انقلاب اسلامي و حركت اسلامي، اين حركتي به موازات ديگران، نقطة مقابل ديگران يا در قياس با ديگران، براي تأسيس دولتي در كنار ديگران نيست. اين نيست كه ما انقلاب كرديم حالا يك دولت مثل بقيه درست كنيم. حالا 198 كشور هست يكي هم ما هستم. يك قواعدي هم در عالم هست، رعايت كنيم و يك مقدار هم در درون خودمان كارهايي مي كنيم. چهار تا پلي

مي زنيم، چهار تا كامپيوتري مي خريم، چهار تا مترو مي زنيم، هواپيما درست مي كنيم، آسفالت مي كنيم و در همة خانه ها همه چيز برقي

مي شود و اين هم ديگر تمام شد. حتماً اين نيست. آرمانهاي انبيا جهاني و بشري است و مرز جغرافيايي و نژادي و … نمي شناسد و تا به نقطة كمال نرسد در آن توقفي نيست.

ما بايد فرزندانمان را براي اين تربيت بكنيم. كسي كه فرزند انقلاب است يعني يك آدم محكم و دنبال آرمانهاي پيامبر عزيز اسلام و انبياي الهي است. چنين كسي هم عالم، هم مؤمن، هم متخلق، هم شجاع، و هم خلاق است. اينها هم هست. اينها هم جزء آن است. نه اينكه بگوييم حالا كسي در مسير انبيا آمد و حالا علم مي گويد نه خير، اوج علم را

مي خواهيم. اما از كانال و مسيري كه پيامبر تعيين كرده اند، شما وارد عرصة علم بشوي، دريافتت از جهان چيز ديگري است. دستاوردت چيز ديگري مي شود. با اين دستاوردها فرق مي كند. بعضيها مي گويند آقا يعني چه، اينها علم است ديگر، چه فرقي مي كند. نه، حالا علم است بله، مي خواهيم خودكار بسازيم، بله. اما مي خواهيم انسان و جامعة انساني بسازيم. اين فرق مي كند. حتي بعضيها معتقدند اگر شما از مسير درست وارد خودكارسازي هم بشويد، چيز ديگري مي سازيد و بهترش را

مي سازيد؛ كما اينكه دانشمندان با اين نگاه يعني نگاه و حركت دادن بشريت به سمت نقطة كمال، هدايت بشريت به سمت حقيقت هستي، تلاش كردند و دستاوردهايشان چيز ديگري است. شما وقتي پزشكي ابن سينا را مي خوانيد و با پزشكيهاي امروز [مقايسه مي كنيد] از آن چيز ديگري مي فهميد و مي گوييد پزشكي است ولي يك پزشكي متعالي است. نگاهش به انسان نگاه ديگري است. اصلاً از اول تا آخرش كرامت انساني موج مي زند. جايي ننوشته كرامت انساني، اما شما مي فهميد كه چه قدر اين انسان موجود محترمي است.

من صميمانه تشكر مي كنم و اميدوارم با همتي كه داريد اين كار را ادامه بدهيد، حتماً ادامه بدهيد. اين جزء افتخارات آموزش و پرورش اين سرزمين خواهد ماند كه بار ديگر پرچمي را بلند كرد و همه را بيدار كرد. من كتابهاي درسي كشورهاي اسلامي را ديده ام. حالا بقيه كه گفتند. حالا بعضيها كه عناد دارند و اگر نبود اين معاندتها و دشمنيها چه بسا تا حالا بشر از اين وضعيت رها شده بود و نور مي رسيد. حالا بالاخره اين هست ديگر. اين هم هست كه هميشه مستكبرين، ظالمين، فاسدها و خودخواهها مانع هستند. آنجاها را هم حالا بعداً ان شاءالله فرصتي بشود براي آنها هم نشستي بگذاريد و معرفي كنيد. اما حداقل آنهايي كه مدعي پيروي هستند كه بالاخره بيايند در مسير و اينها شدني است.

من از همة دست اندركاران صميمانه تشكر مي كنم چه جناب آقاي وزير كه بالاخره پشتيبان اصلي هستند و همكاران و معاونينشان، هيئت علمي، هيئت اجرايي، ستاد و اسمهاي گوناگون؛ همه آنهايي كه دلسوزانه داريد در اين مسير كاري مي كنيد، چه آنهايي كه طراحي و برنامه ريزي مي كنند و چه آنهايي كه اجرا مي كنند، از همه تان تشكر مي كنم و به جد مي خواهم كه در همين نشست ساز و كار ادامة راه را طراحي و تصويب بكنيد. لازم باشد من خودم با سران كشورهاي اسلامي صحبت كنم و نامه بنويسم، نشست بگذاريم و از سازمان كنفرانس اسلامي اين را بخواهيم و مصوب كنيم كه اصلاً بايد به عنوان الگوي برتر به تمام كتابهاي درسي برود مي شود. متنها شما دنبال كنيد ما هم ان شاءالله انجام خواهيم داد.

بخشي از كارها و حاصل كار را هم بيرون ديدم، خيلي خوب است. حالا من نتوانستم ورق بزنم و محتوا را هم ببينم. اما همين اهتمام و برگشت و بازگشت به آن حقيقت، خودش يك كار بزرگ است و

ان شاءالله كار بزرگترش اين است كه اين را در آموزش و پرورش مستحكم و نهادينه كنيد و ادامه بدهيد. آنها هم بركت مي دهند. لازم نيست شما صد سال بدويد تا يك اتفاق بيفتد. با اخلاص و توكل بر خدا وقتي به راه درست رسيديم راه بيفتيم. يك مرتبه يك شبه ره صد ساله هم طي خواهد شد.

والسلام عليكم و رحمة الله

شناسه خبر: 7856  

- دیدارهای داخلی

, سخنراني ها

, متن کامل سخنرانی