
سخنراني در جمع دانشگاهيان استان كرمان
بسم الله الرحمن الرحيم
شناسه خبر: 7853 -
شنبه 15 ارديبهشت 1386 - 11:21
اللهم عجل لوليك الفرج والعافية والنصر و اجعلنا من خير انصاره و اعوانه والمستشهدين بين يديه
خيلي خوشحالم و خداي بزرگ را سپاسگزار، توفيق داد ولو براي زمان كوتاه و محدود در خدمت دانشجويان عزيز و همكارانم در دانشگاه كرمان باشم. البته سفر ما خيلي فشرده و يك مقدار هم طولاني شد و اين به خاطر بزرگي و وسعت سرزميني استان كرمان و بزرگي مردم كرمان است. خيلي علاقه مند بودم كه يكي از اين شبها را سه چهار ساعت
مي نشستيم و با عزيزان دانشگاهي صحبت مي كرديم. در اين سفر آن چيزي كه من مي خواستم نصيب نشد، اميدوارم در آينده خدا اين توفيق را نصيبم بكند.
جمعي از عزيزان صحبتهايشان را كردند اگر فرصت بود كه همه صحبت مي كردند حتماً مطالب بيشتر، بهتر و مفيدتري را من دريافت
مي كردم. گرچه همين عزيزاني هم كه صحبت كردند يك مجموعة بسيار خوبي را به من هديه كردند و تصوير نسبتاً روشني از وضعيت دانشگاهي در استان و مسائل و موضوعاتي كه با آن دست به گريبان هستند در اختيار قرار داد.
در جمع دانشگاهي حرف براي گفتن زياد است. بحثهاي سياسي، فرهنگي، اقتصادي، جهاني، داخلي، بحث عدالت، مهرورزي و اعتقادي. من خيلي فكر كردم كه چه مطلبي را خدمت عزيزان بگويم. بعضي لحظات به ذهنم رسيد كه از خود شماها بپرسم. بگويم بالاخره دوست داريد فضاي سياسي امروز كشور و جهان را عرض بكنم يا بيايم در بحثهاي دانشگاهي يا در بحث اقتصادي صرف برويم؟ پس اجازه بدهيد من يك بحث كوتاهي را مطرح كنم. اميدوارم كه مفيد واقع بشود.
عزيزان، مي دانيد كه ما امروز در متن يك تحول و يك حركت بزرگ، عميق و آينده ساز هستيم. اين حركتي كه امروز در متن آن قرار گرفته ايم و هر روز دارد شتاب بيشتري پيدا مي كند حركتي نيست كه ما مبدع آن باشيم. حركتي است كه در طول تاريخ ادامه داشته است. حركتي كه كاروان پيامبران آن را آغاز كردند و دست به دست و گام به گام آن را جلو بردند و امروز به فضل الهي اين حركت يك سرعت روز افزوني پيدا كرده است. اين حركت مبتني بر حقيقت هستي و اساس خلقت است. خدا همة اين عالم را خلق كرده براي اينكه انسان بيايد و انسانها را خلق كرد تا در يك مسير رو به تعالي به يك قلة متعالي برسند. با اختيار خودشان، با عزم، اراده و تصميم، البته با هدايت الهي، با پيامبران و عقل. خدا راه را نشان داده است. همة اين عالم با همة اجزا و وسعتش خلق شده است تا در خدمت انسان قرار بگيرد و زمينه و فرصت را فراهم بكند تا اين انسان بتواند روي همين كرة زمين قلة بلندي را فتح بكند، آن قلة بلند همان جامعة آرماني و مطلوب، حيات طيبه و زندگي سعادتمند است. اگر اين هدف و آرمان را از زندگي بشر و اين آفرينش بگيريم همة آفرينش پوچ و بي محتواست. يعني خدا اين عالم را خلق كرده كه يك مشت آدم بيايند سر و كلة هم بزنند، كشمكش، دعوا، كينه ورزي، ظلم، مسابقة در تسلط، تملك و كسب قدرت باشد؟ حتماً اين طور نيست.
يك جرياني در طول تاريخ مي بينيم در حال حركت است كه محور حركت اين جريان هدايت بشر به آن نقطة مطلوب است. نقطة مطلوبي كه در آن آرامش، امنيت، برادري و صلح هست و همة استعدادها در آن شكوفا مي شود؛ همه اش عشق، محبت، پاكي و صلاح است و همه در عمل خير و تكامل و رشد يار و كمك كار هم هستند. پيامبران آمدند هر كدام يك گام جلو بردند. انقلاب اسلامي هم يك گام بلند بشر را به سمت آن نقطة متعالي جلو برده و جلو مي برد. وظيفة امروز ما اين است كه ابعاد اين حركت را خوب بشناسيم و خودمان را به زلال اين رودخانه بسپاريم. بدانيد هركس كه به اين حركت پيوست جاودانه شد و هركس فاصله گرفت محو شد. چون ديگر چيزي و حقيقتي غير از اين وجود ندارد. كساني بيايند همه دنيا را هم تسخير كنند، اما در اين جهت حركت نكنند محو و فاني اند، وجود و ماندگاري اي ندارند.
رمز ماندگاري شهدا و مجاهدين راه خدا در اين است كه به اين حركت پيوسته اند. اين حركت همه اش هستي است، نيستي در آن راه ندارد، براي اينكه متصل به خداي متعال است. امروز مسئوليتهاي ما بسيار سنگين است. امروز پرچمداري و راهنمايي اين حركت و كانون جوشش انديشه هاي ناب پشتيبان اين حركت ايران است و حتماً براي شما جالب است كه بدانيد امروز در تمام دنيا يك گرايش بسياري قوي و فزاينده به سمت ايران و انديشه هاي ايراني شكل گرفته است. ملت ايران به سرعت دارد به كانون اميد ملتها تبديل مي شود.
من در همين سالهاي اخير از شخصيتهاي مختلف خاطرات زيادي دارم؛ از دانشمندان، مردم معمولي، جوان، عالم، روحاني، دانشگاهي، سياستمدار كه هر كدام به زباني اين را مطرح مي كنند و اخيراً كه از ما
مي خواهند. بعضي سران كشورهاي بزرگ را وقتي ملاقات مي كنيم رسماً از ما مي خواهند. مي گويند، ما شما را الگوي خودمان انتخاب كرديم، كمك كنيد.
حالا در پرانتز بگويم تا تغيير ذائقه هم بدهيد. بعضيها هم كه عادت كرده اند هميشه به يك قدرت بالاتري تكيه بدهند و حمايت بخواهند، اينها با ما ملاقات مي كنند مثل زماني كه شير، صفي بود، نمي دانم حالا حتماً در كرمان هم بوده كه شير را صفي مي دادند، بعضيها مي آمدند زنبيلشان را مي گذاشتند و در صف جا مي گرفتند. بعضيها برخوردشان با ما اين طوري است. از همان نگاهي كه مي خواهند به قدرتي تكيه بدهند صريحاً به ما مي گويند كه آقا ما مي فهميم و داريم مي بينيم كه ايران دارد به سرعت به يك قدرت بزرگ در جهان تبديل مي شود. ما آمديم از الان به شما بگوييم كه ما با شما هستيم. زنبيلشان را از الان گذاشته اند كه اگر اين مغازه باز شد آنها اول صف باشند. در دنيا كاملاً مشهود است كه امروز ايران نقطة اميد و اتكاست. جمله خوبي را جناب آقاي دكتر سلاجقه فرمودند كه
مي شود اين اهداف چشم انداز را زودتر محقق كرد.
عزيزان من! امروز ما دو مأموريت بسيار مهم داريم كه در راستاي هم و مكمل هم هستند. مأموريت اول ما اين است كه ايران را به سرعت بسازيم. يعني يك الگوي عيني و عملي در مقابل چشم ملتهاي جهان قرار بدهيم. ببينيد در دنيا چه بساطي است؛ اگر شما الان يك نظر سنجي كنيد، يك در صد هزار آن هم از وضعيت امروز دنيا راضي نيست. يك نارضايتي عميق و عمومي در دنيا موج مي زند و به اينكه اين سازوكارهاي موجود هم بتواند مشكلي را حل بكند تقريباً هيچ كس اميدوار نيست. حتي خود سران دنياي سلطه، مدعيان نظم نوين جهاني و دموكراسي پايان تاريخ هم اعتقادي ندارند.
وقتي ما با آنها صحبت مي كنيم مي گويند در بن بستيم، واقعاً هم بن بست هستند. يك شعله اي دارد مي درخشد و يك نور اميدي است كه آن هم ايران است. بايد ايران را براساس همان الگوي جامعة متعالي و حيات طيبه بسازيم.
من خيلي غصه مي خوردم در اين 10 ـ 15 سال وقتي مي ديدم كه
عده اي براي ساختن ايران دنبال الگوهاي ترجمه اي هستند. اين انقلاب با اين عظمت، اين ريشة تاريخي، اين اتصال با حقيقت و پيامبران و آرمانهاي بلند كه به قول آقاي دكتر اميري اين همه عظمت را مي خواستند در يك كوزه بريزند. اصلاً اين مناسبات موجود ظرفيت پذيرش اين حقايق را ندارند. بايد مناسبات متناسب با خودش را در ايران برپا كنيم و اين شدني است. به خودمان و توانمنديهايمان و اعتقاداتمان برگرديم و اينها شدني است. البته شما مي دانيد ساختن بر مبناي ارزشهاي متعالي هم خودش في نفسه سخت است و هم موانع گوناگون و سنگيني در مقابلش است. اگر اين موانع نبود كه دير زماني بود دنيا از عدل، عدالت و پاكي پر شده بود. موانع هست، البته مي توانيم موانع را از پيش پا برداريم.
بگذاريد دو سه تا مثال بزنم. ما بايد اقتصادمان را بسازيم. اقتصاد اولاً بايد رشدش بالا، بالنده و سازنده باشد و ثانياً بر مبناي عدالت باشد. اين تئوريهاي توسعه و رشد اقتصادي كه آخرش مي رسد به اينجا كه ما بايد سرمايه داريهاي بزرگ داشته باشيم، سرمايه مورد تكريم و احترام است، طبيعي است كه اينها نمي تواند مشكل ما را حل كند. بايد مبتني بر عدالت و كرامت انساني تئوريها را طراحي كنيم. شايد براي شما جالب باشد كه يكي از عرصه هاي چالش سنگين ما در موضوع اقتصاد با دوستاني است كه دستگاه فكري آنها وارداتي است. يك چيزهايي براي آنها ملكه شده است. در مناطق مختلف مي بريم نشان آنها مي دهيم، مي گوييم ببين آقا جان اين سياستي كه تو داري اعمال مي كني حاصلش اين قلعه گنج است، ببين. حاصلش اين كپرهاست، ببين. آن قدر رسوب كرده كه باز هم باور
نمي كند. براي تغيير اين سياستها امروز انرژي سنگيني صرف مي شود كه عوض بكنيم.
بگذاريد يك مثال روشن بزنم. يكي از مشكلات امروز اقتصاد، يعني يكي از ريشه هاي اصلي مشكلات اقتصادي ما نظام پولي و مالي است. همين بانكها هستند. چون بانك مثل شبكه هاي رگهاي بدن يعني شبكة خون است. اگر اين شبكه خون را درست به همة اجزاي بدن برساند تمام بدن سالم كار مي كند. دست كار خودش را مي كند، چشم، قلب، پا، ناخن، مو همه درست كار مي كنند. اما اگر اين را نامتعادل توزيع بكند همه جاي بدن دچار مشكل مي شود. يك الگو را زماني آورده اند و در متون درسي، تبليغات، اجرا، قانون و مقررات و در آن پس ذهن انسانهايي تثبيت
كرده اند و دو لايه بتون هم روي آن كشيده اند بايد با چكش، ديلم و انفجار اين بتونها را خرد و پاك كنيم. شما يك اقتصاددان پيدا نمي كنيد كه بگويد بالا بودن سود بانكي در جهت رشد توليد است. خب پاية اقتصاد توليد است ديگر. همة اقتصاددانها، خود همين دوستان هم مي گويند كه سود بالا مضر به حال توليد است، اما در عرصة عمل وقتي مي خواهي سود را پايين بياوري هزار توجيه، هزار دليل و بهانه وجود دارد. وقتي در آن بهانه ها و دلايل دقيق مي شوي مي بينيم همان بحث اصالت سرمايه است.
باز بگذاريد كمي روشن كنيم ببينيد بايد وارد كجاها بشويم. روزي در كشور ما شعار مي دادند كه كارها را بايد دست بخش خصوصي بدهيم، چون بخش خصوصي انگيزه، ابتكار و خلاقيت دارد، هزينه هاي بالا سري آن پايين تر است و بازدهي آن بالا مي رود. ما هم قبول داريم كار مردمي همين است. كسي كه براي خودش بدود حتماً تندتر مي دود تا براي ديگري. با همين شعار اجازه داده شده كه بانكهاي خصوصي راه بيفتد. حالا صرف نظر از اينكه اين بانكها لااقل تا الان در اختيار يك گروههاي خاص است كه حالا ما داريم باز مي كنيم كه كسان ديگري هم لااقل بيايند استفاده كنند. شعار اين بود كه بانكهاي خصوصي مي آيند چرخة پول را روان مي كنند و بازدهي را بالا مي برند و پول را ارزان مي كنند. با اين شعار اينها تأسيس شدند، اما وقتي تأسيس شدند بلافاصله يك حرف جديدي جلو آمد كه اينها بخش خصوصي و تازه پا هستند و ما بايد اينها را كمك و حمايت كنيم و اين حرف چقدر قشنگ است. خب چه جوري آنها را كمك كنيم؟ اگر بانكهاي ديگر از مردم چهارده درصد سود مي گيرند اجازه بدهيم اينها هفده درصد بگيرند. قرار بود كه اينها بيايند و بازدهي را بالا ببرند و هزينة پول را كاهش بدهند. يعني اگر بانك دولتي كه بازدهي آن پايين است چهارده درصد مي گيرد اين دوازده درصد بگيرد. بعد هم حالا تخلف كرده 22 درصد گرفته، اشكال ندارد بگذاريد اينها راه بيفتند فعلاً چيزي به آنها نگوييد. بابا 32 درصد گرفته، نه حالا بگذاريد اينها جان بگيرند، خب جان بگيرند كه چه بشود، بعداً مي خواهند چه كار كنند؟ ببينيد چه جوري يك اصالت سرمايه مي آيد يك رنگ ارزشمند را به خودش مي دهد، مي آيد در جريان اجرا به كجاها مي رسد. و هيچ نظارتي هم نيست كه يك دفعه چند ده هزار ميليارد تومان در مسكن و نخود و لوبيا برود.
ما بايد امروز كشورمان را بر اساس نيازها و الگوهاي خودمان بسازيم. مگر مي شود روستاها همه در حال تخليه و تخريب باشد و ما فكر مي كنيم كه اقتصادمان دارد پيشرفت مي كند؟ مگر مي شود كشاورز هشت اش گرو نه اش باشد بعد فكر كنيم آيندة كشور درخشان است؟ نمي شود. بايد پايه ها را از اينجا محكم كنيم. يعني آن كسي كه در روستاست احساس هويت، اطمينان و امنيت كند، آنجا محكم بايستد و كار و توليد كند و مقابلش چشم انداز روشن و اميد بخش باشد تا كشور درست بشود. كارگرش هم همين طور است و عدالت يعني همين. شما بياييد فرصتها را براي همه در كشور توزيع كنيد. آقاياني هستند كه اگر شما از منابع بانكي يكجا دو هزار ميليارد تومان به يك نفر بدهي كه نصفش هم هزينه نمي كند و بقيه اش را هم تو حساب مي گذارد و با آن كارهاي ديگري انجام مي دهد، مي گويند خيلي كار خوبي است. اما اگر 200 ميليارد تومان به جوانهاي روستايي بدهي و بگويي آقا يك مزرعه و دامداري برپا كن مي گويند اينها اشكال دارد.
براي اينكه سياستهاي خودي تدوين كنيم، اولاً بايد كشور خودمان را بشناسيم كه من همين جا به دانشگاهيان عزيز توصيه مي كنم كه ايران را بشناسيم. ما هنوز ايران را نمي شناسيم. شايد بنده تنها كسي هستم كه در تاريخ اين كشور تقريباً همه جاي ايران را رفته ام، ديده ام و خوانده ام و راجع به هر شهرستاني چند صفحه مطلب و جزوه خوانده ام. رفته ام از بالا تا پايين ديده ام، قيافة مردم را ديده ام و شنيده ام. توانمنديهاي ايران را بايد بشناسيم. ما يك مشكلي كه در ديپلماسي داشتيم همين بود كه ديپلماتهاي ما اصلاً نمي دانستند كه ما چه قدرتي داريم، اصلاً توانمنديهاي ايران را نمي دانستند، حالا يكي از كارها ما اين شده كه مرتباً سفرا را بياوريم اينجا آموزش و اطلاعات بدهيم و بگوييم آقا بشناس ببين نمايندة چه كسي هستي كه وقتي به آنجا رفتي از موضع درست برخوردكني. بسياري از ديپلماتهاي ما اصلاً توانمنديهاي دانشگاههاي مارا نمي شناختند كه چه داريم. اين همه اساتيد و دانشجوي خوب، اين همه مراكز تحقيقاتي و دستاورد ناشناخته است. بعد آقا مي رود يك كشور دست هشتم را مي بيند و به رخ ما مي كشد. بايد ايران را بشناسيم. معيارها و آرمانهاي خودمان را هم بشناسيم. بالاخره عدالت پاية شكوفايي است.
بايد كشور را بسازيم. براي ساختن اين كشور نيازمند نظريه، راهكار و تئوريهاي متكي بر اعتقادات خودمان هستيم. اين كجا بايد ساخته و پرداخته شود؟ غير از دانشگاه و حوزه؟ مي شود اين را به ديگران سفارش بدهيم؟ كما اينكه سفارش مي دادند. همين اخيراً هم به مرز اين رسيده بودند كه سفارش بدهند و سفارش داده بودند. الان هم بعضيها پشت صحنه و زير آبي مي روند كه با بعضي از آنها من برخورد كرده ام. آقا كارشناس بانك جهاني يا صندوق بين المللي آمده و رهنمود اقتصادي به ما داده است. اين است كه من دعوت مي كنم و از دانشگاهيان عزيز
مي خواهم كه وارد اين عرصه بشويم و ذهنها را درگير بكنيم. از وزرا خواسته ام و باز هم مي خواهم و در دولت هم تأكيد مي كنم، آقاي دكتر زاهدي بايد اين ارتباط را برقرار بكند. وزرا، استانداران و مديران ارشد دائم بايد با اساتيد و دانشجويان جلسه داشته باشند. شرح حال خودشان را بگويند. آن كسي كه مدير صنعت است وضع خودش را تعريف كند. بگذارد ذهن دانشگاهيان ما درگير با مسائل صنعت بشود بعد هم دانشجويان و هم استادان راه حلش را پيدا مي كنند. يك همتي كنيم معيارهاي خودي را بشناسيم، باز جايگاه آن در دانشگاه و حوزه است.
بهترين جايي كه بايد ابعاد عدالت را كه آرزوي تاريخي بشريت و انبياست، تبيين بكند و در اختيار قرار بدهد همين دانشگاهها و حوزه ها هستند. نقش دانشگاه و حوزه اين نيست كه كسي تئوري اي را كه مبنايش مادي، جهتش سرمايه داري و ضد عدالت باشد، بالاي آن يك بسم الله الرحمن الرحيم بنويسد و چند تا كلمة اسلامي هم اين طرف و آن طرفش بگذارد و بزكش كند و يك جلدي و ما هم ورق بزنيم بگوييم خيلي خوب است ببر اجرا كن. بايد در عرصة اقتصادي، علوم انساني، مهندسي، پزشكي و همه بخشها بيايد. وزارت علوم هم بايد قاطع حمايت بكند. رؤساي دانشگاهها هم حمايت كنند. جوانها بايد ذهنشان درگير بشود و حتماً اين خط ارتباطي اطلاع دادن بايد جدي دنبال بشود، آقاي دكتر زاهدي. يعني جوان ما كه رشتة كشاورزي يا اقتصاد كشاورزي مي خواند بايد قشنگ وضعيت كشاورزي و اقتصاد كشاورزي ما را لمس كند. آن وقت او خواهد توانست كه بگويد مثلاً در منوجان چه چيزي بكاريم بهتر است؟ در جيرفت چه چيزي بكاريم و در چه فصلي. بايد ايران را بر اساس الگوهاي خودي بسازيم و پرچمدارش هم بايد دانشگاهها و علماي دانشگاهي و حوزوي باشند. اين يك دعوت است كه من از شما مي كنم و يك درخواست اعتقادي است و البته مي دانيد كه ما مي توانيم اين كار را انجام بدهيم.
دومين كار و مأموريت ما اين است كه ويژگيهاي آن آرمان و جامعة آرماني را به جهان معرفي كنيم، بايد يك موج جهاني حركت بكند تا كسي خيال نكند كه با وجود نظام سلطه و نظام ناعادلانه بر جهان، اين مناسبات پولي و بانكي جهاني و با اين روابط اقتصادي يك طرفة غارتگر مي شود در نقطه اي از جهان ديوار كشيد و آنجا مدينة فاضله را برپا كرد، نمي شود. البته يك ملتي مي تواند با سرعت بيشتري حركت كند و بقية ملتها را دنبال خودش بكشد و باز اين ظرفيت در ايران هست. اشاره كردند، ما
نمي خواهيم خيلي به سابقه برگرديم. گرچه سابقة اين سرزمين افتخاري براي ملت است، بالاخره پشتوانه و تكيه گاه ماست. اما همين امروز وقتي در ايران نگاه مي كنيم چه قدر استعداد، چه قدر هوشمندي و توانايي؛ ديديم كه مي توانيم، شايد خيلي از جوانهاي عزيز دانشجو حتماً همه آنها و آنهايي كه الان دانشجو هستند دوران انقلاب را به خاطر ندارند، اما اساتيد يادشان هست كه شرايط سياسي ما به گونه اي بود كه با محاسبات مادي معمولي و تحليلهاي سياسي احتمال پيروزي ملت ايران در انقلاب نزديك به صفر بود. اين همه تحليلگر و سياستمدار عالم يكي از آنها هم ما را تأييد نمي كرد و احتمال نمي داد كه ملت ايران پيروز بشود. براي اينكه همة عوامل مادي عليه ما بود، اما شد.
من يادم است روزي كه در بيست فروردين سال 1359، آقاي كارتر با يك تبختري در تلويزيون آمد، به عنوان مجازات و اينكه ما ديگر به اين وسيله ملت ايران را نابود مي كنيم، اعلام كرد كه ما با ايران قطع رابطة سياسي مي كنيم. فضاي جهان به گونه اي بود كه اگر امريكا با يك كسي قطع رابطه كند، آن ديگر بايد بميرد. خب ما نمرديم امروز هستيم و
زنده تر و بالنده تر هستيم. پس مي توانيم. همين قضيه هسته اي هم كه ديگر شما همه در جريان هستيد. مي شود اين سيطره را شكست. مي بينيد كه به فضل الهي بعد از 100 سال و به طور خاص بعد از 60 سال حاكميت يك آرايش سياسي بر جهان، انقلاب ما آن آرايش را به هم ريخت. الان
جبهه اي كه 28 سال جبهة مقابل ما بود آرايش آن به هم خورده است. واقعاً به هم ريختند. مي شود به هم ريخت. بايد ايران عزيز را بسازيم.
اجازه بدهيد يكي دو نكتة ريز را هم يادآوري كنم و نسبت به مطالبي كه عزيزان گفتند عرايضي داشته باشم. من به شما عرض كنم، اين را از عمق و صميم دل به شما مي گويم. من به توانمنديهاي دانشجويان، جوانان و اساتيد اين كشور باور و به همه جوانهاي اين كشور اعتماد دارم. امروز نسلي كه ما در اختيار داريم، وقتي در طول تاريخ نگاه مي كنيم بهترين است. با دنيا مقايسه هم مي كنيم مي بينيم بهترين است. ما دنيا را مي بينيم كه چه خبر است. معدل مي گيريم از همة جهات بچه هاي ما بهترين هستند. نه اينكه قلة حركتشان همين است كه الان هستند، خير. ابتداي راه هستيم. قله هاي نوراني در پيش است، اما مقايسه مي كنيم بهترين اند. البته دستهاي پليد فراواني در كار است تا خودباوري، اعتماد به نفس، اميد، انگيزه و ... را از جوانهاي ما بگيرد. ببينيد همين واژه هايي كه دانشجوي عزيزمان به كاربرد، تهاجم فرهنگي، ناتو و شبيخون فرهنگي. بعضيها فكر مي كنند شبيخون فرهنگي همين چيزي است كه ظاهر بعضي از بچه هاي ما را هدف گرفته، خير اينها نيست. پاية شبيخون فرهنگي تغيير دستگاه ذهني و ارزشي ماست و تغيير نگاه است.
دربارة هسته اي در جريان باشيد عزيزان من، كار صنعتي را ما به فضل الهي شروع كرديم. آنها هم هيچ كدامشان نمي خواهند كه ما اين فناوري را كاملاً در اختيار داشته باشيم. بعضيها نگاهشان اقتصادي است كه اينها كم هستند، بعضيها نگاهشان كاملاً سياسي است. هفت هشت تا قدرت هستند كه اين را در اختيار دارند دور يك ميزي نشسته اند دنيا را بين خودشان تقسيم مي كنند. حالا يك كسي جديد وارد شده دارد اينها را كنار مي زند مي گويد يك جا بدهيد يا الله ما هم هستيم. برايشان خيلي سخت است و يادتان باشد كه تك تك اين كشورهايي كه هسته اي شده اند با سختي شده اند. اولش كه امريكاييها رفتند و فقط هم سراغ بمب رفتند. در نيويورك زير يك باشگاه ورزشي را خالي كردند، در آنجا شروع كردن كار كردند و بمب ساختن، يكدفعه صدايش در هيروشيما درآمد. آنكه اتفاق افتاد، شورويهاي سابق رفتند فناوري را از امريكاييها سرقت كردند، آنها هم كه رفتند راه بيندازند فشار سنگيني را امريكا به آنها آورد و بالاخره ايستادند و در اختيار گرفتند. بعد انگليسيها هم همين طور مخفيانه كار كردند.
اينهايي كه به دروغ امروز ما را متهم مي كنند كه شما مخفي كاريد همة آنها با دزدي و مخفي كاري اين فناوري را به دست آوردند. آن دو تا كشور فشار سنگيني آوردند و بالاخره انگليس هم [در اختيار گرفت] بعد فرانسه آمد. شما مي دانيد مردم فرانسه مبارزات طولاني داشتند. دوگل كلي مبارزه كرد تا فرانسه را هسته اي كرد. چين و هند هم همين طور هستند. يعني تحت فشار بودند. براي اينكه آنهايي كه دارند نمي خواهند كس ديگري به آنها اضافه شود. اين ديگر حداقلش است. حالا نگاهشان به ما علاوه بر اينكه يك شريك دارد وارد مي شود، يك هشتمش را دارد يك نهم مي كند، سهم هر كدام يك هشتم بوده حالا مي خواهد يك نهم شود، دارد كم مي شود، ده دوازده درصد سهم كم مي شود، علاوه بر اين، نگراني ديگري هم دارند، اينكه باور دارند اگر ايران اين قله را عبور بكند ديگر در دنيا بلا منازع است. الگوي قطعي ملتهاست. به همين خاطر انگيزه هاي آنها براي مقابلة با ما بيشتر است، اما به فضل الهي داريم جلو مي رويم و چند مرحله را طي كرده ايم. اگر يادتان باشد در مرداد 1384 سه چهار روز بعد از تنفيذ كه تأسيسات اصفهان باز شد خيلي سر و صدا كردند، آقا تحريم مي كنيم، مي گيريم، مي بنديم، مي زنيم و بمباران مي كنيم. قدم به قدم بالاخره جلو آمديم. اگر منحنيها را ترسيم بكنيم، منحني ما صعود و منحني آنها تا الان نزول كرده است. البته علت و شرط دوامش وحدت، يكپارچگي و ايستادگي ملي است.
قبلاً من گفته ام، خوب است كه شما هم بدانيد. بعضي وقتها اينها ديگر براي اينكه ما حتي دو روز در تأسيساتمان وقفه بدهيم به التماس افتاده اند. ما مي گفتيم علتش را بگوييد. مي دانستيم براي چه، آنها
مي خواهند يك روز ما متوقف كنيم بعد شبكه هاي تبليغي از داخل و بيرون سر ما بريزند و ديگر نگذارند ما راه بيندازيم. همين كاري كه يكبار تجربه كردند. هسته اي بسيار مهم است. عزيزان. اما بالاتر از هسته اي اثبات استقلال يك ملت است، آنها مي خواهند اين را بشكنند. بحث فناوري و علمي موضوع هسته اي يك موضوع است كه بسيار بسيار مهم است، برد سياسي اش صدها برابر آن است. براي اينكه يك تقابل سياسي سنگين بين همة جبهه سلطه با ايران شكل گرفته و برنده اين الگو و حاكم بر ذهنهاي ملتهاست. آنها از اين مي ترسند. مي شكنند و تمام مي شود و چيزي
نمي ماند. اين تهديدهايي هم كه مي كنند، آقا حمله مي كنيم، سي نقطه را مي زنيم و پنجاه نقطه را مي زنيم [بيخود است.]
آن روزي كه مي خواستيم صنعتي را راه بيندازيم من اصرار داشتم كه به نطنز برويم. بعضيها مي گفتند نرويم نطنز چه و چه مي شود. مي گفتم نه حتماً بايد برويم نطنز براي اينكه اينها مرتباً مي گفتند نطنز را مي زنيم. گفتيم ما اينجا هستيم مي خواهيد بزنيد، بزنيد. نمي توانيد بزنيد. دوران زدن شما گذشته است. البته بعضي از آنها خيلي دوست دارند. اينها خيال مي كنند همة مسائل دنيا را با بمب مي شود حل كرد. واقعاً خيال مي كنند. به شما بگويم به فضل الهي ما از گردنه عبور كرده ايم. اين قطعنامه هايي هم كه پي در پي صادر مي كنند، اولاً مي خواهند آبرويشان را در دنيا حفظ كنند.
مي گويند ما ابر قدرتيم [گزافه گويي كرديم] يك حرفي زديم كه ايران گوش نداده، بالاخره بايد بگوييم ما هم يك كاري كرديم. قطعنامه صادر كرديم. اين قدر قطعنامه صادر بكنيد تا خسته بشويد.
هدف دومشان اين است كه در داخل ما را سست كنند. آدمهايي هم دارند كه دائم با آنها در تماس اند و حرفهاي آنها را ترجمه مي كنند. خودشان مي روند با پولهاي مفتي كه پيدا كرده اند بازار نخود و لوبيا را به هم مي زنند بعد مي آيند مي گويند اين به خاطر قطعنامه است. نه خير ارتباطي به قطعنامه ندارد. دستهايي است كه بايد ان شاءالله با كمك ملت قطع بشود. خودشان مي روند در بازار مسكن بازي درست مي كنند بعد مي گويند اين به خاطر قطعنامه و سياست خارجي است. اين يك دروغ بزرگ است و هيچ ارتباطي به هم ندارد. از روزي كه اينها شلوغ كردند و مرتباً تهديد كردند، تقاضا براي سرمايه گذاري در كشور ما بيشتر شده، چه سرمايه گذاري داخلي و چه سرمايه گذاري خارجي. اصلاً مي آيند رسماً به ما مي گويند و ما با آنها شرط مي كنيم. آمده مي خواهد 20 ميليارد دلار زمين بگذارد مي گوييم آقا مگر حواست نيست كه اينها دارند تهديد
مي كنند؟ مي گويد نه خير آقا اينها كشك است. ايران امن ترين نقطة عالم براي سرمايه گذاري است. امروز مستقرترين نظام سياسي به فضل الهي نظام جمهوري اسلامي ايران است. بقيه همه پاهايشان روي آب است. در دنيا مي بينيم كه چه كسي مستقر است. اينها را مي فهمند. البته به لطف خدا با اين حضور قاطع ملت و اين هوشياري اين صداها محو شد و محو خواهد شد، داريم عبور مي كنيم، چالشها هست ديگر.
بالاخره وقتي مي خواهيم هسته اي بشويم مشكلاتي هم دارد. بايد دست به يقه بشويم و مقداري تحمل كنيم، بالا و پايين كنيم و بالاخره هزينه دارد. ولي وقتي نسبت به ساير كشورهايي كه هسته اي شده اند مقايسه
مي كنيم اصلاً هزينه اي كه ما مي دهيم نزديك به صفر است.
به ما گفتند بياييد مذاكره كنيم. گفتيم بسيار خوب، مذاكره مي كنيم. ما كه با مذاكره مشكلي نداريم. با همه غير از رژيم منحوس و نامشروع اشغالگر قدس كه اصلاً آن را به رسميت نمي شناسيم و نشناختيم در چارچوب قواعد با همه مذاكره مي كنيم. به ما گفتند آقا بياييد روي مسئلة عراق مذاكره كنيم، بسيار خوب. امروز كه ايران موضع ضعف نيست كه اگر پاي ميز مذاكره نشست كسي بخواهد چيزي به آن تحميل كند. اول كمي هارت و پورت مي كردند و با همان اخلاق استكباري از زير التماس مي كردند كه تو را به خدا گفتگو كنيم، به محض اينكه مي گفتيم بسيار خوب، مي رفتند پشت تريبون كه بله ما در مذاكره به ايران خواهيم گفت چرا آدم مي كشيد، تروريسم، بمب و موشك به حزب الله و ... تا اين كار را كردند گفتيم بسيار خوب، برويد دنبال كارتان. شما هنوز مثل اينكه به راه نيامده ايد و هنوز كلة شما باد دارد. برويد يك خرده آن بادش را خالي كنيد، بعد تشريف بياوريد. حالا ظاهراً فهميدند كه با ملت ايران نمي شود به اين شكل حرف زد. بابا اينجا ايران است كه يك استان كرمانش به اندازة چند تا كشور اروپايي است.
گفتند مذاكره كنيم، گفتيم مذاكره مي كنيم. براي مذاكره كه ما مشكلي نداريم. البته به آنها گفتيم كه مذاكره بايد رسمي باشد. ما از هيچ كس چيز پنهاني نداريم. به صورت رسمي مي دهيد، از مسير ديپلماتيك مي آيد كه آقا ما مي خواهيم مذاكره كنيم ما هم پاسخ مي دهيم كه حاضريم مذاكره كنيم. روي چه چيزي مذاكره كنيم؟ كمك به امنيت عراق. بسيار خوب. دولت عراق مي آيد شما هم مي آييد، ما مي نشينيم صحبت مي كنيم و راه را باز مي كنيم و تشريفتان را از منطقة ما بيرون ببريد. ما را به خير تو اميد نيست، شر مرسان. برويد دنبال كارتان. برويد كشور خودتان را آباد كنيد. شما در منطقة ما چه كار داريد؟ ريشه اش اين است.
در عراق هم عزيزان، سياست ما كاملاً روشن است؛ وحدت ارضي، وحدت ملي و يكپارچگي عراق و استقرار و استحكام دولت برآمده از آراي مردم عراق. سياستهاي ما كاملاً روشن است و جالب است بدانيد اين طرحي كه به اصطلاح آقاي بوش داد، چند ماه قبل ما هم همان موقع گفتيم اين طرح مرده به دنيا آمده است. كه حالا خودشان آمدند و دارند اذعان مي كنند كه اين اصلاً مرده و تمام شده است. هدف اين طرح تضعيف دولت عراق بود.
دو راه نجات براي آنها در عراق وجود دارد: يكي اينكه اين دولت را زمين بزنند تا دوباره اوضاع به هم بريزد تا دليلي براي ادامة حضورشان پيدا كنند. دومين و عاقلانه اش اين است كه سرشان را پايين بيندازند مثل بچة خوب به خانه هايشان بروند. توصية ما به آنها دومين راه است. بياييد جمع كنيد ببريد. چه خبرتان است. بس است ديگر. اين هم موضوع مذاكره اي است كه اگر برپا بشود دربارة آن گفتگو خواهد شد. حالا از اين صحبتها زياد داريم، براي يك وقت ديگري بماند، يك غروبي بياييم بعد از نماز چند ساعت بنشينيم با دانشجوها، شما بگوييد ما بگوييم و تا از محضر شما استفاده كنيم.
مي خواهم يك اشاره اي به صحبتهاي عزيزان داشته باشم. ما بايد به شهرستانها برويم، وقتمان گذشته است. جناب آقاي دكتر احمد اميري اطلاعات خوبي دادند و نكات خوبي را گفتند از جمله كاربردي كردن تحقيقات علوم انساني كه اين پيشنهاد خيلي خوبي است و ما هم كمك و حمايت مي كنيم، اما توجه داشته باشيد كه بايد علوم انساني را شما بر مباني خودي بياوريد. اگر مباني خودي نباشد آسيب مي زند. شما نيرو را تربيت مي كنيد. نيرو هم خيلي خوب، با استعداد و توانمند است، اما ريلش اشتباهي است. به جاي اينكه به مشهد برود به غرب كشور
مي رود. بايد روي قلة كوه برود اما مي رود به دريا. اين را بايد علماي دانشگاهي و حوزه هاي ما بنشينيد همت كنيد و واقعاً مي توانيد. چون عمق وجدان ما اسلامي، الهي و توحيدي است.
جناب آقاي دكتر زاهدي هم دربارة بودجه هاي تحقيقاتي و امكانات علوم پزشكي صحبت كردند كه آن مقداري كه به من برمي گردد، ان شاءالله دنبال خواهم كرد. از رشد علمي دانشگاههاي علوم پزشكي اطلاعات خوبي دادند.
جناب آقاي دكتر سلاجقه استاد عزيزمان بحثهاي خوب دربارة بودجة پژوهشي مطرح كردند، عرض مي كنم و قبلاً هم عرض كرده ام. امسال ما در بودجه يك درصد تا چهار درصد را گذاشتيم. آقاي دكتر زاهدي هم دارند سازوكارهاي آن را با وزرا دنبال مي كنند تا اين پول را بياورند و در ارتباط با دانشگاه هزينه بشود. اما من يك جمله اي را گفتم، اينجا هم اعلام مي كنم، اين بودجه ها را تقسيم كنيد ان شاءالله همة آنها به صورت كاربردي كار بشود، اما خارج از اين هرجا بودجه نداشتيد، تحقيقات كاربردي كه ناظر بر رفع مشكلات كشور و پيشبرد امور كشور باشد به طور نامحدود بودجه دريافت خواهد كرد.
ما اصلاً براي شما محدوديتي نمي گذاريم. اين همه دانشجو و اساتيد خوب تحصيلات تكميلي، گروههايي تشكيل بدهيد، تعريف كنيد؛ ما هم در كرمان مشكل آب داريم. يك راهش اين است كه بگوييم آقا شما بياييد گياههاي كم مصرف بگذاريد، سيستمهاي آبياري، اين خيلي شناخته شده است. آيا راههاي ديگري براي نگهداشت و مصرف كم آب و استفادة بيشتر از ظرفيت وجود ندارد؟ حتماً هست. چه بكنيم كه اين كوير را تبديل به گلستان بكنيم، واقعاً مي شود. ذره به ذره اش. كار كنيد ما هم در خدمتتان هستيم. اين جمله زيبايي كه فرموديد، چشم انداز را مي شود زودتر اجرا كرد، واقعاً مي شود. چشم انداز اين است كه ما بايد بعد از 20 سال قدرت اول اقتصادي، فرهنگي و سياسي منطقه بشويم. ما الان قدرت اول سياسي هستيم يا نيستيم؟ هستيم و مي توانيم به همين سرعت اقتصادي اش هم بشويم. اينجا ايران است.
يك خاطره از دو سه سال پيش برايتان بگويم بالاخره نمي شود كه نگويم. يك گروه از يك كشور كوچك اروپايي آمده بود. من ديدم حرفهاي [نامربوط] مي زند، گفتم كه آقاي فلاني شما ايران را مي شناسي؟ گفت چطور مگر؟ گفتم اين حرفهايي كه مي زنيد معلوم است ايران را
نمي شناسيد. جمعيت همين تهران چند برابر كشور شماست. سرزمين ايران را مي شناسيد چه خبر است. ميراث فرهنگي ايران هر كدام برويد پنج دقيقه بايستيد يك توضيح بشنويد و بيرون برويد، صد سال عمر لازم است كه هر روز روزي هشت ساعت بروي پنج دقيقه گوش بدهي و بروي بيرون. همين ميراث فرهنگي استان كرمان را اگر كسي بخواهد همه اش را فقط ببيند هفت هشت سال وقت لازم دارد. كجاي كار هستي؟ ايران را
نمي شناسي آمدي حرف مي زني. ايران يك حركت انقلابي بكند همة شما را جارو مي كند. شما چيزي نيستيد و اين واقعاً شدني است. منتها ايران هميشه اقتصاد، قدرت و پيشرفتش را در خدمت صلح و برادري استفاده كرده است.
ما نيازمند دانشگاههاي پيشرفته ايم. عزيزان بشتابيد. امروز بحمدالله دانشگاههاي ما خيلي خوب اند، وقتي با ديگران مقايسه مي كنيم خيلي خوب هستند. ما در اكثر رشته ها الان در داخل بهترينها را داريم، اما هنوز جا براي پرواز باز است.
عزيزمان آقاي دكتر يعقوبي دربارة مركز بين المللي توضيحات خوبي دادند. خانه و اينها را من حتماً دنبال مي كنم، چشم. جناب آقاي ازغدي عزيز دانشجويمان موضوعات خوبي را مطرح كردند، همة آن مبنايي بود تشكر مي كنم. اين را كمك بدهيد.
اين سفرهاي استاني واقعاً يك سنت شكني و هنجارشكني گسترده است. چون سازمانهاي اداري ما شكل گرفتند بر مبنايي كه خودشان را گسترده كنند و كار را در خودشان متمركز كنند تا زياد مصرف كنند و كم بازدهي داشته باشند و پاسخگو هم نباشند. اين را بايد شكست. البته شكستن آن زحمت دارد. بدانيد كه زحمت دارد. اما بياييد واقعاً كمك كنيد، گروههايي تشكيل بدهيد، ما هم اطلاعات را در اختيار شما بگذاريم، سير سفرها را ببينيد و اشكالاتش و نقطة قوت آن را پيدا كنيد و كمك بدهيد. هيچ وقت ما ادعا نكرديم كه كارمان بهترين است يا همه چيز را مي دانيم، اصلاً. ما فكر كرديم اين هنجار بايد شكسته بشود. آن مقداري كه مي توانستيم مشورت و مطالعه و جمع بندي كرديم و حركت كرديم.
نمي شود زمان را از دست داد. حواسمان باشد ديگران متوقف نمي شوند. همه به سرعت دارند مي روند و شتابشان را زياد مي كنند، ما نمي توانيم متوقف بشويم و معنايش اين نيست كه هميشه بايد دولتها بچرخند، نه دولت بايد حضور داشته باشد. يعني هر لحظه مردم آن روستاي دور مرزي هم بايد احساس كنند كه دولت اينجا حضور دارد. سياستها، تصميمات و اراده دولت ...
در بحث فرهنگي توجه كنيد در كلان فرهنگي وظيفة دولت اين است كه اميد، نشاط و آرمان خواهي را در كشور بياورد و به نظرم دولت همين كار را با كمك شماها دارد انجام مي دهد و بعد نهادينه و جزئي كردن اين ديگر كار دانشگاههاست. در عرصه هاي گوناگون بايد بنشينيد، طراحي كنيد و مدير مربوطه را بخواهيد. آقاي استاندار يك ترتيبي بدهند كه خودشان و مديران كل هر هفته در دانشگاه باشند. وزرا را دعوت كنند، بيايند بنشينند و سين جين كنيد. سؤال و جواب، چرا اين طوري؛ بگذاريد فكر خود او هم سيال بشود و بياموزد از شما و شما هم در جريان قرار بگيريد.
بحث بهبود وضعيت معيشتي مردم در دستور كار دولت است واقعاً. ما در گسترده داريم توزيع مي كنيم. منتها من نمي خواهم آمار بدهم. من يادم است آن هفتة اول يا دومي كه بعد از انتخابات ما به مجلس مي رفتيم من تصميم داشتم كه يك تصويري از وضع اقتصاد كشور را آنجا بيان كنم. به من فرمودند كه اين را نگو و من هم نگفتم. بالاخره در همين استان شما 40 هزار كپرنشين هستند، يعني 40 هزار خانواده. چرا ديشب تازه دولت تصميم گرفت كه ظرف دو سال آنها را ان شاءالله جمع بكند. چهل هزار خانواده هر كدام با پنج شش نفر، هر كدام يك انسان هستند؛ حالا آمارهاي ديگر را نمي گويم. يك جا در جلسه اي به رئيس همان مدعيان توسعه و اقتصاد و سرمايه داري كه خيلي عصباني شد، آمار دادم، گفتم ببين اين چيزي كه شما به ما تحويل داديد اينهاست. سه و نيم ميليون بيكار به ما تحويل داديد.
خانم نصيرپور دربارة بنياد نخبگان پيشنهادات خوبي دادند كه اينها را من به معاون علمي مي دهم و مي خواهم كه ان شاءالله دنبال كند.
خانم خجسته نجات هم تبعيض بين امكانات وزارت آموزش و پرورش و آموزش عالي را مطرح كردند كه من اين را دنبال مي كنم.
ان شاءالله خوابگاهها، وام شهريه و ارتقاء دانشكده را گفتند، مثل اينكه انجام شده است. به مجتمع تربيت بدني تبديل شده يك پله بالاتر رفته است. آقاي هادي كرمي دربارة بسيج و نقش آن صحبت كردند، آيين نامه را ما بايد مقداري اصلاح كنيم كه حمايتها جدي و موظفي بشود. آقاي دكتر زاهدي دنبال بكند، ما هم يكي دو بند آن را بايد دنبال كنيم.
جناب آقاي كمالي هم دربارة كرسي هاي نظريه پردازي در حوزة دانشگاه مطرح كردند، اينها را در شوراي انقلاب فرهنگي همة
آيين نامه هايش را تصويب كرديم. بودجه هم گذاشتيم، مسئولانش هم مشخص شده و كار را هم شروع كردند. يعني آن هسته هاي اوليه را دارند برنامه ريزي مي كنند، در بعضي جاها هم شروع كردند، يعني در پژوهشگاه انديشة اسلامي الان هفتگي كارهايي دارد صورت مي گيرد، اما بايد گسترش پيدا بكند.
جناب آقاي يزداني هم از فعاليتهاي انجمنهاي علمي گفتند و اينكه حقوق دانشگاه از طرف مجتمع صنعتي رفسنجان پرداخت نشده، آقاي زاهدي يادآوري كنيد كه اين را دنبال بكنيم، مشكل قوة قضائيه است؟ پس حالا مداركش را بدهيد. قوة قضائيه باشد، ما فقط مي توانيم توصيه بكنيم.
سركار خانم شيخي هم از دانشگاه پيام نور گزارش خوبي دادند. آقاي دكتر زاهدي! عزيزان رؤساي دانشگاهها عنايت كنيد اين جوانها سرماية ملت هستند، همة آنها مال خودمان هستند. پيام نور، دانشگاه دولتي، آزاد و .... باشد يك مقدار امكانات را عمومي كنيد. يك ضوابطي بگذاريد. همه عزيز و بچه هاي خودمان هستند. حالا دانشگاه آزاد مقررات را رعايت
مي كند يا نه، پول مي گيرد نمي گيرد، اينها ربطي به بچه ها ندارد. كتابخانه و آزمايشگاه داريم با هم توافق كنيم يك ضابطه اي بنويسيم كه بچه ها بتوانند از فضايي كه موجود است استفاده بكنند. اين فضا متعلق به همة ملت است.
من از همة شما صميمانه تشكر مي كنم. اميدوارم كه همواره موفق و پيروز باشيد.
عزيز و سربلند و پيروز باشيد
عزيز و سربلند و پيروز باشيد
شناسه خبر: 7853
- سفرهای استانی دور اول
, سخنراني ها
, متن کامل سخنرانی
1390 رياست جمهوري اسلامي ايران 2011 Presidency of The Islamic Republic of Iran
آدرس: تهران - میدان پاستور - خیابان پاستور تلفن: +98(21)64451