
سخنراني در ديدار با خانواده شهدا و ايثارگران استان كرمان
بسم الله الرحمن الرحيم
شناسه خبر: 7846 -
جمعه 14 ارديبهشت 1386 - 21:22
اللهم عجل لوليك الفرج والعافية والنصر و اجعلنا من خير اعوانه و انصاره والمستشهدين بين يديه
خداي بزرگ را سپاسگزارم و با همة وجود خوشحال كه در سفر به كرمان توفيق زيارت جمعي از خانواده معظم شهيدان، جانبازان، آزادگان و ايثارگران را نصيبم كرد. صحبت از ايثارگري و جانبازي در حضور شما عزيزان زيره به كرمان بردن است، اما به عنوان عرض ادب به ساحت شهيدان و شما عزيزان چند كلمه اي را عرض مي كنم.
عزيزان من، فرزندان شما و شما جانبازان و آزادگان به پيروي از امام عزيز پا در راهي گذاشتيد كه راه همه انبيا، اوليا و ائمه طاهرين (ع) است. پا در راهي گذاشتيد كه پرچم دار آن راه پيامبر گرامي اسلامي حضرت محمد مصطفي (ص) است. فرزندان شما و شما جانبازان و آزادگان كار بسيار عظيمي را آغاز كرديد و مراحل مهمي از مسير طولاني ترسيم شده توسط امام عزيز و پيامبرگرامي اسلام را طي كرديد.
اما من مي خواهم خدمت شما عرض كنم آن راه امروز نيمه كاره است. مسئوليت به پايان نرسيده است. كاروان هنوز به مقصد نايل نشده است. شاهد من يك جمله نوراني از امام راحل حضرت امام خميني است. امام عزيز ما فرمودند: «تا ظلم هست مبارزه هست و تا مبارزه هست ما هستيم».
در اثبات اينكه امروز در دنيا ظلمهاي فراواني انجام مي شود و بسياري از نقاط و تقريباً همه جاي دنيا را ظلم گرفته است ما نياز به شاهد و دليل نداريم. يك نگاه به عرصه عالم كنيد، ظلم شعله ور است. همسايه هاي خودمان را نگاه بكنيد، عراق را ببينيد، در عراق آمدند با شعار اينكه
مي خواهند ملت عراق را از شر ديكتاتور نجات بدهند، حالا ما فراموش مي كنيم كه آن ديكتاتور را خود آنها آورده اند و خود آنها حمايت
كرده اند، خود آنها مسلح كرده اند و به جان مردم عراق و ملتهاي همسايه انداخته اند، اما فرض مي كنيم حرفشان درست. آمدند بر ديكتاتور در يك نبرد ساختگي و نمايشي غلبه كردند، بعداً هم او محاكمه شد و به جهنم سوزان واصل شد. اما حالا چرا آنجا هستند؟ همه ما از قبل مي دانستيم آنها دنبال زدن ديكتاتور نيستند، اصل ديكتاتوري عالم زير سر خود آنهاست و هر جا ديكتاتوري هست مورد حمايت آنهاست. و آنها هستند كه از نظامهاي ديكتاتوري حمايت مي كنند. از اول هم مي دانستيم آنها آمده اند براي تسلط بر نفت عراق، تسلط بر موقعيت بسيار مهم جغرافيايي عراق و تسلط بر مردم و ملتهاي منطقه.
مي بينيد با شعار آزاد كردن ملت عراق آمدند. از روزي كه آمده اند تا امروز بيش از 650 هزار نفر از مردم عراق يا كشته شده اند يا مجروح شده اند و بيش از سه ميليون نفر از مردم عراق آواره كشورهاي اطراف و شهرهاي دور و نزديك شده اند.
افغانستان، فلسطين و لبنان را ببينيد، اينها را شما خوب مي شناسيد. برويم آن طرف تر و سودان را ببينيم. نقشه كشيده اند اين كشور بزرگ اسلامي را قطعه قطعه كنند. در اطراف شروع كردند طراحي، از هر گوشه اي فشار وارد مي كنند، جنگ درست مي كنند، بمب مي گذارند و ترور مي كنند، كينه درست مي كنند كه شايد اين كشور بزرگ را قطعه قطعه كنند و از دل اين چند كشور كوچك وابسته با حكومت چند تا ديكتاتور براي خودشان درست كنند.
برويد مقداري آن طرف تر. برويد امريكاي جنوبي و ببينيد اينها چه كرده اند. هر ديكتاتور خشني كه در امريكاي جنوبي سركار آمد توسط آنها و با حمايت آنها بوده است. در يكي از اين كشورها در دوره يكي از اين ديكتاتورها بيش از سي هزار نفر از مردم مفقود شدند، يعني جوان مردم زن و مرد را از خانه كشيدند بردند، بدون اينكه كسي مطلع بشود او را به كجا برده اند و بعداً يا جنازه هاي آنها پيدا نشد يا پيدا شد. بياييم ببينيم در افريقا چه خبر است. شما مي دانيد قاره افريقا يكي از ثروتمندين و غني ترين قاره هاي جهان است، اما وقتي به كشورهاي افريقايي سفر كنيد فقر فرياد مي زند، فقر جلوي چشم آدم رژه مي رود، اما در حالي كه مردم در فقر كامل اند معادن و ذخاير و منابع آن ملت با كاميونها و قطارها و كشتيها غارت مي شود و براي اينكه آن ملتها متوجه نشوند و مقاومت نكنند و دست غارتگران را كوتاه نكنند در بين ملتها دو دستگي، چند دستگي، قبيله بازي و جنگ درست مي كنند براي اينكه سرشان را گرم كنند تا ثروتهايشان را ببرند.
در يك كشور ـ من اسم نمي برم ـ كه ذخاير عظيم الماس دارد و آنها دارند غارت مي كنند، براي اينكه ملت آنجا متوجه نشود يك جنگ داخلي قبيله اي راه انداختند در عرض چند ماه هشت صد هزار نفر را كشتند. ظلم از اين بالاتر؟ ديكتاتورهاي عالم لباس طرفداري از آزادي بپوشند، مخالفين حضور مردم در صحنه هاي تعيين سرنوشت پرچم دموكراسي و مردم سالاري را بلند بكنند.
هر جا ملتها در صحنه اند آنها نقطه مقابل ملتها هستند. براي اثبات اينكه امروز در دنيا ظلم فراوان و رو به افزايش است، ما نياز به دليل فراواني نداريم. اما امام ما فرمودند: «تا ظلم هست مبارزه هست و تا مبارزه هست ما هستيم.» حالا من مي خواهم از شما يك سؤال بكنم. عزيزان، اين ظلمي كه امروز در عالم هست كي به نقطه پايان خودش مي رسد؟ يعني نقطه پايان حركت نيروهاي انقلاب و نقطه پايان مبارزه با ظلم كجاست؟ آيا چشم انداز روشني در مقابل ما وجود دارد؟ آيا با اين سازمان ملل، با اين شوراي امنيت و با اين حق وتو، با اين قدرتهاي بزرگ اقتصادي مسلط بر عالم اميدي به برپايي صلح و آرامش و نابودي ظلم و برپايي عدالت مي رود؟ اصلاً عدالت چگونه برپا خواهد شد؟ عدالت كي برپا خواهد شد؟ آيا مي توان با انسانهاي ناصالح، انسانهاي ناعادل، انسانهايي كه هيچ تعهدي به عدالت ندارند آيا با آنها مي شود عدالت را برپا كرد؟ آيا با حاكماني كه خودشان منشأ همه ظلمها و فسادها هستند مي توان عدالت را در جهان برپا كرد و ظلم را ريشه كن كرد؟
بسيار روشن است كه پاسخ منفي است. تا زماني كه اين قدرتهاي فاسد هستند امكان برپايي عدالت وجود ندارد، پس تا زماني كه قدرتهاي فاسد هستند مبارزه هست و تا زماني كه مبارزه هست راه ادامه دارد و ما هستيم.
حالا من مي خواهم به نكته ديگري هم اشاره كنم. به نظرم اين
جمله اي كه امام فرمودند در آن رمز و رازي هست. دارد ما را به يك حقيقت بالاتر دعوت مي كند. ما را دعوت مي كند به يك راه نوراني. حالا مي خواهيم پاسخ سؤال دوم را بدهيم. چه كسي عدالت را در جهان برپا خواهد كرد؟ شما حزب الهي ها پاسخ را خوب مي دانيد. ما معتقديم و ايمان داريم كه عدالت در سرتاسر جهان فقط و فقط به فرماندهي و امامت يك عزيز يوسف زهرا حضرت حجت بن الحسن (عج) برپا خواهد شد. به نظرم اين جمله حضرت امام يك دعوت است. دارد توجه مي دهد ما را به پرچمدار مبارزه با ظلم. دارد نگاه ما را مي برد به سمت حركت فرماندهي نيروهاي ايماني و جبهه توحيد. مي خواهد راه را نشان بدهد. چه كسي خط پايان ظلم است؟ آيا جز فرزند حضرت زهرا، جز امام حاضر ناظر.
امام مي خواهد توجه ما را به آنجا جلب كند و چقدر جالب است كه فرزندان شما، شهيدان و جانبازان ما همه با عشق امام و ولايت كه حلقه اتصال به امام عصر (ع) هست پا در اين راه گذاشتند. اين تنها راه نجات بشريت است. سلام بر تنهاترين راه و سلام بر تنها راه باقيمانده براي نجات بشر.
در حضور شما عزيزان استان كرمان مي خواهم جمله ديگري را خطاب به دشمنان عرض بكنم. شما مي بينيد 28 سال است كه اينها مقابل ملت ما ايستاده اند. البته به فضل الهي 28 سال قبل آنها خيلي قدرتمند بودند و ما در ابتداي راه بوديم، اما امروز شرايط خيلي عوض شده است. امروز ملت ما به لطف جانبازيهاي جانبازان و خونهاي پاك شهيدان و سوز دل مادران و پدران و همسران و فرزندان شهيدان و به استواري آزادگان صدها برابر مقتدرتر از سال 59 است و دشمنان ما صدها برابر ضعيف تر از آن زمان هستند. امروز همه دنيا فهميده است كه آنها اصولاً با پيشرفت و اقتدار ملت ايران مخالف اند. آنها نمي خواهند فرهنگ ملت ايران در عرصة ادره كشور موفق بشود، چرا كه مي دانند بلافاصله به الگوي بي بديل براي همه ملتها تبديل خواهد شد. آنها از اين واهمه دارند كه شعارهاي ملت ايران، فريادها و آرمانهاي ملت ايران به سرعت به فرياد و شعار و آرمان همه ملتها تبديل بشود. بنابراين، آنها نمي خواهند ملت ايران از علم، فناوري، صنعت و حتي كشاورزي هم استفاده بكند. آنها اگر مطلع بشوند در گوشه اي از اين كشور مثلاً استان كرمان كشاورزان و متخصصين طرحي دارند كه مي توانند توليد پسته را بيشتر و كيفيت آن را بهتر بكنند، از هر كاري كه بتوانند براي جلوگيري از اين موفقيت دريغ نخواهند كرد.
اما من مي خواهم از زبان شما دو سه تا پيام به آنها بدهم. من ياد شهيد بزرگوار باهنر افتادم. يك عزيزي آن زمان يك تعبيري راجع به شهيد باهنر داشت كه تعبير بسيار زيبايي بود. اين تعبير وصف حال مردم كرمان و وصف حال ملت ايران است. مي گفت ايشان ظاهرش بسيار آرام است، شايد خيلي از شماها ايشان را زيارت كرده بوديد، ظاهري بسيار آرام و متين داشتند. اما مي گفت واي به روزي كه طوفاني شود. من
مي خواهم حالا از قول شما با الگوگيري از شخصيت اين شهيد عزيز به آنها بگويم، ملت ايران اهل منطق است، آرام است و اهل گفتگوست ملت ايران مانند يك اقيانوس بزرگ آرام است، اما واي به روزي كه اين اقيانوس طوفاني بشود، آنگاه ريشه همه شما را از بيخ خواهد كند. شما ملت ايران را بارها تجربه كرديد.
آنها ابتدا تصور مي كردند با جنگ رواني، تبليغات، قطعنامه صادر كردن و دور هم جمع شدن مي توانند جلوي حركت ملت ايران را بگيرند. يك مدت آمدند ديدند ديوار بلند ملت ايران ديوار بسيار مستحكمي است. با اين جنگ رواني، با اين اخم كردنها نمي توانند آسيبي به صلابت ملت ايران وارد بكنند. خط كاري را عوض كردند، افتادند در اين خط كه به تصور خودشان با يك شيوه پيچيده درون صفوف ملت ايران رخنه كنند. دو دستگي و چند دستگي ايجاد كنند. به قول خودشان چند صدايي در ايران راجع به موضوع هسته اي ايجاد بكنند. من قبلاً به آنها گفته بودم و باز هم از زبان شما مي گويم اشتباه مي كنيد. ملت ايران امروز يكپارچه، يكدل و متحد وسط صحنه ايستاده است و از همه حقوق هسته اي خود تا آخرين نقطه با قدرت دفاع خواهد كرد.
حالا مي خواهم ملت ايران در جريان قرار بگيرند، به ما پيغام داده اند كه آماده هستند درباره مسئله عراق و مسئله هسته اي مذاكره كنند. ما گفتيم بسيار خوب، ما هم از اول مي گفتيم بياييد مذاكره، شما بي جهت خودتان را به دردسر انداختيد. دو سه سال و اخيراً هم بيش از يك سال و نيم حرفهاي بيخود زديد، ادعاهاي بيخود كرديد، توهين آميز حرف زديد، به اصطلاح نشستيد و تصويب كرديد و پراكنده كرديد و بيخود براي خودتان دردسر درست كرديد. خودتان را برديد در بن بست. ما قبلاً هم به آنها گفتيم كه شما هر قطعنامه اي كه صادر مي كنيد خيال نكنيد كه براي ما مشكل درست مي كنيد، شما داريد پلها را پشت سر خودتان خراب مي كنيد. كار خودتان را سخت تر مي كنيد. چرا كه هر چه شما در اين مسير جلو برويد، ملت ايران محكمتر خواهد شد و براي تحقق اهدافش مصمم تر. شما مي دانيد آن موقعي كه همه شما با هم بوديد و قدرتي داشتيد و برخي از مردمتان هم شما را حمايت مي كردند، حريف ملت ايران نشديد، چه برسد به حالا كه مردم خودتان هم شماها را قبول ندارند. يكي از اين آقايان آمده بود به من مي گفت شما اين حرفهايي را كه مي زنيد مردم ما خيلي ناراحت مي شوند، مردم ما عصباني مي شوند. من از او سؤال كردم از كجا نظرات مردمتان را به دست آورده ايد؟ از كجا مي فهميد كه وقتي ما عليه اشغالگران قدس حرف مي زنيم مردم شما ناراحت مي شوند؟ مردم شما خود شماها را قبول ندارند. مي بينيم كه شما هر جا مي رويد با اعتراضات سنگين مردم مواجه مي شويد.
من به شما بگويم الان سران كشورهاي غربي جرئت ندارند يك مراسم مردمي برپا كنند، براي اينكه مردمشان اصلاً آنها را قبول ندارند. ديدم يك مقداري شروع كرد محاجه كردن، به او گفتم خوب اثبات اينكه كاري ندارد، من ادعا مي كنم كه مردم كشورهاي شما در موضوع هسته اي طرفدار ملت ايران اند، شما اگر قبول نداريد برويد از مردمتان بپرسيد، رفراندم بكنيد، معلوم بشود كه مردم شما هم امروز طرفدار ملت ايران هستند.
آنها به ما گفته اند گفتگو كنيم، ما هم گفتيم بسيار خوب، گفتيم ما گفتگوي مخفي نداريم. گفتگوي پشت پرده هم نداريم. گفتگو مي كنيم، اطلاعاتش را هم دقيقاً به مردم مي دهيم و مردم را در جريان مي گذاريم. براي اينكه ما حق نداريم بنشينيم پشت صحنه و پشت پرده درباره سرنوشت ملت خودمان و ساير ملتها تصميم بگيريم، مباحثه كنيم و توافق كنيم. اما به آنها شرايطي را گفتيم كه خدمت شما هم عرض
مي كنم. ما به آنها گفتيم اولاً گفتگو مي خواهيد بكنيد، بايد جدي باشيد. اينكه شعاري بدهيد، تبليغاتي بكنيد، بعد برويد از آن طرفي عمل بكنيد ما وارد گفتگو نمي شويم. به همين خاطر از آنها خواستيم درخواست خود را رسماً به ما بدهند.
دومين موضوعي كه به آنها گفتيم، گفتيم بايد صادقانه بياييد در گفتگو. اگر يكي از شما بيايد گفتگو كند يكي ديگر برود و در جاي ديگر توطئه كند، فتنه كند، طراحي بكند، اين جور معامله مان نمي شود. اگر صادقانه مي آييد جلو؛ ملت ايران ملت صادقي است. بگويد مي ايستيم مي ايستد. وقتي مي گويد گفتگو مي كنيم گفتگو مي كند. ما اعتقادمان اين است كه مسير ما مسير قانوني است. مسير حق است و مسير درستي است. بنابراين، محكم ايستاديم. ما داراي منطقيم، پشتوانه قانوني و حقوقي داريم و از گفتگو هيچ باكي نداريم. آنها پذيرفتند و قرار شد همين مسير را دنبال بكنيم و گفتگو بكنيم. آنها تا زماني كه در همين مسير بيايند گفتگو مي كنيم.
البته ما يك شرط ديگري را هم به آنها گفتيم، گفتيم گفتگوي ما مطلقاً درباره اثبات يا نفي حقوق هسته اي ملت ايران نخواهد بود. ما درباره حق خودمان با كسي گفتگو نمي كنيم. كسي كه درباره حقش با كسي گفتگو بكند بالاخره مجبور خواهد شد بخشي از حق خودش را بدهد تا تفاهم ايجاد بشود. حق ما حق مسلم است. ملت ايران استفاده كامل از همه ظرفيت انرژي هسته اي را حق خود مي شناسد و در همه اجتماعات بر اين حق مسلم فرياد مي زند. بنابراين ما به آنها گفتيم درباره حق خودمان و توقف فعاليت هسته اي و اينها موضوع گفتگوي ما نيست. موضوع گفتگو اين خواهد بود كه چگونه براي امنيت جهاني همكاري كنيم اگر سؤالي دارند پاسخ مي دهيم، ابهامي دارند پاسخ مي دهيم، اگر مي خواهند نمايندگان آژانس بيايند ببينند و مطمئن بشوند، بيايند ببينند. اجازه بدهيد، چون همه شما محرم ايد، مي خواهم شما را در جريان كامل قضايا بگذارم.
موضوع ديگري كه گفتند بياييد گفتگو كنيم موضوع عراق است. ما گفتيم بسيار خوب، ما از اول به شما گفتيم شما اشتباه كرديد وارد عراق شديد. وارد شديد، اشتباه كرديد تصميم گرفتيد آنجا بمانيد. مانديد، اشتباه كرديد با نظر ملت عراق و روند ملت عراق مخالفت كرديد. گفتگوي ما بر پايه حمايت از دولت مردمي عراق، مجلس عراق، قانون اساسي عراق، تماميت ارضي عراق، استقلال و وحدت عراق خواهد بود. ما نمي توانيم درباره سرنوشت يك ملت و عليه آن ملت تصميم بگيريم، بنابراين مواضع ما كاملاً روشن است. چه كنيم كه استقلال عراق بماند، وحدت عراق بماند، دولت عراق تقويت بشود، اشغالگران هم از عراق بيرون بروند و ملت عراق را به خودشان وا بگذارند؛ اين موضوع گفتگوي ما با ديگران خواهد بود.
اما جمله آخر، من به نمايندگي از شما مي خواهم حرف شما را خودم بزنم.
اما خطاب به همكارانم در دستگاههاي اجرايي و خطاب به ملت عزيز ايران مطالبي را يادآوري كنم. همه بايد بدانند و من با افتخار اين را اعلام مي كنم كه امروز عزت و استقلال، عظمت و عمران و آبادي ما، امنيت، آرامش ما و پيشرف ما مرهون فداكارهاي شهيدان و جانبازان و آزادگان و خانواده آنهاست و همه ملت ايران تا ابد مديون اين عزيزان خواهد بود.
ما ايثارگران و خانواده شهيدان را چشم و چراغ ايران و صاحبان واقعي كشور عزيز ايران مي شناسيم. همه دستگاهها، همه مديران ، همه قواي كشور بايد خودشان را مديون اين عزيزان بدانند. اگر امروز ما اينجا هستيم، فلان آقا وزير است يا رييس جمهور است يا نماينده است يا قاضي و مدير كل و رييس است، همه اينها مديون فداكاري شما
خانواده هاي معظم شاهد و ايثارگر است.
همين ها كه اينجا نشسته اند صاحب اين مملكت، صاحب اين استان، اين تريبون، همين ادارات و اداره كل و استانداري و وزارت و
رئيس جمهوري و …هستند. همه اين پستها فداي يك تار موي سر ايثارگران و خانواده شهيدان است. بنابراين، همه دستگاهها در اولويت اول بايد خودشان را مسئول و موظف بدانند. البته در اين استان اميدوارم نباشد مبادا مبادا مبادا كسي در اداره اي خيال كند حالا كسي شده، يك جانبازي، مادر و پدر شهيد و آزاده اي مراجعه بكند و بگويند حالا برو هفته ديگر بيا، فعلاً نمي شود. بدانيد اگر مديري اين جوري عمل مي كند هر كس كه مي خواهد باشد، اين متعلق به دولت احمدي نژاد نخواهد بود. حالا آقاي استاندار شما كه خودش يك رزمنده است، ايشان بايد در اطاقش براي ايثارگران و خانواده شهدا باز باشد.
من مي خواهم در حضور شما قرار و مداري با آقاي استاندار عزيز كه خودش رزمنده دوران دفاع مقدس است بگذاريم. آقاي استاندار ان شاءالله به زودي بايد جناب عالي شورايي از نمايندگان تمام ايثارگران، پدران و مادران شهيدان، جانبازان، آزادگان و ايثارگران تشكيل بدهيد و امور مربوط به خانواده شهيدان، آزادگان، جانبازان با نظر خودشان بايد در استان انجام بشود. چه كسي براي مشورت و تصميم گيري بهتر از اين عزيزان. دعوت مي كنيد گزارش آن را هم براي بنده مي فرستيد. بخش به بخش راجع به همه موضوعات درباره مسكن، اشتغال، موضوعات درماني، اينها را خود جناب عالي جلسه مي گذاريد. بنياد شهيد هم در خدمت شماست. راجع به سازمانها هم با نظر خود نمايندگان ايثارگران بايد بررسي كنيد و تصميم بگيريد. اين يعني مشاركت مردم و حضور ايثارگران در تصميم گيريها.
من مطمئنم با ايثارگران عزيز و نجيب و بزرگواري كه در اين استان داريم و با استاندار عزيز و رزمنده اي كه داريم ان شاءالله اين روش يك الگوي بسيار خوبي براي مديريت امور ايثارگران و شهدا براي سرتاسر ايران زمين و همه استانها خواهد شد.
من مي خواهم در پايان از همه شما صميمانه تشكر كنم. حقيقتاً جامعة ايثارگران و خانواده شهيدان استان كرمان به خاطر پايداريشان، وفاداريشان، ايمانشان و نجابتشان گل سرسبد ملت عزيز ايران اند، و اما سفارش آخر، عزيزان من به شما گفتم راه به پايان نرسيده است، پله هايي را بالا رفته ايم اما به قله نرسيده ايم. امروز بايد ايران را بسازيم. اقتصاد ايران، صنعت و كشاورزي و فرهنگ ايران، كارخانجات و مزارع بايد برپا بشود، همان جور كه شما در دوران دفاع مقدس پرچمدار بوديد، من مطمئنم و اميدوارم كه در اين دوره هم انشاءالله پرچمدار باشيد و كرمان عزيز را به قله افتخار برسانيد.
عزيز و سربلند و پيروز باشيد
شناسه خبر: 7846
- سفرهای استانی دور اول
, سخنراني ها
, متن کامل سخنرانی
1390 رياست جمهوري اسلامي ايران 2011 Presidency of The Islamic Republic of Iran
آدرس: تهران - میدان پاستور - خیابان پاستور تلفن: +98(21)64451