- سخنراني در مراسم تجليل از معلمان نمونه كشور
چهارشنبه 25 ارديبهشت 1392 - 16:15

بسم الله الرحمن الرحيم

سخنراني در مراسم تجليل از معلمان نمونه كشور

بسم الله الرحمن الرحيم

شناسه خبر: 7831 - 

سه‌شنبه 11 ارديبهشت 1386 - 11:14

اللهم‌ عجل‌ لوليك‌ الفرج‌ والعافية والنصر واجعلنا من‌ خير اعوانه‌ وانصاره‌ والمستشهدين‌ بين‌ يديه



روز معلم را به شما و جامعة فرهنگيان عزيز تبريك عرض مي كنم و خداي بزرگ را سپاسگزارم كه توفيق داد امروز به زيارت شما به عنوان نمونه خانواده بزرگ فرهنگيان نائل بشوم.

البته اينجا شرايط براي من به لحاظ روحي و عاطفي شرايط خيلي خاصي شد. اگر اين ملاحظات نبود، دلم مي خواست بنشينم و يك ساعت گريه كنم و يادآور محبتهايي باشم كه در طول دوران تحصيل معلمينم از جانشان در كام من چكاندند.

ديدن خانم قلي پور گرچه امروز ما بنا بود برويم خدمتشان ولي باز ايشان نشان داد كه همچنان معلم است و در ذات و خمير ماية معلمين ما كرامت و بزرگواري نهادينه است. من از ايشان و همه كساني كه اسباب اين زيارت را فراهم كردند صميمانه تشكر مي كنم. شايد يك لحظه آرزو كردم اي كاش برمي گشتم به 44 سال قبل و همان فضاي صميمي را اينجا يك بار ديگر لمس مي كردم كه ايشان با محبت و مهرباني قدم به قدم دست بچه ها را گرفته بود و به سوي تعالي و كمال پيش مي برد.

هم لبخندها، هم عتابها، هم راهنماييها و هم محبتها همه زيبا و

دوست داشتني و سازنده است.

در حضور شما معلمين صحبت از معلمي كردن از جانب بنده كه شاگرد شما هستم زيبنده نيست، اما واقعاً شايسته نيست كه در محضر معلمين عرض ارادتي نكرده باشيم.

به عنوان عرض ارادت به ساحت تعليم و تربيت و مقام معلم چند جمله اي را خدمت شما عرض مي كنم.

عزيزان من! جهان و بشريت با سرعت به سمت يك نقطة مطلوب در حال حركت است. تا امروز آنچه از عمر بشر گذشته است، جز رنج و حرمان و ديدن صحنه هاي ظلم و تبعيض و تجاوز نبوده است.

جامعة بشري در آرزوي تنفس در حيات طيبة اسلامي است. اين حياتي كه پايه و مايه اش عشق و محبت و مهروزي است. عدالت و برادري و تعاون در بر و تقوي براي فتح قله هاي بلند تر و بلندتر است. جايي كه در آن ظلم و اجحاف و حرماني نيست، كينه و بدخواهي و خودخواهي و استعلا و استكباري نيست. نقطه اي كه همة استعدادهايش شكوفا مي شود. هنوز از استعدادهاي بشري چيزي شكوفا نشده است. انساني كه خليفة الله است. انساني كه سخر له ما في السماوات و ما في الارض، همه آنچه در آسمانها و زمين است، مسخر انسان قرار داده شده است. هنوز انسان دريافتي نكرده و مزه اي نچشيده است. [هنوز] استعدادي شكوفا نشده است. هزاران سال دويده است و پيامبران آمده اند راه را نشان داده اند تا با تلاش و توكل خودش را به آن قله برساند. قله اي كه در آنجا عقلها به كمال مي رسد، انديشه ها به اوج، چشمها بينا، گوشها شنوا، همة محبتها جاري مي شود و قليان مي كند. زيباترين زيباييها مي شكفد.

عزيزان من، امروز به فضل الهي حركت بشر براي نيل به آن قله سرعت گرفته است و ايران اسلامي كانون جوشش چنين انديشه اي است. ملت ايران پرچمدار حركت به سمت چنين قله اي است، اما پايه و ماية اين حركت و عنصر اصلي و صحنه گردان آن حيات طيبه انسان است. همة اين عالم براي انسان و تعالي و عروج انسان خلق شده است. به همين دليل تعليم و تربيت انسان بالاترين، مهم ترين و ارزشمندترين كاري است كه در اين عالم اتفاق مي افتد. اگر همة خزائن عالم شكوفا بشود، اما در اختيار انسانهاي متعالي قرار نگيرد، همچنان ظلم و حرمان و كينه ورزي وجود خواهد داشت.

ما نيازمند انسان هستيم و چه زيباست كه خدا اول معلم بشريت و اول تربيت كنندة انسانهاست. همان كه فرمود اقرأ.خود خدا معلمي را آغاز كرد. پايه گذار معلمي در عالم، خداوند تبارك و تعالي است. همان كه علم الانسان مالا يعلم.

اولين كسي كه دست اندر كار تربيت و تعليم انسانها شد، خود خداي تبارك و تعالي است و همان بود كه آيات گسترده را در منظر انسانها قرار داد، تذكر داد براي اينكه دل و چشم و فطرت آنها را به سمت آن قلة تعالي معطوف بكند.

و بعد پيامبر عزيز اسلام و همة پيامبران الهي اول مأموريتشان تعليم انسانهاست؛ و يعلمهم الكتاب و الحكمة.

عزيزان من، همة عالم معلم است و همة انبياي الهي معلم اند.

امروز سرزمين و ميهن شما پرچمدار همة آرمانهاي بلند الهي و انساني است. امروز ايران پرچمدار شجاعت و استقامت و عزت و آزادگي و كرامت انساني است. پيام ملت ما امروز براي بشريت خداخواهي، آسايش، امنيت و حرمت انسانها و صلح و دوستي و آرامش و برادري است. امروز در دنيا هيچ پيامي گيراتر از پيام ملت ايران نيست. پرجاذبه تر از پيام انقلاب اسلامي در دنيا پيامي وجود ندارد. همه به بن بست رسيده اند. همة ماديون و سلطه گران و خودخواهان و كساني كه رويشان را از آن قله برتافته اند و به خودخواهي و شهوات و برتري جوييها نگاه مي كنند.

عزيزان من، مأموريت امروز ما بسيار بسيار سنگين است. مأموريت امروز ما دنباله كار خداست، دنباله كار انبياء است. اگر بخواهيم آن نقطة درخشان براي جامعة بشري رقم بخورد، گام اول اين است كه در ايران عزيز حيات طيبة اسلامي را جاري كنيم و پاية تحقق آن حيات تربيت انسانهاست و تربيت انسانها به عهدة جامعة معلمين و فرهنگيان عزيز است. اصلاً تعليم و تربيت بدون محبت و عشق امكان پذير نيست. خدا به خاطر محبت و لطفش بشر را آفريد و او را تعليم داد و براي او پيامبران را فرستاد. امكان ندارد حتي كوچك ترين ارزشها بدون بستري از محبت و عشق به كسي منتقل بشود. گمان من اين است كه دلهاي معلمين ما سرشار از عشق است. برخلاف بعضيها، من فكر مي كنم حتي در دل يك معلم ما در سرتاسر اين سرزمين پهناور به اندازة يك سرسوزن بغض و كينه نسبت به هيچ كسي وجود ندارد. جنس معلمي جنس پيامبري است و پيامبر جنسش رحمة للعالمين است. رحمت براي همه است. مگر مي شود اصلاً آدم به كسي عشق نداشته باشد و بعد بتواند دست او را بگيرد و حركت دهد. مگر انسان مي تواند به كسي عشق نداشته باشد و كلامي به او بياموزد. مگر مي شود كسي را ادب كرد بدون اينكه عشقي در نهاد انسان باشد. نگاه ما به انسان و جامعه با نگاه مادي امروز دنيا فرق مي كند كه خيال مي كنند كار معلمي هم يك كار مكانيكي است. شما كافي است نور و صندلي و تخته و وسايل را فراهم كني، امر معلمي محقق مي شود. اين اشتباه است. جامعة انساني دامداري نيست كه بگوييم خب فضايش را درست كن، كاه و يونجه اش را درست كن، همه چيز درست مي شود. اين نيست.

اصل تعليم و تربيت آن رابطة عاشقانه اي است كه بين معلم و متعلم برقرار مي شود. آن اصل تعليم و تربيت است. بقيه ديگر ابزار و روشهاست. من خدا را شكر مي كنم كه همين امروز جامعة معلمين ما پرچمداران عشق و عاطفه هستند. معلمين ما همان طور كه خواهر عزيزمان در آن شعر بلند و زيبا اينجا قرائت كردند، شمعي هستند كه جانها را فروزان مي كنند و نسلهاي متوالي را مي سازند و مي سازند. من صميمانه از جامعة فرهنگيان و معلمين كشور سپاسگزاري مي كنم.

هيچ خوشم نمي آيد و بسياري از اوقات ناراحت مي شوم وقتي از تريبوني، از رسانه اي، كسي مي شنوم يك كار كوچكي براي معلمين

كرده ا ند، اين را با عدد و رقم به رخ جامعه مي كشند. اين قدر برابر شد، اين قدر اضافه شد، بعضيها تصور مي كنند كه جامعة فرهنگي ما دنبال اين عدد و رقمهاست. اين نيست، نه اينكه مشكلات مادي نيست، هست. زياد هم هست، اما واقعيت و حقيقت اين است كه كسي دنبال آن نيست.

چون كسي كه معلمي را انتخاب كرده سوختن و ساختن را انتخاب كرده است. يك انتخاب است. نقطة مطلوب آن نقطه اي است كه همه بفهميم كار معلمي چيست. بدانيم كه همة آينده و فرهنگ و تمدن و استقلال و آزادي و عزت و شرفمان در گرو همين بستري است كه در آن عده اي مي سوزند و مي سازند.

البته اين به معناي نفي مسئوليتها و وظايف مديران نيست. با تمام شرايط و وضعيتي كه در كشور هست، دارند تلاش مي كنند. با

كشمكشهايي كه بالاخره مي بينيد، دارند تلاش مي كنند و اميدواريم سرعت تلاششان روزافزون باشد و به سرعت بتوانيم بسياري از اين امور اوليه را برطرف بكنيم. اما اينها چيزهايي نيست كه ما بخواهيم بر سر جامعة فرهنگيان منت بگذاريم.

مطمئن هستيم كه جامعة فرهنگيان همان طوري كه هميشه پيشتاز

بوده اند، از اين به بعد هم پيشتاز هستند. من در اين ترديدي ندارم. حرفهايي مي زنند، مي نويسند، مي گويند، سرو صدا مي كنند، از تريبونها استفاده مي كنند. اما من مطمئنم كه نمي توانند نه ترديدي در ارادة مصمم فرهنگيان ما ايجاد كنند، نه ذره اي در ذهن امثال بنده. ما البته موظفيم با همة وجود تلاش بكنيم. اجازه بدهيد من يك توصيه به مديران آموزش و پرورش بكنم و يك استدعا از جامعه فرهنگيان عزيز.

اما مديران آموزش و پرورش . اولاً تصميماتي كه مي خواهيد بگيريد در هر زمينه اي اين را با مشورت جامعة معلمين بگيريد.

اگر مي خواهيد محتواي دروس را تغيير بدهيد، از اين توانمندي استفاده كنيد. قريب يك ميليون انسان مؤمن، دلسوز و با تجربه، كدام بخش آنقدر امكان و اين پشتيباني عظيم را دارد؟ مي خواهيد كتاب بنويسيد، روش تدوين كنيد، برنامه ريزي آموزشي كنيد، جا به جا كنيد، شيوه ها را عوض كنيد. مثلاً الان پيشنهاد اين است كه ما بخشي از اين بودجه را در اختيار مديران و كادر آموزشي بگذاريم، بگوييم آقا اين بودجه، شما خودتان مدرسه را اداره كنيد و اين را با نظر خود معلمين و فرهنگيان انجام دهيد. هركاري كه مي خواهيد بكنيد، يادتان باشد كه آن وقت كارتان پخته خواهد شد.

دربارة توسعة جامعه معلمين بايد برنامه بسيار متقن و قوي اي داشته باشيد. بعضيها خيال مي كنند كه اگر يك كسي رفت دانشگاه و يك ليسانس گرفت، اين مي شود معلم. اين نيست، معلمي فقط يك مدرك تحصيلي نيست. معلمي آن سوز است. بنابراين شما براي كادرتان بايد يك برنامه مستقل داشته باشيد. اصلاً اين برنامه هايش بايد ويژه باشد. و ما هم بايد امكانات بدهيم. چه تسهيلات اوليه، چه ضمن خدمت و ... بهترينها را بايد بياوريد. فضا را آماده كنيد، براي اينكه همه چيز دست معلم است. كارهايي را هم كه قول داده ايد و قول داده شده، دنبال كنيد. من

نمي خواهم اسم ببرم كه اين فضاي زيباي معلمي در اين بحثهاي روزمره بيايد، ولي ممكن است معلمين نگويند، آن كرامت معلمي اجازه ندهد كه يك معلمي بيايد بگويد بابا اجاره خانه شده چهارصد هزار تومان و من دارم سيصد هزار تومان مي گيرم. در خودش داشته باشد. ما بايد بدويم، الان دولت اين آمادگي را دارد، شما هم بسيج كنيد همان بحثهايي را كه داشتيم در سرتاسر كشور. بالاخره يك فضايي درست كنيد كه دغدغه ها را كمتر كنيد.

اما خطاب به جامعة فرهنگيان عزيز، به عنوان شاگرد و كوچك همة شما عرض مي كنم كه امروز مأموريت بسيار بسيار سنگين است. حتماً شما تاريخ تمدن اين سرزمين را مطالعه كرده ايد. حتماً بزرگان اين سرزمين و ذخاير و استعدادهاي اين كشور را مي شناسيد. من هرچه مطالعه مي كنم، ايمانم به ملت ايران و اميدم به آينده هر روز اضافه تر مي شود. ايران چه خبر است؟ اين سرزمين غوغاست. وقتي در گذشته مي رويم مي بينيم هزار سال قبل اين ملت يك دستاوردهايي داشته كه همين امروز جهان به آن محتاج است؛ در رشته هاي گوناگون؛ در پزشكي، مهندسي، الهيات و علوم ديني، فلسفه، معماري و شهرسازي، دستاوردهاي درخشاني داشته است. در اين كشور ابن سينايي تربيت شده است كه در حال مهاجرت و فرار و گردش آثار جاويداني از خودش باقي گذاشته است، و هزاران هزار دانشمند و اديب و عارف و عالم و مدير.

من مي خواهم خدمت شما عرض كنم كه آن استعدادي كه سعدي و حافظ را تربيت كرد، بني موسي را تربيت كرد، اين استعداد همين امروز در خون بچه هاي ما جاري است. همين الان اين استعداد هست. در عمق وجود بچه هاي ما به فضل الهي اين استعداد هست. دست دلسوز شما باغبانها بايد اينها را پرورش بدهد و شكوفا بكند. چشم اميد ملتها امروز به حركت ملت ايران است و آيندة خود ما هم متصل به اين است. تا انسانهاي عالم، پاك و توانمند تربيت نشوند، جامعه اصلاح نمي شود و اين كار شماست و هيچ كاري با اين برابري نمي كند.

از همة شما سپاسگزارم و از خدا مي خواهم كه همچنان نام معلم را در اهتزاز و در قلة عزت و كرم و شرف ان شاء الله بدرخشاند.



والسلام عليكم و رحمة الله بركاته



شناسه خبر: 7831  

- سخنراني ها