
مصاحبه درباره عملكرد اقتصادي دولت نهم گزارش اقتصادي
گزارشگر:
آقاي رئيس جمهور! الان حدود 43 روز از سال 1386 گذشته است. در حال حاضر تصوير اقتصاد كشور را چطور مي بينيد؟
رئيسجمهور:
بسمالله الرحمن الرحيم، اللهم عجل لوليك الفرج و العافية و النصر و اجعلنا من خير اعوانه و انصاره و المستشهدين بين يديه.
از سال جديد گمانم 53 روز گذشته باشد، ما معمولاً 45 روز يك بار گزارشي خدمت مردم ارائه مي داديم، منتها اين فاصله مقداري زياد شد، تكه تكه در سفرهاي استاني و صحبتهايي كه كرده ايم، بعضي بخشها را خدمت مردم عرض كرده ايم. اين دفعه مي خواهم گزارشي متفاوت به مردم بدهم؛ يعني از نگاه ديگري به اقتصاد وارد شوم و ضمناً در پايان گزارش كار را هم بدهم؛ يعني مي خواهم در دو بخش باشد؛ يك بخش، بخش نفت است؛ مقداري، يعني گوشه هايي از بحث نفت را باز كنيم ببينيم نقش نفت چيست و چه بايد كرد. بعد هم عملكرد سال 1385 و بخشي از سال 1384 را خدمت مردم ارائه دهيم.
شايد براي خود شما يا همة مردم اين سؤال پيش آمده باشد يا شنيده باشيد كه با توجه به افزايش قيمت نفت چرا هنوز برخي مشكلات را داريم؛ يا اينكه اين همه درآمد نفت داريم، چرا وضعيت ما با وضعيت ساير كشورهايي كه درآمد نفت دارند يا برخي كشورهايي كه اطراف ما هستند، متفاوت است.
من مي خواهم چند عدد و رقم بگويم و اين را تحليل كنيم كه اين نفت چيست و ما با نفت چه مي كنيم و چه بايد بكنيم. چون بالاخره يكي از سرمايه هاي مادي ملي ما نفت و محصولات نفتي است. اين را بايد خوب بشناسيم و از آن در اقتصاد درست استفاده كنيم.
سال 1384 كل درآمد نفتي 40 ميليارد دلار بود كه حدود 2 تا 5/2ميليارد هزينه استخراج هست كه مي شود 5/37 ميليارد، يعني هر ايراني ماهي 40 هزار تومان. جمعيت بعضي از كشورهاي اطراف ما به مراتب كمتر از جمعيت ماست، توليد و فروش نفتشان هم چند برابر ماست؛ يعني در آمد سرانه شان از نفت بيش از 50 برابر ماست. پس علت فاصله اين است. ما 70 ميليون جمعيت داريم، الان 4/2 ميليون بشكه روزانه صادر مي كنيم، كشورهايي هستند كه جمعيتشان به مراتب كمتر از ماست، بعضي يك پنجاهم يا يك هشتادم ما جمعيت دارند، اما درآمد نفتيشان معادل ماست؛ بعضي جمعيتشان يك چهلم يا يك چهارم يا يك پنجم ماست، اما صادرات نفتشان 3 تا 4 برابر ماست؛ يعني درآمدسرانه شان از نفت 20 برابر ماست. اين حداقل است كه تا 50 برابر هم مي رود. اين علت تفاوت است. در كشوري بزرگ هستيم و ملت بزرگ و در مقايسه با آنها توليد نفتمان پايين است.
در سال 1385 اين درآمد چيزي حدود 50 ميليارد دلار شد كه به ازاري هر نفر ايراني، اگر هزينه هاي توليد را كم كنيم، ماهانه 50 هزار تومان
مي شود؛ البته اگر همه درآمد نفت در اختيار دولت باشد. در اينجا لازم است اين را مي گويم، من مي بينم كه در بعضي رسانه ها تكرار مي كند، همه درآمد نفت مستقيم در اختيار دولت نيست. دولت آن مقداري از درآمد نفت را برداشت مي كند كه در قانون بودجه مصوب شود يا مجلس از طريق ديگري تصويب كند و در اختيار دولت بگذارد.
بنابراين كاملاً در اختيار دولت نيست، بخشي از آن در اختيار دولت است و مابقي ذخيره مي شود براي پس انداز ملي كه توضيح خواهيم داد.
حالا مي خواهم نگاهي به همين بودجه سال 1386 كه مي خواهيم عمل كنيم، بيندازم. مجموعة درآمدي از نفت كه در اختيار دولت قرار مي گيرد 5/29 ميليارد دلار است. به ازاي هر نفر در ماه 31 هزار و پانصد تومان مي شود. از اين 31 هزار و پانصد تومان، چهار هزار تومان براي واردات بنزين و گازوئيل مي رود. حدود 27 هزار تومان دست دولت مي ماند؛ يعني سال 1386 به ازاي هر نفر در ماه دولت 27 هزار تومان از محل درآمد نفت دريافت مي كند. دقت كنيد، حالا ما اين را چه مي كنيم.
از اين درآمد نفت، به ازاي هر يك نفر در ماه، دولت 22 هزار تومان كار عمراني انجام مي دهد؛ يعني سد، راه، پالايشگاه، بندر، فرودگاه، بيمارستان، مدرسه، دانشگاه، راه آهن و ... مي سازد؛ ساير درآمدها هم داريم، مثل درآمدهاي مالياتي، درآمد عوارض و ساير بخشهاي دولت. از اينها هم چيزي حدود 43 هزار و پانصد تومان به ازاي هر نفر در ماه، دولت درآمد دارد. اين چيزي است كه در قانون بودجه پيش بيني شده است؛ مثل سهام را مي فروشيم و كارهاي ديگري كه مي كنيم.
حالا ما مجموع اين پولها را كه به ازاي هر نفر چيزي حدود 70 هزار تومان در ماه مي شود، چه مي كنيم؟22 هزار تومان را خرج كارهاي عمراني مي كنيم، در هر ماه به ازاي هر ايراني، ما 7820 تومان براي آموزش و پرورش مي دهيم كه جزو سرمايه گذاريهاست. براي نيروهاي مسلح و دفاع كه لازمه كشور ماست، به ازاي هر ايراني در ماه 6770 تومان، كه اين در مقايسه با كشورهاي همجوار ما خيلي پايين است. براي بهداشت و درمان، هرماه هر ايراني 3935 تومان. يارانه براي كالاهاي اساسي، مثل يارانه نان و ... در بخش كشاورزي، صنعت و حمل و نقل و... به ازاي هر ايراني در ماه 6910 تومان. براي وزارت دفاع كه بيشتر كمك است، در ماه به ازاي هر ايراني 3200 تومان مي پردازيم. براي وزارت علوم، 1191 تومان. براي ازدواج جوانان هر ماه به ازاي هر ايراني 565 تومان يارانه مي دهيم. براي نيروي انتظامي هم 1440 تومان، كه بايد امنيت و نظم را برقرار كند.
اگر ما جمع دريافتي از نفت را ماهي 27 هزار تومان حساب كنيم، اين هزينه هاي عمراني، به اضافة آموزش و پرورش و وزارت علوم، مي شود 31 هزار تومان؛ كه از 27 هزار تومان در آمد نفت خيلي بيشتر است. اگر نيروهاي مسلح و نيروي انتظامي را هم اضافه كنيم، 39200 تومان مي شود كه دارد بالا مي رود و از 27 هزار تومان درآمد نفت خيلي بيشتر است. اگر فقط هزينه هاي عمراني، نيروهاي مسلح و نيروي انتظامي را حساب كنيم، مي شود 31 هزار تومان كه باز بيشتر از درآمد نفت است.
27 هزار تومان از نفت در اختيار دولت است، كه اگر ما آموزش و پرورش، نيروهاي مسلح و امنيت، بهداشت و علوم، به اضافه يارانه كالاها و رفاه را كه كمك به محرومين است، جمع بزنيم، در ماه 47 هزار تومان
مي شود. براي ساير كارهاي دولت 6800 تومان در هر ماه مي ماند، با اين همه سازمانهاي دولتي.
حالا آن بخشي از نفت كه به دولت داده نمي شود، كجا مي رود؟ اين ذخيره مي شود و در پس انداز ملي مي رود. همين الان اگر بدهي هايمان را از ذخايرمان كم كنيم، به ازاي هر ايراني 250 هزار تومان پس انداز داريم كه اين بايد اقلاً به يك ميليون تومان برسد كه در كشور پشتوانه قوي ارزي داشته باشيم.
اين 250 هزار تومان را چه مي كنيم؟ اين را خوابانده ايم، نه. اين در بعضي بانكهاست كه از آن سود مي گيريم، بخشي از آن خريد اوراق مشاركت و سرمايه گذاري شده است، بخشي از آن هم به عنوان صاحب ذخيره ارزي به سرمايه گذاران خودمان وام مي دهيم، مي خواهند كارخانه بسازند. بايد خريد خارجي داشته باشند و وام مي گيرند. پس اين هم دارد مي چرخد در اقتصاد و بايد بچرخد.
اگر فرض كنيم50 ميليارد دلار درآمد نفت باشد؛ يعني روند بالا برود و 50 ميليارد دلار شود، اگر تمام اين نفت را هم براي مردم خرج كنيم، ماهي 53 هزار تومان مي شود كه باز كفاف خرجهاي دولت را نمي دهد. خرجهاي دولت دو بخش است. يك بخش عمراني است و يك بخش مصرفي. دولت دارد تلاش مي كند از بخش مصرفي كم كند و به بخش عمراني اضافه كند. اولين دولتي است كه اين تصميم را گرفته است. ما فشار سنگيني به دستگاههاي اجرايي آورده ايم كه هزينه هاي مصرفي را كم كنيد و هرينه هاي عمراني را بالا ببريد، كه بعد خواهم گفت نسبت آن چقدر جهش داشته است.
اما نمي شود كارهاي دولت را تعطيل كرد، كارهاي دولت كارهاي مهمي است كه بايد انجام شود، مثل ثبت اسناد، ثبت احوال، دستگاههاي قضايي، قانونگذاري، هواشناسي، محيط زيست و سازمانهاي گوناگون، جنگل باني، كشاورزي، آموزش و پرورش، وزارت علوم، پژوهش، كه اينها را نمي شود تعطيل كرد و بايد باشد، بخشي از آن را هم بايد اضافه كنيم. مثل حقوق كاركنان دولت، كه نمي توانيم آن را حذف كنيم يا كم كنيم. بله، وظايف دولت را مي توانيم كم كنيم و حجم دولت كوچك شود كه اين كار را داريم انجام مي دهيم، اما نمي توانيم به كارمند بگوييم اگر امسال صد تومان گرفتي، سال ديگر 90 تومان بگير. در يك حالت مي شود گفت كه تورم منفي داشته باشيم و رشد قيمتها منفي باشد و كاهش پيدا كند.
دولت دنبال اصلاح ساختارها هست. اما بحثي را كه مي خواهم اينجا مطرح كنم، بحث ديگري است كه به نظرم براي مردم عزيز ما جالب است. درست است كه ما بايد پول نفت را درست خرج كنيم كه خواهم گفت دولت چگونه دارد اصلاحات زير بنايي انجام مي دهد كه اين پول نفت به زندگي مردم برود و در جهت عدالت باشد. اما ما بخشي داريم كه به آن كمتر توجه مي كنيم و آن مهم تر از اين است.
شما مي دانيد ما روزانه چهار ميليون بشكه نفت (كمي بيشتر) توليد داريم، يك ميليون و 600 هزار بشكه مصرف داخلي است. 4/2 صادر
مي شود. اين مصرف داخل هم سالانه دارد اضافه مي شود. مثلاً بنزين سالانه 10 درصد رشد دارد. ممكن است قير، نفت سياه، گازوئيل و ... اين رشد را نداشته باشد، اما روي هم 5ـ6 درصد در سال اين بخش رشد دارد. توليدمان هم تقريباً در سال ثابت است. البته ما مقداري جهش داديم و امسال 173 هزار بشكه به توليد ما اضافه شد، اما آن طرف مرتب دارد اضافه مي شود، سالي 100، 150 هزار بشكه بايد بيشتر به داخل بياوريم و تصفيه و مصرف كنيم. علاوه بر اين روزانه 350 ميليون متر مكعب گاز مصرف مي كنيم.
اين دو را با قيمت جهاني حساب كنيم، 55 ميليارد دلار مي شود؛ يعني بيش از كل فروش نفت ما. اگر هزينه هاي توليد را از آن كم كنيم مي شود حدود 50 ميليارد دلار؛ يعني در سال 50 ميليارد دلار نفت در داخل مصرف مي شود. اين سرمايه عظيمي است كه بايد فكري براي آن بكنيم، كه خود اين 50 ميليارد يعني به ازاي هر ايراني ماهانه 53570 تومان. كه اين تقريباً مي سوزد و همة آن مصرف مي شود.
دقت كنيد، اگر ما اين سوخت را صرفه جويي كنيم، فرض كنيم كه اين 55 ميليارد دلار در داخل مصرف نشود، يا به قيمت روز تبديل شود و وارد كارهاي عمراني شود، كارهاي عمراني ما به نسبت سال 1383، ده برابر مي شود و مي توانيم ده برابر كار عمراني انجام دهيم، تمام راهها، بيمارستانها، پالايشگاهها، بنادر، فرودگاهها، دانشگاهها، مراكز پژوهشي و ... را زود بسازيم تمام شود، دو سال انجام بدهيم همه تمام مي شود. يعني تمام زيرساختهاي كشور، تمام شبكه هاي گاز، آب، برق، سدها، آبياري ساخته شود و ده برابر شود، آن وقت چقدر اشتغال درست مي شود؟ اصلاً كسي بيكار نمي ماند.
البته اين هم در كشور عادلانه توزيع نمي شود. سهم دهكهاي درآمدي جامعه، يعني اگر جامعه را ده درصد ده درصد كنيم، آن ده درصد اول با بيشترين درآمد تا پايين ترين درآمد، يا بالعكس. ميزان استفادة اين دهكها هم از اين 55 ميليارد دلار يكسان نيست و توزيع آن عادلانه نيست.
فرض كنيد كه ما اين را نقد كنيم و بين دهكهايي كه درآمدشان پايين است. اگر اين را بين نصف مردم تقسيم كنيم، به هر ايراني ماهي 90 هزار تومان
مي رسد، يعني به يك خانوادة 5 نفره 450 هزار تومان مي رسد و به يك خانوادة 4 نفره، 360 هزار تومان. اگر اين را بين 60 درصد مردم (6 دهك) تقسيم كنيم، به هر نفر حدود 75 هزار تومان در ماه مي رسد.
خب اين را بايد فكري برايش كرد. بايد يك تصميم ملي بگيريم. بيش از درآمد نفت داريم مي سوزانيم و عادلانه هم توزيع نمي شود؛ يعني توزيع آن توزيع مناسبي در سطح كشور نيست؛ يعني بخشهايي چند برابر ديگران مصرف مي كنند. خب اين ثروت ملي است، آيا ما حق داريم؟ نه. در اين مورد به نظرم بايد چند تصميم خوب بگيريم.
گزارشگر:
در مورد اين تصميمات، آيا جناب عالي برنامه اي براي جلوگيري از سوخت شدن اين همه انرژي در كشور داريد؟
رئيسجمهور:
براي اين دولت يك برنامه تهيه كرد كه سال گذشته در قالب تبصرة 13 به مجلس داديم. امسال هم لايحة مستقلي داديم. ما بايد تكليف اين را روشن كنيم. هيچ كشوري مثل ما نمي سوزاند.
همه هم ناراحت هستند. آيا مي شود اين را يك دفعه قطع كرد؟ مي شود يك دفعه بگويم قيمتِ آزاد؟ نمي شود. نه مي شود يك دفعه آن را قطع كرد و نه
مي شود يك دفعه بگوييم قيمت آزاد. هر دو حالت به ضرر كشور است و به هم مي ريزد، مردم آسيب مي بينند. مي خواهيم درستش كنيم، چشمش را هم كور مي كنيم، نمي شود كه. بايد با برنامه جلو رفت.
ما يك برنامه 5 ساله تنظيم كرديم. در اين برنامه بايد چند كار انجام شود. يك اينكه حمل و نقل عمومي بايد گسترش يابد، چون بيش از 60 درصد آن در حمل و نقل مصرف مي شود.
اين كار را كرده ايم و براي اتوبوس، راه آهن و ...، برنامه وسيعي ريخته ايم، 11 كارخانه اتوبوس سازي الان شب و روز دارند كار مي كنند، براي داخل. كارخانجات واگن سازي ما الان راه افتاده است، قراردادها بسته شده است، براي قطارهاي شهري، كه تمام شهرهاي بزرگ را تحت پوشش مي برد.
كار ديگري كه بايد كرد، بايد خودروهاي فرسوده را از رده خارج كنيم. در سال گذشته بيش از 5 برابر كل قبل از اين دولت خودرو فرسوده از رده خارج شد و امسال ان شاءالله بيشتر خواهد شد. مثلاً به سمت مصرف گاز سوق دهيم، كه يك متر مكعب مصرف گاز معادل يك ليتر بنزين انرژي مي دهد، يعني ظرفيت حرارتي دارد، اما قيمت آن كمتر از نصف است، خوب ما بايد خودروها را گازسوز كنيم. باز در سال گذشته نزديك به 3 برابر كل 12 سال قبل خودرو گاز سوز شده است و امسال ان شاءالله 6 برابر 12 سال گذشته خواهد شد، يعني دو برابر پارسال. اين را اگر بتوانيم سال بعد به 3 برابر برسانيم، ظرف 5ـ6 سال همه خودروها گازسوز مي شوند.
ما كارخانجات خودروسازي را موظف كرده ايم كه از اول تيرماه فقط گاز سوز، موتور گاز سوز ملي را هم كه افتتاح كرديم. يعني اين كارهاي زير بنايي را انجام دهيم كه حداقل گاز را به جاي بنزين و گازوئيل مصرف شود. گاز خيلي ارزان تر است. اين يكي از كارهاي بزرگ است. حمل و نقل عمومي را توسعه بدهيم. برنامه ريزي كنيم براي رفت و آمد مردم. تقاضا را كاهش بدهيم، دولت الكترونيك را در برنامه گذاشته ايم و به سرعت داريم دنبال مي كنيم. داريم اين كار را جلو مي بريم و علاوه بر اين، داريم روي ساعت كارها برنامه ريزي مي كنيم. اين ساعت كار بانكها كه تنظيم شد، واقعاً كار خيلي خوبي بود. حاصل 20 سال مطالعه بود كه ما ساعت كارها را جابه جا كنيم و ترافيك را از بين ببريم، منتها حالا نشد ديگر، بايد فكر ديگري بكنيم. يعني تقاضاي سفر را كم كنيم، به سمت حمل و نقل عمومي ببريم و سوخت را عوض كنيم. اينها كارهاي اساسي و زير بنايي است.
وقتي سوخت عوض شد، خودرو فرسوده از رده خارج شد، حمل و نقل عمومي آمد، مي توانيم آن را آزاد كنيم، بگوييم اين قيمت آزاد، هركس مي خواهد بخرد.
ما حتي با اين 20 تومان هم كه روي قيمت بنزين رفت، مخالف بوديم. بيخودي 20 تومان بنزين را گران كرده ايم، اما چيزي گير مردم نمي آيد. فقط يك نابساماني ممكن اتفاق بيفتد. ما هم تلاش كرديم جلوي آن را بگيريم، حالا مجلس محترم نظرشان اين نبود، مي گفتند اگر شما لايحه بدهيد، ممكن است بعضي قيمت 150 تومان و 200 تومان بدهند و مسئله معكوس شود، ما گفتيم بسيار خوب، منصرف مي شويم و تحمل مي كنيم، يعني مردم تحمل مي كنند كه لااقل قيمت آن 150 تومان نشود.
اين كارهاي مقطعي مشكل را حل نمي كند، 20 تومان به بنزين اضافه كنيم، هزينه هاي دولت بيش از اين بالا مي رود و چيزي هم گير مردم نمي آيد.
زير بناها را بايد درست كنيم و اين را كار كرده ايم. البته سهميه بندي هم گام مهمي است. الان بخشي از بنزين ما دارد از كشور خارج مي شود. بالاخره مصرف بنزين قاعده اي ندارد. سفرهاي اضافي زيادي الان با خودرو انجام مي شود. مردم مي خواهند ديد و بازديد و مسافرت بروند، كارهاي اضطراري انجام دهند، اينها لازم است و بايد سوخت هم در اختيارشان بگذاريم، اما سفرهاي اضافي كه راه بندانهاي كيلومتري درست كند، همين طور سوخت دارد مي سوزد و آن عدم تعادلها را شدت مي بخشد، كه ما مرتب داريم مصرف مي كنيم، جايي هم ثبت نمي شود، يعني اينها به ثروت ملي اضافه نمي كند، دارد از ثروت ملي مي سوزاند. كه امسال دنبال آن هستيم و كه ان شاءالله با كمك خود مردم اين سهميه بندي را بگذاريم.
اينجا لازم است نكته اي را بگويم، بالاخره بايد سهميه بندي كنيم.
نمي شود 80 ميليون ليتر در روز [مصرف شود.] حتي ما نمي توانيم كنترل كنيم آيا اين 80 ميليون كه به حساب مردم نوشته مي شود، واقعي است يا نه،
نمي توانيم كنترل كنيم چون شبكه وسيعي مصرف مي شود و نمي توانيم چقدر مصرف مي شود. حالا اين كارت كه آمد، معلوم مي شود چقدر و كجا مصرف شده و حتي هر پمپي چقدر بنزين فروخته است. اولاً جلوي قاچاق را مي گيريم، در ثاني با حساب و كتاب مصرف واقعي مشخص مي شود. اگر اين جاها نابساماني بوده، سامان پيدا مي كند.
بعد ما قرار داريم از روزي كه سهميه بندي مي شود، سه ماه هم فرصت بدهيم، هر كس مازاد بر اين نياز دارد، اعلام كند. البته مي دانيد ما سهميه را براي چند ماه اعلام مي كنيم كه اگر كسي مصرف بيشتر مي دارد، مشكل پيدا نكند. بعضي هستند كه راهشان دور است، حتماً هم بايد با خودرو شخصي بروند. اينها و جهاتش پيش بيني شده است. من ديده ام كه بعضي از رسانه ها
بي خودي نگراني در بين مردم درست مي كنند. براي تمام آنهايي كه در خدمت حمل و نقل عمومي هستند، سهميه مناسب پيش بيني شده است. تاكسي، مسافركش، خطي، وانت، آژانس ، سهيمة همه اينها محفوظ است، يعني اينجا هيچ مشكلي پيش نمي آيد.
گزارشگر:
ببخشيد، آقاي رئيس جمهور، من اين را متوجه نشدم. اينكه از تاريخي كه قرار است سهيمه بندي اعلام بشود، در واقع مقطعي اعلام مي شود، مثلاً سه ماه يا چهار ماه.
رئيس جمهور :
ببينيد، معلوم است كه سهميه يك نفر در يك سال چقدر است . درست است؟ يك دفعه نمي آييم بگوييم ماه به ماه سهميه را اعلام كنيد، كه مردم دچار مشكل بشوند. يك دفعه در آن كارت شان سهم 5-6 ماه را شاررژ مي كنيم، يعني كسي كه مسافت بيشتري برود، مي تواند دو ماهه مصرف كند و در اين دو ماه مصرف مازادش را اعلام كند. قيمت آن مصرف مازاد، ديگر قيمت آزاد است. منتها در سه ماهه اول چنين چيزي نيست، ما مي خواهيم آمار بگيريم. چون خيليها نياز ندارند. محاسبات ما نشان مي دهد، با همين سهيمه اي كه مي دهيم، نزديك به 90 درصد مردم نيازهايشان برطرف مي شود.
گزارشگر:
يعني همان سه ليتر در روز.
رئيس جمهور :
سه ليتر بيشتر است، اين را ما در مركز كامپيوتر زياد و كم كنيم، يعني آنجا فرمان مي دهد بالا يا پايين مي رود. اما آنچه تعيين شده، پاسخگوي نيازهاي مردم است. اما ممكن است افرادي باشند زندگي شان فعلاً با اين است، ولي جزو مسافركش، راننده تاكسي، وانت و حمل و نقل عمومي نيستند. دقت كنيد، براي اينكه اينها دچار مشكل نشوند، و همين طور تابستان مردم مي خواهند مسافرت بروند، اگر ماهي مثلاً ما يك مقدار اعلام كنيم، از اينجا مي خواهد به مشهد برود و بيايد، يك دفعه وسط بيابان كه نمي تواند بماند. ما مال چند ماه را اعلام مي كنيم. خود مردم آن وقت تنظيم مي كنند. مي خواهند مسافرت بروند صرفه جويي مي كنند و به مسافرت مي روند، يا اگر كار ديگري دارند، آنجا مي روند و جايي را حذف مي كنند. حالا مسئولين اين امر توضيح خواهند داد. بايد اينها كاملاً پيش بيني شود. و تا آنجا كه امكان داشته جهات گوناگونش پيش بيني شده، كه من همين جا از مسئولين مربوطه مي خواهم كه بيايند اينها را جزء به جزء براي مردم تشريح كنند كه چگونه است و چه مزايايي براي كشو دارد.
ما فكر كنيم همين الان روزانه 15 درصد مصرف بنزين ما پرت است، و اگر روي قاعده بيايد و همه با كارت مصرف كنند، آن 15 درصد اصلاح خواهد شد و اگر سهميه بندي هم كنيم، اين مي رود حدود 25 درصد مي شود كه برمي گردد به خزانه ملي.
اين در بحث كلي است، اما قرار بود كه دولت ساختارها را اصلاح كند. من يكي دو موردش را مي گويم براي اينكه ببينيد دولت مي خواهد با اين سرمايه ملي كه داشتيم چه كار كند. هم بايد اين سرمايه ملي را در جهت عموم مصرف كنيم، هم زير ساختها را بسازيم و هم در جهت عدالت باشد؛ يعني فاصله ها را پر كند. من دو سه مثال مي زنم، ببينيد كه چگونه است.
در سال 1383 به ازاي هر نفر در ماه 6800 تومان كار عمراني شده است. در سال 1384 ما اين را به 13150تومان افزايش داريم و در سال 1385، آن را 16500 تومان كرديم؛ يعني درآمد را به سمت زير ساختها برديم و بسياري از اينها در روستاهاست. سهم عمراني و استاني را افزايش داديم و نزديك دو برابر كرديم؛ يعني اينها به مناطق محروم
مي رود. يكي دو مورد را مثال مي زنم ببينيد.
در همين سال گذشته 10 هزار كيلومتر راه روستايي آسفالت شد. اين يك انقلاب در حمل و نقل روستايي است. باز در روستاها بيش از دويست هزار مسكن ساخته شد. براي اينكه مقايسه كنيد، ده سال قبل از اين دولت روي هم دويست هزار مسكن ساخته شده بود. در يك سال دويست هزار مسكن. فقط در يك سال 40 هزار واحد زلزله زده لرستان ساخته شد؛ يعني پول ، درآمدهاي كشور، و درآمدهاي نفت به سمت عدالت، كار عمراني يعني سد، راه ، فرودگاه، بندر، پالايشگاه ، دانشگاه، و بيمارستان بزنيم.
سال 1385 به سال 1383 كار عمراني 4/2 برابر شده است. اين يعني پول نفت را داخل زندگي مردم ببريم كه بماند. نه اينكه دولت مصرف كند و برود. دولت خودش پول آب و برق و تلفن و مسافرت و بنزين و مسافرت خارجي و ... بدهد. نه، به سمت كارهاي عمراني و زير بنايي برده ايم.
باز در جهت عدالت، دولت حقوق افراد تحت پوشش كميته امداد و بهزيستي را دو برابر كرد. تازه دو برابر شده، مي دانيد يعني چه؟ يعني يك خانواده مثلاً پنجاه هزار تومان. دو برابر شده يعني اين در ماه. نه اينكه دو برابر شده يعني 200 هزار تومان. نه يك خانواده اي كه هيچ چاره اي ندارد، يعني پير مرد و پير زن و بچه اي هستند، نه درآمدي، هيچي ندارد، چهل پنجاه هزار تومان در ماه.
ما سعي كرديم فاصله درآمدي كارمندان پايين تر به بالا را كم كنيم؛ مثلاً سال اولي كه اين دولت آمده، كاركناني داشتيم با ماهي 135 هزار تومان؛ امسال با اين دستور دولت كمتر از 270 هزار تومان نيست؛ يعني دو برابر شده است. اين در جهت عدالت است.
هزينه هاي مصرفي دولت را به شدت كاهش داديم. عمراني وقتي بالا مي رود، اولين دولتي است كه آمد و گفت رشد هزينه هاي جاري متوقف شود. شما مي دانيد اگر بنا بود ما هزينه هاي مصرفي دولت را طبق روال قبل رها كنيم، سه چهار سال ديگر كل درآمدها را بايستي مصرف مي كرديم؛ يعني ديگر براي عمران چيزي باقي نمي ماند. ما متوقف كرديم. اين يك فشار سنگيني بر سيستم آورد و مي آورد و فشار سنگيني بر رئيس جمهور وارد مي شود. ولي ما و وزرا تحمل كرديم و گفتيم بايد اين جا بيفتد.
ما حقوق كاركنان را افزايش داديم، اما مجموع كارهاي مصرفي دولت را كاهش داديم. اين يك تحول اساسي در بودجه ريزي كشور است.
باز در جهت زيرساختها، شما مي دانيد كه كشاورزي پايه كشور است . ما داريم مسكن روستايي را توسعه مي دهيم، پارسال 200 هزار مسكن بود، امسال 300 هزار تا كرده ايم و گفته ايم اگر خوب كار كنيد، آن را 500 هزار تا مي كنيم، چون ما در روستاها دو و نيم ميليون واحد فرسوده داريم.
يك زلزله خداي نكرده مي آيد، چه اتفاقي مي افتد؟ تمام زندگي عزيزان ما متلاشي مي شود. خب، مسكن. براي اشتغال هم فكر كرده ايم. دو كار جدي داريم مي كنيم كه هم در جهت عدالت و هم در جهت زيرساختها ست. مثلاً گفتيم محصولات اصلي كشاورزان نقدي خريداري شود. سال گذشته براي اولين بار سه هزار ميليارد تومان گندم خريديم. گندمي كه كشاورز دو سال منتظرمي ماند و تكه تكه پولش را مي گرفت و ارزش پولش پايين مي آيد، يك باره داخل روستاها رفت. اين يك اتفاق بزرگ بود.
همين طور بنگاههاي زوده بازده. بنگاههاي زوده بازده هم يك اتفاق بزرگ است كه عمدتاً داخل مناطق كوچك تر، عقب تر و محروم تر مي رود. كه آمار اين را هم خواهم داد. اين هم يك اتفاق بود كه روي آن يارانه داديم و من درباره اين بحث خواهم كرد.
در سال 1385 واقعاً يك جهش در اصلاح ساختار اقتصادي كشور اتفاق افتاد و همين طور در ساختن پايه هاي اقتصادي كشور. من مي بينم بعضيها با انتشار اعداد و ارقام غير واقعي و تكرار آن سعي دارند اين اتفاق بزرگ را مخدوش كنند. من از آبان ماه سال گذشته مي دانستم كه در كشور دارد يك جهشي اتفاق مي افتد و عده اي هم اين را دوست ندارند. با يك فضا سازي سنگين تبليغاتي و استناد به قيمت مسكن و دو سه قلم كالا، ـ كه حالا اين در جاي خودش بحث دارد كه بحث خواهم كرد كه چرا اين اتفاق در قيمت مسكن افتاد و بعضي كالاها نوسان شديد كرد ـ جوري فضا را درست كردند كانه در اين دولت بايد تورم صفر بشود، چرا نشده؟ بنابراين همه سياستهاي اقتصادي دولت غلط است و با انتشار و تكرار عددهاي غير واقعي مي خواهند حقيقت را بپوشانند.
مثلاً شما ببينيد حتي در بعضي تريبون هاي رسمي شما اين جملات را زياد مي شنويد كه دولت با واردات گسترده سعي كرد كنترل كند، با واردات بي رويه، واردات كشور به 60 ميليارد دلار رسيد. اين يك دروغ بزرگ است كه من حالا خواهم گفت. من در تريبون رسمي شنيدم كه آقا واردات 60 ميليارد دلار، صادرات كاهش پيدا كرد، بيكاري افزايش يافت، تورم به شدت اضافه شده و شده 23 درصد، كارهاي عمراني كاهش پيدا كرده، سرمايه گذاري خارجي متوقف شده، توليد مسكن متوقف شده وابستگي بودجه به نفت صد درصد افزايش پيدا كرده ، هزينه هاي مصرفي دولت اضافه شده است، رشد اقتصادي كشور يعني توليد ثروت ملي كاهش پيدا كرده است، حتي بعضيها آمدند گزارشي تهيه كردند با همين اعداد نا صحيح خدمت رهبر عزيز انقلاب.
خب، ايشان به مسائل مردم و كشور حساس اند. از ما خواستند، ما رفتيم و توضيح داديم، عددهاي واقعي را داديم، ايشان خيلي خوشحال شدند و از آن گزارش خلافي كه داده شده بود، متأثر شدند. كانه عده اي مصمم اند و اصرار دارند كه اين تحولات بنيادين كه دارد در كشور اتفاق مي افتد را كم رنگ كنند و در كام مردم تلخ كنند.
حالا من چند مورد را مي گويم، شما ببينيد چه چيزي را چگونه جلوه داده اند. واردات؛ آيا واقعاً واردات كشور بي رويه است؟ بله، ما بعضي كالاها را مخصوصاً وارد و ذخيره كرديم. 70 ميليون جمعيت است. ما نمي توانيم بگذاريم كه كالايي كه عمدتاً وارداتي است، بي جهت دچار نوسانات شديد بشود و يك دفعه قيمتش دو يا سه برابر بشود. ما بايد اين را پيش بيني كنيم، مثل شكر. خب، ما يك ميليون تن شكر ذخيره كرديم ، بايد هم ذخيره كنيم، ما در سال يك ميليون و هشت صد هزار تن مصرف داريم. يك ميليون تن ذخيره كه زياد مهم نيست.
با اين حال كه ما يك سري كالاهايي كه مهم است و بايد ذخيره داشته باشيم را وارد كرديم، ببينيد عددها چگونه است. در سال 1383يعني سال قبل از اين دولت 4/35 ميليارد دلار واردات بود؛ دقت كنيد، نسبت به سال قبلش 33 درصد رشد داشت. در سال 1384، اين عدد 7/39 شد. رشدش نسبت به سال قبل از آن (1383) 3/12 درصد شد؛ يعني رشد واردات كاهش يافت. در سال 1385 با آن ذخيره هايي كه ما كرديم شد 4/41. رشدش در مقايسه با 84 13 شد 1/4؛ يعني رشد منفي شد و دارد كاهش پيدا مي كنند.
يعني از 33 درصد نسبت به سال 1382 – 1383 به 1/4 درصد رسيد؛ يعني ما داريم واردات را مهار مي كنيم و اين اتفاق بزرگي است كه در كشور افتاد. آن وقت جالب است تركيب واردات هم عوض شده است و عمدتاً به سمت مواد اوليه رفته كه به درد كارخانجات ما مي خورد و كالاهاي واسطه اي سرمايه اي. قطعاتي مي آيد روي هم سوار مي شود و به يك ماشين و وسيله تبديل مي شود.
به گزارش گمرك 88 درصد واردات ما الان مواد اوليه و واسطه اي شده است كه خود اين يك اتفاق بزرگ است، يعني تركيب واردات دارد به نفع توليد اصلاح مي شود. پس واردات كالا در سال 1385، 4/41 بوده، نه 60 ميليارد دلار. اين را در تريبون رسمي گفتند، در مطبوعات نوشتند و تيتر يك زدند كه خلاف بود.
اما حالا در صادرات چه اتفاقي افتاده است؟
صادرات درست برعكس صادرات غير نفتي بود. صادرات غير نفتي يك شاخص بسيار مهم است. در سال 83 13 ما 6/7 ميليارد دلار صادرات داشتيم. در سال 1384 يعني اولين سال اين دولت كه تقريباً شش ماهش اين دولت بود، شش ماه و 26 روز، اين 1/11 شد؛ يعني 1/46 درصد رشد. اين يك جهش بزرگ بود. قبلاً سالانه يك ميليارد، 700 ميليون دلار اضافه مي شد. يك باره سه و نيم ميليارد دلار اضافه شد به صادرات غير نفتي در يك سال . يعني 1/46 درصد. حالا اين در سال 1385 خيلي جالب است.
در سال 1385صادرات غير نفتي ما شد 3/16 ميليارد دلار. 1/47 درصد نسبت به 1384، كه سال 1384، 1/46 درصد نسبت به 1383 اضافه شده بود. اين يعني رشد صادرات ما صعودي و واردات ما با يك شيب كم. اين يك اتفاق بزرگ است.
در اينجا هم صادر كنندگان و توليد كنندگان ما واقعاً مجاهدت كردند. اينهايي كه عددهاي خلاف مي گويند، دارند به مردم ما ظلم
مي كنند. اولاً اين پيروزي است، بايد شادي بخش باشد، مي خواهند اين شادي را بگيرند. در ثاني عده زيادي زحمت كشيده اند . اين همه كارخانجات ما، مديران كارخانجات و كارگران تلاش كرده اند و صادرات را بالا برده اند. اين همه صادر كنندگان ما، چقدر فداكاري كرده اند، همه دنيا را گشته اند، پيگيري كرده اند، قرارداد بسته اند، محصول را تهيه و بسته بندي كرده اند. برده اند صادر كرده اند، كار بانكي و مالي كرده اند. خب ، اين يك اتفاق بزرگ است كه ما از محل صادرات 3/16 ميليارد دلار درآمد ملي داشته باشيم. اين پشتوانه توليد و كشور ماست. آن وقت جالب است، در همين جا 2 ميليارد دلار آن كشاورزي است.
من ديدم كسي در يك مقاله دو مطلب متناقض نوشته است. اولاً تيتر زده كه دولت با واردات بي روية كالا پدر كشاورز را درآورد. بعد در انتهاي مقاله نوشته كه دولت چرا اجازه مي دهد ميوه صادر بشود كه قيمتها بالا برود؟ خب، قانون برنامه چهارم ما اين است كه ما جلو صادرات و واردات را نبايد بگيريم. دولت حق ندارد بگويد صادرات و و واردات كالايي ممنوع است. ما حق نداريم . ما فقط با تعرفه بايد كنترل كنيم. صادرات را تعرفه نداريم. يعني كالايي كه صادر مي شود، ما از آن تعرفه نمي گيريم. فقط از واردات تعرفه مي گيريم. واردات ميوه را تعرفه مي گيريم. در بعضي فصلها تعرفه اش را صفر كرديم، فقط حقوق گمركي مي گيريم .در واقع عوارض نمي گيريم. سود بازرگاني
نمي گيريم. عوارض گمركي مي گيريم. چهار درصد مي گيريم . در واقع نزديك صفر است. با اين حال 2 ميليارد دلار رفته و كمتر از يك پنجم اين وارد شده است.
اين كه خيلي خوب است . اين 2 ميليارد 10 ميليارد بشود و 2 ميليارد هم وارد شود، چه اشكالي دارد. مهم اين است كه ميوه در بازار باشد و قيمتش هم براي مردم مناسب باشد. از آن طرف هم به اصطلاح تراز تجاري كشاورزي ما مثبت بشود. اين يعني توليد كشاورزي دارد بالا مي رود.
آن وقت جالب است قيمت كالاي صادراتي ما هم در سال 1384و 1385 بهبود پيدا كرده است. معلوم است كه داريم كالاي تمام شده
مي فرستيم؛ يعني كالاي صنعتي، مواد اوليه مي فرستاديم، سهم مواد اوليه پايين آمده و كالاي ساخته شده دارد مي رود. هر تن موادي كه ما در سال 1383صادر مي كرديم، ارزشش 444 دلار بود كه به كشور برگشته است. در سال 1384 اين 487 دلار شده و در سال 1385 شده، 493 دلار. يعني قيمت محصولاتي كه داريم صادر مي كنيم، مرتب دارد بالامي رود، معنايش اين است كه كيفيت دارد بالا مي رود و ساخته شده مي فرستيم، به جاي اينكه مواد اوليه را بفرستيم.
پس ببينيد، يك اتفاق مهم در توازن صادرات ما دارد مي افتد و جالب است كه بدانيم در سال 1383، ما 4/35 واردات داشتيم و 6/7 صادرات، يعني 28 ميليارد دلار تراز منفي. در سال 1385 اين 25 ميليارد دلار شده است . يعني تراز منفي ما دارد كاهش پيدا ميكند. خب، اين چيز خيلي مهمي است؛ يعني اگر با همين شيب جلو برويم، ان شاء الله صادركنندگان و كارخانجات ما با همين همت جلو بروند، ما سه گام ديگر برداريم، به نزديك به هفت مي رسيم. اين چيز خيلي خوبي است. اتفاق بزرگي دارد مي افتد.
ظرف 17-18 سال صادرات 6/7 دهم شده است. ظرف يك سال و هشت ماه همان 3/16 و بيش از دو برابر شده است؛ يعني صادرات ما 9 ميليارد دلار اضافه شده است. خب اين يك اتفاق عظيم در كشور است. بعضيها مي گويند اين حاصل سرمايه گذاري هاي گذشته است، بسيار خوب، پس اين دولت توانايي داشته كه سرمايه گذاريهاي گذشته را هم سريع به نتيجه برساند. وظيفه هر دولتي اين است كه كارهاي مثبت را ادامه بدهد. خب داريم ادامه مي دهيم.
ضمن اينكه در بخشهاي گوناگون ما جهش داريم، مثل كشاورزي و صنعت كه گفتم، مثل پتروشيمي، در اينها جهش داريم و اين اتفاق بسيار مباركي است .
مثلاً گفتند دولت نرخ بيكاري را افزايش داده، دولت قبل بيكاري را به زير 10 درصد رسانده بود. خب اينها كه چيزهاي تبليغاتي است. اينها براي موقع انتخابات خوب است. كسي كه مي خواهد حرفهاي خلاف واقع بگويد و فكر كند كه مردم باور مي كنند، بگويد. اما وقتي مي خواهيم براي كشور تصميم بگيريم، اين ديگر تصوير درستي نيست كه مي ما مي دهيم.
دقت كنيد، نرخ بيكاري در سال 1383، 3/12 بوده، در سال 1384، شده 5/11 و در سال 1385، 3/11 شده است. برنامه پنج ساله مي گويد در سال 1385 بايد 8/11 باشد؛ يعني ما از برنامه جلو زده ايم، توجه داشته باشيد. با توجه به رشد جمعيت در سالهاي 1360 تا 1365 كه الان به سن كاررسيده اند، قبلاً اينها به دانشگاه و ... رفته اند و ظرفيت دانشگاهها اضافه شد كه ورود اينها به بازار كار عقب بيفتد. الان ديگر تحصيل كرده اند و وارد بازار كار مي شوند. در يك سال 1384 و 1385 يك ميليون و 588 هزار نفر به متقاضيان كار اضافه شده است. دقت كنيد، معناي آن اين است كه كار بيشتري توليد شده. طبق آمار مركز آمار در دوسال 1384 و 85 يك ميليون و نهصد و پنجاه هزار شغل درست شده. يعني سالانه 000/975 به طور متوسط؛ بيشترين شغلي كه در گذشته ايجاد شده در يك سال 000/690 نفر است. پس اينجا هم جهش است. درست هم هست، وقتي توليد و صادرات زياد مي شود، اشتغال درست مي شود.
البته ما كارهاي ديگري هم كرده ايم، در بخش مسكن روستايي، عمراني و بنگاههاي كوچك كه توضيح خواهم داد. پس اينجا اصلاح شدند. ما از برنامه جلو زده ايم.
مي گويند آي آقا بيكاري بيداد مي كند، بله ما وقتي دولت را تحويل گرفتيم 5/3 ميليون نفر بيكار تحويل ما شد. بايد چه كار كنيم؟ بايد كار توليد كنيم. دولت هم با همه توان دارد تلاش مي كند، جوانان هم انصافاً خوب داخل ميدان آمدند. آنقدر جدي آمدند، در بخش كشاورزي، صنعت، خدمات، جوانان ميدان داري مي كنند، و اصلاً به لطف جوانان اين اشتغالها درست شده است و از امسال به بعد ما بايد سالي يك ميليون و حدود ششصد هزار و پانصد هزار شغل توليد كنيم كه تازه به روز بمانيم. من اميدوارم با همت جوانان بيشتر توليد بشود كه ما اين مشكل را نداشته باشيم.
توجه كنيد ما بيشترين نرخ بيكاري را در جوانان 15 تا 29 سال داشتيم. اين پايين آمده. يعني از 24 درصد به 3/22 درصد رسيديم؛ يعني اين هم دارد اصلاح مي شود. و در بخش خانمها، نرخ بيكاري آنها تا سال 1384، 17 درصد بود، در 1385 به 9/15 رسيديم. يعني توزيع آن دارد عادلانه مي شود، فقط نمي رود در يك بخش اين اتفاق بيفتد. دولت كارهاي مهمي كرد در اين بخش، زمينه سازي كرد.
يكي از كارهاي دولت توزيع عادلانه تسهيلات بانكي است. يكي از
غصه هاي من از اول كه در زمان انتخابات هم با مردم صحبت كردم، وضعيت بانكها بود، در دو بخش. يكي توزيع عادلانه تسهيلات كه يك عده خاصي اين تسهيلات را استفاده نكنند، بقيه سرشان بي كلاه بماند. و دوم نرخ سود بانكي است. هم توزيع و هم نرخ به ضرر اكثريت مردم بود، به ضرر كساني بود كه استعداد دارند، هوش دارند، كار دارند.
آمديم گفتيم بخشي از اين تسهيلات بانكي حتماً بايد به بنگاههاي زود بازده برود و اين علاج اقتصاد ماست. وقتي سه يا چهار ميليون بيكار داريم، سالي اين قدر نيروي جوان مي آيد، جمعيت جوان زياد است، ما علاوه بر اينكه بنگاه بزرگ را بايد سامان بدهيم كه درست هم هست و داريم سامان مي دهيم، بايد بنگاههاي كوچك را به سرعت راه بيندازيم و اين خلأ اقتصاد ماست. و اين يك كار علمي است، يك كار مطالعه شدة تخصصي است كه ما بايد بنگاههاي كوچك را هم به سرعت در كنار بنگاههاي بزرگ توسعه بدهيم. هم مكمل آنهاست، هم رشد اقتصادي ما را سريع بالا مي برد، ثروت ملي اضافه مي شود، هم بيكاري را جواب مي دهد.
نمي شود كه به جوانان بگوييم صبر كنيد ما سي سال ديگر شما را
مي بريم سر كار يا فرصت شغلي براي شما درست مي شود، اين كه ديگر
زندگي اش از دست رفت، ما بايد به سرعت اشتغال درست كنيم. سال گذشته 000/10 ميليارد تومان به سمت بنگاههاي كوچك هدايت شد. و امسال اين بايد بيش از 5/2 برابر شود. توافق هم كرده ايم با بانكها اين بايد انجام شود. كار دومي كه بايد انجام بشود، در مورد سود بانكي است.
من متأسفم كه بعضي آمدند با تبليغات نادرست كاهش سود بانكي را به ضرر كشور معرفي كردند. خيلي عجيب است. سود بانكي هرچه بالا برود، پول در بخش واسطه گري مي رود. ما به واسطه گري هم نياز داريم، خدمات هم نياز داريم، بازرگاني هم، ولي چقدر؟ نمي شود يك كالا را ده دست بخرند و بفروشند. قيمت دو توماني بشود 5 تومان، با اين كه كشور پيشرفت نمي كند، ثروت ملي اضافه نمي شود، ثروت ملي با توليد است. بله اگر آن توليد در يك سازمان مناسبي يك بار الي دو بار دست به دست بشود برسد به دست مصرف كننده، بله، اما اگر بشود پنج دست چه؟ نمي شود كه يك اقتصاد پنج دست بچرخد. 80 درصد آن بازرگاني باشد، 20 درصد توليد. خب اين كشور هميشه عقب افتاده است. هيچ وقت
نمي تواند سر در بياورد بين كشورهاي ديگر.
راه آن چيست؟ ما بايد اولاً پول را به توليد بدهيم. ثانياً سود آن را پايين بياوريم كه توليد به صرفه باشد. وقتي ما مي گوييم 14 درصد سود بانكي، مگر مي شود به ديگران بگوييم روي كالاي خود كمتر از 14 درصد بكش و بفروش؟ نمي شود، كمتر از 14 درصد سود ببر، نمي شود. از علتهاي اصلي تورم هم همين سود بانكي است. من تعجب مي كنم
بعضي ها مي گويند ما اقتصاددانيم اما مي گويند كاهش سود بانكي موجب تورم مي شود. بله، اگر سود بانكي را كاهش بدهيم و پول فقط در
واسطه گري برود و ده دست بچرخد، آن مي شود تورم. اما اگر كاهش بدهيم و در توليد برود معلوم است كه اين تورم را كاهش مي دهد، توليد زياد مي شود، هزينه توليد كاهش پيدا مي كند و قيمت ها مي آيد پايين. اين يك اصل است، ما دنبال آن هستيم.
ما دنبال كاهش سود بانكي هستيم. در قانون برنامه هم البته پيش بيني شده ولي من به اين معتقدم. البته سال گذشته يك مقدار بانكها كاهش سود بانكي را خوب مديريت نكردند، بعضي خوب مديريت كردند، بعضي خوب مديريت نكردند، پول رفت دوباره در بخش دست به دست شدن. اين را امسال ان شاءالله بايد مديريت كنيم كه پول به توليد برود.
فقط آن مقداري كه براي چرخش واسطه ها به ميزان واقعي لازم است در اختيارشان بگذاريم، نه اينكه بياييم 75، 80 درصد پول را به اين بخش ببريم و 25 به توليد برود. اين ظلم به مردم است. اين پول مردم است و مردم گذاشته اند براي اينكه كشورشان ساخته بشود. البته اين به معناي كاهش سودي كه بانكها به مردم مي دهند فعلاً نيست، روي آن ما هنوز صحبت نكرده ايم.
من ديدم بعضي آمدند اين را هم خبر خلاف دادند، آي سود بانكها كم شد مردم پولتان را در بياوريد. چرا در بياورند؟ سودي كه به مردم مي دهند كه كم نشده است. سودي كه از مردم مي خواهند بگيرند كم شده است. اين زحمتي است كه بانكها مي خواهند تقبل كنند براي ساختن كشور و ان شاءالله اين كار خواهد شد.
در بخش تورم، جالب است گفتند 23 درصد، يكي گفت 40 درصد، در تريبون رسمي، من واقعاً متأسفم، اين ديگر برخورد ناصادقانه با مسائل اقتصاد كشور است. بالاخره يك گروهي هستند تورم را حساب مي كنند، 310 قلم كالا را مي گيرند و براساس وزن آن در زندگي مردم و تغييرات قيمت آن، تورم را اعلام مي كنند. حالا ممكن است اين تورم در زندگي كسي يا گروهي تأثير بيشتري داشته باشد، مثلاً آن كسي كه حبوبات زياد مصرف مي كند تورم بيشتري را تحمل مي كند تا آن كسي كه مثلاً يخچال يا لوستر بيشتري مصرف مي كند. فرق مي كند، اين دهكها فرق مي كند، اما هميشه ميانگين اعلام مي شود.
براي اينكه بدانيم چه تغييراتي اتفاق افتاده، سال 1383 همين ميانگين 7/15 بوده است، سال 1382، 7/15؛ سال 83، 2/15؛ ميانگين هشت سال قبل از اين دولت، 76/15بوده؛ يعني سال به سال اضافه شده است و دولت قبل از اين دولت، جالب است ميانگين آن 26/25 درصد بوده كه يك سال به 4/49 درصد هم رسيد و در دولت قبل يك سال به 1/20 درصد رسيد. اينها ديگر آمارهاي بانك مركزي است كه ثبت است. منتشر هم مي شود.
از سالي كه اين دولت تحويل گرفت، ما از نيمه سال تحويل گرفتيم، سال 84 13اين عدد 1/12 شد؛ يعني هم كمتر از سالهاي قبل و هم كمتر از ميانگين 8 سال قبل. البته ما به اين راضي نيستيم ولي بالاخره اين اتفاق افتاد. در سال 1385 با همه اين تحولاتي كه در مسكن و ... اتفاق افتاد، مجموعاً شده 6/13؛ نسبت به 1383و قبل از آن پايين تر، اما نسبت به1384 ما 5/1 درصد رفتيم بالا كه علتش را خواهم گفت.
پس ببينيد در سال 1384 و1385 كمتر از سالهاي قبل است، هم از 8 ساله كمتر است و هم از سالهاي قبل. اين اتفاق مباركي است. كار بيشتري در كشور شده، تورم پايين آمده است.
هيچ كس نگفت كه ما مي آييم تورم صفر مي شود، مگر مي توانيد يك دفعه تورم را صفر كنيد؟ نمي شود، ساختار پولي، نقدينگي انباشته شده از قبل، ساختارهاي بانكي، بزرگ شدن بخش خدمات، شبكه هايي كه فقط در خريد و فروش سود مي برند، يك دفعه يك موج درست مي كنند قيمت آپارتمان در شمال تهران يك ميليون تومان افزايش مي يابد، يك دفعه سود مي برند. اينها بايد به مرور اصلاح بشود و ما توليد كنيم، هزينه توليد را بياوريم پايين تا تورم كاهش پيدا كند.
حالا چرا اين اتفاق افتاد؟ دو سه علت آن را من مي گويم. يكي از علتهاي آن افزايش قيمتهاي جهاني است. اقتصاد ما در برنامه چهارم تقريباً اقتصاد بازي است و ما نمي توانيم مانع از صادرات هيچ كس بشويم و نمي توانيم عوارض هم بگيريم، توليد كرده صادر مي كند، جاي آن بايد وارد بشود، چه وارد بشود؟ قيمتها بالا رفته است. مواد اوليه و چيزهاي ديگر بالا رفته است. قيمت توليد هم بالا مي رود ديگر. با هم ارتباط دارد. اين طور نيست كه ما مرزي دور كشورمان كشيده باشيم و هيچ ارتباطي با اقتصاد بيرون نداشته باشيم.
يك مورد ديگر افزايش 4/2 برابري بودجه عمراني است. واقعاً بودجه عمراني را ما اضافه كرده ايم، بايد هم اضافه كنيم، نمي توانيم پنجاه سال منتظر بمانيم يك سدي ساخته بشود، شبكه درست بشود، كشاورزيمان رشد كند. اين بايد زود درست بشود. نمي توانيم
راه آهن مان را چهل سال طول بدهيم. يا بندر، دانشگاه يا بيمارستان را ، نمي شود كه مردم در يك شهر اصلاً بيمارستان ندارند، جان مردم است، ما نمي توانيم بگوييم بيست سال ديگر براي شما بيمارستان مي سازيم.
يكي هم تحريكي است كه در بازار داخل اتفاق افتاد، به خصوص در بخش مسكن، بخش مسكن به طور طبيعي تحت فشار است به خاطر جمعيت جواني كه مي آيد، تقاضا بالا مي رود. تغيير الگوي مصرفي كه شده. در 10 سال قبل، سال 1375 در هر يك واحد مسكوني به طور متوسط 15/1 خانوار زندگي مي كردند، الان اين شده 09/1. ضمن اينكه جمعيت متولد 1360 تا 1365 وارد بازار مي شود و فشار مي آيد. اما به نظر من كه براي من باور شده و آنها را مي شناسم سازمان يافته با تبليغات سنگين وارد شدند و در بازار مسكن و بعضي كالاهاي خاص جهش مصنوعي دادند. اينها باعث شد قيمت بالا برود. ان شاء الله امسال ما اين را اصلاح مي كنيم و دوباره برمي گردانيم پايين.
گفتند سهم نفت در بودجه 100 درصد افزايش پيدا كرده و دولت دارد كشور را بيچاره مي كند، و ساختارها خراب است چه هست چه هست، خيلي نوشتند، اگر ما بخواهيم جمع كنيم تمام اتاق پر مي شود، اما همه اش واقعاً براساس آمار غير واقعي و ساختگي است. روزي من ديدم در تريبون مجلس يك نفر همين طور مي گفت 60 ميليارد واردات شده، صادرات صفر شده، در دولت قبلي نمي دانم بيكاري 9 درصد شده بود، شما 17 درصد كرديد، همه اش آمارهاي ساختگي. من نمي دانم از كجا مي آورند، اگر بنا باشد هركس هرچه دلش مي خواهد بگويد، بگويد، اين كه تغييراتي در واقعيت نمي دهد.
ببينيد ما سهم كارهاي عمراني را در بودجه بالا برده ايم، در سال 1383 ، 5/19 بود؛ در سال ، 1385 ، 3/25 شده است. معنايش اين است كه ما داريم مصرف را كم مي كنيم و كار مي كنيم. تازه در بودجه اي كه ما مي خواستيم اجرا كنيم 5/29 بوده است. مجلس صلاح نديد، آمد جاري را اضافه كرد گفت از عمراني برداريد بگذاريد، گفتيم اشكالي �