متن کامل سخنان دکتر نهاوندیان در مراسم افتتاحیه ششمین جشنواره فن‌آوری نانو

الحمدلله رب العالمین. برای من مایه افتخار و خرسندی فراوان است که در ششمین جشنواره و در سالگرد دهمین سال تاسیس ستاد نانو، توفیق پیدا کرده‌ام در این مراسم شرکت کنم، به جمع تلاش گران با پشتکار و خستگی ناپذیر حوزه نانو در ایران اسلامی، خدا قوت عرض کنم و خاطره تلاش آغازگران این مسیر را گرامی بدارم؛ برادر عزیزم جناب آقای دکتر عارف که ده سال قبل این حرکت را حمایت کرده و جناب آقای سجادی که پایمردانه این کار را در دفتر همکاری های فناوری و نوآوری دنبال کردند، سرکار خانم سلطانخواه که با تواضع و با پشتکار این حمایت را ادامه دادند، جناب آقای دکتر سرکار و جناب آقای امیری نیا، دوستانی که از دور و نزدیک با علاقه این کار را دنبال می‌کردند و همه اندیشمندان، دانشوران و سرمایه گذاران که این حرکت را حمایت کردند و به این جایگاه رسیده‌ایم.

شناسه خبر: 72135 -

شنبه 13 مهر 1392 - 17:13

یکی از افتخارات ملی ما جایگاهی است که در نانو در دنیا به آن رسیده‌ایم. این تلاش شایسته تقدیر است ولی بهترین تقدیر، ادامه این تلاش است. فرصت 10 ساله هم، فرصت خوبی است که نگاهی به گذشته کنیم، ارزیابی کنیم از کاری که کرده ایم با این هدف که نقشه راه‌ آینده را ترسیم کنیم، نقاط قوت را بشناسیم و تقویت کنیم، نقاط کاستی و ضعف را بشناسیم و برطرف کنیم.
شاید شرایط امروز اقتصاد کشور هم انگیزه ما را برای این کار قوی تر کند. در شرایطی که اقتصاد هم دچار رکود و تورم است، عنوان یک فرصت با آن برخورد کنیم که بیماری های ساختاری اقتصادمان را بشناسیم. چگونه می‌شود ایران دو سال پیاپی و بلکه سه سال به جای رشد، افول کند. کلمه رشد منفی، به اندازه کافی تلخی موضوع را منتقل نمی‌کند، اینکه ما 5.4 درصد تولید ناخالص داخلی مان افول کند با این همه توانایی که داریم باید در ما بیداری ایجاد کند. کجای کار اقتصاد، اشکال اساسی دارد که علی رغم این تلاش ها در مجموع این کاروان به جای اینکه جلو برود، دو سال است که عقب رفته است، این سوال جدی است. چگونه است که بعد از 30 سال، 35 سال که این ملت پرچم استقلال و عزت سیاسی را برافراشته و افتخار آفریده است در صحنه اقتصاد، با کوچکترین مشکلی که در فروش نفت پیدا کند، اثرش در اقتصاد ما اینگونه باشد که نرخ رشد منفی ایجاد کند.
پس معلوم است که ما اقتصاد را مقاوم سازی نکرده ایم. معلوم است که در مقابل آسیب پذیری اقتصادمان در مواجهه با تکان ها، به اندازه کافی تدبیر ساختاری اندیشیده نشده است. به هر حال از دو حال خارج نیست یا عامل این افول، خارجی است یعنی به اندازه کافی مقاوم سازی نکرده‌ایم، یا داخلی است که یعنی به اندازه کافی و حسن مدیریت نداشته ایم.
اگر بخواهیم با نگاه رو به جلو، در همین شرایط دشوار و پرچالش راه آینده را درست تشخیص بدهیم، بهترین بهره را از این چالش برده ایم. سختی که از داخل آن تدبیر حاصل شود، دیگر سختی نیست و خودش تبدیل به نعمت می‌شود، اگر ما بتوانیم اصلاح های اساسی در اقتصاد با استفاده از این فرصت ایجاد کنیم.
یک اقتصاد کلان اگر بخواهد رشد کند، یعنی آخر سال نسبت به اول سال می‌باید توان تولید ارزش افزوده اش بالا رفته باشد. مبنای رشد چه می‌تواند باشد، یک روش رشد داریم که حاصل افزایش عوامل تولید است: ‌عامل کار و سرمایه را زیاد کنید، تولید زیاد می‌شود، روش دیگر مبتنی بر این است که با همین میزان کار و سرمایه بهره وری را بالا برده‌اید و رشد زیاد می‌شود و نوع سوم این است که اصلا در روش تولید در فن‌آوری، نوآوری می‌کند. فن آوری های نوین (نانو) یعنی در عمیق ترین و پیش برنده ترین شکل می‌تواند، در اقتصاد رشد ایجاد کند. چقدر از رشد اقتصاد ما متکی است بر مواهب طبیعی، چه مقداری اش متکی است بر رشد مستمر در بهره وری و چه مقداری متکی به رشد در فن آوری است.
اشاره آقای دکتر سرکار دقیق بود. اقتصاد ما را بین اول و دوم طبقه بندی می‌کنند. هنوز خیلی فاصله داریم که کل اقتصاد ما بیاید و رشدش مبتنی بر بهره وری یا مبتنی بر نوآوری در فن آوری باشد. اگر می‌خواهیم این انتقال ساختاری صورت گیرد لازم است که نوآوری ها را تشویق کنیم. فن آوری های نوین را مورد حمایت قرار دهیم، اما کافی نیست. اینکه بدنه اقتصاد ما یک سمت برود و ما غرفه هایی داشته باشیم که در آن غرفه ها بی ارتباط به حرکت عمومی اقتصاد، کارهای پیشرویی انجام دهیم، این خوب است، اما کفایت نمی‌کند. هم کار سلبی و هم کار ایجابی لازم است. اگر می‌خواهیم کل اقتصاد، رشد کند، یعنی اینکه مجموعه بنگاه های ما باید سودآور باشد، این سوال را باید بکنیم که سودآوری بنگاه های ما حتی در آن سالهایی که نرخ رشد مثبت داشته‌ایم، عمدتا مبتنی بر چگونه فعالیتی بوده است؟ سودآوری مبتنی بر رانت است یا سودآوری مبتنی بر تولید ارزش افزوده؟ یعنی آیا ما کالا و خدمت بیشتری تولید کرده‌ایم؟ یک کسی که وضعش خوب می‌شود در بازار و صنعت ما، آیا از تولید بیشتر و بهتر، درآمدش می‌رود بالا یا منبع عمده درآمد جای دیگری است؟ تا زمانی که بازار و اقتصاد و صنعت ما علامت هایی که می‌دهد این باشد که با دسترسی به رانت، با ارتباط و با امتیاز خاص، عمده ترین درآمدها کسب می‌شود، در این اقتصاد فناوری های نوین به طور واقعی رشد نمی‌کند. حرف اصلی این است اگر ما کاری کردیم که مجددا ارز چند نرخی در اقتصاد ایران راه افتاد، تلاش چندین ساله بر باد رفت، مجددا بین ارز مرجع و ارز مبادله ای و ارز بازار آزاد، یک درآمد کلانی حاصل شد، بدانید که دیگر هیچ کس به فکر اینکه فناوری نوین را برود دنبالش و سرمایه گذاری کند، نخواهد بود، چون پول عمده آنجاست. اینجاست که آن لطمات اصلی به فناوری نوین می‌خورد. در سیاست‌هاست. هر جا در اقتصاد که منبع تولید رانت ایجاد شد، بدانید که حکم مرگ فکرهای جدید و ابتکارهای جدید صادر شده است. ما نمی توانیم جز با سالم‌سازی اقتصاد، حرکت های پیشرو را مورد حمایت قرار دهیم.
راه حل چیست؟ راه حل این است که همه عزم کنیم و به سمت بازار شفاف و رقابتی برویم. اگر انحصار طبیعی است آن حکم دیگر دارد، اما اساس اقتصاد را باید روی بازار شفاف و رقابتی بگذاریم. به جای اینکه خود ما هم به محض اینکه جایی دیدیم توزیع رانت می‌شود برویم در صف بایستیم، فریاد بزنیم و بگوییم این صف را تعطیل کنید. با تولید و توزیع رانت مبارزه کنیم که مبارزه با فساد همین است، تلاش برای توسعه پایدار همین است؛ بگذاریم ساختار بازار رقابتی جلوی فساد و بی عدالتی را بگیرد. کلمه عدالت،‌عدالت نمی‌آورد. ساز و کار باید برای عدالت در اقتصاد ایجاد کرد و تجربه بشری این است که شفافیت و رقابت به بهترین نحو می‌تواند جلوی فساد را بگیرد. البته دولت حتما نظارتش را باید بکند، دولت بر بازار باید نظارت کند، دولت باید از بازار و سازو کار رقابتی بازار، حمایت ساختاری کند.
از طرف دیگر در این حوزه های نوین، فن آوری جز با رشد علم، رشد پیدا نمی کند. اما شاخص های ما برای رشد علم چیست؟ در خود اینکه ما می‌خواهیم اندازه گیری کنیم که چگونه حرکت کرده‌ایم، بسیار مهم است که در شاخص‌ها، بزرگنمایی و کوچک نمایی نکنیم. اگر کارهای بخشی جاهای مختلف خیلی خوب بوده، می‌باید در کل اقتصاد خودش را نشان بدهد، در علم هم همینطور است. اگر وضع دانشگاه های ما بسیار خوب است، باید تجلی آن در اقتصاد دیده شود. دانشگاه را ما برای چه می‌خواهیم، برای تولید مدرک و یا می‌خواهیم انسان های فرهیخته بیایند و به درد مردم برسند و اقتصاد ایران را برسانند. به آن جایگاهی که باید باشد. شاخص اینکه دانشگاه ها و نظام آموزش عالی ما موثر بوده یا نه در این باید جستجو شود که آیا میزان اتکای اقتصاد ما به نفت بعد از گذشت 35 سال از انقلاب آیا کم شده یا زیادشده است. میزان اتکا بودجه دولت به درآمد نفتی آیا کم شده یا زیاد شده است.
ما که سال اول‌مان نیست؛ لذا در ارزیابی های داخلی که داریم، تولید مقاله، خیلی خوب است، لازم است، اما کافی نیست. آن مقالات، باید بتواند به اقتصاد ما توان تولیدی بدهد. خوشبختانه تجربه هم ثابت کرد این توان وجود دارد. در این تعداد شرکت هایی که درست شد، این مقالات آمد، آن دانش به توانایی تبدیل شد و محصول درآورد و توانست در بازارهای جهانی برود؛ که حالا در موضوع همایش امسال این قرار می‌گیرد که چه کنیم شرکت های تامین مالی ایجاد کنیم. من بسیار خوشحالم از اینکه سطح مباحث به اینجا رسیده است، اینجاست آن پیوند بین دانش و فناوری و بازار.
اما لازمه توفیق‌مان این است که هر سه مرحله اصلاح را ببینم، هم ساختارها باید اصلاح شود، هم سیاست‌های و هم رفتارها نیاز به اصلاح دارد. از اینگونه هم اندیشی ها توقع می‌رود که همه اضلاع این مثلت را ببینند، هم ساختارها باید به سمت ساختار رقابتی برود، هم سیاستگذاری اقتصادی و سیاستگذاری علمی رقابت را و مسابقه علم و ابتکار را می‌باید تشویق کند و هم رفتارها باید رفتار رقابتی باشد؛ بنگاهی که تا همیشه نیازمند حمایت است، بدانید که آن بنگاه نمی تواند برنده مسابقه شود.
هر کسی نقش خودش را باید ایفا کند. در این اصلاح ساختار سیاست و رفتار، دولت و بازار وظیفه ای دارند. دولت وظیفه اش چیست؟ اولا، حمایت از فضای مسابقه. قواعد مسابقه را دولت باید بگذارد و حراست کند، کسی بازی را به هم نزند، فضای رقابتی را دولت باید ایجاد کند، حراست کند و اعتلا ببخشد. در سیاست هایش، سیاست های مشوق کار و ابتکار را اولویت بدهد ما با سیاست های اعانه ای نمی توانیم به توسعه پایدار برسیم. سیاست های توانمند سازی باید جانشین سیاست های توزیع صدقه شوند. مردم ایران مردم توانایی هستند، باید مسابقه ،‌مسابقه تولید شود. درآمدها مبتنی بر تولید باید شکل بگیرد هر کس کار کرد و زحمت کشید و تولید کرد نوش جانش. البته درصد کمی از جامعه هستند ناتوانند، به ناتوانان باید رسید و وظیفه اجتماعی است. اما این توهین به ملت ایران است که بگوییم همه ملت ایران ناتوانند. توزیع اولیه درآمد مبتنی بر تولید ارزش افزوده باید باشد. توزیع ثانویه همچنان که ما از آموزه های اسلامی می‌فهمیم، البته تاکید بر نیاز خواهد داشت. اما ما زنگ مسابقه کار و ابتکار را باید به صدا در بیاوریم و سوم بازارگشایی جهانی است و این وظیفه دولت است. وصل کردن این توان های عظیم اختراع و ابتکار به فرصت های عرضه جهانی، این وظیفه دولت است.
حق مخترعان و مبتکران ماست و صنعتگران ماست که کالایشان بتواند در دنیا عرضه شود و دسترسی به رقابت جهانی، حق مسلم همه فعالان اقتصادی و همه دانشوران و دانشگاهیان ماست. این تحریم های ظالمانه و غیرمنطقی باید شکسته شود. هوشمندی و موفقیت زمانی است که ما آنهایی را که می‌خواهند ما را منزوی کنند، منزوی کنیم. همین گامهایی که برداشته شده است در دیپلماسی فعال، می‌بینیم که چگونه صهیونیسم جهانی، نحوه حرف زدنش تفاوت کرده، او الان ترس از انزوا دارد. ما با حضور فعال و محترم و متین و منطقی در مجامع بین المللی، باید عرصه را بر کسانی که حرف غیرمنطقی را به عنوان حرف جامعه جهانی می‌زدند، تنگ می‌کردیم. الحمدلله همین گام های نخستین، در حال به بار آوردن ثمرات شیرین و افتخارآفرین است. جامعه علمی ما هم باید کمک کند. همه دانشگاهی‌ها، و همه نهادهای مدنی باید راه بیفتند در دنیا، ظالمانه بودن این تحریم ها را با منطق تبیین کنند و در داخل جامعه مان هم می‌باید حق پیشرفت، حق دسترسی به بازارهای جهانی، حق دسترسی به آخرین دستاوردهای علمی جهان، جزء حقوق مسلم ما مورد تاکید قرار بگیرد. مجموعه حقوق ما می‌تواند رشد پایدار برای ما فراهم کند. اما بازار چه وظیفه ای دارد؟ بازار یک نقش دارد و آن تخصیص بهینه منابع است، البته بازار شفاف و رقابتی. اما تکوین بازار وظیفه تشکل‌هاست. اینکه بازار ما اجزایش به هم پیوند داشته باشد، این وظیفه اتاق بازرگانی و تشکل های تخصصی است. فن‌آوری‌های نوین، یک گام بلند تری را از سوی تشکل های اقتصادی می‌طلبد. بنابر تعریفش نوین است، می‌باید دست اقتصاد موجود و بخش های سنتی صنعتی و موجود را گرفت یک گامی به نانو نزدیک کرد، دست این طرف را باید گرفت یک گامی به آن طرف نزدیک کرد، این وسط و حلقه واسط تشکل ها هستند و البته نهاد سازی باید بشوند. اینها کارهای بخش خصوصی است و کارهای اتاق هاست و تشکل هاست. ما بنگاه های مالی در کنار شرکت های دانش بنیان لازم داریم. بورس های لازم باید ایجاد بشود. سازوکارهای ریسک پذیر می‌باید در اقتصاد ایران معرفی شود.
تاکیدی که من در گزارش خانم سلطان خواه شنیدم بسیار تاکید خوبی بود. معاونت علمی و فناوری ریاست جمهوری خودش نباید وارد میدان تصدی یا اجرای پروژه‌ها شود؛ وظیفه معاونت ستادی اجرای سیاست‌‌ها، نهادسازی و ایجاد پیوند است و بعد رصد کردن اینکه در سطح ملی کار چگونه مطابق نقشه راه پیش می‌رود. ان‌شاء الله این حرکت‌های شایسته با قوت بیشتری در دولت تدبیر و امید ادامه پیدا کند.
منتها همه را باید بسیج کنیم، با صنعت‌های مختلف تماس بگیریم، نهادهای مالی باید بیایند، وظیفه‌شان را بشناسند و به عهده بگیرند و همچنین ارتباطات بین‌المللی نیز باید تقویت شود.
اما حرف آخر که حرف اول است این است که فناوری نو نیاز به روحیه‌ها و ابتکارهای نو دارد. پیشاهنگان این مسیر، محققان جوان و فرهیختگان نوآورند که سرمایه اصلی جامعه هستند، مخصوصاً در فناوری‌های نو هیچ کاری با این روحیه پرانگیزه و ابتکارهای نوآورانه نمی توانیم جلو ببریم.
طبعاً دولت تدبیر و امید که صحبت از امید می‌ کند و تدبیر را به عهده دارد، خود را پیش‌روی امور می‌داند، باید فضایی ایجاد کند که همه جوانان صاحب اندیشه در این تدبیر ملی، سهم داشته باشند. پیشران تدبیر، جوانان فرهیخته ما هستند، ان‌شاء الله بتوانیم هم وظیفه فرهنگسازی و هم وظیفه پیوند بین دانش و فناوری اقتصاد، بستری لازم انجام دهیم. اما سوارکاران این میدان جوانان هستند.

شناسه خبر: 72135

- دیدارهای داخلی

- سخنراني ها

- متن کامل سخنرانی

- دفتر رئیس‌جمهوری

فیلم مرتبط



اخبار برگزیده