
سخنراني در ديدار با اساتيد نمونه
بسم الله الرحمن الرحيم
شناسه خبر: 6669 -
دوشنبه 10 ارديبهشت 1386 - 09:57
اللهم عجل لوليك الفرج والعافية والنصر و اجعلنا من خير انصاره و اعوانه والمستشهدين بين يديه
خداي بزرگ را سپاسگزارم كه امروز اين توفيق را داد در حضور شما عزيزان و جمع كوچكي از اساتيد نمونة ايران عزيز باشم.
حضور در جمع علما و دانشمندان همواره نشاط آفرين و انگيزه بخش است، و خدا را سپاسگزارم كه امروز اين سرزمين مقدس در درون خودش دانشمندان، بزرگان، مخترعين، مبتكرين و صاحب نظران فراواني دارد و هر روز در دامان پرمهر خود تربيت مي كند و مي آفريند.
در حضور شما صحبت كردن دربارة اهميت علم و دانش زيره به كرمان بردن است و شايد بسياري از موضوعات تكراري بشود. اما بعضي امور هست كه تكرارش هم لازم و هم اميد آفرين است.
همة شما مي دانيد كه ما امروز در متن يك تحول بزرگ قرار داريم؛ تحولي در درون جامعة ايران و تحولي در كل جهان امروز و همة شما مي دانيد كه خداي بزرگ بشر را براي زندگي اي كه امروز در اختيار دارد خلق نكرد. امروز شما هر جاي عالم كه قدم بگذاريد، با هر كسي از هر قشري با هر سليقه اي صحبت كنيد از وضعيت امروز جهان ناراضي است. هيچ كس راضي نيست. هركسي از يك زاويه و نگاه معترض به وضع موجود است و باز هر كس يك وضعيت مطلوبي را ترسيم مي كند. فصل مشترك اين وضعيت مطلوبي كه ملتها و انسانها ترسيم مي كنند به آرمانهايي كه ملت ما دنبال مي كند، بسيار بسيار نزديك است. و اگر دقيق بشويم همان آرمانهايي است كه انبيا در طول تاريخ دنبال مي كردند.
جهان به سمت يك نقطة مطلوب و به سرعت در حال تحول و حركت است. و به فضل الهي امروز ملت ايران و جامعة ايراني كانون جوشش، هدايت و رقم زدن اين تحول است.
اين ويژگيهايي كه در چشم انداز براي جامعة ايراني و ملت ايران ترسيم شده سايه و رشعه اي از آن آرمانهاي بلندي است كه بشر به دنبالش هست. و آن نقطة كمالي است كه خدا بشر را براي او خلق كرده است. قطعاً خدا بشر را خلق نكرده كه هرجاي دنيا نگاه مي كنيم ببينيم جنگ، كينه ورزي، بداخلاقي، فقر و فاصله و تبعيض و حسرتها و آرزوهاي به دل مانده و استعدادهاي سركوب شده و ظلمها و اجحافها هست. خدا ما را براي آن نقطة آرماني خلق كرد و اصلاً انقلاب آمد و ملت ما و شما انقلاب كرديد تا دوباره آن نقطة آرماني را به ياد ملتها بياوريم و حركت ملت را در مسير تحقق آن آرمانها بيندازيم.
همه مي دانيد و مي دانيم تحقق آن آرمانها دو پاية اصلي دارد: پاية اصلي اش معنويت و علم هست. پاية اول معنويت و پاية دوم علم است. بدون معنويت علم تيغ تيز در دست زنگي مست است و بدون علم رهرويي است كه راهي در مقابلش روشن نيست و ابزاري براي حركت ندارد. كوهنوردي است كه در سنگلاخ نه مسير برايش روشن است و نه ابزاري دارد. معنويت و علم لازمة حركت است. به فضل الهي امروز دانشگاههاي ما و جامعة علمي كشور اعم از حوزه ها و مراكز علم ديني و دانشگاههاي ما هم كانون ترويج معنويت و هم كانون ترويج علم هستند.
ما بايد در هر دو عرصه تلاش كنيم. اينها باهم هستند. دو بال يك پروازند. اصلاً آن جامعة آرماني، آرامش، اطمينان، صلح، برادري، عدالت، بدون اين دو امكان پذير نيست. هر دو با هم مكمل و مقوم هم هستند. كسي كه از درون معنا وارد عرصة علمي مي شود، شكوفاييهايش صدها برابر است. كسي كه با انگيزة الهي وارد عرصة ديني مي شود هيچ نقطة پاياني ندارد. با انگيزه هاي الهي وارد عرصة ديني مي شويم، نقطة پاياني نداريم.
ترسيم شده كه ما در افق 1404 به قدرت اول علمي، اقتصادي، فرهنگي و سياسي منطقه تبديل بشويم. مي بينيد كه مي توانيم بشويم به نظرم زودتر هم مي توانيم بشويم. اين استعداد در اين كشور هست.
نمي خواهم وقت شما را با ذكر گذشته ها بگيرم، اما بالاخره ما فرزندان همان كساني هستيم كه هزار سال قبل اولين ابزار جراحي درون بدن را اختراع كردند و از آن استفاده كردند.
ما فرزندان نسلهايي هستيم كه پيشرفته ترين ابزار مهندسي را در اختيار داشتند. حتماً مي دانيد يا برايتان جالب است كه باز تكرار بشود. ما در سفر اخير فارس رفتيم و اين مجموعة تخت جمشيد را يك بار ديگر ديديم. من حالا بحثهاي معماري و انساني اش را كنار مي گذارم و فقط جنبه مهندسي اش را مي گويم. از نظر مهندسي نقطة افتخار براي بشريت همين امروز است. اجداد ما 25-30 قرن قبل بنايي را تأسيس كرده اند. اين را حتماً دانشگاههايي كه رشته هاي مهندسي عمران، آب و ... دارند از اين منظر برويد ببينيد و در اختيار جوانهاي دانشجو بگذاريد. ستونهاي 30 متري سنگي، سقفها و تيرها سنگي، يك قطعه 137 تن، اين آمده و آن بالا قرار گرفته است. صدها سال خدمات مي داده بعدش هم تخريبش كرده اند. آنجا دهها زلزله اتفاق افتاده و زلزله هيچ آسيبي به آنجا نرسانده است.
پي را آنچنان دقيق طراحي كرده كه تمام لرزشهاي زمين را رد
مي كند. در مقابل چرخش اقليم و طبيعت؛ چقدر تغييرات آب و هوايي و چرخه هاي ذوب، انجماد و بارندگيهاي اسيدي و غيراسيدي و... برويم شبكة آبياري آنجا را ببينيم. شايد باز برايتان جالب باشد كه بشنويد رودخانه اي در خط الرأس حركت مي كند. چون رودخانه در همه جاي عالم خط القعر حركت مي كند. اما آنجا رودخانه اي داريد كه در خط الرأس حركت مي كند. وقتي دقيق مي شويد و بررسي مي كنيد مي بينيد اصلاً اين رودخانه اي مصنوعي و احداث شده است. شبكة دقيق آبياري با بندهاي متوالي تنظيم و توزيع دقيق و متناسب با سطح زير كشت و نوع كشت و فصول گوناگون و... چند هزار سال قبل اين طراحي شده است. حالا تجهيزاتي كه ساخته شده فراوان است. اي كاش وزارت علوم پيش بيفتد و يك نمايشگاهي از صنعت و مهندسي ما در طول تاريخ در اين كشور برپا كند. از اين نگاه حالا در پزشكي هم مي شود اين كار را كرد، در فرهنگ كه الي ماشاءالله.
در تمدن انساني ديگر اصلاً ايران بي نظير است. اينجا كانون تمدن و كانون جوشش تمدن است. در فلسفه، پزشكي، علوم الهي، خداپرستي و يكتا پرستي، دستورات زندگي. باز در پرانتز برايتان بگويم برايتان حتماً جالب است به خاطر عشق تان به اين سرزمين الهي. اين فيلمي كه اخيراً ساخته اند، به تصور خودشان خواسته اند ايران را تحقير كنند. دو هزار و چند صد سال قبل ايران را ترسيم كرده اند كه حالا مثلاً حمله مي كنند و عده اي مي ايستند و چه مي شود. آنجا ترسيمي كه كرده اند، 28 مليت تابع حاكميت ايران است. يكي از دوستان كه با تاريخ آشنا بود، مي گفت اينها حق ملت ايران را خورده اند، آن موقع 42 مليت تابع ملت ايران بوده و دستوراتي كه براي زندگي آن روز، دستورات بهداشتي، غذا و آب چگونه بخوريد، كجا زندگي كنيد، تعامل اجتماعيتان چگونه باشد، لباس چگونه بپوشيد، از منظر طبي اش فقط يك فصل طولاني است. و بياييم در دورة اسلامي كه ديگر غوغاست.
من جلسه اي با نوآوران و نوآوري در آموزش و پرورش با معلمين و نوآوران داشتم. يكي از اين تجهيزات كه بازسازي شده است، نهصد سال قبل در ايران كار مي كرده. همين الان اگر ما واردش كنيم در پيچيده ترين تجهيزات صنعتي ما كارآمدي دارد. نهصد سال قبل درست كرده اند اصلاً استفاده مي كردند. مردم در خانه شان و محله و مزرعه در شهر داشتند و اين يك چيز عادي بوده و به عنوان يك چيز خيلي مهم در زندگي ملت ايران در دورة اسلامي محسوب نمي شده است. حالا ديگر در معماري، مهندسي و پزشكي و فلسفه و علوم ديني در دورة اسلامي كه اصلاً اينجا ستاره ها و خورشيدهاي درخشان اين سرزمين بوده است.
من مي خواهم بگويم اين استعداد در اين خون و فرهنگ هست. الان هم هست. همين امروز هست. چه بسا امروز تيزتر و به روزتر و آمادة جهش تر و پروازتر است. بالاخره يك ملت در مسير خودش حركت رو به كمال دارد. بالاخره ملت امروز ايران به لحاظ فهم، درك و استعداد و توانمندي حتماً با 900 سال قبل متفاوت است و جلو آمده است. با دلايل و شواهد گوناگون مي شود اثبات كرد كه ما جلو آمده ايم. خب اين استعداد امروز بايد در اين سرزمين جاري بشود. و ما اول بشويم. من باورم اين است كه در دنيا هم مي شود اول شد. اين يك حقيقتي است كه مي شود. در اين سرزمين لااقل مي توانيم با قاطعيت بگوييم مي شود. همين الان
مي بينيم، من ترديد ندارم اگر آقايان بالاخره اين محدوديتهاي بي جهت را قائل نمي شدند ما چند هزار استاد نمونه داشتيم نه 21 نفر. كه حالا همين جا از آقاي وزير علوم مي خواهم كه چرا محدوديت گذاشتيد، تعداد بيشتري مي گذاشتيد. اقلاً از هر 1000 نفر يا 500 نفر يك نفر را انتخاب كنيد كه 500 سال بعد، به همه برسد، چون همه تقريباً نمونه اند. اصلاً به تعداد سالهاي انقلاب بگذاريد يا در رشته هاي گوناگون سهميه بدهيد. بالاخره ملت ما بايد بشناسد. وقتي جواني اينجا استاد را مي بيند و با كارهايش آشنا مي شود، اين راه و انگيزه و دلگرمي پيدا مي كند. آينده خودش را در چهرة اين استاد مي بيند. استاد نمونه يعني الگوست. والا استاد را بياوريم اينجا و بگوييم حالا به قول آقاي دكتر زاهدي چه هديه مي دهيد؟ گفتند يك عدد دستگاه رايانه تاشو و قابل حمل مي دهيم و چند عدد سكه. اين در واقع يك نوع عرض ارادت به ساحت استاد است. اينكه استاد نمونه مي شود يعني الگو براي نسلهاي متوالي يعني نشانه مي شود. يك تابلويي مي شود كه به جوانها مي گويد جوان عزيز راه از اين طرف است. اين را يك كم گسترش بدهيد و برنامه مفصل تر در هر دانشگاهي بايد برپا بشود و كارها خوب معرفي بشود. بايد در دانشگاه جلسه اي گذاشته بشود و كارهاي استاد، كه اين آقاي استاد اين كارها را انجام داده. ببينيد مي شود. مي شود در 20ـ30 سال اين همه خدمت كرد و جلو رفت.
اين حرفها براي شما تازگي ندارد. من نظرم اين است كه ما ظرفيتي كه امروز داريم ظرفيتي بي بديل است. ما در طول تاريخ اين قدر دانشمند نداشتيم، با آن سابقه. بايد همت كنيم و همت كنيد اين جهشي را كه بايد اتفاق بيفتد تسريع كنيم. 1404 با هم تصميم بگيريم و بگوييم 1400.
مي شود، الان من از شما سؤال مي كنم واقعاً ايران قدرت اول منطقه نيست؟ كسي مي تواند الان با ايران برابري كند.
البته بايد راهكارها را اصلاح كنيم. خانم كديور خوب گفتند و حرف دل شما را زدند. علم بايد در زندگي مردم جاري بشود.
علم طاقچه اي، علم گرد و خاك خور اين عمر هدر دادن است. ما بياييم بهترين استعدادهاي كشور و اساتيدمان را بگذاريم و بگوييم جان، چشم و سلامتي و وقت و تفريح و از همه چيز بزن و يك چيزي ايجاد كن كه برود خاك بخورد. اينكه ناسپاسي است. لئن شكرتم لازيدنكم، شكرش اين است كه در زندگي مردم جاري بشود. ما سعي كرديم اين پيوند برقرار بشود. وزارت علوم، وزارت بهداشت، دانشگاهها، اساتيد بياييم اين را تقويت كنيم.
الان ما حدود 140 هزار دانشجوي كارشناسي ارشد و 20 هزار دانشجوي دكترا داريم. اينها تازه در وزارت علوم است. سالي 40 هزار دانشجوي كارشناسي ارشد فارغ التحصيل مي شود. من مي گويم اين چهل هزار هر سال 40 هزار تا گرة كوچك، نمي گويم گره هاي سنگين، نه، گرة كوچك در يك بخشي از صنعت، علوم انساني، پزشكي و كشاورزي [بايد حل كند.] از رشتة خودم مثال بزنم، يك گرة كوچك از يك چهار راه را حل كنند. مشكل يك چهار راه حل كنند كه مردم زياد معطل نشوند. چه قدر مي شود؟ چهل هزار تا كم است. سه هزار دانشجوي دكترا فارغ التحصيل مي شود. سه هزار تز در سطح دكترا.
حالا چه قدر در كشور مجتهد مي شوند. صد تا مجتهد بيايند و پايان نامه هايشان را هرچه هست، درس خارج يا آنجا كه ديگر مي خواهند بگويند ما ادعا و خلاقيت به خرج داده ايم، بزنند اين گره هاي بانكداري ما را حل كنند. همين طور كشور جلو مي رود ديگر. سالي 50 ـ60 هزار اين تازه رسمي اش است. ما چه قدر پژوهشگر و مبتكر در جامعة معلمين، كارگري و ... داريم كه اصلاً به اين عدد و رقمهاي ما نمي آيند. ما سالي 50 هزار گره را باز كنيم چه اتفاقي در اين كشور مي افتد؟ يك همت در بخش كشاورزي ما كردند، ظرف سه چهار پنج سال ما از 5 ميليون تن واردات گندم امسال ان شاءالله به 2ـ3 ميليون تن صادرات رسيديم. پس مي شود ديگر.
معلوم شد كه مي شود و اين استعداد هست.
هنر امروز آموزش عالي ما اين است كه اين استعدادها را فرصت بدهد و شكوفا كند و جهت بدهد و استفاده كند و اميد بدهد. و فكر مي كنم اساتيد عزيز ما در دانشگاهها اين مأموريتشان را به خوبي انجام خواهند داد.
من به جامعة دانشگاهي كشور خيلي اميدوارم. مي بينم چه خبر است و چه قدر انسانهاي دلسوز و پايبند به آرمانهاي الهي، پاك، خدوم، پرتلاش و پر استعداد بايد دست به دست هم بدهيم. خيليها نمي خواهند اين اتفاق بيفتد. مي بينيم در دنيا چه خبر است. من يك جمله اي به رئيس جمهور همان كشوري كه آقاي جمشيدي اسمش را برد، گفتم. گفتم يك اشكالي در وجودت هست، اين را اصلاح كن و شرح دادم. گفتم يك ملت 70 ميليوني يك پيشرفت علمي كرده، همه خوشحال اند كه يك فتح علمي كرده اند، شما ناراحت ايد. يك اشكالي در وجودت هست كه ناراحتي. از اينهايي كه در وجودشان اشكال هست در دنيا كم نيستند كه صاحب قدرت و رسانه و شبكه هستند. در داخل خود كشور ما متأسفانه هستند معدود افرادي كه يك خبر پيشرفت مي شوند، آنها ناراحت مي شوند. اي كاش فقط در قلبشان بود و اي كاش فقط بر زبان جاري مي كردند. اينها سازماندهي مي كنند كه از پيشرفت مانع بشوند. اين مسئوليت ما را دو چندان و سنگين تر مي كند.
من مطمئنم كه ان شاءالله اساتيد عزيز ما و دانشجويان برومند ما در اين افق بلندي كه هدف قرار داده اند و در اين جهش بلندي كه داريم خودمان را آماده مي كنيم. بدانيد الان ما روي بانديم و مرتب داريم سرعت را زياد مي كنيم. داريم به انتهاي باند نزديك مي شويم. ما بايد آماده شويم براي يك پرواز بلند؛ نه براي ملت خودمان، براي همة بشريت. بدانيد چشمها به اينجاست. اين تبليغات را كنار بگذاريد. من خودم در اين شبكه هاي بيگانه ديده ام، هر موقع مي خواهند خبري از ايران بدهند يك بيابان نشان مي دهند كه يك عده شتر سوار در آن راه مي روند. اين جور تبليغ مي كنند كه ايران جايي است كه هنوز بدوي اند. خيلي از اينهايي كه براي اولين بار به ايران مي آيند به من مي گويند، آقا اصلاً نگاه ما عوض شد. ايران خيلي بزرگ است. تازه هنوز نمي دانند ايران چه قدر بزرگ است. ايران را امثال من مي دانند كه همه جايش را رفته ايم و ديده ايم.
ان شاءالله در يك انسجام و همدلي به رغم ميل دشمنان و به رغم توطئه ها و طراحيها ايران عزيزمان را با علم و معنويت بسازيم و بر بام جهان بنشانيم.