
سخنراني در مراسم معارفه و توديع رييس مركز مشاورين جوان
بسم الله الرحمن الرحيم
شناسه خبر: 6662 -
پنجشنبه 20 ارديبهشت 1386 - 15:34
اللهم عجل لوليك الفرج والعافية والنصر و اجعلنا من خير انصاره و اعوانه والمستشهدين بين يديه
خدا را سپاسگزارم كه به مناسبت توديع و معارفه فرصتي فراهم كرد تا خدمت شما عزيزان برسم و يكبار ديگر چهره هاي نوراني شما را زيارت كنم. به ايشان گفتم خوب داري مي روي تا آخر خط، برو. شيرين زبان و خوش بيان و پياز داغش را هم خوب بلد است زياد كند و بالاخره از هيچي يك چيزي بسازد و چنان بال و پر بدهد. اين هنرمندي ايشان است. به شما مشاورين جوان اميدوار شديم. خب، صحبتهاي خوبي كردند هم ايشان، هم برادر عزيزمان آقاي بذرپاش. من هم دو سه نكته را به صحبتهاي دوستان اضافه مي كنم. رفتن شما به سازمانها و اصولاً برپايي مركز مشاورين جوان اين نبود كه ما در دستگاههاي اجرايي آدم و عنوان و رئيس كم داريم، قرار شد كه بالاخره يك عناويني درست كنيم و سازمان را گسترش دهيم و يك سري رؤساي جديد هم درست بشود؛ قطعاً اين نبود شما هم مي دانيد. حضور شما هم يك حضور معمولي نيست. اين نيست كه حالا قرار است يك نفري از طرف مثلاً دولت به وزرا معرفي شود و كنار دست وزرا باشد. حالا بغل دست هر وزيري پنج نفر، ده نفر به عنوان معاونين و شوراي معاونين هستند، حالا يك نفر ديگر هم اضافه شود آنها چه كار مي كنند ايشان هم همان كار را انجام دهد.
هدف از تشكيل اين شورا و حضور شما هدف بسيار بلندي است. شما حضورتان در دستگاههاي اجرايي يك حضور اعتقادي و آرماني است. يعني شما نماينده يك نگاه، مكتب و آرمان در دستگاه اجرايي هستيد، گرچه همه دستگاههاي اجرايي بايد همين آرمان را دنبال كنند. وزرا، معاونين، مديران، كارشناسان، همه. اما ساختارهاي اجرايي بالاخره اين طور نبودند كه يك كسي يك روزي بنشيند و بر اساس آرمانهايي اينها را طراحي بكند، شكل بدهد، آدمها را انتخاب بكند و داخل آن بچيند. اينها به مرور همين طور شكل گرفته اند. هركس آمده يك تكه اضافه كرده، كم كرده، زياده كرده، تغييرات داده، همين طور خودش رشد كرده است. ظرفيت دستگاههاي اجرايي تحمل آرمانهاي بلند را ندارد و مي بينيد وقتي كه حركت آرماني شروع مي شود به دستگاهها فشار سنگيني مي آيد، نه اينكه آدمهاي آرماني در آن نيستند، اما اين ساختارها براي اين طراحي و تشكيل نشده بودند.
حضور شما براي اين است كه روح آرماني و فضاي آرماني را بتوانيد در دستگاه هم زنده كنيد هم زنده نگهداريد و هم تقويت كنيد. اين
مهم ترين مأموريت است. چرا كه يك جوان مؤمن انقلابي اين لزوماً آرماني است و پاك و امين است، يعني پاكي و امانتداري و سلامت هم به دنبال آن است.
دومين مأموريت شما همان طور كه اشاره كردند برقراري يك حلقة اتصال بين اين دستگاهها، مديريت عالي كشور با جوانان عزيز است؛ دانشگاهي و غير دانشگاهي.
من باورم اين بود و هست كه هر تحولي كه بخواهد در اين كشور اتفاق بيفتد پايه اصلي آن بر دوش جوانان است و موتور و سوخت همه چيز آن جوانان هستند.
چند شب پيش يك صحبتي در همين زمينه ها خدمت آقا بود. هم ايشان هم بنده گفتيم تعجب مي كنيم آنهايي كه الان پنجاه سال شصت سال مسئول هستند، انقلاب كه شد خودشان بيست ساله بيست و پنج ساله، سي ساله، مثلاً چهل ساله رئيس جمهور مي شد، سي و پنج ساله نخست وزير مي شد، بيست ساله و بيست و پنج ساله وزير و استاندار مي شد. حالا همانها خودشان سنشان بالا رفته است وقتي به جوانها نگاه مي كنند
مي گويند نه. بابا اين بيست و پنج سالش است، بيست و هفت سالش است، سي سالش شده است، تحصيل كرده، تجربيات را جمع كرده و در فضاي انقلاب رشد كرده، مي گويند نه خير، هنوز جوان است. اين نگاه را ما بايد تغيير بدهيم.
دوسه مرحله جوانها به ميدان آمدند كشور جهش كرد. به نظرم ما بايد اين تجربه مبارك را تكرار كنيم، مرتب تكرار كنيم تا ان شاءالله روحيه جواني و فضاي جواني عمومي شود و به خصوص در مديريت كشور استمرار يابد. و نقش شما اين است كه اين ارتباط را برقرار كنيد بياوريد، فضا را درست كنيد. مديران بالاخره خسته مي شوند محافظه كار و سازشكار مي شوند، اين ديگر طبيعت انسان است. سن كه بالا مي رود مرتب حسابگر مي شود. هر كاري مي خواهد انجام بدهد اول نگاه مي كند براي خودش چه خواهد شد. اين كُند مي كند، بعد رودربايستيها و رفاقتها مي آيد، فضايي درست مي كند كه تصميم گيري سخت مي شود، برش كاري پايين مي آيد، تصميمات انقلابي با هزار مانع درست مي شود. اخيراً يك مانع خيلي زيبا درست كرده اند به نام كارشناسي. البته كارشناسي خيلي چيز خوبي است ولي هيچ وقت كارشناسي معنايش كش دادن كار و ضعيف كردن كار نيست و از حالت انقلابي و تحول آفرين بودن كار كه نبايد خارجش بكند.
الان همين طور شده است. هر كاري كه شل بكند و توقف بدهد و هزينه ها را چند برابر كند و بازدهي را پايين بياورد اسمش را
گذارند كار كارشناسي مي گذارند. مي گوييم آقا اين پدر ملت را در آورده است، مي گويند نه خير كارشناسان مي گويند اين طوري است. خب به خاطر اينكه اين كارشناسان ديگر از حوزه جواني و آن حالت جواني دور شده اند. و مديران يك مقداري دور شده اند، گرچه بحمدالله الان مديراني كه هستند مديران انقلابي اند، اما ظرفيت انقلاب اسلامي ظرفيتي عظيم و بي پايان است. در همين كشور خودمان من بعضي وقتها فكر مي كنم اگر همراهي مي شد و اين ايده هاي خوب عملياتي مي شد چه اتفاقي مي افتاد؟ سرعت پيشرفت كشور سرعت نور مي شد و اين واقعاً شدني است.
بگذاريد يكي دو تا عدد به شما بدهم ببينيد شدني است يا نه. همين سال 1385،42/2 برابر سال 1383 كار عمراني شده است. تازه پنج، شش ماه تقريباً دستگاهها بيكار بودند براي اينكه پولمان تمام شده بود. به مجلس محترم متمم هم داديم منتها تأييد نكردند، صلاح نديدند، گفتند نه يعني مي شد حداقل 3 برابر كار كرد. در بقيه جاها هم همين است.
در بخش فرهنگ، اقتصاد، واقعاًً مي شود ظرف دو سه سال از گندم بي نياز شويم و بعد صادر كننده بشويم. ديديم كه شد بحمدالله، به لطف خدا، مي شود ظرف دو سال صادرات كشاورزي ما به دو ميليارد دلار برسد. شد ديگر. در عرض يكسال دويست هزار تا مسكن در روستاها بسازيم. و امسال ان شاءالله سيصد هزار تا، سال بعد ان شاءالله پانصد هزار تا مي شود. يعني مي شود در تمام ابعاد سرعت را چند برابر كرد. در بخش علمي هم همين كارها را مي شود كرد. به جاي اينكه سالي صد تا ايده پرداخته بشود
مي تواند سالي چهار هزار تا ايده پرداخته بشود و از اين تعداد 1 درصد هم عملياتي بشود. بعضي از اين ايده ها هر يك موردش 10 درصد، 15 درصد، 20 درصد بازدهي يك بخش اقتصادي را بالا مي برد يا مصرف انرژي را در يك بخش وسيع 10 درصد، 15 درصد، 20 درصد كاهش مي دهد.
پس مي شود. واقعاً اينها شدني است، اما نيازمند همان روحيه انقلابي و ايماني است؛ روحيه تحول گرا، اين بايد وجه غالب فضاي مديريتي كشور باشد و حضور جوانها يعني دميدن مستمر روحيه انقلابي به فضاي مديريت كشور. يعني زنده نگهداشتن روحيه نوآوري. من حالا چون بيش از شماها با ساختارهاي اداري سروكار داشتم خيلي وقتها هر حرفي
مي زني كه يك مقدار در آن تغيير و تحول است، اولين جمله اين است كه نمي شود. هزار و يك دليل مي آورد كه نشود. بعضي وقتها ما شوخي
مي كنيم مي گوييم هزار و يك دليل نياز ندارد، بگو نمي خواهم انجام بدهم، همين يكي بس است. در صورتي كه هزار و يك دليل است كه مي شود. اين يعني ايستايي، حفظ وضع موجود، محافظه كاري يعني همين ديگر. محافظه كار يعني اينكه مي خواهد حفظ كند و تحول و حركت انقلابي و تغييرات وسيع را نمي پسندد. يكي از معاني اش لااقل اين است. يك مرتبه محافظه كاري در فضا مي آيد، در صورتي كه ما نياز به روحية انقلابي اي داريم كه در آن خلاقيت، نوآوري باشد، مثلاً در يك اداره اي شصت سال از يك باريكه راه رفته اند، حالا سال شصت و يكم مي خواهند از همانجا راه بروند. هرچه مي گوييم باباجان يك كم سرت را بالا بياور پنجاه تا راه كنار آن است، نزديكتر، ارزان تر، سريع تر و امن تر است. مي گويد نه آقا اين فقط همين. روحيه جواني بايد اين راههاي جديد را در مقابل مديران باز بكند و قرار بدهد.
سلامت و ايثار. بگذاريد يك خاطره برايتان بگويم، شايد قبلاً هم براي شما گفته باشم. بالاخره متأسفانه روحيه اشرافي گري آمد، متأسفانه روحيه بذل و بخشش بيت المال آمد، روحيه اي كه طرف حساب كند حالا ما چهار سال هستيم اين يك فرصت براي خودمان است نه يك فرصت معنوي براي خودمان بلكه يك فرصت مادي براي خودمان. چه كنيم دوران مي گذرد، حسابهاي ما انباشته نشده است. اين متأسفانه آمد. حالا چه كساني آوردند، چگونه آوردند، چقدر بزك كردند اين را تا به انقلاب ما قالب كردند، اينها بماند. اينها غصه هايي است كه بايد خيلي وقتها آدم در سينه نگهدار و برود. اما بالاخره آمد.
اوايل انقلاب كارهاي بسيار بزرگي در اين كشور انجام شد. خيلي بزرگ، بخش عمده اش به خاطر همين روحية انقلابي و ساده زيستي و
بي توجهي به زخارف دنيا و چرب و شيرين دنيا بود. كار مي كردند حقوق
نمي گرفتند. به حداقلها قانع بودند و مراقب بودند اين بيت المال است ما زياد برنداريم.
رسيديم به يك دوره اي كه مسابقه شد. اين اطراف تهران را برويد ببينيد، اين لواسان را ببينيد زمينها به نام چه كساني تقسيم شد. همانهايي هستند كه خيلي از آنها الان مي گويند دولت اقتصاد نمي داند يعني چه؟ بله خب اقتصاد را شما مي دانستيد. آن اقتصادي را كه شما مي دانستيد من
ان شاءالله تا ابد از آن بيزار هستم. از خدا مي خواهم هيچ وقت آن اقتصاد را ياد نگيرم.
اما در فضاي كشور يك تومان، سه تومان جواب مي داد نه اينكه يك تومان هشتاد و شش ريال، تازه هشتاد و شش ريال در اين يك ساله شده است، يك تومان شصت و چهار ريال بوده است، صد ريال شصت و چهار ريال يعني بازدهي آن از 64 صدم حالا شده هشتاد و هفت هشت درصد. هنر اين است كه يك تومان دوازده ريال، پانزده ريال [بازدهي داشته باشد.] اين هنر مديريت است. حالا شما ده ريال بدهي به يك نفر شش ريال برايت بازدهي كند را كه همه بلد هستند. اين نياز به علم و توان و زحمت كشيدن ندارد. بايد اين روحيه را در دستگاه بدميد. البته وزرا و مديران هم بايد اين را يك فرصت و نعمت براي خودشان بدانند. مبادا، خداي ناكرده ما هم در آن كانال بيفتيم. حواستان باشد اين سيستم اجرايي آدم را پايين مي كشد. بايد رو به جلو بكسل كنيم. يك لحظه غفلت كنيم سرعت را كم كنيم اول ما را متوقف مي كند و بعد پايين مي كشد. اين خاصيتش است. همه چيز را براي آدم توجيه مي كند. يواش يواش آدم چشم باز مي كند به قول آقاي حسين زاده يكدفعه مي بينيم دم و دستگاهي درست شد و ... شما بايد دروازه ورود نيروهاي خوب و جوان به داخل سيستم اجرايي بشويد. البته رابطه بازي نه. مسابقه بگذاريد اعلام كنيد از بين جوانان شايسته اي كه به درد آن حوزه مي خورند انتخاب كنيد.
يك كار خوبي را هم آقاي بذرپاش شروع كرده بود كه همين طور ماند. ان شاءالله آقاي شيخ الاسلامي ادامه بدهند كه خيلي از اين وروديهاي دستگاهها امتحان بشوند.
اينها همه شدني است. انقلاب از حضور جوانها در عرصه هاي مديريتي تجربيات بسيار خوب و شيريني دارد. تلاش كنيد اين تجربيات شيرين تكرار شود.
حالا از اين صحبتها زياد است و شما بهتر از من اينها را بلد هستيد. من يك نگراني دارم كه خداي ناكرده بچه ها در اين سر و صداها و شلوغ كاريها وا بدهند. شل بشوند و يكدفعه مثل بقيه بشوند. نه اينكه بقيه بد هستند، نه انتظار از شما چيز ديگري است. شما نماينده نسل سوم انقلاب هستيد. بعضيهايتان هم نسل سه و نيم، يعني شما ديگر بايد همه آن تجربيات و صفا و صميميت و جوشش انقلابي را با خودتان داشته باشيد. اين را خواهش مي كنم مراقبت كنيد. اين جلساتي را كه مي گذاريد خيلي خوب است، يعني هم عرض دولت مرتب جلساتي ان شاءالله تشكيل شود. بحث كنيد، يك وقتهايي را هم بگذاريد جلسه مشترك با دولت. چند تا بحثهايي كه به آن مي رسيد، عيب كار كجاست، چه پيشنهاد خوبي هست اينها را در جلسه خود دولت بياوريد. مشترك بحث شود. بحث جدي بشود. اگر موقعي حرفهايي داريد چيزهايي مي بينيد، نگاه مي كنيد
مي بينيد آن دستگاهي كه در آن هستيد توجه نمي كند، اين را منتقل كنيد. و مراقبت كنيد، البته خودتان بلديد نبايد جوري رفتار كنيد كه در آن دستگاه منزوي بشويد. بايد هوشمندي به خرج بدهيد، و مي توانيد اين كارها را انجام بدهيد.
من خدا را سپاسگزارم كه اين نهاد مشاورين جوان و مجموعه اي كه وارد دستگاهها شدند يك نهاد با بركت، مفيد و تا امروز بسيار سازنده بوده و خيلي اميدوارم كه از اين به بعد سازنده تر و مفيدتر باشد. صميمانه از برادر بسيار خوبمان جناب آقاي بذرپاش كه از جوانان هم متخصص و هم ديندار و انقلابي و دلسوز و پركار هستند. [تشكر مي كنم.] من خيلي به ايشان اميدوار هستم كه ان شاءالله در آينده نه چندان دور يكي از مديران برجسته كشور باشد و دربارة همه شما همين طور اميد دارم. بايد بالاخره خودمان را بسازيم كه بتوانيم كشور را در تراز ايران و ارزشهاي انقلاب اداره كنيم و اين شدني است و شماها مي توانيد. من صميمانه از ايشان تشكر مي كنم و اميدوارم در اين مسئوليت بسيار مهم [موفق باشند،] بالاخره آقاي بذرپاش رفته اند وسط صنعت يعني يكي از عرصه هاي بسيار مهم و پيچيده و سرنوشت ساز كشور. بالاخره ما مي خواهيم كشورمان را ببريم جلو. رشد اقتصادي ما، پيشرفت و اشتغال ما بخش عمده اش در صنعت است.
كشاورزي و ظرفيت اشتغالزايي ما كه محدود است، اما آنجايي كه بايد جهش بكند بخش صنعت است و صنعت خودرو هم امروز يكي از
مهم ترين صنعتها در دنيا و در كشور ماست. آن شركتي هم كه ايشان رفتند يكي از مهم ترين شركتهاي خودروسازي كشور است. ان شاءالله با همان اطمينان خاطر و اعتماد به نفس و با همت و كمك بقيه نيروهاي جوان و غير جوان بايد منتظر باشيم كه اخبار خيلي خوب بشنويم؛ هم در جهت خودكفايي و هم ابداعات و ابتكارات و كاهش مصرف و ايمني بيشتر و كاهش قيمت. بالاخره حضور ايشان در آنجا يعني بايد خودروهايي
مقاوم تر، كم مصرف تر، امن تر، سريع تر، زيباتر و قابل عرضه به دنيا بيايد. اميدواريم در دوره ايشان وارد صادرات قوي در عرصه خودرو بشويم. اينها ان شاءالله همه اش شدني است. گروه قوي بياورند، گرچه مديران قبلي آنجا هم خيلي زحمت كشيدند و خوب بودند، آنها حتماً بايد جاي ديگر خدمت بدهند، اما حضور يك نفر جوان نسل جديد خيلي انتظار ايجاد مي كند كه من اميدوارم ايشان بتواند همه را برآورده بسازد.
و همين طور از جناب آقاي دكتر شيخ الاسلامي تشكر مي كنم كه مسئوليت محوري اين مجموعه را به عنوان يك كانون ثابتي كه حمايت و پشتيباني كنند از اين مجموعه پذيرفتند. جناب دكتر شيخ الاسلامي هم از جوانهاي نسل دومي هستند. ايشان از جوانهاي بسيار پر استعداد، مؤمن و انقلابي هستند. ايشان در جواني و در دوره دانشجويي توفيق حضور در صحنه هاي دفاع مقدس و جبهه را هم داشتند. در دانشگاه جزو ممتازين بودند، چند دور دانشجوي نمونه شدند. دكتراي مهندسي شان را با درجه عالي گرفته اند. خلاق، مبتكر، فرهنگي، در رشته خودشان هم صاحب نظر هستند، الان هم استاد دانشگاه هستند، تدريس هم مي كنند، ما هم در خدمتشان هستيم. حضور ايشان در مشاورين جوان بالاخره پشتيباني شما را قوي تر و سنگين تر مي كند. چون ما تقريباً از 24 ساعت 16ـ17 ساعت كنار هم هستيم. يعني دسترسي خيلي راحت تر است دسترسي ايشان به وزرا خيلي راحت تر است. به معاون اول، دوم، شصتم، بالاخره آسان تر است و كارها را ايشان به لحاظ موقعيتي كه الان در دفتر رئيس جمهور دارند بهتر مي توانند پشتيباني كنند، منتها كلهم نور واحد، همه از برآمده ها و رويشهاي انقلاب اسلامي عزيز ما هستند. من خيلي اميدوارم كه ان شاءالله از همه شما اخبار خوش و خوش تري را روزانه بشنويم.
والسلام عليكم و رحمة الله