- سخنراني در هجدهمين همايش ملي معرفي كارگران واحدهاي نمونه
چهارشنبه 25 ارديبهشت 1392 - 16:15


بسم الله الرحمن الرحيم

سخنراني در هجدهمين همايش ملي معرفي كارگران واحدهاي نمونه

بسم الله الرحمن الرحيم

شناسه خبر: 6648 - 

دوشنبه 10 ارديبهشت 1386 - 14:39

اللهم‌ عجل‌ لوليك‌ الفرج‌ والعافية والنصر واجعلنا من‌ خير اعوانه‌ وانصاره‌ والمستشهدين‌ بين‌ يديه‌




روز كارگر را به همه كارگران شريف ميهن عزيز و همه كارگران جهان تبريك و تهنيت عرض مي كنم و خدا را سپاسگزارم كه در آستانه اين روز پرمعنا و الهام بخش توفيق زيارت شما عزيزان را نصيبم كرد. جمعي كه نمونه اي از خيل عظيم كارگران توانمند، متعهد و دلسوز ميهن عزيز اسلامي هستند.

خب شما چون مستقيم دست اندركار هستيد، اهميت كار را بهتر از بنده و امثال بنده لمس مي كنيد. نمي خواهم در اهميت كار خيلي معطلتان كنم، اما بالاخره بعضي از امور هست كه ذكرش در هر جلسه اي ضروري و مفيد است؛ از جملة اين امور خود كار و ارزش كار و كارگر است.

همه مي دانيد كه ما امروز در متن يك انقلاب و در متن يك تحول عظيم جهاني قرار گرفته ايم. به شرايط كشور و جهان نگاه كنيد. به تاريخ گذشته و به امروز نگاه كنيد. جهان به سرعت در حال تحول است. تحول به سمت يك نقطة روشن، تحول به سمت يك قلة كمال و سعادت براي انسانها. كانون اين تحول ايران عزيز اسلامي است.

امروز ما موظفيم كه ايران را بسازيم؛ هم براي خودمان و هم براي پاسخگويي اين نياز بشريت. چرا كه همه عالم خلق شده است تا بشر روزي در اين جهان طعم سعادت حقيقي را بچشد و حيات طيبه در اين عالم برپا بشود. ولي اگر بنا بود همين طور كه تا الان بشر آمده تا آخر هم همين طور برود، هيچ كس از اين عالم راضي نمي بود. هيچ كس شاهد بروز همه استعدادهايش نمي شد. هيچ كس طعم شيرين همدلي، عشق و محبت و زيباييهاي حقيقي را نمي چشيد. هنوز بشر در اين عالم چيزي گيرش نيامده است. حالا بايد به سمت قله كمال برويم و پرچمدار حركت به سمت آن قله، ايران انقلاب اسلامي و اسلام ناب محمدي است. ما بايد تلاش كنيم آن زندگي سعادتمند، آن كشور پيشرفته و آن نقطه كمال، اسمش را هرچه بگذاريم، محتوايش هماني است كه همه دوستش داريم، همه آرزويش را داريم، همه آروزيش را داشتند و دارند. بايد اين را برپا كنيم.

براي اينكه اين را برپا كنيم بايد چند عامل دست به دست هم بدهند. يك عامل وحدت و همدلي است. اگر يك ملتي، يك جمعي همه ثروتها و استعدادها را در اختيار داشته باشد اما همدل نباشد اين كارش به سامان نمي رسد. بايد با هم باشيم كه حالا از اين در پايان عرايضم نتيجه گيري خواهم كرد.

عامل دومي كه بايد وسط ميدان بيايد، ايمان به خدا، سلامت، توكل و پاكي است. ايمان به خدا نباشد راه گم خواهد شد. مي بينيد ملتهايي هستند، با هم هستند اماايمان به خدا ندارند. دهها سال هم زحمت

مي كشند. اما يك دفعه چشم باز مي كنند و مي بينند وسط كوير سوزان اند. در جهنم سخت دارند دست و پا مي زنند. مي بينيم جلوي چشممان هستند ملتهايي كه 200 سال مسيري را آمده اند، الان همه شان از گذشته شان و هم از وضع حالشان متنفرند. مي گوييد چه در دست داريد؟ هيچ . چيزي وجود ندارد. ايمان به خدا هم انگيزه و هم راهنما و هم دستگير است و هم توانها را چند برابر مي كند.

عامل ديگري كه بايد وارد بشود، عامل عدالت است. عدالت علاوه بر توزيع عادلانه فرصتها پايه و زمينه شكوفايي استعدادهاست. رمز ماندگاري يك ملت، نظام اجتماعي و امنيت پايدار سياسي و اجتماعي است. رمز شكوفايي محبتها بين همديگر است. عشقها در عدالت است كه مي جوشد و پيوند مي خورد و جامعه را مستحكم مي كند. اگر جامعه اي همه ثروتها را داشته باشد، همدل و مؤمن هم باشد اما در جهت عدالت حركت نكند يا بنيان كارهايش بر عدالت نباشد اين جامعه به نقطه مطلوب نمي رسد. همين الان ملتهايي داريم كه آن اول را تا حدودي دارند اما چون بنيان كارشان بر عدالت نيست مضمحل مي شوند. حالا عوامل ديگري هم هست، من مي گذرم و مي خواهم به آن عامل اصلي برسم.

عامل مهم و تأثير گذار اصلي عبارت است از كار و تلاش و مجاهدت. اصلاً بدون كار كه چيزي حاصل نمي شود. فرض كنيد ملتي باشند كه همه ثروتهاي عالم در اختيارشان است. خزانه هاي سطحي و زير سطحي و همه چيز را داشته باشند. مؤمن هم باشند، اهل عدالت هم باشند، اما اهل كار نباشند. بدون كار آجر روي آجر نمي رود. آن چيزي كه همه آنها را به ثمر مي رساند كار است، يعني مجاهدت، تلاش، كار. اين است كه به ايمان، عدالت، استعداد، عشق و محبت و همدلي مفهوم مي دهد. يك گروهي در تنبلي همدل باشند، خب اينها به جايي نمي رسند. همدلي موقعي شكوفا

مي شود كه پشتش كار و اراده اي براي ساختن و پيش بردن باشد. عدالت هم همين طور است.

ما موقعي مي گفتيم عدالت بعضيها مي گفتند اينها مي خواهند فقر را توزيع بكنند. چه كسي چنين حرفي را زده است. اصلاً عدالت هم با كار محقق مي شود. مي خواهيم كشور پيشرفت كند و ثروت ملي افزايش پيدا بكند تا بتوانيم سطح رفاه عمومي را ارتقا ببخشيم. اين همين طور اتفاق مي افتد؟ نمي افتد. اگر همه خزائن دست ما باشد، همه را بفروشيم يك روزي تمام مي شود. آن چيزي كه تمام نمي شود كار است. كار يعني هميشه ايجاد كردن. حركت و ايجاد مستمر. تازه خلاقيتها هم در كار شكوفا مي شود. كسي اهل كار نباشد، اصلاً اختراع و پيشرفتي اتفاق

نمي افتد. ما نيازمند كار، پشتكار و مجاهدت هستيم.

بنابراين آن عنصر اصلي كه همه اينها را به هم گره مي زند، مفهوم و روح مي دهد كار است. اگر بخواهيم كشورمان را بسازيم بايد كار كنيم و هركس بيشتر كار مي كند شريف تر است و هركس بهتر كار مي كند عزيزتر است. هركس متعهدانه تر كار مي كند كريم تر و مفيدتر است. ولي اگر كسي بالاي سر ثروتي بنشيند و روزي ده ميليون خرج كند، خرج كردن كه كار سختي نيست. شما دست هر آدم بي عقلي بدهيد، زود خرج مي كند و ته كيسه را بالا مي آورد. مهم نيست بچه شش ساله يا آدم شصت ساله باشد، توانمند باشد يا ناتوان، بالاخره خرج كردن را همه بلد هستند. به همين خاطر است كه فرمودند: عزيزترين قشر جامعه كارگران اند.

براي اينكه اينها همه بنيانهاي جامعه و آينده را مي سازند. اينها هستند كه حيات سعادتمند را در كشور برپا مي كنند. اينها هستند كه نور اميد را مي تابانند. افقهاي روشن را جلوي چشم ملت مي آورند. امروز ببينيد آن چيزي كه ما بالاخره به آن مي نازيم و مي باليم، حاصل كار است. يا توليد است، يا يك نوآوري است يا يك ابتكار و اكتشاف است. همه اينها تبلور يك كار صادقانه است. تكريم كارگر و كار يعني تكريم از همه آرمانهايي كه انسانها هزاران سال دنبالش دويده اند. آن جملات نوراني امام حكايت از حقايق عالم دارد كه حق تعالي مبدأ كار و كارگري است. به تعبير ايشان همه پيامبران، صلحا، و كارگراني كه صادقانه ايستاده اند و دارند كار

مي كنند، اينها جزء صلحا هستند. شنيديد كسي در راه كار مثبت برايش حادثه اي اتفاق بيفتد اين در زمره عزيزترينها ست. شهيد يعني كسي كه به قله رسيده است، عند ربهم يرزقون. ديگر از اينجا بالاتر كه نداريم. ديگر از عند رب بالاتر داريم؟ مي گويد اگر كسي در اين راه برايش حادثه پيش بيايد كنار كسي است كه در راه خدا به شهادت رسيده است.

ما بايد همه با هم تلاش كنيم كار به بالاترين ارزش اجتماعي تبديل بشود. البته به فضل الهي در دوران پس از پيروزي انقلاب اسلامي تا حدودي در اين مسير جلو رفته ايم، اما هنوز به آن نقطه مطلوب نرسيديم. هنوز يك فيلمي مي سازند به كسي كه بيشتر تلاش مي كند جايگاه پايين تري مي دهند تا كسي كه بيشتر بهره مي برد و هزينه مي كند. اين همان مسير انحرافي است. هرجايي كه بناست امتيازي داده بشود، تكريم و ارزش گذاري بشود، كسي كه متعهدانه تر تلاش مي كند بايد در بالاترين نقطه بايستد.

فرمودند هم جناب آقاي برهاني به زيبايي و همين طور برادر عزيزم جناب آقاي جهرمي، ما هر هدفي را براي كشور قرار بدهيم با كار به آنجا مي رسيم. حالا اشاره هم كردند. جمع زيادي از جوانان ما كه در دوره خاصي از زمان متولد شده اند وارد بازار مي شوند. پس ما بايد تلاش كنيم فرصت كار و تحرك برايشان ايجاد كنيم.

من مي خواهم به همه كساني كه دست اندر كارند چند توصيه بكنم. به كارگران و كارفرمايان، مديران وزارت كار و به همه ملت. عزيزان، ببينيد فرهنگ، اعتقادات، نگاه و آرمان ما با آن چيزي كه در دنياي مادي رايج است متفاوت است. ما فرق مي كنيم. ما يك ملتيم يعني يك تن واحديم. يكي دست است، يك انگشت، يكي پا، يكي قلب و يكي مغز است. همه يكي هستيم و مي خواهيم با هم يك كار را انجام بدهيم. مي خواهيم ايران را بسازيم. بياييم در كارخانه، در كارخانه قطعه سازي. همه كساني كه در آن كارخانه مجتمع اند يك هدف بيشتر ندارند. بهترين و بيشترين قطعه، فتح بازارهاي جهاني و افزايش ثروت ملي است. اين هدف اصلي است.

اين مرزبنديهايي كه در دنيا رايج است، ما اينها را به اين ترتيب نداريم. شما الان در دنيا ببينيد دارند بين زن و مرد هم يك ديوار تزاحم و تخالف مي كشند. انگار زنها و مردها دو طبقه جدا هستند و هميشه بايد با هم بجنگند. مي بينيد اينهايي كه افراطي مي روند، انگار زن موفق آن است كه سيلي در صورت مرد بزند و مرد موفق كسي است كه زنش را بكشد. اصلاً همدلي، اينكه ما مكمل هم هستيم و بايد با هم زندگي كنيم، بايد محبت كنيم و با هم ايجاد كنيم [وجود ندارد.] مي بينيد به چه روزي هم افتاده اند. خبر داريد. از يكي از كشورهايي كه خيلي هم مدعي است آماري مي دادند كه 50 درصد مردمش خانواده فردي دارند. آنها چه كار مي كنند و از زندگي چه مي فهمند. نمي فهمند. دركارگاه، كارگر و كارفرما، رئيس كارگاه، طراح، تداركات، پشتيباني، كسي كه پاي پرس و كوره است، كسي كه پيچ مي كند و كسي كه رنگ مي كند، همه يك مجموعه ايم. اين نگاه اعتقادي ماست. يعني آقاي كارفرما بايد كارگر را مثل خودش بداند. برادر و فرزند خودش بداند و دل بسوزاند. اين در فرهنگ ما هست. الان زياد داريم. كارفرمايي كه به خانه كارگر مي رود، آقا مشكل پيدا كرديد. بچه اش مريض است و... او بلند مي شود و مي رود، دنبال حل مسكن و مسائل ديگري هست. بچه اش مي خواهد ازدواج كند خودش حواسش هست و مي رود رديف مي كند . بايد اين جوري نگاه كند. نه اين نگاه مادي غرب كه كارگر يك ابزار است. درست مثل ماشيني كه مي خري بايد روغنكاري و سرويسش كني تا بازدهي اش 80 درصد باشد، مي گويد. كارگر هم روغن كاري و تنظيمش كن صددرصد از او بازدهي بگير.

نگاه ما كه اين نيست. كارگر يك انسان است. چه بسا از بسياري از مدعيان بالاتر كه هست و رابطه انساني است. كارگر نسبت به كارفرما همين طور. دشمني اي وجود ندارد و نبايد داشته باشد. مگر اموال كارفرما و كارخانه متعلق به كيست؟

من در كارگاهي ديدم كه كارگري رد مي شد، در كارگاهي كه بيابان بود، كارگره ساختماني، ديدم كه اين ميخهايي كه تك تك روي زمين افتاده است را جمع مي كند. من خيلي خوشم آمد. براي بازديد رفته بوديم، پرسيدم قضيه چيست؟ خب اين ميخها سرمايه ملي است. اين دارد زير گل ولاي مي رود و از بين مي رود. ميخ است ده تا من جمع مي كنم ده تا كس ديگر در يك كارگاه مي شود صد تا و در صد تا كارگاه مي شود ده هزار تا و در دو هزار تا كارگاه دو ميليون ميخ مي شود. خودش يك كارخانه ميخ سازي مي شود. گفتم توقعي داري؟ گفت نه من توقعي ندارم كه حتي كارفرما اين را ببيند كه بخواهد به من پاداشي بدهد.

اگر چنين فضاي همدلي اي درست بشود، چه اتفاقي در كشور مي افتد. هست، تقويتش كنيم. ما نمي توانيم با سرعت ده برابر پيشرفت كنيم؟ واقعاً در كشور امكانات، منابع و استعداد كم داريم؟ در همين جلسه، چند نفر خلاق معرفي شد. حالا اگر بنا بود همه خلاقهاي كشور در يك سال را معرفي كنيم بايد استاديوم آزادي را مي گرفتيم. نمونه، نمونه است، يعني از بين هزاران اين چند تا نمونه اند. اين استعداد و اين منابع، تلاش كنيم اين فضا را در محيط كار ايجاد كنيم، اگر قانون هم مي نويسيم در جهت تقويت اين رابطه باشد؛ نه اينكه درگيري و تزاحم باشد. به نظرم اگر ما بتوانيم در يك سال دو سال و سه سال همين موضوع را حل كنيم بزرگ ترين خدمت به جامعه كار كشور است. هم حفظ فرصتهاي كاري و هم حفظ حرمت كارگر و هم حفظ كارخانه و حفظ كشور است. شما اينها را بهتر از من مي دانيد.

اشاره كردند، براي بنگاههاي دولتي دولت تصميم گرفت كه 5 درصد را به كارگران واگذار كند. من مي خواهم به بنگاههاي غيردولتي توصيه اي بكنم. به نظرم خيلي چيز خوبي است كه آنها هم بيايند كارگران را شريك كنند و سهم بدهند. بگذاريم همه احساس كنند شريك هستند. فكر

نمي كنم خيلي مشكل پيدا بشود. همان 5 درصدي كه دولت واگذار

مي كند، پيشنهاد است نه اجبار، و نه اكراه است و كسي در كشور تحميلي احساس نكند. بياييم فضا را صميمي كنيم. اگر وزارت كار، مسكن و صنايع با جامعه كارفرمايان با هم بنشينند و تصميم بگيرند ظرف 2- 3 سال مشكل مسكن كارگران را حل كنند. نشدني است؟ حتماً شدني است. وزارت كار، جناب آقاي جهرمي حتماً در برنامه شان هست، تلاش كنيد اين فضاي همدلي سه چهار جانبه به وجود بيايد و بتوانيم در اين سالهاي دولت يكي دو تا مشكل پايه اي را حل كنيم.

حالا سفارشهاي ديگر براي افزايش و كيفيت توليد است. بسازيم و كشورمان را جلو ببريم.

براي خلاقيتها و ابتكارات الان هديه اي داده مي شود، حتماً كارفرما ها هم توجه دارند به كسي كه خلاقيت دارد بايد توجه بيشتري بشود.

اما توصيه من به جناب آقاي جهرمي اين است كه دولت هم حمايت خواهد كرد. براي اين موضوع خلاقيت حساب ويژه اي هم در كشور باز كنيد. اينهايي كه در كارگاه و در حوزه كار ابتكاري مي زنند، خلاقيت دارند و چيزي ايجاد مي كنند، كاهش هزينه اي مي دهند، اينها را خود دولت هم وارد بشود. واقعاً جايگاهي باز كنيم حمايت كنيم. مي شود بالاخره اگر هديه اي جزئي هم بدهيم، ان شاء الله در آينده خدا بركت مي دهد و

مي شود كارهاي ديگري هم كرد.

من مي خواهم از همه تشكر كنم. از جامعه كارگري كشور، اينهايي را هم كه آقاي برهاني و آقاي مددي گفتند ما هم اين بحث تأمين اجتماعي را قبول داريم. مطمئن باشيد و با خود جامعه كارگري مشورت كنيد. هر كاري كرديد در جهت نفع بيشتر براي جامعه كارگري باشد. به نظرم اينها شدني است.بالاخره از ثروتي كه حاصل دسترنج كارگران در آن سازمان انباشته شده است بهره بيشتري ببريم و فشار كمتري به كارگران بيايد و خدمات بيشتري به كارگران ارائه بشود.

من از همه كارگران عزيز اين سرزمين تشكر مي كنم كه اگر امروز ما با اقتدار در مقابل نظام استكبار ايستاده ايم، از پشت گرميهاي اصلي ما به دستان پرتوان كارگران است. آنها مي گويند ما تحريم مي كنيم، ما هم

مي گوييم ما نگران نيستيم. هر كاري مي خواهيد بكنيد، كارگران ما بهترش را ان شاء الله خواهند ساخت و در اختيار ملت قرار خواهند داد.

از همه كارگان، دلسوزان و كار فرماياني كه عاشقانه براي تعالي كشور حركت مي كنند و از برادران عزيزم در وزارت كار هم كه براي آموزش، حمايت و تسهيل امور كاري دارند تلاش مي كنند از همه صميمانه تشكر مي كنم.

والسلام عليكم و رحمه الله و بركاته

شناسه خبر: 6648  

- سخنراني ها