- مصاحبه با بخش گفتگوي ويژه خبرشبكه دوم سيما
سه‌شنبه 24 بهمن 1391 - 14:14
فارسی | اردو | العربية | English | Français | Español

گزارشگر:

مصاحبه با بخش گفتگوي ويژه خبرشبكه دوم سيما

گزارشگر:

شناسه خبر: 5706 - 

سه‌شنبه 3 بهمن 1385 - 15:42

طي دو سه هفته گذشته بحث بودجه سال 1386 كل كشور از جمله مباحث بسيار اساسي اي بوده كه در رسانه ها، محافل كارشناسي، دولت و به خصوص بين نمايندگان محترم مجلس مطرح بوده و هركس از زاويه نگاه خودش به اين مسئله نگاه مي كرده است از گذشته هاي دور هم اين طور بوده كه نفت يك عامل تعيين كننده در بودجه هاي ساليانه ما بوده و رايزنيها و گمانه زنيهاي خيلي زيادي هم بود كه بالاخره دولت هر بشكه نفت را در بودجه سال آينده چقدر خواهد ديد. شايد در اين مقطع اين مسئله حساسيت بيشتري پيدا كرده، به اين دليل كه عده اي معتقدند دولت آقاي احمدي نژاد به بركت قيمت بالاي نفت خيلي خرج كرده و خيلي خوابها براي خرج اين پولها ديده و همين طور گفته كه مي خواهد نفت را به سر سفره هاي مردم بياورد . حالا با نفت 7/33 دلار آيا شما مي توانيد اين كارها را براي سال آينده بكنيد يا خير؟

رئيس جمهور:

اگر اجازه بدهيد من يك مقدمه كوتاهي بگويم، بالاخره ايام محرم است.

بسم الله الرحمن الرحيم

اللهم‌ عجل‌ لوليك‌ الفرج‌ والعافية والنصر و اجعلنا من‌ خير اعوانه‌ و انصاره‌ والمستشهدين‌ بين‌ يديه

السلام علي الحسين و علي اولاد الحسين و علي اصحاب الحسين.

من اين ايام را كه ايام سوگواري ابا عبدالله الحسين است به همه ملت ايران و همه بشريت تسليت مي گويم. امام حسين (ع) پرچمدار شرافت و عزت براي همه بشريت است. او الگوي فداكاري، محبت، ايثار، عظمت و تعالي انسان است . مكتب عاشورا و مكتب حسيني الگوي كامل زندگي شرافتمند و متعالي براي همه استانها در طول تاريخ است. حركت امام حسين (ع) مجموعه اي كامل و كامل ترين مجموعه براي همه انسانهاست. همه زيباييها در آن جمع است. شما از روابط خانوادگي، روابط اجتماعي، اصول متعالي اعتقادي، عزت، شرافت، كرامت و شجاعت و محبت در آن مي بينيد؛ هر زيبايي اي كه بخواهيد در حركت امام حسين (ع) به بهترين نحوي متجلي است. او تبلور همه خوبيهاي عالم است و در عين حال نماد مظلوميت انسان متعالي و كامل است كه در طول تاريخ جريان داشته؛ يعني هميشه انسان كامل و متعالي در عين حال كه در اوج قدرت و عزت بوده، مظلوم هم بوده است.

ما خدا را سپاسگزاريم كه ملت رشيد ايران پيرو ابا عبدالله الحسين است و در طول تاريخش به خصوص در دهه هاي اخير تلاش كرده تا با پيروي از مكتب حسيني يك زندگي عزتمند و شرافتمند را براي خودش رقم بزند. مهم اين است كه ما در تمام زندگي در راه باشيم؛ راه تعالي . مهم اين است كه راه بماند و آشكار باشد. امام حسين آمد راه را به همة بشريت نشان داد. با حركت خودش راه را ماندگار كرد. امام عزيز ما آمد راه را ماندگار كرد. امروز ملت ما يك راه را در پيش پاي همه بشريت قرار داده است. اين راه ويژگيهاي خودش را دارد و مهم اين است كه ما راه را براي نسلهاي آينده باز كنيم و ويژگيهايش را معرفي بكنيم. سلام خدا بر شهيدان اين سرزمين و جانبازان و آزادگان كه راه را به همه ملت ما نشان دادند.

من هم از شما تشكر مي كنم. درباره بحث بودجه من در مجلس مفصل توضيح دادم. همانطور كه مي دانيد ما يك چشم انداز و يك قانون برنامه داريم. چشم انداز افق دراز مدت دارد؛ بيست سال. ممكن است بيشتر هم باشد. ما فعلاً 20 ساله تصويب كرديم. برنامه هاي پنج ساله داريم كه گامهاي پنج ساله براي رسيدن به آن چشم انداز است. در قالب آن برنامه پنج ساله، برنامه يك ساله داريم كه اسم آن بودجه است. بودجه را سال به سال سرپنج سال يك ارزيابي مي كنيم، باز با چشم انداز مقايسه مي كنيم و برنامه پنج ساله بعد را مي نويسيم. ممكن است تغييراتي اتفاق بيفتد. همين طور سال به سال ؛ ما افق پنج ساله را نگاه مي كنيم، امسال به بودجه عمل مي كنيم ، لزوماً آن چيزي كه مي نويسيم حتماً عمل نمي شود، چون همه عوامل دست دولت و كشور نيست از جمله همين نفت. ما تصميم داريم 30 تا سد بسازيم ممكن است 30 تا بشود 28 تا؛ سال بعد بايد 32 تا سد در برنامه سالانه بگذاريم. سال به سال اصلاح مي كنيم مي رسيم سر پنج سال. ممكن است به اهداف پنج سال نرسيم. تلاش اين است كه برسيم، اگر نرسيديم براي پنج ساله بعد طوري برنامه ريزي مي كنيم كه هم جبران و هم اصلاح بشود.

شما دو مطلب را فرموديد. يكي مصرف درآمدهاي نفتي توسط دولت. يكي هم مسائلي كه ممكن است سال آينده و سالهاي آينده براي ما پيش بيايد.

من هم زياد شنيده بودم و مي ديدم در رسانه ها، روزنامه ها و بعضي اظهار نظرها كه دولت در مصرف درآمد نفت دارد بي حساب و كتاب خرج مي كند و اين را فراوان خواندم و شنيدم. اين حرف اساساً درست نيست، چرا كه دولت خارج از قانون و مصوبات مجلس مطلقاً نمي تواند از ارز استفاده كند. درآمدهاي نفت همه به خزانه مي رود اما دولت هر برداشتي كه مي خواهد از خزانه بكند بايد بر اساس اجازه قانون و مجلس باشد و ما در همان چارچوب هزينه كرديم.

البته طبيعي است وقتي درآمدهاي نفتي بالا مي رود بايد انعكاس اين در اقتصاد ما هم بيشتر بشود. دولت در مصرف درآمدهاي اضافه سعي كرد اينها را به سمت سرمايه گذاري و كارهاي عمراني ببرد. در بخش سرمايه گذاري حمايت ما از سرمايه گذاري توليدي عمدتاً توسط بخش خصوصي بود و در مصرف خود دولت به سمت كارهاي عمراني رفتيم. شما مي دانيد ما هزاران پروژه نيمه تمام داريم كه اينها زير ساختهاي لازم براي توسعه هستند. ما مي خواهيم صنعت را راه بيندازيم نياز به برق، گاز انرژي و راه داريم. اگر اينها را درست نكنيد كارخانه راه اندازي نخواهد شد. اگر هم راه بيفتد، سود آوري آن كم شده، نمي تواند رقابت كند و زمين مي خورد. در بخشهاي گوناگون، نياز به دانشگاه بيمارستان ، فرودگاه و پالايشگاه داريم. اينها زير ساختهاست. دولت بايد اينها را فراهم كند.

يك موردش را براي شما مثال بزنم. ما براي توسعه كشاورزي نياز به عوامل گوناگون داريم؛ از جمله آب. آب براي همه چيز حيات است، از جمله براي كشاورزي. خب ما سد را ساخته ايم، زمين هم پايين دست است، اين شبكه اي كه بايد آب را سر زمين بياورد نيست؛ دولت بايد سريع اين را ايجاد بكند. اين را ايجاد نكنيم، پول را خرج كرده ايم سد را ساخته ايم، پول خرج شده است، اما فايده اش به اقتصاد نرسيده .

در سال 1385 و 1386 جهت گيري ما در بودجه براي كارهاي عمراني اين بود كه اين پروژه هاي نيمه تمام و اين پروژه هايي كه حلقه وصل است، زودتر تمام بشود كه عمده سرمايه گذاريها در همين زمينه ها بوده، سال آينده هم كه گسترش بدهيم در همين زمينه است . لزوماً هم اين نيست كه پروژه جديد شروع نكنيم، اما اولويت با اينهاست، چون يك پروژه ممكن است ظرفيت جذب همه آن پولي را كه ما مي خواهيم ظرف يكسال خرج كنيم نداشته باشد. پروژه با پروژه فرق مي كند. اما پروژه هايي كه مي توانند جذب بكنند، ما به آنها [منابع مالي تزريق مي كنيم.].

گزارشگر:

حالا نفت را سر سفره هاي مردم مي بريد يا نمي بريد؟

رئيس جمهور:

البته من ديدم بارها گفته اند احمدي نژاد اين را گفته؛ من اين را نگفتم، نقل از جاي ديگري بود. اما اين كه بودجه نفت بايد بيايد در زندگي مردم خودش را نشان بدهد، حرف درستي است. خب ما داريم همين كار را مي كنيم. الان ما اولويت را به مناطق محروم، مناطق اطراف و جاهايي

داده ايم كه استعداد هست اما امكان حركت نيست؛ لوازمش نيست. وقتي آن جا رشد بكند، كشور رشد خواهد كرد؛ استعدادهاي معطل. به خاطر اشكالاتي كه در برنامه ريزي و اقتصاد ما هست سيل حركت جمعيت به سمت مراكز شهري است و استعدادها معطل مي ماند. در بخش اشتغال كه ما داريم سرمايه گذاري مي كنيم در واقع پول نفت است. اين پروژه هاي عمراني همان پول نفت است كه در بخش اشتغال اگر سؤالي داشته باشيد توضيح خواهم داد.

در بخش اشتغال يك كار بسيار بزرگ شروع شده. در همين امسال تا الان بيش از شش هزار ميليارد تومان ـ البته با برنامه ـ در پروژه هاي كوچك و زود بازده با نظارت [سرمايه گذاري شده] يعني با نظارت بانك هم نظارت شوراي اشتغال هر استان، دارد انجام مي شود و در مناطق اطراف كشور دارد ايجاد اشتغال مي كند. يا وقتي ما سهام عدالت را كه

مي خواهيم توزيع كنيم، از پايين ترين اقشار شروع كرديم اين همان توزيع پول نفت است . اين سرمايه گذاريها با پول نفت بوده و مردم دستشان از اين سرمايه گذاريها دور است. الان تصميم گرفته شده كه واگذار بشود و به سرعت هم داريم اين كار را انجام مي دهيم.

اما بودجه امسال، خب از سال گذشته هم اين دغدغه را داشتيم. از سالهاي دور همواره هزينه هاي مصرفي دولت بخش مهمي از بودجه را به خودش اختصاص مي داد. ما سال گذشته تلاشهايي را آغاز كرديم كه محلهاي فرار اين بودجه و مصرفهاي بي رويه اش را شناسايي بكنيم. يك مقدار فشار آمد اما به لطف خدا اينها شناسايي شد. در بودجه امسال ما اين را فشرده كرديم. هر سال حداقل 20 تا 22 درصد بودجه مصرفي دولت افزايش پيدا مي كرد. امسال ما كاهش داديم؛ يعني سال 1385، سي و هفت هزار و پانصد ميليارد تومان است، ما براي سال 1386

آن را 35 هزار كرديم؛ يعني براي اولين بار اتفاق مي افتد كه ما بخش مصرفي را كاهش داديم.

گزارشگر:

يعني به نرخ ثابت كمتر هم مي شود.

رئيس جمهور:

كمتر مي شود، يعني شما تورم را كم كنيد تقريباً 18، 19 درصد مي شود.

در عوض بخش عمراني را افزايش داديم، اما سرجمع بودجه مقداري كاهش پيدا كرد. ما دو دسته درآمد داريم، يك دسته درآمدهاي نفتي است، يك دسته هم درآمدهاي مالياتي و ساير. مصرف اين درآمد نفت را سعي كرديم امسال كاهش بدهيم و دو دليل داشت، يك دليل كلي كه ما نفت را فقط به كارهاي عمراني ببريم. اينكه نفت را ببريم حقوق بدهيم، پول ماشين و تلفن و ساختمان و چراغ و دكور، اينها كه اصلاً كارهاي غلطي است.

ما الآن درآمدهاي غيرنفتي مان را به هزينه هاي مصرفي مان نزديك كرديم. امسال درآمدهاي غيرنفتي اي كه پيش بيني كرديم يك مقدار بالاتر از 30 هزار ميليارد تومان و درآمدهاي مصرفي ما 35 هزار ميليارد تومان است‏‏‎‎؛ يعني اين فاصله مرتباً دارد كم مي شود و سعي ما اين است كه درآمدهاي نفتي را به سمت كارهاي عمراني و سرمايه گذاري زيربنايي ببريم. اين يك جهت بود كه جهت كلي درست كشور است و همه دلسوزان هم اين را دائماً متذكر مي شوند و حرفشان درست است.

جهت دوم اين بود كه در شرايطي كه داريم به سمت نقطه هاي پيشرفت مي رويم بدخواهان ملت نمي پسندند. مي خواهند مقابله كنند، دستشان به جايي بند نيست. تحليلهايي كه دوستان ما كردند مهمترين نقطه اي كه ممكن است آنها وارد بشوند و فشار بياورند قيمت نفت است كه قبلاً هم اتفاق افتاده است. از اين جهت هم ما علاقه مند بوديم كه قيمت نفت را در بودجه و مصرف درآمدهاي نفتي را در بودجه پايين بياوريم كه هم علامتي باشد براي ديگران كه اينجا آمادگي هست با قيمت نفت هم بازي كنيد‏، با درآمد كمتر كشور اداره خواهد شد و هم دستگاهها ياد بگيرند كه با درآمد كمتر نفت هم مي شود كشور را به خوبي اداره كرد.

گزارشگر:

آقاي دكتر در مورد بحث سياست خارجي به هر صورت مستحضر هستيد كه در تعامل كشورها بحث بسيار مهمي است. سياست خارجي ما در دورة جناب عالي خودتان در شعارهاي تبليغاتي هم مطرح كرديد «ديپلماسي فعال» است كه شاهد آن هم بوديم‎؛ سفرهايي كه به نشست سالانه مجمع عمومي داشتيد، نامه نگاريهايي كه به جرج بوش و مركل و پاپ شد و اينها همه شاخصهايي از يك ديپلماسي فعال بودند. منتها در قضاوت نسبت به ديپلماسي جناب عالي بخشي از بحثهايي كه مطرح شده اين است كه اين ديپلماسي از آن فاز فعال عبور كرده، وارد مرزهاي احساسي و شعاري شده است.

من سئوالم از جناب عالي اين است كه آيا واقعاً تأييد مي كنيد كه ما به اين مرحله رسيده ايم؛ يعني اين ديپلماسي تهاجمي اي كه در يكسال و نيم گذشته داشته ايد به مرحلة احساسي و شعاري رسيده يا نه همچنان اعتقاد داريد كه ديپلماسي ما يك ديپلماسي فعال است.

رئيس جمهور:

بگذاريد من يك جمله درباره واژه احساس بگويم كه به نظرم مظلوم واقع مي شود احساسات لزوماً چيز بدي نيست، اتفاقاً احساسات پاك بسيار هم خوب است. اصولاً انسانها براساس احساسات پاكشان حركت مي كنند و حركتهاي درست انجام مي دهند. الان بسياري از كشورها هستند كه سرمايه گذاريهاي سنگين مي كنند تا احساسات مردمشان را براي كاري تحريك بكنند. اين طور نيست كه فكر كنيد همه اش روي منطق خشك و پاي چوبين استدلال ملتها حركت كنند. نه اين طور نيست. الان دنيا براي تحريك احساسات هزينه مي كند. ما در فرهنگمان اصولاً احساسات پاك داريم يعني مردم ما چون انسانهاي اعتقادي و معنوي هستند، احساسات پاك دارند و اين احساسات و عواطف پايه بسياري از حركتهاي اجتماعي است. اين رمز پيوند ملت ما با هم است. اين با آن بحثي كه مي آيند به عنوان احساسي مي خواهند مطرح كنند، فرق مي كند.

يك موقعي مي بينيم كه ما از منطق خارج شده ‌ايم يا ديگر تدبير را كنار گذاشته ايم و بي حساب و كتاب داريم كار مي كنيم. بله، اين بي حساب و بي تدبير كار كردن نامش احساس است. احساس و عواطف اصلاً رمز حركت و دوست داشتن است و اين چيز بدي نيست، چيز خوبي است، بايد هم باشد. آنچه مردم ما را 22 بهمن بيرون مي كشد احساس تعهد ملت ما نسبت به آرمانها و دلسوزيشان نسبت به كشور و پيشرفت است. همچنين عشقي كه نسبت به همديگر حس مي كنند. اينها چيزهاي خوبي است.

اما در سياست خارجي، واقعاً ما دنبال سياست فعاليم. سياست فعال يعني توانمنديهاي خودمان و نيازهاي جهان را بشناسيم و اگر كسي رقيب ما هست ـ ما دوست نداريم در دنيا كسي رقيب ما باشد، ما خودمان را هم رقيب كسي احساس نمي كنيم، ما فكر مي كنيم بايد همه به هم در ساختن يك دنياي متعالي و سعادتمند كمك كنيم ـ نقطه ضعفهايش را بشناسيم و عمل كنيم. سياست فعال اين است كه هيچ وقت انسان خودش را ضعيف و شكست خورده نپندارد و خودش را در مقابله نبازد.

شما ببينيد در سياست خارجي ما در اين يك سال و چهارماه و بيست و نه روز واقعاً چه كرديم؟ از توانمنديهايمان استفاده كرديم. ديدگاههاي ملت ايران را در دنيا تشريح كرديم. در قضيه فلسطين كه مهمترين مسئلة تاريخي منطقة ماست، همة مسائل منطقه بند به اين است، هيچ كشوري نمي تواند خودش را از قضيه فلسطين دور كند، چون در مسائل فلسطين همه درگيرند، حتي آنهايي كه فكر مي كنند كنار هستند دارند آسيب مي بينند، براي اينكه تمام مناسبات اقتصادي، سياسي و فرهنگي منطقه به شدت تحت فشار يك گروه است. آنها نمي گذارند كسي آرام باشد. ببينيد چه قراردادهايي دارند تحميل مي كنند؛ كشوري اخيراً 150 ميليارد دلار قرارداد تسليحاتي بسته است. اين براي چيست؟ براي وجود اين رژيم صهيونيستي است.

ما دو مطلب را مطرح كرديم . اين منطق خيلي روشن است. دو تا سئوال كه گفتيم آقا ريشه تأسيس چنين رژيمي يك حادثه تاريخي است، اين حادثه درست است يا غلط؟ اگر درست است چرا اجازة تحقيق نمي دهيد؟ اگر غلط است چرا اين قدر روي آن پافشاري مي كنيد؟ اصلاً فرض مي كنيم درست. درست، كجا اتفاق افتاده؟ اين منطق خيلي روشني است. بعضيها متهم كرده اند، آقا يعني چه، اين تندي است. تندي نيست.

گزارشگر:

در واقع با اين خط شكني در مورد هولوكاست تصور نمي كنيد جبهه جديدي مقابل كشور باز كرده ايد ما بحث هسته اي و مسائل ديگر را داشتيم كه فاز جديدي هم باز شد و خيلي ها معتقد بودند اين امر هزينه و فشار بيشتري به كشور تحميل كرد.

رئيس‌جمهور:

ببينيد سياست فعال اتفاقاً يعني همين. اگر ما بياييم با همه فقط راجع به مسئله هسته اي صحبت كنيم، هسته اي مشكل آنهاست مشكل ما نيست. ما طبق مقررات و قانون داريم مسير خودمان را مي رويم، آنها از اينكه ما هسته اي مي شويم ناراحت هستند، دچار مشكل شده اند و مي خواهند بيايند در همين ميدان فقط با ما گفتگو كنند، در صورتي كه موضوعات جهان موضوعات فراواني است. ما نبايد در آن چيزي كه آنها براي ما ديكته مي‌كنند محصور شويم. آنها به ما مي گويند شما بايد فقط در همين چهارچوب بياييد، ما مي گوييم نه، شما چرا مي آييد از آنجا در اينجا عليه ما دخالت مي كنيد، چرا ما دخالت نكنيم.

ديديم كه اتفاقاً نقطة آسيب پذيري جبهه غرب بود و حرف درستي بود. اينها 60 سال يك ادبياتي را شكل داده بودند، يك نظام سياسي را در عالم كه بر پايه ظلم و ستم و حق كشي بود [ايجاد كرده بودند،]. خب اين سؤال همه اش را زير سؤال برده است و جالب است، كه من بالاخره چون معلم هستم اصلاً اهل دعوا به آن معنا نيستم. خب من سئوال كردم. اين يك سئوال است ديگر؛ اين اسمش جنگ و دعوا نيست، خب جواب بدهند. بيايند بگويند اين طوري بوده آن طوري بوده؛ پاسخ بدهند، اما چون اصل ماجرا ساختگي است و براي طراحي يك نظام سياسي سلطه در منطقة ماست، به همين خاطر آن مقدس شده است و اجازه نمي دهند وارد بشويم مي دانند آن اگر زير سؤال برود اين نظام خود به خود فرو خواهد ريخت، چون از نظر ذهني فلسفة وجوديش از بين مي رود، فلسفة وجوديش كه از بين رفت ديگر كارش تمام است. امسال نه، سه سال ديگر. بالاخره اين فرو خواهد ريخت. نياز به جنگ و دعوا نيست، خودش خواهد ريخت.

راجع به مسئلة فلسطين هم پيشنهادي داديم. گفتيم شما خودتان اين را درست كرديد خودتان هم حل كنيد. اين حرف خيلي روشن است و اگر كه برايتان سخت است ـ كه مي دانيم برايشان سخت است. آنها همه تحت سيطره صهيونيسم هستند ـ گفتيم رفراندوم بشود. اين رفراندوم دقيقاً منطبق بر منشور ملل متحد است كه باز اين را هم آنها نوشته اند ما

ننوشته ايم. خودشان نوشته اند، مي گوييم همان چيزي كه نوشتيد. آن چيزي كه خودتان مي گوييد اجرا بشود.

در قضية هسته اي هم دقيقاً همين است. در قضيه هسته اي منطق ما خيلي روشن است. مي گوييم ما تابع مقررات آژانس هستيم. بيشترين همكاري را كشور ما كرده است؛ با سند و عدد و رقم.

همه چيزمان هم شفاف است. اتفاقاً چون شفاف است ما پاي آن

مي ايستيم. اگر ما چيزي مخفي داشتيم مي گفتيم اينها را تعطيل مي كنيم، چون ما چيز مخفي نداريم همه چيزمان روست و طبق قانون عمل مي‌كنيم با شجاعت از داشته هايمان [دفاع مي كنيم] ولي ما كاملاً طبق قانون عمل مي كنيم. دو سؤال داريم. مي گوييم آقا شما به چه حقي مي خواهيد ما را محدود كنيد. اگر چيز خوبي است ما هم داشته باشيم، چرا شما فقط داشته باشيد؟ اگر بد است شما چرا داريد؟ اين سؤال خيلي ساده است.

سؤالي خيلي قوي و روشن است، نمي توانند جواب بدهند. دائماً به ميدانهاي فرعي مي روند. همين امروز شما ديديد. هميشه آژانس طبق مقررات ليستي از بازرسان را معرفي مي كند. اين هم درست است، براي اينكه عوامل ديگران نفوذ نكنند و بخواهند تأثير غير قانوني بگذارند. كشور هدف مي تواند بگويد اين ده تا را مي خواهم، با اين سه تا را

نمي خواهم. اين قانون است، هميشه هم اتفاق مي افتد، اما به محض اينكه اتفاق مي افتد جار و جنجال، سر و صدا در صورتي كه خودشان اجازه نمي دهند مأمورين آژانس بروند اصلاً بازرسي كنند. اصلاً اجازه ندادند. ما به آژانس گفتيم تعداد بازرسيهايي كه از اين دو سه تا كشور باصطلاح قدرتمند انجام داده ايد را بگوييد. بگوييد ما سي، چهل، پنجاه دفعه

[رفته ايم]. در تأسيسات ما دوربين هم دارند. ببينيد اين منطق خيلي روشن است اما بالاخره وقتي آنها مي آيند فضا را تخريب مي كنند، دروغ

مي گويند، ما هم بايد بلافاصله پاسخ بدهيم و نمي توانيم ساكت بنشينيم. آنها بيايند يك منطق زور را بخواهند حاكم كنند.

ما الان روابطمان به سرعت دارد گسترش پيدا مي كند. در همه جاي دنيا، چه در اطرافمان، چه در افريقا، امريكاي جنوبي و آسيا. واقعاً در اين يك سال و سه چهار ماهة اخير روابط ما به سرعت گسترش پيدا كرده و در سايه اين روابط ما قراردادهاي متعدد اقصادي بسته ايم، چه

سرمايه گذاري داخل كشور چه ما برويم سرمايه گذاري كنيم، چون اين اقتصاد دوطرفه است. مثلاً الان به ونزوئلا مي رويم يك پروژة بزرگ ساخت مسكن را در بخش خصوصي ما گرفته است. شش تا از شركتهاي بزرگ با هم يكي شده اند، به سرعت دارند مي سازند و صدها متخصص ما رفته آنجا دارد كار مي كند. در افريقا همين طور، در امريكا، در كشورهاي اطراف خودمان، در آسيا و آسياي دور؛ اسم اين سياست خارجي فعال است؛ يعني برويم از فرصتها استفاده كنيم و تأثير بگذاريم.

گزارشگر:

آقاي دكتر بحث گراني را بالاخره قبول داريد يا نه. خاطرتان هست شما چند ماه پيش در مصاحبه اي تقريباً گراني را كلاً رد كرديد و گفتيد كه بعضي رسانه ها و مطبوعات عامل دامن زدن به گراني هستند و گراني چيز واقعي نيست، اما استحضار داريد هفته گذشته نمايندگان مجلس وزير مسكن را در مجلس خواستند و در جلسه اي مفصل توضيح خواستند كه علت گراني مسكن و اجاره بها چيست و تعبير رئيس مجلس هم اين بود كه دولت بايد آبي بر آتش قيمت مسكن اعم از خريد يا اجازه بريزد. همكاران شما در كابينه و اعضاي دولت دو استدلال دارند. بعضيها مي گويند اين گراني اجتناب ناپذير و متأثر از عوامل بيروني وشرايط پيراموني ماست، عده اي هم مي گويد عده اي دارند در داخل كشور كارشكني و توطئه چيني مي كنند براي اينكه دولت نهم را ناكار آمد نشان بدهند و در واقع چيزي به نام گراني وجود ندارد. بالاخره گراني هست يا نيست به خصوص در مورد مسكن و اجاره بها، اگر توضيح دهيد متشكر مي شويم.

رئيس‌ جمهور:

البته در دولت يك نظر بيشتر نيست، همه هم نظر هستند. آن موردي كه شما اشاره كرديد بحث من اين بود كه تكرار مي كنم. من گفتم الان ما سه تا گراني داريم. يك گراني داريم كه ناشي از ساختارهاي اقتصادي است و از گذشته هم بوده كه به آن تورم طبيعي مي گوييم؛ يعني سازوكارهاي اقتصادي ما و دولت در تلاش است كه اين را كاهش بدهد كه اين تورم اول 1383 و1384، 4/15 درصد بوده. اين 4/15 درصد بعضيها فكر مي كنند يعني همة كالاها يكسان بالا آمده است.

اينطوري نيست. سيصد و ده قلم كالاي مصرف خانوار كه تقريباً همة ملت مصرف مي كنند، هر كدام يك تعدادش را مصرف مي كنند، بعضيها هم همه اش را مصرف مي كنند، به نسبت وزنشان در زندگي. بالاخره گوشت يك وزني دارد، ميوه يك وزني دارد، يخچال هم يك وزني دارد. شما يك يخچال مي خريد 20 سال [كار مي كند] اما گوشت را ممكن است هر هفته بخريد. وزن اينها يك فرمولهايي دارد كه بانك مركزي تورم را اعلام مي كند.

اول 1385 به اول 1384، اين شد 1/12 دو سه و خرده اي درصد كاهش پيدا كرد نسبت به 310 قلم و وزن هر كدام از اينها. اين فرمول دارد

مي گذارند و دائماً اطلاعات مي دهند.

الان نه ماهة آذر به آذر سال قبل 9/11 است؛ يعني باز يك مقداري ما پايين تر آمده ايم. اين يك تورم است كه به خاطر ساختارهاي اقتصادي ماست. تا زماني كه ما پول نفت را ريال و مصرف مي كنيم اين اتفاق

مي افتد يا قبلاً از بانك مركزي قرض گرفته شده يا از بانكها پول آمده وارد شده اين انباشته است. اين هر سال كار خودش را مي كند و هر سال هم يك مقدار اضافه مي شود به خاطر اينكه كسر بودجه هايي است كه ما از نفت يا از استخراج آن را جبران مي كنيم.

تا زماني كه خارج از درآمدهاي نفتي، ساير درآمدها، درآمد ماليات و بقية درآمدها، خرج دولت را ندهد و ما مجبور باشيم تبديل كنيم يا اقتصاد ما، اقتصاد آزاد منطبق بر جهان باشد كه ديگر پول نفت مي آيد تأثير غير عادي نداشته باشد و تأثير عادي داشته باشد، اين تورم هست و تلاش دولت اين است كه اين را كاهش بدهد.

يك تورم دوم داريم كه القائي است يعني وقتي كه فضايي ساخته

مي شود كه بدويد دارد گران مي شود. از قبل دائماً خبر دهيهاي پي در پي و ... خب كسي كه يك كالايي دارد مي گويد فعلاً ما دست نگه داريم يا ما هم يك مقدار روي آن بگذاريم. اين القايي است، اين واقعاً ناشي از روابط اقتصادي نيست. متأسفانه امسال يك مقدار اين اتفاق افتاد كه حالا من الان علتهايش را بحث نمي كنم. علتهايش واقعاً معلوم است. من خودم صدها تيتر ديدم بدون اينكه هيچ منبعي باشد كه حالا به بعضي از آنها اشاره خواهم كرد.

يك بخش ديگري داريم كه اساسش كاذب است، واقعاً وجود ندارد ولي اعلام مي شود. اصلاً وجود ندارد و خبر از اساس غلط است. هيچ منبعي ندارد. بگذاريد من دو سه تا از اين خبرهاي غلط را به شما بگوييم ببينيد از اين جنس خبرها زياد است. يكي از دوستانمان كه آدم خيلي خوب، امين و متديني است. چند شب پيش با من ملاقاتي داشت، گفت آقا اين چه وضعي است شما با واردات بي رويه داريد بازار را كنترل

مي كنيد، پدر كشور را درآورده ايد، ارز مملكت را داده ايد واردات كرديد؛ من گفتم جدي اين طوري است؟ گفت بله. گفتم خب شما آماري، رقمي از جايي، چيزي داري؛ اولاً دولت كه چيزي وارد نمي كند، دولت مقداري كالاهاي اساسي است كه طبق قانون بايد كسري آن را وارد كند و كوپني آن را توزيع كند، والا ما چيزي را وارد نمي كنيم بخش خصوصي [وارد مي كند.] بعد شما آمار گمرك را داريد؟ ايشان گفت نه. گفتم شما اگر آمار گمرك را بگيريد واردات امسال ما نسبت به پارسال 3/3 درصد اضافه شده. قانون كه مي آيد، كالاها دانه دانه ثبت مي شود. ارزيابي مي شود،

مي نويسند، يك روند است هميشه همين طور است. در اين نه ماهه 3/3 درصد اضافه شده اما در عوض صادرات غير نفتي ما چهل و يكي دو درصد اضافه شده. اين كه خيلي اتفاق خوبي است. دولت اگر جلويش را رها مي كرد كه بيايد، ما چه مشكلي داشتيم، اين قدر هم تحت فشار سياسي قرار نمي گرفتيم. گرچه طبق قانون برنامه ما نمي توانيم كنترل قطعي بكنيم اما با سازو كارهاي اقتصادي، تشويق، فعال كردن نظامات توليد داخل و با دادن تشويقي براي صادرات سهم صادرات را بالا برده ايم كه يكي از اشكالات بزرگ اقتصاد ما اين است كه واردات زياد و صادرات كم است، غير از نفت. خب اين را بايد بالا بياوريم. خب ما هم پارسال جهش داشته ايم هم امسال. پارسال قانون برنامه 5/8 ميليارد دلار بود ما 5/10 صادر كرديم. جالب است بدانيد سال اول برنامه بود. در برنامة اول 60 درصد محقق شد و برنامه دوم و سوم هر دو زير 70 درصد، 75 درصد، اما در سال اول ما از برنامه جلو زديم. سال دوم هم تا الان نه ماهه برنامه را رد كرده ايم.

گزارشگر:

آقاي دكتر مشخصاً مسكن اعم از قيمت يا اجاره جزو كداميك ازاين سه دسته است؟

رئيس‌ جمهور:

بگذاريد يكي ديگر از آن خبرها را خدمتتان بگويم. مثلاً هفتة قبل من ديدم يك روزنامه تيتري زده كه واردات ميوه، كشاورزان را به خاك سياه نشاند. بعد در يك صفحة ديگرش نوشته آقا مردم از دست گراني ميوه مردند. اين عين دو تا تيتر است.

گزارشگر:

گل سرسبدش هم گوجه فرنگي است.

رئيس‌ جمهور:

گوجه فرنگي جزو ميوه نيست، سبزيجات است. من گفتم اگر واقعاً واردات بي رويه است بايد قيمت پايين بيايد. وقتي مي گويي واردات، يعني كشاور نتوانست بفروشد ارزان فروخت بيچاره شد. اگر ارزان بفروشد كه بازار ارزان مي شود، وقتي جنس زياد بشود. اين دو تا متناقض است؛ يعني يك نوع القاست. يا همين گوجه فرنگي.

گزارشگر:

البته به جزء [خريد] از اطراف خانة شما.

رئيس جمهور:

به جز اطراف خانة ما. گوجه فرنگي وقتي سرماي زودرس مي آيد اين اتفاق مي افتد، مي ماند مناطق جنوبي. ما مي توانستيم وارد كنيم. بگوييم واردات بكنيد، اين اتفاق ممكن بود بيفتد اما تشخيص وزارت كشاورزي و بازرگاني اين بود كه ما اين كار را نكنيم. بگذاريم اگر كسي عادي وارد مي كند بياورد. ما نرويم يارانه بدهيم، چون يكي دوماه است و مي گذرد و معمولاً وقتي زمستانها طولاني مي شود و برف زودرس مي آيد اين اتفاق در اقتصاد ما مي افتد.

اما بخش مسكن، در بخش مسكن ما يك افزايش تاريخي داريم. بگذاريد من چند تا از اين مواردش را برايتان بگويم. اين جالب است. من اين را از بانك مركزي گرفتم. از سال 1350 تا 1384 رشد قيمت مسكن، اين خيلي جالب است. هر كدام از اينها را كه مي گويم نسبت به سال قبل است: سال 1353، 2/20،1354، 1355، 9/35 درصد رشد. اينها كه

مي گوييم مربوط به كل كشور است، دقت بكنيد ممكن است در يك شهري بيشتر باشد. مثلاً الان در تهران امسال بيشتر اتفاق افتاده است. سال1356، 8/37. بياييم بعد از انقلاب سال 1365، 7/18، سال 1366، 3/22، سال 1367، 8/26، بياييم جلوتر، 1370، 6/19، سال 1371، 5/24، سال 1372، 9/18، سال 1373، 8/21. بياييم جلوتر سال 1374، 1/28، سال 1375، 7/34، سال 1376، 7/29، سال 1377، 6/19، سال 1380، 3/19، سال 1381، 9/19، سال 1382، 9/18، سال 1383، 8/18، سال 1384، 7/14، سال 1385، 1/15، نه ماهه؛ كل كشور. بخشي از اين 1/15 طبيعي است. مي بينيد هميشه [تورم در] مسكن بوده است. البته اگر منحني اين را بكشيم هر سه چهار سال يك جهش داشته، اما بعضي وقتها اين جهشها بيشتر است. ما در اين هفت هشت سال جهشهايمان كمي بيشتر بوده. علتش هم همين بخش دوم بود. القايي يا كارسازي گروههاي خاص. الان مسكن رشد كرده، كسي منكر اين نيست اما بخشي از آن القايي و سازمان يافته است.

گزارشگر:

قرار بود، آقاي محسن اژه اي اعلام بكند.

رئيس‌ جمهور:

حالا اعلام مي كند. چون من خودم در شهرداري بودم، قبل از اينكه من به شهرداري بروم سه چهار بار اين اتفاق افتاد اگر يادتان باشد. ما ديديم يك شبكه بيرون هستند با عده اي در شهرداري ارتباط دارند، آنها مي روند پيش خريدها و هماهنگيها را مي كنند، اينها يك دفعه عوارض را بالا

مي برند، به بهانه عوارض يا يك تغييري در اقتصاد، هر اتفاقي، اين يك دفعه بهانه مي شود اينها با هم هماهنگ بالا مي برند، مي بينيد كه از تهران هم شروع مي شود. يك دفعه در تهران هم مي گويند رفت بالا، اين يك موج مي رود تا تمام كشورا. اين دفعه هم اين قسمت دوم در آن وجود دارد كه حالا اعلام خواهد شد.

اما برنامه دولت برنامه چيست؟ اين به نظر من مهم ترين بخش سؤال شماست. ما آمديم مطالعه كرديم اين نوسانات قيمتهايي كه در كالاهاي گوناگون داريم. حالا ما اصل تورم را مي گوييم و بحث نوساناتي كه بر اثر تمركز نقدينگي يا بر اساس اين اقدامات مي شود.

در بخشهاي گوناگون ما بررسي و ريشه يابي كرديم، آمديم آن را سازماندهي كرديم. مثلاً گفتيم چقدر مسكن نياز داريم و سالانه چقدر به اين نياز اضافه مي شود. چقدر عقب افتادگي داريم در روستاها ما چقدر بايد بازسازي كنيم. بافتهاي فرسوده چقدر است. اينها را آمار گرفتيم و يك قانون جامع براي بخش مسكن تهيه كرديم. ردپايش را در قانون بودجه گذاشتيم. البته خود قانون در دولت تصويب شده است. به زودي اين را به مجلس مي دهيم. تكليف بخش مسكن و وظايف دولت، نه به طور عمومي كه آقا دولت موظف است مسكن بسازد، نه، دولت مسكن بسازد يعني چه؟ دولت بايد كجاها را حمايت بكند. البته از امسال ما در روستا شروع كرديم. ما از دويست هزار واحد روستايي حمايت كامل كرديم كه ساخته شد.

سال آينده 300 هزار تا مي شود، چون ما دو ميليون مسكن غير مقاوم در روستاها داريم. اگر ما هر سال 300 هزار [واحد] بسازيم، ده ساله هم رشد مان را جواب مي دهد هم همة اينها بازسازي مي شود. سالي حدود 700 هزار تا هم بايد در شهرها ساخته بشود. در ده سال كه هم بافتهاي فرسوده كنار برود هم رشد جمعيت ما را جواب بدهد، مسكن ما به يك نقطه اي برسد كه بگوييم به روزيم. البته اگر ما منابع مالي بيشتري داشته باشيم مي توانيم اين زمان را كوتاه كنيم اما با منابعي كه فكر كرديم حتماً محقق خواهد شد.

يك قانون كامل شد. اين قانون چند ويژگي دارد. يكي از آنها حذف قيمت زمين از قيمت تمام شده است. اين به نظر من خيلي مهم است. الان در بسياري ازشهرها دو سوم قيمت مسكن قيمت زمين است. خب يعني چه زمين؟ زمين اصلش مال چه كسي است؟ اين را طراحي كرديم

ان شاءالله مجلس محترم هم تصويب خواهد كرد. اين يك انقلاب در بخش مسكن است.

دو: هدايت منابع بانكي با سود پايين است. تسهيلات بانكي به سمت مسكن است. يك يارانة خوبي هم در بودجه پيش بيني كرديم، هم در بخش روستايي و هم در بخش شهري .

سه : دادن امتيازات شهرسازي و معماري به بافتهاي فرسوده كشور است كه، ما بيش از 20 هزار هكتار بافت فرسودة شهري داريم كه 3300 هكتار آن را تا به حال طراحي كرديم و براي اجرا آماده است . براي اينها هم تسهيلاتي گذاشته ايم و يارانه تسهيلات كه اگر كسي سرمايه گذاري كرد برايش صرفه داشته باشد كه بتواند به سرعت [بسازد.] من فكر مي كنم به لطف الهي اگر در مورد اين مجموعه مجلس محترم هم نظر بدهد و كامل بكند تكليف ما در اين بخش معلوم است.

بخش ديگري مثل نان داريم. خب ما سالي سه هزار ميليارد تومان داريم در بخش نان هزينه مي كنيم. اما الان شرايط ما طوري است كه آرد را قيمت 5/7 ريال به نانوا مي دهيم اما واقعاً براي نانوا نمي صرفد. سه يار چهار تا كارگر دارد، آب و برق و ... همان پول كارگرش هم با اين آرد در نمي آيد. خب بايد فكري بكنيم.

ما آمديم طراحي كرديم نان صنعتي و هدفمند كردن اين يارانه . اين را در بودجه آورده ايم، يك قانون جدا هم برايش تهيه كرده ايم و مي خواهيم به مجلس بدهيم.

موضوع ديگري كه ما داريم انرژي است. خب همين امسال بيش از 15 ميليارد دلار فقط ما بنزين مصرف كرده ايم كه اگر اين 15 ميليارد دلار را را بگيريم اصلاً ديگر در اقتصاد ما كسري و تورمي وجود ندارد. ما مي توانيم مسكن و همه مسائل را حل كنيم، اما امكان اينكه ما قيمت بنزين را يك دفعه به قيمت آزاد ببريم وجود ندارد، براي اينكه همه اقتصاد ما بند به اين است، يك شوك در زندگي مردم است، ديدگاههايي هم هست كه

مي گويند يك دفعه آزاد كنيد، 40 ، 50 درصد بالا مي رود و بعد.... دولت قبول ندارد. ما مي گوييم اول بايد جايگزينش را براي مردم فراهم كنيم بعد كه نياز نبود بگوييم بنزين آزاد. اصلاً صادر كنيم.

ما سه چهار تا كار را شروع كرده ايم، البته قانونش را به مجلس داده ايم، پارسال در بودجه گذاشته ايم الان يك قانون جامع به مجلس داديم فوريتش را تصويب كرد.

يك : گاز سوز كردن . الان به سرعت زير ساختهايش را آماده و تنظيم كرده ايم، رفته ايم كارخانه هايي براي كپسول و قطعات آورده ايم ، قرار داد بسته ايم، به سرعت هم شروع كرده ايم.

دو : توسعه حمل و نقل عمومي. قراردادهايمان با كارخانجات داخل و خارج همه را بسته ايم كه سالانه چقدر بايد اتوبوس در شهرها برود. يارانه اش را هم حساب كرده ايم در بودجه گذاشته ايم .

سه: توسعه خطوط ريلي است. باز اين طرحهايش به سرعت در 16 شهر دارد طراحي مي شود منابعش را پيش بيني كرده ايم، شركتهايي كه بايد بروند اجرا كنند دارند سازماندهي مي شوند و بعد از اين - كه پيش بيني مان پنج سال است - بعد از پنج سال ما قيمت بنزين را ديگر رها مي كنيم. چون مردم هم بايد اتوبوس داشته باشند، هم مترو و قطار داشته باشند.

گزارشگر:

اين مدت هم پلكاني گران مي كنيد يا نمي كنيد؟

رئيس جمهور:

الان برنامه ما نيست. اما رشد مصرف ما خيلي سريع است. اين را يك كاري بايد كرد. ما اگر بخواهيم سال آينده هم همينطور مصرف داشته باشيم. به مرز 80 ميليون ليتر در روز مي رسيم . اين براي كشور يك فاجعه است. امسال 73 ـ 72 ميليون ليتر، متوسطش روزي 70 ليتر، چون نيمه دوم مصرفش كمتر است. نيمه اول مردم مسافرت مي روند. طبعاً مردم بايد مسافرت بروند. نمي شود كه مردم مسافرت نروند و بهترينش هم اين است كه خودشان باسواري خودشان بروند. بالاخره خانواده با هم هستند.

ما براي سال آينده همه نيازهاي اساسي مردم را پيش بيني كرديم. فكر كرديم يك سهميه بندي دقيقي را اعمال كنيم كه آن مصارف پرتي كه واقعاً زائد است را كم كنيم. خود اين حداقل 12ـ10 ، 15 درصد نسبت به امسال است. يعني عملاً 25 درصد مي شود كه اين خودش يك گام بزرگ است . ما در برنامه بودجه اين را پيش بيني كرديم. ان شاءالله مجلس محترم هم جوانب را بررسي مي كند. كاري كرديم حمل و نقل عمومي كامل بشود، سرويسهاي اضطراري همه باشد، نيازهاي معمولي مردم كاملاً تأمين بشود، آن كسي كه كار مي كند، آن كسي كه مسافركش است، زندگي اش تأمين بشود، همة اينها را ديده ايم. باز اين كه مي گويم اين القائي ها، خوب است اينجا يادم آمد بگويم. كسي اصلاَ خبر ندارد كه ما چقدر براي تاكسي سهميه گذاشتيم. تيتر زده آقا كار تمام شد. با سهميه بندي، پنج ميليون مسافر در تهران روي زمين خواهند ماند براي اينكه اين سهميه تاكسيها را جواب نمي دهد. بعد رفتيم ديديم خودش يك عددي فرض كرده، 18 ليتر بعد ضرب و تقسيم كرده. خب اين واقعيت ندارد. ما هم نمي توانيم الان بگوييم. ما پيش بيني كرده ايم. كامل مصرف همة خودروهاي عمومي، اضطراري، كاري، ضروري و مصرف براي مردم كه بتوانند مسافرت، ميهماني بروند و كارهاي روزانه شان را انجام بدهند ضمناً از حمل و نقل عمومي نيز استفاده بكنند.

ما به طور بنيادي با قضية گراني و تزريق پول در جامعه داريم برخورد مي كنيم، واقعاً عالمانه. براي تمام اينها يك قانون جامع قوي داريم كه هر سال آثارش در اقتصاد ما معلوم خواهد شد.

البته بخشهاي ديگر هم همين است. در بخش كشاورزي همين كار را كرديم، در بخش دامداري و صنعت داريم همين كار مي كنيم.

مي خواهيم تكليف همه براي سالهاي طولاني معلوم باشد. اين طور نباشد هر روز يك تصميم [گرفته شود] يك اتفاق مي افتد يك تصميم. اتفاق تمام مي شود يك تصميم جديد. با اين نمي شود كشور را اداره كرد.

گزارشگر:

آقاي دكتر پس بحث مسكن و نان و بنزين را كه فرموديد. يك بحثي كه خيلي مهم است و به هر صورت در سه دهة گذشته حداقل مورد توجه است بحث ايران و امريكاست. شما در سفري كه به نيويورك داشتيد در شوراي روابط خارجي امريكا حضور پيدا كرديد كه نخبگان سياست خارجي امريكا آنجا جمع اند و در سياست گذاري در امريكا نهاد خيلي مهمي است.

خيليها از اين حركت تعبير به اين كردند كه يك نوع تنش زدايي در روابط ايران و امريكا خواهد شد چون شروع نوعي مذاكره است. يا نامه اي كه به جرج بوش نوشتيد، منتها الان خصوصاً در هفته ها و روزهاي اخير بحث ايران و امريكا خيلي جدي شده ؛ حالا بحث تهديد امريكا، اين كه مي زند، نمي زند، اين بحثها البته درگذشته هم بود. ولي الان خيلي جدي‌تر شده است. سؤال من اين است كه بالاخره بحث ما با امريكا به كجا خواهد انجاميد، چون آثار و تبعاتش هم در داخل محسوس خواهد بود هم در عرصه روابط خارجي.

رئيس‌جمهور:

من قبل از اينكه پاسخ شما را بدهم دو سه تا مقدمه كوتاه لازم دارد. اين شوراي روابط خارجي گرچه اكثرشان سياستمداران امريكايي هستند اما مدعي اند كه يك نهاد مردمي و NGO هستند. آنها در آن محل استقرار ما در نيويورك به ديدن ما آمدند. نكتة ديگري كه به عنوان مقدمه لازم است يادمان باشد كه امريكاييها در سال 1359 به تصور خودشان به عنوان يك نوع تنبيه رابطه شان را با ما قطع كردند. يك طرفه آمدند اعلام كردند قطع مي كنيم و تصورشان هم اين بود كه اين رابطه را قطع بكنند ملت ايران ديگر خواهد رفت. بايد رو به قبله باشد و هيچ راهي براي نفس كشيدن و زندگي ندارد .

بنابراين جمهوري اسلامي هيچگاه رابطه اش را قطع نكرد، چون اساس ملت ايران بر رابطه و تعامل بود. امام عزيز ما بعد از انقلاب علي رغم ناجوانمرديهايي كه از جانب دولتهاي امريكا نسبت به ملت ما شده بود فرمودند ما مي خواهيم با همة دنيا رابطه داشته باشيم. دو كشور را استثنا كردند. يكي رژيم صهيونيستي كه كلاً نامشروع است. نامشروع است هيچ عاقلي اين را نمي پذيرد و يكي هم رژيم آپارتايد افريقاي جنوبي بود كه آن هم ور افتاد الحمدالله آن ديگر، ولي امام فرمودند ما مي خواهيم با همة كشورها رابطة دوستانه [برقرار كنيم] نه ظلم مي كنيم نه زير بار ظلم

مي رويم. اين اساس سياست خارجي است، عادلانه و با احترام متقابل قوانين بين الملل هم اين را تأييد مي كند. اما امريكاييها ظاهراً اخلاقشان است. يك موقعيت در اين كشور كودتا كردند 25-24 سال ملت ما را تحت فشار گذاشتند، قبل از پيروزي انقلاب از كشتار مردم حمايت كردند. من يادم نمي رود در آن حادثه عجيبي كه اتفاق افتاد بلافاصله دولت امريكا آمد حمايت كرد. ديگران هم حمايت كردند حالا ما بحثمان با امريكاست. بعد از انقلاب هم شروع كردند طراحيها و فتنه ها. صدام وقتي به ما حمله كرد كنار صدام بودند. مي خواست كودتا بشود كنارش بودند، طراحيهاي به هم ريختن داخل كشور بود آنها كنارشان بودند، اين همين طوري بوده تا امروز كه مسئلة هسته اي است، باز ما مي بينيم آنها مقابل ملت ما هستند. پس چيز جديدي نيست.

نكته ديگر اين كه آنها هر زماني امكان ضربه زدن به ما پيدا كردند اين كار را انجام دادند. ابا نكرده اند. اين هم متأسفانه اخلاقشان است. اخلاق سياستمداران فعلي امريكاست. حالا ما نمي دانيم آينده چه مي‌شود يا پشت صحنه ممكن است كساني باشند آن اخلاق را نداشته باشند و يا كساني باشند كه هنوز سركار نيامده باشند. ما هم همواره مي گفتيم ما آماده تعامليم. ما دنبال درگيري با هيچ كس نيستيم. اصلاً ملت ما در تاريخش به هيچ جا حمله نكرده است، دفع حمله كرده است. از حريم ايران دفاع كرده اما حمله نكرده است. اين ويژگي ملت ماست. ملت ما ملتي صلح طلب است. ملتي متمدن و فرهنگي است. ملت ما اين قدر عاطفي هستند. [مردم] همه جا را دوست دارند. يك خبر مي رسد در 15 هزار كيلومتر آن طرفتر دنيا يك حادثه، سيلي اتفاق افتاده مشكلي پيش آمده، ملت ما متأثر مي شود.

هيچوقت ما اهل تجاوز [نبوده ايم] هميشه گفته ايم آقا بياييد گفتگو كنيم. چون ما يك منطق قوي داريم فكر مي كنيم اين منطق را هر آدم منطقي اي مي پذيرد و اگر هم كسي منطقي ارائه بدهد ما مي پذيريم. ما اهل تسلط بر ديگران و زورگويي نبوده ايم، به خصوص الان كه ملت ايران يكپارچه منادي يك فرهنگ انساني و متعالي است.

اين كه مي گوييد شدت حملات لفظي امريكاييها بيشتر از قبل نشده؛ سه چهار سال قبل خيلي شديدتر بود حتي همان اوايل هجوم (به عراق ) و قبل از آن ايران را تهديد مستقيم به حمله نظامي مي كردند حالا الآن غير مستقيم افرادي خبرسازي مي كنند و ديگراني مي گويند و اين حرفها.

البته دلشان مي خواهد ما را تحت فشار بگذارند. دولت امريكا علاقه مند است چون اصولاً ملت ايران را مانعي بر سر راه خواسته هاي خودش در منطقه مي بيند اما واقعاً قادر نيستند.

سال گذشته ما براساس سياست كلي انقلاب و مشي فرهنگي ملت ايران به آقاي بوش نامه داديم. نامة ما هم حرف ملت ايران بود. حتي حرف ملت امريكا و همة جهان بود. ديديم چه استقبالي شد كه همان حرف ماست. گفتيم آقا از اين موضع خشن و موضعي كه همه اش چنگ و دندان به ملتها نشان مي دهيد همه اش مي خواهيد، زور بگوييد و بدي ملتها را مي خواهيد، بيرون بياييد مي شود يك جور ديگر هم زندگي كرد، مي‌شود ملتها را دوست داشت مي شود صلح طلب بود. خب اين نامه مي‌توانست پاسخ داشته باشد. آنها هم ديدگاههايشان را بگويند. پاسخي ندادند و بعد البته غير مستقيم يك چيزي دادند مؤدبانه نبود خودشان هم بعضي جاها عذرخواهي كردند گفتند اين بي ادبانه بود.

بعد من گفتم ما مي آييم نيويورك حاضريم مناظره كنيم. بالاخره شما يك ادعاهايي در جهان داريد ما هم ادعاهايي داريم. هر دو هم مي گوييم آزادي و آزادي اطلاع رساني و جريان آزاد اطلاع رساني، خب ما بياييم در سازمان ملل ، سازمان ملل جاي اين بحثهاست. ما بياييم بحث كنيم اجازه بدهيد ملتها انتخاب بكنند. نپذيرفتند. اما شوراي روابط خارجي شان خواست و تقاضاي رسمي كرد كه ما مي خواهيم گفتگو كنيم. گفتيم خب گفتگو كنيم. ما در گفتگو كردن مشكلي نداريم. البته ما علاقه مند بوديم رسانه اي هم بشود، آنها گفتند نه، رسانه اي نشود به همين خاطر دوربين و فيلمبرداري و اينها نبود. آنجا هم آمدند ما فقط پاسخ داديم. گفتيم ما هيچ چيزي اضافه بر حق خودمان نمي خواهيم، ما حق خودمان را مي خواهيم.

در بحث هسته اي كه بحث بسيار مهمي است بايد توجه داشته باشيم كه…

گزارشگر:

آقاي دكتر اگر اجازه بدهيد من قبل از آن سؤالي بكنم. در مورد چين كمونيست هم امريكاييها همين موضع را داشتند منتها با آن ديپلماسي پينگ پنگ كه در زمان نيكسون صورت پذيرفت به هر صورت تنش زدايي شد و روابط برقرار شد، در مورد ما اين ديپلماسي كشتي را داريم كه تيمهاي كشتي شان مي آيند يا قرار است تيم شمشير بازي بيايد. يا در مورد افغانستان از ما كمك خواستند، مذاكره كردند، در مورد عراق هم باز همين بحث هست منتها اين سيگنالها هيچكدام به يك جرياني تبديل نشده كه منتج به اين بشود كه روابط دو كشور برقرار بشود، علتش چيست؟

رئيس‌جمهور:

ما با چين خيلي متفاوتيم. من نمي خواهم تفاوتها را بگويم ولي واقعاً متفاوتيم، جايگاه ملت ايران چيز ديگري است. پيشرفت ملت ايران به سرعت به الگو براي همه دنيا تبديل مي شود براي اينكه ايران همواره منادي فرهنگ در دنيا بوده است. تحولات ايران همه جاي دنيا را تحت تأثير قرار داده است. شما با تاريخ ايران آشنايي داريد هر موقع داراي يك تحولي شده امواجش دنيا را گرفته است. اين به خاطر نقش تاريخي و فرهنگي ايران است. اگر ايران علي رغم ميل امريكا به نقطه هاي برجسته پيشرفت علمي و فناوري دسترسي پيدا كند، خود اين دسترسي معادلات عالم را به سرعت عوض مي كند. كما اينكه مي بينيم در طول انقلاب ما معادلات عوض شده. در همين يك سال هم كه سياست فعال شده اصلاً معادلات عوض شده، نشانه هايش هم سفر ما به امريكاي جنوبي [است.] شما ديديد اصلاً اين مناسبات كاملاً نقطة مقابل خواست امريكاست.

ده سال پيش اينگونه نبود، شش سال پيش هم اينگونه نبود، اما روي تحولات ايران به سرعت اثر مي گذارد. حالا مي گويند ايران علي رغم نظام سلطه به بالاترين فناوريهاي علمي دسترسي پيدا كرد. اين خودش الگوست، ديگر لازم نيست ايران چيزي به كسي بگويد، خودشان حركت مي كنند. آنها از اين نقش ايران نگرانند.

گزارشگر:

يعني همين عامل قطع روابط است؟

رئيس‌جمهور:

نه، اين مهمترينش است. آنها خيال مي كنند مي توانند با تحت فشار قراردادن اين تأثيرگذاري ايران را مهار كنند و اشتباه مي كنند. در طول تاريخ قدرتها نتوانستند، حتي قدرتهايي آمدند ايران را اشغال كردند اما ملت ايران آنها را در خودش هضم كرد و دوباره روييد، حالا اينها كه قادر به اين كارها هم نيستند. نمي توانند آسيب جدي به ايران بزنند.

ما با چين كاملاً متفاوتيم ضمن اينكه چين هنوز حل نكرده است. اين كه شما از منافعتان بگذريد اين حل كردن موضوع نيست. هنوز چين تحت فشار سنگين امريكاست. نمي تواند خواسته هاي خودش را بيان كند. ضمناً هزينه هاي سنگين پرداخته است. دقت كنيد هر كس هسته اي شده فشار تحمل كرده است. علتش هم روشن است. براي اينكه آن كساني كه [داراي انرژي] هسته اي هستند نمي خواهند قدرتشان تقسيم بشود و يك [كشور هسته اي] جديد اضافه بشود. همة اينها با سختيهاي سنگين و بعضيهايشان با تعهدات بسيار بالا [انجام پذيرفته است.] من نمي خواهم اسم ببرم ولي تعهداتي دادند كه الان نمي توانند آزادانه حركت كنند. ما تا اينجا آمده ايم هيچ تعهدي نداده ايم. اما اينكه فشار دارند بله، بالاخره امريكاييها دارند فشار مي آورند، اشتباه هم مي كنند. من فكر مي كنم آقاي بوش اشتباهات متعددي را مرتكب شده يكي از بزرگترين اشتباهاتش همين است. الان در عراق شما مي بينيد پي در پي دارند اشتباه مي كنند. ما دوست نداريم. ما نمي خواهيم هيچ كس در دنيا زمين بخورد.

گزارشگر:

آقاي دكتر فكر نمي كنيد يكي از همان اشتباهات پي درپي بيايد اين طرفتر و براي فرار از بحران عراق بخواهند ما را بزنند؟ واقعاً هم با تحليل هم با خبر.

رئيس‌جمهور:

اين طور نيست. من ديدم در همين برنامة شما يك دوستي آمد حرفهايي زد كه اصولاً منطبق بر واقعيت نبود. ببينيد در مديريت اگر اطلاعات درست را مد نظر قرار ندهيد تصميمات اشتباه مي گيريد از دو طرف يك موقع او را ضعيف مي پنداريد ممكن است تصميم اشتباه بگيريد، يك موقعي او را قوي بپنداريد باز تصميم [اشتباه بگيريد] دوتايش خطرناك و بد است. آنها در موضعي نيستند كه بتوانند اين اقدام را انجام بدهند. دلشان مي خواهد، ببينيد دل خواستن يك بحث است كه به ما آسيب بزنند اما در موضعي نيستند كه بتوانند اين تصميم را بگيرند. من فكر مي كنم در امريكا عقلاي فراواني هستند كه اجازه نمي دهند.

گزارشگر:

آقاي دكتر حرف عقلا را كه گوش نمي دهد.

رئيس‌جمهور:

چرا.

گزارشگر:

چون بوش توصيه بيكر ـ هميلتون را ناديده گرفت. گفت با ايران و سوريه در مورد عراق مذاكره كنيد ولي اين كار را نكرد.

رئيس‌جمهور:

نه اين كه مثلاً 70 مورد است اين چيز نيست. الآن توانش را هم ندارند كه بخواهند بعضيها تحليل غلط مي كنند. اين كه مي بينيد فشار مي آورند بيشتر فشار رواني است. آنها در قضية [انرژي] هسته اي مي دانند از بيرون هيچ كاري نمي توانند بكنند. آنها تنها نقطه اميدشان داخل است. مي خواهند يك فضاي التهاب، يأس، ترس در داخل كشور به تصور خودشان ايجاد بكنند. طراحيشان اين است و اين فضاي ترس باعث بشود كه دو دستگي درست بشود و سياستهاي دو گانه و به قول خودشان چند صدايي [ايجاد شود.] اينها را صريحاً گفته اند. گفته اند ما مي خواهيم فشار بياوريم كه در ايران چند صدايي ايجاد بشود و اين يكپارچگي ملت دچار خدشه بشود خود به خود درست مي شود و حرفشان هم درست است. اگر اين اتفاق بيفتد نتيجه اش آن خواهد شد چرا كه اين دستاوردهاي ما حاصل يكپارچگي و ايستادگي ملت است.

آنها مي خواهند اين را بشكنند و اين هم جنگ رواني است. مطلقاً قادر به يك آسيب رساني جدي به ما نيستند. ساعتها كارشناسان نظامي و كارشناسان ما مي نشينند ذره به ذره تمام تحركات دشمن، نيرو و توان رزمي دشمن همة اينها را تحليل مي كنند. اينها ساعتها تحليل و تبديل به يك جمله مي شود و احمدي نژاد مي آيد آن يك جمله را بيان مي كند. دقت كنيد؛ اين نيست كه مثلاً ما مي گوييم كه بشود. واقعاً اين طوري نيست. الان نيروهاي ما دقيق تمام تحركات دشمن را زير نظر دارند. يك جنگ رواني است.

آقا يك ناوي حركت كرده كه بيايد. مگر اينجا يك كشور نقطه اي روي نقشة عالم است. يك ناو اصلاً چه كار مي تواند بكند؟ بعد همان ناو آمد، بعد هم راه افتاد و رفت و الان دارد بر مي گردد. حالا مي گويند نه يك ناو ديگر دارد مي آيد. خب يك ناو ديگر بيايد. مگر تا حالا در خليج فارس ناو نبوده؟ يك موقعي تعداد ناوهاي بيگانه 140 تا بود و حالا 98 تا شده است. اتفاقاً در جنگ لبنان جالب بود همة اينها بيرون رفتند. ما نگران شديم. تحليل دوستان اين بود و من هم عرض كردم گفتم اينها حتماً

مي خواهند در منطقة ما خيانتي بكنند و اتفاقي بيفتد كه ناوها بيرون

رفته اند. حالا ناو كه مي آيد نبايد ترسيد، ناو مي رود بايد نگران شد.

واقعاً نمي توانند، مي گويند. حتي آقاي بوش براي نجات خودش

علاقه مند است كه شرارتهايي برپا كند اما شرايط اين اجازه را به او

نمي دهد. ملت ما هم هوشيار است. تنها راه خنثي سازي همة طراحيها چه فشار اقتصادي، چه فشار سياسي و چه نيتهاي ديگري كه داشته باشند انسجام داخلي است. اين براي ما كليد است. همه بايد مراقب باشند. اين دعواهايي كه بعضيها براي خودشان درست كرده اند و در ملت ما هم نيست، چون ملت ما يكپارچه است. مي آيند مي گويند، من ديده ام استناد مي كنند به همين حرفهايي كه بعضيها مي زنند. خيال مي كنند اين حرف ملت است. هم آنها و هم اينها اشتباه مي كنند. اينها فرصت مي دهند دشمن جري بشود، خيال كند يك مقدار ما را معطل كند، انرژي ما را [بگيرد] بالاخره رئيس جمهور دارد روي اين قضيه وقت مي گذارد. وزارتخانه ها و دبيرخانه شوراي امنيت دارند وقت مي گذارند. اين وقت را ما مي توانيم جاي ديگري بگذاريم. آنها هم اين را مي فهمند. مي گويند وقت اينها را بگيريم تا به كارهاي ديگر نرسند.

كساني كه در داخل هستند بايد مراقبت كنند. اگر كسي مي خواهد شهيد بشود، لازم نيست حتماً جنگ باشد، آدم اگر براي خدا كار بكند، در بستر مريضي يا طبيعي هم كه بميرد شهيد محسوب مي شود. اين تصور نبايد باشد كه حتماً بايد جنگ باشد كه شهيد بشود.

گزارشگر:

آقاي دكتر! براساس الزام سند چشم انداز 20 ساله ايران ما در سال 1404 بايد كشور اول منطقة جنوب غرب آسيا، منطقة خاورميانه، آسياي ميانه و قفقاز باشيم، توسعه يافته در حوزة علم، تكنولوژي، اقتصاد و حوزه هاي ديگر.

ما مشكلات و مسائل داخلي زيادي داريم. محيط پيراموني ما هم محيط خيلي آرامي نيست. الان هم راجع به همين مسئله داشتيم صحبت مي كرديم.

عده اي مي گويند كه آقاي احمدي نژاد اعتقادي به سند چشم انداز، برنامة چهارم توسعه، سياستهاي كلي اصل 44 قانون اساسي و ... ندارد و مثلاً همين غيبت ديروز شما و همكاران دولت در همايش سياستهاي كلي اصل 44 كلي حرف و حديث درست كرد كه يك نوع مخالفت دولت است. واقعاً شما اينها را قبول داريد يا نه و جهت حركت كشور را در جهت سند

چشم انداز، برنامة چهارم توسعه و همين طور سياستهاي كلي اصل 44

مي خواهيد پيش ببريد يا نه؟ ضمن اينكه بايد در تدارك تدوين سند برنامة پنجم توسعة كشور هم باشيد.

رئيس‌ جمهور:

من حالا نمي خواهم وارد بشوم. اميدوارم هيچ وقت نياز نباشد كه من توضيح بدهم كه اين حرفها از كجاست. دوستان تصميمي مي گيرند كه نشستي را برگزار كنند، بسيار خوب برگزار كنند. مگر لزوماً بايد

رئيس جمهور در آنجا شركت كند؟ نبايد شركت كند. خب گروههاي كارشناسي بگذارند. صدها سمينار و نشست در كشور برگزار مي شود، مگر دولت يا رئيس جمهور يا وزير و معاون همه جا شركت مي كنند؟ لزوماً شركت نمي كنند. در سال پنج تا شش تا يا ده تا از آنها را [شركت

مي كنند]. اگر شركت نمي كنند آيا معنايش اين است كه با موضوع مورد بحث مخالفند؟ چنين چيزي نيست.

توجه داشته باشيد؛ كسي كه براي ابلاغ سياستهاي اصل 44 پيگيري كرد همين دولت بود. من خودم رفتم، خواستم، نامه نوشتم، مكاتبه كردم و مقام معظم رهبري هم بزرگواري كردند و ابلاغ كردند. خب اين دولت دنبال كرد. همين دولت دارد به سرعت مقدمات مردمي سازي اقتصاد را فراهم مي كند. در طول ده سال 3000 ميليارد تومان واگذاري، در طول شش ماه كه از امسال شروع كرديم 2500 ميليارد تومان واگذاري. خب ما چه را قبول نداريم؟

بله اگر عده اي بيايند حرف خودشان را به عنوان چشم انداز، حرف گروه خودشان را به عنوان چشم انداز و خواسته هاي خودشان را به عنوان برنامة پنج ساله [مطرح كنند] معلوم است كه اصلاً نمي پذيريم، و نبايد هم بپذيريم و لازم نيست. اگر ما چشم انداز را دنبال نمي كنيم پس چه چيزي را دنبال مي كنيم؟ دولت در يك چارچوبي دارد تصميم گيري مي كند. براي اجراي لايحة اصل 44، لايحه اي مفصل تهيه كرده ايم، تمام اين واگذاريها را در آن آورده ايم. اين خودش كار خيلي بزرگي است. يك بخش از سياستهاي اصل 44 قبل از ما ابلاغ شده، خب تقريباً كاري نشده. ما

آمده ايم تمام اينها را طبقه بندي كرده ايم.

من در مجلس هم گفتم، الان 22 قرارداد ساخت نيروگاه با بخش خصوصي داريم.

اين براساس اصل 44 است ديگر. هيچ وقت چنين چيزي نبوده. همة آن اين دولت است. الان 7 نيروگاه آماده واگذاري به بخش خصوصي است، يعني بايد برود طراز نامه و مالكيتهايش درست شود، خب دولت مي رفته در بيابان براي خودش نيروگاه مي ساخته، حالا اين بايد سند داشته باشد. همه چيزش هزينه هايش بيايد و ... كلي كار اداري مي برد تا برود واگذار شود.

ما الان صنايع بزرگ را آمادة واگذاري كرده ايم كه الان تبليغات آن دارد شروع مي شود، به سرعت وارد بازار خواهد شد. اصل 44 را ما دنبال كرديم. ما با چه چيز آن مخالفيم؟ اصلاً شعار اين دولت مردمي سازي است. من آن خصوصي سازي را قبول ندارم، چون آن خصوصي سازي به اختصاص سازي تفسير شد؛ اينكه بدهيم به دوستان، خانواده و ... اينها را ما قبول نداريم. هركس رابطه داشت بيايد بگيريد را ما قبول نداريم. اگر مي خواهيم به متن مردم بدهيم، سهام عدالت كه تكليفش معلوم است، آيين نامه اش نوشته شده، قانون، ستاد و شناسايي آن در حال انجام شدن است و لايه به لايه جلو مي رود و اگر مي خواهيم واگذار كنيم در بورس واگذار مي كنيم.

بله؛ يك بخشي از صنايع داريم كه اصلاً توان توليد ندارد يا ضعيف است يا دولت اصلاً نمي تواند آنجا حضور داشته باشد. آنها خيلي كم هستند و اصلاً ببرند نصف قيمت بدهند براي خودشان. ما اصلاً وارد نمي شويم. آن هم البته قانون دارد. اما اصل واگذاريها ما همه را سازماندهي كرده ايم و داريم با متانت و تدبير [دنبال مي كنيم.] ديدم ديروز يكي زده كه آقا اصلاً يعني چه. همه نگرانند، اجرا نمي شود. اصل 44 بزرگ ترين انقلاب اقتصادي تاريخ معاصر ماست. اتفاق بسيار بزرگي است.

اين نيست كه من در خمرة رنگرزي بزنم و تمام. دهها سؤال جدي است كه ما بايد عالمانه به آن جواب بدهيم. مگر اصلاً بازار ما كشش دارد كه ما سالي 30 هزار ميليارد تومان در بورس ببريم؟ اصلاً كشش ندارد. كل بورس در سال چهار هزار ميليارد تومان خريد و فروش مي شود. ما بايد ظرفيت سازي بكنيم بعد بگويي هفت هزار تا هم اضافه ما وارد مي كنيم، والا پايين مي آيد. ما بايد به ميزاني بفروشيم كه به سرمايه گذاري بيروني مان لطمه نخورد. بعد مردم مي خواهند بيايند بخرند، بايد مردم را توانمند و بانكهايمان را تقويت كنيم. همين جوري نيست كه آقا فردا...

اينها تدابيري است كه بايد انجام بشود.

گزارشگر:

آقاي دكتر شما از بخش خصوصي تعريف خاصي داريد؟

رئيس‌ جمهور:

مردم

گزارشگر:

خب همة مردم كه نمي توانند كارخانه دار يا شركت دار باشند. يك عده بايد باشند، يك عده هم كار كنند.

رئيس‌ جمهور:

يك بخش سهام ريز مي خرند، يك بخش هم سهام درشت مي خرند. اشكالي ندارد. ما در آنجا محدوديت نداريم و اتفاقاً ما طرفدار

سرمايه گذاري هستيم.

گزارشگر:

آقاي دكتر براي آن حد قائل هستيد؟

رئيس‌ جمهور:

ما حد قائل نيستيم.

گزارشگر:

مثلاً حد آن چقدر است؟ يك نفر مي تواند هزار ميليارد تومان پول داشته باشد؟

رئيس‌ جمهور:

حد آن قانون است.

گزارشگر:

متناسب با دهكهاي جامعه يا نه؟

رئيس‌ جمهور:

حد پولدار بودن را قانون تعيين مي كنند. من نمي توانم بگويم چه چيزي. قانون ما الان حد نگذاشته، مي گويد درآمد قانوني باشد.

گزارشگر:

ولي سقف ندارد

رئيس‌ جمهور:

ندارد

گزارشگر:

آقاي دكتر! چون خيلي از صاحبان صنايع و فعالان اقتصادي از اين نگرانند كه اگر از يك حدي بزرگ تر بشوند، ممكن است دچار مشكلاتي بشوند. حالا اگر كه تخلف نكرده باشند و ... به نظر شما هيچ محدوديتي ندارد و تا هر حدي مي توانند بزرگ بشوند.

رئيس‌ جمهور:

چون سياستهاي دولت در جهت اصلاح است و مي خواهد جلو

رانت خواريها را بگيرد موجب تشويق سرمايه گذاري شده است. من دو سه تا عدد مي دهم، ببينيد چقدر جالب است. متأسفانه مي بينيم آنها عكس اين را مي گويند. اين عددها رسمي است. يعني شما مي توانيد برويد در محيط اندازه بگيريد.

گزارشگر:

عددهاي مصاحبه اي نيست؟

رئيس‌ جمهور:

نه خير. تقاضاي سرمايه گذاري در نه ماهة امسال نسبت به سال قبل 91 درصد رشد دارد. خب اين تمايل مردم است. وقتي ما محيط را سالم كنيم ملت ما ملت سالمي هستند، بدانند حقش خورده نمي شود، زور به او گفته نمي شود و نمي خواهند به او فشار بياورند. خب مي آيد سرمايه گذاري

مي كند. در همين يكسالة اخير كار سيزده ميليارد دلار سرمايه گذاري داخلي شروع شده است، يعني روي زمين كار را شروع كرده اند و هشت ميليارد دلار سرمايه گذاري خارجي، اين غير از بخش نفت است. اين يعني چه؟ يعني سياستها درست است كه مردم دارند مي آيند سرمايه گذاري

مي كنند.

براي اولين بار، ببينيد اين جزء ويژگيهاي اين دولت است. من با افتخار اعلام مي كنم. براي اولين بار ما آمده ايم توسعة سرمايه گذاري توسط شركتهاي دولتي را محدود كرده ايم. در قانون آورديم.

گفتيم به جز مجوز شوراي اقتصاد حق نداريد سرمايه گذاري كنيد. شما پولتان را بدهيد اين پول برود دست مردم سرمايه گذاري بكنند.

تا حالا نشده. شما بياييد پولي كه امسال 3500 ميليارد تومان گذاشته ايم در بودجه براي افزايش سرماية بانكها. اين يعني چه؟ اين يعني تشويق مردم. چون بانك به چه كساني وام مي دهد؟ به مردم.

گزارشگر:

آقاي دكتر يعني از مواردي كه مي گويند خلاف برنامه چهارم است، همين است. مي گويند كه به نوعي دولت نبايد در بانكها و شركتهاي دولتي سرمايه گذاري كند.

رئيس‌ جمهور:

اين بانك است و بانكها هنوز دولتي هستند. 7 تا از بانكها هم تا آخر دولتي خواهند ماند. چون در اصل 44 ما حق نداريم اين بانكها را [خصوصي كنيم]. ما سرمايه اينها را بالا مي بريم، چه اشكالي دارد؟ منتها ما خودمان نمي رويم وام بگيريم. مهم آنجاست. قدرت وامدهي آن بالا برود، مردم بروند وام بگيرند. ما داريم زير ساختهاي حضور مردم را عالمانه فراهم مي كنيم. منتها يك فضا سازي است كه من نمي دانم از كجا؟ همين طوري مي گويد ديگر. پارسال بود. خيلي براي من جالب بود، از قول يك كسي كه آقا! دويست ميليارد دلار سرمايه از ايران بيرون رفت. من گفتم يا 200 ميليارد نمي داني چيست، يا سرمايه نمي داني يا اصلاً ابعاد دستت نيست. در صورتي كه بانك مركزي ما كه حسابدار ارزي كشور است

مي گويد ارز دارد مي آيد. طبيعي هم است. چون سود بانكي ما بالاست طبيعي است كه ارز [مي آيد] غير از سرمايه گذاريها، چون سود

سرمايه گذاريها الان بالاست. غير از آن به طور طبيعي پول در كشور ما مي آيد. براي چه بيرون برود؟

كجا برود؟ مي آورد اينجا در بانك مي گذارد پانزده شانزده، هجده درصد. بقيه جاهاي دنيا سه درصد است . پس به طور طبيعي سرمايه به سمت داخل مي آيد. اما مي گويد ديگر، ما چه كار كنيم؟ هر روز دولت بايد بنشيند مرتباً به بيست سي تا جواب بدهد. روزي صد تا جوابيه . اين كه وقت و انرژي دولت را مي گيرد. نبايد وقت صرف آن كنيم. واقعاً دولت در چارچوب قانون [كار مي كند.] البته بر قانون برنامه چهارم اشكالات جدي اي وارد است. . يكي از اشكالات جدي آن اين است كه مي خواهد به سرعت اقتصاد ما را با اقتصاد جهاني باز كند. اين نمي شود.

اقتصاد ما اين ظرفيت را كه به سرعت اتفاق بيفتد ندارد. بگذاريد يك اشاره كنم، ببينيد اين يعني چه ؟ وقتي در قانون برنامه مي گويند دولت نمي تواند جلوي صادرات و واردات را بگيرد مگر با تعرفه . ما دو ميليون تومان مصرف تير آهن داريم. توليد ما چقدر است؟ يك ميليون تن كه يك ميليون تن بايد وارد بشود. قيمتهاي جهاني بالا رفته ، سازنده داخل دوست دارد بيرون ببرد و قانون به ما مي گويد حق نداريد جلويش را بگيريد.

تير آهن بيرون دو برابر شده ، بگوييم آقا بردار بياور و عوارض هم نمي گيريم، صفر. خب قيمت دو برابر شده ، اين هم دوست دارد ببرد بيرون، ما نمي توانيم جلوي او را بگيريم . يا مي گويد اجازه بده به همان دو برابر در داخل بفروشيم يا بگذار بيرون ببرم. ما نمي توانيم جلوي او را بگيرم . نمي توانيم بگوييم خير، شما موظف هستي 400 تومان بفروشي. اين اشكال قانون برنامه است. اين را بايد برطرف بكنيم. نمي شود. ما در اقتصادي كه هنوز داريم تزريق يارانه مي كنيم، اقتصادي كه هنوز با قيمتهاي جهاني مردم دريافتي ندارند، نمي توانيم به مردم بگوييم كه با قيمتهاي جهاني هزينه كنيد. شوك سنگين وارد مي شود.

گزارشگر:

اين تير آهن يك جوري با گاز تقريباً مجاني توليد مي شود.

رئيس جمهور:

اين هم هست. ما واقعاً داريم يارانه مي دهيم. بعد مردم ما هم درآمدهايشان آزاد باشد. اين اتفاق نيفتاده ديگر. ما بايد اين را با يك شيبي برويم كه بخشي از مردم از زندگي ساقط نشوند. يك فردي من را گرفت ، زياد بودند، به من گفت فلاني به خدا من شش شاخه تير آهن مي خواستم، شش تا مثلاً هفتاد تومان بايد مي خريدم ، پولش را فراهم كرده بودم يك دفعه 140 تومان شد. اتاق من ماند . من مي خواستم يك اتاق بزنم كه بچه ام را آنجا بياورم.

من ماندم كه چه جوابي به او بدهم. توضيح قانون برنامه بدهم، چه بدهم؟ البته ما براي سال آينده تدابيري كرده ايم. گفتيم دستگاههاي دولتي هم بايد اين را گران تر بخرند. عيبي ندارد. در قانون بودجه آورديم كه قانوني بشود.

گزارشگر:

امسال گفتيد مي توانند بياورند ولي نياورند.

رئيس جمهور:

قانون نبود اينها هم تا آمدند مقدمات اداري را فراهم كنند،حالا سال آينده ان شاء الله اين را مي آوريم . اين اشكالات بر قانون برنامه هست. اما دولت موظف است قانون برنامه و بودجه را اجرا كند، والا اصلاً بانك مركزي يك دلار به كسي نمي دهد. تا در قانون نباشد، پولي به كسي

نمي دهد. يك ريال دست كسي نمي دهد كه او بخواهد خرج كند . بعد ذي حساب داريم كه اين پول مي آيد، سرجاي خودش خرج شده باشد. ولي مي گويند ديگر . ما چه كار كنيم، بگويند.

گزارشگر:

آقاي دكتر! در بحث هسته اي بحثي مطرح شده و شما هم اشاره كرديد كه خيلي نكته مهمي است. يعني آن كه برون داد كشور ما در بحث هسته اي چند صدايي بشود كه علائمي از اين دارد مشاهده مي شود. از جمله اينكه مطرح شده بود كه در بحث هسته اي اگر در شوراي امنيت ما در كمتر از شش ماه دو قطعنامه در چارچوب فصل هفتم گرفتيم، يك بخش از اين متوجه آقاي دكتر احمدي نژاد است، براساس ديپلماسي سخنرانيهاي داغ . من مي خواهم در اين مورد توضيح بدهيد كه اصولاً بحث هسته اي ما حالا چه در دوره دكتر روحاني، چه دكتر لاريجاني ، چه دولت قبل و دولت فعلي مكمل همديگر هستند. يا اينكه نه، اصلاً استراتژيها تغيير كرده يا اينكه نه، استراتژيها ثابت است، تاكتيك تغيير كرده است

يك بحث هم اينكه آقاي دكتر اصلاً تحريم بر اقتصاد تأثير دارد يا نه ؟ شما مجلس كه رفته بوديد گفتيد ده تا قطعنامه ديگر هم تصويب كنند تأثيري ندارد. اين را مي خواستم توضيح بفرماييد.

رئيس جمهور:

ببينيد اصولاً ادبيات تحريم مال گذشته است، به خصوص در رابطه با كشورهايي مثل ما . كشور ما كشوري توانمند است و با ارتباطات بسيار گسترده . اگر ما به آنها نياز داريم ، آنها به مراتب به ما بيشتر نياز دارند. دقت كنيد. بعضيها فكر مي كنند نياز فقط همين مقدار دلاري كه ما وارد مي كنيم است . اين نيست، مناسبات اقتصادي ما در سطح سياسي فراتر از اين است. مثل اينكه ما الان در اين منطقه هستيم، تعادل در توزيع انرژي در دنيا بر قرار است. اما اگر ايران در بازار انرژي نباشد كل انرژي دنيا دست يك قدرت مي افتد. مفهوم اين براي سياستمدارن دنيا روشن است . اما ايران چون اينجاست، شرق آسيا، اروپا و جاهاي ديگر مي توانند با اطمينان انرژي ببرند؛ اما اگر قدرت ايران اينجا نباشد به اين راحتي نمي توانند .شما مي بينيد بعضي جاها وسط زمستان لوله گاز را مي بندند. همين الان. اين اتفاق بعداً براي شرق و اروپا خواهد افتاد. آنها هم اين را مي فهمند. اين نقش ايران است. اين را ديگر شما نمي توانيد با دلار ارزشيابي كنيد، بگوييد 40 ميليارد، 60 ميليارد واردات داريم، اين نيست. اين صدها هزار و صدها ميليارد دلار است. پس ادبيات تحريم مال قبل است.

گزارشگر:

البته تحريم بين المللي يك جانبه.

رئيس جمهور:

نه اصلاً بين المللي كه معنا ندارد.

گزارشگر:

شوراي امنيت بين المللي مي شود ديگر.

رئيس جمهور:

بله؛ اين نيست كه همه تبعيت كنند. گفتند هم كه تبعيت نمي كنيم. اولاً مبنا ندارد. به چه دليلي؟ اين نيست كه هر كس دلش خواست برود آنجا بنشيند بگويد من مي خواهم تحريم كنم. بايد يك منطقي داشته باشند. ايران كه تخلفي نكرده است. همين پريروز هم مدير كل آژانس اعلام كرد كه هيچ [مسئله] اعلام نشده در ايران نيست، كاملاً صلح آميز و قانوني است. اين نيست كه چند نفر بروند دور هم بنشينند. دنيا نمي پذيرد.

بعد هم به شما بگويم، عده زيادي از روساي جمهور با خود من صحبت و ملاقات كرده اند و گفته اند آقا ارتباط ما با شما هست. بيشتر جنگ رواني است. البته ممكن است اروپا يا امريكا يك محدوديتهايي در نظامات بانكي ايجاد كنند. مگر همه بانكها در دنيا اينها هستند. از جاي ديگر تأمين مي كنيم. مراوداتمان را عوض مي كنيم . اصل بر اين است كه ما بايد هسته اي باشيم. اين سياست قطعي نظام است. تلاش دولت و مجموعة مديران پروژه اين است كه با كمترين سرمايه گذاري [به آن برسيم.] تا امروز كه ما آمده ايم و هسته اي شدن ما قطعي شده يعني ما الان هسته اي هستيم، به نسبت كساني كه قبل از ما هسته اي شده اند ما تقريباً هزينه اي نپرداخته ايم.

گزارشگر:

يعني دو تا قطعنامه هزينه اي نيست ؟

رئيس جمهور:

چه هزينه اي؟ خب قطعنامه صادر كرده اند. كه چي؟ چه اتفاقي افتاده؟ نيفتاده كه. آنها تلاش كرده اند كه قطعنامه بعدي را صادر كنند. ما هم تلاش مي كنيم نگذاريم. ما هم تلاش كنيم راههاي ديگري را براي اقتصادمان باز كنيم و اين راهها خوشبختانه الان باز است. شما ببينيد در همين سفر امريكاي جنوبي ما چند تا قرار داد جديد بسته ايم؟ بعد از قطعنامه ما تا حالا 20 ميليارد دلار قرار داد داخلي بسته ايم، با كشورهايي كه مي فهمند كه قطعنامه هست و با بعضيها هم قرار دادهاي مفصل بسته ايم كه گفته اند اعلام نكنيد. ما هم گفته ايم بسيار خوب اعلام نمي كنيم. گفتند ما كاري به اين كارها نداريم. ما مي خواهيم با شما كار كنيم، اما اعلام نشود، ما هم گفتيم اعلام نشود.

نمي خواهيم اعلام كنيم، ما مي خواهيم پالايشگاه، راه آهن و ... ساخته شود. ما نياز نداريم كه اعلام بكنيم. در همين امريكاي جنوبي چند تا قرارداد جديد بستيم و يك قرداد مهم ما تأسيس يك صندوق بين المللي بود كه اقلاً چهار تا كشور قوي ديگر گفتند ما هم هستيم كه ساز و كارهاي اين ان شاء الله به زودي دارد تهيه مي شود و خودش يك بانك است ، آنها يك بانك بستند ما يك بانك مي توانيم باز كنيم.

نه اينكه هيچ مشكلي در آينده پيش نمي آيد، بايد مديريت كنيم اين را كنار بزنيم و نگذاريم به مردم فشار بيايد و عبور كنيم. اين نقش مديريت است. بالاخره آنها هم يك كارهايي مي كنند. اما اينكه فكر كنند مي توانند اقتصاد ما را به هم بريزند و مردم را تحت فشار بگذارند نمي توانند. بعضيها مي آيند اين گرانيهايي كه توضيح داديم را هم با اين موضوع يكي مي كنند كه هيچ ربطي به هم ندارند. واقعاً هيچ ارتباطي به هم ندارند. من ريشه هاي آن را توضيح دادم كه كجاست. ارتباطي به هم ندارد. بله هميشه اين نوسانات بين بانكي بوده است. يك سري بانكهاي اروپايي گفته اند كه ما با فلان بانك كار نمي كنيم، خب كار نكنيد. پول ما پيش شماست، با پول ما داريد كار مي كنيد. منطق ما خيلي روشن است. ما اين پول را

مي توانيم جاي ديگري ببريم. با كساني ديگر مي توانيم كار كنيم، كما اينكه آمده اند گفته اند ما مي توانيم با شما كار بكنيم.

در بخش سرمايه گذاري ، مواد غذايي و اين چيزي كه به مردم مستقيم مربوط مي شود، ان شاء الله مشكل خاصي پيش نمي آيد. ضمن اينكه ما ياد گرفته ايم چه طوري در اين شرايط اداره كنيم.

گزارشگر:

آقاي دكتر شما حقيقتاً نگران آينده كشور نيستيد؟

رئيس جمهور:

واقعاً نيستم. چرا بايد باشم؟

گزارشگر:

يعني علي رغم همه مشكلات داخلي و بيروني ، قطعنامه و تحريم.

رئيس جمهور:

براي چه بايد نگران باشم. نه، واقعاً هيچ نگراني ندارم. براي اينكه كشور را خوب مي شناسم. نمي گويم ديگران نمي شناسند ولي من خوب كشور را مي شناسم. هم تاريخ ، هم مردم و هم استعدادها و توانمنديهاي كشور را . شايد تنها رئيس جمهوري هستم كه 345 شهرستان را رفته ديده و نشسته راجع به دانه دانه اش مطالعه كرده؛ اين چه استعدادهايي دارد، چه دارد، تاريخ آن، مردم، فرهنگ ، لباس ، زبان ، توانمنديها، معدن و پروژه هايش چيست.

گزارشگر:

همين بحث شهرستانها كه اشاره كرديد نكته خيلي مهمي است. سفرهاي استاني جنابعالي ابتكار خيلي جالبي بود. خيليها اين را به عنوان يك حركت مثبت نگاه مي كنند كه از نزديك دولتمردان ما آشنا مي شوند، منتها بحث اين است كه چقدر دولت مي تواند اين مصوباتي را كه داشته را اجرايي كند. آيا اين نوعي تحريك مطالبات مردم به شما نمي رود؟

رئيس جمهور:

ببينيد اين سفرها سه چهار تا دستاورد دارد. البته به شما بگويم اين سفرها براي دولت كار خيلي سنگيني است .واقعاً سنگين است. واقعاً در يك سفر ما 40 ساعت در هلي كوپتر هستيم. خيلي سخت است. حالا اين خلبانهاي ما چه مي كشند، واقعاً خدا ان شاء الله هميشه يارشان باشد و به آنها آرامش و اطمينان بدهد. براي دولت اين سفرها خيلي سنگين است اما لازم است .

ايران يك تن واحد است. همه جاي ايران، ايران است. هر ايراني هر جا زندگي مي كند. عزيز، است، حق حيات دارد و اگر ما مي خواهيم پيشرفت واقعي كنيم، بايد به همه اين حق را بدهيم . دولت مال همه است و اتفاقاً اگر بخواهيم تهران و شهرهاي بزرگ هم آباد بشود بايد به آنجاها برسيم ، چون مشكل تهران به خاطر عقب افتادگي آنجا ها است.

گزارشگر:

يعني توسعه متوازن بايد باشد.

رئيس جمهور:

بله هماهنگ بايد باشد و استعدادها شكوفا باشد. ما از كجاها مي دانيم هزاران دانشمند در همين شهرهاي كوچكي كه ما مي رويم نيستند. اين جوانهايي كه الان امكان تحصيل بالا ندارند. هست. دانشمند هستند. البته به تهران و جاهاي ديگر هم بايد برسيم. نمي گويم نرسيم. مي خواهم بگويم بايد به همه جا برسيم. اين يك و دوم وحدت و همبستگي ملي بايد ايجاد كنيم. هر ايراني بايد بداند مال ايران است و مورد توجه است. مال دولت است . دولت مال او هم است. دولت مال خاش، مريوان ، بهبهان ، شيروان و همه جا است. بايد اين را لمس كند.

ويژگي ديگر آن اين است كه دولت ديگر چشم بسته تصميم نمي گيرد براساس گزارشها و آمارها . تصوير كشور در ذهن مديران تصويري روشن است. اين به تصميم گيري درست كمك مي كند. نه اينكه تصميم بگيريم، هدف گذاري روي كاغذ خوب است، هدف اين تصميم اين است، اما در عمل مي بينيم برعكس آن تبديل شده است. براي اينكه واقعيات را نمي دانيم، اگر واقعيات را بدانيم تصميمات درستي مي شود. اين هم ويژگي بعدي آن.

ويژگي ديگر آن اين است كه در سيستم دولتي تحول ايجاد مي كند. بعضيها فكر مي كنند كه سيستم اداري ما كه منحصر به ما هم نيست، اين بوروكراسي اقتباسي از دنياي غرب در همه كشورها مشكل است. در كل آسيا مشكل است. من نمي خواهم عدد بگويم. در يك كشور آسيايي 300 هزار كارمند اداري به خاطر فساد اداري در سال قبل جريمه شده اند. اين بوروكراسي اقتباسي دارد و مشكل است. بعضيها خيال مي كنند شما در تهران قدم بزن و راحت باش. در ساختمان كليد را بزن مثل اين دو مينو يكي را بنداز خودش تا ته مي رود. اين نيست . يا يك كليد را بزن مثل كامپيوتر همه چيز پردازش بشود. واقعاً نيست . بايد اين سيستم را تكان بدهيم. نه اينكه آدمها بد است، آدمها خوب هستند. ساختارها مشكل دارد. دولت وقتي مي رود يك تحرك، نظارت، درخواست و مطالبه. شما الان در استانها برويد ببينيد چه نشاطي است. همه دارند كار مي كنند . اين خيلي به نفع كشور است.

اما مي گويند شما به مطالبات دامن مي زنيد، نه. ما به مطالبات دامن نمي زنيم. يعني چه به مطالبات دامن مي زنيد. اين نيازي است كه آنجا هست ديگر. تا ما آن نياز را برطرف نكنيم، آن منطقه رشد نمي كند.

گزارشگر:

مي گويند اين نياز بايد تدريجي برطرف بشود.

رئيس جمهور:

ما هم در قالب توانمنديهايمان به مردم قول مي دهيم. مردم هم اين را مي دانند. يعني واقعاً ما نرسيده ايم به استاني كه مردم بگويند فلاني تمام رزوهاي تاريخي ما را برآورده ساز، نه ، مردم ما خيلي مردم فهيمي هستند. ما در هر سفري كه مي رويم مي گوييم آقا ما اين پنج مورد را مي توانيم براي اين شهرستان انجام بدهيم. در اين شهرستان اين سه تا و در يكي مي گوييم اين چهار تا و اينها شناخته شده است و البته ما طبقه بندي داريم، يك عده از آنها فوري انجام مي شود، يك عده در همين سال ، يك عده هم در قانون بودجه مي رود و يك عده هم بايد برود مطالعه بشود. اما تكليف دولت معلوم و تكليف مردم هم معلوم است. بعد منابع دولت هدفمند مي شود. بالاخره ما الان منابع و رديفهاي مستقلي داريم كه دولت در طول سال تصميم مي گيرد، خب ما اين را مي بريم بهترين جاي آن هزينه مي كنيم، بيشترين بازدهي را به ما مي دهد.

البته از اول مخالفين داشته ايم. خيليها هم مي گفتند كه ما مخالفيم . اول مي گفتند چقدر هزينه روي دست مردم مي گذاريد؟ چه هزينه اي

مي گذارد؟ خلاصه رئيس جمهور، وزير بايد برود يا نبايد برود. خب اين كه

مي رود خرج دارد. بايد هواپيما سوار شود، برود و بيايد. بعد آمدند گفتند آقا مطالبات مردم را دامن مي زنيد. مردم روستا به ما مي گويند آقا آب به ما بده. اين مطالبه خيلي مطالبة بالايي است؟ مردم روستا مي گويند اين راه ما را درست كن. مثال مي گوييم يا ما آب آشاميدني نداريم. دولت بايد آب آشاميدني بدهد.اگر ما به اينها توجه نكنيم، بعد جهتگيريهاي بودجه در جاهاي خاصي مي رود، پانزده سال مي گذرد مي بينيم عجب فاصله اي در كشور درست شده است، بعد خانه در تهران در بعضي جاها متري چند ميليون مي شود اين پول كاذب است، ارزش واقعي اش اين نيست. اين ثروتي است كه بايد مي رفت در اقتصاد مي چرخيد، چون زير ساختها آماده نشده آمده اينجا انباشته شده است. مسكن سرمايه شده. خب خوب است اين الان فرهنگ ما ايرانيها است. اما بايد سرمايه بشود محل زندگي و همه بتوانند مسكن درست كنند، اما نمي توانند. چرا؟ چون آن سرمايه اي كه بايد مي رفته زير ساخت درست مي كرده تا آن طرف آنجا كار كند، توليد كند و براي خودش صاحب خانه بشود، اين سرمايه آمده يك جاي ديگري رفته است و نه آن مي تواند صاحب خانه شود و نه اين پول در اقتصاد ما چرخيده است.

به هر جهت يك ابتكار است و واقعاً به بدنة دولت فشار مي آورد. من خيلي وقتها شرمندة همكارانم هستم بعد اينجا پيگيريها آنها. ما يك سفر مي رويم قبلش چقدر كار مي كنند بعدش تازه كار شروع مي شود. ما الان تقريباً همان پرداختي را داشتيم اما كار عمراني ما امسال دو برابر است و اين اتفاق مهمي است.

گزارشگر:

آقاي رئيس جمهور شما بالاخره اسامي مفسدان اقتصادي را مي خواهيد اعلام بكنيد يا نه؟ شما در سفرهايتان به خصوص گاهي سربسته از بعضيها اسم مي بريد. ستاد مبارزه با مفاسد اقتصادي كه عملاً تعطيل شده و كار نمي كند . آيا شما همچنان همان طور پرشور و پر حرارت دنبال عدالت هستيد يا اينكه فشارها و بالاخره الزامات دولتمردي شما را هم محافظه كار كرده؟ اصلاً نمي خواهم حرفهايي بزنيد كه خداي نكرده همان سرمايه گذارها و آنهايي كه ابراز علاقه مندي كردند بترسند و نخواهند كار بكنند. آنهايي كه واقعاً فساد كرده اند.

رئيس‌جمهور:

آن كسي كه واقعاً مي خواهد كار كند از اين حرفها نمي ترسد. چرا بايد بترسد؟ مي گويند كسي كه نترسيده و كار خلاف نكرده از محاسبه كه باكي ندارد. اين حرف درستي است و واقعاً ملت ما اكثراً پاك هستند. يك عده قليلي هستند كه متخلف هستند. البته سازمان پيدا كرده اند و در اين ده پانزده سال همديگر را پيدا كرده اند و در حكومت براي خودشان ردپا و راهكار درست كرده اند، مقررات ياد گرفته اند و همديگر را پشتيباني مي‌كنند و اين بد است. ببينيد هر روز كه مي گذرد ما نسبت به عدالت واقعاً پايبندتر مي شويم براي اينكه هر چه مي گذرد مي بينيم عجب حقيقت و هديه الهي است. اگر اين نباشد چيزي وجود ندارد و اصلاً امكان پيشرفت كشور نيست. ما اين را بايد دنبال كنيم. البته بخشي از عدالت مبارزه با مفاسد است. در درون سيستم دولت ما داريم قدم به قدم با آيين‌نامه ها و مقررات، راه گريزها و تخلفها را مي بنديم و نظارتها را تشديد مي كنيم، نه اينكه حالا آن گوشه كنار تخلفات جزئي نيست، هنوز ما آن را صفر نكرده ايم ولي به لحاظ ساختارها داريم راهها را همين طور مي بنديم و جلو مي رويم. بدانيد كه مبارزة اصلي اين است.

يك بخش هم تخلفاتي است كه اتفاق مي افتد. يك سري قبلاً اتفاق افتاده و پرونده هايي است در دادگاه كه بايد رسيدگي كنند و بخشي هم رسيدگي كرده اند اما تخلفاتي كه الان مي خواهد شكل پيدا كند ما برخورد قاطع مي‌كنيم، ديديد كه برخورد كرديم و اسمهايشان هم اعلام شد. البته موانع هست. بدانيد اجراي عدالت سخت ترين مرحلة كار ماست. موانع هست. اصلاً ما مخالف ثروتمند بودن كسي نيستيم.

گزارشگر:

آقاي دكتر حقيقتاً مخالف نيستيد؟

رئيس‌جمهور:

براي چه بايد مخالف باشيم؟ ما مخالف تبعيض هستيم. ما با

سرمايه گذارها، صنعتگران و كشاورزها و اصناف جلسة كاري مي گذاريم و چند ساعت مي نشينيم حرف مي زنيم. شما ببينيد اين رشد جهشي صادرات غيرنفتي مال چيست. يك قسمت كمي مال پتروشيمي است. اما بقيه اش را خود مردم برده اند ديگر. چرا برده اند؟ ما چندين جلسه با تشكلهاي صادركننده [داشتيم] و گفتيم مشكل چيست. به ما گفتند اين سه مشكل هست.نتوانسته ايم همه اش را هم برطرف كنيم. مثلاً پنج مشكل را گفتند سه مشكل را برطرف كرديم و دو مشكل را هم داريم دنبال مي كنيم. اما مي ديدند مثل اينكه ما درست مي گوييم و واقعاً مي خواهيم اين كار بشود. الان بسياري از اين سفرها ما مي رويم، از بخش خصوصي آنجا

مي آيند و رابطه را برقرار مي كنند و آنجا سرمايه گذاري مي كنند و براي اولين بار در اين دولت در بودجه 1384ما سه ميليارد دلار به مجلس پيشنهاد داديم و از ذخيرة ارزي به بانكهاي تخصصي آورديم و گفتيم اين براي سرمايه گذاري بخش خصوصي در خارج و داخل. اين براي اولين بار اتفاق افتاد يا سرمايه گذاري مردمي. ما با اينكه كسي پول داشته باشد، مخالف نيستيم اما اينكه يك نفر به خاطر ارتباطاتش و برخلاف قوانين، حالا يك موقعي ارتباطات و قانون هست، اين باز جرم كمتر است، چون وقتي قانون هست، بايد براي همه باشد، نه براساس ارتباط، براي همه. برخلاف قانون، با ارتباطات نه يك ميليون و دو ميليون، مي آيد بيش از هزار ميليارد تومان از منابع پول مي گيرد. اين براي مردم قابل تحمل نيست. چرا بايد اين باشد؟ شما هم برو از مسير قانوني اش هر چه مي تواني بگير. اما غيرقانوني مي روي و مي گيري، اين تخلف است ديگر، سؤاستفاده است و دولت بايد جلو آن ايستد. اما وقتي مي ايستيم فشار مي آيد. من ديدم يك فرد محترمي سه ماه قبل از همين ماجرايي كه من اعلام كردم گفته بود آقا چرا اسامي را اعلام نمي كنيد؟ چرا برخورد نمي كنيد؟ تيتر يك، بعد كه من آدم گفتم آقا فردي هست با اين مشخصات و اين كار شده و كار را توضيح دادم همان آقا گفت آقا! شما فضاي سرمايه گذاري را داريد خراب مي كنيد، ضد سرمايه گذاري و … ما نه به آن حرف قبلي شان گوش داديم و نه به همين حرف بعدي، دقت كنيد، نه آنجا كه گفته توليدكننده هاي ميوه له شده اند گوش داديم و نه به آن حرفش كه مي گويد مردم از گراني [مردند].

ما بايد واقعيت را ببينيم. واقعاً به نفع مردم و كشور تصميم بگيريم. كشور را هم مردم بايد اداره كنند و اين اعتقاد ماست كه مردم بايد اقتصاد را اداره كنند. دولت تلاش دارد باز كند و باز به شما مي گويم اين جزو افتخارات اين دولت است كه در سوداي اقتصاد اتفاقاً پافشاري خود من بود، تصويب و ابلاغ كرديم، شركتهاي دولتي نمي توانند سرمايه گذاري كنند، مگر در مواردي خاص با تصميم شوراي اقتصاد. اين واقعاً تصميم بزرگي بود چون شركتهاي دولتي درآمد كسب مي كنند و دوباره همان جا مي گذارند.

گزارشگر:

اين رشدي كه در بودجة 86 براي آنها ديده ايد جاري است؟

رئيس‌جمهور:

رشد فعاليتهايشان است نه توسعة سرمايه گذاري. دقت كنيد توسعه را به بخش خصوصي مي دهند. رشد فعاليت است، طرف صد ماشين

مي ساخته و الان مي خواهد دويست ماشين بسازد. دويست ماشين بسازد، عيب ندارد.

اما كارخانه ات را مي خواهي بزرگ كني، سرمايه گذاري جديد، برو به بخش خصوصي و مردم و به مردم اجازه بدهيد و سودي كه از آنها

مي گيريم، ماليات را بالا برديم و داخل بودجه آورديم و براي

سرمايه گذاري بخش خصوصي يارانه كرديم. و اولين دولتي است كه

ريشه هاي عدم سرمايه گذاري را شناخته است كه سود بالاي بانكي است. ديگران هم گفتند، اما عمل كرديم. براي اينكه به اين اعتقاد داريم و باز هم اين كار را خواهيم كرد. البته تبليغاتي منفي كردند، ما سودي را كه به مردم مي دهيم پايين نياورديم. من ديدم يك كسي اجاره خانه را بالا برده و گفته آقا سود بانكي پايين آمده است. سود بانكي وقتي دولت و بانكها

مي خواهند از مردم بگيرند، آن را پايين آورده ايم، نه وقتي كه مي خواهند بدهند. اين هم يك اطلاع رساني غلطي بود كه ...

گزارشگر:

[...]

رئيس‌ جمهور:

.... اين را ديدم. اين البته حرف خوبي نبود براي اينكه كساني كه الان مقابل اين دولت در سطح جهاني هستند، از اين سوء استفاده كردند كه آقا اين دولت پايگاه ندارد، اين حرف خوبي نبود، واقعي هم نبود. ببينيد، دولتهاي قبلي بلافاصله بعد از اينكه دولت تشكيل شده هر كدام براي خودشان يك حزب درست كردند.گرچه قبلش هم مورد حمايت احزاب بودند.

اين دولت مورد حمايت احزاب نبود. دولت مردم، از متن مردم جوشيد يعني خود مردم تصميم گرفتند و به يك تصميم واحد رسيدند و يك دولتي را سر كار آوردند.

شايد به اين تعبير بشود گفت كه مردمي ترين دولت بود. چون مردم خودشان حالا با يك احساسي به يك تصميم واحد رسيده اند و يك انتخاب كردند. تقريباً هيچ حزبي قبل از انتخابات از اين دولت حمايت نكردند. بعد از انتخابات هم تقريباً همين طور بود. دولتهاي قبل هر كدام يك حزب درست كردند؛ حزب رسمي. معلوم بود، حزب درست كردند و رسماً مورد حمايت رئيس دولت هم بودند.

رسماً هم در فشار به دستگاههاي نظارتي و انتخاباتي و درون سيستمي و هم در تبليغات. اما اين دولت هيچ حزبي درست نكرد. نه اينكه ما

مي گوييم حزب نباشد. بعضيها مي گويند فلاني مخالف حزب است. نه،

گزارشگر:

مثل همان بحث خصوصي سازي.

رئيس‌ جمهور:

اما ما حزب درست نمي كنيم؛ يعني قبول نداريم كه از امكاناتي كه مردم در اختيار ما قرار داده اند، ما از اين امكانات براي دوام اين اختيارات استفاده كنيم. اين غلط است. ما بايد از اين امكانات براي خدمت استفاده كنيم.

اما اينكه فرموديد، در انتخابات يك گروه آمدند، نه چند گروه آمدند. من ديدم چندين گروه آمدند و همه مي گفتند ما طرفدار دولتيم در اكثر استانها همين طور بود. مثلاً در خوزستان رفتيم، آوردند، گفتند ببينيد سه گروه آمدند و نه كانديد، ده كانديد دادند، يك كانديد مشترك است. اينها نوشته اند ما طرفدار دولتيم در همين تهران. خب، شما ديديد آقاي مهندس چمران كه رأي اول است، در شورا بود رسماً اعلام كرد كه من در صدر طرفداران دولتم و حتي با عكسهاي ايشان عكسهاي من را چاپ و پخش كردند، نه اينكه آقاي چمران چاپ كرد، ولي بالاخره طرفداران ايشان چاپ كردند. كساني ديگري بودند كه الان رأي مي آوردند و همين كار را كردند.

چند گروه هم بودند كه رسماً مي گفتند حاميان دولت هستند.

ليست هايشان با هم متفاوت است. دولت واقعاً دخالتي نكرد. اين انتخابات باز بود و ديديد كه اصلاً آزادترين انتخابات بود و يك علت اصلي اش اين بود كه دولت مطلقاً سعي نكرد در روند انتخابات تأثير بگذارد. تنها انتخاباتي بود كه رئيس جمهور سعي نكرد به مردم بگويد چه كار كنيد. شما بياوريد ببينيد، هيچ من نه سخنراني، نه مصاحبه اي، حتي يك جايي نگفته ام مردم به چه كساني رأي بدهيد. اين ويژگيها را داشته باشند و اين جوري باشند. كلي بله.

مردم شركت كنيد و چه باشيد. شوراها در خدمت مردم باشند. وارد كارهاي سياسي نشوند، تخلف نكنند.

اما حرفهايي كه بيايد كنار يك گروهي بايستد كه مردم بگويند اين پس اين طوري است، ما مطلقاَ به اين كار اعتقاد نداشتيم. همين‌ها عمل كردند. اما اين كه خواهر اينجانب شركت كرد، خب ايشان هم يك انسان است، تشخيص مي‌دهد، حق دارد برود و براي زندگي اش تصميم بگيرد. او هم انساني است، مدير بوده، تشخيص اين بوده كه مي تواند در اينجا موفق بشود و به مردم خدمت كند. رفته وشركت كرده است، دولت هيچ پشتيباني‌اي نكرده است، نه پشتيباني اداري و نه پشتيباني ريالي ونه پشتيباني سياسي، والا مي‌شد، ما قبلاً مي‌ديديم به صراحت يك سيگنالهايي داده مي‌شد كه آقا بالاخره ما به هم پيوسته‌ايم. همين كه گروههاي متعددي گفتند ما طرفدار دولتيم، همين بهترين سند است كه دولت مطلقاً

گزارشگر:

شما مايل نيستيد در آينده هم حزبي تشكيل بدهيد؟

رئيس‌جمهور:

ما دنبال حزب نيستيم و اصلاَ وقت حزب را نداريم ما آمده‌ايم كار كنيم و بگذاريد يك گروه هم كار كنند، حالا يك عده بروند و حزب درست كنند، يك عده هم بالاخره بايد براي اين كشور كار كنند ما فكر مي‌كنيم كه ما براي مردميم. مردم ما را اينجا آورده‌اند واز اين ثانيه‌ها براي كار استفاده كنيم. اين وظيفه ماست. تشخيص هم با مردم است. تجربه هم نشان داده ملت ايران صلاح خودشان را خوب تشخيص مي‌دهند.

گزارشگر :

با واژه هايي كه گاهي در مورد شخص جنابعالي يا همكاران دولت تان به كار برده مي شود، حتماً آشنايي داريد، مثلاً رفتارهاي شتابزده، تصميمات احساسي و هيجاني يا عباراتي مثل كارهاي غير علمي و رفتارهاي غيرمنطقي و اين جور عباراتي كه استفاده مي شود. حقيقتاً شما به استفاده از نخبگان، تصميمات علمي و كارشناسي و رويه هاي حكومت داري علمي قائل هستيد يا نه و نخبگان و كساني كه در حوزه هاي مختلف دانش مديريتي بالا دارند، در دولت و جمع همكاران شما چقدر جا دارند و چقدر حاضريد از كساني كه نگاههاي علمي دارند و صاحبنظر و انديشمند هستند، توصيه هايي به شما بكنند،‏ شما استفاده كنيد، نقد كنند و استفاده كنيد.

رئيس‌جمهور:

بحث خوبي را مطرح كرديد، منتها اين بحث مفصلي است. من دو سه جنبه اش را مي گويم، ان شاءالله بقية براي وقت ديگري بماند. ببينيد اولاً بنده خودم آدمي دانشگاهيم. بالاخره اگر ما بگوييم نخبگان،

احمدي نژاد يكي از اين نخبگان به حساب مي آيد و يك آدم دانشگاهي هستم و رياضيات و مهندسي خوانده ام و فهميده ام كه در زندگي چكار مي كنم. دولت فعلي به لحاظ كيفيت و سطح تحصيلات از همة دولتهاي قبلي بالاتر است، و بعد هم بدنة پشتش تا آن مقداري كه شكل گرفته است.

نكتة دوم اين كه اصولاً طيف دوستان امثال بنده طيف نخبگان هستند. ما اصلاً حتي اگر مي خواهيم موقعي به مهماني برويم، دوستان مان يا استاد دانشگاه يا مهندس يا دكتر هستند، معمولاً اين طوري است. طيف دوستان و مرتبطين معمولي اجتماعي ما نخبگان هستند. مي خواهم بگويم اصلاٌ سطح مراودات ما اين است‏، ضمن اينكه دولت خودش يك بدنة كارشناسي وسيع دارد‏، يك بدنة كارشناسي را هم ما شكل داده ايم؛ ارتباط با دانشگاهيان، متخصصان و ديگران. بعضيها فكر مي كنند كه فقط خودشان نخبه يا كارشناس هستند و مي گويند چون با ما مشورت نشده، پس اصلاً با هيچ كارشناسي مشورت نشده است. خب، اين تلقي اشتباهي است. ضمن اينكه نظرات آنها را از روزنامه ها جمع آوري مي كنند و به ما

مي دهند. امكان اينكه ما با همه هم مستقيماً صحبت كنيم، نيست. واقعاً نيست. ولي من مي بينم كه بعضيها مرتب اين را مي گويند. خب، ملاك اين چيست.

بعضيها فكر مي كنند اگر كسي توانست سريع تصميم بگيرد، اين تصميم لزوماً غير كارشناسي است. اين حرف هم علمي نيست. ما فكر مي كنيم مدير متخصص مديري است كه در حوزة مديريت خودش 95 ـ 90 درصد تصميمات را بايد به سرعت و عالمانه اتخاذ كند. يعني فهم كار را داشته باشد و بتواند تصميم بگيرد ولي مديري كه مي خواهد آب بخورد، سه گروه كارشناسي استخدام كند و سه سال مطالعه كنند و بعد هم آب را نخورد. حوزة اجرا كه اينها نيست. فرق آدم متخصص با غير متخصص اين است. متخصص اين است كه در 95-90 درصد بلافاصله علت را تشخيص بدهد و راه حل را بدهد و برود دنبالش، والا بايد همين طور مثل قطار دودي در دنيا حركت كنيم. اينكه نمي شود.

اينكه مي گوييم دولت تخصصي باشد، يعني بتواند سريع تصميم بگيرد. پنج درصد، هشت درصد، ده درصد هم بايد داخل چرخه هاي كارشناسي قوي تر برود. ضمن اينكه بسياري از موارد كشور ما در قانون و برنامه معلوم است و شما بايد بتوانيد تصميم بگيريد تا اجرا بشود. خيلي جاها بايد رفع گير كنيد. گاهي وقتها يك تصميم مي خواهد، يك جاهايي هم هست كه بايد مطالعات دقيق تر بشود. مثلاً مي خواهيد سهام عدالت را طراحي كنيد، ماهها مطالعه شده، شكلش، ساختارش، آدمهاي متعدد، گروههاي كارشناسي گوناگون . همين بنگاههاي كوچك، مجموعة ادبياتي كه تهيه شده، قوي ترين كار كارشناسي در كشور است. ساختاري كه طراحي شده، واقعاً كار شده، تجربيات گذشته، ساير كشورها، خب اينها كارشناسي شده و كار كرده اند و درآورده اند. بعد كليد را براي اجرا زده ايم. اما من نمي دانم اگر كسي سريع كار مي كند، لزوماً حتماً غير كارشناسي است.

اين را هم به شما بگويم، من زياد مي بينيم تيترها و حرفها و شعارهايي را مي گويند، اما مستند نيست. مقالاتي را مي بينيم، اما تعداد كمي از اين مقالات مستند است. ما دوست داريم نقد بشويم، يعني حقمان است كه نقد بشويم، اين حق ماست كه هم كمك كنند ما درست عمل كنيم. همه صادقانه كمك كنند، ما نه معصوميم و نه نعوذبالله بدون اشكاليم. ما

مي خواهيم كشور را بسازيم و نيت ما اين است كه سريع و درست بسازيم.

گزارشگر:

آقاي دكتر! «مردمي از جنس مردم» شعار شما در انتخابات اين بود. رئيس‌ جمهور:

البته من نگفتم، مردم خودشان گفتند. نه ستاد درست كرديم، نه تبليغات كرديم، مردم خودشان انجام دادند.

گزارشگر:

به هر صورت آيا اين اعتقاد را همچنان داريد يا نه، در كار اجرايي و جايگاه رئيس جمهور تصور مي كنيد كه مقداري فاصله گرفته ايد. همان آقاي

احمدي نژاد با پژو 504 در محلة نارمك هستيد يا نه؟

رئيس‌ جمهور:

الان كه نمي گذارند ما آن پژو را سوار شويم. گذاشته ايم همان جا و نگاهش مي كنيم و نمايشگاه شده است.

من فكرمي كنم، البته ممكن است بعضيها تعبير ديگري كنند. خيلي وقتها ما مي آييم در همين جلساتي كه شما هستيد و ديگران، وقتي مجري جلسه، آن وقت آقاي حيدري بود، گفت ما خير مقدم عرض مي كنيم به رئيس جمهور عزيز و محترم، من فكر مي كردم پشت سر ما مي گويند. ما كه خادم مردم هستيم. اصلاً اين عناوين به لطف خدا نه در روابط خانوادگي ما و... تأثير نداشته است. ما در مسافرتهاي استاني داخل مردم

مي رويم. البته خيلي وقتها تا دوازده و نيم و يك اينجا هستيم و نمي رسيم به خانة نارمك برويم. همين جا يك جايي هست كه قسمت ما هم در اين دنيا، خانه هاي قديمي و با 40 ـ 50 سال ساخت است. آنجا هم كه

مي رويم؛ شب همان جا مردم مي آيند، هستيم، صبح كه مي خواهند بيايند، هستيم. ارتباطات همين طوري است. داريم زندگي مان را مي كنيم. به لحاظ شخصي زندگي مان را مي كنيم، ولي كمتر به خانواده مي رسيم، چون بالاخره الان مسافرتها و ...

گزارشگر:

ما اينجا از خانواده شما عذرخواهي مي كنيم كه تا اين موقع شب شما را نگه داشته ايم.

رئيس‌ جمهور:

ان شاء الله عزيز و موفق باشيد مردم ما هم عزيز باشند. كشور بحمدالله به سرعت رو به جلو است.

گزارشگر:

آقاي دكتر قرار بعدي مان كي باشد؟

رئيس‌ جمهور:

هر موقع شما بگوييد.

گزارشگر:

دو ماه ديگر خوب است؟

رئيس‌ جمهور:

شما خودتان ببينيد، بالاخره من برنامه شما را مي بينيم، بسياري از مردم پيام مي دهند و مسائل و ابعاد آن را مي گويند. شما خودتان جمع بندي كنيد با بچه هايي كه آنجا هستند. هر موقع ديديد ضرورت هست، بگوييد الان سي سؤال درست شده و ضرورت هست.

گزارشگر:

الان خيلي خوب شده، بعد از تأكيد شما، آقايان وزرا مرتب به برنامه مي آيند و سؤال و جواب هست و گزارش مي دهند. اين خيلي خوب است. ولي قرار سه ماه بعدمان هم ... .

رئيس‌ جمهور:

هر وقت شما مي بينيد كه لازم است و مثلاً اين 20 سؤال هست، ما در خدمتتان هستيم.



 

شناسه خبر: 5706  

- مصاحبه ها