
مصاحبه اختصاصي با مجله تايمز
گزارشگر:
از محبت جنابعالي تشكر مي كنم كه باز هم لطف فرموديد تا مصاحبة ديگري با مجلة تايمز داشته باشيد. و باز تشكر مي كنم از اينكه وقتتان را براي مصاحبه مجدد به ما اختصاص داديد. بعد از اولين مصاحبه اي كه ما داشتيم در مورد اينكه شما داراي چه پيشينه و سابقه اي هستيد، اگر [ممكن است] در مورد خودتان، دوران جواني تان و موقعي كه در ايران بوديد و اينكه چه كارهايي مي كرديد، توضيح بدهيد.
رئيس جمهور:
بسم الله الرحمن الرحيم. من به خوانندگان شما سلام عرض مي كنم و براي همه از خدا سلامتي، موفقيت و تلاش در راه انجام كارهاي نيك را مسئلت مي كنم. من هم فردي مثل بقيه ايرانيها هستم؛ مثل همة جوانهاي ايراني. ملت ايران ملتي با نشاط است، علاقه مند به علم و پيشرفت، بسيار مهربان و عاطفي و براي همة ملتها صلح، پيشرفت و سلامت مي خواهد. جوانهاي ايراني همان موقع كه درس مي خوانند ورزش هم مي كنند. به مسائل كشورشان فكر مي كنند و خودشان را براي اينكه در جهت پيشرفت كشورشان تلاش كنند آماده مي كنند. من نيز هم مدرسه رفته ام، هم دانشجو بوده ام و الان هم كه در دانشگاه هستم و هنوز هم شغل اصلي ام در دانشگاه است.
گزارشگر:
يعني تدريس مي فرماييد؟
رئيس جمهور:
همين طور است.
گزارشگر:
شما تدريس را دوست داريد؟
رئيس جمهور:
شغل اصلي ام همين است.
گزارشگر:
ببخشيد كه سؤالهاي خصوصي از شما مي پرسم. شما در دوران كودكي و جواني از خانوادة خوبي برخوردار بوده ايد؟
رئيس جمهور:
منظورتان از خانوادة خوب چيست؟
گزارشگر:
مثلاً پدرتان شغل خوبي داشت و قادر بود به عنوان رئيس خانواده، خانواده را خوب اداره بكند؟
رئيس جمهور:
بله. ما يك خانوادة بسيار صميمي بوديم و همه همديگر را دوست داشتيم. خانواده اي كاملاً همبسته بوديم و احترامات متناسب با آيين و سنتهاي ايراني كاملاً برقرار بود. البته شغل پدرم همراه با سختي بود. براي اينكه كارش ساختن در و پنجره و ساختمانهاي فلزي بود. اما خانواده، خانواده اي خيلي صميمي و مستحكم بود؛ مثل اغلب خانواده هاي ايراني.
گزارشگر:
من شنيدم كه شما خيلي به ورزش علاقه داريد و خوب فوتبال بازي مي كنيد.
رئيس جمهور:
بازي مي كردم. الان كه شما نمي گذاريد. مرتب مصاحبه و ... نمي گذاريد.
گزارشگر:
شما الان فرصت براي بازي نداريد؟
رئيس جمهور:
خيلي كم.
گزارشگر:
آن طور كه در دانشگاه به من گفتند، موقعي كه شما شهردار بوديد، به دانشگاه مي رفتيد و بازي مي كرديد.
رئيس جمهور:
بله همين طور است.
گزارشگر:
چه عوامل يا عاملي باعث شد كه شما به سمت سياست و ديدگاههاي سياسي برويد. آيا تجربيات جناب عالي به عنوان استاد يا فرد مسلمان يا فرد نظامي يا به عنوان عضو بسيج و ... سبب شد؟ چه عاملي باعث شد كه جناب عالي ديدگاههاي سياسي پيدا كنيد.
رئيسجمهور:
من هيچوقت يك فرد نظامي نبودهام. فقط در دوران دفاع مقدس و جنگ تحميلي كه صدام با حمايت قدرتهاي غربي به ما تحميل كرد، مدتي مثل بقيه جوانهاي ايراني به صورت دواطلب در دفاع شركت كردم. اما سياست جزء زندگي است. همه بايد نسبت به سرنوشت همه و ملي حساس باشيم. من از زمان حكومت ديكتاتور وابسته به غرب در ايران وارد سياست شدم؛ از وقتي كه دانشجو بودم تا الان هم ادامه دارد. همه بايد نسبت به مسائل جامعه حساس و مسئول باشيم.
گزارشگر:
فرموديد در دوران دانشجويي چگونه درگير مسائل سياسي شديد؟
رئيسجمهور:
بالاخره نسبت به سرنوشت كشور حساس بوديم و ميديديم ديگران دارند براي ملت ما تصميم ميگيرند و منافع ملت ما تحت سلطة غريبههاست.
گزارشگر:
آمريكا ديگر؟
رئيسجمهور:
مثل آمريكا. ما به آزادي علاقهمند بوديم و علاقهمند بوديم كه خودمان سرنوشتمان را تعيين كنيم. و ميخواستيم در كشورمان عدالت برپا شود و ميخواستيم كاملاً مستقل باشيم و خودمان براي خودمان تصميم بگيريم.
گزارشگر:
موقعي كه جنابعالي به عنوان رئيسجمهور انتخاب شديد برخي از آنهايي كه به عنوان گروگان در سفارت آمريكا بودند، ميگفتند به خاطر دارند كه شما آنجا بوديد و جناب عالي هم مطالبي را فرموديد. داستان اين مطالب اصلاً چه بوده است.
رئيسجمهور:
يادتان هست من چه گفتم؟
گزارشگر:
به نظرم فكر ميكنم كه جنابعالي فرموديد كه شما اصلاً در اشغال سفارت دخالت نداشتيد؟
رئيسجمهور:
روزي كه سفارت اشغال شد، من هنوز ريش نداشتم، اما آن عكسي كه آنها انداخته بودند ريشهاي بلندي داشت. آن عكس اقلاً 15 سال بزرگتر از سن من در آن زمان بود.
گزارشگر:
شما اصلاً آنجا نبوديد؟
رئيسجمهور:
بله، آن روز من آنجا نبودم.
گزارشگر:
در آن دوراني كه بحران گروگانگيري بود، شما به چه كاري مشغول بوديد.
رئيسجمهور:
من مثل بقيه دانشجوها دانشجو بودم.
گزارشگر:
فعاليتهاي سياسي هم داشتيد؟
رئيسجمهور:
بله. آن موقع خيلي كارها بود. تمام كشور هيجان و كارهاي سياسي بود.
گزارشگر:
اما هنوز به مسئله سفارت آمريكا به عنوان يك مسئله بحران اشاره ميشود. آيا شما مخالف آن هستيد يا نه؟ نظري در اين مورد داريد.
رئيسجمهور:
فكر ميكنم بررسي اين نيازمند گفتگوي مستقلي است. و فكر ميكنم اين عكسالعمل طبيعي ملت ما بود. چون ما قبل از پيروزي انقلاب يك حكومت وابسته به غرب داشتيم كه در مقابل ملت بسيار خشن بود. زندانها از زندانيها و شكنجه پر بود. اكثريت ملت در فقر به سر ميبردند و منافع و معادن ملت ما به سمت بيرون از كشور سرازير بود.
ملت ما انقلاب كرد؛ انقلاب مردمي و آرام. به خيابانها آمد و خواسته خودش را گفت. اين حداقل حقوق انساني است. اما با مسلسلها و تانكها مواجه شد و متأسفانه با حكومتي مواجه شد كه مورد حمايت آمريكا و كشورهاي اروپايي بود. آن حكومت مردم را ميكشت و دولتهاي آمريكايي و اروپايي هم از او حمايت ميكردند. در حالي كه شعار آزادي، دموكراسي و حقوق بشر ميدادند. انتظار ملت ما اين بود كه بعد از پيروزي اگر مورد حمايت اين دولتها قرار نميگيرد، از طرف آنها مزاحمتي هم برايش ايجاد نشود.
امام بزرگوار ما اعلام كردند كه ما تمام گذشتهها را فراموش ميكنيم. ايشان گفتند كه ما ميخواهيم با همه كشورهاي دنيا غير از رژيم آپارتايدي آفريقاي جنوبي و رژيم صهيونيستي ارتباط دوستانه داشته باشيم. اما متأسفانه دولت آمريكا و برخي از دولتهاي اروپايي به جاي استفاده از اين فرصت تاريخي و دوستي با ملت ايران، در مقابل ملت ما ايستادند.
مردم هر روز با يك توطئه مواجه شدند كه عليه خواستهها، استقلال، انقلاب و رهبر محبوب آنها شكل ميگرفت. وقتي ملت ما بررسي كرد ديد ريشه بسياري از اينها به سفارت آمريكا برميگردد.
ملتي تنها، ملتي كه هيچ رسانهاي در اختيار نداشت، تمام رسانهها وابسته به دولت آمريكا و صهيونيستها عليه اين ملت، و ملتي صلحطلب را به خاطر آزاديخواهي، استبدادي معرفي كرد. خب ملت ما بايد چه ميكردند؟ بايد طوري صدايشان را به دنيا ميرساندند. قطعاً اين ارتباطي به ملت آمريكا ندارد. چون ما مطمئنيم مردم آمريكا نقشي در جنايتهاي رژيم شاه و حمايتهاي دولت آمريكا از اين جنايت نداشتند. يك عكسالعمل طبيعي بود.
گزارشگر:
من نميخواهم با ارائه سئوالاتم به صورت چكشي با مسائل برخورد كنم. فقط بر ميگردم به اينكه اگر ما 25 سال پيش را مورد مطالعه قرار بدهيم، آن زمان دولت آمريكا گفت كه ايران با اين كار مشكلاتي را براي دولت آمريكا آفريده (منظور بحران گروگانگيري است) حالا بعد از 25 سال شما از اين عملي كه انجام شد، پشيمان نيستيد و نميگوييد كه اگر اين اتفاق نميافتاد نوع روابط بهتر بود.
رئيسجمهور:
ما الان در 25 سال بعد هستيم و بايد به آينده فكر كنيم، نه به گذشته. من مطمئنم هر ملت آزادهاي در آن شرايط همان تصميم را ميگرفت. اين يك اعتراض آرام و صلحآميز است.
گزارشگر:
اخيراً جنابعالي نامهاي به ملت آمريكا نوشتيد. من ميخواهم بدانم چرا اين نامه را نوشتيد و ميخواستيد چه پيامي را انتقال بدهيد؟
رئيسجمهور:
شما آن نامه را خوانديد؟
گزارشگر:
بله، كپي آن را هم الان دارم.
رئيسجمهور:
دريافت شما به عنوان يك آمريكايي چه بود؟
گزارشگر:
شما هم ميخواهيد با من مصاحبه كنيد! من منتظر پاسخ شما هستم. فكر ميكنم، البته اين برداشت خودم است، يك نزديكي به مردم آمريكا و يك نوع خواست مذاكره با آمريكا و اينكه مردم آمريكا به مسائلي مثل مسئله فلسطين توجه داشته باشند، چون آنها كاملاً از واقعيتها آگاه نيستند و به گونهاي مردم آمريكا را ترغيب كنيد كه نفوذي در دولتشان داشته باشند كه دولتشان تغيير سياستهايي بدهد كه در دنيا و از جمله در ايران قابل قبول باشد.
رئيسجمهور:
نامة من اهداف گوناگون داشت. عدة زيادي از شهروندان آمريكايي در پيامها و نامههايي كه براي من فرستادند درخواست كردند كه من نقطه نظراتم را مستقيماً با مردم آمريكا در ميان بگذارم. بسياري از آنها گفتند كه دولت آمريكا اجازه نميدهد كه ما نقطه نظرات شما را به درستي دريافت كنيم. به زبانهاي گوناگون گفتهاند كه نوعي سانسور برقرار است و خواستند كه من مستقيم با آنها صحبت كنم. من هم مستقيم با آنها صحبت كردم.
هدف ديگر دادن هشداري به حاكمان در آمريكا بود. من فكر ميكنم آنها بايد از حوادث درس بگيرند. حوادث مهمي در دنيا دارد اتفاق ميافتد. آنها حق ندارند منافع مردم آمريكا را قرباني خواستههاي خودشان بكنند. من آنها را به راه راست دعوت كردهام. آنها ميتوانند رفتار بهتري داشته باشند.
هدف ديگر [ذكر] خطراتي بود كه ملت آمريكا را تهديد ميكند.رفتار دولت آمريكا به جايگاه دولت آمريكا به شدت آسيبزده است. امروز هيچ كشوري به دولت آمريكا به عنوان يك دوست نگاه نميكند. وقتي اسم دولت آمريكا ميآيد مردم معمولاً ياد جنگ، تجاوز و خونريزي ميافتند. و اين چيز خوبي نيست؛ يعني مردم آمريكا هزينه چيزي را ميدهند كه قبول ندارند. من مطمئنم مردم آمريكا اگر بدانند مالياتي كه ميدهند، در فلسطين و عراق به چه چيزي تبديل ميشود، رضايت نخواهد داد.
هدف ديگر برقراري يك گفتمان و گفتگو بين ملتهاست. اما همه اين اهداف در جهت صلح، برادري و دوستي است. ما از اين وضعيت دنيا ناراحتيم و روند را مثبت ارزيابي نميكنيم. گرچه معتقديم ملتها دارند بيدار ميشوند. اما از وضع موجود راضي نيستند. ما از اين جنگها و درگيريها بيزاريم. فكر ميكنيم با منطق ميشود مسائل را حل كرد.
گزارشگر:
ولي اين فقط به صورت يك مسئله براي افكار عمومي است كه اعلام كنيد ميخواهيد با آمريكا صحبت كنيد يا اينكه واقعاً ميخواهيد راجع به مسائلي به آنها مذاكره كنيد؟
رئيسجمهور:
من كه گفتم ما حساب مردم آمريكا را از دولت آمريكا جدا ميكنيم. دربارة دولت آمريكا موضوع فرق ميكند. من براي آقاي بوش نامه فرستادم و واقعاً ميخواستم ايشان رفتارشان را اصلاح كند. به نفع خود ايشان هم بود، ولي ظاهراً تأثيري نداشت.
گزارشگر:
كميته بيكر ـ هميلتون گزارشي در خصوص مسائل عراق ارائه كردند كه من فكر ميكنم جناب عالي حتماً آن را مطالعه كردهايد. آنها در گزارششان توصيهاي داشتند و از دولت آقاي بوش خواستند كه اين افتخار را داشته باشد كه با دولت ايران و جنابعالي مذاكره كند. اگر دولت آمريكا بخواهد با شما مذاكره كند، آيا شما حاضريد با آقاي بوش يا دولت ايشان مذاكره كنيد؟
رئيسجمهور:
مشكل امريكا در عراق چيز ديگري است. تا به ريشه مشكل توجه نكنند، مشكل حل نخواهد شد. ما فكر مي كنيم تصميم گيران امريكا بايد نگاه و رويكرد خودشان را به منطقه عوض كنند. آنها فقط به فكر منافع خودشان هستند و براي مردم منطقه هيچ ارزشي قائل نيستند. آنها بايد باور كنند كه مردم عراق هم انسان اند و آنها هم حق تعيين سرنوشت دارند، حق زندگي دارند، حق دارند از منابع خودشان خوب استفاده كنند. آنها سابقه تمدني و فرهنگي بسيار درخشاني دارند. دانشمندان و علما و ادباي فراواني دارند. امروز هم كه قانون اساسي دارند و هم مجلس دارند و هم دولت دارند. آنها خودشان مي توانند خودشان را اداره كنند. نياز به قيّم ندارند. من فكر مي كنم اگر نگاه مديران امريكايي عوض بشود، آن وقت راههايي براي حل مسئله پيدا خواهد شد. تا زماني كه اين نگاه عوض نشود، تغيير روشها و ابزار و ظواهر، مشكلي را حل نخواهد كرد. ما اگر مطمئن بشويم كه اين نگاهها عوض شده ، ما دلسوز مردم عراقيم.
گزارشگر:
آيا شما حاضريد با امريكا صحبت كنيد يا نه؟
رئيس جمهور:
به نظرم اگر سر فرصت بعداً پاسخ مرا مطالعه كنيد، جواب سؤال را دريافت مي كنيد. ما مي خواهيم مشكل را حل كنيم. نميخواهيم وقت بگذرانيم و نميخواهيم بازي سياسي كنيم. ما مي خواهيم واقعا حقوق مردم عراق به آنها برگردد.
گزارشگر:
درخصوص همين مسائل آيا حاضريد با آقاي بوش مذاكره كنيد، و نيز درخصوص مسائل هسته اي و فلسطين و …
رئيس جمهور:
قبلا در اين رابطه اظهار نظر كرده ايم. فكر مي كنم اگر دولت امريكا رفتارش را عوض كند، شرايط عوض خواهد شد. آن وقت گفتگو امكان پذير است. ما اميدواريم همه در مسير درست و انسان دوستي بيايند. به خاطر همين هم به آقاي بوش نامه دادم.
گزارشگر:
آيا اگر ايران و امريكا رابطه سياسي برقرار كنند، منافعي دارد؟ آيا به اين قضيه اميدوار هستيد؟
رئيس جمهور:
گفتم، به رفتار دولت امريكا بستگي دارد. ما حتي خواستيم كه پرواز مستقيم باشد كه مردم بتوانند راحت تردد كنند، پاسخ منفي بود.
دولت امريكا خودش را مالك دنيا ميداند و اشتباه ميكند. آنها بايد به فكر مردم خودشان باشند. آنها مي توانند براي مردمشان مفيد باشند، بدون اينكه به ديگران آسيب برسانند، يا بدون اينكه حقوق ديگران را پايمال كنند. فكر مي كنم بايد راهش را ياد بگيرند. نامه اي كه من دادم، براي نشان دادن همين راه بود.
گزارشگر:
آيا فكر مي كنيد كه نفوذ ايران در منطقه و كل دنيا نسبت به گذشته بيشتر شده است؟ به خاطر اينكه جنابعالي در نامهتان به مردم آمريكا نوشته بوديد كه قدرت امريكا به خاطر سياستهايش دارد رو به ضعف مي رود.
رئيس جمهور:
نگاه ما به مسائل جهان موازنه قدرت نيست، نگاه انساني است. ما دنبال نفوذ يا سلطه نيستيم. ما براي همه انسانها و ملتها احترام قائليم و فكر ميكنيم با همه مي توانيم در دوستي و برادري زندگي كنيم. نيازي به نفوذ و سلطه نيست. البته به لحاظ فرهنگي از اصولي دفاع مي كنيم ، اصولي نظير ارزشهاي انساني، كرامت انسانها، حقوق اساسي انسانها، صلح و برادري.
گزارشگر:
اخيرا كنفرانسي در تهران برگزار شد تحت عنوان هولوكاست، جنابعالي مطلع هستيد به دلايل مختلف ايران به خاطر اين كار مورد انتقاد قرار گرفت. چرا مثلا ايران مبتكر برگزاري يك كنفرانس تحت عنوان كنفرانس صلح نمي شود، كه از طرفهاي اسرائيلي و فلسطيني و … بيايند و با هم صحبت كنند.
رئيس جمهور:
اتفاقاً اين كنفرانس كاملاً در جهت صلح بود. براي اين كه شصت سال است به بهانه هولوكاست مردم فلسطين دارند سركوب مي شوند. ما فكر مي كنيم اگر با مشكلات به طور ريشه اي برخورد نكنيم، مشكل حل نخواهد شد.
ريشه مشكل فلسطين كجاست؟ شصت سال قبل به بهانه هولوكاست رژيمي بر مردم منطقه تحميل شد. اگر موضوع هولوكاست روشن بشود مسئله حل خواهد شد. ما تعجب مي كنيم چرا برخي از سياستمداران اصرار دارند كه درباره هولوكاست صحبتي نشود. من دو سئوال مطرح كردم. گفتم اگر هولوكاست واقعيت است، چرا اجازه نميدهند كه درباره آن تحقيق بشود؟ ما اجازه مي دهيم كه دانشمندانمان راجع به همه واقعيتهاي تاريخي تحقيق كنند. چه رمزي در اين واقعه است كه با محققان برخورد خشن و تند مي شود؟ سوال دوم اين بود كه فرض كنيم كه اين واقعه اتفاق افتاده. در كجا اتفاق افتاد؟ ارتباطش با مردم فلسطين چيست؟ چگونه اين بهانه تأسيس يك رژيم تحميلي در فلسطين شده است؟ اگر به اين سئوالها جواب بدهيم، خود به خود مسئله حل ميشود. براي اينكه اين رژيم هيچ علت درست وجودي ندارد و براساس هولوكاست بنا شده است. اگر هولوكاست واقعيت نداشته باشد، چه خواهد شد؟ و اگر هولوكاست در اروپا اتفاق افتاده، چرا در فلسطين؟ اينها سئوالهاي اساسي است. البته ما ميدانيم كه صهيونيستها با اين سئوالها بسيار مخالفاند. عصباني ميشوند، خيلي ناراحت ميشوند. براي اينكه شصت سال است كه به همين بهانه ملتهاي منطقه را دارند ميكشند، تجاوز ميكنند، تهديد ميكنند و براي خودشان حكومت درست كردهاند.
در صورتي كه هولوكاست حتي اگر واقعيت داشته باشد، ارتباطي با مردم فلسطين ندارد.
گزارشگر:
چگونه اين مسئله را حل ميكنيد. چون اسرائيل سلاح هستهاي دارد و فقط اسرائيل را متهم ميكنيد؟
رئيسجمهور:
ببينيد، شما اگر سرما خورده باشيد، بايد علت سرماخوردگي را از بين ببريد. بهانة تأسيس اسرائيل موضوعي به نام هولوكاست است. هر چه اين باز بشود، مسئله راحتتر حل ميشود. وقتي موضوع روشن شد و معلوم شد كه هولوكاست ربطي به فلسطين ندارد، آن وقت ما دو پيشنهاد براي كشورهاي غربي و آمريكا داريم. ميگوييم اگر شما ميخواهيد مشكل به طور ريشهاي حل شود، دو راه هست: راه اول اين است كه همان طور كه خودتان اين رژيم را برپا كرديد، خودتان هم ببريد، خودتان ميدانيد كه هولوكاست ربطي به مردم فلسطين ندارد. بهانهاي براي تأسيس اين رژيم بوده است. و اين بهانه درستي نبوده است. همان طور كه داريد حمايت ميكنيد، حمايت نكنيد. از پول مردمتان به اين رژيم خشن كمك نكنيد. رژيمي كه اساس تأسيس آن زير سئوال است و نامشروع و نژادپرست است و علت اصلي درگيريهاي خاورميانه و تخريب رابطة ملتهاي منطقه با دولت آمريكا و دولتهاي اروپايي است.
خودشان ببرند، اين بهترين حالت است. آن وقت مردم منطقه…
گزارشگر:
منظورتان آمريكاست؟
رئيسجمهور:
دولت آمريكا و انگليس. اگر اين را نميپذيرند، بهترين حالت اين است كه اجازه بدهند ملت فلسطين خودش دربارة خودش تصميم بگيرد. هركسي كه شهروند فلسطيني است، چه مسيحي، يهودي يا مسلمان بايد در رفراندومي آزاد تصميمگيري كند. نياز به جنگ، تهديد و بمب اتم هم نيست. نياز به منطق و اصول انساني پذيرفته شده در سازمان ملل است و اينكه حق تعيين سرنوشت را براي ملت فلسطين هم قائل بشوند. ديديد كه مسئله حل مي شود.
گزارشگر:
آيا بدون استفاده از قدرت عليه اسرائيل قابل اجرا است، چون اسرائيل چنين منطقي را قبول نمي كند.
رئيس جمهور:
خب اگر دولت امريكا و انگليس كمك نكنند و از نفوذي كه دارند استفاده كنند، خواهد پذيرفت.
گزارشگر:
بدون جنگ؟
رئيس جمهور:
بله؛ چرا نه. جنگ لازم نيست. براي اينكه همه مي دانند رژيم صهيونيستي ابزار دست دولتهاي امريكا و انگليس است.
گزارشگر:
آقاي هنيه نخست وزير فلسطين، هفته گذشته اينجا بودند. شما ايشان را به جنگ مسلحانه عليه اسرائيل ترغيب كرديد؟
رئيس جمهور:
آنها خودشان تصميم مي گيرند. دولت اند. دولتي كه با رأي مردم سركار آمده اند. من فكر مي كنم كه آنها خوب مي توانند تشخيص بدهند و تصميم بگيرند. اگر روزي كشوري امريكا را اشغال كند انتظار شما از مردم امريكا چيست؟ دوست نداريد كه مردم مقاومت كنند؟ حتماً همه
وطن پرستان مقاومت خواهند كرد. اين يك حق پذيرفته شده در منشور ملل متحد است.
گزارشگر:
مطلبي در خصوص سياستهاي ايران در رابطه با حماس و حزب الله وجود دارد كه البته به الان بر نمي گردد، به ده سال پيش برمي گردد، موقعي كه حكومت منتخب مردم به رياست ياسر عرفات با رهبران اسرائيلي در مورد روند صلح خاورميانه مذاكره مي كردند براي اينكه به صلحي دست پيدا كنند، ولي ايران از اين روند حمايت نمي كرد و در مقابل از گروههايي مثل حماس كه مخالف قضيه بودند، حمايت مي كرد. شما برنده شديد، چون اين روند صلح متوقف شد. آيا بهتر نبود كه اين روند صلح ادامه پيدا مي كرد و به نتيجه اي مي رسيد؟
رئيس جمهور:
شما مطلب آقاي عرفات را قبل از مرگ يادتان است؟ ايشان از آن روند اظهار پشيماني كرد. گفت ما اشتباه كرديم، اين راه حقوق مردم فلسطين را تضمين نمي كند. آيا حماس منتخب مردم فلسطين نيست؟ مردم انتخاب مي كنند. مردم عوض مي شوند. ما بايد به تصميم مردم احترام بگذاريم، ضمن اينكه مشكل را بايد ريشه اي حل كنيم. اگر ريشه اي حل نشود اين مشكل هميشه هست، ولو يك نفر سازش كند ملتها نخواهند پذيرفت و ديديم كه مردم فلسطين هم نپذيرفتند. همه ملتها همين طورند.
گزارشگر:
نخست وزير اسرائيل، آقاي اولمرت، اعلام كرده كه اسرائيل سلاح
هسته اي دارد. آيا اين باعث نمي شود كه ايران در خواسته هايش تغييراتي بدهد مبني بر اينكه ايران هم به سلاح هستهاي نياز دارد؟
رئيس جمهور:
من قبلاً به اين سؤال پاسخ داده ام. دوران تأثيرگذاري بمب و اتم و سلاح به پايان رسيده . با آدمها بايد حرف زد؛ آن هم با منطق. آنهايي كه در هيروشيما بمب اتم به كار بردند الان كجا هستند؟ دوران آنها به پايان رسيده، اين ادبيات مال 60 سال قبل است. امروز دوران، دوران گفتگو، منطق، قانون و عدالت است. ما ملتي هستيم داراي يك منطق روشن و قانون گرا. ما [سلاح هسته اي] نياز نداريم. آنها هم به دردشان نمي خورد، با مردم طرف هستند، نه با يك ارتش يا يك گروه يا يك حزب. ملت هم رودخانه اي است كه هميشه جاري است. روخانه را نمي شود كشت.
گزارشگر:
آيا جنابعالي به عنوان رئيس جمهور ايران اقدامي انجام مي دهيد كه از تصويب قطعنامه اي كه متضمن تحريم ايران باشد، اجتناب بشود و اگر اين تحريم نسبت به ايران اعمال بشود، چه اقدامي مي كنيد؟
رئيس جمهور:
ما به آنها اعلام كرده ايم، اين هم اشتباه ديگري از ناحية دولت امريكا خواهد بود. اين، شرايط را براي احزاب سياسي و دولتمردان امريكا بهتر نخواهد كرد، بلكه وضعيت را براي آنها بدتر مي كند. آنها بعد از 27 سال هنوز ياد نگرفته اند با ملت ايران چگونه صحبت كنند. در اينجا ملتي بزرگ است. ملتي كه فرهنگ، عقيده و پيام دارد. گفتگو با زبان تهديد مشكلي را حل نمي كند. آنها اشتباه كردند كه در مقابل فعاليتهاي صلح آميز هسته اي ما ايستادند. براي فرار از تبعات اين اشتباه مرتباً اشتباهات جديدي را مرتكب مي شوند. اشتباه را با اشتباه نمي شود جبران كرد. بهترين حالت اين است كه به قانون و ملتها و حقوق ملتها احترام بگذارند. من آنها را نصيحت مي كنم. دوستي با ملت ايران بهتر است تا تقابل با ملت ايران. تجربه نشان داده كه ما توانايي دفاع از حقوق خودمان را داريم و مي توانيم از هر شرايطي بهترين استفاده را بكنيم. ما علاقه نداريم قانوني تصويب يا تقابل تشديد بشود. اما اگر كسي چنين اشتباهي بكند، تبعاتش به خود او برخواهد گشت. من به آقاي بوش توصيه مي كنم كه تاريخ ايران را بخوانند. ملت ايران ملت بسيار باهوشي هستند و بلدند از سخت ترين تهديدها بهترين فرصتها را بسازند و بدخواهان خودشان را پشيمان كنند.
گزارشگر:
اين تلافي چگونه خواهد بود؟
رئيس جمهور:
عجله نكنيد. ما فكر مي كنيم دولت امريكا هيچ كاري نمي تواند عليه ما بكند، براي اينكه با يك ملت مواجه است. آنها كاري نمي توانند بكنند. اينجا با يك حزب يا دولت يا شخص طرف نيستند. با يك ملت [طرف هستند.] ملت مثل يك اقيانوس است، اقيانوس را نمي شود بمباران كرد.
گزارشگر:
بعضيها رياست جمهوري شما را يك رياست جمهوري الهي توصيف مي كنند، من مي خواهم در اين زمينه مطالبي را بفرماييد. همچنين اخيراً در دانشگاه امير كبير سخنراني داشتيد كه برخي از دانشجويان عليه شما صحبتها و تظاهراتي داشتند، اگر مي شود در اين زمينه هم صحبت كنيد.
رئيس جمهور:
اينكه دو تا سؤال شد. اگر سومي هم هست بپرسيد! در كشور ما آزادي واقعي و حقيقي است. دانشجويان حرف مي زنند، من هم حرف
مي زنم. آنها بچه هاي خودمان هستند. آزادي كامل است. من نمي توانم نظرم را به آنها تحميل كنم، جزء افتخارات انقلاب و نظام ماست.
ما براي همين آزادي مبارزه كرديم و جوانيمان را طي كرديم و خوشحاليم كه چنين آزادي اي هست. يك اقليتي در يك جمع كثير در مقابل رئيس جمهور فرياد مي زنند، حرفشان را مي زنند و اصلاً هم نگراني ندارند، اين خيلي چيز خوبي است.
گزارشگر:
آقاي رئيس جمهور قبلاً بعضي از افراد به خاطر اينكه تظاهرات عمومي در ايران داشتند، به زندان افتاده اند. يكي از همكاران ما، خانم كاظمي، هم بعد از اينكه دستگير شد در زندان به قتل رسيد.
رئيس جمهور:
اولاً دستگاه قضايي ما دستگاه كاملاً مستقلي است و تحت تأثير گروهها و احزاب سياسي نيست، حتي تحت تأثير رئيس جمهور نيست. ما يك آيين دادرسي و قانون مدني داريم، مثل همه كشورها. اگر كسي مخالف اين آيينها و قوانين با او برخورد شده، اگر اعلام بشود، پيگيري خواهد شد. اما شما چند محكوم را ديده ايد كه از قاضي رضايت داشته باشد؟ اعتراض مي كنند و قبول ندارند. البته در همه جاي دنيا ممكن است اشتباه اتفاق بيفتد، همين طور كه در امريكا هم هر روز اتفاق مي افتد.
گزارشگر:
بسياري از روزنامه ها بسته شد و حتي يكي از روزنامه هايي كه طرفدار شما بود و از شما حمايت مي كرد بسته شد.
رئيس جمهور:
البته بسيار نيست، در مقابل آنهايي كه باز هستند، تعدادشان كم است. قانون است ديگر. اگر قانون حاكم نباشد آزادي معنا ندارد. قانون تضمين آزادي است. اتفاقاً روزنامة دولت بود كه بسته شد و معناي آن اين است كه دولت هم نمي تواند در امور قوة قضائيه دخالت كند، اين مترقي ترين نوع دستگاه قضايي است.
گزارشگر:
در مورد حكومت الهي؟
رئيس جمهور:
منظورتان از اين حكومت الهي چيست؟
گزارشگر:
بعضي ها اين حكومت را [حكومت الهي] مي گويند.
رئيس جمهور:
شما به خدا اعتقاد نداريد؟
گزارشگر:
من اعتقاد دارم.
رئيس جمهور:
فكر مي كنيد خدا چه كاره است؟
گزارشگر:
چه ارتباطي مي تواند به رياست جمهوري پيداكند؟
رئيس جمهور:
مي خواهم ببينم خدايي كه در ذهن شماست چيست؟ ما فكر مي كنيم كه خدا حاكم بر همة جهان است، ما مي توانيم با او گفتگو كنيم، دعا كنيم و او سرنوشتها را تغيير مي دهد.
موفق باشيد