- سخنراني در ديدار با منتخبين استان كرمانشاه
پنج‌شنبه 23 آذر 1391 - 19:59
فارسی | اردو | العربية | English | Français | Español

بسم الله الرحمن الرحيم

سخنراني در ديدار با منتخبين استان كرمانشاه

بسم الله الرحمن الرحيم

شناسه خبر: 5288 - 

چهارشنبه 29 آذر 1385 - 09:35

اللهم‌ عجل‌ لوليك‌ الفرج‌ والعافية والنصر و اجعلنا من‌ خير اعوانه‌ و انصاره‌ والمستشهدين‌ بين‌ يديه‌



خداي بزرگ را سپاسگزارم كه توفيق داد امشب در جمع بخشي از نخبگان و منتخبين استان عزيز كرمانشاه حضور پيدا كنم و در حد فرصت موجود مطالب برخي از عزيزان را بشنوم و يادداشت كنم. مطمئن هستم اگر فرصت به ميزان كافي بود، تك تك عزيزاني كه در اين جلسه حضور دارند و ديگراني كه بالاخره به دلايل گوناگون در اين جلسه نيستند مطالب بسيار سازنده، مفيد و دلسوزانه اي براي مطرح كردن داشتند. من

مي خواستم بحث مستقلي را اينجا مطرح كنم، از آن صرف نظر مي كنم، در پايان عرايضم يكي دو جمله خواهم گفت و بيشتر وقت را با يك مقدمه كوتاه به استان كرمانشاه اختصاص مي دهم.

عزيزان! همه مي دانيد و مي دانيم كه يك فرصت كم نظير و شايد

بي نظير تاريخي براي پاسخگويي به دو هدف مشخص در اختيار ملت ماست كه اين دو هدف در طول، مكمل و پشتيبان هم اند. هدف اول ساختن ايران است. اين آرزوي همه ماست. آرزوي چند صد ساله بلكه هزاران ساله ملت ايران است كه در اين سرزمين يك كشور پيشرفته، مقتدر، اسلامي و با فرهنگ متعالي بسازيم. در گذشته تاريخ فرصتهاي كوتاه و زودگذري در اختيار ملت ايران بوده است؛ فرصتهايي كه از

جنبه هاي گوناگون به ويژگي و وسعت فرصت امروز نبوده اند. بالاخره در دوره صفوي در ايران به طور گسترده سازندگي انجام شد؛ منتها در طي دو قرن. گرچه در آن دوران ايران در جهان درخششي داشت و الگوي بسياري از ملتها بود. اما روح بلند ملت ايران با آن سازندگي و فرهنگ سيراب نشد. اين يك هدف مقدس.

هدف دومي كه با اين ارتباط نزديك دارد، تلاش براي اصلاح جامعه جهاني يا معرفي الگو براي ساير ملتهاست كه اين دو با هم پيوند خورده است. امكان ندارد كسي بگويد ما دور مرزها را مي بنديم، در داخل ايران سرزمين پيشرفته اي ايجاد خواهيم كرد. اين نشدني است. چرا كه نظامات حاكم بر جهان، انديشه ها و فرهنگهايي كه توليد مي شود و با

سازماندهي بسيار پيچيده و گسترده و حمايت صدها ميليارد دلاري درصدد فتح همه جهان است، اجازه نمي دهد كه شما فقط به خودت بينديشي. فرصتها را مي گيرد. امكان ندارد ملتي دور خودش حصار بكشد و به تنهايي به نقطه تعالي برسد. شوروي سابق را ديديم، شايد خيلي از شماها ديده باشيد. من آن موقع رفته بودم و مرزهاي اين كشور را از نزديك ديده بودم. با چند رديف سيم خاردار، كيوسكهاي نگهباني، برجها، دوربينها و ... تمام اين دهها هزار كيلومتر مرز را كاملاً بسته بودند. اما آيا خواسته هاي آنها محقق شد؟ نه. پشت همان مرزها هم از مسائل جهاني تأثير پذيرفتند و بالاخره متلاشي شدند. تلاش براي معرفي الگو به همه جهان و اصلاح شرايط جهاني لازمه ساختن داخل است و ساختن داخل لازمه موفق شدن در عرصه هاي جهاني است. اين دو با هم و يك كار است. دو روي يك سكه است. خداوند علي رغم دشمنان و بدخواهان اين فرصت را امروز در اختيار ملت ايران قرار داده است. البته مي دانيد همواره ساختن مشكل تر از خراب كردن است. ساختن درست مشكل تر از هر نوع ساختني است. ساختن عدالت محور و مبتني بر ارزشها و اصول اعتقادي بسيار سخت تر از ساير سازندگيهاست. مي شد و مي شود كه از ديگران الگو برداري بكنيم و به سرعت تغييراتي را در بخشهاي گوناگون ايجاد كنيم، اما لزوماً اين تغييرات به آرمانهاي ما و برپايي حيات طيبه و سعادتمند منتهي نخواهد شد. در اطراف مي بينيد. كشورهايي هستند كه در داخل كشور ما هم عده اي سعي مي كنند كه آنها را كشورهاي رو به رشد و قوي معرفي بكنند. من نمي خواهم اسم ببريم. در همين نزديكيهاي ما هم هستند و انسانهاي ضعيف يا با عمق بينش كم مي روند مسافرت

مي كنند دو خيابان يا دو تا ظاهري را مي بينند بعد مي آيند به رخ ملت ما مي كشند. اما وقتي عميق مي شويم مي بينيم آنها ظاهري را درست

كرده اند. اما در سراشيبي تند سقوط هستند.

بگذاريد يك خاطره كوتاه بگويم تا فرق نگاه ما با نگاه ديگران روشن بشود. يك خبرنگار امريكايي از من پرسيد كه به نيويورك رفتيد؟ گفتم بله. گفت نيويورك را چطور ديدي؟ گفتم والله فرصت نشد با مردم آنجا گفتگو بكنيم. بنابراين من ارزيابي روشني از آن شهر ندارم. دقت كنيد؛ برگشت به من گفت كه اين برجها و ساختمانهاي بلند را كه ديديد؟ من به او گفتم كه از نظر ما شهر، ساختمانهاي بلند نيست. اين ساختمانها كه همه فولاد، بتون، سنگ و آجرند. شهر آدمهاي آن شهر هستند. اينها چطور با هم دوست و صميمي هستند؟ چه جور پاك اند؟ چه جور عدالت اجرا مي شود؟ چطور برادري جاري مي شود؟ با اينها مي سنجيم كه يك جا شهر هست يا شهر نيست. وگرنه بياييم بگوييم آقا اينجا صد هزار ساختمان بلند ساخته ايم، انواع تجهيزات پيشرفته كه همه آن هم با كامپيوتر كنترل

مي شود، اما وقتي رفتيم در متن مردم، بيينيم همه در كمين هستند كه جيب ديگري را خالي كنند يا از پشت به او خنجر بزنند يا حقوق او را تضييع بكنند. اسم اين كه شهر نيست. هيچ كس به هيچ كس عشق نمي ورزد. هيچ كس از اينكه در آن شهر است لذت نمي برد و هيچ كس در آن شهر تعالي و كمال خودش را جستجو نمي كند. اين چه شهري است؟ البته او اين حرفها را نمي فهميد. متوجه مي شدم و در چشمش اين را

مي خواندم. بالاخره خدا به معلمها ويژگيهايي داده كه وقتي دانشجوها و دانش آموزان را نگاه مي كنند، متوجه مي شوند كه چه كسي دارد مطلب را مي گيرد، چه كسي نمي گيرد، چه كسي چقدر مي گيرد، چه كسي در چه فكري است. من مي ديديم كه او اصلاً نمي گيرد. يعني فكر او در اين سطح نمي كشد كه بگويد شهر يعني مردم و آدمها و رابطه بين انسانها. ولو ديگراني هستند كارهايي مي كنند و ما وقتي داخل مي رويم

مي بينيم كه در همه اصول و ارزشهايشان تبعيض بيداد مي كند.

ما امروز بايد هم ايران را بسازيم و هم مسئوليتهاي جهانيمان را ايفا بكنيم، هر دو يك مسئوليت است كه خدا اين فرصت را داده، اما بدانيم در مقابل اين حركت موانع گوناگوني هست. يك مانع همين ساختارهاي خودمان است، يك مانع بعضي جهالتهاست، يك مانع باندبازيها، گروه بازيها، قبيله گراييها و حزب بازيها و يك مانع خودخواهيهاست. اينها موانع است و يك مانع هم دشمنيهاي دشمنان است. طراحي و مانع تراشي

مي كنند، چرا كه اگر در ايران زمين يك الگوي متعالي شكل بگيرد ديگر آنها در دنيا جايي ندارند. همين الان كه جمهوري اسلامي حركتي را شروع كرده و در داخل يك تحركات مبنايي و درست را آغاز كرده، همة ملتها بيدار شده اند. مي بينيد در دنيا چه خبر است. ملتها يكي پس از ديگري دارند به ابرقدرتها «نه» مي گويند و به دهان و سينه آنها مي زنند. حالا اگر اين الگو به كمال خودش برسد مطمئن باشيد ملتهاي عالم يك روز نظامات مادي و طاغوتي را تحمل نخواهند كرد. بنابراين مي آيند مقابله و طراحي مي كنند. همين ماجراي هسته اي را كه دارند اين قدر فشار مي آورند، يكي از علتهاي اصلي فشار آوردن آنها و دلايلشان اين است كه وقت مسئولين و مردم را بگيرند. نگذارند اين موتور پرشتاب ساختن كشور با سرعت آخر جلو برود. بالاخره روزي يك ساعت دو ساعت بايد وقت رئيس جمهور، بعضي وزرا، كارشناسها، مديران و.... گرفته بشود. آنها هم دنبال همين هستند و اين براي آنها مهم تر از اصل قضيه هسته اي است.

امروز فرصت فرصتي استثنايي است. بايد دست به دست هم بدهيم و كشور را بسازيم. به لطف خدا همه جاي اين كشور از استعدادهاي شگرف پر است. شما استان خودتان را خوب مي شناسيد. من

نمي خواهم مجدداً وقت شما را براي معرفي اين استان بگيرم، اما حيفم مي آيد، دو سه جمله بگويم. از گذشته هاي دور تا امروز به اين استان و اين خطه يك نگاه بيندازيد. وقتي من استعدادهاي اين استان را جمع

مي زنم مي بينم اينجا از بسياري از كشورهاي اروپايي غني تر و پر استعدادتر است. البته ما تحت سلطه يك حكومت وابسته به همين قدرتهاي مدعي آزادي بوده ايم. اينهايي كه از ديكتاتور خشن شاه كه همه كشور را درفقر نگه داشته بود و حسابهاي خود و خانواده اش را در بانكهاي اروپايي پر كرده بود حمايت مي كردند و از شكنجه گاههاي مخوف او حمايت مي كردند. ما مي خواهيم گذشته را از اين نگاه كنار بگذاريم. اگر به گذشته نگاه مي كنيم، مي خواهيم توانمنديها، هويت و استعدادهاي خودمان را بشناسيم. به لحاظ تمدني اينجا كجاي تاريخ است؟ چند نقطه در عالم داريم كه اين مقدار در شكل گيري تمدن بشر نقش مؤثر و سازنده ايفا كرده باشند؟ آثاري كه تا الان كشف شده؟ مطمئناً اگر موقعي وضع مالي دولت اقتضا بكند كه بتواند هزينه هاي بسيار گسترده تري را انجام بدهد و كاوشها در اين استان انجام بشود، آثاري كه به دست خواهد آمد، همه بشريت را مبهوت خواهد كرد، به لحاظ فرهنگي، علاوه بر تنوع فرهنگي، به لحاظ پاكي، ايمان، وفاداري، خصلتهاي انساني و جوانمردي و استعدادهاي طبيعي [بي نظير است.] يك استان پرتوان و پر رمز و راز است. تجلي جوهرة اصلي مردم اين ديار را در همين دوران خودمان در دفاع مقدس ديديم. استاني كه مردمش هيچ گاه استان را ترك نكردند. اين بحثي كه جوان عزيز و دلسوز ما آقاي محمود پور مطرح كردند. من توفيق داشتم و در عمليات مرصاد همين جا بودم و ديدم كه جوانان و مردم استان چه كردند. قبلش را هم ديده بودم. ممكن بود عده اي در ذهنشان باشد كه ما عقب برويم مثلاً از همدان دفاع كنيم. آنها كساني بودند كه نه استان، و نه مردم استان و نه كرمانشاهي را مي شناسند. حالا من استعدادها را ديگر ادامه نمي دهم. شما بهتر از من مي دانيد. اما نگاه خودم را نسبت به آينده استان [مي گويم].

اعتقاد من اين است كه اين استان مي تواند و بايد كه بار كشور را در منطقه غرب به عهده بگيرد. نه اينكه ما به ديگران بي اعتنايي بكنيم، نه همه عزيزند. اما استان و مردم كرمانشاه به لحاظ فرهنگي، مديريتي و انديشه يك ستون مستحكم استقلال، عظمت و سازندگي ايران زمين هستند. نه تنها استانهاي غربي، ما فكر مي كنيم كه در مراودات فرامرزي اين استان بايد چند استان مجاور را هم اداره بكند. اين نگاه به آينده است. حالا در مديريتهاي كلان كشور و تأثيرگذاري بر فضاي عمومي كشور و توليدات كشاورزي و .... ديگر جاي خود دارد. اين نگاه ما به اين استان است.

اما براي اينكه به آنجا برسيم و به سرعت هم برسيم، يك سري مسئوليتها به عهده شماست و يك دسته مسئوليتها به عهده دولت است. من اول مسئوليتهاي دولت را عرض مي كنم. مسئوليتهاي دولت اين است كه با همين نگاه استان كرمانشاه را دنبال بكند. از حمايتهاي مالي، پشتيبانيهاي كلان، تصميمات بزرگ و برداشتن موانع. آن جاهايي كه دولت بايد سرمايه گذاري بكند، مثل دانشگاه، فرودگاه، راهها، راه آهن، پالايشگاه و صنايع بزرگ اينها را دولت سرمايه گذاري بكند و ان شاء الله دولت اين كار را با قاطعيت و دقت هرچه تمام تر انجام خواهد داد.

اما يك سلسله كارها هم به عهده شماست. بالاخره اگر در ذهن كسي اين باشد كه احمدي نژاد مي تواند لحظه به لحظه و همه امور كل كشور را زير نظر داشته باشد، اين انتظار خوبي است اما در عمل به سختي

امكان پذير است.استان در اختيار شماست. اولين لازمه پيشرفت استان اين است كه همه بايد با هم همدل و متحد بشويد. من نمي خواهم بين استانهاي كشور فرق بگذارم. اما مي بينيم استانهايي كه مردم، نيروها و مسئولين شان با هم در پيشبرد امور استان همدل هستند، پيشرفت آنها هم بيشتر است. طبيعي است؛ در يك خانواده پنج شش نفره اگر با هم همدل نباشند خانواده اداره نمي شود. حتي اگر ماهي دو ميليون تومان درآمد داشته باشند، باز هم هشتشان گرو نه خواهد بود . همدلي؛ همه بايد تلاش كنند. از روحانيت استان، نماينده مقام معظم رهبري، استاندار، دلسوزان، دانشگاهيان، بازاريان، كارگران و كشاورزان يك برادر كوچك دلسوزانه به شما مي گويد و حجت را تمام مي كند كه فرداي قيامت چنين جلسه اي عيناً باز برگزار خواهد شد.بياييد با هم باشيد. نغمه هاي تفرقه افكن و فاصله افكن كه قريب به اتفاقش از روي خودخواهيها، جهالتها و زياده خواهيهاست، اينها را همه بايد كنار بزنيم.

من خيلي از حرفهاي دوستان استفاده كردم و متأثر شدم. به خصوص از حرفهاي دلسوزانه اين جوان عزيزمان كه در پايان گفت. دست به دست هم بدهيم و اجازه ندهيم. همه مراقبت كنيم. همدلي يك عطيه بسيار ارزشمند و در عين حال بسيار شكننده است. مثل يك جام بلورين است كه بايد آن را در پنبه نگهداري كنيم. البته وظايفي كه برعهده بنده است، من سعي مي كنم در اين زمينه انجام بدهم و اما اصل به عهده شماست. متأسفانه در طول 15 - 20 سال اخير شاهديم كه عده اي نان خودشان را در ايجاد تفرقه، باندبازي و گروه بازي جستجو مي كنند. دعوا درست كنند، آنها هم يك گوشه اي باشند. اينها را مي توانيد شناسايي كنيد. نصيحت كنيد و اگر برنتافتند كنار بگذارند و طردشان كنيد. مي توانيد.

دوم، نگاه عالمانه داشتن به نيازها و كارهاي استان است. نگاه عالمانه يعني اين طور نباشد كه دوست عزيزمان گفتند، يك موقع انتخاباتي

مي شود، چيزي مي شود برويم بين مردم و شروع كنيم شعار دادن و حرفهاي با ربط و بي ربط زدن و بعدش هم خداحافظ. استعدادهاي استان به دقت ارزيابي و طراحي بشود و همه كمك بكنيم شكوفا بشود. اينها شدني است.

سوم، همه با هم و با مشورت هم تصميم بگيريم و كار بكنيم. من نمي دانم جناب آقاي استاندار به احتمال زياد دارند، اما اگر ندارند

مي خواهم عرض كنم كه بايد در بخشهاي گوناگون گروههاي مشاورة گسترده، همه آنهايي كه دلسوز، علاقه مند وصاحب نظرند، بيايند بنشينند. در كشاورزي، اين استان مي تواند ده تا استان يعني نصف كشور راه اداره بكند. وقتي نصف كشور را اداره كرد مردم هم وضعشان خوب مي شود. آنهايي كه صاحب نظرند بيايند. الان ما در همين استان اين همه مهندس كشاورزي جوان و اين همه زمينهاي خوب داريم. بنشينيم ريشه يابي، طراحي و مشورت كنيم و همه با هم عمل كنيم و آن را به يك فرهنگ تبديل كنيم. در صنعت و تجارت هم همين طور. در سياحت و گردشگري ظرفيتي كه اين استان دارد از بسياري از استانهاي كشور بالاتر است. اين نيست كه فقط ما بياييم چند تا هتل بسازيم و بگوييم گردشگري راه مي افتد. نه، گردشگري بايد در متن مردم راه بيفتد. يعني يك گردشگر آمد در خيابان، بازار و در تاكسي و اتوبوس مي رود و آنجا همه بايد بدانند چطور اينها را جذب كنند و يك نفر را به پنج نفر و پنج نفر را پنجاه نفر بكنند. در دانشگاه هم همين طور است. بايد دست به دست هم بدهيم و استان را بسازيم. عيبي ندارد كه ما اشكالات را بگوييم. اين خيلي خوب است كه اشكالات را به همديگر بگوييم. اين يك هديه الهي است. اما دوستانه بگوييم و دوستانه هم بشنويم تا كدورت ايجاد نكند. كدورت نقطه شكست است.

كشور و استان متعلق به يك نفر و ده نفر و يك گروه كه نيست. متعلق به همه است. همه بايد دلسوزي كنند. البته ممكن است وقتي

مي گوييم همه، چند نفري هم باشند كه يا ندانند يا بخواهند فرصت طلبي كنند. آنها را تشخيص بدهيم و كنار بگذاريم يا راه را بر آنها ببنديم. آقاي استاندار در زمينه هاي گوناگون، استاندار 25 رشته كاري و 25 گروه مشاوره دارد كه آنها هم بايد راه را باز بگذارند، اين طور نباشد كه بگويند فقط همين پنج نفر، ده نفر ديگر تمام. نه پايه اي داشته باشد. 20 – 30 نفر از صاحب نظران اصناف، فرهنگيان، دانشگاهيان، آموزش و پرورش، كشاورزان، صنعتگران و صاحب نظران پايه باشند، اما اعلام كنند كه آقا ما پنج شنبه قرار است طرحي را براي بيستون يا طاق بستان يا نمي دانم كجا اجرا بكنيم، مي خواهيم به بحث بگذاريم. سالني باشد كه اين 25 نفر، 50 نفر بنشينند و بقيه هم بتوانند بيايند، بشنوند، نظر بدهند، گفتگو كنند، صدا و سيما هم پخش بكند، و همه مردم در جريان قرار بگيرند و بدانند اين كار چه زوايايي دارد و همه خودشان را هماهنگ بكنند تا ان شاء الله ما شاهد اين باشيم كه استان عزيز كرمانشاه به سرعت جلو برود. به خودمان اجازه ندهيم كه بگوييم استان كرمانشاه استان محرومي است. نه اينكه در بعضي جاها موقتاً داراي محروميتهايي نيست. اما نگذاريم اين واژه جا بيفتد. خود اين القاي ضعف و عقب افتادگي مي كند. بله، يك استان قدرتمنديم. ضعفها و اشكالاتي داريم كه بايد اينها را برطرف كنيم. من مطمئنم كه مردم عزيز، نخبگان، بزرگان و جوانان خوب و صميمي كرمانشاه همه دست به دست هم خواهند داد و با سرعت و قدرت اين استان عزيز را جلو خواهند برد.

اما مي خواهم اشاراتي هم داشته باشم به بحثهايي كه دوستان مطرح كردند. جناب آقاي دكتر شمسي پور بحثهاي گوناگوني را مطرح كردند، درباره دانشگاه و پژوهش پيشنهادهايي را دادند، من به ايشان و همه همكاران دانشگاهي عرض مي كنم، ما از توسعه دانشگاهها و همين طور از امور پژوهشي دانشگاه در استان كرمانشاه به طور كامل حمايت مي كنيم ـ ايشان البته ديگر بقيه نيازهاي استان را هم گفتند كه من به بعضي از آنها اشاره مي كنم و ديروز هم در جمع مردم عزيز كرمانشاه گفتم.

اميدوارم كه اين دولت از آن دولتهايي نباشد كه بيايد بگويد اين كار را مي كنيم و بعد هم خداحافظ و كرمانشاه را فراموش بكند. ما براي اينكه فراموش نكنيم، زحمت سفر را به دوستان و همكارانمان تحميل كرديم و مي رويم از نزديك مي بينيم. اعتقاد من اين است كه كسي كه مسئول كشور است؛ وزير، رئيس جمهور و معاون است بايد همه جاي كشور را بشناسد. نه از روي كاغذ، از روي واقعيت. مگر مي شود دولت ديگر خاطره كرمانشاه، كنگاوه، جوانرود، هرسين صحنه و روانسر را فراموش بكند؟ مگر مي شود؟ نمي شود. دولت بايد در همه جاي كشور حضور داشته باشد.

البته مي دانيد كه موانع هست. آدمهاي خودخواهي كه سالها همه امكانات كشور در اختيارشان بود و اقدام نكردند و فرصتها را از دست دادند. آنها مدعي اند، فشار مي آورند و كارشكني مي كنند. اما بدانيد دولت دست از اين جهت گيري برنخواهد داشت. تا زماني كه احمدي نژاد هست، همين طور كشور خواهد گشت و بدانيد در اين دولت آن مقدار كه ما بتوانيم . حالا البته ما از بالا شروع كرده ايم و داريم مي رويم. هنوز مانده تا فرهنگ انقلابي مجدداً برگردد، چون يك دوره آمد و متأسفانه برگشت و حالا مي خواهيم دوباره برگردانيم. يك مقدار زمان مي برد تا تمام رده ها با اين فرهنگ آشنا بشوند. خيليها هنوز خواب مي بينند و با دوستانشان تعريف مي كنند، مي نشينند نقشه مي كشند مي گويند آقا اين دولت رفتني است و امكان ندارد كار انقلابي جا بيفتد. بنابراين ما يك خرده كار شكني كنيم و وقت را تلف كنيم تا زمان بگذرد. آنها بدانند اين دولت برآمده از ملت است و اين ملت پاي انقلاب و فرهنگ انقلاب تا ساختن اين كشور خواهد ايستاد. بنابراين قبل از اينكه دولت سفر بكند، دهها گروه كارشناسي در تهران تشكيل مي شود و آمار و اطلاعات را مي گيرد، بعضيها سفر مي كنند، گزارش مي گيرند، مسئولين استان را مي خواهند، بحث

مي كنند، چه كار بايد بشود، كدام مهم تر است، كدام اولويت است و حالا كه تصميم گرفتيم، پول و منابع و قانون آن از كجا؟ اينها را بررسي مي كنند و يك فهرست آماده مي كنند بعداً جلسه اي با نمايندگان محترم، بحثها نهايي و بعد سفر به استان انجام مي شود و بعد وزرا در جلسات شوراي اداري شهرستانها مي روند دوباره همان چيزها را مرور مي كنند. اميدواريم كه خدا توفيق بدهد بتوانيم به سرعت كارها را عملياتي بكنيم و كشور و استان عزيز را جلو ببريم. آن مطالبي را كه من در كل سفر عرض كردم برآمده از آن جلسات كارشناسي است كه بعد فردا هم مي آيد در دولت و تصويب و قانوني مي شود و ان شاء الله مي رود در مسير اجرا قرار مي گيرد. بالاخره ما جوري كار مي كنيم كه ان شاء الله نوبت دوم كرمانشاه جلو بيفتد، برگشتيم مي توانيم با همين مردم گفتگو كنيم و ملاقات داشته باشيم.

اشاره اي هم همين جا من داشته باشم. چون ديدم بعضي دوستان گفتند كه آقا چرا كرمانشاه را استان بيست وسوم آمديد؟ معناي اين كم اهميت دادن نيست. در كشور 30 استان داريم. دولت هم نمي تواند در يك هفته هر 30 استان را برود. عوامل گوناگون مؤثر است. مطالعات و كارهاي كارشناسي اي كه داريم مي كنيم. بعضاً شش ماه قبلش كار مي شود تا ما به يك استان سفر كنيم. شرايط آب و هوايي، تعداد شهرستانها و زماني كه مي برد، برنامه هايي كه رئيس جمهور دارد، بالاخره ما مسافرت خارجي و مهمان خارجي داريم، كنفرانسهاي جهاني و جلسات ثابت داريم و 35 شورا هست كه رئيس جمهور رئيس آن است.

شما بدانيد چند تا از اينها هست كه هر دو هفته يك بار مرتب بايد تشكيل بشود. بعضيها ماهانه و بعضيها فصلي است. همه اينها را با هم تنظيم مي كنيم. يك ملاحظات ديگري هم ما داريم. جاهاي خوش و آب و هوا را زمان خوش آب و هوا بودنش نمي رويم. بالاخره اگر تابستان ما اين شهرهاي ييلاقي را بگرديم، بالاخره ما بايد امروز در كنگاور، هرسين، صحنه، جوانرود و جاهاي ديگر كمي بلرزيم تا بفهميم زمستان مردم چه مي كشند. حالا تابستان مي آييم در سنقر و كليايي آب و هواي لطيف بالاخره اين جور چيزها هم در حاشيه اش دخالت دارد. بالاخره دولت مسئول همه كشور است و همه كشور را خواهد رفت و تصميم گيري خواهد كرد.

آقاي مهندس مهرابي پور هم تحليل خوبي از وضعيت صنعت و بازرگاني در استان ارائه دادند، پيشنهادهاي خوبي دادند. چند نكته خاص را مطرح كردند. اين شعاري كه گفتند تلاش بكنيم به يك ميليارد دلار صادرات برسيم، من خيلي خوشحال شدم.

افق نگاه بايد خيلي بلند باشد. اين استان مي تواند، هر مقدار نداشت از جاهاي ديگر مي آورد. اما توان اين كار را دارد كه يك ميليارد دلار صادرات را در طول يك سال سازمان بدهد.

درباره صادرات دام زنده و مشكل ماليات تجار و پيله وران و محدوديتهاي صدور نخود مطالبي فرمودند كه من اينها را ان شاء الله دنبال خواهم كرد.

جناب آقاي نيك نژاد پيشنهادهاي مفصلي براي كشاورزي دادند. از سال گذشته دولت حمايت واقعي از بخش كشاورزي را آغاز كرد؛ هم در تأمين نهادها و هم در خريد كالاهاي استراتژيك و اميدواريم سال به سال اينها را توسعه بدهيم. البته طبيعي است كه دولت نمي تواند همه محصولات كشاورزي را بخرد. اينكه اصلاً نقض غرض است. اما كالاهاي اصلي را ان شاء الله انجام خواهيم داد.

درباره صندوق حمايت از كشاورزي حتماً ما حمايت مي كنيم. براي استان هم حمايت مي كنيم . تسهيلات بانكي را پشتيباني خواهيم كرد.

يك نكته فرمودند، جلوگيري تغيير كاربري زمينها كه من اين را از رئيس سازمان كشاورزي و آقاي استاندار به طور جدي مي خواهم. زمين كشاورزي يك سرمايه جاري بي پايان است. به راحتي اجازه ندهيم اين تبديل بشود، مگر اينكه ضرورتي باشد. اين را بايد مراقبت كنيم، خود مردم هم مراقبت كنند. بالاخره همه بايد براي پيشرفت استان دل بسوزانند. اگر كسي فكر كند كه حالا من زمينم را چند برابر مي فروشم، وضع خودم خوب مي شود بقيه را ولش كن. بداند كه بقيه را ولش كن در سر چهار راه بعدي سراغ خودش خواهد آمد و سر چهار راه بعدي يقه اش گير خواهد افتاد.

خانم رضايي منش در رابطه با فرهنگيان و آموزش و پرورش مطالبي را مطرح كردند و پيشنهادهاي خوبي را هم دادند كه ان شاء الله من اين پيشنهادها را پيگيري خواهم كرد. به خصوص تقويت مراكز تربيت معلم كه اين در دستور كار دولت است. طراحي راههاي ميانبر براي رسيدن به خط مقدم پيشرفت كه اين البته كار شماست و حمايت دولت را لازم دارد كه ما حتماً انجام خواهيم داد.

خانم مكري از كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان بحث مهمي را مطرح كردند. يك نكته كليدي در كار و بحثهايشان بود كه به نظر من بحث مهمي است. هم دانشگاهها و هم آموزش و پرورش ما بايد به اين نكته توجه جدي كنند. در استان هم همين طور. بالاخره الان شرايط به گونه اي رقم زده شده است كه همه از دولت انتظار دارند كار توليد كند. بسياري هم فكر مي كنند اشتغال يعني اينكه در دستگاههاي دولتي بروند. اينكه قفل كردن كارهاي كشور است. ما بايد از كودكي و نوجواني طوري تربيت كنيم كه بچه هاي ما خلاق و كارآفرين بشوند. اينها مي توانند بيايند كشور را جلو ببرند. اين نكته بسيار ظريف و دقيقي بود كه من حتماً در شوراي آموزش و پرورش و فرهنگ و فناوري اين را دنبال مي كنم كه

ان شاءالله عملياتي بشود. در برنامه هاي دولت بود اما اين تقويت كرد و يك هشداري براي خود بنده بود.

جناب آقاي كاشفي عزيز، نماينده اصناف! به شما عرض مي كنيم دولت به همه اقشار به ويژه اصناف اعتماد كامل دارد. ما همه بايد كشور را با هم بسازيم. هركس هرجا هست درست عمل بكند. اگر كسي در ذهنش اين است كه همه كارها و كنترلها را دولت بكند، خداي نكرده همه ملتها متخلف و دولت سالم است، مي خواهد جلوي تخلف را بگيرد، اين انديشه از ريشه فاسد است. كشور را مردم اداره مي كنند. هركس هرجا هست. متأسفانه دستهاي خبيث به دنبال ايجاد تفرقه، بدبيني و كدورت هستند. براي هر قشري يك داستان مي سازند تا اقشار را از هم جدا كنند. بالاخره نظام توزيع كشور در دست اصناف است. امسال در ماه مبارك رمضان در يك كار بسيار زيبا و مشترك دولت و اصناف تصميم گرفتند كه يك كالاي مناسب تر با قيمت مناسب تر به دست مردم برسانند. اما من ديدم كه

عده اي جاهل و فرصت طلب تحت عنوان شعارهاي سياسي شروع به حملات سنگين كردند. كار هنوز شروع نشده گفتند شكست خورده است. توهين كردند به اصناف. من ديدم در يك مقاله اي نوشته بود كه آيا اصناف دولتي شده اند؟ عامل دولت شده اند كه آمده اند كمك مي كنند جنس ارزان به دست مردم برسد؟ ببينيد انديشه چقدر فاسد است؟ مگر دولت، اصناف، فرهنگيان و مردم كي هستند؟ همه يكي هستند. اين قدر تبليغات دروغ كردند كه اجر و ارزش اين كار زيبا را پايين آوردند. البته ما دنبال خواهيم كرد. اين يك سياست قطعي است. دولت كنار كشاورزان است نه مقابل كشاورزان. دولت كنار فرهنگيان، دانشگاهيان، اصناف، كشاورز، كارگر و بازاري است، نه در مقابل آنها، همه يك خانواده ايم.

بگذاريد دردلي را با شما مطرح كنم. متأسفانه اين باند بازي و

گروه بازي براي عده اي دين و آيين شده است. همه تلاش آنها اين است كه باندشان سر قدرت بيايد و وقتي سر قدرت نيستند به خودشان حق

مي دهند هركاري بكنند براي شكست آن كساني كه مسئوليت به عهدة آنهاست. از دروغ، تهمت، جوسازي و... يك كس كه مسئول شد تصور مي كنند كه ديگر آبرو و حيثيت اين هدر است. ديگر هر تهمت و افترا و دروغ را مي توانند بگويند. يك روز پيش من آوردند در اين يك سال و سه چهار ماهي كه اين دولت سر كار است حجم افتراها را، شما مي دانيد افترا چيست. افترا يعني يك عمل مجرمانه را به كسي نسبت دادن. عملي كه اگر كسي مرتكب بشود، آن عمل جرم است. آوردند و من ديدم اگر فقط تيترهاي آن را روي هم بچينيم از اينجا تا سقف است. اصلاً نقشه

مي كشند كه برنامه ها اجرا نشود تا آنها بتوانند بگويند ديديد ما گفتيم كه اينها نمي توانند، ما را سركار بياوريد. نقشه مي كشند. من بالاخره از جلساتشان خبر دارم. اخبارش كه براي من مي آيد. مي نشينند نقشه

مي كشند چه كنيم كه فلان برنامه موفق نشود. آدم مي ماند اينها كي هستند. اينها به وطن علاقه دارند؟ به چه چيزي پايبندند؟ مي بينيد يك انتخابات عظيم در اين كشور برگزار شد. شايد براي اولين بار دولت به طور كامل كنار ايستاد. جالب بود دهها گروه عكس خود من را در تهران چاپ كردند. گروههاي گوناگون همه زده بودند كه ما طرفدار احمدي نژاد هستيم. من هم صحبت كردم گفتم دولت طرف كسي نيست، كسي هم از ما مايه نگذارد. اما مرتباً نوشتند زدند اين طرفيها، آن طرفيها، وسطيها، آن طرف تريها و اين طرف تريها. يك انتخابات آرام و متين. بيش از 28 ميليون نفر براي انتخاباتي كه فضاسازيهاي كاذب و تحريك كننده در آن نبود، شركت كردند. اين نشانه نشاط، اميد، استحكام، هوشمندي و ايستادگي مردم است. بعد اين آقا برمي دارد مي نويسد اين حضور مردم جواب نه به سياستهاي خارجي دولت است.

شما در اين كشور كي هستيد؟ آيا جرئت داريد اين حرفها را جلوي روي مردم هم بزنيد؟ يعني مي گوييد ملت ما بايد در مقابل ملتها سازش بكند و تسليم بشود و از حقوق خود بگذرد؟ خب اين را بگوييد. مرد و مردانه بياييد حرفتان را بزنيد. قدرتهاي فاسد وحشت كردند. فهميدند كه در موضوع هسته اي راهي جز تسليم در مقابل ملت ما ندارند. بيست و هشت ميليون و خرده اي در هواي سرد منتظر شدند. بعضيها ساعتها در هواي برفي ايستادند تا اين برگ رأي را بيندازند و بگويند ما هستيم. آقا نشسته اينجا به نام فلان گروه، فلان حزب و رقابت سياسي دارد راه را براي دشمن باز مي كند. اينها در همه زمينه ها هست. منتها اينها مهم نيستند. ما همت كنيم، همه موانع برداشته خواهد شد. مهم اين است كه ما همت كنيم، با هم باشيم، بايستيم، به خدا توكل كنيم و براي خدا كار بكنيم.

آقاي پايروند هم مطالب خوبي را مطرح كردند، بزرگواري كردند و نسبت به بنده ابراز محبت كردند مثل بقيه دوستان. اما راجع به حاشيه نشيني ها، بعضي انتصابات، رابطه بازيها و فشارهايي كه مي آيد مطالب خوبي را مطرح كردند. متأسفانه براي بعضيها اين فرهنگ شده است. ما اين مشكل را طي يك سال اخير در كل كشور داشته ايم. دخالتها و فشارهاي بي جا. بعضيها به جاي اينكه كشور، منافع ملت و پيشرفت كشور را ببينند فقط آدمهاي خودشان را مي بينند. فكر مي كنند اگر آدم او سر اين پست بود ديگر اين كارش درست مي شود. ممكن است بعضي جاها هم درست بشود اما از مشكلاتي كه براي كشور پيش مي آيد همه آسيب خواهند ديد. بايد اجازه بدهند دولت و نماينده دولت بدون فشار مسئوليت بپذيرد، كار بكند و پاسخگو هم باشد. من از همه خواهش مي كنم آنهايي كه مؤثرند، از علما، نمايندگان محترم و سياسيون نافذ اجازه بدهيد كه نماينده دولت با آرامش و با احساس تعهد نسبت به استان تنظيم بكند و تصميم بگيرد. البته نماينده دولت هم بايد به شدت مراقبت بكند كه مبادا خداي نكرده، تحت تأثير علايق و روابط شخصي قرار بگيرد. ما همه در پيشگاه الهي، شهدا و خونهاي پاك و در مقابل ملت عزيز و تاريخ مسئوليم. البته متأسفانه پايه اين كار از تهران شكل گرفت. اما به مرور ان شاء الله ريشه كن خواهد شد. آن قدر فشار آوردند با جوسازيها، فشارها، توهينها و با مصاحبه ها حتي در نصب معاون رئيس جمهور هم مي خواهند دخالت كنند.

من مي خواهم يك معاونم را جا به جا بكنم هزار تا مصاحبه و توهين

مي كنند و فشار مي كنند. آقا به شما چه ربطي دارد؟ ملت رأي داده و يك شخصي را برگزيده، او هم بايد تلاش بكند كار را جلو ببرد. مي گويند نه معاون مي خواهي بگذاري بايد از ما نظر بخواهي. يك سازماني را

مي خواهي جا به جا كني، بايد از ما نظر بخواهي. آخر به چه دليل؟ طبق كدام قانون و كدام اصل قانون اساسي؟ كدام حق را شما داريد؟ همه اينها را بايد مراقبت كنيد تا حيطة مسئوليتها روشن بشود و مديران قابل ارزيابي درست بشوند. بتوانيم درست ارزيابي كنيم فلان مدير آيا كارش را درست انجام داد يا نه؟ نه اينكه تا سؤال مي كنيم مي گوييم آقا چرا مثلاً وضع فلان بخش خراب است مي گويند اين را كه فلان آقاي مسئول يا نافذ فشار آورده و تحميل كرده، ما چه بكنيم؟ البته در مجموع اين كم است، اما يك دانه اش هم زياد است. معمولاً كساني كه با فشار سركار مي آيند صلاحيتهاي لازم را براي آن كار ندارند. اگر صلاحيت داشته باشند كه به طور طبيعي بالا مي آيند. همه كمك و مراقبت كنيد. من همين جا از آقا استاندار مي خواهم اگر در اين استان چنين چيزي اتفاق افتاده است، شما از طرف دولت صاحب اختيار هستيد. بايد همه را برگردانيد و آدمهاي صالح، دلسوز، مردمي، عاشق اعتلاي استان و خدمت به مردم را نصب بكنيد.

اما دوست عزيزمان آقاي محمود پور هم من در تمام صحبتهاي ايشان جز دلسوزي نديدم. دلسوزانه آن چيزي كه به نظرشان مي رسيد مطرح كردند. از كلام مولا علي (ع) استفاده كردند؛ سفارش به يتيمان و محرومان. اين مسئوليت همگاني است. گفتند كرمانشاه گرسنگي را تحمل مي كند، ولي دروغ را تحمل نمي كند. اين حرف كاملاً درست است. همه ملت ايران به خصوص مردم جوانمرد كرمانشاه قهرمان هم اين طورند. موردي را مطرح كردند كه مديراني با مدرك ديپلم در مراكز فرهنگي. اين را من خواهش مي كنم كه اسنادش را حتماً همين امروز به من بدهيد كه من در همين سفر رسيدگي كنم. البته معنايش اين نيست كه كسي مدرك ديپلم دارد ناتوان است. نه معنايش اين نيست. اصل فهم و دريافت و شعور لزوماً به مدارك دانشگاهي ارتباط ندارد. اما در حوزه اي كه صد تا ليسانس، فوق ليسانس، دكترا و ديگران هستند بالاخره بايد يك كسي باشد كه از آن تحصيلات هم داشته باشد و در سطوح بالا باشد.

باز فرمودند كه زمين خواري در استان بيداد مي كند. من در يكي دو تا شهرستانها هم ديدم كه مردم پلاكاردهايي نوشته بودند. اسنادش را

گرفته ام كه بررسي بكنم و اين مسئوليت همه ماست؛ مسئوليت استانداري، دادگستري و مسئوليت عمومي. كسي مي خواهد سوءاستفاده، تجاوز و تصرف بكند و تغيير بدهد اين را بايد اطلاع بدهيم و با قدرت با آن برخورد بكنيم.

درباره حاشيه نشيني صحبت كردند كه من قبول دارم. در شهرهاي بزرگ ما الان هست. دولت يك طرحيهايي دارد انجام مي دهد كه با كمك مسئولين استانها كار را اصلاح بكند.

درباره خيابان مدرس بحث كردند كه براي مردم يك آرزوي تاريخي شده است. حتماً مي دانيد كه اين امور مربوط به شهرداري و شوراي شهر است. اما ان شاء الله دولت هم در حد توانش به اين كار كمك خواهد كرد.

فرمودند بعضي از مديران و نمايندگان زمينهاي مجهول المالك را تصرف مي كنند. اگر اسناد اين را بدهيد احمدي نژاد شخصاًً برخورد خواهد كرد. هركس كه مي خواهد باشد. رئيس جمهور دنيا هم باشد احمدي نژاد او را به زير خواهد كشيد. البته من بسيار بعيد مي دانيم. آن مقدار كه من مي شناسم بسيار بعيد است.

درباره بحث مرز خسروي فرمودند. باز شدن مرز خسروي جزو اولويتهاي دولت است، اما مرز دو طرفه است حواسمان باشد. الان هم بهترين مسير در كشور ما مسير از كرمانشاه تا مرز خسروي است. براي دولت خيلي مهم است. ما در تمام جلسات با دوستان عراقي اين را داريم مطرح و دنبال مي كنيم. منتها آنها بايد از آن طرف بپذيرند كه امنيت كساني كه عبور مي كنند را تأمين كنند والا ما كه نمي توانيم. ما با تمام كشور قرارداد مي بنديم، قرار داد دوطرفه است. بايد امنيت را تأمين كنند. ما نمي توانيم مردم خودمان را رها كنيم بروند، بعد دستمان به هيچ جانبه نباشد. وقتي خودشان مي گويند ما مشكل داريم، ما اگر اصرار كنيم فردا به عهده ما مي افتد، خب تك تك مردم عزيزند. اميدواريم شرايط عراق به سمت بهبود برود و ان شاء الله ما هرچه زودتر اين مرز را با حداكثر ظرفيت استفاده كنيم.

فرمودند افرادي را در خارج از مرزها تربيت مي كنند، براي شبهه افكني مي آيند. بله اين درست است. ما دشمن داريم، دشمنان هم فعاليت مي كنند. بايد در همين استان تلاش بكنيد، دولت هم كمك خواهد كرد. نه تنها خنثي بكنيم بلكه معكوس بكنيم و اين شدني است. من مطمئنم خود جوانان و بزرگان كرمانشاه مي توانند اين كار را انجام بدهند.

بحث مينهاي خنثي نشده و اينها. ما كار را شروع كرده ايم. بودجه اي اختصاص داديم، سال آينده هم اين بودجه را اضافه خواهيم كرد. كل مرز اين طوري است؛ يعني در جريان باشيد. دهها هزار كيلومتر مربع آلوده به مين است. اين را بودجه گذاشتيم و سال بعد هم مي گذاريم، براي اينكه عدد دستتان بيايد، چند هزار ميليارد تومان هزينه دارد، اگر در جريان باشيد. بودجه گذاشتيم سال بعد هم اضافه مي كنيم، وزير دفاع هم همت كرده، بچه هاي زمان جنگ هم وسط ميدان آمده اند و اميدواريم بتوانيم ظرف سه چهار سال اين زمينها را آزاد كنيم.

در پايان نكته مهم ديگري را كه مطرح كردند، خدمتتان عرض بكنم. فرمودند سالهاي طولاني است كه در شهر ما يك مجتهد بروز نكرده است. ما مي دانيم كه در گذشته اين ديار علما، فقها و بزرگان زيادي بوده اند و همين الان هم هستند كه اهل اينجا هستند، اما ساكن اينجا نيستند. آنچه بر عهده بنده است بالاخره بايد در تهران پيگيري بكنم و شرايط را هم تصوير و هم دنبال بكنم. اما خود مردم، علما و طلبه هاي استان نقش اصلي را دارند. خود مردم بايد بخواهند و از آن كساني كه در اين مسير دارند حركت مي كنند حمايت و پشتيباني بكنند. روحانيت شيعه همواره متكي به مردم و همواره در متن مردن، مورد حمايت مردم و در خدمت مردم بوده است. اين را من سر بسته گفتم بايد حمايت، دنبال و پشتياني كنيد. مساجد بايد پرو نمازها پرشكوه و مراجعات بايد پيگير، روزانه و مستمر باشد تا آن اتفاق مبارك بيفتد. بزرگان شهر هم بنشينند و براي اين مسئله چاره اي بينديشند. بالاخره يك استان اگر بخواهد پيشرفت بكند، پيشرفتش نيازمند فرهنگ است و عمده بخش فرهنگ به عهده علما و بزرگان ديني است. از

[حضار: چرا در جلسات دولت بحثي از هنر نمي شود؟]

اجازه بدهيد. ديگر وارد نشويد براي اينكه شما بدانيد، اين فهرست را وقتي آوردند من آن موقع نوشته ام و براي شما مي خوانند. گفتم جاي اين اقشار بين كساني كه بايد صحبت كنند، خالي است: كارگران، ورزشكاران، هنرمندان، روحانيون و خاصه بانوان. اين يادداشتي است كه به آقاي استاندار داده ام. براي اينكه شما در جريان باشيد. تقريباً كمتر جلسه اي از دولت است كه بحث هنرمندان مطرح نشود. من در همين جلسه دولت كرمانشاه مي گويم گزارش بدهند كه جنابعالي هم در جريان قرار بگيرد. متأسفانه پنج شش تا قشر بودند كه جاي آنها خالي بود و من هم به آقاي استاندار گفتم ترتيبي بدهند كه اين خلاء جبران بشود. من اميدوارم و مطمئنم با عزم و همت شما ان شاء الله استان عزيز كرمانشاه با سرعت و قدرت به جايگاه شايسته خود خواهد رسيد.

و السلام عليكم و رحمه و بركاته

شناسه خبر: 5288  

- سفرهای استانی دور اول