- سخنراني در مراسم تجليل از دانشجويان نمونه كشور
پنج‌شنبه 23 آذر 1391 - 19:56
فارسی | اردو | العربية | English | Français | Español

Array

سخنراني در مراسم تجليل از دانشجويان نمونه كشور

Array

شناسه خبر: 5230 - 

دوشنبه 27 آذر 1385 - 00:00

بسم الله الرحمن الرحيم

اللهم‌ عجل‌ لوليك‌ الفرج‌ والعافية والنصر واجعلنا من‌ خير انصاره و اعوانه ‌والمستشهدين‌ بين‌ يديه‌


خداي بزرگ را سپاسگزارم و بسيار خوشحال اين توفيق را داد، امروز لحظاتي در خدمت جوانان برگزيدة عزيز اين سرزمين و جمعي از همكاران محترم باشم. امروز سالروز شهادت استاد شهيد مفتح است، كسي كه همة زندگي خود را براي تعالي اين سرزمين و فرهنگ و عزت اين ملت گذراند و در همين راه به قلة افتخار يعني شهادت رسيد. من دو مطلب را خدمتتان عرض مي كنم. مطلب اول دربارة جوانهاي عزيزي است كه امروز از آنها تجليل كرديم و يك مطلب عمومي كه باز بر مي گردد به مسئوليتهاي امروز دانشگاه و حوزه هاي علميه، چرا كه به مناسبت اين شهادت بزرگ امروز را روز وحدت حوزه و دانشگاه نام گذاري كرده اند.

نفس برگزاري مراسم و تجليل از دانشجويان نمونه كار بسيار ارزشمندي است. هفتاد و چند نفر از بهترينهاي جوانان ما مورد تشويق و تقدير قرار گرفتند. گرچه اگر بنا باشد روزي ما جوانان و دانشجويان نمونه را معرفي بكنيم، حتماً بايد دهها هزار جوان را مورد تشويق قرار بدهيم. چون امروز جوانان عزيز ما پرچمدار پاكي، سلامت، تلاش و مجاهدتهاي علمي و فرهنگي هستند. امكان آن كار نيست. به عنوان نمونه در نمونه و نمونة نمونه ها جمعي انتخاب شدند امروز ما در خدمتشان بوديم و عرض ارادت كرديم و در واقع اينها به عنوان نمايندة جوانان اين سرزمين و دانشجويان برومند اين كشور اينجا حاضر شدند و مورد تجليل قرار گرفتند.

اين يك حقيقت و واقعيت جاري است كه هرگاه جوانهاي ما فرصت حركت پيدا كردند به سرعت صحنه هاي گوناگون را تصرف كردند. مي بينيد. من در دوران عمر نه خيلي طولاني خودم تجربيات و خاطرات فراوان دارم كه شماها هم داريد. اصل پيروزي انقلاب حاصل حضور جوانان اين سرزمين بود كه اهريمني ترين قدرت منطقة ما را با دست خالي اما با ايمان، ابتكار، خلاقيت و شجاعت به زير كشيدند. صحنه گردان اصلي انقلاب اسلامي جوانها بودند. بعد هم در صيانت از تماميت كشور، از عزت، استقلال و دستاوردهاي انقلاب باز جوانها محور بودند.

دوران دفاع مقدس را هيچ كس فراموش نخواهد كرد. در شرايطي كه همة سياستمداران و تحليلگران فتوا به شكست ملت ايران مي دادند، جوانها به فرمان امام آمدند و صحنه را در اختيار گرفتند و با شجاعت، خلاقيت و ايمان به رغم همة مستكبرين و يكپارچگي شرق و غرب عالم صحنه را به نفع ملت ايران رقم زدند و بعد از آن هم مي بينيم در عرصه هاي علمي، فرهنگي، هنري، ورزشي و هرجا كه بسترها فراهم مي شود و فرصتها در اختيار جوانها هست، به سرعت قله ها به تسخير جوانان عزيز ما درمي آيد. همين امروز شما در صحنة هسته اي و در ساير فناوريها و رشته ها هم مي بينيد كه جوانهاي ما هرجا كه تصميم مي گيرند و اراده مي كنند لطف خدا با آنهاست و پيروزي نصيب آنها خواهد شد. مسئوليت دانشگاه و حوزه در پاسخگويي به نيازهاي امروز جوانان و بسترسازي براي شكوفايي استعدادهاي جوانان بسيار سنگين است. جوانهاي ما حقيقتاً يك هدية بي نظير الهي به ملت ما و همة بشريت اند. اين همه ميليونها جوان پاك، مؤمن، پرشور و آرماني، اين بزرگ ترين سرماية ملت و زيباترين هدية الهي به ملت ماست. بايد قدر بشناسيم و فرصتها را فراهم بكنيم تا ان شاءالله با شكوفايي اين استعدادها نه تنها ملت ما بلكه همة بشريت از اين ذخيره بهره ببرد.

براي دانشجويان نمونه چند تا مورد را مطرح كردند. هم خودشان، هم آقاي دكتر ملاباشي و هم اينجا حضوري چند نكته را به من گفتند، من راجع به آنها مطالبي را عرض مي كنم، وارد بخش دوم عرايضم مي شوم. طبيعي است يكي از خواسته هاي جوانهاي نمونه ادامة تحصيل است. ان شاءالله جناب آقاي دكتر زاهدي ترتيبي بدهند كه بچه ها بدون دغدغه و دردسر [ادامه تحصيل بدهند.] چون من در گذشته شاهد بودم يك جواني كه مثل اكثريت قريب به اتفاق جوانان ما در همة جهات نمونه بود، درسش هم خيلي خوب بود اما تا آمد از اين نمونه بودن استفاده كند مجبور شد سه تا كنكور ديگر بدهد و در آنها قبول بشود، تا بعد بگويند بسيار خوب چون نمونه بودي اين كنكورت را هم قبول داريم. آقاي زاهدي و همكارانشان ترتيبي بدهند كه ان شاءالله ادامة تحصيل بچه ها به سرعت انجام بشود و معطل نشوند و وقفه اي بين يك مقطع و مقطع ديگر ايجاد نشود، ان شاءالله. جناب آقاي لنكراني هم كارش كمي سخت تر از آقاي زاهدي است. بالاخره آنجا امكانات محدودتر و رقابتها خيلي سنگين تر است. ايشان هم حتماً امتيازات ويژه اي به دانشجويان نمونه بدهند به گونه اي كه ادامة تحصيل اينها را تسهيل بكند. اين طور نباشد كه مجبور بشوند مثل بقيه از صفر شروع كنند و به اين كلاسهاي كنكوري كه الآن درست شده بروند و … هزينه روي دستشان نگذارد. بالاخره تلاش كردند چهار سال، پنج سال، شش سال بعضاً هفت سال؛ اين هفت سال تلاش را شما به اندازة يك كنكور از آنها قبول كنيد يا بخشي از يك كنكور تا آنها هم بتوانند ان شاءالله به راحتي ادامة تحصيل بدهند.

اما براي بچه هايي كه دكترا مي خوانند هر دو بزرگوار، اين بچه هايي كه هم نمونه اند و هم دكترا مي خوانند، اينها را در اولويت استخدام هيئت علمي قرار بدهيد. چه كسي بهتر از اين بچه ها؟ بچه هايي كه هم به لحاظ علمي و هم به لحاظ فرهنگي و اخلاقي نمونه اند. هم دم دستتان و هم در دانشگاه هستند. حالا مكان يابي كنيد. شايد آنجايي كه درس مي خوانند جا نياز نباشد يا نياز اضافه داشته باشند، اما دانشگاههاي ديگر هستند كه حتماً نياز دارند. هنوز هم بسياري از دانشگاههاي ما هستند كه نياز به استخدام مربي دارند، بنابراين بچه هايي كه در كارشناسي ارشد نمونه مي شوند اين فرصت را براي آنها ايجاد بكنيد كه دانشگاههايي كه نياز به استخدام مربي دارند اينها بتوانند به استخدام هيئت علمي دربيايند.

در مقطع دكتري حتماً، در كارشناسي ارشد هم هرجا كه توانستيد براي مربي[شدن] آنها فرصت پيدا كنيد. دنبال چه مي گرديد شما؟

بعضي از بچه ها هستند كه براي دوران سربازيشان نگراني دارند. البته حواستان باشد و حواسمان باشد كه دوران سربازي يكي از بهترين دوران زندگي انسان است. بالاخره ما يك ملتيم. خودمان بايد از خودمان محافظت بكنيم و هركس دو سال از عمرش را ـ كه البته الآن كمتر از دو سال است ـ بگذارد براي صيانت از اين سرزمين مقدس كه ريشة ماست و از همين جا برآمده ايم و در همين جا خواهيم باليد و به همين جا افتخار خواهيم كرد. اما با اين حال در بنياد نخبگان تعدادي سهمية امريه هست، آقاي دكتر زاهدي و آقاي دكتر لنكراني هماهنگ بكنند آن بچه هايي كه شرايطشان به گونه اي است كه نمي توانند به سربازي بروند از امريه استفاده كنند، بيايند در بنياد نخبگان در خدمتشان باشيم. البته اشاره مي كنند كه دانشگاه پيام نور هم امريه مي دهد و از بچه ها حتماً استفاده مي كند، اين را براي استخدام دستگاههاي دولتي هم بياوريد حتماً تصويب مي كنيم. بچه هايي كه نمونه مي شوند، سازمانهايي كه مي خواهند استخدام بكنند اينها را در اولويت استخدام قرار بدهند.

نكته اي كه يكي از دانشجويان عزيزي كه از رشته تربيت بدني بودند اينجا مطرح فرمودند، گفتند كه جوري طراحي بشود كه در دانشگاه از همان اول استعدادها شناسايي و هدايت بشوند و پرورش پيدا بكند. اين حرف درستي است، اين مسابقة نمونه بودن را ما از همان سال اول بگذاريم. مي شود يا نمي شود؟ مي شود، ضوابطش را اعلام كنيد، مسابقاتي بگذاريد و اعلام بكنيد و بچه ها از همان سال اول بيايند وارد اين مسير بشوند. بعد كسي كه سال اول نمونه شد يا يك ويژگيهايي از خودش بروز داد سال دوم امكانات و فرصتهايي در اختيارش بگذاريد تا بتواند بهتر كار بكند. براي منتخبين جوان خوارزمي و ديگر مسابقات هم نكاتي را مطرح فرموده بودند كه ديگر من براي بعد مي گذارم.

اما مطلب دومي كه مي خواهم خدمت شما عرض بكنم.

[حضار: حج تمتع]

نه، تمتع كه نمي شود. سهميه بندي خيلي سخت است و ما دانه دانه امتياز مي گيريم. ان شاءالله دانشجوياني كه نمونه شدند، كدام يك از شما متأهل هستيد؟ دستتان را بلند كنيد. ماشاالله. معلوم است آقايان متأهل كه مي شوند نمونه مي شوند. منتها خانمها قبل از اينكه متأهل بشوند نمونه هستند. ان شاءالله با كمك دو وزير سهميه و هزينة يك عمرة مفرده به همراه خانواده شان داده خواهد شد.

اما مطلب دوم كه خدمت جوانان عزيزمان، استادان محترم حوزه و دانشگاه كوتاه عرض مي كنم، امروز ملت ما در مسير پرفراز و نشيب تاريخ خود در يك نقطة سرنوشت و سرنوشت ساز قرار گرفته است. شرايط عالم به گونه اي رقم خورده است كه امروز ملت ايران هم به عنوان الگو و هم به عنوان نقطة اعتماد و اتكا براي ملتها مطرح است. به عنوان برادر كوچك شما كه در معرض تماسها و مطالبات و گفتگوهاي فراوان از همه جاي دنيا هستم به شما عرض مي كنم، موج جديد بيداري كه در بشريت اتفاق افتاده توجه همة ملتها را به سمت ملت ايران معطوف كرده است. حقيقت اين است كه ملت ايران كانون اصلي اين بيداري، خودآگاهي، بازگشت به خود و خودباوري است. امروز توجه ملتها به ما از دو نگاه هر روز گسترده تر و عميق تر مي شود. از يك سو در ملت ايران به دنبال الگو و نمونه مي گردند. روزانه هزاران پيام براي من از سراسر دنيا از كشورهاي گوناگون مي رسد و چندين برابر اين به نمايندگيها و مراكزي كه جمهوري اسلامي به نحوي حضور دارد تحويل داده مي شود. در تمام اينها اين دو وجه موج مي زند. يك نگاه به ملت ايران به عنوان الگو، پرچمدار و خط شكن و دو به عنوان يك نقطة اتكا و اعتماد و پشتيبان. يعني هم از ما مي خواهند الگو بدهيم و هم پشتيباني كنيم. اين شرايط امروز جهان است. در داخل كشور هم بعد از دهها سال يك فرصت استثنايي در اختيار ملت ما قرار گرفته؛ فرصتي كه همه مي توانيم دست به دست هم بدهيم ايران عزيز را به جايگاه شايستة خودش برسانيم. فرصتي براي ساختن، پيشرفت، تعالي و شكوفايي. امروز ما مأموريت داريم كه به همة اين خواسته ها پاسخ بدهيم. هم ايران را به عنوان كشوري الگو بسازيم و هم تئوري و نظرية اسلام براي برپايي زندگي سعادتمند در جهان را تدوين بكنيم و هم از ملتهايي كه مي خواهند مستقل، آزاد، سربلند و در ساية توحيد و عدالت زندگي بكنند، حمايت بكنيم. اين مسئوليت تاريخي ماست و جالب است كه هم ساختن ايران و هم الگو شدن و حمايت كردن از ساير ملتها كاملاً به هم پيوند خورده است. بدون اين، آن يكي محقق نخواهد شد و بدون آن، اين محقق نخواهد شد.

اگر نتوانيم ايران را بسازيم امكان الگو شدن و پشتيباني كردن از ساير ملتها وجود ندارد و اگر در صحنه هاي جهاني با قدرت وارد نشويم و از ملتها حمايت نكنيم، فرصت سازندگي در داخل ايجاد نخواهد شد. علت آن هم روشن است. براي اينكه نظام سلطه در حالت تهاجمي است. اگر شما موضع انفعالي در مقابلش بگيريد در خانة شما، شما را درگير خواهد كرد و اجازه نمي دهد حركت بكنيد.

بنابراين بهترين روش اين است كه موضع تهاجمي نظام سلطه را در اقصي نقاط دنيا و در دورترين جغرافيا نسبت به اين سرزمين درگير و زمين گير بكنيم و هم به نظام ارزشي، هم نظام اقتصادي و فرهنگي آن هجوم بكنيم كه همة آن نظام سلطه است. اين دو كاملاً به هم پيوند خورده است. هرچقدر ايران را بسازيم قدرتمان در بيرون زياد مي شود و هر مقدار قدرت ما در بيرون زياد بشود فرصت براي ساختن ايران بيشتر فراهم است. همة اينها يك مأموريت است و هميشه همين طور بوده است. حتماً با تاريخ آشنايي داريد. هرگاه ملت ايران يك حركت بالنده را آغاز كرده به سرعت امواج آن دنيا را در برگرفته است. شما الآن به شرق و غرب عالم و حتي به امريكاي جنوبي سفر كنيد، اينها علاوه بر مطالعات، مشاهدات خود من است، ديدم آثار شكوفايي و درخشش تمدن اين سرزمين آنجاها هم هست. در زندگي، ادبيات، زبان، حتي در پوشاك و غذاي مردم خود را نشان مي دهد. آسيا كه نزديك است. شما به شرق آسيا سفر كنيد مي بينيد بسياري از اين كشورها از 300 لغت تا چهار هزار لغت فارسي در زبانشان است؛ بعد در آداب و رسوم آنها مي رويم مي بينيم عجب اينكه آداب و رسوم ايراني و ريشة آن ايراني است. مي گويند بله 400- 700 سال پيش اين را بزرگان ما از ايرانيها گرفتند و يك ايراني به اينجا آمده پيام و الگو را آورده و منتشر شده است شبيه اين را ما در افريقا و امريكاي جنوبي مي بينيم.

هميشه همين طور بوده است و امروز هم همان است. امواجي كه از اين سرزمين بلند مي شود به سرعت دنيا را مي گيرد، مي بينيد چه جوري است و اين به خاطر تاريخ و ويژگيهاي كشور ما، عظمت ملت ما و فرهنگ نابي است كه در اين سرزمين بوده است. خودباوري پاية حركت است. از محورهاي هجوم فرهنگي دشمن از بين بردن خودباوريها، تخريب شخصيتها و داشته هاي يك ملت است. بگذاريد نمونه هايي را براي شما بگويم. بالاخره غربيها 150 سال در كشور ما حاكم بودند، تلاش كردند ريشه هاي خودباوري را در اين سرزمين بسوزانند. بخشي از آن در زندگي روزمره است و بخش مهمي از آن در كانونهاي علمي و توليد علم خود را نشان مي دهد. اينكه مي بينيد عده اي در كشور ما هستند، هر مطلبي كه از غرب بيايد به آن يك مهر علمي مي زنند و خدشه ناپذير تلقي مي كنند، ولو مطلب بسيار پيش پا افتاده و سطحي و بي بنياد باشد، اين آثار هجوم سنگين 150 ساله بر خودباوري ماست. اينكه مي بينيد يك صاحب نظر ما مي آيد در هر رشته اي كه مي خواهد اظهار نظر كند يك سلسله اسامي غير ايراني را رديف مي كند [ناشي از آن است.] البته ما به علم هرجاي عالم كه باشد احترام مي گذاريم. به عالم احترام مي گذاريم هرجاي عالم كه باشد. اما بسياري از شماها با تاريخ علم آشنا هستيد. اصول و مباني اصلي علم رايج امروز جهان كه200- 300 – 400 سال در غرب سابقه دارد در سرزمين ما هزار سال سابقه دارد. همين شناخت انرژي حاصل از شكافت اتم كه 200- 250 سال در غرب سابقه دارد در ايران 900 سال سابقه دارد. اينها اسناد قطعي مكتوب اين سرزمين است. در رياضيات، فيزيك، نجوم، هيئت، حركت، پزشكي، مهندسي و … موجود است. بايد خودمان را باور كنيم. باور كردن يعني در فضاي خودمان بياييم.

بگذاريد يك مثال از امروز و نيازهاي امروز بزنم. فرض كنيد در عرصة اقتصاد؛ در اقتصاد صاحب نظران زيادي داريم اما باورشان اين است كه روابط و فرمولهاي اقتصاد سنجي برخاسته از نظامات سرمايه داري علم است و قطعي است و بدون اينها نمي شود شكوفا شد. در حالي كه ما منابع، امكانات، استعداد، انسانهاي تيزهوش، با اراده و پركار داريم؛ چون مي خواهيم يك سري قالبهايي را بر روابط اجتماعي خودمان تحميل بكنيم، صد واحد هزينه مي دهيم، بيست واحد هم بازدهي ندارد. چون مال ما نيست. با ويژگيهاي جامعه ما تطبيق ندارد. تازه در كشورهاي خودشان هم كه اجرا شده چه حاصلي داشته؟ جز فاصلة طبقاتي، نخوت و از خود بيگانگي؟ حالا شبكة استعماري را هم اگر در نظر بگيريم خيلي وضعشان بدتر از اين حرفهاست. اگر روزي اين شبكة سلطة اقتصادي كه درست كرده اند و ثروتهاي همة ملتها را مي مكند و در كشور خودشان مي برند و به بخشي از مردمشان آوانس و امتياز مي دهند، اين شبكه قطع بشود آن وقت معلوم مي شود كه اقتصاد و فرمولهاي آنها چه جوابي داده است. ما بايد بنشينيم با مناسبات خودمان طراحي بكنيم. نه اينكه هر كاري در كشور مي خواهد بشود، با الگوهاي وارداتي بسنجيم و اگر تطبيق كرد بگوييم خيلي عالي است و اگر تطبيق نكرد سركوب كنيم.

بايد خودمان را باور كنيم، اگر خودمان را باور كنيم ديگر سالانه يك ميليارد دلار پول دارو و تجهيزات وارداتي نخواهيم داد. اخيراً در شوراي انقلاب فرهنگي چند ماه قبل تصويب شد كه برگرديم به گذشته و تاريخ علم در اين سرزمين را تدوين بكنيم و معرفي بكنيم. جالب است كه اولين تجهيزات جراحي در دنيا را ايرانيها ساختند؛ ابن سينا، ذكريا و ديگران. يكي دو تا هم نبوده. تجهيزات جراحي برود داخل معده جراحي كند و بيرون بيايد، حالا ما با اين سابقه بايد سالي يك ميليارد دلار براي دارو و تجهيزات بدهيم. كتاب طب ابن سينا را شما مي بينيد چند هزار دارو معرفي كرده كه همة آنها در كشور ما يافت مي شود، همين الآن يافت مي شود. طبقه بندي آن بسيار علمي و دقيق است، اما بايد يك ميليارد دلار دارو و تجهيزات پزشكي وارد كنيم. اصلاً آنها طراحي مي كنند و پول خرج مي كنند تا اجازه ندهند ما خودمان را بشناسيم و باور كنيم. مي خواهند بگويند اينها افسانه است و مربوط به گذشته است، در صورتي كه اين نيست، اين استعدا در خون اين ملت جاري است و همين الآن حضور دارد. بايد خودمان را باور كنيم. بايد بايستيم و مقاومت كنيم.

سيصد سال طراحي كردند، ادبيات تدوين كردند، روشهاي تبليغاتي، هجوم و تخريب طراحي كردند. حمله مي كنند و شخصيت هركسي را هر جا كه بخواهند له مي كنند. هركس جلوي اين سيري ناپذيري غربيها بايستد و بخواهد حقيقتاً مستقل باشد و روش و منش جديدي را بياورد از زمين، هوا و دريا به او هجوم مي كنند. علت مخالفت 27 سالة آنها با ملت ما همين است كه مي ببينند اين ملت روش جديدي آورده و نمي خواهد زير بار برود و هضم در شبكة سلطه بشود. به ما حمله و ما را متهم مي كنند. آدم كشهاي حرفه اي ملت ما را به نقض حقوق بشر [متهم مي كنند،] كساني كه از ديكتاتور ترين حكومتها حمايت مي كنند؛ همين الآن در همين منطقة ما كشورهايي كه بويي از دموكراسي نبرده اند از او حمايت مي كنند و به ما غيردموكراتيك مي گويند. بيست و هشت ميليون و پانصد، ششصد هزار نفر در سرما ي سخت زمستان مي آيند ساعتها مي ايستند در يك فضاي آرام [رأي مي دهند] ولي آنها مي گويند نه خير اين دموكراسي نيست. اما خودشان انتخابات برقرار مي كنند با وجود 60- 70 درصد واجدين شرايط، 40 درصد آن هم به زور دهها ميليارد دلار تبليغات دروغ شركت مي كنند.

بايد بايستيم. اگر بايستيم لشكر شيطان به سرعت مضمحل خواهد شد. در دنيا مي بينيم كه چه جوري است. بايد بايستيم. اين ايستادن جنبه هاي داخلي هم دارد. بالاخره سختي دارد. تاريخ علم را نگاه بكنيد، كمتر دانشمند تحول آفرين در علم داريم كه به لحاظ اقتصادي در شرايط رفاه زندگي كرده باشد، خيلي كم است. اكثر آنها در سختيها بودند. بعضي از دانشمندان بزرگ ما كه در حال مسافرت و هجرت به خاطر هجوم قدرتهاي اهريمني كه مي خواستند به اينها ضربه بزنند، مرتباً كوچ و نقل مكان و در عين حال تحقيق، پژوهش و مطالعه مي كردند. نمي خواهم بگويم الآن هم بايد مثل 500 يا هزار سال قبل [باشيم] اما اين را داشته باشيم آن وقت كار برايمان راحت مي شود، دولت هم مي تواند حداقل ها را فراهم كند. اصلاً شكوفايي حقيقي استعدادها در سختيها و فشارها اتفاق مي افتد، نه اينكه ما فشار مصنوعي درست كنيم، نه ما بايد امكانات را فراهم كنيم، اما حواسمان باشد كه خود امكانات لزوماً چيز مفيدي نيست. بعضي جاها مفيد است و بعضي جاها ممكن است مضر باشد. امروز بايد بايستيم، خدا هم با ما و ملت ايران است، دست به دست هم بدهيم و بسازيم.

وحدت حوزه و دانشگاه كه مي گويند معنايش اين نيست كه اينها را با هم قاطي كنيم، گرچه در گذشته ما اين مرزبندي را در علوم نداشتيم. يعني اگر كسي فقيه يا فيلسوف بود، رياضيدان، منجم و پزشك هم بود. حالا بالاخره به ما تحميل شد و براي كشور دو دسته علوم درست شد. علم، علم است ديگر. علم مفيد، علم تعالي بخش و علمي است كه قلب را در مقابل خداوند خاشع مي كند و انسان را بالا مي برد. حالا يك تقسيم بندي شده است. نمي گوييم دوباره برگرديم، گرچه ممكن است در آينده اين اتفاق بيفتد كه مهندس ما فقيه هم باشد، فقيه ما مهندس هم باشد و يك فيلسوف ما اقتصاددان هم باشد. اما تا آن موقع بايد تلاش كنيم هم حوزه و هم دانشگاه آرمانها و اهدافمان را يكي كنيم. اگر آرمان يكي شد، وحدت در عمل و روش هم حاصل خواهد شد و اگر اهداف يكي شد وحدت هم حاصل مي شود و علم مورد نياز خودمان و بشر را توليد كنيم.

يكي دو مثال مي زنم و عرضم را خاتمه مي دهم. الآن نظام بانكي ما نظامي كاملاً وارداتي است و با مباني فرهنگي و اجتماعي جامعه ما تطابق ندارد. آيا ما نمي توانيم يك سيستم پولي و مالي طراحي بكنيم كه با شرايط خودمان سازگاري داشته باشد؟ حتماً مي توانيم. اين كار حوزه و دانشگاه است، تا كي بايد ترجمه كنيم؟ ترجمه و مصرف كردن مثل وارد كردن و مصرف كردن است، چه فرقي مي كند. تازه اين بدتر است، چون شما يك يخچال وارد مي كني، يك گوشه است و آثار اين يخچال به خانه بغل دستي نمي رسد. اما وقتي علوم را وارد مي كنيد آثارش كل جامعه را در بر مي گيرد. نمي توانيم؟ چرا مي توانيم. آيا ما نمي توانيم جامعه شناسي خودي داشته باشيم كه وقتي مي خواهد اوضاع جامعه را تحليل بكند ملت ايران را ملتي احساسي، كم اطلاع و پرت از جهان تحليل نكند. در آن جدولش هر چه مي گذارد مي بيند ملت ايران جا نمي شود. به جاي اينكه جدول را كنار بگذارد ملت ايران را كنار مي گذارد. نمي توانيم؟ مي توانيم. اين كار دانشگاه است و تجربه نشان داده كه جوانان بهترين مرزشكنان و صف شكنان اند. جسارت، خلاقيت و نوآوري و دفاع از ايده هاي نو بيشتر در جوانهاست و اين انتظار هست كه همة دانشجويان عزيز ما به خصوص دانشجويان نمونه و نخبه وارد اين عرصه بشوند. ما مي توانيم و بايد كه به سرعت همه با هم ايران عزيز را بسازيم. اين مسئوليت امروز ماست. همه امكانات هم فراهم است. هيچ كس هيچ بهانه اي ندارد. آقا نمي دانم مانع بود، پول نبود، بودجه نبود و … فايده ندارد. اينها هيچ كدام مانع حركت انسان نيست كه مديران دانشگاهها، مسئولين وزارتخانه ها و جوانهاي عزيز يك كشور سرشار از استعدادهاي مادي، فرهنگي و انساني [ايجاد كنند.] بايد ايران را به سرعت بسازيم و هم الگو و هم پشتيبان حركت همة ملتها [باشيم] و طبيعي است چنين ايراني همواره در قله ها خواهد درخشيد. به اميد آن روز.

والسلام عليكم و رحمةالله


شناسه خبر: 5230  

- سخنراني ها

, متن کامل سخنرانی