
سخنراني در همايش حمل و نقل شهري و جاده اي
بسم الله الرحمن الرحيم
شناسه خبر: 5228 -
يکشنبه 26 آذر 1385 - 15:45
اللهم عجل لوليك الفرج والعافية والنصر و اجعلنا من خير اعوانه و انصاره والمستشهدين بين يديه
من ابتدا اين روز را به همه به ويژه دست اندركاران عزيز و خدوم بخش حمل و نقل كشور تبريك عرض مي كنم. مي دانيد كه امروز بدون حمل و نقل امكان زندگي وجود ندارد. حتي علي رغم گسترش شبكه هاي گوناگون ارتباطي هر روز نياز به توسعة بخش حمل و نقل بيش از گذشته احساس مي شود. علتش هم اين است كه انسان [موجودي] اجتماعي است و در ارتباط با ديگران معنا و مفهوم پيدا مي كند. اين طور نيست كه بعضيها خيال بكنند همة امكانات را فراهم بكنيم، انسانها در خانة خودشان بنشينند با شبكه ها و همة عالم لحظه اي ارتباط داشته باشند، ديگر تمام. انسان نيازمند ارتباط است. ارتباط هم يعني جابه جا شدن و جابه جا شدن يعني حمل و نقل. افزايش نياز صرفاً مربوط به افزايش جمعيت نيست. هر چقدر استعدادها بيشتر شكوفا مي شود انسان نياز به ارتباط بيشتري پيدا مي كند و اين ارتباط بيشتر يعني حمل و نقل. در همين تهران سرانة جابه جايي سفر روزانه از ده دوازده سال قبل تا الان بيش از 50 درصد رشد پيدا كرده است. با اينكه انواع سيستمهاي ارتباطي هم در تهران وجود دارد. يك موقع تلفن سيار و شبكه هاي رايانه اي نبود، الان هست. اما علي رغم افزايش جمعيت سرانه، سفر روزانه هم افزايش پيدا كرده است. پس ما هميشه نيازمند جابه جايي و حمل و نقل هستيم. شايد بهترين حالت، براي هر انسان اين باشد كه وقتي مي خواهد جابه جا بشود در يك فضاي كاملاً اختصاصي و در راحتي كامل جابه جا بشود. كتابهايش را بگذارد، كيف و بچه اش را بگذارد، همه چيزش دور و برش باشد و رانندگي هم بكند. اما مي دانيم كه با افزايش تعداد سفرها جابه جايي به اين شكل با موانعي مواجه است. با راه بندانها، وقت تلف شدنها، آلودگي هاي محيطي و اتلاف منابع ملي. پس بايد سراغ روشهاي ديگري برويم كه بخش عمدة نيازها را پاسخ بدهد. حمل و نقل عمومي بهترين پاسخگو به نيازهاي جابه جايي است.
براي اينكه مقايسه اي با هم داشته باشيم، در همين تهران جابه جايي با حمل و نقل عمومي كه مصرف انرژي براي سفر با شبكة حمل و نقل عمومي به ازاي هر يك سفر يك دهم ليتر است كه اتوبوسها حدود 100 ليتر در روز مصرف گازوئيل دارند، اگر كمي فضا باشد روزي 1000 نفر را جابه جا مي كنند، يعني هر نفر يك دهم ليتر. اما اگر اين با سواري جابه جا بشود، هر سفر يك ليتر. يعني مصرف انرژي ده برابر [مي شود] اگر همين را حساب بكنيم امروز سالانه بيش از دوازده هزار ميليارد تومان فقط يارانه براي حمل و نقل خصوصي مي دهيم در حالي كه مردم با سواري خودشان جابه جا مي شوند و اين سالي دوازده سيزده درصد هم رشد دارد؛ يعني كسي كه با خودروي خودش مي رود يك ميوه بخرد بيايد بسياري از اوقات يارانه اي كه براي آن بنزين داده مي شود به اندازة قيمت آن ميوه است يا اگر آن را روي قيمت يارانه بگذاريم و به قيمت ميوه بدهيم قيمت ميوه شايد نصف يا يك سوم بشود. حدود هفتادو دو سه ميليون ليتر فقط بنزين الان در كشور ما مصرف مي شود كه بيش از 60 درصدش در شانزده شهر بزرگ كشور [مصرف مي شود] مي توان ظرف چهار پنج سال اين ده دوازده هزار ميليارد تومان را ما از قبل در شهرها سرمايه گذاري بكنيم و حمل و نقل عمومي را توسعه بدهيم بعداً اين را صرفه جويي كنيم و براي بيست سال پنجاه سال صد سال توي زندگي مردم ببريم.
البته تصميم بزرگي بود كه سال گذشته دولت گرفت، مجلس محترم هم همراهي تأييد و تصويب كرد و كار در قالب تبصرة سيزده بودجه آغاز شده است. منتها تبصره يك ساله است. ان شاءالله دولت بايد همت كند كه كرده و همين روزها به صورت يك لايحة پنج ساله اين را به مجلس محترم بدهيم، مجلس هم عنايت بكند اين تصويب بشود در يك برنامة فشردة پنج ساله ما حمل و نقل عمومي را در شهرهايمان راه بيندازيم و مصرف بنزين را كم تر از 25 درصد وضعيت فعلي كاهش بدهيم. ظرف پنج سال بعدش تمام اين سرمايه گذاري برخواهد گشت و منابعي براي بخشهاي ديگر فراهم خواهد شد كه عرض خواهم كرد. در حمل و نقل عمومي امروز سيستمهاي گوناگوني در اختيار ماست. تاكسي، ميني بوس، اتوبوس، قطار شهري، زيرزميني و روزميني. بايد از همة اينها استفاده كنيم. يك تركيبي از اينها را بايد ما امروز استفاده كنيم. در اين بخش هم حتماً مديريت شهري و وزارت كشور بايد خيلي باز و عالمانه به مسئله نگاه بكنند. آن كه به لحاظ هزينه و بازدهي بهترين شرايط را دارد براي كشورمان انتخاب بكنيم. خوشبختانه طرحهايي در مشهد، تبريز، اصفهان، شيراز و تهران آغاز شده است اما خيلي پراكنده است. نرويم جلو ده سال ديگر ببينيم در تبريز يك سيستم قطار دارد كار مي كند، در مشهد يك سيستم ديگر دارد كار مي كند، در اصفهان، شيراز و هر كدام براي خودشان يك سيستم داشته باشند كه اصلاً نتوانند همديگر را پشتيباني كنند. اينها را هماهنگ كنيم، اگر بناست ساخت داخل و پشتيباني داخل بشود، بناست يك مركزي نيروهايش را آموزش بدهد، بالاخره يك سيستم مشخصي باشد كه هزينه ها را كاهش بدهد. اين طور نباشد در يك جا برويم ببينيم واگن را مي خرند دانه اي دو و نيم ميليارد تومان همان واگن با جزئي تغييرات در جاي ديگر يك و نيم ميليارد تومان خريداري مي شود. اينها هماهنگي بشود. منابع كشور و پول مردم است. در اتوبوسها هم به همين ترتيب [باشد.]
من ديده ام متأسفانه بعضيها به جاي برخورد علمي برخورد تعصبي و بخشي مي كنند. ما هم تاكسي، هم اتوبوس، هم قطار زيرزميني، هم قطار هوايي و هم ميني بوس لازم داريم. انواع اينها را لازم داريم، هر كدام براي جايي خوب است و هر كدام بخشي از جابه جايي را پوشش مي دهد. من ديده ام بعضيها در صحبتها و موضع گيريهايشان مثلاً مي خواهند بين مترو و اتوبوس جنگ بيندازند، مثلاً مترو يك چيزي است و اتوبوس چيز ديگري است و حالا اينها بايد با هم بجنگند. اتوبوس، مترو، قطار هوايي و تاكسي و اينها حلقه هاي مكمل هم اند. چون از همه جاي شهر به تمام نقاط شهر سفر مي شود. نقطه به نقطه. خب اينها بايد همديگر را پوشش بدهند، يك شبكه كامل هر كس از هر جاي شهر به نقطه ديگري برود از نقطه شروع تا نقطه پايان به سيستمهاي مختلف دسترسي داشته باشد، به خصوص براي تهران. ما امروز نيازمند توسعة سريع شبكه ريلي هستيم. بالاخره سالانه بين 400 تا 500 هزار خودرو به تهران اضافه مي شود. امكان توسعة شبكة خيابانها و بزرگراههاي تهران با اين سرعت وجود ندارد. هر يك كيلومتر بزرگراه در تهران بيش از 35 تا 40 ميليارد تومان سرمايه گذاري اوليه مي خواهد و تعداد زيادي خانه، مغازه، مدرسه و … بايد تخريب بشود تا يك بزرگراه كشيده بشود. يعني بافت زندگي مردم، بافت اجتماعي و شهري بايد متلاشي بشود تا مسير براي عبور خودروها باز بشود. حتماً بايد برويم روي ريلي و در ريلي هم بايد روي سيستمهاي سريع تر برويم. ما نيازمند هفت هشت خط مترو هستيم، بايد هم بسازيم اما طول مي كشد. زمين تهران سست است و كار در آن با مشكلات فراواني همراه است. ساخت هر يك خط مترو هفت، هشت سال طول مي كشد؛ اگر پيمانكاران و مشاورين سريع كار بكنند هشت سال طول مي كشد. تا الان كه بيشتر بوده، از اين به بعد اميدواريم كه بشود، رشد شهر و تقاضاي سفر بسيار بسيار سريع تر از رشد اين شبكه است. پس ما هميشه عقب هستيم. هر چقدر قطار راه مي اندازيم بلافاصله لبريز از جمعيت مي شود. پس ما عقبيم. بايد سيستمهاي ديگري را بياوريم، به خصوص براي تهران قطار هوايي يك امكان بسيار خوبي است كه مي تواند به سرعت بدون مزاحمت براي مردم، بدون وقت تلف كردنهايي كه بايد با مشكلات زيرزمين درگير بشويم و بجنگيم وضعيت را به سرعت بهبود ببخشيم. در خارج از شهر هم همين طور است.
بالاخره آقاي رحمتي گزارش خوبي دادند. در طول بيست و هفت هشت سال قالب تسهيلات و تأسيسات حمل و نقلي ما حداقل دو برابر و چند برابر شده اما باز هم اين متناسب با رشد كشور نيست. بالاخره بايد تكليف خودمان را روشن كنيم، بگوييم آقا در يك يا دو برنامه ما اين زيرساختها را به پاية مورد نياز كشور مي رسانيم بعداً متناسب با رشد جمعيت رشد بكند. اين عقب افتادگيها را طي دو برنامه تمام مي كنيم و اين شدني است. بالاخره يك بزرگراه تهران شمال از 1374 اسمش آمده است، الان سال 1385 هستيم. يازده دوازده سال است. آقاي رحمتي چند سال ديگر كار داريم اگر با اين سرعت جلو برويم؟ اگر منابع باشد و كار كنيم پنج سال ديگر. شانزده هفده سال يك بزرگراه از روزي كه شروع كرديم تا روزي كه ماشين از داخل آن عبور كند طول مي كشد. اصلاً شكل شهرهاي حاشية درياي خزر كلاً عوض شده و يك چيز ديگري شده است، تازه راه را باز مي كنيم يك دفعه 300 هزار 500 هزار آدم را مي خواهيم داخل آن بريزيم. تمام زندگي مردم آنجا فلج مي شود و همة بافتهاي اجتماعي آسيب مي بيند. يك باره آقاي رحمتي بگويد آقا من طي دو برنامه بيست هزار سي هزار ميليارد تومان مي خواهم اين راه آهن را ده هزار كيلومتر مي كشم تمام مي بندم. بعد حالا آنتنهايش بماند ديگر حالا به هر جايي آنتي بدهيم. شبكة بزرگراهي كشور هم بيست سي هزار كيلومتر مي خواهم و آن را تمام مي كنم. اينها واقعاً شدني است منتها نيازمند تصميمات بزرگ هستيم.
بايد ظرفيت اتخاذ و اجراي تصميمات بزرگ را فراهم كنيم. من فكر مي كنم بالقوه هست، بايد اين را بالفعل كنيم. بالاخره من از وقتي كه يادم مي آيد در اين حمل و نقل بحث تصادفات جاده اي بوده و هميشه هم مشكل داشته ايم. بالاخره يك بار تصميم بگيريم بگوييم ظرف چهار سال ما اين كارها را تمام مي كنيم ديگر. به نظر من مقدمات فراهم است،
ان شاءالله دولت، مجلس و همة همكاران دست به دست هم خواهند داد. اين كار را انجام بدهيم. اينها واقعاً شدني است. هم در شهرها و هم در خارج از شهرها.
من مي خواهم در اين بخش يك تشكر صميمانه از همة دست اندركاران بخش حمل و نقل بكنم. بالاخره يك ملت، اقشار گوناگون، دارند تلاش مي كنند تا اين ملت سرپا مي ايستد، مي درخشد و پيشرفت مي كند. بسياري از اقشار هستند كه در طول سال فرصت نام بردن و تشكر از آنها پيدا نمي شود يا كار آنها به گونه اي است كه خيلي به چشم نمي آيد. بگذاريد چند مثال بزنم. اين دفعه از بيرون شهر شروع مي كنم. اين رانندگان كاميوني كه كالاها را در كشور جابه جا مي كنند به شرايط زندگي آنها نگاه كنيم، راه مي افتند مي روند يك هفته دو هفته آنهايي كه ترانزيت هستند، به خارج مي روند و بعضاً يك ماه از خانواده و زندگي دور هستند. تك و تنها در اين بيابانها روزها وساعتها همين طور مرتباً رانندگي [مي كنند] زمستانش يك جور، تابستانش يك جور، من ديده ام و چون خودم، انجام داده ام مي فهمم كه يك تريلي وسط كولاك و برف بخواهد يك لاستيك پنچرش را عوض بكند و پنچري بگيرد چه مي شود و در بيابان چه اتفاقي مي ا فتد. اينها دارند زحمت مي كشند. جزء زحمتكش ترين اقشار جامعه هستند. فداكارانه و صبورانه اين بيابانها، كويرها و دشتها را طي مي كنند تا زندگي روزمرة مردم اداره بشود. تانكرهاي سوخت رساني اگر سوخت را به موقع نرساند و يك روز سوخت نرسد، صفهاي طويل ايجاد
مي شود و تمام شهر مي خوابد.
آن مجموعه اي كه در يك قطار دارند كار مي كنند همين طور، مردم شب تا صبح راحت در قطار خوابيده اند اينها چشمهايشان باز است و دارند همين طور اين دو خط موازي را نگاه مي كنند تا مردم را سلامت به مقصد برسانند. يا آن گروهي كه در كشتي كار مي كنند بعضاً دو ماه سه ماه شش ماه دور از وطن و خانواده در اين اقيانوسها و درياها مي روند براي اينكه كالا را دست مردم برسانند و ببرند و موجب آباداني كشور بشوند يا آنهايي كه در هواپيما خلبان، كمك خلبان يا خدمه هستند ما مي رويم يك ساعت سوار مي شويم و از آن طرف راحت پياده مي شويم مي گوييم چه خوب الحمدالله اما اينها از صبح تا شب يك روز دو روز يك ماه شش ماه يك سال دو سال در تلاطمها و حوادث و … آنجا بايد باشند و خدمت بكنند. در شهر هم همين طور است. يك رانندة اتوبوس را مي بينيد كه چه طور است ديگر. در اين راه بندانهاي سنگين مرتباً بيايد كنار سوار كند و پياده كند و هر كسي هم با يك روحيه اي سوار اتوبوس مي شود؛ يكي بليط ندارد يكي پول خرد ندارد كه حالا شنيده ام پولي هم شده است. دويست تومان و سيصد تومان كه حالا براي اين مورد هم نكته اي را خدمتتان عرض مي كنم. هشت ساعت در اين ترافيك شهرهاي بزرگ اين ماشين بزرگ را بايد شما از بين اين موتورها و ماشينها ببريد. مردم را دوباره پياده و سوار كنيد، خيلي فشار مي آيد واقعاً كار سنگيني است. همين طور
راننده هاي تاكسي و ميني بوس؛ رانندة تاكسي از صبح راه مي افتد هشت ساعت ده ساعت دوازده ساعت مرتباً سوار، پياده، آقا نگه دار، آقا سوار كن، واقعاً كساني كه در مجموعة حمل و نقل به خصوص رانندگان و كمك رانندگان مشغول خدمت هستند كارشان بسيار سخت است و بقيه كه حالا خود نيروي انتظامي كه 24 ساعت در خدمت حمل و نقل و ايمني و جا به جايي سالم مردم است. بخش حمل و نقل، مديران، شركتها، بنگاهها، بليط فروشها، بليط پاره كنها، همه و همه؛ بايد صميمانه از همه آنها تشكر كنيم و اين روز را به همة آنها تبريك عرض بكنيم و از خدا بخواهيم به همة آنها سلامتي، توفيق و عزت بدهد.
ما يك خانواده ايم و همه مكمل هم هستيم. بايد يار هم باشيم. خيلي خوب است كه آدم سوار تاكسي يا اتوبوس بشود يك خسته نباشيد بگويد؛ آقا خسته نباشي. همين يك خسته نباشي به آن راننده عزيزي كه دارد زحمت مي كشد انرژي و نيرو مي دهد.
اما در باب حمل و نقل عمومي آن جمله اي كه خواستم خدمتتان عرض كنم، سياستمداران حمل و نقل عمومي، وزارت كشور و وزارت راه بايد دنبال اين باشند كه حمل و نقل عمومي را به شدت ارزان كنند. ما حمل و نقل عمومي را گران بكنيم پس اين چه كاري است؟ سودي نبرديم. گفتم يك نفر كه از حمل و نقل خصوصي به حمل و نقل عمومي مي رود نه دهم هشت دهم ليتر صرفه جويي در مصرف سوخت است. دولت آمادگي دارد و اين كار را هم دارد انجام مي دهد. بخشي از اين هشت دهم را به حمل و نقل عمومي بدهيم بخشي هم براي كارهاي سازندگي بماند. الان شما مي دانيد اتوبوسهايي كه وزارت كشور دارد به شهرداريها مي دهد هشتاد و دو نيم درصد قيمت آن را خود دولت
مي پردازد؛ يعني يارانه خيلي سنگين است. اگر اتوبوس را 100 ميليون حساب كنيم بيش از 80 ميليون تومان آن را دولت اول مي پردازد. حالا اگر بشود در بودجة سال آينده پيش بيني كنيم و اصلاً كامل بپردازيم اما شرطش اين باشد كه قيمتش در شهرها ارزان باشد. ارزان باشد كه مردم سوار شوند. بنا باشد دولت 80 ميليون يارانه بدهد بعد مردم هم 300 ـ250 تومان بخواهند بدهند و از اين طرف شهر بروند آن طرف شهر، اينكه نقض غرض است؛ يعني از جيب مردم دوبار پول داده شده. وزارت كشور يك طراحي بكند كه ما قيمت آن را پايين بياوريم. صرف دارد. به نفع كشور است. بعضيها خيال نكنند كه اگر مرتباً قيمتها را آزاد كنيم به نفع كشور است. نه اتفاقاً بعضي جاها قيمتها را كنترل كنيم و پايين بياوريم، به نفع كشور است.
من صميمانه از همة دست اندركاران حمل و نقل تشكر مي كنم، از دوستان اجازه مي خواهم كه در يك جمله هم از ملت ايران تشكر بكنم. روز جمعه يك روز پرشكوه، پر افتخار و غرورانگيز براي ملت ايران بود. ملت ايران در طول تاريخ خودش به خصوص در دوران انقلاب بارها و بارها نشان داده كه با هوشمندي كامل، همدلي بي نظير و در مقاطع حساس به طور كامل در صحنه حضور دارد و از كيان، عزت، فرهنگ، تمدن، استقلال و عظمت خودش دفاع مي كند. حادثة روز جمعه از يك طرف موجب دلگرمي همة ملتهاي آزاده شده كه ان شاءالله رسانة ملي كه خيلي خوب عمل كرد انعكاس شادي ملتهاي ديگر را از حركت ملت ايران منتشر بكند. نمي دانيد چه خبر است؟ چشم اميد بسياري از ملتها الان به ملت ايران است. هم به عنوان الگو و هم به عنوان نقطة اتكا. روزانه هزاران نفر از نقاط مختلف جهان به خصوص از كشورهاي اروپايي و امريكا، از اديان و مذاهب گوناگون با ما تماس مي گيرند، پيام و نامه الكترونيكي مي فرستند. جالب است كه بسياري از اينها نقطة اميدشان را ايران مي دانند و بسياري از اينها به صراحت مي گويند ما منتظريم كه ملت ايران اسباب رهايي ما را هم فراهم كند. چند روز پيش مهماناني براي همايش هولوكاست آمده بودند. نشستي با هم داشتيم كه خيلي جالب بود. اينهايي كه از اروپا و امريكا آمده بودند مي گفتند كه آقا ما در اين دو سه روز لذت آزادي را چشيديم. چقدر شما آزاديد. ما در كشور خودمان نمي توانيم دو نفر با هم راجع به هر چيزي كه مي خواهيم صحبت كنيم. در اخبار شنيديد. بعضي از آنها مي گفتند كه ما را تهديد كردند اگر برگرديم دستگيرمان مي كنند. ديديم كه وزير خارجه يكي از اين كشورهاي غربي كه خيلي مدعي آزادي هم است رسماً يك استاد تمام سي چهل سال سابقه دار مشهورترين دانشگاه آن كشور را تهديد كرد كه آقا تو رفتي اظهار نظر كردي، برگردي ما پدرت را در مي آورديم. دستگيرت مي كنيم. او به من مي گفت آقا من اين سه روز به اندازه همه عمرم زندگي كردم. گفت تازه لذت آزادي را در اين كشور فهميده ام و چشيدم و جالب بود او و چند نفر ديگر كه از او پا آمده بودند مي گفتند آقا ما براي شما دعا
مي كنيم تا بتوانيد ما را هم نجات بدهيد.
امروز نگاه دنيا به ملت ايران اين است. هم الگو و هم نقطة اتكا و اميد ملتهاي عالم است و خدا را سپاسگزاريم كه ملت ايران اين شأن را خوب مي شناسد و وظيفه اش را به درستي عمل مي كند. در اين رسانه هايشان زده بودند كه اين اولين آزمون سنگين اين دولت است. به خيال خودشان انتظار داشتند كه مردم كم بيايند. در يك انتخاباتي كه بسيار آرام، از آن هيجانات كاذب تخريبي هيچ خبري نبود. فضاي آرام و دوستانه و هيچ محرك كاذبي وسط كار نبود كه بگوييم يك تحريك كنندة كاذبي آمد. فقط ايمان، آگاهي و عشق مردم به اين سرزمين و تعالي اين كشور و انقلاب آنها را آورد كه البته هنوز كل آراء را نشمرده اند. بيش از 28 ميليون نفر، تازه هواي سرد و در بسياري از روستاها به خاطر اينكه جمعيت يا كانديداهايشان به حد نصاب نرسيده بود، هواي سرد و برف و راه بندانها، بعضيها دو ساعت زير برف ايستادند تا اين مسئوليت عظيم اجتماعي را به خوبي ايفا بكنند. ما بايد از اين مردم تشكر كنيم و قدر اينكه عضوي از اين ملت و خادم اين ملت هستيم را بدانيم و بيش از گذشته كار و تلاش بكنيم. از خدا بخواهيم كه به همة ما توفيق خدمت و قدرشناسي اين ملت را عنايت بفرمايد.
والسلام عليكم و رحمةالله
شناسه خبر: 5228
- سخنراني ها
1390 رياست جمهوري اسلامي ايران 2011 Presidency of The Islamic Republic of Iran
آدرس: تهران - میدان پاستور - خیابان پاستور تلفن: +98(21)64451