
سخنراني در ديدار با دانشجويان دانشگاه صنعتي اميركبير
بسم الله الرحمن الرحيم
اللهم عجل لوليك الفرج والعافية والنصر و اجعلنا من خير اعوانه و انصاره والمستشهدين بين يديه
خداي بزرگ را سپاسگزارم و بسيار خوشحال كه امروز در بهترين دانشگاه صنعتي كشور حضور دارم. دانشگاه امير كبير جزء بانشاط ترين، فعال ترين و علمي ترين دانشگاههاي كشور جمهوري اسلامي ايران است.
[حضار: دانشجو مي ميرد، ذلت نمي پذيرد.]
اين شعار همة دانشجويان ايران عزيز است. دانشجويان ما همواره در اين سرزمين مقدس ضد ديكتاتوري بوده اند و خواهند بود. افتخار دانشگاه در اين است كه ديكتاتوري را در هر لباسي مي شناسد و سركوب مي كند. امروز بدترين نوع ديكتاتوري در دنيا ديكتاتوري امريكايي است كه در لباس حقوق بشر است. ما خدا را شاكريم كه دانشجويان عزيز ما همواره هوشيار، با نشاط، آگاه و مصمم در وسط همة صحنه ها ايستاده اند و خواهند ايستاد و خدا را سپاسگزاريم كه دانشگاه اميركبير عزيز ما يكي از دانشگاههاي بسيار فعال، پويا و پرنشاط است. در سال 1354 تغييراتي در نحوه پذيرش دانشجويان ايجاد شد.
[شعار حضار]
من فكر مي كنم يكي از ويژگيهاي اساسي و اصلي دانشجوي آگاه تحمل سخن ديگران است و من فكر مي كنم همه بايد نشان دهيم كه حقيقتاً يك دانشجوي آزاده و آگاه هستيم. دانشجوي آزاده مي رزمد،
مي ميرد، اما از بيگانه مأموريت نمي پذيرد.
[حضار : دانشجو بيدار است، از امريكا بيزار است. ]
افتخار محيط دانشگاهي ما همواره متانت، منطقي بودن و حق پذيري بوده است. از سال 1354 من يادم هست، دانشجوياني كه حقيقتاً طرفدار آزادي، حق، عدالت و استقلال بوده اند، همواره منطقي، متين و آرام
بوده اند.
من فكر مي كنم به اندازة كافي شعار داده ايد و حرفهايتان را
زده ايد، حالا وقتش است كه چند دقيقه هم حرفهاي برادر كوچك خودتان را كه از دانشگاه براي برپايي عدالت قيام كرده است، بشنويد. دوستان صحبتها را كردند، مطالبي را شنيديم، من هم چند دقيقه اي مطالب كوتاهي را با شما در ميان مي گذارم. به نظرم مطالب مهمي است و جايش هم در دانشگاه است؛ به خصوص در دانشگاه عزيز اميركبير كه بايد اين مطالب مطرح بشود.
جنبش دانشجويي در كشور ما يك حركت بيدار، پويا و بالنده است كه در طول تاريخ خود حداقل سه ويژگي را به خود اختصاص داده است؛ ويژگي اول حركت دانشجويي، صداقت و اخلاص است. صداقت و اخلاص مهم ترين ويژگي جوان دانشجوست. اگر صداقت و اخلاص كنار برود، از حركت دانشجويي هيچ اثري باقي نخواهد ماند. من يادم هست از سال 1354 كه وارد دانشگاه شدم، از روز اول در متن و در وسط جنبش دانشجويي و همراه دانشجويان انقلابي تا امروز بوده ام. بودند كساني كه در شعار و فرياد عليه امريكا حنجره هاي خودشان را پاره مي كردند، اما به محض اينكه فارغ التحصيل شدند، شركتي تأسيس كردند و به نان و نوايي رسيدند، به ملت خود پشت كردند. جريانات وابسته به ماركسيستها، التقاطيها، منافقين و ليبرالها همه از اين گونه بوده اند. به محض اينكه يكي از آنها دستگير مي شد، براي اينكه آزاد بشود حداقل چهل دانشجوي مبارز مسلمان را به ساواك لو مي داد تا خودش رهايي پيدا كند.
بگذاريد يك خاطره برايتان بگويم: قبل از پيروزي انقلاب، در سال 1355 در دانشگاه مجموعه اي به نام گارد دانشگاه مستقر بود. اين گارد متشكل بود از افراد ورزيدة منتخب، با هيكلهاي بسيار قوي و آموزش ديده؛ اينها مخصوص سركوب دانشجويان بودند.
من يادم است، يك روز با دوستي كه [دانشجوي] رشتة صنايع بود، صبح وارد دانشگاه شديم، اين گارديهاي قوي هيكل با باتومهاي الكترونيكي شوك آور و سپرهاي بزرگ دو طرف دانشگاه صف كشيده بودند. ما آمديم از بين اينها عبور بكنيم، وقتي به وسطهاي راه رسيديم، رئيس گارد شخصي به نام سرهنگ هنري بود. آنجا ايستاده بود، گفت بايستيد ببينم. در حالي كه كيف من پر از اعلاميه هاي انقلابي عليه ديكتاتوري وابسته به امريكا و عليه امريكا بود. ما توجه نكرديم؛ دانشگاه علم و صنعت را خيلي از شما مي شناسيد. از در غربي حركت كرديم. يك دفعه اين رئيس گارد فرمان حمله داد. اين دوست رشتة صنايعي كه با من بود، هيكل درشتي داشت. از پشت چنان به او ضربه زدند كه با صورت روي زمين افتاد و كتابهايش تا جلوي مسجد دانشگاه علم و صنعت يعني پانزده متر آن طرف تر پخش شد. البته من از آن محل فرار كردم و
اعلاميه ها را در جاي امني گذاشتم. آن دوست من دستگير شد و در سياهچالهاي ساواك چهل روز تحت شكنجه بود، براي اينكه بگويد چرا به حرف گارد براي ايستادن توجه نكرده است. ما ديكتاتوري شاه را چشيده ايم، به همين دليل انقلاب كرده ايم و بدانند تا آخر و تا هزار سال ديگر احدي قادر نيست ولو به نام آزادي در اين كشور ديكتاتوري بر پا كند. تن ملت ما از استبداد وابسته به شرق و غرب و گروهكهاي نوكر امريكا و شوروي زخمي است. بنابراين در اين انقلاب تا هزار سال آينده كسي جرئت و توان بر پايي ديكتاتوري را نخواهد داشت.
اولين اصل صداقت و پاك بودن است. دومين اصل استقلال است. ارزش حركت دانشجويي به استقلال آن است. ما اين مشكل را اوايل انقلاب و قبل از انقلاب هم داشتيم. هفتاد گروه سياسي در دانشگاه فعاليت
مي كردند، هر كدام وابسته به يك حزبي در بيرون دانشگاه [بودند]. نمايندة احزاب در داخل دانشگاه، نمايندة احزاب اند، نماينده دانشجو و جنبش دانشجويي نيستند. تجربه نشان داده است احزاب، ولو بهترين حزبها، جز نگاه ابزاري و بهره برداري به محيط دانشگاه ندارند. ويژگي بسيار مهم حركت اصيل دانشجويي ما كه در طول پنجاه سال در كشور ما آثار بسيار افتخار آفريني برجاي گذاشته، استقلال و دانشجو بودن بوده است. ويژگي ديگر حركت دانشجويي آرمانخواهي بوده است؛ آرمانهاي بلند الهي، انساني، خداپرستي و عدالت جزء ذات حركت دانشجويي ما بوده است و در طول پنجاه سال حركت دانشجويي ما هيچ گاه از آرمانهاي بلند الهي دست برنداشته است و هر گاه گروه اندكي به نام حركت دانشجويي از مسير آرمانها فاصله گرفته اند، خود بدنة حقيقي دانشگاه آنها را به كناري زده است.
امروز ملت ما پرچمدار آزاديخواهي، عدالت و خدا پرستي در همة جهان است و دانشجويان ما در محور حركت و پيشتاز حركت انقلابي ملت ما هستند.
عزيزان! دوستاني آمدند، حرفهاي خودشان را زدند، من ترديد ندارم، اگر فرصت بود، تك تك شما حرفهاي شنيدني فراواني براي گفتن داشتيد. اعتقاد من اين است اگر احزاب و گروهها محيط دانشگاه را به حال خود رها بكنند، دانشجويان هيچ مشكلي با يكديگر نخواهند داشت. محيط دانشجويي بايد بانشاط، با صفا، با صميميت و پر از گفتگو، چالش و به نقد كشيدن باشد. روحية انتقادي دانشجو رمز تكامل جويي ملت عزيز ايران است.
من به بعضي از مطالبي كه دوستان گفتند، اشاره مي كنم. يكي دو نكته را هم مي گويم، بعد اگر سؤالي بود، سؤالهاي كتبي را پاسخ مي دهم.
دبير انجمن علمي مكانيك خواستند كه از انجمنهاي علمي حمايت قاطع بشود. اين در دستور كار دولت است.
در رابطه با بازنشسته شدن استادان دو نفر از دوستان مطالبي را مطرح كردند. براي اينكه نظر بنده را بدانيد، نظر احمدي نژاد اين است كه استادي دانشگاه هيچ گاه بازنشستگي نخواهد داشت. قانوني كه قبل از اين دولت بوده است، تعداد بازنشستگان سال 1383 و 1382 و 1381 چندين برابر سال 1384 است كه اين دولت در خدمت شماست.
دربارة دانشجويان پولي بحث كردند. باز به شما مي گويم: احمدي نژاد با دانشجوي پولي و فقط به خاطر پول دانشجو شدن به شدت مخالف است و وزارت علوم هم مأمور شده است اين تصميم غلطي را كه در گذشته اتخاذ شده است، به آرامي و به درستي اصلاح بكند.
دبير «كانون گفتگو و انديشه» گفتند: دولت تلاش مي كند، دولتهاي قبلي را زير سؤال ببرد. افتخار اين دولت اين است كه تا امروز هيچ قدمي براي زير سؤال بردن خدمات ديگران برنداشته است، اما نبايد ديگران انتظار داشته باشند كه اين دولت عدالت را دنبال نكند يا با فساد مبارزه نكند.
بعد گفتند فضاي خفقان و بسته ايجاد شده است. ما نمونه اش را در همين جلسه داريم مي بينيم كه چقدر فضا خفقان است! عدة كمي اجازه نمي دهند كه اين اكثريت از حق خودش استفاده بكند. افتخار اين دولت اين است كه بازترين شرايط سياسي را در طول تاريخ اين كشور ايجاد كرده است كه افراد در مطبوعات و رسانه ها هرچه دلشان مي خواهد،
مي گويند و با آزادي راه مي روند و بعد هم مي گويند آزادي نيست و خفقان هست.
دوست ديگري نكته اي را دربارة انرژي هسته اي مطرح كرد كه به نظرم بحث بسيار مهمي است. اين دوست عزيز به من گفت كه مراقب باشيد، دستيابي به انرژي هسته اي به از دست رفتن منابع ملت يا صدمه وارد شدن به اركان اقتصاد كشور منجر نشود.
[حضار : انرژي هسته اي حق مسلم ماست.]
من مي خواهم چند جمله اي عرض كنم كه ببينيد اين مسئله چقدر مهم است و تا كجا بايد سرمايه گذاري بكنيم. امام عزيز ما درسهاي گرانبهايي را براي ما به يادگار گذاشتند. امام فرمودند: اگر ديديد دشمنان بشريت و نظام سلطه با چيزي مخالفت مي كنند، بدانيد كه آن به نفع ملت است و پاي آن بايستيد و از آن دفاع بكنيد. سؤال من اين است، بايد ببينيم نظام سلطه، امريكا و انگليس فاسد كه جز به سلطه بر همة ملتها و چاپيدن حقوق همة ملتها راضي نيستند، امريكا و انگليس كه حتي به يك لحظه حيات مستقل ما راضي نيستند، چرا اين قدر با دستيابي ملت ما به فناوري هسته اي مخالف اند تا جايي كه حاضرند همة قوانيني كه خودشان
گذاشته اند، سازمانهايي كه خودشان درست كرده اند، نهادهايي كه
شصت سال نانش را خورده اند و آن را تبليغ كرده اند، را هم زير پا بگذارند، اما مانع از دستيابي ملت ايران به فناوري هسته اي بشوند. دوستان! حقيقت اين است، دستيابي ملت ايران به فناوري هسته اي مساوي است با قرار گرفتن ايران در كنار كشورهاي پيشرفته و تبديل شدن به ابرقدرت بلا منازع در جهان.
[حضار: مرگ بر امريكا]
سال قبل كه قرار شد كار را مجدد شروع و حركت بكنيم، امريكا و دوستانش ما را به حملة نظامي تهديد كردند. ملت ما ملتي شجاع است. ملتي كه چنين جواناني دارد، از تهديد هيچ قدرتي نمي هراسد. طبيعي بود ملت وقتي نترسد، خادمان و فرزندان اين ملت هم نخواهند ترسيد.
ما گام به گام با پشتوانة ملت رو به جلو حركت كرديم و آنها عقب رفتند. من به شما مي گويم عزيزان، مي خواهم بعضي از مسائل پشت صحنة هسته اي را در اينجا براي شما بازگو بكنم. اما بدانيد تا امروز بعد از يك سال و دو سه ماه ما گام به گام جلو رفته ايم و آنها گام به گام عقب رفته اند و امروز به لطف خدا هيچ كاري عليه ملت ما نمي توانند انجام بدهند.
[حضار: احمدي، احمدي حمايتت مي كنيم.]
من كوچك همة شما هستم. به شما بگويم، اين تحريمي كه اينها مطرح
مي كنند، مثل آن داستاني است كه شنيده ايد، از دور مثل ماست است، جلو كه مي آيد مثل دوغ است، مي خوري مثل آب است. قبل از اينكه آن پشت صحنه ها را برايتان بگويم، مي خواهم دو جمله بگويم، بدانيد به لطف خدا مسير رسيدن تا قلة هسته اي پيموده شده است، يك گام نهايي باقي مانده است. به پشتوانه و ايستادگي شما و ملت ايران اين گام را هم با اقتدار
برخواهيم داشت و در دهة فجر جشن بزرگ هسته اي برپا خواهد شد.
[حضار: انرژي هسته اي حق مسلم ماست.]
[حضار: احمدي احمدي، تشكر، تشكر.]
مي خواهم يك جمله هم به اين دوسه كشور اروپايي بگويم. اگر تا امروز ما ذره اي ترديد داشتيم كه شما با ملت ما دشمني مي كنيد و زير نقاب نگراني از انحراف و توسعة سلاح هسته اي پنهان شده بوديد، از اين به بعد ما اصرار شما بر مقابله با ملت را اقدامي خصمانه تلقي مي كنيم و متناسب با آن اقدام خواهيم كرد.
اما پشت صحنه. دقت كنيد، امريكاييها و انگليسيها مي دانند كه در اين صحنه حريف ملت ايران نخواهند شد. آنها مي خواهند با جنگ رواني و ايجاد تفرقه در صفوف ملت ما اهداف خودشان را جلو ببرند. بلندگوهاي خود آنها هر روز دارد مي گويد، آخر اين انرژي هسته اي چيست كه دولت ايران مي خواهد اين قدر هزينه بدهد؟ اگر به سمت آن برود، ال مي شود، بل مي شود، اقتصاد و سازندگي متوقف مي شود. همة اينها يك جنگ رواني است و من به شما خواهم گفت كه پايداري بر انرژي
هسته اي موجب قوام و پيشرفت اقتصاد ما هم خواهد شد.
من متأسفم، عده اي قليل از گروههاي سياسي به خاطر قدرت طلبي در مقابل اين آرمان بزرگ ملت مي ايستند و حرفهاي امريكا را در داخل ترجمه مي كنند. به لطف خدا تا امروز جز اينكه رئيس جمهور و خادم شما و برخي از ديپلماتها بخشي از وقت خودشان را براي پيشبرد سياست هسته اي صرف كرده اند، ملت ما جز اينكه عزت و افتخار به دست
آورده اند، حتي يك ريال هم هزينة اضافي نكرده ايم و امريكا و انگليس و دوستان آنها در منطقه بدانند كه ملت ايران بدون پرداخت كمترين هزينه اين قلة پر افتخار را به زودي فتح خواهد كرد.
اما در پشت صحنه، شما مي دانيد امريكا و انگليس 150 سال در منطقة ما، در اقتصاد جهاني، رسانه هاي جهاني و سازمانهاي بين المللي ريشه دارند. بگذاريد يك خاطره بگويم. اول انقلاب يكي از دوستان ما عضو گروهك منافقين شد. ما يك جلسه با او صحبت كرديم كه مرد حسابي! امام، اين انسان پاك، مومن و الهي را رها كردي، به احتمال اينكه ممكن است خطا كند، نوكر آقاي رجوي شدي كه يك آدم نوكر امريكا و بيگانه پرست است؟ جالب است او از ما پذيرفت. ما دو نفر بوديم. گفت حرف شما درست است، امام انسان پاك، الهي و در مسير خدمت به ملتها و آرمانهاست. ما به او گفتيم، ما از تو خواهشي كوچك داريم. به آن گروه رفته اي، اشكال ندارد، اما ارتباطت را با ما قطع نكن و ما هر هفته، دو هفته اي يك بار با هم گپي دوستانه و گفتگو داشته باشيم. پاسخش خيلي جالب است. به ما گفت فلاني! سازمان ( سازمان منافقين ) به ما گفته است با اينها حرف نزن، حرف اينها را گوش نده، چون ممكن است بر ذهن تو اثر بگذارند.
دانشجوي آزاده همه حرفها را مي شنود و بعد تصميم مي گيرد. نكند خداي نكرده كسي پيدا بشود كه در گوشش پنبه بگذارد و حاضر نباشد حرف حق را بشنود.
غربيها اول تصور مي كردند كه با يك فشار ما عقب نشيني مي كنيم. پيش خودشان تحليل كردند كه اين دولتي كه آمده، نه چپيها و نه راستيها قبولش دارند. دولتي تنهاست و دو فشار به او بياوريم، خواهد افتاد. بعضيهايشان نشستند، تحليل كردند و گفتند به اين دولت ـ اينهايي كه
مي گويم، همه اش مستند است ـ فشار سياسي مي آوريم و اين دولت را شش ماهه [ساقط مي كنيم] . خودشان زمان بندي كرده بودند، CPM و شبكه ترسيم كرده بودند كه تا دي ماه 1384 اين دولت را ساقط خواهند كرد. پيغام هم براي بعضيها داده بودند كه شرايط آماده است. از بيرون و درون طراحيها شروع شد؛ يك جنگ رواني بسيار سنگين. بيش از شصت نفر از شخصيتهاي سياسي از من وقت مي گرفتند و ملاقات مي آمدند و با يك مقدمه چيني كه فلاني! ما شما را دوست داريم و به شما علاقه منديم. اما از يك منبع بسيار دقيق و درست مطلع شديم و خبري كاملاً دقيق داريم، قرار است امريكاييها در فلان روز به اين نقاط در جمهوري اسلامي حمله كنند، يكي از اين نقطه ها هم مقر رهبري و رياست جمهوري اسلامي است.
من كاملاً به حرفها گوش مي دادم و وقتي كه تمام مي شد، با نفرهاي قبلي مقايسه مي كردم و مي ديدم منشأ همة اين خبرها يك كانون واحد است. لبخندي مي زدم و مي گفتم خيلي ممنون . صبحكم الله بالخير و العافيه، ما از شما تشكر مي كنيم. بعد مي گفتم اگر شما با امريكاييها ارتباط داريد، بگوييد.
[شعار حضار]
بعد من براي امريكاييها پيغام مي دادم كه آقاي فلاني! اگر با امريكاييها ارتباط داري، بگو كه ملت ما دست شما را خوانده است و فريب اين طراحيهاي شما را نخواهد خورد.
[حضار : دانشجو بيدار است، از امريكا بيزار است.]
ما به امريكا رفته بوديم در جلسة شوراي روابط خارجي، در ذهنم اين بود كه نقبي به عمق مديريت امريكا بزنيم و ببينيم كه اينها چند مرده حلاج اند و ما با چه كساني طرف هستيم و از اين به بعد بايد با اينها چه كار بكنيم. وقتي آنجا رفتيم، اينها با يك آرايش برنامه ريزي شده براي مقابله آمدند. مي دانيد من قبلاً نامه اي براي آقاي بوش فرستادم. شما جوانان عزيز اين كشور بدانيد، زماني كه اين نامه نگاشته مي شد، بنده با وضو و توكل بر خدا، حقيقت در دلم اين بود، خدايا، اي خداي بزرگ! در اين نامه براي رئيس و پرچمدار نظام سلطه هدايت قرار بده و دل او را به حقيقت، خداپرستي و عدالت نرم كن، اما پاسخ ندادند. بعداً تقاضا كرديم و گفتيم اگر شما براي مديريت جهان خيلي حرف داريد، ما آماده ايم در سازمان ملل با هم مناظره كنيم. گفتند نمي توانيم. ما گفتيم اگر نمي توانيد، به اتفاق مشاورانتان بياييد. باز گفتند نمي توانيم. در جلسة شوراي روابط خارجي اين مناظره برپا شد، بيست و هشت نفر در برابر يك نفر. يك سازماندهي داشتند و يك فرماندهي، نفر به نفر وسط صحنه
مي فرستاد تا سؤال بكند. معلوم بود سؤالهاي آنها حول دو سه محور بود. اولين سؤال اين بود كه چرا شما اسرائيل و هولوكاست را زير سؤال
مي بريد؟ متنش در آن سايت منتشر شد. من مي خواهم حواشي آن را برايتان بگويم. من پاسخ دادم. يكي از اينها كه يك آدم 60ـ70 ساله بود ...
[آتش زدن تصاوير رئيس جمهور]
براي اينكه بدانيد چه خبر است، من از اينجا مي بينم و برايتان تعريف مي كنم. بدانند، پيش تر از ما، پيشگامان ما در راه دفاع از آزادي حقيقي و استقلال و عدالت مثل شهيد رجايي جان و تنشان را سوختند. افتخار امثال بنده رسيدن به آن جايگاه و سوختن در راه تعالي اين ملت است. اما امريكاييها بدانند اگر هزار بار در راه آرمانهاي اين ملت همة وجودمان بسوزد، يك سانتي متر از آرمانها عقب نشيني نخواهيم كرد.
اين آقاي امريكايي به من مي گفت تو اطلاع نداري، ماجراي هولوكاست ربطي به اسرائيل ندارد، موضوعي در تاريخ و مربوط به گذشته است. من به ايشان گفتم، اگر متعلق به گذشته است، چرا شما الان اين قدر بر اثبات آن اصرار داريد؟ شما مي خواهيد چه نتيجه اي در محيط سياسي امروز بگيريد كه كساني كه عليه هولوكاست فرياد مي زنند، آنها را به صلابه و زندان مي كشيد. ما كه پشت دست شما را خوانده ايم. شما همه عناصر وابسته به صهيونيست جهاني هستيد.
[حضار : مرگ بر اسرائيل]
اما اجازه بدهيد، نمي خواهم خسته تان بكنم. بالاخره همه همزمان شعار مي دهيد و خسته مي شويد. مي خواهم دربارة عدالت هم صبحتبي بكنم، عزيزي پرسيدند مهرورزي و عدالت را تعريف كنيد. من مي خواهم بگويم، مهرورزي يعني اينكه تمام اين مطبوعات و سياسيوني كه به احمدي نژاد به ناحق فحش و بد و بيراه مي گويند، احمدي نژاد همة آنها را از ته دل دوست دارد و خداي بزرگ شاهد و ناظر است ...
[انفجار ترقه]
بدانند كه اين چيزها اثري ندارد. خدا شاهد است كه حاضر نيستم
ذره اي به آنها آسيبي وارد بشود يا در مسير تعالي و رسيدن به قله هاي كمال آنها هيچ خللي وارد بشود. علت اصلي بسياري از مخالفتها با احمدي نژاد اين است كه احمدي نژاد از دانشگاه برخاسته است و روحية دانشجويي و عدالت خواهي را حفظ كرده است.
[حضار: ابوالفضل علمدار، احمدي را نگه دار]
ابوالفضل علمدار، اين جوانان شجاع را نگه دار.
اما بگذاريد يكي دو جمله هم دربارة عدالت با شما صحبت كنم. شما عدالت را بهتر از من مي فهميد و لمس مي كنيد. پيشرفت و ارتقاي ما وابسته به عدالت است. عدالت محور جامعة اسلامي و آرمان بلند انبياي الهي است. عدالت سخت ترين مرحلة برپايي حكومت توحيدي است. عدالت آن قدر مشكل است كه انسان براي تحقق آن بسياري از اوقات بايد حتي به برادر، بستگان، دوستان، همكاران و همرزمان خود هم نه بگويد و در مقابل خواسته هاي زيادي آنها بايستد.
گام اول در اجراي عدالت جلوگيري از زياده خواريها و
زياده خواهيهاست. متأسفانه، تحت عناوين گوناگون عده اي چه در عرصة سياسي، چه در عرصة فرهنگي و چه در عرصة اقتصادي براي خود حقوق ويژه قائل شده اند. به شما بگويم عده اي هستند، عادت كرده اند با يك تلفن 1000 ميليارد تومان وام ارزان بدون زمان از كيسة ملت بردارند. امروز وقتي دولت جلوي آنها مي ايستد، مي گويند دولت ضد بخش خصوصي است. ما ضد بخش خصوصي نيستيم، ضد بخش اختصاصي هستيم كه عده اي همة مملكت را مال خودشان بدانند. وقتي جلوي مجوزهاي انحصاري و ويژه را مي گيريم، مي گويند مخالفت با بخش خصوصي است. در همين دماوند و لواسان عده اي زماني كه در قدرت بوده اند، در حالي كه جوانها و فارغ التحصيلان كشاورزي دماوند حتي يك هكتار زمين نداشتند تا كار كنند و قوت لايموت و شغل شرافتمند [داشته باشند]، عده اي در آنجا رفته اند و سي هكتار سي هكتار و پنجاه هكتار پنجاه هكتار زمين بيت المال را مجاناً بر خلاف قانون گرفته اند و قبل از طي مهلتهاي قانوني سند هم صادر كرده اند و براي خودشان ويلا ساخته اند كه آخر هفته براي تفريح به آنجا بروند. بدانند احمدي نژاد با اين اقدامات مخالف است و با فريادهاي شما از صحنه خارج نخواهد شد.
متأسفانه وقتي اين افراد را اعلام مي كنيم و اسامي شان در روزنامه
مي آيد، انواع گروههاي سياسي كه به گمان من و به احتمال بسيار زياد با اينها در پيوند و ارتباط هستند، سرو صدايشان در مي آيد و صدها مقاله عليه برخورد دولت با فساد مي نگارند و منتشر مي كنند.
[ حضار: احمدي، احمدي، حمايتت مي كنيم.]
بدانيد كساني كه در شرق و غرب كشور عادت كرده بودند كه با يك تلفن هزاران هكتار زمين اين ملت مظلوم را در اختيار بگيرند و با وامهاي 1000 ميلياردي براي خودشان امپراتوري راه بيندازند، اينها قادرند فقط با 100 ميليارد تومان وارد بازار بشوند، روزي وارد بازار مرغ، روز ديگر بازار تخم مرغ و روز ديگر بازار مسكن بشوند و به خيال خودشان در مقابل اين دولت ...
من خواهش مي كنم آرامش خودتان را حفظ بكنيد، توپ، تانك، مسلسل ديگر اثر ندارد. دانشجوي آزاد و آگاه راه خود را يافته است و با فشار عده اي دانشجونما از صحنه خارج نخواهد شد. دانشجوي ما بيدار است و از بيگانه بيزار است.
[حضار : دانشجو بيدار است، از بيگانه بيزار است.]
بگذاريد خاطره اي از شهيد حسن مدرس برايتان بگويم. رضاخان ديكتاتور قلدر براي شهيد مدرس پيغام داد كه آقا پايت را روي دم ما نگذار و پايت را از روي دم ما بردار. شهيد مدرس پيغام داد كه آقا شما لطفاً محدودة دمتان را مشخص كنيد. عده اي هستند، سراغ مفاسد مالي مي روي، صدايشان در مي آيد، سراغ بانكها مي روي، صدايشان در مي آيد، سراغ وابستگيهاي به بيگانه مي روي، صدايشان در مي آيد، سراغ دزديهاي ميلياردي مي روي، صدايشان در مي آيد، آخر بايد بدانيم شما كجاي كار هستيد، چكاره هستيد، هرجا با فساد برخورد مي شود، فرياد شما بلند
مي شود و فرياد بخش خصوصي و اقتصاد سر مي دهيد.
اما براي اينكه شما بدانيد به لطف خدا دولت برآمده از شما تا آخر خواهد ايستاد. در همين يك سال و سه ماه علي رغم شرايط بسيار سنگين و منفي كه اقتصاد ما با آن مواجه بود، در همين يك سال شاخصهاي اقتصادي ـ همان كساني كه در گذشته اندازه مي گرفتند، همانها دارند اندازه مي گيرند ـ همه رو به جلوست. كساني بودند كه به عنوان يك آرمان مي خواستند صادرات غير نفتي را افزايش بدهند. بدانيد اين دولت وقتي اقتصاد را تحويل گرفت، در طول يكسال كل صادرات غير نفتي 2/7 ميليارد دلار بود. در شش ماهة دوم دولت اين را به ده و نيم ميليارد دلار رساند و به شما عرض كنم الان در هشت ماهة امسال اين مقدار را به ده و نيم ميليارد دلار رسانده است. اين همان چيزي است كه دولتهاي قبلي وقتي 500 ميليون دلار اضافه مي كردند، برايش صد تا مصاحبه، كنفرانس و سخنراني برپا مي كردند. ان شاءالله اين دولت تا پايان امسال با كمك صادركنندگان، صادرات غيرنفتي را به 15 ميليارد دلار خواهد رساند.
براي اينكه بدانيد اين صادرات چقدر اهميت دارد، حدود 50 درصد واردات ما كالاهاي واسطه اي است؛ يعني بايد به كالاي ديگري تبديل بشود يا مصرف يا صادر بشود. همواره وقتي يك ميليارد دلار صادرات اضافه مي شد، بين يك و نيم تا دو ميليارد دلار واردات افزايش پيدا
مي كرد. من به شما عرض مي كنم هم سال گذشته و هم تا اين هشت ماه واردات ما نسبت به گذشته 7/0 درصد كاهش هم پيدا كرده است.
نگاه دولت به اقتصاد، نگاه پايه اي و علمي است. ما به دنبال حمايت از بخش كشاورزي هستيم. سال گذشته ما متمم بودجه داديم. نزديك به 1200 ميليارد تومان از متمم بودجة ما در ارتباط با بدهيهاي دولت به كشاورزان از سال 1376 تا سال 1384 بود. اما امسال دولت در گندم، برنج، چغندر قند، دانه هاي روغني و چاي تقريباً به روز پول كشاورزان را داده است.
اين چيزي است كه طي 50 سال اخير آرزوي كشاورزان بوده است. دولت با كمك سيستم بانكي براي اولين بار 11 ميليون و چهار صد هزار تن گندم را از كشاورزان خريد و فوري پولش را پرداخت كرد. براي اولين بار طي يك سال 200 هزار مسكن روستايي بازسازي شد و 200 هزار واحد دوم هم شروع شده است. بناي دولت بر تمركز زدايي، كار علمي و سرمايه گذاري درست است. براي اينكه ابعاد كار دستتان بيايد، شما
مي دانيد از سال 1382 يك باند اقتصادي براي اينكه بتواند ثروت اين ملت را چپاول كند با يك بازي در بورس رشد حبابي و بادكنكي درست كرد. ارزش بسياري از سهام را بالا بردند تا بخرند و بفروشند و صدها ميليارد تومان را به جيب بزنند. وقتي كه اين دولت آمد، از اواخر سال 1383 اين رشد بادكنكي متوقف شده بود و سير شديد نزولي و بازگشت به قيمت واقعي آغاز شده بود. يادتان هست، وقتي اين دولت آمد، فرياد همينها عليه اين دولت بود كه اين دولت مخالف بورس است، احمدي نژاد بورس را قمار مي داند، مخالف بورس است، ببينيد، بورس به هم خورده و دارد شكست مي خورد. بعضيها هم كه سياسي تر بودند، موضوع هسته اي را هم به آن چسباندند. تا جايي كه شاخص كلي بورس ما به 9400 رسيد. من
مي خواهم به شما عرض كنم، الان چندين ماه است كه در بورس يك آرامش هست. آنهايي كه اقتصاددان هستند مي دانند، بورس واقعي، شفاف و بورسي كه پشتش زد و بند نباشد و همة اطلاعات جلوي صحنه بيايد و اطلاعات دروغ نگويند و مردم را فريب بدهند، اين بورس نبض و شاخص بازار است. بدانيد به لطف خدا بورس شما امروز فعال ترين بورس منطقه است، بورس آرامي است، سير صعودي منطقي دارد و به طور متوسط روزانه 20 ميليارد تومان مبادله انجام مي شود و همين امروز شاخص بورس ما از مرز 9875 عبور كرده است كه يك ركورد است.
[شعار حضار]
من در روزنامه ها ديدم، آقايي به عنوان اقتصاددان علمي اظهار فضل كرده بود كه بله، در زماني كه اين دولت آمده است، 200 ميليارد دلار از كشور خارج شده است. من پيغام دادم و گفتم فلاني يا ميليارد نمي داني يا دلار نمي داني يا اقتصاد نمي داني. بنا به گواهي بانك مركزي سال گذشته كه ما ده و نيم ميليارد دلار صادرات غيرنفتي داشتيم، 12 ميليارد دلار ارز از خارج وارد و تحويل بانك مركزي جمهوري اسلامي شد. امروز روند، واردات ارز است. آمده اند و مي گويند سرمايه گذاري خارجي در زمان اين دولت راكد شده است. من سه چهار تا عدد مي خوانم، ببينيد در كدام دولت راكد بود و در كدام دولت فعال شده است:
در سال 1382 حجم سرمايه گذاري خارجي يك ميليارد و سيصد و پنجاه و هشت ميليون دلار، سال 1383 دو ميليارد و هفتصد ميليون و سال 1384 چهار ميليارد و سيصد و ده ميليون و در سال 1385 در هشت ماهه 7 ميليارد و دويست ميليون دلار سرمايه گذاري خارجي است. و اين غير از سرمايه گذاري اي است كه در بخش نفت انجام شده است. فقط در دورة يك سال و سه ماهة اين دولت يازده و نيم ميليارد دلار قرارداد
سرمايه گذاري خارجي بسته شده است، غير از كارهايي كه در بخش نفت در حال انجام است. آمده اند مي گويند اين دولت ذخيرة ارزي را به پايان رساند. متأسفانه، بعضيها مي گويند كه از فرط افراطي گري در سياست حقيقت را گم كرده اند. دولت جز با مصوبة مجلس قادر نيست يك دلار از ذخيرة ارزي بردارد. اما كاري كه اين دولت كرده، اين است، من گفته بودم ظرفيت كار عمراني در كشور سه برابر است. آن ارزي كه مجلس به كار عمراني اختصاص داد، ما با اجازة شما همه اش را در شش ماهة اول برداشتيم و كار عمراني انجام داديم.
[شعار حضار]
با اجازة شما دولت ان شاءالله به زودي تجارت الكترونيك را در كشور كليد خواهد زد كه يك افتخار است.
در خصوصي سازي از سال 1372 تا 1384 كه اين دولت تحويل گرفت، مجموعة سهامي كه به بخش خصوصي واگذار شد، مقداري كمتر از 3000 ميليارد تومان است. اين دولت از زماني كه مجوز اصل 44 و سهام عدالت را گرفت تا امروز در كمتر از شش ماه 2300 ميليارد تومان به مردم واگذار كرده است، اما فرق واگذاري ما با آنها در اين است، ما سهام را به سهام عدالت تبديل كرديم و از پايين ترين اقشار جامعه شروع كرديم و واگذاري مي كنيم. اما قبل از ما كارخانجات با مذاكره و در بسياري از موارد با رابطه به يك بيستم و يك پنجاهم قيمت واقعي كارخانه واگذار شد. طرف خريد و بر خلاف تعهدش كارخانه را از پايه تراشيد، كارگران را بيكار كرد و هر روز در مقابل نهاد رياست جمهوري، ما تجمع كارگراني را داريم كه حقشان ضايع شده است. بدانند بنده با چنين واگذاري رابطه اي مخالفم و اين را خصوصي سازي نمي دانم، اين را غارت اموال ملت مي دانم.
و اما ما يك واگذاري ديگري هم داريم. ما ان شاء الله مجموعه هاي صدر اصل 44 مثل پولاد، برخي از بانكها، بيمه ها، پتروشيميها، بخشهايي از نفت، مس، آلومينيوم و... را ان شاء الله داريم آماده مي كنيم و به زودي داخل بورس واقعي مي بريم و آزادانه ارائه مي كنيم و حقوق ملت را به بيت المال برخواهيم گرداند.
[حضار: حزب الله، حزب الله]
با بيان دو خاطره و يك نكته عرضم را تمام مي كنم. اما يك خاطره، سال گذشته با يكي از شخصيتها كه رئيس يك كشور بزرگ و قدرتمند است، ملاقاتي داشتيم. او به من گفت در موضوع هسته اي چه كار
مي كنيد؟ گفتم ما ايستاده ايم. گفت خب، بمب اتم را چه كار مي كنيد؟ گفتم ما بمب اتم لازم نداريم. گفت ما چه كار كنيم؟ گفتم ما از شما توقعي نداريم. شما اگر وظيفة دوستي داريد، وظيفة آن را انجام بدهيد. از من سؤال كرد و گفت: آقاي احمدي نژاد! تو مي گويي بمب اتم
نمي خواهي، مي گويي كوتاه هم نمي آيي و از ما هم كمك نمي خواهي. پشتت به چه كسي گرم است كه اين طور ايستاده اي؟ من به او گفتم پشتم به ملت ايران و جوانان شجاع اين سرزمين [گرم] است.
اما خاطرة دوم، وقتي كه من دربارة آن ماجراي رمزآلود و پيچيده و ناجوانمردانة هولوكاست سؤال كردم و حرف دل ملتهاي منطقه و ملت فلسطين را زدم، يك دفعه ديدم، روزنامه هاي امريكايي سخنراني عليه مرا شروع كردند. من يكي از اين روزنامه ها را ديدم فقط در يك مقاله 16 تهمت به من زده بود و گفته بود اين احمدي نژاد ديكتاتور، آدمكش، تير خلاص زن و ... است، اما همه مي دانند كه ديكتاتور امريكا و نوكران امريكا هستند.
[شعار حضار]
اما جملة پاياني؛ عزيزان دانشجو! علت مخالفتها با اين دولت اين است كه اين دولت علي رغم همة سختيهاي كار پاي آرمانها ايستاده است، در جبهة خارجي مقابل جبهة گستردة ضدعدالت و در داخل هم در مقابل زياده طلبان سياسي و اقتصادي ايستاده است. علت اين است كه
احمدي نژاد دانشجوست و تا آخر دانشجو خواهد ماند.
پيام من به دانشگاه آزادگي، صداقت، استقلال، ايستادگي و
آرمان خواهي است. محيط دانشگاه بايد با نشاط، پر از صفا، صميميت و دلسوزي باشد كه بحمدالله هست. همه با هم دوست باشيد و بدانيد احمدي نژاد از كساني كه به او اهانت مي كنند، كوچك ترين دل نگراني، ناراحتي و خداي ناكرده كينه اي نخواهد داشت.
[حضار: احمدي دوستت داريم]
من هم شما را دوست دارم و به تك تك شما عشق مي ورزم.
خب اجازه بدهيد يك شوخي هم بكنيم و برويم. يكي از بچه ها گفت بعضي از اين دانشجوها سه ستاره شده اند. گفتم پس ستوان يك شده اند ديگر، ارتقا پيدا كرده اند.
من همين جا از آقاي وزير علوم، رئيس محترم دانشگاه، استادان و همكاران عزيزم مي خواهم تلاش كنيد، محيط دانشگاه محيط دوستي، برادري، مهرورزي و نشاط باشد و نكند خداي ناكرده جوان عزيزي كه اينجا احساساتش را با پاكي خودش بروز داده است، حتي يك موقعي كسي حق ندارد تذكر هم بدهد. اينها همه بچه ها و جوانهاي ما هستند. پسر كوچك خودم حتماً الان وسط شما و دانشجوي مكانيك است. همة شما را به اندازة بچة خودم دوست دارم.
[شعار: احمدي، احمدي خدا نگه دار تو]
خدا نگه دار شما باشد. دوستان مطالبي هم دربارة خوابگاهها، فضاي دانشگاهها و كارهاي علمي مطرح كردند، درست است، قبل از آن استادان محترم اينها را با من مطرح كردند. بگذاريد اين را هم بگويم، حيفم مي آيد. سال 1354 وقتي دانشگاهها مي خواستند دانشجو بگيرند، شيوه را عوض كردند. هر دانشگاهي جداگانه [دانشجو] مي گرفت. من هم، مداركم را براي پنج دانشگاه را فرستادم. احتمالاً در بايگاني دانشگاه اميركبير موجود است. يكي از دانشگاههايي كه در رشتة عمران پذيرفته شدم، دانشگاه بسيار پرافتخار اميركبير بود، اما به دلايل شخصي كه ما خانه مان نزديك دانشگاه علم و صنعت بود، در مجموع تشخيص دادم به آن دانشگاه بروم، اما نام من در زمرة دانشجويان اميركبير براي هميشه ثبت خواهد بود.
ان شاء الله شما، استادان و همة دانشجويان عزيز، سالم و سربلند باشيد.