- سخنراني در ديدار با خانواده هاي شهدا و ايثارگران استان مازندران
پنج‌شنبه 23 آذر 1391 - 19:47
فارسی | اردو | العربية | English | Français | Español

بسم الله الرحمن الرحيم

سخنراني در ديدار با خانواده هاي شهدا و ايثارگران استان مازندران

بسم الله الرحمن الرحيم

شناسه خبر: 5218 - 

چهارشنبه 15 آذر 1385 - 15:16

اللهم‌ عجل‌ لوليك‌ الفرج‌ و العافية و النصر و اجعلنا من‌ خير انصاره و اعوانه ‌و المستشهدين‌ بين‌ يديه



خداي بزرگ را سپاسگزارم و بسيار خوشحال توفيق داد در سفر به مازندران سرافراز به زيارت شما عزيزان، چراغهاي سرافرازي و هدايت ملت ما و بشريت امروز برسم و چهره هاي نوراني پدران و مادران و خانواده هاي شهيدان، ايثارگران، جانبازان و آزادگان را از نزديك زيارت كنم.

شما به لطف خدا بهتر از من به نقش ايثارگري و شهادت در تبليغ اسلام و تحقق حق و اثبات حقانيت اسلام ناب محمدي آگاه هستيد و احاطه داريد. مي دانيد در طول تاريخ همواره ظالمان، جباران و ستمگران در مقابل پيام حق، پيام پيامبران الهي، پيام توحيد و عدالت ايستاده اند. ايستادگي آنها در مقابل حقانيت راه انبيا به دو شكل و در دو مرحله انجام شده است. مرحله اول و شكل اول مقابلة آشكار با جريان حق و پيام حق است. مي دانيد و ديديم وقتي پيامبر عزيز ما حركت توحيدي خود را آغاز كرد كفار و مشركين مستقيماً به مقابلة پيامبر آمدند و با تمسخر، تهديد، فشار، به شهادت رساندن، محاصرة اقتصادي و تبعيد سعي كردند جلوي جريان حق را بگيرند. اما وقتي نتوانستند و در مقابل قوت ايمان مجاهدان در راه خدا متوقف شدند، مرحله و شكل دوم آغاز شد.

همواره حركت توحيدي در مقابل اين شكل اول پيروز بوده و توانسته است حقانيت خود را با سرعت و قدرت به اثبات برساند. اما مرحلة دوم پيچيده تر و بسيار خطرناك تر است. مرحله دوم عبارت است از مقابله با جريان حق با وسيلة نفاق و از طريق نفاق. وقتي عده اي خودشان را به رنگ و لباس ايمان و دين و توحيد در مي آورند، يعني با جريان حق و با جريان پيامبران همراهي مي كنند، در كنار آنها مي ايستند، در بعضي از صحنه ها همراهي مي كنند، نقاب طرفداري از عدالت، حق و انسانيت به چهره ها مي زنند، آنگاه صيانت از جريان حق و اثبات حقانيت حق بسيار بسيار مشكل مي شود. شما ديديد امير المؤمنين علي (ع) در دوران پيامبر، پرچمدار يكه تاز ميدانهاي نبرد بود. تمام قلدرها و سران كفر و شرك را به خاك مذلت نشاند، اما وقتي كه كفر در مقابل ايمان شكست خورد با يك حركت انحرافي در كنار مؤمنين قرار گرفت. آرام آرام آمدند در لباس مؤمنين، لباس حق و طرفداري از حق، حقوق بشر، آزادي، عدالت، حق تعيين سرنوشت و ... در كنار مؤمنين قرار گرفتند، به رنگ مؤمنين درآمدند و بعد مدعي مؤمنين شدند. آن قدر ادعاها بالا مي رود تا جايي كه كفار رنگ عوض كرده و در مقابل اميرالمؤمنين ادعاي [مسلماني] مي كنند. در اينجا و در چنين صحنه هايي اثبات حقانيت بسيار سخت، پيچيده و مشكل است. تنها سلاحي كه مي تواند در اين عرصه بسيار سخت و شكننده به كمك جريان حق بيايد و حقانيت آن را اثبات كند، سلاحي كه دشمن در مقابل آن هيچ سلاح برتري را در اختيار ندارد، هيچ پاتكي نمي تواند بزند، هيچ مقابله اي نمي تواند بكند، سلاح شهادت است. سلاح شهادت سلاح برنده اي است كه جبهه حق و باطل را به طور كاملاً روشن تفكيك مي كند و حقانيت جبهه حق و حقانيت را اثبات مي كند.

وقتي ما به تاريخ نگاه مي كنيم شهادت حضرت زهرا (س) حقانيت خط ولايت را اثبات كرد. همة ائمة ما (يازده امام) به مقام رفيع شهادت رسيدند و با شهادت خودشان خط حقيقي اسلام را از خط قلابي و انحرافي تفكيك كردند. در همين دفاع مقدس و در انقلاب اسلامي هم شهدا به مدد جريان حق و انقلاب اسلامي آمدند. شهداي ما حقانيت ملت ما را در مقابل شعارهاي فراوان و پررنگ و لعاب استكبار و مدعيان حقوق بشر و طرفداري از آزادي اثبات كردند و فتنه ها را نقش بر آب كردند.

عزيزان من! شهادت و سلاح شهادت يك هديه الهي است و در اختيار بندگان مخلص، مؤمن و برگزيده است. اين طور نيست كه افرادي حركت بكنند به سمت جبهه ها يا به سمت يك جبهه مقابله با نفاق ، شرك و كفر و به طور اتفاقي خمپاره اي بيايد، به طور اتفاقي توپ و گلوله و موشكي بيايد و يك فرد سرافراز به زمين بيفتد. اين طور نيست. تك تك انتخاب و برگزيده شدند، به خاطر صلاحيتهايشان، به خاطر بزرگيشان و به خاطر لطف و عنايت خدا به آنها. مقداري ذهنتان را ببريد به روزهاي اول انقلاب؛ چه فضايي در كشور ما بود. اين گروهها و گروهكها چه مي كردند و چه فضايي درست كرده بودند. همه مدعي مبارزه با امپرياليسم و امريكا، همه مدعي عدالت، حقوق خلق و ملت؛ بعد هم امريكا و شوروي و ديگران جمع شدند يك آدم ديوانه قدرت طلبي به نام صدام را جلو انداختند و گفتند اين ايرانيها زياده طلب اند، متجاوزند و مي خواهند كل دنياي عرب را تصرف كنند. آمدند اين جاهل را جلو انداختند و خودشان را پشت نقاب دفاع از حقوق مردم عرب، مردم عراق و پشت نقاب دفاع از حقوق بشر و دفاع از آزادي پنهان كردند. امام عزيز ما را كه همه وجودش عشق به مردم و فداكاري در راه تعالي مردم بود، متهم به ديكتاتوري، خشونت، ضديت با آزادي كردند و با يك شبكه گسترده تبليغاتي بسيار پيچيده و مرموز آن قدر اين را تبليغ مي كردند كه برخي از مؤمنين هم باور مي كردند. شما داستان شهيد بهشتي را يادتان هست.

آن قدر عليه شهيد بهشتي تبليغ كردند كه بعضي از دوستان انقلاب هم به ترديد افتادند. چه كساني تبليغ مي كردند؟ آدم كشهاي فاسد شهيد بهشتي را به ضديت با مردم، به تضييع حقوق مردم و به خشونت طلبي متهم

مي كردند. مگر مي شد. با سخنراني، با تبليغ و حرف زدن و استدلال كردن اين فتنه عظيم را خنثي كرد؟ تنها يك عامل مي تواند اين فتنه را خنثي بكند و آن هم خون پاك و مطهر شهيد است كه وقتي جاري مي شود همة فتنه ها را مي برد و همة خوبيها را مي آورد. ايمان، پاكي، توحيد و عدالت را

مي آورد.

خون شهيد يك كليد و شمشير برنده است كه وقتي مي آيد تمام اين قاطي شدنها و درهمها را تفكيك و جدا مي كند. اين اثر منحصر به خون شهيدان است. البته شهادت آثار فراوان ديگري هم دارد. شهادت

بزرگ ترين، برنده ترين و شكست ناپذير ترين سلام يك مؤمن و خداپرست است. كسي كه خودش را براي شهادت آماده كرده است، ديگر شكست ندارد. جمله بلند امام يادتان هست «ملتي كه شهادت دارد اسارت ندارد.» كسي كه براي شهادت در راه خدا آماده شده است، اين ديگر هميشه پيروز است و شكستي ندارد.

عزيزان من! در همة صحنه ها روحية ايثارگري و شهادت طلبي عامل اصلي پيروزي ملت ما بوده است ـ در انقلاب، دفاع مقدس و امروز هم در ديپلماسي جهاني و در سياستهاي بين المللي روحية ايثارگري ملت ما، حضور پرشور شما ايثارگران و خانواده هاي شهيدان، جانبازان و آزادگان نقطه اصلي قوت و پيروزي ملت ايران است.

اجازه بدهيد اشاره اي به همين ماجراي هسته اي داشته باشم و بعضي مطالب را خدمتتان عرض كنم تا ببينيد پشت اين قضيه و طي اين يك سال چه ها گذشت و چه اتفاقات بزرگي افتاد. شما داستان را مي دانيد. چرا آنها با هسته اي شدن ما مخالف اند، چرا مقابله مي كنند؛ علت روشن است، آنها مي بينند يك ملت بزرگ، با تمدن و با فرهنگ اگر به فناوري هسته اي هم مجهز بشود به سرعت جاي خود را در آن بالاترين طبقه قدرتهاي جهاني باز مي كند، آنها را كنار مي زند و ملت ايران به سرعت به يك ابر قدرت اصلي و بلامنازع تبديل خواهد شد.

[حضار: انرژي هسته اي حق مسلم ماست]

آنها وقتي ديدند در جنگ تحميلي به خاطر رشادتهاي جوانان شما و ايستادگي شما به اهداف خودشان نرسيدند. ديدند يك پدر و مادر شهيد دو فرزندش را داده فرزند سوم را راهي مي كند. ديدند يك جوان برومند جانباز روي ويلچر مي آيد پشت تريبون و مي گويد من آماده ام براي اعزام به جبهه ها و دفاع از انقلاب و كشور، ديدند نمي توانند و در مقابل شما و غيرت و جوانمردي فرزندان شما شكست خوردند و عقب نشيني كردند آمدند تلاش كردند از درون جبهه واحد ملت ما را متلاشي كنند و كردند آنچه كردند كه شما بهتر از من خبر داريد كه آنها در طول اين 15-20 سال بعد از جنگ چه كردند. به لحاظ فرهنگي، اقتصادي و نفوذ دادن انسانهاي ناشايست و غير انقلابي در برخي از مراكز به تصور خودشان فكر مي كردند كه ملت بزرگ ما و جبهه بزرگ ايثارگران و مجاهدان مخلص سست شده است.

در صحنة هسته اي با همة توان ديپلماسي، با همة هيبت نظامي و همه توان تبليغاتي به عرصه آمده اند. اگر روزي فرصت بشود و عزيزان ما در صدا و سيما آن فضايي را كه اينها در دنيا عليه ملت ما درست كرده اند به تصوير بكشند، خواهيد ديد كه سنگين ترين، گسترده ترين و پيچيده ترين ديپلماسي و جنگ رواني را طي يكسال اخير عليه ملت ما سازماندهي كرده اند. ما را جنگ طلب، بمب اتم ساز، ضد مردم مي خوانند. راجع به خود من كه شنيديد اين قدر عليه من در اين رسانه هاي غربي حرف زدند،

مي گفتند فلاني شكنجه گر، تيرخلاص زن، آدمي است كه دهنها را با چسب مي بندد، گردنها را مي زند، موها را مي تراشد، چه مي كند و ... حتي اين قدر پررو بودند مي گفتند احمدي نژاد بيايد وسط پياده روها يك تيغة گچي مي كشد زنها را از مردها جدا مي كند، گردن مي زند، زبان مي برد، او يك آدم نظامي، خشن و ضد مردم است. در يكي از اين رسانه هايشان استخراج كرده بودند در نيم صفحه شانزده تهمت از همين قبيل كه شايستة خودشان و آبا و اجدادشان است به من و به ملت ايران و انقلاب زده بودند. اما به شما بگويم آدمهايي را پيش ما مي فرستادند براي اينكه توي دل ما را خالي كنند. در طول يكسال بيش از 60 نفر از شخصيتهاي سياسي در دنيا تلفن زدند، پيغام دادند كه فلاني ما اخبار بسيار مهمي در موضوعات گوناگون داريم و مي خواهيم به تو بگوييم. وقت گرفتند آمدند. من ديديم دارند مقدمه چيني مي كنند و بعد آرام آرام شروع كردند آقا ما خبر قطعي داريم كه امريكا و رژيم صهيونيستي مي خواهند در فلان روز به تمام ايران از جمله بيت رهبري و خانه رئيس جمهور حمله موشكي و ليزري و ... بكنند. وقتي تمام مي شد من مي گفتم خيلي ممنون. مي دانم چه كسي اين خبر را به شما داده است. بدانيد ملت ما از اين حرفها نمي ترسد. يادم است يكي از اين شخصيتهايي كه يك قدرت بزرگ هم هست با من ملاقات داشت، صحبت كرد، اولين ملاقاتش با من بود، ديدم قيافة يك آدم قدرتمند را گرفته و دارد از موضع بالا صحبت مي كند. ما هم بالاخره از شما ياد گرفته ايم كه در مقابل ابرقدرتها چگونه بايد صحبت كرد. آرام آرام شروع به صحبت كردن كرديم و اين باد آرام آرام خالي شد، كار به جايي رسيد كه به من گفت فلاني شما كه بمب اتم نداريد، مي گوييد

نمي خواهيم هم داشته باشيم، گفتم بله، گفت در مقابل اين جبهة قدرتهايي كه جلوي شما ايستاده اند و مي خواهند با شما مقابله كنند شما مي خواهيد با چه چيزي جلوي اينها بايستيد؟ پشتتان به چه چيزي گرم است كه

اين قدر محكم داريد حرف مي زنيد؟ من يك جمله گفتم. گفتم پشت ما به ملت بزرگ ايران، ايثارگران، خانواده شهدا و فرهنگ ايثارگري محكم است كه در مقابل هيچ قدرت زورگويي خم و تسليم نخواهد شد. بعضيها را فرستادند پيش ما از راه دوستي با ما كه فلاني مي داني كه ما هم از اين چيزها داشتيم، تحت فشار بوديم، اينها را تحويل داديم و يك تضمين امنيتي از ابرقدرتها گرفتيم. ديگر خيالمان راحت است و مشكلي نداريم. مي خواست به من بگويد شما هم همين كارها را انجام بدهيد. حقيقت اين است كه به آنها مي خنديم كه آقا تو چقدر پرتي. تو چرا خودت را با ملت ايران، شهداي ايران، رزمندگان، ايثارگران، پدر، مادر، خواهر و فرزند شهيد ايراني مقايسه مي كني؟

اصلاً فاصله شما با ملت ايران زمين تا آسمان است. اينها همة فشار خودشان را آوردند و بارها شنيديد در اخبار كه ناو فلان كشور از فلان جا حركت كرده است و مي خواهد بيايد آبهاي خليج فارس. پس شما بترسيد. در داخل كشور هم برخي افراد شروع به جيغ زدن و سخنراني كردن

مي كردند كه اي واي خطر است و خطر است و خطر است. يكي از اين آقايان آمد گفت فلاني مي داني چه شده است؟ گروهي آمده اند، فلان ناو حركت كرده آمده به خليج فارس و مي خواهد بيايد. بنابراين ما بايد كاري بكنيم. مي شود حالا چند روز اين چرخة سوخت را متوقف كنيم؟ در پرانتز برايتان بگويم. قبل از حملة صهيونيستها به لبنان ما ديديم تمام اين ناوهاي بيگانه از خليج فارس بيرون رفتند. من به دوستاني كه مسئول بودند گفتم حواستان باشد اينها مي خواهند يك فتنه انگيزي كنند، از انتقام ملتهاي مسلمان مي ترسند، ناوهايشان را فراري داده اند. رفته بودند بيرون بعد از جنگ ده پانزده روز گذشته بود شايعه كردند فلان ناو كه ديگر خيلي ناو است حركت كرده است مي خواهد داخل خليج فارس بياييد. عده اي آمدند پيش ما گفتند آقا اين خبر هست، گفتيم حالا ما چه كار بايد بكنيم؟ گفت خب بايد بترسيد. گفتم اينها وقتي مي خواهند بيايند نبايد بترسيم، وقتي مي خواهند بيرون بروند بايد نگران باشيد كه

مي خواهند فتنه كنند والا در خليج فارس هرچه بيايند كه در محاصرة ملتهاي مسلمان و در تيررس نيروهاي اسلامي منطقه هستند. كاري

نمي توانند بكنند. وقتي بيرون مي روند مي خواهند فتنه بكنند كه ديديم در لبنان فتنه كردند. آنها چند ماه بود به ما فشار مي آوردند كه آقا تو را به خدا؛ اول با قدرت كه آقا شما منحرف شده ايد و بايد اين را تعطيل كنيد تا ما با شما مذاكره كنيم. ما از شما درس آموختيم. به آنها مي گفتيم آقا ما اصلاً كي مي خواهيم با شما مذاكره كنيم، ما داوطلب مذاكره با شما نيستيم. اهل مذاكره هستيم، شما بخواهيد با شما مذاكره مي كنيم، اما ما نياز به مذاكره نداريم كه شما داريد براي ما شرط مي گذاريد. شرط مي گذاشتند ما مي خواهيم با شما مذاكره كنيم و شرطش اين است كه كارتان را تعطيل كنيد، ما مي گفتيم خير، ما نيازي به مذاكره نداريم. شما مي خواهيد مذاكره كنيد ما بايد براي شما شرط بگذاريم. شما براي ما شرط مي گذاريد؟ اين روحية استكباري است. بعد آرام آرام ديدند ملت ايران خيلي قرص و محكم است. آرام آرام موضع عوض شد، التماس كردن كه آقا تو را به خدا، ما آبرويمان مي رود، آبرويمان رفته است، ما گفته ايم جلوي ايرانيها را مي گيريم، تبليغات كرديم، مصاحبه كرديم، بيانيه و قطعنامه داديم حالا اگر هيچ چيزي گيرمان نيايد آبرويمان مي رود، مي گفتند فقط به خاطر آبروي ما شما اين را چند روز تعطيل بكنيد. ما گفتيم عزيز من، تو خودت يك خطايي كردي برو جبران كن؛ آبرو در صداقت و عدالت است. آبرو در اين است كه اگر مرديد و جوانمردي داريد، برويد پشت تريبون بگوييد آقا به ملت ايران يك تهمتي زديم، اشتباه كرديم، عذر مي خواهيم. آن وقت آبرويت حفظ مي شود. نه اينكه تو خطا كردي من از حقوق ملت ايران بايد بگذرم كه آبروي تو حفظ بشود. شما كي به فكر آبروي ملت ايران بوديد؟

ما هم آبرو داريم. ملت ايران هم آبرو دارد. چرا به فكر آبروي ملت ايران نيستيد؟ بالاخره آرام آرام ديدند اينجا هم چيزي گيرشان

نمي آيد. رفتند طراحي كردند به قول خودشان فشارها را تشديد كنند. يك برنامة سه مرحله اي طراحي كردند. گفتند به لبنان حمله مي كنيم، حزب الله را متلاشي مي كنيم، لبنان را مي گيريم و قطعنامه عليه ايران مي دهيم، محاصرة اقتصادي و فشار سياسي، بالاخره اينها را متوقف مي كنيم. روز اول جنگ لبنان نظام جمهوري اسلامي و ملت ايران اعلام كرد استكبار در لبنان به خاك مذلت خواهد افتاد و ديديم كه صهيونيستها از ملت لبنان و

حزب الله سيلي اي خوردند كه در عمرشان نخورده بودند و هنوز هم از آن سيلي دارند گيج گيج مي خورند و نمي دانند چه بگويند. بعد كه ديدند نقشه به هم خورد آمدند يك متن قطعنامه بسيار تند عليه ملت ايران به شوراي امنيت دادند كه آقا اگر اين قطعنامه صادر بشود تمام پولهاي شما بلوكه مي شود. هر چيزي كه مي خواهيد بخريد جلويش را مي گيرند، يك محاصرة صد در صد اقتصادي مي كنيم تا خودتان بياييد به پاي ما بيفتيد. عده اي هم فريب اين تبليغات را خوردند شروع كردند تماس گرفتن، ملاقات خواستن و فشار آوردن كه آقا كوتاه بياييد. مگر مي شود كوتاه آمد، مگر ملت ايران اهل كوتاه آمدن است. آن موقعي كه اينها همه شان با هم بودند ملت ايران خم به ابرو نياورد. حالا كه متلاشي شده اند و همه شان ديگرآن ادعاي ابرقدرتي شان پايين ريخته و كلاهشان ديگر پشمي ندارد، اينجا كه ديگر جاي كوتاه آمدن نيست. وقتي ديدند باز شما ايستاده ايد، آرام آرام خودشان شروع به عقب رفتن كردند. يكي به آن يكي پاس

مي دهد، او به يكي ديگر پاس مي دهد، ديگراني هم هستند البته به لطف خدا اينها آرام آرام به عقب رفته اند.

عزيزان ما الان به جايي رسيديم كه به لطف خدا از گردنه هاي اصلي و سخت عبور كرده ايم، يك مرحلة كوچكي مانده ان شاءالله يك ماه و ده پانزده روز ديگر از اين مرحله هم عبور مي كنيم، به قله خواهيم رسيد و ان شاءالله در دهة فجر جشن بزرگ هسته اي را در ايران زمين برپا خواهيم كرد. اين به مدد ايستادگي، بزرگي و عظمت روحي شما و جوانان برومند شماست كه يا شهيد و يا جانباز شده اند و منتظر آن فيض عظيم هستند و به خاطر روحية قوي ايثارگران است كه مثل ستونهاي محكمي جبهة ملت ما را مستحكم كرده و يك سد پولادين در مقابل خواسته هاي اجنبي ايجاد كرده است. گام بعدي هم ان شاءالله برداشته خواهد شد.

عزيزان! من اين را خطاب به ملت ايران و خطاب به همة بشريت عرض مي كنم. رمز پيروزي ملت ما روحية ايثارگري و شهادت طلبي است. حضور پدران و مادران فرزندان شجاع، غيور و ايستاده است كه علي رغم همة فشارهايي كه از همة جوانب به آنها وارد شد، حتي فشارها را به جايي رساندند كه شهدا و جانبازان ما را رسماً ـ نوشتند و منتشر كردند ـ به تمسخر گرفتند و راه شهيدان را تخطئه كردند. اما اينها ايستادند و اين درسي است كه ما از سيد الشهدا حسين بن علي (ع) و يارانش گرفته ايم و ميثاقي كه شما با شهدا، با علي بن ابي طالب، با ائمة معصومين و با خط سرخ ولايت بسته ايد، رمز ماندگاري و رمز پيروزي ماست. ملت عزيز ما بايد قدر ايثارگري و ايثارگران را بداند.

[حضار: احمدي نژاد دوستت داريم]

من كوچك و مخلص همة شما هستم. امام بزرگوار ما جملات نوراني دارند. فرمودند «خانوادة شهدا چشم و چراغ ملت ايران هستند.» ما اوج نقطة افتخارمان افتخار به خانواده هاي شهيدان است و اين را در دنيا با هيچ افتخاري عوض نخواهيم كرد. در دنيا اگر بخواهد روزي مسابقة معرفي افتخارات ملتها برپا بشود، آنها براي خودشان ژنرالها و آدمهاي كله گنده را خواهند آورد. درمقابل هر هزار تا، هر ميليون تا از آنها ما يك تار موي پدر و مادر شهيد را خواهيم برد و مطمئن هستيم كه عزت و افتخار اين هم در دنيا و هم در آخرت صدها برابر آن افتخارات پوشالي اي است كه آنها ايجاد كرده اند.

ما براي ماندگاري، عزت، فتح قله ها و تعالي همين امروز حتي براي ساختن كشور، ساختن علمي، صنعتي و كشاورزي هم نيازمند روحية ايثارگري هستيم. هر جا روحية ايثارگري هست پيروزي هست، پاكي و سلامت هست، خدمتگزاري، دلسوزي و جانفشاني هست و هر جا روحية ايثارگري نيست، از اينها هم خبري نيست. هرجا كه فساد، رشوه، بداخلاقي، كم كاري و بي غيرتي درست مي شود آنجا جايي است كه روحية ايثارگري ضعيف شده است. امروز همة ما موظفيم اولاً از روحية ايثارگري، از فرهنگ شهادت و شهيدان و خانوادة شهيدان با همة وجود صيانت و تجليل بكنيم و در وهلة دوم همة سازمانها و دستگاهها با افتخار بايد در خدمت ايثارگران، خانواده شهيدان، جانبازان و ايثارگران باشند. خدمت به يك پدر شهيد، به يك مادر، همسر، فرزند، برادر، به يك جانباز سرفراز، به يك آزاده، خدمتي است كه با هيچ چيز قابل مقايسه نيست، هم وظيفه است و هم افتخار. هم وظيفه و هم عزت است. البته همه بايد دست به دست هم بدهيم و اين فرهنگ را احيا بكنيم. دستهاي پليدي تلاش كرد تا اين فرهنگ را از جامعه، سيستم اداري و دستگاه خدمتگزاري ما بيرون ببرد. امروز بايد تلاش بكنيم، همه با هم، اين فرهنگ دوباره برگردد.

اگر مديري، كارمندي يا مسئولي با موضوعي مربوط به ايثارگران برخورد كرد ، به جايي برسيم كه با افتخار، انگيزه و دلسوزي، انگار كه كار خودش است، بالاتر از كار خودش است تلاش بكند كار را انجام بدهد. اين يك افتخار ماندگار است. من اميدوارم با عنايات الهي، با توفيق الهي، با تلاش شما و با تلاش همة ايثارگران بتوانيم اين فرهنگ را در همه جاي كشور جاري و ساري بكنيم. دولت به عنوان خادم شما با افتخار كارهايي را كه بايد براي ايثارگران انجام بدهد و بايد انجام بشود در دستور كار خودش دارد. البته مي دانيد دولت خادم شما امروز از زمين، هوا، دريا و از همه طرف در فشار است، اما بدانيد ما مصميم كه در خدمت شما باشيم و كارهاي شما را با افتخار دنبال كنيم. خود آقاي استاندار در اين استان بايد وقت ويژه اگر اختصاص نداده اند، وقت ويژه براي ملاقات مستقيم اختصاص بدهند؛ اگر نداده اند از اين به بعد خواهند داد. من بايد در تهران اخبار ملاقات ايشان را با پدر و مادر، همسران شهيدان و فرزندان شهيدان بشنوم و مسائل به مرور و يكي يكي حل بشود. هر جا هم نياز به دخالت من يا تصميم گيري دولت بود، من به عنوان خادم شما با افتخار كار را دنبال خواهم كرد.

من بايد از تك تك اقشار ايثارگران صميمانه تشكر كنم. از پدران شهدا كه ستونهاي استوار عزت اين ملت اند. از مادران شهيدان كه الگو از حضرت زهرا (س) برده اند و موجب افتخار همة عالميان و ملائكه هستند. از همسران صبور شهيدان كه ايستادند و يادگاران شهدا را تربيت كردند و افتخار آفريدند، از فرزندان شاهد كه امروز مي بالند. از آزادگان، جانبازان سرفراز و همسران و فرزندانشان صميمانه سپاسگزارم.

امروز سالروز حادثة سقوط هواپيما و شهادت خبرنگاران و مطبوعاتيها و خبرگزاريها و برو بچه هاي عزيز ارتش در عقيدتي سياسي و روابط عمومي است. ياد همة شهيدان را گرامي مي داريم.

اي خداي بزرگ و قادر قلبهاي مهربان خانواده هاي معظم ايثارگران را براي ما حفظ كن!

روز به روز بر عزت دنيا و آخرت آنها بيفزا!

اي خداي بزرگ شهداي ما را با شهداي كربلاي محشور كن!

شناسه خبر: 5218  

- سفرهای استانی دور اول