- سخنراني در ديدار با منتخبين استان مازندران
پنج‌شنبه 23 آذر 1391 - 19:44
فارسی | اردو | العربية | English | Français | Español

بسم الله الرحمن الرحيم

سخنراني در ديدار با منتخبين استان مازندران

بسم الله الرحمن الرحيم

شناسه خبر: 5208 - 

سه‌شنبه 14 آذر 1385 - 13:20

اللهم‌ عجل‌ لوليك‌ الفرج‌ والعافية والنصر واجعلنا من‌ خير اعوانه‌ و انصاره‌ والمستشهدين‌ بين‌ يديه‌



خداي بزرگ را سپاسگزارم و با همة وجود خوشحال اين فرصت و توفيق را عنايت كرد تا خدمت مردم عزيز استان سرافراز مازندران برسيم و ضمن عرض ارادت توان خودمان را براي خدمت به اين مردم بسيج بكنيم و

ان شاءالله به كار بگيريم. اگر بخواهيم ويژگيها، استعدادها، سوابق و توانمنديهاي مردم و طبيعت مازندران را برشماريم، نيازمند ساعتها وقت هستيم. استان مازندران بيشة شيران مجاهد و مهد فقيهان، عارفان، مردمان نجيب و عاشقان اهل بيت عليهم السلام است. به نظرم مجموعة مازندران به خصوص مردمش و بعد طبيعتش هديه اي الهي براي ملت عزيز ايران است. وقتي به گذشتة اين خطه نگاه مي كنيم مي بينيم اين مردم با آغوش باز و داوطلبانه و پيشگام، اسلام ناب محمدي را پذيرفتند. آغوش پرمهر آنان همواره براي پذيرش ذريه گرامي پيامبر عزيز اسلام باز بوده است و در دوران غربت اهل بيت اين ديار مأمن و پناهگاه فرزندان پيامبر عزيز اسلام بوده است. جاي جاي اين سرزمين قدمگاه نوراني فرزندان پيامبر عزيز اسلام بوده است و به وجود نوراني آنها همواره مازندران نوراني بوده و مي درخشيده است. بوي عطر طبع بلند انساني مردم مازندران بر همة زيباييها و طراوتهاي طبيعي آن غلبه دارد و به نظرم مازندران قبل از آنكه به زيبايي و طراوت طبيعت مشهور باشد به زيبايي روح و زلال ايمان و شجاعت و پايمردي در راه آرمانهاي الهي شهرت دارد. امروز مازندران نه تنها در تأمين نيازهاي اساسي ملت ايران نقش اول را ايفا مي كند، بالاتر از آن در تأمين غذاي روح، معنويت و اخلاق ملت ايران هم پيشگام است.

مازندران خاستگاه علما، فقها، ادبا، انسانهاي معنوي و عارفان بزرگ است. شجاعت و دلاورمردي مردان و زنان مازندراني در هنگامة خطر مدافع، مخلص و امين همة مرزهاي فرهنگي و سرزمين ايران زمين بوده است. خيل عظيم شهدا و جانبازان مازندران پرچمهاي برافراشتة شجاعت ملت ايران هستند. هيچ گاه مجاهدتهاي مثال زدني جوانان غيور مازندران در طول هزار كيلومتر منطقة عملياتي دفاع مقدس از خاطرة ملت ما و تاريخ اين سرزمين محو نخواهد شد. فرزندان دلاوري كه مي خروشيدند و سخت ترين صحنه ها را مديريت مي كردند. مردم عزيز اين استان به لطف خدا پرچمدار خداپرستي و عدالت گستري بوده اند و هستند و ان شاءالله خواهند بود. امروز هم وقتي به سرتا سر ايران نگاه مي كنيم و جوانان و مردم اين ديار را به لحاظ ايماني، پاكي، صداقت، پشتكار و تلاش مقايسه ي كنيم، باز مي بينيم كه مردم مازندران در رتبة بسيار ممتاز و بالايي قرار دارند كه اين يك ذخيره، پشتوانه و نقطة اتكايي براي ملت ما در جهت فتح قله هاي بلند آرمانهاي اسلامي است.

قبل از اينكه كارهايي را كه بايد در مازندران انجام بشود، بيان

مي كنم، يكي دو جمله را عرض كنم. حيف است كه در مازندران از بلندترين و بالاترين آرمان انبيا كلامي به زبان نياورم. شما مي دانيد مأموريت ما در اين زمان و در هر زمان و مأموريت همة صلحا، انبيا و اوليا در طول تاريخ حركت كردن و حركت دادن بشريت به سمت نقطة كمال است. آن نقطة كمالي كه منظور آفرينش است. نقطة كمالي كه همة عالم خلق شده تا به آنجا برسد و آن نقطة كمال تأسيس حكومت نبوي، علوي و مهدوي در سرتا سر زمين است كه اگر اين آرمان را برداريم همة نهضت و تلاش انبيا و مجاهدت صلحا و اوليا عبث، بيهوده و ابترخواهد بود. همة عالم خلق شده است تا انسان بيايد و روزي حاكميت كامل خداپرستي و عدالت را در همين زمين تجربه كند. ويژگيها و زيباييهاي آن دوران آن قدر بلند است كه كساني كه گوشه اي از آن را ديده اند يا حس كرده اند يا تصور كرده اند به عشق رسيدن به او حاضرند هزار بار كشته بشوند تا آن هدف بلند محقق بشود. اجازه بدهيد به يكي از آنها اشاره كنم شما مي دانيد در آن دوران درخشان و نوراني همة استعدادهاي انسان شكوفا، عقلها كامل، چشمها بينا، گوشها شنوا، زبانها گويا و همه مرضها دوا مي شود و كينه ها از بين مي رود، دوگانگيها، بدخواهيها، حسدها و خودخواهيها رخت بر مي بندد و همه عالم فضاي عشق، محبت، دوستي، ايثار، فداكاري، خداخواهي و خداپرستي مي شود. اصلاً تصور زندگي كردن در آن فضا هم براي ما مشكل است، اما اين يك حقيقت و وعدة الهي است. همة علوم كامل مي شود و همة ذخاير زمين در اختيار بشر قرار مي گيرد. نقل است كه علومي كه تا قبل از آن زمان بشر به دست مي آورد يك بيست وچندم يا يك هفتادم علومي است كه مي تواند به دست بياورد. همه اين چيزهايي كه در عالم مي بينيم، فناوريها، تكنولوژيها و تسخير فضاها، همة اينها يك چند دهم علومي است كه بشر مي تواند به دست بياورد. ذخاير زمين آشكار مي شود و بشر از محنت، رنج، تبعيض و ظلم به در مي آيد. عزيزان من، مأموريت امروز ما هم تلاش در جهت تحقق آن آرمان است.

اگر امروز مي خواهيم كشور را بسازيم، اگر مي خواهيم فرهنگ متعالي اسلام رايج بشود، اگر مي خواهيم اقتصاد را درست كنيم، اگر مي خواهيم بيكاري برطرف بشود، اگر مي خواهيم كشاورزي، صنعت، بهداشت، درمان، تأمين اجتماعي، حمل و نقل، عبور و مرور، خانه ها، ساختمانها و مجتمعهاي فرهنگي درست شود؛ همه اينها براي اين است كه ما در ريلي بيفتيم كه ما را به آن نقطه برساند كه اگر آن را برداريم اين تلاشها همه بيهوده است. براي چه؟ به چه دليل؟ اگر آن روز محقق نشود و ايمان به آن روز در دلهاي ما نباشد، انگيزه اي براي حركت و تلاش نيست. مُزد تلاش تلاشگران در اين راه ان شاءالله درك آن دوران نوراني و درخشان است و من فكر مي كنم مردم مازندران با اين پيشينه، ميراث غني فرهنگي و با اين استعداد مي توانند و بايد نقش برجسته اي را در اين راستا و تحقق اين هدف ايفا كنند. مي شود. شياطين كارشان ترساندن، گرفتن خود باوري و اميدها، القاء ناتوانيها و خفه كردن استعدادهاي انساني است. اين كار شياطين است. شياطين جن و انس چه قدرتهاي استكباري و چه بقيه. اينها مي خواهند روح اميد، تلاش، همبستگي و توانمندي را از ملتها بگيرند و اگر موفق بشوند ديگر سختي و كاري ندارند. ولي ما تجربه كرديم هرگاه با روحية ايماني و الهي وارد هر صحنه اي شديم موفقيت بود. من مي خواهم به ماجراهاي همين موضوع هسته اي اشاره كنم. حالا بعدها شايد فرصت و امكان اين فراهم شد كه بگوييم در اين يك سال چه گذشت؛ ولي ما ديديم اگر بر خدا توكل كنيم، اگر با هم باشيم و بايستيم سخت ترين و سنگين ترين موانع از مقابل ملت برداشته مي شود و سخت ترين كارهايي كه فكر مي كنيم نشدني است شدني مي شود. اجازه بدهيد

گوشه اي از آن را خدمتتان عرض كنم.

پارسال در بهمن ماه تصميم گرفته شد كه ما يك زنجيرة توليد سوخت را راه اندازي كنيم. البته اين زنجيره هاي 164 تايي توليدش خيلي بالا نيست، نمي شود با آن نيروگاه را تغذيه كرد اما حساب كار دست آدم

مي آيد. ديگر بقيه آن همين است و مرتباً تكرار است. 164 تا را مرتباً كنار هم مي گذاريم و شيلنگهايش را به هم وصل مي كنيم، توليد بالا مي رود. آن روز كه تصميم گرفته شد عدة خيلي زيادي در داخل كشور بودند كه

مي گفتند آقا اين اصلاً امكان ندارد. محال است كه ما بتوانيم، اين خيلي پيچيده است. ما اگر با همة توان كار كنيم زودتر از دو سال به اين دسترسي پيدا نمي كنيم و چرا اصلاً مي خواهيم سرمايه گذاري كنيم؟ چرا كشور را مي بريد در معرض تهاجم قدرتهاي فاسد به خاطر چيزي كه معلوم نيست به دست بيايد؟ از اين حرفها؛ آية يأس خواندنهاي فراوان. خود آن بدخواهان ملت ايران هم مي گفتند حالا اينها چيزي گفته اند ولي كمتر از دو سال نمي توانند يك چرخة زنجيره اي را راه بيندازند. مي خواهم به شما بگويم، يك مشت جوان؛ انسان مؤمن، هدفمند و آرمانخواه ايستادند و در كمتر از دو ماه زنجيره را راه انداختند، آزمايش كردند، تثبيت كردند و بعد هم ما اعلام كرديم كه ايران هسته اي است و همة مناسبات ما عوض شد. وقتي اين توانمندي را در ملت ايران ديدند اصلاً منحني آنها برگشت و مي بينيد از آن روز تا الان هر روز ما يك گام جلو و آنها يك گام عقب رفته اند و آنها الان آخر خط و ما نزديك قله هستيم. هنوز تا دو ماه قبل خيليها در داخل كشور هم باور نمي كردند، مي گفتند آقا نيست و دروغ است و چرا اين كار را مي كنيد. ما مقداري پول خرج كرديم آنها را برديم گفتيم آقا ببين. خيلي پيچيده است، يك استوانه اي است كه بايد روي هوا قرار بگيرد، با دو تا مغناطيس با سرعت 64 هزار دور در دقيقه بايد بچرخد. ببينيد چه فشاري [وارد مي شود] بالاخره يك معادلاتي آنجا برقرار مي شود. بعد اينها بايد با هم كار كنند. هر يكي بعدي را تغذيه كند. آن ديگري را تغذيه كند و مرتباً بايد بچرخد و تكرار بشود و بعد خروجي آن بيايد در جايي انبار بشود و چه و چه بشود.

مردم مازندران مي توانند پرچمدار خودباوري و توانمندي در كشور باشند. اين استعداد را خدا به شما داده است و در مقابل اين استعداد مسئوليت هم هست. گام اول براي شما اين است كه مازندران را سرپا كنيد، برپا، مقتدر، درست و آباد. بعد از انقلاب كارهاي فراواني انجام شده است؛ اما من وقتي به استعدادهاي مازندران نگاه مي كنم در اين سرزمين، با جنگل، آب و معادن، نبايد اينجا بشنويم كه جوانها بگويند ما بيكاريم. يك جاي كار لنگ است و عيب دارد كه اين اتفاق افتاده است. اين را بايد بنشينيم استخراج كنيم. چرا؟ چه معنا دارد؟ اين سرزمين وسيع كه مي تواند حداقل دو كشت در سال داشته باشد. اگر ما همين كار را حل كنيم ديگر بيكاري در اين استان باقي مي ماند؟

حالا براي اينكه مازندران بيايد در جاي خودش قرار بگيرد، يك وظايفي بر عهدة ما و يك وظايفي بر عهدة شماست. من اول وظايف دولت را مي گويم، بعد اشاره اي هم به مسئوليتهاي شما و نكاتي را هم دربارة مطالبي كه دوستان فرمودند عرض خواهم كرد.

اما دولت، دولت بايد فرصتها را فراهم كند، راهها را نشان بدهد، پشتيبانيها را انجام بدهد، موانع را برطرف بكند و به علاوه زيرساختها را ايجاد بكند. بالاخره استان نيازمند راه مناسب است. بايد راه باشد تا بشود كار كرد، اين به عهدة دولت است و ان شاءالله دنبال مي كنيم. در همين جلسة دولت هم ان شاءالله به حول و قوة الهي مصوبات خوبي براي حمل و نقل استان و راههاي دسترسي در سرتاسر استان و به تهران خواهيم داشت. براي ارتباط استان با خارج از كشور بايد فرودگاه مناسب باشد، هم فرودگاه ساري و هم فرودگاه رامسر. استان دو تا فرودگاه دارد؟ درست است؟ بله نوشهر هم هست. نوشهر خيلي كوچك و ويژه است. بالاخره اين سه تا فرودگاه بايد بتواند انواع پروازها را پذيرش بكند و به كشورهاي مختلف پرواز بدهد. پايانة ميوه، گل و گياه، صادراتي و … بايد درست بشود. اينها را ما كمك مي كنيم. بايد در استان نمايشگاه دائمي داشته باشيم كه از همه دنيا بيايند اينجا محصولات را ببينند و همين جا بخرند. ما به اين كمك مي كنيم. كه ان شاءالله يك نمايشگاه بين المللي مرتب و درست و حسابي در استان باشد كه دائم محصولات استان را در معرض ديد قرار بدهيم.

كل اين ساحل نيازمند ساماندهي است. بالاخره اين ساحل يك ثروت است كه ان شاءالله ما در دولت مقدماتش را فراهم كرديم و تصويب

مي كنيم. اين همه وزارتخانه ها اين ساحل را اشغال كرده اند. اين ساحل بايد آزاد بشود و در اختيار مردم خود استان قرار بگيرد. اگر وزارتخانه اي هم خواست بيايد، برود مهمان مردم استان باشد. من بايد اين را در دفاع از حريم مردم استان اعلام كنم. عده اي از راههاي دور مي آيند اينجا يك كارهايي مي كنند، خوش آن را آنها مي گذرانند، بد نامي آن براي استان مازندران است. اينها اگر بيايد تحت مديريت خود مردم استان دولت هم كمك بكند حتماً بهتر بهره برداري مي شود، ظرفيتش ده برابر مي شود و شرايطش هم بهتر مي شود. شرايط بهره برداري آن هم با فرهنگ مردم اينجا مناسب تر مي شود. ما اين كار را ان شاءالله انجام خواهيم داد. ما بايد مقرراتي بگذاريم، مراكز گردشگري و ميراث فرهنگي را تقويت بكنيم براي اينكه فرهنگ استان حفظ بشود و ضمناً كساني هم اينجا براي بازديد بيايند. اين كار را خواهيم كرد، ان شاءالله.

بايد بنادر توسعه پيدا بكند. بندر اميرآباد كه اشاره كردم، ما اين كار را مي كنيم، واقعاً هر مقدار كه براي توسعه جا داشته باشد كه از اين دريا استفاده كنيم بايد اين كار را بكنيم. ما زيرساخت فراهم مي كنيم، وظايف شما را هم عرض خواهم كرد. جايي بايد سد بزنيم، آبي را منتقل يا مهار كنيم، اين كارها در وظايف دولت است. حمايت از توسعة دانشگاهها، اين وظيفة دولت است. من فكر مي كنم يكي از استانهايي كه نامحدود مي تواند دانشگاهياهش را توسعه بدهد مازندران است. مي تواند توسعه بدهد. اينجا استاني نيست كه ما بياييم بنشينيم بگوييم استاد در اين استان نمي آيد. چرا نمي آيد؛ با سر به اين استان مي آيند. چرا نيايند؛ استان به اين زيبايي و مردم به اين خوبي. اگر لازم شد دولت حمايتهايي هم بگذارد ما حتماً اين كار را براي راه افتادن خواهيم كرد. اين كار را خواهيم كرد. هر جايي در استان فرصت و نقطة آغاز براي توسعة فضاي دانشگاهي باشد دولت از آن استقبال مي كند. اينها وظيفة ماست و شبيه اينها؛ كمربندي و راه بزنيم.

[بيانات يكي از حضار]

تأمين اجتماعي يك نهاد عمومي است و نهاد دولتي نيست. عنايت بكنيد. كساني كه كار مي كنند بخشي از حقوقشان را در صندوقهاي آنجا مي ريزند كه آن صندوق بايد خدمات بدهد. اما نكته اي كه گفتيد از جانب من قابل پيگيري است كه ما دنبال مي كنيم و به وزير بهداشت هم خواهم گفت. مخلص همة جانبازها و جناب عالي هم هستيم. حالا توسعه مراكز بهداشتي، آموزشي و پرورشي و … جزء وظايف دولت است، اما مسئوليتهايي هم به عهده شماست. من يكي دو مورد آن را عرض مي كنم. شما بهتر از من مي دانيد. من نبايد به شما بگويم شما بايد به من بگوييد. اگر بخواهيم استان آباد بشود، اولين شرط آن همدلي است. همه بايد دست به دست هم بدهند. شرط دوم آن اين است، افراد از اينكه در اين استان زندگي مي كنند هم خوشحال باشند و هم افتخار كنند. به اينكه در مازندران هستند. افتخار كنند شرط سوم اين است كه همه تلاش كنيم احساس مسئوليت نسبت به آباداني استان و كشور را در افراد زنده كنيم؛ يعني اگر كسي كاري مي كند احساس افتخار كند. من دارم آباد مي كنم، اين وظيفه، افتخار و توفيق از ناحية خداوند است. اينها را بايد زنده كنيم.

[بيانات يكي از حضار]

سئوال درستي است. بالاخره الان سياستهاي اين دولت تمركز زدايي از مراكز اصلي جمعيتي است. مي بينيد كه تشويق مي كنيم. براي اينكه بدانيد در همين يكسالي كه اين دولت سركار بود 200 هزار خانة روستايي را ما نوسازي كرديم و 200 هزار تاي دوم … اجازه بدهيد در خود ساخت مسكن شغل هم هست. تسهيلات هم كه داريم مي دهيم. جهت ما تمركز زدايي است. حالا شما هم پيشنهادي داريد بدهيد. يعني تصميماتي كه ما داريم مي گيريم اين است، ولي انتظار نداشته باشيد كه مثلاً يك روند 30 ساله، شش ماهه اصلاح بشود. ان شاءالله سه چهار ساله اصلاح مي شود. ما اميدواريم شش ماهه هم بشود ولي بايد كمك كنيم كه اين بشود.

من همين جا مي خواهم به آقاي استاندار توصيه اي بكنم. جناب آقاي استاندار! استانداري متعلق به همة مردم استان است. همان طور كه دولت متعلق به همة ملت است. ما خادم همة مردميم. بايد ترتيبي بدهيد كه در بخشهاي گوناگون از صاحب نظران و دلسوزان استان در هر رشته اي [دعوت بشود.] معنايش اين نيست كه حتماً بايد تحصيل كرده دانشگاهي باشد، تحصيل كردة دانشگاهي هم باشد خوب است ولي ما ممكن است يك تاجر، يك كشاورز، يك صنعتگر، مغازه دار، يك جوان دانشجو و ورزشكار داشته باشيم كه تحصيلات دانشگاهي ندارد اما در كار خبره است. دعوت بكنيد. بيست و چهار پنج رشته كار به عهده جناب عالي است. بيست و چهار پنج گروه مشاور خبرة امين انتخاب بكنيد و خواهش بكنيد اينها بنشينند در رشتة خودشان راجع به مسائل استان فكر كنند، راه حل بدهند، موانع را بگويند، اشكال كار را بگويند؛ بالاخره من و شما 24 ساعت مشغول كاريم؛ همين طور مي دويم، خيلي وقتها اشكال كارمان را خودمان متوجه نمي شويم، بايد كساني باشند كه كار ما را زير نظر داشته باشند، دقيق باشند و به ما بگويند آقا اينجاي كارت اشتباه است. اين طور داري مي روي پس فردا اين اتفاق خواهد افتاد. اين گروههاي مشاوره را ان شاءالله به عنوان پشتوانه تشكيل بدهيد، پشتش را هم باز بگذاريد كه هر كس علاقه مند بود نظر بدهد. اينها اعلام كنند بگويند آقا مثلاً راجع به شيلات و صيادي ما چهارشنبه در فلان سالن مي خواهيم با هم بحث كنيم، هر كس نظر و پيشنهادي دارد آزاد است، مي تواند بيايد آنجا بنشيند نوبت بگيرد و پيشنهادش را بدهد. چنين چيزي را طراحي بكنيد و يك همدلي در استان ايجاد كنيد كه همه فكر كنند، صدا و سيما در استان هم استعدادها هم راهكارها و هم نظرات را بگويد، فضا را به سمت ساختن، اصلاح كردن و جلو بردن ببريم. من اشاراتي هم به صحبتهايي كه عزيزان كردند مي كنم. مطمئن هستم اگر فرصت بود تمام عزيزاني كه در اين سالن هستند حرفهاي مفيد گفتني داشتند. اين حتماً هست، ولي ما بالاخره فرصتمان محدود است و محروم مي شويم از اينكه همة حرفهاي خوب را بشنويم. اميدواريم در آن جلساتي كه مي گذاريم آقاي استاندار جمع بندي كنند هم استفاده كنند و هم براي ما هم بفرستند.

جناب آقاي دكتر سينا مسائل فرهنگيان را مطرح كردند. اين مسائل براي من غريب نبود، چون بالاخره با اينها تقريباً آشنا هستم. دو سه تا از آنها را ما حتماً در اين استان انجام مي دهيم. يكي توسعه آموزشكده هاي فني و حرفه اي است. اين را ان شاءالله براي اين استان انجام خواهيم داد و حمايت خواهيم كرد چون استان لازم دارد و مراكز تربيت معلم را هم توسعه مي دهيم و هم تجهيز مي كنيم. آموزش و پرورش پايه است، اينكه فكر كنيم هر كسي مي تواند معلم بشود، اين نيست. معلمي شغل انبياست. اين بايد قبلاً تصميم بگيرد، بيايد تا بشود معلم.

اجازه بدهيد خاطرة كوتاهي از معلمي بگويم. در محله اي كه بچه هاي آن نود و سه چهار درصد بزهكار مي شدند و كارشان به زندان مي كشيد، يك خانم معلمي آمد معلم مدرسه اين بچه ها شد. بعد از چند سال ديدند وضعيت كاملاً دگرگون شد. نود و چهار پنج درصد آدمها خوب و مفيد و سه چهار درصد كارشان به بزهكاري و اين حرفها مي رسد؛ آمدند سراغ اين خانم معلم گفتند تو چه روشي به كار بردي و چه كردي كه اين اتفاق بزرگ افتاد؟ مدتي فكر كرد و گفت من كار خاصي نكردم، فقط يادم

مي آيد و مي دانم كه من شديداً به اين بچه ها علاقه مند و عاشق اين بچه ها بودم. معلمي عشق است، تا معلم عاشق اين دانش آموزان نباشد، اصلاً امكان ندارد اين دانش آموز ساخته بشود. امكان ندارد عالم، شجاع، خلاق و مؤمن بشود. بايد معلميني را كه سركلاس مي فرستيم و سرمايه هايمان را دست آنها مي دهيم، اينها آموزش و دوره اي ببينند؛ در فضاي معلمي بيايند، بعد [سركار] بروند. به همين خاطر اين كارها را ما انجام خواهيم داد. معلم سرا و يك سري چيزهايي خواسته بوديد. اينها را هم ان شاءالله سعي مي كنيم بدهيم. آن پژوهشكدة تعليم و تربيت كار دانشگاههاست و ما كمك مي كنيم.

مسكن؛ ما توافقي كرديم و اميدواريم زودتر عملياتي بشود و ظرف دو سه سال ما ديگر مشكلي به نام مشكل مسكن فرهنگيان نداشته باشيم. [بيانات يكي از حضار]

بحث صنعت در استان حرف درستي است. مطلبي كه مطرح كردند، ما ترتيبي را طراحي كرديم ان شاءالله در جلسة دولت تصويب خواهيم كرد كه آن محدوديت حضور صنايع بزرگ در استان مازندران برطرف بشود تا

ان شاءالله صنايع بزرگ هم وارد استان مازندران بشود. ديگر من جزئياتش را نمي گويم دو سه تا صنعت هم تصويب كرديم كه ان شاءالله خبرش را خواهيد شنيد.

جناب آقاي دكتر رئوف نمايندة دانشگاهيان بحث دانشگاهها را مطرح كردند، پيشنهادهاي خوبي دادند و قابل استفاده است. من همين يك جمله را بگويم. ان شاءالله وزارت علوم در همين جلسه مسئول خواهد شد با كمك خود شماها سياستهاي توسعة دانشگاه در مازندران را تدوين بكند. ما نامحدود توسعه مي دهيم اما درست گفتند، رشته هايي را داير بكنيم تا جوانها بيايند هزينه كنند، تحصيل كنند و فردا جايي كار نداشته باشيم، اين به چه دردي مي خورد؟ بايد رشته هاي مورد نياز و به اندازه تأمين بشود.

سركار خانم شرف الدين هم راجع به خانمها بحثهاي مهمي را مطرح كردند بحث سالنهاي ورزشي، كتابخانه ها و مجتمعها كه ان شاءالله سالنهاي ورزشي آن را ما در اين جلسه دولت در هر شهرستاني قطعي مي كنيم. يك سالن ويژه براي بانوان كه بتوانند به راحتي بروند ورزش كنند و سلامت خودشان را حفظ كنند. من مي دانم كه خانمها مثل همه جاي كشور به خصوص در مازندران خيلي زحمت مي كشند و كار مي كنند؛ هم در مزرعه هم در خانه و در همه جا واقعاً مشغول خدمات عالي هستند و من براي همة بانوان اين استان از خدا سلامتي و عزت مي خواهم، مادراني كه در مزرعه كار بكنند و بعد بهترين فرزندان را هم تربيت بكنند و تحويل جامعه بدهند.

آقاي خان پور نمايندة كشاورزان، بحثهاي كشاورزي در دستور كار دولت است. ديديد شما امسال براي اولين بار دولت آن چيزهايي را كه خريد تقريباً پولش را بلافاصله داد.

[بيانات يكي از حضار]

نه مركبات جزء خريدهاي دولتي نيست. گندم، برنج، دانه هاي روغني و چغندرقند؛ اين چهار تا در تصميم گيري دولت است كه در سطح كشور اينها را خريداري مي كند. اما براي واسطه ها بنشينيد طراحي كنيد، خود كشاورزان تعاوني درست كنيد، ما سرمايه در اختيار تعاوني كشاورزان قرار مي دهيم، محصولاتشان را خودشان خريداري بكنند كه مجبور به پيش فروش، واسطه و دلال نشوند. اين راهي است كه [طراحي شده] اگر راههاي ديگري در استان طراحي كرديد، دولت از راههايي كه شما براي حمايت از كشاورزان و محصول آنها طراحي مي كنيد حمايت مي كند. ما در كنار شماييم. دولت و بانك. البته بعضيها هنوز به سمت اين سياستها نچرخيده اند ولي بالاخره آنها را ان شاءالله سرخط مي آوريم كه در خدمت كارهاي اصيل باشند.

خانم براري، دختر خانم جوان، مؤمن و پر نشاط ما حرفهاي بسيار زيبايي زدند. من به شما عرض مي كنم بنده همة جوانهاي اين كشور را باور دارم. من يقين دارم كه اين جوانها مي توانند معجزه كنند. ما دو تا معجزة آنها را ديده ايم. انقلاب ما و دفاع مقدس معجزة جوانان بود. الان هم در علم و فناوري هر جا اعتماد كرديم مي بينيم اما كمك كنيم اين به يك فرهنگ عمومي تبديل بشود. حتي براي مقابله با هجوم فرهنگي دشمن و مقابله با ناتوي فرهنگي باز خود همين جوانها بايد وسط كار بيايند و من فكر مي كنم جوانهاي ما مي توانند كه نشدنيها را شدني بكنند. ما در خدمتتان هستيم، جهت دولت به اين سمت است، دعا كنيد كه موانع هم برطرف بشود. انتظار من از جوانها اين است كه خودشان مشكل گشا باشند. جوان كسي است كه دست خالي مي تواند كوهها را جابجا بكند. جوان بنشيند بگويد آقا ما مشكلات داريم بياييد مشكلات ما را برطرف كنيد. اين نيست. همان طور كه به خوبي اشاره كردند قابليتها و توانمنديهاي جوانان نامحدود، الهي و سرماية كشور است.

آقاي رنگرز قهرمان و عزيز ورزشي مان هم راجع به امكانات ورزشي صحبت كردند، اميدوارم كه در اين سفر استاني بتوانيم تصميماتي بگيريم كه در شرايط ورزشي استان يك جهش به سمت مثبت اتفاق بيفتد.

[بيانات يكي از حضار]

اين انتقاد به مديران اين جلسه وارد است كه هم دامداران، دانشجويان، دانش آموزان، اصناف و صنعتگران بايد بيايند ما صحبتهاي آنها را بشنويم تا بتوانيم خودمان را اصلاح كنيم.

اي خداي بزرگ راهها را براي پيشرفت ملت ما باز كن؛ موانع را بردار؛ دلهاي ما را بيش از پيش به هم گره بزن!

بدخواهان را كنار بزن؛ اميد و همت را در دل ملت ما بيش از گذشته زنده كن!

ملت ما را به جايگاه شايسته برسان!

پيروزيهاي بزرگ را به ملت ما عنايت كن!

ما را به آن دورة درخشان برسان!

به بركت صلوات بر محمد و آل محمد

شناسه خبر: 5208  

- سفرهای استانی دور اول