
سخنراني در مراسم گراميداشت روز جهاني معلولان
بسم الله الرحمن الرحيم
اللهم عجل لوليك الفرج و العافية و النصر و اجعلنا من خير اعوانه و انصاره و المستشهدين بين يديه
خيلي خوشحالم و خداي بزرگ را سپاسگزار كه در ايام ولادت امام رضا (ع) خدمت شما عزيزان و دوست داشتني ها برسم. مي خواهم سه مطلب را خدمت شما بگويم. مطلب اول تبريك ميلاد امام رضا (ع) و مطلب دوم درباره مسائلي كه امروز با آن مواجه هستيم و يك مطلب هم به طور ويژه مربوط به مسائلي كه دوستان در اينجا مطرح كردند. خب اگر آمادگي داريد صلواتي عنايت بفرماييد.
ما مفتخريم كه متصل و پيرو امام رضا (ع) هستيم. امام رضا (ع) خورشيد درخشاني است كه بر همة عالم نورافشاني مي كند و عشق، مهر، رضا، صفا، صميميت، اميد و نور را بر همة عالم مي تاباند. ما خدا را شكر مي كنيم كه آستان مقدس امام رضا (ع) را در ميهن عزيز ما قرار داد و ما مي توانيم دسترسي داشته باشيم، به ياد او و عاشق او باشيم، از او درس بگيريم، همراه او باشيم و از او تبعيت كنيم. شايد اگر پرده ها از مقابل چشمان ما كنار مي رفت و حقيقت عالم را
مي ديديم، آنوقت اتفاقهاي خيلي بزرگي را در عالم مشاهده مي كرديم.
وقتي امام رضا (ع) به دنيا مي آيد در عالم چه خبر است ملائكه چه كار مي كنند، هستي در جنب و جوش است براي اينكه خليفة الله
مي آيد. كسي مي آيد كه تجسم مهر، رضا و عشق الهي است و كسي مي آيد كه اگر امروز در دلمان عشق، مهر و محبتي است، بواسطه وجود اوست. من به همه شما عزيزان، عاشقان و دوستداران امام رضا(ع) اين ميلاد بزرگ را تبريك مي گويم و يادآوري مي كنم كه چشم اميد همة بشريت به فرزند برومند امام رضا حضرت مهدي (عج) است. از همين جا مي خواهم با همين مقدمه وارد بخش دوم بشوم.
خدا انسان را خلق نكرد كه در ظلم، فساد، كينه، درگيري، فقر و عقب افتادگي زندگي كند. خدا انسان را خلق نكرد كه دو دسته، سه دسته، ده دسته بشوند. خط كشي بكنند و اين ده دسته دائماً عليه هم چنگ و دندان نشان بدهند، حمله بكنند، درگير بشوند، فتنه بكنند، توطئه بكنند و حقوق يكديگر را ضايع كنند. خدا انسانها را آفريد تا عاشق هم باشند. دوستدار و در كنار هم و با هم باشند و در پرتو عدالت و خداپرستي يك زندگي سعادتمند و متعالي را در كره زمين تجربه كنند. همه انبيا آمده اند تا انسان را به سمت چنين زندگي سعادتمندي هدايت كنند. هر كدام يك گام بشر را به سمت اين هدف جلو بردند؛ انسانهايي كه در زندگي شان در اين مسير حركت كردند و تلاش كردند تا بشر را به آن نقطه برسانند، اينها انسانهاي جاويد و ماندگارند. هر قدمي كه بر مي دارند قدم ماندگار است.
كساني كه در خدمت بشر و تعالي بشر و ترويج ارزشهاي متعالي انساني و در خدمت صلح، امنيت، عدالت و خداپرستي هستند، اينها پيروان انبيا و كساني هستند كه در اين جهان و در اين عالم جاويد خواهند ماند. هر قدمي كه بر مي دارند هم به نفع خودشان است، خودشان درجات تعالي را طي مي كنند و هم به نفع بشريت است. مثل اينكه يك رودخانه زلال در عالم هستي به سمت اقيانوس در حال حركت است. هر كس كه در اين رودخانه حضور دارد و همراه اين رودخانه حركت مي كند، وجود و حركاتش مفيد است و هر جا كه هست مفيد است و هر اقدامي كه مي كند مفيد است و هر كس خارج از اين رودخانه است يا در جهت عكس اين رودخانه است هر اقدامي كه بكند عليه بشريت است، ولو بر همه دنيا مسلط بشود، ولو همه ثروتها و قدرتهاي عالم در اختيارش باشد، وجودش براي بشريت مضر است. در طول تاريخ مي بينيد قدرتمنداني آمده اند، حتي دانشمنداني آمده اند، اما وجودشان براي بشر جز فقر و نكبت و جنگ و خونريزي و فساد و تبعيض و تهديد به ارمغان نياورده است. اما افرادي بوده اند به ظاهر كوچك و ناتوان در گوشه هاي دور افتاده، ولي همه وجودشان در خدمت بشريت و مثبت [بوده است].
عزيزان، امروز ما موظف هستيم كه هم خودمان در اين مسير حركت كنيم و هم همگان را به اين مسير نوراني دعوت كنيم. تنها راه نجات بشر و رفع همة فقرها، كمبودها و نقصها پيوستن به اين مسير است. همه بايد حركت كنيم براي رسيدن به آن دوران درخشان، دوران پر افتخار و دوران زيبايي كه همة زيبايي ها آنجا متجلي خواهد شد. شما مي بينيد الان از هر جا كه هستيد يا وقتي كه مي رويد به مشهد مقدس همين كه دلتان را به امام مي دهيد حالتان عوض مي شود. چه احساس زيبايي است كه خانم زورقي عزيز يك گوشه اش را بسيار زيبا به تصوير كشيدند. وقتي آدم مي خواهد با امام رضا (ع) صحبت كند همين كه يك لحظه دو ثانيه، وقتي سيم متصل مي شود چه حالي داريم. آن حال قابل وصف نيست.
حالا تصوير كنيد آن اتفاق بزرگ بيفتد و ما هر لحظه با انسان كامل، امام عصر (عج) در ارتباط باشيم. ببينيم، بشنويم، حس كنيم و لمس كنيم، آن وقت روح انسان و استعدادها چه خواهد شد؛ من نمي خواهم راجع به آن دوران شكوفايي زياد صحبت كنم. شما مي دانيد اما يك گوشه اش را مي خواهم بگويم. شما شنيده ايد وقتي آن اتفاق بزرگ بيفتد و آن رودخانه حقيقت به آن اقيانوس بپيوندد، از وقايع بزرگي كه اتفاق مي افتد اين است كه عقل انسانها كامل مي شود، عقلها كامل
مي شود، وقتي عقلها كامل شد دنيا جور ديگر مي شود. مي گويند در آن دوران همه چشمها بينا مي شود. بينايي حقيقي آن روز اتفاق مي افتد، همه گوشها شنوا مي شود، همه زبانها گويا مي شود، همه انديشه ها شكوفا مي شود و همه استعدادهاي انسان سرشار مي شود. هر كس كه دنبال توانمندي، دنبال فتح قله هاي بلند و دنبال جاودانه ماندن است، بايد براي تحقق آن روز تلاش بكند. آن روز اگر اتفاقي بيفتد ديگر نقص و اشكالي باقي نمي ماند. همه انسانها به درجه كمال مي رسند و همه آن كساني كه با عشق وصال به آن حادثه و واقعه از دنيا رفته اند آنها هم حاضر مي شوند و مي آيند. آن وقت ديگر از غم، غصه، عقب ماندن، فاصله و دردها و رنجها خبري نيست، آنجا همه اش زيبايي است. من امروز به شما عرض كنم، عزيزان من، بشر تشنه اين فرهنگ است. هر جاي دنيا مي رويم وقتي با ملتهاي گوناگون گفتگو مي كنيم،
مي گويم شما چه چيزي مي خواهيد، بالاخره آخر حرف شما چيست؟
مي بينيم آن چيزي كه مي خواهند وصف همان روزي است كه ما دنبال آن هستيم. وقتي خوب تصوير مي كنند، مي بينيم آنها دنبال حقيقت هستند، اما راه را گم كرده اند و من فكر مي كنم شما و ملت ما امروز پرچمدار اين فرهنگيم و بايد اين پيام را به همه دنيا برسانيم. البته رساندن پيام از نظر من دو وجه دارد. وجه اولش اين است كه كشور عزيز خودمان را خوب و براساس همين فرهنگ بسازيم. همه دنيا ببينند يك ملت 70 ميليوني اينها همه دوستدار و عاشق هم هستند. يكي هستند و يك تن واحد و يك خانواده هستند و يك كشور آزاد، آباد، مقتدر، پيشرفته، همدل، ان شاءالله بسازيم تا اين الگو بشود. گرچه فاصله بين آن چيزي كه ما مي خواهيم بسازيم و آن چيزي كه اتفاق خواهد افتاد زمين تا آسمان است، مثل آن اتصالي كه در نگاه به امام رضا (ع) در دلتان پيدا مي شود، بالاخره يك جرقه است و يك شعاعي از آن نور هست و دوم اينكه اين پيام را در انديشه و عمل، در توليد فكر و انديشه، در نوشتن، گفتن، شعر، هنر و ادب به دنيا برسانيم. اين كار ماست. اين آقاي مهندس برجيان خودش ، همه وجودش رساننده اين پيام باشد كه هست. يعني هر جاي دنيا ايشان را ديدند، اميد، نشاط، دلسوزي، عشق را در رفتار و وجود و كردار و كلام ببينند و به نظرم اين شدني است. اين مأموريت امروز همه ماست. فرقي نمي كند چه كسي و كجا و در چه شرايطي.
اما مطلب آخر سه نفر از دوستان مطالبي را مطرح كردند. آقاي مهندس برجيان، آقاي محمود نژاد و خانم زورقي هر كدام به يك بيان. من هم مي خواهم مطالبي را خدمت شما بگويم. راستش را بخواهيد من از اين واژه معلول خوشم نمي آيد. خود شما بنشينيد با آقاي فقيه و دانشمندان و صاحب نظران اين كلمه را [تحليل كنيد.] خود اين چرا مي خواهد ضعف را القا كند؟ چرا ضعف؟ انسان مگر گوشت و پوست است؟ مگر انسان مو و ناخن و استخوان است؟ انسان كه اين نيست. در انسان روح خدا دميده شده، انسان آمده براي اينكه به مقام
خليفة اللهي برسد. توانمنديها و استعدادهاي انسان بيكران است. يعني هر زاويه اي باز كند. مي تواند قله هاي بزرگ را فتح كند. حالا يك كسي اتفاقي برايش افتاده يا اصلاً نيفتاده و به قولي ژنتيكي است. حالا نمي تواند حركت ظاهري جسمي داشته باشد. حالا اتفاقي افتاده و خيلي عقب است؛ اصلاً اين [شخص] چيز ديگري است، سازمان بهزيستي، دولت، رسانه ها و … [براي نامگذاري اين واژه مقصرند] چه مرزبندي است؟ يك پدري دو بچه دارد. يكي يك طور است و ديگري طور ديگر، بچه مگر براي آدم فرق مي كند؟ يك مادر هم همين طور. بچه مگر فرق مي كند؟ بچه بچه است. من اميدوارم همان طور كه آقاي محمودنژاد گفتند اين به سرعت در فرهنگ ما بيايد. بله، مراعات كردن يك بحث است، ناتوان انگاشتن يك بحث ديگر. ما همه موظف هستيم دست پدر و مادرمان را ببوسيم و احترام مي گذاريم. بايد جلوي پدرمان بايستيم. مگر همه پدرها ناتوان و 90 ساله هستند؟ پدر 25 ساله و 30 ساله نداريم؟ آيا اگر پدر بچه 30 سالش شد و توانمند بود مثلاً ورزشكار بود نبايد به او [احترام گذاشت]. به پدر بايد احترام گذاشت و اين مراعات كردن معنايش ناتوان انگاشتن نيست.
اينكه خيلي جاها اولويت بدهيم و فرصت فراهم كنيم، اينها معنايش ناتوان انگاشتن نيست. اينها سنتها و ضوابطي است كه جامعه بتواند در هم گره بخورد و همه با هم زندگي كنيم. بنابراين من از همه مي خواهم چه آنهايي كه سخن مي گويند يا قلم مي زنند و چه آنهايي كه اقدام مي كنند، اقدامشان بر مبنايي نباشد كه حالا يك گروهي هستند ناتوان هستند و از روي ترحم بايد يك اقدامي برايشان انجام بدهيم. نه، او در آن شرايط در قبال جامعه يك وظايفي دارد و من وظايف ديگري دارم. من نسبت به او يك وظيفه اي دارم و او نسبت به من وظيفه ديگر دارد. اينها حقوق است و طرفيني هم است. كسي بر كسي هيچ برتري ندارد. برتري نزد خداست كه فرمود ان اكرمكم عندالله اتقيكم. اصلاً معيارها در حقيقت عالم چيزهاي ديگري است. خب اين اگر بيايد ديگر به قول آقاي محمود نژاد در خواستگاري، ازدواج و زندگي و ملاك نيست… اين مال آدمهاي رشد نيافته است كه وقتي با انسانهاي ديگر برخورد مي كنند به مو، دماغ، اندازه چشم، شكل لب و لوچه و… اهميت مي دهند.
روح بلند است كه بايد انسان را تا ملكوت پرواز دهد. به همين خاطر من ابا دارم كه وارد اين عرصه بشوم كه بخواهم خدمات علمي و
صنعتي اي كه شما ارائه مي دهيد به طور مجزا فهرست كنم، از آن طرف را بايد اثبات كنند، بايد اثبات ناتواني بشود نه اثبات توانمندي اصل بر اين است كه توانمند است، حالا روي ويلچر است خب روي ويلچر باشد. حالا مگر آنهايي كه روي ويلچر نيستند تخم دو زرده كرده اند؟ مفيد بودن و رشد كردن كه به روي ويلچر بودن يا با عصا و بدون عصا بودن [نيست]، حركت براي شما سخت تر است اما انديشيدن چه؟ شعر گفتن، نوشتن، خلق كردن، ابتكار و مهر ورزيدن چه؟ چه كسي گفته انسان اينهاست؟ من اميدوارم كه هم صحنه را همين طور ببينيم و ان شاءالله با هم به سمت آن قله نوراني حركت كنيم. البته حركت ما به سمت قله نوراني حركت از كانون دل است. دلها بايد پر بكشد والا مي گويد:
اي قوم به حج رفته كجاييد، كجاييد مقصود همينجاست بياييد، بياييد
چه بسا آدمي كه دور كعبه مي چرخد و اصلاً هيچ بويي از خدا نبرده است و كسي كه در آرزوي كعبه از دنيا مي رود و همه وجودش خدايي است. آدمي هست كه مي رود و قله كشتي جهان را فتح مي كند اما وقتي با او تماس مي گيري مي بيني نه از محبت و جوانمردي بويي نبرده است. اما آدمي هست كه در عمرش كشتي نگرفته، اما سرتاسر وجودش پهلواني و جوانمردي و انسانيت است. انسان بودن به اينهاست نه اين ظواهر.
هستند آدمهايي كه ـ بالاخره ديده ايد ـ مثلاً شخصيت خودش را در ماشين خود مي بيند، البته الحمدالله كه انقلاب شد خيلي كم شد. انقلاب خيلي چيزها براي ما آورد، مثلاً كسي كه ماشين يك مدل بالاتر دارد فكر مي كند مقداري مهم تر از بقيه است. من از اين خاطرات زياد دارم، ولي الان وقت آن نيست كه براي شما بگويم. من زماني كه دانشجو بودم يك ژيان مدل 56 داشتم. من در خط خودم داشتم مي رفتم بعد ديدم يكي از اين ماشينهاي گران قيمت آمده و به زور مي گويد برو كنار. من داشتم آرام در مسير خود حركت مي كردم شيشه را كشيد پايين و با يك ناسزاي آبدار گفت برو با اين ماشين…. فكر مي كرد چون او ماشين [بهتري] دارد از نظر مقررات راهنمايي و رانندگي هم تقدم دارد و بايد او جلوتر برود. اينها نيست. همه مخلوق خدا هستيم و خدا هم همه را دوست دارد.
يك وظايفي شما داريد، يك وظايفي ما داريم. بگذاريد اول وظايف خودمان را بگويم، در پايان يك كلمه هم راجع به وظايف شما خواهم گفت.
دولت به عنوان وظيفه بايد كارهاي فراواني انجام بدهد، چون تك تك آدمها براي ما مهم و عزيز هستند. ما حتي در احترام و خدمت مي گوييم قوم، قبيله و فرهنگ و … ملاك نيست همه عزيزند. انسان عزيز است و ما بايد در خدمت همه باشيم، براي هر بخشي و گروهي و قشري وظيفه اي داريم. اين مواردي كه آقاي محمود نژاد گفتند به نظرم درست است. من اشاره اي به آن مي كنم. گفتند براي وسايل توانبخشي معافيت گمركي بدهيم. چشم ما در اولين جلسه دولت ان شاءالله اين معافيت را خواهيم داد. گفتند حضور رئيس سازمان بهزيستي در دولت. من مي خواهم بگويم رئيس سازمان بهزيستي كه زورش به كسي نمي رسد من خودم نمايندة شما در دولت هستم و آن شورا و دبيرخانه و … حتماً ان شاءالله تشكيل مي دهيم. به آقاي سعيدلو هم به عنوان معاون اجرايي رئيس جمهور دعوت كردم بيايند همين جا بنشينند و خودشان بشنوند و ان شاءالله به زودي طي همين آذرماه اولين جلسه شوراي عالي را تشكيل بدهند.
درباره كاشت حلزون من يادم هست قرار شد پولي در بودجه گذاشته شود و مبلغ بيست ميليون دلار اختصاص بدهيم كه آن هزار نفر در سال در مورد بچه هايي كه بايد در سن دو تا شش سالگي كاشت شود، در حال اقدام است و اميدوارم به زودي نتيجه دهد كه بچه هاي گل ما از نعمت شنوايي محروم نشوند.
استانداردسازي و قانون بازنشستگي و مناسب سازي و… را ان شاءالله من دنبال مي كنم و اما فرمودند 1279 خانه تا سال آينده براي عزيزان ساخته بشود. ان شاءالله اين را هم آقاي سعيدلو و بنياد مسكن دنبال مي كنند تا سال آينده 1279 مورد تحويل بشود.
اجازه بدهيد مي خواهم يك جمله هم به شماها بگويم. گفتند در قانون شانزده دستگاه است كه وظايفي به عهده دارند، از اين شانزده تا امسال چهار تا از آنها اينجا هديه گرفتند و من اميدوارم به گونه اي وظيفه شان را انجام دهند كه سال ديگر زنده بوديم و خدمت شما آمديم هر شانزده تا از دست شما هديه بگيرند.
اما خطاب به شما، عزيزمان آقاي محمودنژاد كه از بچه هاي بسيار هوشمند، پركار، مؤمن و دلسوز است؛ عبارتي را در اول [جلسه] به كار بردند گفتند يك باغ و بوستان سرسبز با برگهاي پرنشاط، يك برگ آن زرد است و آن هم من هستم. من مي خواهم بگويم شما آقاي محمودنژاد و شماها گل بوستان زندگي ملت ايران هستيد. چرا فكر مي كنيد آن برگ زرد شما هستيد؟ چرا فكر نمي كنيد آن جوانه با نشاط و آن شكوفه زيبا جناب عالي هستيد؟