
سخنراني در اولين همايش روحانيون و طلاب بسيجي
بسم الله الرحمن الرحيم
اللهم عجل لوليك الفرج والعافية والنصر و اجعلنا من خير انصاره و اعوانه والمستشهدين بين يديه
خداي بزرگ را سپاسگزارم كه در هفتة بسيج و در آستانة ميلاد حضرت معصومه (س) خدمت شما عزيزان، طالبان علم و عاملان به دستورهاي الهي و مبلغان رسالت خداوند بزرگ حضور پيدا كردم.
قبل از اينكه مطالبي را خدمتتان عرض كنم، لازم است كه ارتحال عالم رباني و مرجع عاليقدر، حضرت آيت الله جواد آقاي تبريزي را به همة ملت ايران، مؤمنين و خداخواهان و به ويژه شما عزيزان تسليت عرض كنم و از خداي بزرگ براي ايشان علو درجات را مسئلت كنم.
شما طالبان علم هستيد و راهي كه در زندگي انتخاب كرده ايد، طلب علم است. نتيجة منطقي طلب علم اين است كه انسان به فرمان الهي خاضع، خاشع و عامل مي شود و نتيجة طلب علم تبليغ رسالت الهي است.
بسيجي بودن را انتخاب كرده ايد كه بسيجي بودن هم جلوة اخلاص و و بندة خدا بودن است. بسيجي بودن يعني رنگ خدايي داشتن. بسيجي بودن يعني صبغة الهي گرفتن و من احسن من الله صبغه ، رنگ خدايي داشتن يعني رنگ عبوديت و بندگي داشتن و كسي كه رنگ عبوديت و بندگي خدا يافت، به حسب ميزان كمال به مراتبي از ربوبيت مي رسد و اين يعني به مراتبي از خليفة اللهي رسيدن و مقام خليفة اللهي بالاترين و بلكه مقصد و منتهاي آمال هر انسان است؛ منتهايي كه خداوند كريم و رحيم براي انسان تعيين فرموده است.
براي اينكه اين موضوع مقداري بيشتر روشن بشود، بايد به توحيد برگرديم. توحيد محور همة معارف و ستون برپايي همة عالم است. البته
صحبت كردن بنده در جمع شما آن هم از معارف اسلام ناب، زيره به كرمان بردن است، اما به نظرم در هفتة بسيج در حضور روحانيون و طلاب عزيز بسيجي و در تكريم بسيج تذكر و يادآوري فرهنگ بسيج خالي از فايده نيست. شما مي دانيد كه اولين درس همة انبياي الهي توحيد است. توحيد يك حقيقت جاري در همة هستي است. توحيد يعني خدا عالم است و علم او بر همه چيز احاطه و سيطره دارد. عالم الغيب و الشهادة ، غيب آسمانها و زمين را مي داند. عالم به گذشته و آينده است. يعلم ما بين ايديهم و ما خلفهم و هيچ كس به هيچ علمي دسترسي ندارد، مگر به اذن و اجازه و فيض الهي. همه چيز نزد خدا حاضر است. او خالق علم و عالم و معلوم و خالق معلم و متعلم است و اين حقايق در آيات الهي موج مي زند. خدا قادر است. همة قدرتها از اوست. او بر همه چيز قادر است. و هو علي كل شيء قدير ، تمام صورتها و وجوه قدرتها در مقابل خدا خاضع و خاشع اند و در برابر او به خاك مي افتند. و عنت الوجوه للحي القيوم ، هيچ قدرتي در عالم جز قدرت خدا نيست. هر چيزي كه مي بينيم، جلوه هايي از قدرت الهي و به اذن خداست.
توحيد يعني خداي تبارك و تعالي حكيم است. او منشأ حكمتهاست و همة افعال او بر اساس حكمت است. توحيد يعني او رحمان و رحيم است. مهربان و رئوف است. در عالم هيچ جاذبه اي جز جاذبة خدا وجود ندارد. همة محبتها، دوستيها و عشقها از خداست. رحمت و رأفت مادر جزئي و بلكه جلوه اي از رأفت و رحمت خداوند است، بلكه خدا ارحم الراحمين است. توحيد يعني خدا عادل است. با عدل اوست كه تمام اين آسمانها و زمينها برجاست. و بالعدل قامت السموات و الارض. و السماء رفعها و وضع الميزان . توحيد يعني خدا كريم است. همة بخششها و گذشتها و افاضات از خداست. با اينكه همة موجودات از آن خداست. له ملك السموات و الارض، هرچه در آسمانها و زمين است، متعلق به خداست. و له ما في السموات و الارض. هرچه بندگان دارند از اوست. با اين حال اين خداي كريم و رحيم از بندگان خودش قرض مي طلبد و اين قرض را به نام خودش مي گذارد و مي گويد اگر به من قرض بدهيد، با اضعاف مضاعف بر مي گردانم. در مقابل يك حبه 700 حبه و بلكه بيشتر و چند برابر و پاداشي كه براي ما قابل درك و چه بسا دسترسي نيست، والله واسع عليم، همة عالم در اختيار خداست و هرچقدر بخواهد مي دهد و
مي بخشد. توحيد يعني خداست كه اندازه ها را تعيين و هدايت مي كند، والذي قدر فهدي. او مقدر و هادي است.
بحث توحيد به اندازة اسماء الهي ادامه دارد. منظور از بيان اين مطلب اين بود كه اين خدا، اين خداي قادر، رحمان، رحيم، كريم، مقدر و هادي كه اول، آخر و ظاهر و باطن و همة عالم است، اين خدا براي خود
خليفه اي برگزيده است، خليفة الله، و به او مأموريت داده است جانشين او در زمين باشد. خداوند بشر را در مراتب تكاملي خود خليفة الله قرار داده است. خليفه بايد رنگ خدايي داشته باشد. پيامبران الهي از حضرت آدم تا حضرت خاتم محمد رسول الله خليفة الله و جانشين خدا در زمين بوده اند؛ و بعد از ايشان هم ائمه معصومين (ع) از اميرالمؤمنين علي (ع) تا حضرت ولي عصر (عج) و بقية انسانها با تبعيت از خليفة الله به مراتبي از كمال دسترسي پيدا خواهند كرد. شما كرامت، رحمت و حكمت خدا را ببينيد كه راه را براي انسان تا خليفة اللهي باز كرده است. بشر مي تواند از
پايين ترين مراتب حيات و خلقت به نقطة اوج كمال دسترسي پيدا كند؛ يعني از خاك و سلسال تا كمالات متعالي رشد بكند. همة اينها در ساية توحيد و در نور توحيد و در ظل تربيت پيامبر و ائمة معصومين (ع) امكان پذير است و فقط با اطاعت خدا ميسر است. و ان اعبدوني هذا الصراط المستقيم هرچه عبادت و اطاعت خالصانه تر، سرعت رشد و تعالي بيشتر و بيشتر. هرچه اخلاص بيشتر، نزديكي به خدا بيشتر و سريع تر. كه اين البته با مجاهدت و تلاش در راه خدا به دست خواهد آمد. اگر حركت باشد، بركت هم خواهد آمد. اگر مجاهدت باشد، راههاي هدايت نشان داده
مي شود. حركت در راه خليفة اللهي يعني اجراي فرمانهاي الهي در زمين. همان گونه كه خدا هادي بندگان است، انسان حركت كننده در مسير الهي هم بايد هدايت كننده باشد. همان گونه كه خداوند رحمان و رحيم است، انسان هم بايد نسبت به بندگان خدا رحمان و رحيم باشد. همان گونه كه خدا كريم است، انسان هم بايد كريم باشد. همان گونه كه خدا عادل است، انسان هم بايد در مسير اجراي عدالت حركت كند. همان جور كه خدا با ستمگران، ظالمان و طاغيان مخالف است، انسان الهي هم بايد مخالفت كند. اگر خدا يار مظلومان و بي پناهان است، انسان مؤمن و موحد هم بايد چنين باشد. اگر كار خدا آباداني، رشد و هدايت است، بشر هم چنين وظيفه اي دارد و نقطة اوج اين حركت زماني است كه انسان كامل بر همة زمين و همة انسانها حاكم بشود و حكومت الهي در همة جهان مستقر بشود. با تحقق حكومت مهدوي راه براي تعالي همة انسانها باز مي گردد.
عزيزان من! علما و روحانيون، همة مقصد و تلاش ما بايد در جهت تحقق آرمان انبيا باشد. ما نبايد در تحقق اين آرمانها لحظه اي از مجاهدت دست برداريم و نبايد سر از پا بشناسيم.
خدا را سپاسگزاريم كه امروز بسيج و به ويژه بسيج روحانيون و طلاب تبلور اين انديشه اند. جاري عبوديت اند. زلال معنويت و خداخواهي هستند و اين همان چيزي است كه بشريت امروز تشنة آن است. همان چيزي است كه نياز عالم است و همان راه نجات بخش همة بشريت است. مشكل امروز دنيا دوري از اين معارف و مسير است. حضور قدرتهاي زورگو، خود پرست و شيطاني راه را براي تعالي انسانها تنگ كرده و مسير را مسدود كرده است. هرچه نگراني، اضطراب، درجا زدن، عقب گرد كردن، اختلاف، ظلم و گمراهي، فلاكت و بدبختي است، به خاطر اين است كه عده اي اين مسير نوراني را فراموش كرده اند و فاصله گرفته اند. البته بايد خدمت شما عرض كنم كه به لطف خدا امروز شاهد يك موج جديد در دنيا هستيم؛ يك موج همه جانبه، عميق و خروشان. فطرتها دارد به سرعت بيدار مي شود. طلب معنويت، عدالت و خداپرستي به سرعت جاي ماده پرستي، خودخواهي، قبيله گرايي و فرهنگ مادي را مي گيرد. امروزه در سر تا سر عالم يك تشنگي بي پايان در حال بروز و ظهور است.
عزيزان من! امروز مسئوليت ما به مراتب سنگين تر از ديروز است. امام بزرگوار ما با هوشمندي و با هدايت الهي و همان طور كه فرمودند بعد از پايان جنگ و از پذيرش قطعنامه و برقراري آتش بس فرمان تشكيل و تشكل بسيج طلاب و دانشجويان را صادر كردند. اين دقيقاً براي انجام مأموريت امروز و پاسخ به نياز امروز است.
شما در اندونزي ديديد، در همه جاي عالم همين طور است. رئيس جبهة شيطاني به كشور اندونزي سفر كرد. حركت مردم و متن مردم را در مقابله و مخالفت با اين فرد و انديشه هاي او ديديد. امروز همه جاي عالم همين طور است. از جنوبي ترين نقطة امريكاي جنوبي تا شرقي ترين نقطة عالم، فضاي انسانها همين طور است و اين فقط متعلق به مسلمانها نيست، گرچه به لطف خدا در ايران ما شاهد كانون جوشان انديشه هاي ناب اسلامي هستيم. اما امروز طلب كردن، بيداري، روشن شدن فطرتها و حركت در جهت عدالت و طلب عدالت امري همه گير است. شما از اخبار و اطلاعات دنيا مطلع ايد، همه جا همين طور است. ميان مسيحيها، بوداييها و هندوها هم همين طور است. در ميان يهوديهايي كه بويي از ايمان و معرفت هم برده اند همين طور است. در حادثة لبنان شما ديديد. حساب نمي كردند. فكر مي كردند حركت معدودي در بخشهايي از دنياي اسلام مي افتد و آنها مي توانند به سرعت مهار و كنترلش بكنند. اما ديديم كه همه آمدند. همة بشريت آمد با صهيونيست و انديشة طغيان مقابله كرد. حتي شاهد بوديد در آرژانتين علي رغم اينكه دولتش دولت نسبتاً خوبي است، اما به خاطر سيطرة صهيونيستها و سرمايه داران صهيونيستي، بخشهايي از حكومت عليه ملت ايران، فلسطين و لبنان موضع گيري مي كند. در آنجا هم كه تقريباً همة شبكه ها دست صهيونيستهاست، ديديد كه مسيحيهاي آنجا به خيابان آمدند و به نفع حزب الله، عدالت و توحيد فرياد زدند و ديديد كه در چين و هندوستان هم همين اتفاق افتاد. امروز در دنيا طلب معنويت و عدالت روز افزون است.
عزيزان من! ما امروز دو مسئوليت سنگين بر عهده داريم كه هردوي اين مسئوليتها در يك راستاست. مسئوليت اول و مهم تر ما اين است كه اين كشور را بر پاية معارف و انديشه هاي اسلامي بسازيم؛ جامعة الگو، شاهد.
مأموريت دوم ما اين است كه پيام و حقيقت اسلام ناب را به دنيا برسانيم و به دنيا معرفي بكنيم. يار همة ملتها باشيم كه امروز از ما
مي خواهند. مي دانيد و بدانيد مطالبة ملتها از دولت جمهوري اسلامي و ملت ايران براي حمايت، الگو دادن و راه حل دادن روز افزون است. از همه جاي دنيا، تقريباً در همة ملاقاتهايي كه ما داريم چه گروههاي مردمي، چه انديشمندان، چه مديران و دولتمردان در بين مذاكرات مفصل يكي از خواسته هايي كه معمولاً و جدي مطرح مي شود، همين است كه آقا كمك كنيد، راه حل و الگو بدهيد و حمايت كنيد. و انجام هر دوي اين مأموريتها نيازمند حاكميت تفكر بسيجي است. بدون تفكر بسيجي امكان حركت به سمت قله ها وجود ندارد. بسيجي بودن يعني رنگ و آهنگ خدايي گرفتن. بسيجي بودن يعني تلاش بي وقفه براي حاكميت خليفة الله و انسان كامل بر زمين كه اصلاً بدون اين تلاش و پيوند، زندگي و مجاهدت مفهومي ندارد. هم ساختن كشور هم رساندن پيام و الگو شدن براي بشريت نيازمند حاكميت فرهنگ، انديشه، روحيه و رفتار بسيجي بر اركان جامعة اسلامي است.
مي خواهم به عنوان خادم شما به شما عرض بكنم هر جاي كشور و در هر زمان و موضوعي كه انديشة بسيجي حاكم بود، آنجا پيروزي، موفقيت و پيشرفت بود. و به هر اندازه و در هر كجا كه ما از انديشة بسيج فاصلة گرفتيم به همان اندازه عقب گرد و دور افتادن و خسارت بود. انديشة بسيجي يعني انديشة لطف و رحمت جاري براي همه. يعني انديشة خدمتگزاري بي وقفه. يعني انديشة پافشاري بر اصول، يعني انديشة دفاع از مظلومين، محرومين، مستضعفين و مقابلة شجاعانه با همة قدرتهاي فاسد.
ما خدا را سپاسگزاريم كه امروز بسيج طلاب و روحانيون پرچمدار انديشه و رفتار بسيجي در كشور ماست و ما خدا را سپاسگزاريم كه به واسطة همين حضور امروز ملت ما پرچمدار انديشة الهي در دنياست.
اجازه بدهيد دو سه نكته هم دربارة برخي از مسائلي كه ما با آن مواجه هستيم خدمتتان عرض كنم. از محورهاي اصلي مأموريت ما حركت در جهت تحقق عدالت است. تحقق عدالت سخت ترين مرحلة برپايي جامعة نمونه است. در ساير صحنه ها جبهه بنديها بسيار آشكار است كه با چه كسي مواجه و مقابليم، اما در اجراي عدالت جبهه بندي بسيار پيچيده است. از داخل منزل خود انسان شروع مي شود. از خود انسان شروع
مي شود. اول انسان بايد عدالت را بر خودش و رفتار و انديشه هاي خودش حاكم بكند. عشق به عدالت را در قلبش نهادينه بكند و بپذيرد. پذيرش عدالت بسيار سنگين است و اجراي عدالت سنگين تر. ديديم، فرمودند كه اميرالمؤمنين علي (ع) به خاطر پافشاري اش بر اجراي عدالت شهيد شد.
خودخواهيها، زياده خواهيها، انحصار طلبيها، پرتوقعيها، دلبستگيها و علقه هاي شخصي و گروهي و دسته اي همه سدهاي سنگيني در مقابل اجراي عدالت هستند. در اجراي عدالت يك دفعه آدم چشم باز مي كند و مي بيند در مقابل برادر خودش است. همان طور كه امير المؤمنين علي (ع) در مقابل برادرش بود. انسان چشم باز مي كند و مي بيند عجب، بايد در مقابل همراه و همرزم بيست سي و پنجاه سالة خودش بايستد. چشم باز مي كند و مي بيند بايد جلوي عنوانها بايستد. جلوي برخي شخصيتهايي كه داراي عناوين و برو بيا و ... هستند، بايستد. اما هيچ كدام از اينها نبايد مانع از حركت ما در جهت تحقق عدالت بشود. حركت در جهت تحقق عدالت يعني تلاش بي پايان و شجاعانه براي زمينه سازي تحقق حكومت جهاني اسلام و ظهور حضرت مهدي (عج) است. مقابله با كساني كه براي خودشان حق و امتيازات ويژه قائل اند. چه در داخل و چه در سطح جهاني. حالا شما داخلش را الحمدلله مي شناسيد.
طلب عدالت و تلاش براي برپايي عدالت از محورهاي اصلي انديشة بسيج است و تفكر بسيج و اسلام ناب محمدي است. حالا من وقتتان را براي مثال زدنها نمي گيرم. اما اشاره اي به بعضي مطالب خالي از لطف نيست. مي بينيد آقاياني موقعي در جايي مسئول بوده اند. به نام دولت و با امكانات دولت مؤسسه اي را درست كرده اند. بعد اين مؤسسه با پول دولت هم ده، دوازده، هجده سال كار مي كرده؛ دويست، سيصد، پانصد ميليارد تومان هم ثروت جمع كرده، ساختمان، تجهيزات، امكانات، وسايل و ... به محض اينكه دولت مي خواهد جا به جا بشود، در آن فاصلة فترت يك دفعه تغييرات كوچكي در اساسنامه مي دهند و اين مجموعه اي كه متعلق به ملت بوده يك دفعه متعلق و تبديل به عدة ديگري مي شود. يك مجموعة دولتي يك دفعة خصوصي مي شود، بعد كه سراغشان مي روي و مي گويي اين سيصد چهارصد ميليارد تومان، تو وقتي كه در اينجا رئيس شدي كه همه جا خبر دارند تو مستأجر بودي، پدرت، برادرانت، بستگانت و آنهايي كه مي توانند به تو كمك كنند يا ارثي به تو برسد، آنها هم چيزي نداشتند، تو هفت هشت سال مسئول بودي، بسيار خب دستت درد نكند. خيلي ممنون. حالا خانه خريدي و ... آنها بماند نوش جانت. بالاخره معلوم است كه تو چقدر حقوق مي گرفتي، چقدر اضافه كار، پاداش و ... همة اينها را جمع مي زنيم مثلاً روي هم مي شود پانصد ميليون تومان، صد ميليون تومان. چطور شما پنج نفر يك دفعه مالك يك مجموعة 300 ميليارد توماني متعلق به ملت شديد. وقتي مي گويي پس بده، يك دفعه فريادها بلند مي شود. آقا اين دولت مخالف بخش خصوصي است، كارش عالمانه نيست، در كارهايش مشورت نمي كند، اين دولت ضد فرهنگ است. چه كسي ضد فرهنگ است؟ ما مي گوييم ضد فرهنگي ترين كار اين است كه شما به بيت المال دست اندازي كنيد. وقتي به بيت المال دست اندازي مي كنيد ديگر جايي براي بحث فرهنگي نمي ماند. يا مي رويم مي بينيم در اطراف تهران خوش آب و هواترين مناطق و زمينهاي منابع طبيعي را گرفته اند و ميان خودشان تقسيم كرده اند. پنجاه هكتار و سي هكتار و بيست هكتار و آن خيلي با انصافش كه خيلي دلسوز، زاهد، عابد و مسلمان بوده مثلاً به پنج هكتار قناعت كرده، خيلي قانع بوده است. بر خلاف قانون داده شده، بر خلاف قانون سند صادر شده، بر خلاف قانون آنجا يك ويلا ساخته و براي خودش هفته اي يكي دو روز آنجا
مي رود كه فكر كند تا بتواند خوب خدمت كند. بعد وقتي مي گوييم آقا اين را برگردان، مي گويند اينها مي خواهند اقتصاد را به هم بزنند. والله اگر اقتصاد اين است، ما نمي خواهيم اين اقتصاد اصلاً وجود خارجي نداشته باشد.
آن وقت جالب است، وقتي مي گوييم اسامي اينها را اعلام كنيد مردم بدانند اينها چقدر خدمتگزار و دلسوز مردم اند، مي گويند آقا آبروي انسانها حرمت دارد. مي گوييم بسيار خب، آبروي انسانها حرمت دارد. اما
بيت المال حرمت ندارد؟ حقوق ملت حرمت ندارد، به چه دليل كسي كه در دوره اي دستش مي رسيده اين طور [سوء استفاده كند؟] و جالب است بدانيد در همان محله جوانان و مردمي هستند كه صد بار مراجعه كرده اند كه آقا يك هكتار زمين بدهيد اين جواني كه رفته كشاورزي خوانده و پدر بيچاره زندگيش را گذاشته و از نان زن و بچه زده و اين جوان را ليسانس مهندسي كشاورزي كرده، يك هكتار [زمين] بدهيد اين برود يك باغي در آن درست كند و زندگيش را بچرخاند، مي گويند نداريم.
معمولاً اجراي عدالت در افتادن با گردن كلفتهاست، نه با اين فقير بيچاره ها. فقير بيچاره ها كه تابع اند و بيچاره ها نه زباني براي بيان و نه باندي براي حمايت و نه رسانه و بلندگويي براي تبليغ و نه قدرت و توقعهاي بالايي دارند؛ در همة زمينه ها. من يك بعدش را عرض كردم. حالا ما به لطف خدا فشار را گذاشته ايم. يك نفر رفته و توانسته صدها ميليارد تومان تسهيلات بگيرد. مي گوييم بسيار خوب اشكال ندارد
مي خواهي كار بكني، اما بي انصاف اين را سر وقت بده كه چهار نفر ديگر هم بتوانند بگيرند. تا مي گويي بياور بده يا طبق ضابطه بگير، اقتصاد غيرعلمي مي شود. آقا اينها در اقتصاد علم نمي دانند، من مي خواهم بگويم اگر عالمانه بودن اقتصاد يعني دست اندازي و چپاول عده اي خاص، ما از اين علمي بودن بيزاريم و اين علمي بودن را نمي خواهيم.
بعضيها مي خواهند اين جور ترويج كنند كه كسي كه كار مي كند آن كسي كه واقعاً زرنگ است و كار بلد است، لزوماً آلودگي هم دارد و شما به خاطر آن كارش از آلودگي اش گذشت كن. اين انديشه متعلق به ما نيست. چه كسي گفته كسي كه كار بلد است، حتماً انحراف مالي هم دارد. يا ساخته اند، حتماً بايد همراه با آلودگي و سوء استفاده باشد. چه كسي اين را گفته؟ مي شود كار كرد و سالم هم بود. مي شود درست كار كرد. اگر نمي شد درست كار كرد كه اصلاً تمام اين نظام آفرينش، تكليف و پاداش و عقاب همه بي مفهوم مي شد. مي شود كشور را درست اداره كرد. بايد همت كنيم. حالا از اينها زياد است. بالاخره الان ما در معرضش هستيم. همين طوري مي آيد.
بگذاريد يك داستاني را برايتان بگويم. بالاخره مرحوم شهيد مدرس كه الگوي ما و مسئوليت پذيري در نظام اسلامي است، داستانش را دانيد. رضاخان قلدر به ايشان پيغام داد كه آقا شما پايت را از روي دم ما بردار، ايشان پيغام داد آقا شما اين محدودة دمتان را مشخص بكنيد. هر جا
مي رويم و مي خواهيم جلوي يك فساد، خلافكاري و انحرافي را بگيريم، يك عده صدايشان در مي آيد كه آقا اين دخالت كرد، وارد شد و ... خب اين بايد اصلاح بشود. محدوديتتان را مشخص كنيد، بالاخره شما كجاي كار هستيد؟ از اينها زياد است.
امروز اجراي عدالت نيازمند يك عزم، همت و مجاهدت ملي است. بايد به فرهنگ عمومي تبديل بشود و ان شاء الله خواهد شد. من به شما عرض بكنم، چون ملت ما و شما عزيزان ايستاده ايد بندة كوچك و خادم شما هم بدانيد در مسير اجراي عدالت تا آخر خواهم ايستاد.
اجازه بدهيد يكي دوجمله هم دربارة مسائل جهاني خدمتتان عرض كنم. مشكل بشريت هم همين است. يعني يك عده خودخواه، زياده طلب، غير قانع به حق خود دارند در دنيا در همة زمينه ها حكمراني مي كنند. وقتي آدم مسافرت مي كند و از نزديك با ملتها آشنا مي شود، به عمق فاجه بيشتر پي مي برد. ما يكي دو تا سفر به افريقا كرديم؛ وقتي از نزديك ديديم و از زبان خود مظلومين شنيديم، ابعاد قضيه بيشتر برايمان روشن شد. الان شما به برخي از اين كشورهاي افريقايي سفر مي كنيد مي بينيد سرزمين همه اش بركت و استعداد است. هم معدن، هم جنگل، هم آب، هم بهترين زمينها، هم آفتاب دارد، هم انسانهاي با استعداد و پركار و صادق دارد. هم موقعيت جغرافيايي و هم دريا دارد. همة امكانات براي بهره مندي مادي مردم و پيشرفت جامعه فراهم است. مي رويد مي بينيد كه از امكانات
بهره برداري مي شود، اما مردم در فقرند. وقتي ريشه يابي مي كنيد، مي بينيد علت اصلي اش حضور عده اي از همين انسانها و دولتهاي ضد عدالت، خودخواه و زياده خواه است كه با فقر، بيماري، عقب افتادگي، فشار و كشتن ملتها جيبهاي خودشان را پر مي كنند. آن قدر جلو رفته اند و عادت كرده اند و براي خودشان حقوق اضافي تعريف كرده اند كه وقتي ملتي قيام مي كند و در مقابل زياده خواهيهاي آنها مي ايستد آن ملت را به تروريست، ضد حقوق بشر، شرارت و ياغي گري متهم مي كنند. نمونة اعلايش در موضوع هسته اي ماست. شما همه داستان هسته اي را مي دانيد. مي بينيد چه دنيايي درست كرده اند. سه چهار تا از اين قلدرها براي خودشان حقوق ويژه تعريف كرده اند و باز به قول خودشان اين حقوق ويژه را قانوني كرده اند. به قول خودشان قانون بين الملل. خودشان بمب توليد، آزمايش و منفجر مي كنند، انسانها را مي كشند، با بمب تهديد مي كنند و هيچ محدوديتي ندارند. هر كاري دلشان بخواهد مي كنند. بعد هم مي گويند اين جزء حقوق منحصر به فرد ماست. مي نشينند و براي خودشان قانون و آيين نامه مي نويسد كه هر كس ديگري بخواهد وارد اين وادي بشود بايد از ما اجازه بگيرد. اگر اجازه نداديم حق ندارد وارد بشود و حتي به اين مسائل فكر كند. بعد هم يك سري سازوكارهايي براي خودشان درست كرده اند و روي آن اسم گذاشته اند. سازمان ملل، شوراي امنيت، آژانس انرژي هسته اي، شوراي حكام همين طور اينها را براي تثبيت حاكميت ظالمانة خودشان درست كرده اند. خب ملت ايران مي خواهد حركت كند و نمي تواند متوقف به اين روابط ظالمانه باشد. طبيعي است كه به اينها بر مي خورد. من به شما عرض كنم در عرصة جهاني هم اگر شما بخواهيد عدالت را اجرا كنيد، اول بايد شاخ آن كله گنده را بشكنيد تا عدالت در جهان برپا بشود.
[حضار: انرژي هسته اي حق مسلم ماست.]
اينها فكر كرده اند ملت ايران هم مثل بعضي جاهاي ديگر است و دولت ايران هم مثل بعضي جاهاي ديگر است كه يك تشري بزنند و اخمي بكنند و با دو تا تهديد و فشار اينها هم جا بزنند و آنها هم كار خودشان را بكنند. غافل از اينكه امروز به لطف خدا در اين كشور عطر دل انگيز فرهنگ بسيجي حاكم است و بسيج يعني ايستادن شجاعانه و دلاور مردانه با توكل برخدا در مقابل همة قدرتهاي شيطاني عالم. آنها غافل اند. مي بينيد ايستادگي مخلصانه و مجاهدت صادقانه مساوي با پيروزي است. امروز بحمدالله به لطف هوشمندي ملت ايران و به لطف سياست گذاري عالمانه و الهي اي كه انجام شد و پيگيريها و تلاشهاي مدبرانه در عرصة هسته اي هر روز ملت ما يك گام به جلو مي رود و دشمنان ملت ايران عقب نشيني مي كنند.
عزيزان! در مسئلة هسته اي به لطف خدا موقعيت ، ما امروز موقعيت بسيار ممتازي است. ما در مسير صعود به قله پاي قله ايم؛ يعني يك گام ديگر است. همان تعبير زيبايي كه به كار مي بريد و مي بريم. يك يا حسين
مي خواهيم كه ان شاءالله به قلة هسته اي برسيم؛ يعني تا رسيدن به قلة هسته اي يك يا حسين ديگر. و اين ان شاء الله محقق خواهد شد. حرفهاي پراكنده مي زنند. قيافه مي گيرند. ممكن است باز هم تهديد بكنند، اما شما اوضاع را ببينيد كه خداوند چگونه شرايط را به نفع انديشة اسلامي و انقلاب اسلامي رقم زده است. وضعيت درون امريكا را ببينيد. آنها با شيطنت و تبليغات پيچيده تلاش مي كنند بگويند اتفاقي كه در امريكا افتاد، شكست يك حزب در مقابل يك حزب ديگر بود. بعد هم بگويند علتش فقط رفتار امريكاييها در عراق بود. اين هم از آن دروغهاي بزرگ است. حقيقت اين است كه اساس سياستهاي حكومت امريكا شكست خورد. در حقيقت هر دوتا حزب شكست خورده اند. آن يكي ها خيال نكنند برنده شده اند. چه برنده اي؟ هر دو طرف باخته اند. شما ببينيد، به لطف خدا ديگر قادر نيستند تصميم بگيرند. اين نبود كه مردم امريكا از يك حزب جديدي خوششان بيايد و به او رأي بدهند. اولاً آن سطح شركت كننده، 40 درصد كه اگر در كشور ما چنين اتفاقي بيفتد بلندگوهاي امريكايي
حنجره هاي خودشان را پاره مي كنند، با معيارهاي خودشان هم نمي خواند كه شما مي گوييد دموكراسي يعني نصف به علاوة يك، آنجا كمتر از نصف جمعيت شركت كرده اند. 40 درصد شركت كرده اند. حالا آنهايي هم كه شركت كرد ه اند چه رأيي داده اند؟ آنهايي كه رأي آورده اند، چگونه رأي آورده اند؟ با يك فاصلة خيلي كم و نه آن برنده شد و نه ديگري. هر دو شكست خوردند. حالا آنهايي كه آمده اند خيال نكنند مي توانند همان سياستها را در يك قالب ديگري [پياده كنند]. بيايند قيافة حقوق بشري بگيرند و بخواهند همان جنايتها را انجام بدهند و همان ظلمها را اعمال كنند، تمام شد. به شما عرض كنم خداوند آن گونه رقم زد كه هيبت پوشالي اين ابر قدرت در اين اتفاقات اخير فرو ريخت.
[حضار: مرگ بر امريكا]
ان شاء الله با همت و اخلاص شما به زودي بايد فرياد بزنيد كه امريكا در چه فكريه دنيا پر از بسيجيه. ان شاء الله با همت شما انديشة ناب بسيج به همة دنيا صادر خواهد شد و راهش باز شده است.
اين قضيه هسته اي است. من اميدوارم كه به زودي و قبل از پايان سال جشن تثبيت حقوق هسته اي ملت ايران را برپا بكنيم.
شرايط دنيا به سرعت در حال تغيير است. تحولات و گرايش به معنويت روز افزون است. و اين مأموريت ما را سنگين تر مي كند.
عزيزان آن كانون اصلي كه بايد از انديشة اسلام ناب تبيين، تدوين، ترويج و پاسداري بكند، همين تشكل روحانيون و طلاب بسيجي است كه با روح و اخلاص بسيجي و الهام گرفتن از امام و ولايت حركت كنيم. به شما به عنوان برادر كوچك و عرض آخر بگويم كه برادران و خواهران، اين موج جديدي كه در دنيا آغاز شده است، ان شاء الله به لطف الهي و با مجاهدتهاي شما تا حاكميت انسان كامل بر همة جهان با قدرت پيش خواهد رفت و چشم همة ما به جمال نوراني منتظر روشن خواهد شد.
ان شاء الله.