- متن کامل اظهارات دکتر احمدي‌نژاد در دانشگاه الازهر مصر
چهارشنبه 25 ارديبهشت 1392 - 08:56

حضور دکتر محمود احمدي‌نژاد، رييس‌جمهور اسلامي ايران در دانشگاه الازهر و تبيين عدالت و آزادي در جهان جديد از سوي ايشان، افق‌هاي جديدي را براي انديشمندان و نخبگان مصري در درک مسائل جهاني بر پايه ارزش‌هاي اسلامي رقم خواهد زد. نظر به اهميت اين حضور و نطقه عطف بودن آن در سير گسترش پيام انقلاب اسلامي متن کامل اين سخنراني که در قالب مجموعه‌اي به نام «اسلام و مديريت جهاني» تنظيم شده است،  به علاقه‌مندان عرضه مي‌شود.

متن کامل اظهارات دکتر احمدي‌نژاد در دانشگاه الازهر مصر

حضور دکتر محمود احمدي‌نژاد، رييس‌جمهور اسلامي ايران در دانشگاه الازهر و تبيين عدالت و آزادي در جهان جديد از سوي ايشان، افق‌هاي جديدي را براي انديشمندان و نخبگان مصري در درک مسائل جهاني بر پايه ارزش‌هاي اسلامي رقم خواهد زد. نظر به اهميت اين حضور و نطقه عطف بودن آن در سير گسترش پيام انقلاب اسلامي متن کامل اين سخنراني که در قالب مجموعه‌اي به نام «اسلام و مديريت جهاني» تنظيم شده است، به علاقه‌مندان عرضه مي‌شود.

شناسه خبر: 48540 - 

پنج‌شنبه 19 ارديبهشت 1392 - 16:22

  -  فرهاد دمشقي



اسلام و مديريت جهاني

خدا را شاکريم اين توفيق بزرگ را عنايت فرمود که امروز به کشور عزيز مصر سفر داشته باشيم و همچنين ابتداي ورود توفيق داشتيم به دانشگاه عزيز و شريف الازهر بياييم و همچنين خدا را سپاسگزارم که توفيق زيارت علما و انديشمندان و جناب آقاي رئيس دانشگاه را عنايت فرمود.

همان طور که اشاره کردند دانشگاه شريف الازهر در طول بيش از هزار سال عمر با برکت خود خدمات فراواني به مکتب پيامبر عزيز اسلام‌(ص) عرضه کرده است.

الان نيز احساس من اين است که در محضر علماي بزرگي هستم که به حقيقت دين، راه پيامبر عزيز (ص) و فلاح و رستگاري انسان‌ها در سطح جهان مي‌انديشند.

مأموريت‌هاي مشترك جهاني سرآغازي براي وحدت

من عالم ديني نيستم، از اختلافات تاريخي شما هم خبر ندارم و نمي‌خواهم که خبر هم داشته باشم، آن چيزي که من به آن فکر مي‌کنم وحدت و همدلي و ماموريتي است که بايد به طور مشترک انجام دهيم، فکر مي‌کنم ماموريتي که به طور مشترک بر عهده ماست آنقدر سنگين است که فرصتي براي فکر کردن به برخي اختلافات فرعي باقي نمي‌گذارد.

همان طور که جناب رئيس و آن استاد عزيز مطرح کردند ممکن است اشکالات، ضعف‌ها و برخي مريضي‌ها باشد اگر ما امروز به نجف يا قم سفر کنيم و با علماي آنها ملاقات داشته باشيم ممکن است آنها هم مسائلي شبيه اين مطلب اما از طرف مقابل بيان کنند.

بحث من، در محضر عزيزان و استادان به عنوان يک دانشجوي ابتدايي تلاش براي ريشه‌کن کردن مسائل جامعه بشري از جمله کوته‌نگري‌هاست آمدم خدمت شما که درباره مسائل مهم جهاني با يکديگر گفتگو کنيم، از همين زاويه چند نکته را عرض مي‌کنم.

نکته اول درباره وحدت است. دوستان از دو طرف مي‌گويند بياييد با هم وحدت کنيم و از اين بحث مي‌کنند که نبايد تفرقه داشته باشيم. سوال من اين است كه چرا نبايد متحد باشيم. من هيچ دليلي براي افتراق نمي‌بينم.

اما براي اينکه از اين وحدت اصيل و الهي استفاده کنيم بايد ماموريت مشترک را به درستي تعريف کنيم.

براي چه مي‌خواهيم وحدت کنيم؟ آيا براي حل مسائل گذشته تاريخي بايد با هم گفتگو کنيم تا مسائل تاريخي را حل کنيم؟ البته اينها لازم است، اما ماموريت اصلي ما اين نيست.

فرض کنيم همه اختلافات برطرف و وحدت حاصل شد. ما اين وحدت را براي چه مي‌خواهيم؟ فکر مي‌کنم ما وحدت را براي انجام وظايف ديني‌مان و اصلاح امروز و آينده جامعه لازم داريم.

از آنجا كه احساس مي‌کنيم براي اصلاح جامعه مسئوليت و ماموريت داريم؛ نيازمند وحدت و همدلي و همكاري هستيم.

اگر اينطور است فکر مي‌کنم بر ماموريت و مسئوليتي که در قبال آينده داريم خيلي زودتر و سريع‌تر از مسائل گذشته مي‌توانيم وحدت کنيم.



پيامبر (ص) گمشده بشريت

پيامبر عزيز (ص) براي اصلاح جامعه آمدند و همين طور آمدند که ابتدا انسان را احياء کنند و بعد از آن به دنبال استقرار توحيد در جهان و ريشه‌کني ظلم بودند و اينکه انسان‌ها را از جهل و خرافه نجات دهند و کينه‌ها را تبديل به برادري و دوستي کنند؛ اينها ماموريت‌هاي مشترک امروز ماست،آيا نمي‌توانيم حول اين ماموريت متحد باشيم؟

اصلاً سوال من اين است چه کسي شيعه و چه کسي سني است؟ چه کسي مي‌تواند ادعا کند که همچون پيامبر(ص) مي‌انديشد و زندگي مي‌کند؟ من امروز از همه مسلمانان عالِم و غيرعالِم در جهان سوال مي‌کنم آيا کسي هست که ادعا کند قرآن را به طور کامل، آن طوري که پيامبر(ص) مي‌فهميد، فهميده است؟

گمان نمي‌کنم کسي ادعا کند. چه کسي مي‌تواند ادعا کند يک درصد از حقيقت زندگي پيامبر را در زندگي خود پياده کرده است؟ پيامبر و کتاب خدا همچنان مهجور هستند. هنوز حقيقت دين در زندگي ما پيدا نشده است، اگر دين را مانند پيامبر مي‌فهميديم آيا وضعيت مسلمانان وضعيت امروز بود که هست؟

امروز مهمترين كار اين است كه دست به دست هم بدهيم و همه با هم کتاب خدا و پيامبر را بشناسيم.

پيامبر اعظم (ص) گمشده بشريت است اگر 10 درصد مسلمانان صدر اسلام با اسلام اصيل آشنايي داشتند وضع مسلمانان امروز به شکل ديگري بود. سني و شيعه هر دو مي‌خواهند به پيامبر(ص) برسند؛ بايد با هم کار و تلاش کنيم. البته هميشه آدم‌هاي جاهل و عوام‌الناس که کوته‌فکر هستند و تعصبات بي‌حساب و کتاب دارند، پيدا مي‌شوند.

فکر مي‌کنم ماموريت مشترکي که برعهده داريم بسيار سنگين است. ما همه معتقديم كه پيامبر عزيز ما پيامبر خاتم (ص) است. اعتقاد داريم که ايشان کمال و همه دين را عرضه کرده‌اند و معتقديم که خدا يک دين بيشتر نفرستاده است و آن دين اسلام است و دين اسلام براي همه بشريت و نه فقط براي شيعه يا سني است. پيامبر(ص) رحمه للعالمين است و آمده است تا دين خدا را حاكم و کل بشريت را نجات بدهد.

اما آيا امروز بشر نجات پيدا کرده است؟ مشخص است كه وضع جامعه بشري بسيار خراب است و دين پيامبر خدا حاکم نشده است و هنوز ما با حاکميت دين خدا فاصله طولاني داريم.

به عنوان يك دانشجو درسم را در حضور استادان پس مي‌دهم و براي شما احترام زيادي قائل هستم و مي‌دانم که شما عمر خود را وقف ترويج مکتب پيامبر گرامي اسلام(ص) کرده‌ايد.



پيامبر (ص) محور وحدت شيعه و سني

اعتقاد دارم شيعه و سني هنوز با پيامبر اكرم(ص) فاصله زيادي دارند. هيچ کس حق ندارد خود را حق بداند و متعصبانه برخورد کند، بايد دست به دست هم داده پيامبر عزيز را آن طور که شايسته است به بشريت معرفي کنيم و براي حاکميت دين خدا تلاش کنيم. گمان نمي‌کنم ماموريت يک مسلمان اين باشد که تلاش کند برادري را سني يا شيعه کند.

نگاه من به وحدت بسيار فراتر از اينهاست. اعتقاد دارم ما متحد هستيم اما بايد ماموريتمان را تعريف کنيم و حرکت کنيم. امروز شاهد هستيد که دشمنان و مستکبران از اسلام چه تصويري در دنيا معرفي مي‌کنند. آنها اسلام را يک دين خشن، آدمکش و ضد بشر معرفي مي‌کنند. آنها دشمن همه ما، دشمن شيعه و سني، دشمن خدا، کتاب خدا و دين خدا هستند و هيچ کدام از ما را عزيز نمي‌خواهند. نه مصر را عزيز مي‌خواهند و نه ايران را آنها مي‌خواهند اصلاً ما وجود نداشته باشيم.

آنها نمي‌خواهند نام پيامبر عزيز ما در دنيا مطرح باشد ما به طور اصولي با هم اتحاد داريم چرا که خدا، پيامبر، قبله و کتاب ما يکي است و بايد قدر اين نعمت را بدانيم و از او براي پيگيري فرامين پيامبر و اصلاح جهان استفاده کنيم.

از شما اجازه مي‌خواهم درباره اين ماموريت مشترک صحبت‌هايي داشته باشم. تصور کنيد دانشجويي در جلسه دفاعيه در محضر شماست. مي‌خواهم از رساله خودم در حضور شما دفاع کنم و ماموريت مشترک را بازگو کنم.



عدالت و آزادي شرط كمال انساني

مهمترين مخلوق عالم انسان است. انسان موضوع اصلي آفرينش است که خداي متعال او را براي رسيدن به کمال خلق كرده تا از خاک به خدا برسد. همه پيامبران الهي آمده اند تا انسان را در اين مسير کمک کنند.

البته خداوند حجت دروني هم براي انسان قرار داده است که همان عقل است که پيامبر عزيز ما عينيت عقل و عقل کل است، اما رسيدن به قله‌هاي کمال تنها از طريق معرفت است و اگر معرفت نباشد کمال اتفاق نمي‌افتد و ايمان هم از معرفت برمي‌خيزد.

ايمان بدون معرفت معنا ندارد. در بين همه موجودات، خداوند فقط به انسان حق و قدرت انتخاب را عطا کرده و اين نشانه اين است که خداي متعال به ايمان و معرفت اصالت داده است. انسان بايد مسير کمال و ايمان را انتخاب کند. ايماني که انتخاب شده است ارزش دارد. بهترين اعمال اگر از روي اجبار باشد فاقد ارزش است. انتخاب هم فقط در سايه آزادي امکان‌پذير است.

انسان مکلف است که انتخاب اصلح داشته باشد و براي رسيدن به کمال بايد اصلح را انتخاب کند و انتخاب اصلح نيز وابسته به ميزان معرفت است. بنابراين همه چيز به معرفت برمي‌گردد.

کمال انسان که مقصود اصلي از خلق اوست، در سايه آزادي انتخاب به وجود مي‌آيد. هيچ راه ديگري در برابر حق‌جويان و کمال‌جويان وجود ندارد. اما براي اينکه انتخاب آزاد وجود داشته باشد بايد عدالت حاکم باشد.

بايد عدالت حاکم شود تا انسان‌ها فرصت انتخاب آزاد پيدا کنند. وقتي ظلم و تبعيض وجود دارد انسان‌ها فرصت انتخاب پيدا نمي‌کنند. فرض کنيد عده زيادي در فقر مطلق که ناشي از ظلم و تبعيض است زندگي ‌کنند. انسان‌هايي که در اين شرايط زندگي مي‌کنند فرصت انديشيدن و يافتن معرفت و انتخاب پيدا نمي‌کنند. از تولد تا مرگ در فشار و محدوديت زندگي مي‌کنند.

عدالت در حقيقت فراهم کردن زمينه براي کمال انسان‌هاست. به همين دليل است که پيامبران بعد از دعوت به توحيد مامور به عدالت هستند. اگر عدالت نباشد توحيد هم مستقر نخواهد شد. بنابراين تلاش براي استقرار عدالت يک ماموريت بسيار مهم است. تکليف بنياني و اساسي تک تک موحدان است.

پيامبران براي «ليقُومَ الناسُ بِالقِسط» آمدند. کتاب و ميزان همه براي استقرار عدالت است و عدالت يک مساله عمومي براي همه بشريت است. از پيامبر عزيز (ص) نقل شده است که «ملک با کفر باقي مي‌ماند اما با ظلم باقي نمي‌ماند.»

عدالت مساله اصلي است؛ چرا که وقتي عدالت حاکم شود توده‌هاي مردم به سمت توحيد و دين حنيف حرکت خواهند کرد. در جايي که عدالت حاكم نيست سخن گفتن از کمال بي معناست.

امروز مشکل جهان بشريت بي‌عدالتي است و ماموريت مشترک اين است که در جهت عدالت حرکت کنيم. شياطين مي‌خواهند ما را از اين ماموريت بزرگ غافل کرده و به مسائل فرعي مشغول کنند.



اسلام و ظرفيت مديريت جهاني

وقتي که اهداف بزرگ و جهاني را مد نظر قرار مي‌دهيم خود به خود وحدت شکل مي‌گيرد. بين گروهي که اهداف بلند و جهاني ندارند وحدت بي‌معناست. هر مقدار به اهداف بلند جهاني فکر کنيم به وحدت نزديک‌تر خواهيم شد و هر مقدار از اهداف بزرگ دور شويم زمينه‌هاي وحدت از بين رفته و تفرقه ايجاد خواهد شد.

وقتي از اهداف بزرگ دور مي‌شويم کوته نظري‌ها شکل مي‌گيرد. بزرگان ديني ما گفته‌اند که بايد به پيامبر(ص)، اهل بيت و اصحاب پيامبر(ص) احترام بگذاريم و مي‌گذاريم معلوم است كه ريشه مشکلات امروز جامعه بشري اينها نيست، بلکه عدالت است.

ما در برابر وضعيت جهان امروز ماموريت و مسئوليت داريم. اگر ما براي خود اهداف جهاني قرار ندهيم و در سطح جهان نيانديشيم و برنامه‌ريزي و عمل نکنيم، دشمنان اسلام اين کار را خواهند کرد. آن‌وقت کساني در امريكا و اروپا براي زندگي ما برنامه ريزي مي‌کنند در حالي که ما به عنوان مسلمان بايد بنشينيم براي مديريت جهان برنامه‌ريزي کنيم، نه اينکه آنها براي ما برنامه‌ريزي کنند.

بايد اهداف بزرگ را مد نظر قرار دهيم، هم منِ احمدي نژاد به عنوان يک دانشجوي ابتدايي و شما به عنوان استادان برجسته. پيامبر نيامد که عده‌اي را شيعه و عده‌اي را سني کند، او آمد که همه جهان را اصلاح کند، نگاه اسلام جهاني است، اسلام براي همه است، حتي براي مسيحي‌ها، بودايي‌ها و هندوها. اسلام دين کامل و للناس است.

خداوند پيامبر را براي جميع مردم فرستاده است: «قُل يا أيُها الناس اِنّي رَسولُ الله اِلَيکُم جَميعاً» ؛ يعني پيامبر براي همه بشريت است. مشکلات از جايي به‌وجود مي‌آيد که افق نگاه ما به يک کشور يا مذهب خاصي محدود شود.



مراكز اسلامي و ضرورت مقابله با انديشه‌هاي مادي

از قم، نجف و الازهر شريف بايد فرياد نجات بشريت برخيزد. ماموريت حوزه‌هاي علميه و دانشگاه‌هاي اسلامي نجات کل بشريت است. البته مي‌دانم که شما با حساسيت به مسائل جهان اسلام فکر مي‌کنيد و دانشگاه الازهر خدمات بسيار زيادي را عرضه مي‌کند، اما تاکيد مي‌کنم الازهر شريف، نجف، قم و همه دانشگاه‌هاي اسلامي بايد به ماموريت‌هاي بزرگتر و جهاني هم فکر کنند.

بايد نجات جهان را مسئوليت خود بدانيم و انديشه‌هاي بلند اسلام ناب را به جهان معرفي كنيم. بايد نظرياتي که از دانشگاه‌هاي اسلامي مطرح مي‌شود در دانشگاه‌هاي دنيا تدريس شود. بايد انديشه‌هاي اسلامي در علوم مختلف در دنيا تدريس شود تا جامعه انساني هدايت شود. اگر

ما افکار بلند اسلامي را که جهان شمول است معرفي نکنيم آنوقت انديشه‌هاي مادي در دنيا ترويج خواهد شد و مکاتب فکري ضداسلامي در بين متفکرين جهان جا باز خواهد کرد.

دشمنان ما دائماً شعارهاي جهاني مي‌دهند. آزادي، دموکراسي، حقوق بشر براي همگان؛ اينها شعار آنهاست که در بين مسلمانان هم جاذبه دارد، در مصر، ايران، عربستان و ترکيه هم جاذبه دارد.

ضرورت عرضه پيام جهاني اسلام

شعار ما براي جهان چيست؟ ما به جهان چه چيزي از اسلام را مي‌خواهيم معرفي کنيم؟ اين را بايد در چهار کلمه خلاصه کنيم. معتقدم بالاترين آزادي در اسلام است، اصلاً آزادي حقيقي جز در سايه اسلام امکان‌ناپذير نيست. چون آزادي در سايه عبوديت خداست، عبوديت در سايه اسلام است والا بقيه شبحي از آزادي است. حقوق انسان‌ها فقط در اسلام حقيقي به طور كامل تامين مي‌شود

چه کسي مي‌تواند بگويد که بهتر و بالاتر از اسلام حقوق انسان‌ها را تامين مي‌کند؟ من و شما نشسته‌ايم و مستکبرين و استعمارگران و برده داران شعار حقوق انسان و بشر سر مي‌دهند.

ماموريت مشترک امروز ما اين است که بايد پرچم عدالت را در دنيا بلند کنيم حتي براي مردم امريكا و اروپا.

ما بايد پرچم حقوق انسان را در دنيا بالا بگيريم؛ ما سعادت و کمال را براي همه انسان‌ها مي‌خواهيم، بين انسان‌ها فاصله‌اي قائل نيستيم؛ معتقديم که نوع انسان هنوز نجات پيدا نکرده است. خواسته پيامبر (ص) هنوز حاکم نشده است. ما هنوز در ابتداي راه هستيم.

از شما سوال مي‌کنم چه کسي مي‌تواند عدالت را در جهان حاکم کند؟ آيا هر کسي مي‌تواند عدالت را حاکم کند؟ معلوم است كه کسي مي‌تواند عدالت را حاکم کند که خودش عادل باشد و هر كس به نسبتي که عادل باشد مي‌تواند عدالت را حاکم کند.

چه کسي مي‌تواند همه عدالت را پياده کند؟ پاسخ روشن است،كسي که مطلق عدالت باشد و چه کسي مي‌تواند عين عدالت باشد؟ کسي که همچون پيامبر (ص) و از جنس پيامبر باشد و عدالت را از روي قرآن پياده کند و بايد قرآن را همان‌طور بفهمد که پيامبر فهميد.

امروز در بين مسلمانان عده زيادي قرآن مي‌خوانند و به قرآن هم اعتقاد دارند اما در موضوعات اجتماعي نظرات متفاوتي دارند.

هستند که به قرآن اعتقاد دارند اما به خودش بمب مي‌بندد و وارد مسجد مي‌شود و کساني را که در مسجد قرآن مي‌خوانند منفجر مي‌کند و عملاً کسي كه در مسجد قرآن مي‌خواند به وسيله شخص ديگري که قرآن مي‌خواند کشته مي‌شود. کدام يک از اينها به قرآن معتقد هستند؟ هر دو به قرآن اعتقاد دارند ولي قرآن را طوري که پيامبر مي‌خواهد نمي‌فهمند.

ما نيازمند کسي هستيم که قرآن را همان طور که پيامبر مي‌فهميد، بفهمد؛ پيامبر ما انسان کامل و فارغ از هر نوع نقص بود. او عينيت قرآن بود.



عدالت رمز وحدت در جهان اسلام

ماموريت امروز ما حاکم کردن عدالت در جهان است؛ کدام عدالت؟ عدالت سرمايه داري؟ عدالت کمونيستي يا عدالت اسلامي؟ بايد کسي عدالت را پياده کند که همه اسلام را مانند پيامبر بفهمد.

رمز وحدت ما، ماموريت مشترک براي استقرار عدالت در جهان است و چه ماموريتي از اين بزرگتر. روشن است کسي که بايد اين عدالت را پياده کند محور وحدت ماست و او کسي است که همه پيامبران به آمدنش وعده داده‌اند و موعود همه انبياء است. ما براي وحدت نيازمند حبل الله هستيم، حبل الله انسان کامل و موعود پيامبران است.

انسان كامل و نجات بشريت

برخي دوستان گفتند از انسان کامل و موعود صحبت نکن، چرا که موجب اختلاف خواهد شد. من مي‌گويم صحبت از انسان کامل و موعود موجب وحدت است، همان‌طور که وجود شريف پيامبر عزيز موجب وحدت است. اگر وجود پيامبر نبود وحدت معنا نداشت. همان‌طور که پيامبر براي همه بشريت بود، موعود هم براي همه بشريت است.

برخي طوري صحبت مي‌کنند که موعود متعلق به شيعيان است. اين بزرگترين ظلم به موعود و کل بشريت است؛ چرا كه موعود متعلق به همه است، نسبت او به همه انسان‌ها مساوي است. براي اينکه او مي‌خواهد همه بشريت را نجات دهد و اين رمز وحدت است.

سوال مي كنم آيا کسي از مسلمانان هست که بشنود نجات‌دهنده بشريت فرزندي از فرزندان پيامبر (ص) که قرار است بيايد و جهان را نجات دهد و ناراحت شود؟ گمان نمي‌کنم اين‌چنين باشد. ما افتخار مي‌کنيم کسي که بتواند عدالت را به طور کامل برقرار کند فرزندي از نسل پيامبر (ص) باشد.

انسان براي کمال خلق شده است و کمال با معرفت همراه است و معرفت هم در سايه انتخاب آزاد است و آزادي هم جز در سايه عدالت امکان‌پذير نيست و عدالت را انسان عادل بايد در جهان حاکم کند، انساني که از جنس پيامبر بوده و مانند او بيانديشد. گمان مي‌کنم خدا چنين شخصي را آفريده است و اين ميراث مشترک ما، شما و همه بشريت است.

اعتقاد دارم که او مثل پيامبر (ص) حبل‌الله است، «وَأعتَصِموا بِحَبلِ الله جَميعاً». اگر حبل الله وجود نداشته باشد وحدت معنايي ندارد. با پيگيري و تلاش براي استقرار حکومت و عدالت جهاني هم مي‌توانيم با هم متحد شويم و هم شرايط جهان را به نفع اسلام تغيير دهيم.

در پاسخ به سوال برادر عزيزم مي‌گويم؛ ما همه با هم برادر هستيم. ممکن است کسي بد سليقگي كند يا از روي بدفهمي اشتباهي کند. اما هموطنان شيعه و سني ما در ايران به اندازه هم به من راي دادند.

به تمام ايران سفر و با همه ملاقات مي‌کنيم و در خدمت همه و خادم همه هستيم؛ اشکالات همه جا وجود دارد، ما هنوز هم به درك واقعي از پيامبر نرسيده‌ايم، لذا بايد دست به دست هم و برادرانه در مسير پيامبر حرکت کنيم.

هر کس در دنياي اسلام تلاش کند که برادري را شيعه يا سني کند حتما از مسير پيامبر فاصله گرفته است. بايد دست به دست هم داده و عدالت را در جهان پياده کنيم و ظلم و استکبار را ريشه‌کن سازيم. همه مي‌توانند و بايد در سايه حاكميت جهاني راه و مكتب پيامبر اسلام (ص) به سعادت و كمال برسند.

ما واقعا از شرايط سوريه ناراحت هستيم؛ معتقديم حق مردم سوريه است که حاکمان خودشان را انتخاب کنند؛ فکر مي‌کنيم اين حق با جنگ به دست نمي‌آيد بلکه با تفاهم به دست مي‌آيد. جنگ، جنگ خواهد آورد. دولتي که با جنگ حاکم شود دوام ندارد. چه دولت فعلي و چه معارضين باشند، فرقي ندارد، بايد با هم تفاهم کنند تا برادرانه و آزادانه مسير خود را انتخاب کنند. ما تلاش داريم اينها را به هم نزديک کنيم تا تفاهم برقرار شود.

به صراحت اعلام مي‌کنم هر کس در هر جاي دنيا به صحابه پيامبر عزيز اسلام توهين کند از ما نيست؛ يا نوکر بيگانگان است يا بازي‌خورده بيگانگان است.

رهبر عزيز ما به صراحت فتوا دادند که هر کس اين کار را انجام دهد از ما نيست و همين طور عکس آن هم صادق است. امروز ما کارهاي مهم‌تري داريم که نبايد با چنين موضوعاتي از آن غافل شويم.

صميمانه از شما تشکر مي‌کنم. از برادر عزيزم جناب رئيس محترم دانشگاه و از همه شما براي سفر به ايران صميمانه دعوت مي‌کنم که بر چشم من قدم بگذاريد. تشريف بياوريد از نزديک با همه صحبت کنيد و به نقاط مختلف ايران سفر کنيد، با هم گفتگو کنيم و کمک کنيم تا ضعف‌هايمان برطرف شود.

اطمينان دارم شما کساني را که عليه شيعه فتوا مي‌دهند و شيعه را کافر مي‌دانند و فتوا به قتل شيعه مي‌دهند محکوم خواهيد کرد.

بايد دست به دست هم بدهيم تا مشکلات را اصلاح کنيم. من به عنوان رئيس جمهوري اسلامي ايران به شما مي‌گويم، البته رئيسي که خادم شماست و برادر کوچک شماست. خطرات بزرگ در راه است. اگر با هم نباشيم، همه ما را محو خواهند کرد.

شما در قلب ما هستيد، وقتي مي‌گوييم برادر هستيم يعني برادر هستيم؛ دو تا برادر هم ممکن است با هم بحث کنند اما شما برادر بزرگتر و بنده برادر کوچکتر هستم.

ما با هم برادر هستيم. به آقاي رئيس‌جمهور مصر هم گفتم هر کس عليه مصر باشد و بخواهد عليه ملت مصر و استقلال مصر توطئه کند ما با او ضد و مخالف هستيم و در کنار شما هستيم.

شناسه خبر: 48540  

- سخنراني ها