- سخنرانى در ديدار با ايثارگران و خانواده هاى شهداى زنجان
چهارشنبه 25 ارديبهشت 1392 - 15:40

اللهم عجل لوليك الفرج و العافية و النصر و اجعلنا من خير اعوانه و انصاره و المستشهدين بين يديه.

سخنرانى در ديدار با ايثارگران و خانواده هاى شهداى زنجان

اللهم عجل لوليك الفرج و العافية و النصر و اجعلنا من خير اعوانه و انصاره و المستشهدين بين يديه.

شناسه خبر: 453 - 

پنج‌شنبه 7 ارديبهشت 1385 - 14:12

خداى بزرگ را سپاسگزارم و بسيار خوشحال كه توفيق داد امشب به زيارت چهره هاى نورانى شما عزيزان نائل بشوم. من قبل از اينكه مطالبى را خدمتتان بگويم، بايد يك سؤال از شما بكنم.

مى دانيد، ما به سمت طارم رفتيم و اين جاده طارم هم ماشاء الله هرچه پيچ و خم عالم هست، در اين جاده طارم آورده اند. بالاخره متأسفانه، با تأخير خدمت شما رسيديم. گفتند كه عزيزان از ساعت 7 اينجا هستند. از ساعت پنج اينجا هستيد؟ پس لابد خسته شده ايد. خسته نشده ايد؟

[حضار: نه]

پس كى خسته شده است؟

[حضار: دشمن]

براى سلامتى خودتان يك صلوات محمدى بفرستيد.

سلام خدا بر شهيدان شما. سلام خدا بر جانبازان و آزادگان شما. سلام خدا بر شما عزيزان كه نماد مقاومت و صبر و ايمان ملت ايران هستيد. سلام خدا بر شما كه اسناد افتخار و عزت ملت ايران و سند زنده ذلت و شكست همه دشمنان ملت ايران هستيد. سلام خدا بر شما كه نماد اقتدار و قدرت اسلام ناب محمدى (ص) هستيد. شما ستارگان درخشان مردم زنجانيد؛ مردمى كه در طول تاريخ شهيد پرور، آزاده پرور، شجاع پرور و انسان پرور بوده اند. شما حتماً با تاريخ زنجان آشنا هستيد و من نمى خواهم اينجا تاريخ را تكرار كنم. هر خطه اى از ايران عزيز افتخاراتى دارد. اما در تاريخ شما و در پرونده شما افتخارات متعددى ثبت شده است. يكى از افتخارات بزرگ شما كه به روحيه ايمانى، فرهنگى، عاطفى و آن عطوفت و مهربانى شما بر مى گردد، كارى است كه پدران شما در زمان تسلط مغول بر سرزمين ايران انجام دادند. مردم زنجان مردمى بودند كه به واسطه فرهنگى بودن، ايمانى بودن و فكر و اعتقاد عميقشان باعث شدند كه اشغالگران آرام آرام در فرهنگ اين سرزمين هضم شدند و مردم اين سرزمين آنها را به ادب اسلامى تربيت كردند و آنها را در خدمت اسلام قرار دادند. اين كار بسيار بزرگى است. اين كار يك نفر و يك روز يك حركت نيست.

اين كار يك جمع كثير از مردم اين ديار است كه در عين حالى كه دشمن بر آنها مسلط بود، با درايت و هوشمندى و البته با فكر عميق و صلابت ايمان آنها را تغيير داده

اند.

سلام بر شما و سلام بر پدران مؤمن شما كه شما را پرورش داده اند. شما بازماندگان كسانى هستيد كه پويندگان راه حقيقت بوده اند. پويندگان راه اهل بيت (ع) بوده اند. سلام خدا بر شما و سلام خدا بر شهيدان شما.

عزيزان من! مى خواهم دو سه نكته را خدمتتان بگويم.

بعضى نيازهاى ايثارگران را مطرح فرمودند، ان شاء الله ما هم با افتخار دنبال مى كنيم و بدانيد كه اين دولت اگر بتواند گامى براى خدمت شما بردارد، اين را جزو افتخار ابدى براى خودش مى داند و اگر بتواند گرهى از گره هاى زندگى شما را بردارد، اين را افتخار ابدى براى خودش مى داند.

ما اعلام كرده ايم كه خادم ملت ايران هستيم، اما در حضور خانواده ايثارگران، جانبازان و آزادگان ما با افتخار به دنيا اعلام مى كنيم كه دنيا بدان كه ما خاك پاى اين خانواده را توتياى چشم خودمان مى كنيم. بنابراين آن را در اولويت و در حد توانمان دنبال خواهيم كرد؛ به حول قوه الهى نه تنها بنياد شهيد و آقاى دهقان موظف اند، كه همه زندگى شان را در اين راه وقف كنند، همه دولت موظف است. آن برادر عزيز جانبازى كه آنجا گفت من جانبازم، بيمارستان رفته ام، در حالى كه بيمارستان بوده ام، آمدم ديدم كه گاز خانه ما را قطع كرده اند، من بلافاصله به آقاى استاندار گفتم: اين را فورى بررسى كنند، اگر مى دانسته است كه جانباز در بيمارستان است و اين كار را كرده، او ديگر صلاحيت ماندن در اداره جمهورى اسلامى را ندارد و اين را بالاتر بگويم: اگر كسى باشد و خود را مديون خانواده ايثارگران و شهيدان نداند، او لياقت و شايستگى ماندن در كسوت خدمتگزارى اين دولت را نخواهد داشت.

اما من مى خواهم دو سه مطلب كوتاه را خدمتتان عرض كنم. امسال سال پيامبر عزيز اسلام است. گرچه هر سال سال پيامبر است، اما خدا به ما لطف كرد و در يك نقطه اوج تاريخ حركت ملت ايران نام پيامبر بر زمانه ما نهاده شد. پيامبر كانون همه خوبيها، محبتها و عشقهاى عالم است. اگر امروز در عالم يك خير، محبت، زيبايى و عشقى هست، اينها همه به واسطه وجود نازنين پيامبر اسلام است. اگر ما به فرزندمان، همسرمان، مادر و پدرمان، برادر و خواهر و هموطن و هم نوعمان عشق مى ورزيم و نسبت به بشريت نگرانيم و محبت داريم، اين به واسطه فيض وجود پيامبر گرامى اسلام است.

پيامبر ما كانون همه خوبيهاى عالم است. مردم عزيز زنجان نشان دادند كه پيروان پاك و صديقى براى پيامبر عزيزمان هستند. سلام و صلوات خداوند بر محمد و آل محمد (ص) كه ما هرچه داريم، از آنهاست و اين شهيدان، جانبازان، آزادگان و خانواده هاى آنها پيروان مكتب او هستند. تربيت يافتگان مكتب پيامبر عزيز اسلام هستند كه اين گونه نور آنها دنيا را خيره كرده است. من به شما عرض مى كنم. عزيزان من! امروز شما به پرچمدارى از ملت ايران و ملت ايران الگوى همه ملتهاى عالم است. امروز نقطه آمال همه ملتهاى عالم است. حالا به هسته اى رسيده ايم، خدمتتان عرض مى كنم كه در دنيا چه غوغايى است.

امسال سال پيامبر عزيز است. پيامبر عزيز يعنى چه؟ يعنى پيامبر ما الگوى كامل بشريت بود؛ يعنى چه؟ يعنى اگر زندگى سعادتمند مى خواهيم، پيرو پيامبر. اگر كرامت مى خواهيم، بايد در مكتب او جستجو كنيم. اگر رحمت و عشق و محبت مى خواهيم، بايد دنبال او حركت كنيم. اگر علم و معرفت و كمال مى خواهيم، در مكتب پيامبر جستجو كنيم. اگر صبر و مقاومت و ايثار مى خواهيم، در مكتب پيامبر. اگر اخلاق نيك و الهى مى خواهيم، در مكتب پيامبر. اگر آزادى از بند همه اسارتهاى مادى مى خواهيم، در مكتب پيامبر. اگر خدمت به خلق خدا مى خواهيم، باز در مكتب پيامبر. چه بگويم؟ اگر نور مى خواهيم، اگر خدا مى خواهيم، اگر حقيقت مى خواهيم، اگر آزادگى و سرافرازى دو جهان را مى خواهيم، همه و همه در مكتب پيامبر عزيز ماست. آرى، او معلم بشريت است. او ختم مرسلين و سيد و اكمل و اتم آنان است. او عصاره خلقت و اسم اعظم خداوند است. بر جمال نورانى محمد صلوات.

پيامبر ما براى عالميان مظهر رحمت بود. آنقدر براى هدايت مردم دل مى سوزاند، كه حاضر بود خودش را قربانى كند كه بشريت هدايت بشود. مى بينيم كه خدا به او دلدارى مى دهد. مى گويد: عزيزم نزديك است خودت را براى هدايت انسانها بكشى. نزديك است قالب تهى كنى. اگر كسى اهل هدايت باشد، من هدايتش مى كنم.

هدايت در دست من است. خدا به پيامبر مى گويد: آرام. خير، نيكى، نور، علم، معرفت، رأفت، عصمت و عزت در وجود نازنين او جمع شده است.

امسال سالى است كه بايد تلاش كنيم، پيامبر عزيز را به همه بشريت معرفى كنيم. مشكل امروز بشريت اين است كه از مكتب پيامبران و مكتب پيامبر اسلام فاصله گرفته است.

امسال مكتب ايران پرچمدار دعوت به مكتب انبياست. امسال ما در داخل كشور و در خارج كشور، بايد پيامبر و آيين او را معرفى كنيم و پرچمدار دعوت بشريت به فرهنگ و مكتب پيامبران باشيم.

اجازه بدهيد مطلب دوم را درباره انرژى هسته اى عرض كنم. همه در جريان انرژى هسته اى هستيد. مى دانيد كه ريشه مشكل در كجاست. دشمنان فاسد، بعضى قدرتهاى خودخواه زورگو كه از فرهنگ پيامبران فاصله گرفته اند، اينها مى خواستند با محاصره اقتصادى، با محاصره علم و فناورى و جنگ تبليغاتى اولاً ملت ما را عقب نگه دارند. در ثانى، به دنيا بگويند دنيا ببين كشورى كه پرچم اسلام را بلند كرده، پرچمى كه با انقلاب اسلامى زندگى مى كند، اين نمى تواند پيشرفت كند. اين نمى تواند به قله هاى علم و كمال دسترسى پيدا كند تا ملتها را از تبعيت ملت ايران منصرف و منحرف كنند. امروز به رغم همه توطئه ها بعد از 27 سال يكباره چشم بازكردند ديدند ملت ايران فقط و فقط با اتكا بر خودش، دانشمندان، جوانان با استعداد و فكر پوياى خودش انرژى هسته را كه جزء برجسته ترين علوم و فناوريهاى عالم است، در اختيار گرفته است. بدون اينكه از كسى كمكى گرفته باشد، و بدون اينكه قطعه اى از كسى قرض كرده باشد، بدون اينكه دستش را جلو عالم دراز كرده باشد، يك دفعه در دنيا يك انفجار اتفاق افتاد. همه چشم عالميان به سمت ملت ايران برگشت. همه گفتند: عجب! انقلاب اسلامى در حال مبارزه با امريكا، در حال محاصره، در تحريم صد در صد فنى و اقتصادى توانسته است به انرژى هسته اى دسترسى پيدا كند؟

امروز - به شما عرض مى كنم - اين طور نيست كه فقط شما از اينكه هسته اى شده ايد، خوشحال شده ايد. اين طور نيست. سران كشورها با ما تماس مى گيرند. با يك شعف و شورى مى گويند آقا شما پيروز شديد، انگار ما پيروز شده ايم. ما خيلى خوشحاليم.

نه تنها سران بسيارى از كشورها، من به شما عرض كنم: آن شبى كه ما در جوار ثامن الائمه، امام رئوف، اما رضا (ع)، نور چشم ملت ايران، در آنجا با افتخار اعلام كرديم كه از اين لحظه جمهورى اسلامى و ملت ايران يك كشور هسته اى است و در رده كشورهاى هسته اى عالم است، بدانيد بسيارى از ملتهاى عالم به خاطر اينكه از قبل گفته بوديم مى خواهيم خبر بدهيم، پاى تلويزيونها بودند و اشك شوق ريختند و جشن گرفتند و شيرينى پخش كردند. ملت ايران وقتى پيروز مى شود، يعنى همه ملتهاى آزاده عالم پيروز شده اند. بياييد ببينيد پيامهايى كه براى ما مى فرستند، چيست. اخبارى كه به ما مى رسد، چيست. به همين دليل است كه دشمنان ما عصبانى اند. بايد هم عصبانى باشند. آنها فكر مى كردند به يك ملتى بگويند بنشين، بايد بنشيند. بلند شو، بلند شود؛ خفه شو، خفه بشود؛ سكوت كن، سكوت بكند؛ اين را بخور، آن را بخورد؛ اين را نخور، آن را نخورد. يك دفعه ديدند ملتى آمد، و با اتكا به ايثارگران و شهدايش، ايستاده و در مقابل تمام امر و نهى آنها مقاومت مى كند، همه را كنار گذاشته، مى گويد: من نه تنها مى خواهم روى پاى خودم بايستم، بلكه مى خواهم پرچمدار عزت و شرف براى همه ملتهاى عالم باشم. حالا آنها از ما عصبانى اند.

آنها از دست ما عصبانى اند. عصبانى باشند. خودشان مى دانند كه نمى توانند كارى كنند، اما خواهش مى كنم شما صاحبان انقلابيد، من مى خواهم يكى دو توطئه دشمن را اينجا برايتان بشكافم كه ما بايد هوشيار باشيم. آنها مى دانند كه ديگر با فشار بيرونى، قطعنامه صادر كن، بيانيه صادر كن، جنگ روانى درست كن، تبليغات درست كن، اخم كن، قيافه بگير، فريادبزن، ديگر ملت ايران عقب نشينى نخواهد كرد. امروز آمده اند يك طراحى جديد كرده اند. يكى پس از ديگرى براى ما پيغام مى دهند.

اينجا مى آيند و مى روند، نامه مى دهند و تلفن مى زنند. مى گويند آقا! ما حاضريم تمام حقوق هسته اى شما را بپذيريم، قبول كنيد. اما شما يك كارى كنيد. دقت كنيد.

مى گويند ما حاضريم همه اش را بپذيريم، اما شما بياييد اين چرخه سوختى را كه راه انداخته ايد، اين را به بهانه اى مدتى قطع كنيد. اول به ما مى گفتند شش هفته.

شما اين شش هفته را قطع كنيد. ما مى آييم و با شما مذاكره مى كنيم. بعد از شش هفته، دوباره شما ادامه بدهيد. ما گفتيم. جواب ما چه باشد؟ آره يا نه؟ شما مى پذيريد؟

[حضار: نه]

ما گفتيم براى چه شش هفته؟ گفتند آخر در شش هفته مذاكره كنيم.

گفتيم خب. آنكه آنجا كار مى كند، ديگر مزاحم مذاكره ما نيست. شما تشريف بياوريد. ما با هم مذاكره مى كنيم. بعد گفتند: آقا شما چهار هفته (يك ماه) اين را قطع كنيد.

گفتيم نه. گفتند دو هفته، گفتند يك هفته. الان به ما مى گويند آقا اگر شده شما يك روز يك دليل فنى بياوريد بگوييد مثلاً فلان سيمش قطع شده، به دليل فنى ما آن را قطع كرده ايم. ما با اجازه شما گفتيم يك روز هم قطع نمى كنيم.

حالا آنها چرا مى گويند يك روز قطع كنيد؟ حالا آنها چرا اصرار دارند كه يك روز قطع شود؟ اين نكته مهمى است.

من خواهش مى كنم دقت كنيد. آنها پيش خودشان خيال كرده اند كه ملت ايران هم مثل خود آنهاست. يك فهرستى از پيشنهادها تهيه كرده اند. دقت كنيد. مى خواهند بگويند يك روز قطعش كنيد، بياييد مذاكره. به محض اينكه قطع شد و مذاكره شروع شد، يك فهرستى از پيشنهادها بدهند كه ملت ايران! ما به شما نيروگاه، صنعت، پول، وام و... مى دهيم، بيا مذاكره كن. به محض اينكه ما بعد از يك روز بخواهيم، كليد بزنيم، مى گويند يك روز ديگر صبر كن، حالا بيا مذاكره كنيم. حالا يك روز صبر كردى، دو پيشنهاد جديد. مى گويند بيا مذاكره. روز سوم، ادامه بده، ادامه بده، آن وقت اميدوارند كه بعضى از عناصر خودباخته در داخل كشور وقتى آنها آن پيشنهادهاى، به ظاهر چرب و شيرين را مى دهند، آنها در داخل راه بيفتند و فشار بياورند و بگويند آقا! حالا يك روز صبر كردى، اينها پيشنهادهاى خوبى است يك روز ديگر صبر كن ببينيم چه مى شود. يك روز ديگر صبر كن. توطئه اين است.

اين يك طرف سكه طراحى آنهاست. طرف دومش چيست؟ آنها هيچ كارى نمى توانند بكنند. اين را مطمئن باشند. خودشان هم مى دانند. ايران هسته اى شده، قبلاً مى خواستند جلو ما را بگيرند كه نشويم. خب حالا شده ايم. مى خواهيد از ما پس بگيريد؟ چه چيزى را مى خواهيد از ما پس بگيريد؟ شما كه چيزى را به ما نداده ايد كه از ما پس بگيريد. ما خودمان به دست آورده ايم. آن ملتى كه انرژى هسته اى را با دست خالى به دست آورده است، همان ملت قادر است كه با دست خالى از انرژى هسته اى خودش دفاع كند. آن طرف سكه اش اين است كه يك جو تبليغاتى درست كنند، آقا ما مى خواهيم تحريم كنيم، يكى بيايد بگويد آقا حالا شما اگر مى خواهيد حمله نظامى كنيد، فلان جاها را بزنى، بهتر است. او مى گويد نه نه. اينجا را بزن بهتر است. او مى گويد حالا كه مى خواهى حمله نظامى كنى، گسترده حمله كنى بهتراست. آن يكى مى گويد: نه، گسترده نه، بعضى جاها را بزنى بهتر است. يك جورى حرف مى زنند كه انگار مثلاً حالا آن قدر آدمهاى شجاع و با دل و جرأت دارند كه بخواهند از اين تصميمات بگيرند. يك فضاى تبليغاتى روانى در دنيا درست كنند، باز دوباره همان آدمهايشان زبانهايشان را باز كنند كه آقا بحران مى شود. آقا خطر هست! وقتى كه اينها مى آيند و مى گويند با مذاكره حاضريم، اين را به شما بدهيم، شما چرا محكم ايستاده ايد و مقاومت مى كنى؟ حالا كوتاه بيا و برو توى دل مذاكره.

جواب ما چيست؟ بپذيريم يا نه؟

[حاضران: نه]

مى گوييم ملت فلسطين شصت سال است كه دارد مذاكره مى كند. آيا توانست حتى يك وجب از سرزمين فلسطين را با مذاكره آزاد كند؟ ما به آنها اعلام كرده ايم، خيلى جالب است. اينها مرتب مى آيند و موضوع را عوض مى كنند. مى گويند آقا بيا راجع به چرخه سوخت شما با هم گفتگو كنيم. من اعلام كرده ام و در محضر شما هم اعلام مى كنم البته بنده به نمايندگى از شما به عنوان فرزند شما، الان هم اعلام مى كنم، بشنوند. ملت ايران راجع به حق خودش با هيچ كسى مذاكره نمى كند. ما براى اينكه در كشور خودمان قدم بزنيم كه از بيگانه اجازه نمى گيريم. براى اينكه در كشور خودمان چگونه زندگى كنيم، كه از بيگانه اجازه نمى گيريم.

بله، ما اهل گفتگو و صحبتيم، اهل مذاكره ايم. راجع به چه چيزى مذاكره مى كنيم؟ حاضريم راجع به دو چيز مذاكره كنيم.

يك، براى اينكه ما در مسير هسته اى منحرف نشويم، مذاكره مى كنيم. آژانس بياييد، مى نشينيم و گفتگو مى كنيم. ببينيد همه چيز ما رو و جلو چشم است. ما به آن چيزهايى كه شما داريد، نيازى نداريم. امام فرمودند: سلاح ما الله اكبر است. اين يك سلاح شكست ناپذير است. امام فرمودند ملتى كه شهادت دارد، اسارت ندارد. ما اينها را داريم. هيچ كس نمى تواند با اين سلاح مقابله كند. يكى راجع به اين مذاكره مى كنيم.

دوم، راجع به خلع سلاح قدرتهاى هسته اى مذاكره مى كنيم. بنشينم صحبت كنيم، چگونه فيتيله آنها را پايين بكشيم. والا ما راجع به حقى كه خودمان به دست آورده ايم، براى چه بايد با شماها مذاكره كنيم؟ به چه دليل. بعد تبليغات مى كنند كه آقا! اينها چون حرف تحميلى ما را نمى پذيرند، پس جنگ طلب اند. نه خير، ما اتفاقاً خيلى هم صلح طلبيم.

ما در جهان پرچمدار صلح و آرامشيم. اما زير بار زور نمى رويم. ملت ايران زير بار زور نمى رود. البته ما به كسى زور هم نمى گوييم.

ما ايستاده ايم، به لطف خدا، بدانيد كه مقدارى جو سازى مى كنند. بايد ايستادگى كنيم. اينكه امروز انرژى هسته اى را در اختيار داريم، حاصل ايستادگى و مقاومت ملت ايران است. در ادامه راه هم ما نيازمند ايستادگى هستيم. بايد صفوف به هم فشرده، همه در هر جمع و اجتماعى بايد اين شعار مقدس را تكرار كنيم كه انرژى هسته اى حق مسلم ماست.

اما جمله آخر، حرفم با شماست. عزيزان من! ما بايد اين كشور را بسازيم. بايد جامعه نمونه، پيشرفته و مقتدر اسلامى در اين سرزمين برپا بشود تا براى همه الگو بشود. تا مقدمه و سكوى حركت جهانى اسلام بشود. خب چه كار بايد كرد؟ بايد كار و تلاش كنيم. بايد فكر و انديشه مان را به كار بيندازيم. بازوها بايد به كار بيفتد. بايد دست به دست هم بدهيم و كشور را بسازيم.

اما وظيفه ايثارگران چيست؟ ايثارگران همان طور كه در پيروزى انقلاب، در دفاع از سرزمين و دين پرچمدار بوده اند، امروز در عرصه سازندگى چه در فكر و انديشه، اگر در دانشگاه هستند، اگر در منزل اند و اگر در مغازه و كارخانه هستند، اگر در اداره هستند و اگر در مزرعه هستند، امروز هم ايثارگران بايد الگو و پرچمدار سازندگى در كشور عزيز ايران باشند. من مطمئن هستم و در اين ترديد ندارم. اين براى تشويق شما نيست. من يك ذره در دلم ترديد نيست كه به لطف الهى با عزم و همت شما به پرچمدارى شما و با ايستادگى ملت ايران در آينده نزديك به حول و قوه الهى شاهد برپايى آن جامعه پيشرفته و مقتدر و نمونه اسلامى در سرزمين ايران عزيز خواهيم بود.

من مى خواهم صميمانه از همه تان تشكر كنم. هم التماس دعا دارم و هم همه شما را به خداى بزرگ بسپارم. موفق و عزيز و پيروز باشيد.

و السلام عليكم و رحمة الله و بركاته

شناسه خبر: 453  

- سفرهای استانی دور اول

, سخنراني ها

, متن کامل سخنرانی