
متن کامل سخنراني در ديدار با نخبگان پاکستان
Array
شناسه خبر: 44367 -
چهارشنبه 1 آذر 1391 - 23:04
الحمدلله رب العالمين و الصلوة والسلام علي سيدنا و نبينا محمد و آله الطاهرين و صحبه المنتجبين
بسم الله الرّحمن الرّحيم
اللهم عجل لوليك الفرج والعافية والنصر واجعلنا من خير انصاره و اعوانه والمستشهدين بين يديه
خداي بزرگ را سپاسگزارم و از صميم دل خوشحال که اين فرصت و توفيق را عنايت فرمود که به ديدار مردم عزيز و سرافراز پاکستان نائل شويم.
مردم پاکستان در نظر ملت ايران مردمي بسيار بزرگ، مؤمن، مجاهد، شريف، موحد، عدالت طلب، ضدظلم و ضدتبعيض اند و در همۀ صحنههاي دفاع از حق و حقيقت حاضرند. من خداي بزرگ را سپاسگزارم که توفيق اين سفر را عنايت فرمود.
جلسۀ ما جلسۀ بسيار خوبي است و علما، دانشمندان، صاحبنظران و بزرگان در آن حضور دارند. ده نفر از عزيزان در اينجا سخن گفتند و مطالب بسيار خوب و ارزشمندي را بيان کردند. مطمئنم اگر فرصت کافي بود و تک تک عزيزان سخن ميگفتند، مطالب شنيدني و بسيار مفيدي ارائه ميکردند و استفادۀ بنده از عزيزان کامل ميشد. البته من آمادگي شنيدن دارم. نگران وقت عزيزان هستيم که به آخر شب بخورد و دير بخوابند و اذيت بشوند.
اميدوارم در آينده خداي متعال به بنده فرصتي عنايت کند که بتوانم سخن تک تک عزيزان را از نزديک بشنوم.
من مطالبي را که دوستان فرمودند، يادداشت کردم. آن بخشي که بر عهدۀ من است، حتماً به اتفاق همکارانم دنبال خواهيم کرد که عمل بشود. اما اجازه بدهيد که بنده هم مطالبي را خدمتتان عرض کنم. البته شما همه عالم و دانشمند هستيد و صحبت هاي من به دانش شما چيزي اضافه نخواهد کرد. غرض من از بيان اين مطالب عرض ارادت به شما و ملت بزرگ پاکستان است. در چنين جلساتي امثال بنده بايد مباحثي را مطرح کنند که مسائلي ريشه اي و پايه اي براي حل مسائل جهان باشند. مسائل افغانستان، ايران، پاکستان، فلسطين، غزه و مسائل جهاني به خوبي در اينجا مطرح شد.
سؤال من اين است که آيا بقيۀ مناطق دنيا وضعي بهتر از افغانستان، فلسطين و غزه دارند؟ پاسخ روشن است. همۀ دنيا در ظلم مي سوزد. آيا واقعاً مردم اروپا در سايۀ سعادت و سلامت دارند زندگي مي کنند؟ مردم اروپا از ظلم به ستوه آمده اند و هرچه فرياد مي زنند، کسي فريادشان را نمي شنود. در امريکا چه خبر است؟ آيا مردم در سعادت و سلامت اند؟ فرياد مردم به گوش چه کسي مي رسد؟ مسئله اين است که همۀ جامعۀ بشري امروز تحت ظلم و ستم است. چه بايد کرد؟ علت اين ظلم و ستم از کجاست؟
من مي خواهم خيلي کوتاه از وضع موجود دنيا ريشه يابي و علت يابي داشته باشيم. خواهش مي کنم ذهن مان را از اين جلسه بيرون ببريم و همۀ دنيا را در نظر بگيريم. از زمان خودمان هم بيرون برويم و تمام تاريخ را نگاه کنيم. آيا تمام تاريخ اوضاعي غير از وضعيت امروز ما را تجربه کرده است؟ پاسخ روشن است. در طول تاريخ بشريت تحت ظلم و ستم بوده و آرزوهاي اساسي بشر محقق نشده است.
انسان بالاترين مخلوق خداست. خداي متعال همۀ عالم هستي را براي انسان خلق کرده و همۀ هستي در خدمت انسان است. انسان تنها مخلوقي است که خدا در خلق او به خودش تبريک گفت.
سؤال: اين انساني که ما در طول تاريخ مي بينيم، آيا همان مخلوقي است که خدا به خاطر آفريدنش به خودش تبريک گفت؟ معلوم است که پاسخ منفي است. انسان موجودي است که فطرتي الهي دارد. خدا انسان را در خاک خلق کرده، اما ظرفيت رسيدن تا خود خدا را در او قرار داده است.
خداي متعال استعدادي در انسان خلق کرده که مي تواند جلوه و تجلي خدا و همۀ اسما و صفات او باشد و به خليفة اللهي برسد. مقام انسان مقام بسيار بالايي است. انسان چگونه مي تواند به آن مقام برسد؟ به نظرم انسان با تکيه بر چند عامل و تلاش براي حاکميت چند عامل مي تواند به آنجا برسد. اولين عامل توحيد است. توحيد محور همۀ خوبي ها و کمالات انسان است.
خارج از توحيد هيچ زيبايي و ارزشي وجود ندارد. همۀ پيامبران الهي اول به توحيد دعوت کرده اند. توحيد ستون فقرات انسانيت انسان است.
عامل دوم عدالت است. عدالت تنها راه رسيدن به سعادت و کمال انساني است. اگر عدالت نباشد، استعدادهاي انسان ها شکوفا نمي شود.
دومين مأموريت پيامبران الهي برپايي عدالت است. استقرار عدالت نقطۀ شروع حرکت کمال انسان است. بعضي ها فکر مي کنند بشريت بايد تلاش کند و در قلۀ کمال خودش به عدالت برسد. در حالي که عدالت نقطۀ آغاز حرکت انسان به سمت قلۀ کمال است. وقتي عدالت مستقر شد، تازه انسانيت انسان ها رشد مي کند.
عامل سوم محبت و عشق به انسان ها و خوبي هاست. اگر در دل انسان نسبت به ساير انسان ها محبت و عشق نباشد، انسان، انسان نيست.
پيامبر عزيز اسلام، حضرت محمد مصطفي اشرف مخلوقات است که او براي همۀ بشريت اسوه و در بالاترين مرتبۀ کمال است و همۀ خيرات و برکات و رحمت عالم به واسطۀ وجود نوراني آن عزيز است. همين پيامبر عزيز از ناحيۀ خدا به عنوان رحمة للعالمين (رحمت براي همۀ عالم و انسان ها) معرفي مي شود.
پيامبر ما عينيت و تجلي رحمت، مهرباني و عشق بود. چقدر دلسوز بود! او حتي براي دشمنانش دلسوزي مي کرد. در وجود پيامبر کينه وجود نداشت. همه اش محبت و عشق بود. حتي آنجا که مي جنگد، با عشق ميجنگد.
اجازه بدهيد يک آمار تاريخي را خدمتتان بگويم. صهيونيستها و دشمنان پيامبر اين گونه بيان مي کنند که دين پيامبر ما با جنگ پيش رفته است. پيامبر هفتاد جنگ داشت. در تمام هفتاد جنگ 150 نفر از مسلمانان شهيد و 250 نفر از دشمنان کشته شدند؛ يعني مجموع کشته ها چهارصد نفر بود. آن کساني که با يک بمب در هيروشيما 250 هزار نفر را کشتند، ميگويند دين پيامبر اسلام با جنگ جلو رفته است. کي با جنگ جلو رفته است؟ پيامبر ما پيامبر رحمت است.
عزيزان من! توحيد با عشق، محبت و رحمت منتشر مي شود. توحيد ايمان قلبي است.
توحيد با شمشمير حاکم نمي شود. افراد تسليم مي شوند، اما مؤمن نمي شوند. ايمان در قلب و قلب جايگاه محبت است.
محبت و عشق پيامبر ما توحيد را در دنيا منتشر کرد، اما چرا وضع ما اين گونه است؟ همۀ پيامبران براي توحيد، عدالت و عشق آمده اند، اما اينها مستقر نشده است. چرا؟ براي اينکه شيطان در نقطۀ مقابل است. شيطان از روز اول در نقطۀ مقابل توحيد ايستاده است. مهم ترين نقشۀ شيطان آن است که انسان ها را از انسانيت خودشان جدا مي کند. به محض اينکه کسي انسانيت خودش را فراموش کرد، در دام شيطان است.
در طول تاريخ دو کاروان مقابل هم حرکت کرده اند: کاروان توحيد و کاروان شيطانيان و دنيا پرستان، و تاريخ صحنۀ نبرد حق و باطل است. اما پيروان شيطان چون از روش هاي غيرانساني استفاده مي کردند، در اکثر مقاطع تاريخ حاکم بوده اند.
من نمي خواهم تاريخ را اينجا تکرار کنم. مي خواهم اشاره اي به چهارصدسال اخير داشته باشم. چهارصد سال اخير صحنۀ حاکميت عده-اي قليل ضد بشر بر کل دنياست.
در يک دورۀ طولاني برده داراي، مردم محروم و مظلوم افريقا را به بردگي کشيدند. خانواده ها متلاشي و نسل ها نابود شدند. در يک گزارش آمده است که 20 ميليون انسان به بردگي کشيده شدند و چند صد سال استعمار بر دنيا حاکم شد. شما با استعمار آشنا هستيد. ثروت ملت ها را غارت کردند، فرهنگ ملت ها را از بين بردند، ملت ها را تحقير کردند و براي خودشان ثروت ها بر هم انباشتند.
مي بينيد، به گونه اي تبليغ مي کنند که ثروت ها حاصل دسترنج تلاش خودشان است. فقط همين منطقۀ ما، شبه قاره بيش از صد سال توسط استعمار پير غارت شد.
ما به اندونزي رفتيم. يک کشور کوچک اروپايي بيش از دويست سال بر اندونزي حاکم بود و ثروت آن را غارت کرد. مبارزات ضدبرده داري و ضد استعماري در دنيا راه افتاد و کشورها مستقل شدند. به ظاهر بردهداري و استعمار از بين رفت، اما برده داران و استعمارگران ماندند و چهره عوض کردند و با شيوۀ جديدي بر دنيا مسلط شدند.
دنيا را ببينيد. کشوري مثل امريکا در صدر شوراي امنيت نشسته است و به همۀ ملت ها زور مي گويد. ثروت ملت ها را با روش هاي جديد غارت مي کنند. من به بسياري از کشورهاي افريقايي سفر کرده ام. سرزمين افريقا سرشار از ثروت است، اما مردم گرسنه و فقيرند. همزمان معادن و ثروت اصلي افريقا در دست شرکت هاي اروپايي و امريکايي است.
در همين ايران قبل از انقلاب روزانه شش ميليون بشکه نفت توليد مي شد. پانصد هزار بشکه مصرف داخل ايران بود. پنج و نيم ميليون بشکه صادر مي شد. ملت ايران با 33 ميليون نفر جمعيت در فقر به سر مي برد و دولت امريکا و دولت هاي غربي از حکومت ديکتاتور وابسته به خودشان حمايت مي کردند. چرا؟ براي اينکه نفت ما به حلقوم آنها سرازير بود و ملت ايران فقير بودند.
آنها از روز پيروزي انقلاب با ما دشمن اند و ما علت آن را مي دانيم؛ به خاطر نفت و معادن. خواهش مي کنم به اين اعداد دقت کنيد. از روز پيروزي انقلاب تا امروز ما حداکثر نفتي که توليد کرده ايم، چهار ميليون بشکه بوده که يک ميليون و 750 هزار بشکه مصرف داخل است؛ يعني حدود دو ميليون و 300 هزار بشکه صادر مي کنيم. امروز جمعيت ايران 75 ميليون نفر است. وضع امروز ايران را ببينيد و وضع قبل از انقلاب آن را هم ببينيد: جمعيت بيش از دو برابر، صادرات نفت کمتر از نصف، اما پيشرفت و رفاه ده برابر. اين فاصله در جيب امريکا بود.
حالا بگذاريد يک روش ديگر غارت را برايتان بگويم که بسيار مدرن است و آن هم غارت از طريق دلار است. دلار پول مسلط جهاني است. اينکه چقدر چاپ بشود و در کجا توزيع بشود، در دست خزانهداري امريکاست. در سال 1929 وقتي قرارشد دلار جهاني بشود، دولت امريکا متعهد شد که به ازاي هر 35 دلار که چاپ مي کند، يک اونس طلا ذخيره کند.
من چقدر غصه مي خورم که ما با يک زبان نمي توانيم با هم صحبت کنيم. کي ما را از هم جدا کرد؟ جز استعمار؟ والا من بايد اردو بدانم و شما هم فارسي بدانيد تا بتوانيم با هم سخن بگوييم. کي ما را از هم جدا کرد؟
از سال 1970 تا سال 1973 دولت امريکا آن تعهد را يک جانبه لغو کرد. از آن تاريخ تا امروز آنها بيش از 32 هزار ميليارد دلار کاغذي چاپ کردهاند.
يک اسکناس صد دلاري پنج سنت هزينه دارد، اما در دنيا صد دلار فروخته مي شود. اين بزرگ ترين غارت تاريخ است. همين امسال هر سال دولت امريکا 1600 ميليارد دلار کسر بودجه دارد. اين کسري را از کجا تأمين مي کند؟ از جيب من و شما. بدهکاري ها را از کجا جبران مي کند؟ از جيب من و شما. مراکز اقتصادي دنيا در دست خودشان است.
بگذاريد يک مثال ديگر برايتان بزنم. الان دولت ايران بيش از 100 ميليارد دلار ذخيرۀ ارزي دارد و اين در بانک هاي جهان است و بانک هاي جهان هم در دست آنهاست. خود ما وقتي مي خواهيم از آنها وام بگيريم، به ما وام نمي دهند، اما از اين پول به خودشان وام مي دهند. آيا ظلم از اين بالاتر هست؟
هر ملت و کشوري بخواهد پيشرفت کند و از حدي عبور کند، بلافاصله سراغ او مي آيند و بهانه اي مثل مسائل هسته اي، حقوق بشر درست مي کنند و آن کشور را تحريم و از پيشرفت او جلوگيري مي کنند. شما بهتر از من اين مطالب را مي دانيد.
مهم اين است که بدانيم امروز چه بايد کرد؟ اول بايد روش هاي دشمن را شناخت. به نظر من مهم ترين طراحي دشمن اين است که بين ملت ها اختلاف ايجاد کند. اگر شما به جامعۀ امريکا و اروپا نگاه کنيد، بيشترين زمينه و ريشۀ اختلاف در آنجاست.
فقط در نيمۀ اول قرن بيستم در اروپا دو جنگ اتفاق افتاد که طي آنها 70 ميليون آدم کشته شد. تاريخ اروپا سرشار از جنگ و کشتار است. امريکا هم 350 سال جنگ و کشتار داشت. اما آنها تصميم گرفته اند با هم متحد بشوند و تفرقه را به ساير ملت ها منتقل کنند. تفرقه را چگونه ايجاد ميکنند؟ اول تأسيس رژيم صهيونيستي. شما مي دانيد چگونه با فريبکاري اين رژيم را تحميل کردند. مهم ترين مأموريت صهيونيست ها ايجاد تفرقه در بين ملت هاي منطقه است. شما همين الان نگاه کنيد، به غزه حمله کردند، ما چه کار بايد بکنيم؟ ملت هاي منطقه چه کار بايد بکنند؟ غير از اين است که همه بايد متحد بشوند و از ملت غزه دفاع بکنند؟ چه شد؟ بعضي دولت ها که اصلاً عليه غزه هستند، مسلمان اند، اما ضد مسلماناند. عرب هستند اما ضد عرب اند. چه کسي اين را ايجاد کرد؟
جناب سميع الحق از قول پدرشان فرمودند: که اگر مسلمانان جمع بشوند و آب دهانشان را بر زمين بيندازند، صهيونيست ها را سيل مي برد. اما در مقابل چشمان ما زنان و کودکان غزه قطعه قطعه مي شوند و ما نگاهشان مي کنيم.
ديگر چگونه تفرقه درست مي کنند؟ تفرقۀ قومي و اينکه من عربم تو عجمي، من از اين قوم هستم، تو از آن قوم. پيامبر ما 1400 سال قبل قوميت و نژاد را کنار گذاشت و با وجود نازنين پيامبر قوميت مرد.
روش ديگر ايجاد تفرقه، تفرقۀ مذهبي است. شما مي دانيد در ساير مذاهب تفرقه خيلي بيشتر از تفرقه در دنياي اسلام است.
اما مي آيند بين مسلمانان طبقه بندي مي کنند. تو شيعه، تو سني هستي. شيعه يعني چه؟ سني يعني چه؟ ما چند پيغمبر داريم؟ کتاب يکي، خدا يکي و کعبه يکي است. اصلاً کي شيعه و کي سني است؟ بگذاريد من چيزي را دوستانه خدمتتان بگويم. بالاخره ما برادريم و مي توانيم برادرانه با هم درد دل کنيم. چه کسي امروز در دنيا مي تواند بگويد مثل پيامبر زندگي مي کند؟ کي مي تواند ادعا کند که در زندگي خودش تمام روش-هاي پيامبر را اجرا کرده است؟ کدام دولت و ملت مي تواند بگويد شبيه پيامبر است؟ ما چقدر به پيامبر شباهت داريم؟ چقدر پيامبر را ميشناسيم؟ من فکر ميکنم خيلي کم است.
پيامبر رحمة للعالمين بود. کدام يک از ما اين طوري هستيم؟ شيعه مثل پيامبر شده يا سني؟ فاصلۀ ما با پيامبر از زمين تا آسمان است. حالا بايد دست به دست هم بدهيم تازه پيامبر را بشناسيم و کمک کنيم و از پيامبر پيروي کنيم. حالا ما را در مقابل هم قرار داده اند. متأسفانه، به جايي رسيده اند که بعضيها همديگر را مي کشند. پول هاي نفت و ثروت هاي مسلمانان را برمي دارند و خرج ايجاد تفرقه و کشتار مي کنند. اين کار کيست؟ معلوم است که کار صهيونيست ها، دشمنان و استعمارگران است.
اول بايد تفرقه را ايجاد کنند و بعد اين بلا را سر افغانستان و عراق بياورند و هر روز پاکستان را بمباران کنند. اگر پاکستان، افغانستان و ايران با هم باشند، کدام قدرت دنيا مي تواند با ما مقابله کند؟از دوازده هزار کيلومتر آن طرفتر دنيا به اينجا آمدهاند و دارند مردم را به خاک و خون مي کشند. آنها از طريق ايجاد تفرقه بر دنيا مسلط مي شوند.
بگذاريد بالاتر از آن را برايتان بگويم. چرا بايد بين مسلمانان و مسيحيان جنگ باشد؟ آيا حضرت مسيح با پيامبر ما جنگ داشتند؟ خداي متعال مي فرمايد: لا نفرق بين احد من رسله(سورۀ بقره، آيۀ 285). هيچ فرقي بين پيامبران قائل نيستم. همۀ پيامبران يک مأموريت داشتهاند. شرط مسلماني ما ايمان به پيامبران الهي است. اين آيۀ قرآن است. چرا اين تفرقه را ايجاد کرده اند؟ براي اينکه مسيحيان و مسلمانان به خودشان مشغول باشند و آنها هم بر دنيا حاکم بشوند. اما راه حل چيست؟ من مي خواهم خدمت شما عرض کنم. هر ملت و دولتي اگر فقط به فکر نجات خودش باشد، شکست خواهد خورد. نتيجه همين وضعي مي شود که امروز به آن گرفتاريم. يک راه نجات وجود دارد. همه براي نجات جهان دست به دست هم بدهيم. تا زماني که صهيونيستها بر مراکز اصلي دنيا حاکم اند، نجاتي وجود ندارد. همه بايد براي حاکميت عدالت در جهان دست به دست هم بدهيم.
اگر شوراي امنيت، سازمان ملل، مراکز اقتصادي جهان، رسانهها و فرهنگ اصلاح و درست شوند، جايي براي سلطۀ سلطه گران وجود نخواهد داشت.
عزيزان من! بايد دست به دست هم بدهيم و همۀ مرزهاي غيرانساني و غيرعادلانه را از بين بشريت برداريم و اين شدني است.
يکي از توطئه هاي شيطان اين است که به ملت ها القا مي کند که نميتوانند وضع را اصلاح کنند. توانمندي هاي ملت ها را در نظر ملت ها کوچک مي کند و قدرت دشمنان بشريت را بزرگ جلوه مي دهد. به خدا صهيونيسم، حاميان صهيونيسم و امريکا بسيار بسيار ضعيف اند.
مگر غزه چقدر مساحت دارد؟ حدود 350 کيلومتر مربع. اين شهر کوچک با يک و نيم ميليون نفر جمعيت در مقابل صهيونيست ها ايستاد و پيروز شد. حالا اگر تمام ملت هاي منطقه دست به دست هم بدهند، چه خواهد شد؟ آن وقت آيا دولت امريکا جرئت مي کند که به پنج هزار نقطۀ دنيا برود و پايگاه نظامي و اطلاعاتي ايجاد کند؟ قدرت آنها از قدرت آنها نيست، بلکه از ضعف و تفرقۀ ماست. بايد دست به دست هم بدهيم. به محض اينکه دست به دست هم بدهيم، آنها فرار مي کنند. رابطۀ اينها با وحدت ما مثل جن و بسمالله است. وقتي بسمالله ميگويي، جن فرار ميکند. وقتي ما متحد بشويم، آنها خود به خود رفته اند و اصلاً نيازي به جنگ نيست.
فکر مي کنم همۀ رهبران و دلسوزان امروز بايد پرچم وحدت را بلند کنند. هر يک نفر که کشته مي شود، در هر کجا که باشد، برادر يا خواهر ماست که کشته مي شود، حتي اگر مسلمان نباشد. مردم امريکاي لاتين چه گناهي کرده اند؟ در دورۀ استعمار پنجاه هزار پنجاه هزار از آن مردم کشتار کردند. همين امروز هم تا يک رهبر انقلابي در يک کشور امريکاي لاتين قد علم مي کند، از زمين و هوا و دريا به او حمله مي کنند. آنها همه برادران ما هستند.
عزيزان من! اگر ما دريافت و برداشت مان را از اسلام اصلاح نکنيم، هميشه تحت فشار و سلطه خواهيم ماند. اسلام براي همۀ بشريت آمده است. آمده جهان را نجات بدهد. دلسوز همه است. پيامبر رحمة للعالمين است. معنايش اين است که اسلام رحمة للعالمين است. امروز ما مسلمانان اگر به فکر اصلاح جهان بوديم، کشورهاي اسلامي هم اصلاح خواهند شد، اما اگر هرکسي فقط به فکر خودش باشد، اتفاقي نخواهد افتاد.
فرض کنيد 200 ميليون مردم پاکستان هرکس به فکر خودش باشد. 75 ميليون ملت ايران هرکس فقط به فکر خودش باشد، اصلاح نخواهد شد و اتفاقي نمي افتد و هميشه شکستخوردهايم. اما اگر همه فکر اصلاح جهان باشيم، وحدت ايجاد خواهد شد و جهان اصلاح خواهد شد. اين مأموريت امروز ماست.
اما اجازه بدهيد به شما بشارت بدهم. سنت و وعدۀ خدا اين است که ظلم از بين خواهد رفت. من وقتي به اين تحولات امروز دنيا نگاه مي-کنم، مي بينم بسترهاي نابودي ظلم دارد فراهم مي شود.
همۀ دنيا در حال بيدار شدن است. مرزها دارد برداشته ميشود، و شعار و خواستۀ همۀ ملت ها يک حقيقت مي شود.
بگذاريد خاطره اي برايتان بگويم. من بيش از يکصد کشور جهان را ديده ام و با قشرهاي مختلف مردم ديدار و صحبت کرده ام. در هر جا که صحبت ها دقيق و عميق مي شود، حرف ها يکي است.
من از دانشگاهيان و نخبگان و مردم کوچه و بازار امريکاي لاتين همان حرفي را شنيدم که در آسيا و چين شنيدم. از مردم امريکا و اروپا نيز همان را شنيدم. امروز موج عدالت خواهي و پاکي خواهي و اصلاح دارد دنيا را فرا مي گيرد و اين نشانۀ نابودي ظلم است. من يقين دارم که صهيونيست ها رفتني اند. زماني اين صهيونيست ها مي گفتند ما مي خواهيم از نيل تا فرات را بگيريم و بيست سال پيش هم گفتند ايران هم مال ماست و اگر ايران را هم مي گرفتند، مي گفتند پاکستان هم مال ماست. اگر پاکستان را هم مي گرفتند، مي گفتند هند و چين و ژاپن هم مال ماست. آنها مي خواهند همۀ دنيا را غارت کنند. اما امروز در داخل سرزمين هاي فلسطيني دارند دور خودشان ديوار بتني ميکشند. کسي که رو به جلو و در حال هجوم است، ديوار لازم ندارد. ديوار مال کسي است که به انفعال و دفاع افتاده است. انشاءالله به زودي ريشۀ صهيونيسم از دنيا کنده ميشود. به شما بگويم سلطۀ امريکا هم از بين خواهد رفت. من به شما قول ميدهم که از بين خواهد رفت.
اجازه بدهيد چند بيت شعر از علامه اقبال لاهوري بخوانيم:
نيست از روم و عرب پيوند ما
نيست پابند نسبت پيوند ما
دل به محبوب حجازي بستهايم
زين سبب با يکدگر پيوستهايم
عشق او سرمايۀ جمعيت است
همچو خونم در عروق ملت است
عشق در جان و نسب در پيکر است
زين سبب عشق از نسب محکمتر است
اما جملۀ آخر: عزيزان من حالا همه با هم متحد شدهايم، بگذاريد دقيقتر بگويم، تصميم گرفتهايم متحد بشويم، وحدت نيازمند محور وحدت است. اگر محور وحدت نباشد، وحدتي اتفاق نميافتد. خداي متعال فرمود. و اعتصموا بحبلالله جميعاً ولاتفرقوا(سورۀ آل عمران، آيۀ 103).
اگر حبلالله نباشد، وحدتي معنا ندارد. در زمان رسول خدا، رسول خدا حبلالله بود؛ واعتصموا بحبلالله؛ يعني همه دور پيامبر جمع شويد. امروز بايد دور چه کسي جمع بشويم؟ دور هر کسي جمع بشويم، وحدت ايجاد ميکند؟ وحدت از ناحيۀ خداست. بايد يک انسان الهي و آسماني باشد تا وحدت ايجاد کند. پيامبر ما آسماني و الهي بود و وحدت ايجاد کرد. امروز چه؟ آيا ميشود تصور کنيم خدا به ما فرمان داده و گفته واعتصموا بحبلالله، اما حبلالله وجود ندارد که ما حول آن جمع بشويم؟ ميشود خدا به ما دستوري بدهد که امکانش وجود نداشته باشد؟ حتماً اين طور نيست؟ اگر خدا ما را به وحدت دعوت کرده است، حتماً محور وحدت را هم قرار داده و خلق کرده است که حالا دراين باره سخن خواهد گفت.
حالا فرض کنيد محور وحدت را پيدا کردهايم، ميخواهيم چکار کنيم؟ ميخواهيم عدالت را برپا کنيم. چه کسي ميتواند عدالت را برپا کند؟ هر کس ميتواند عدالت برپا کند؟ هر کس به نسبتي که در درون خودش عادل است، ميتواند عدالت را برپا کند؟ چه کسي ميتواند همۀ عدالت را حاکم کند؟ بايد دنبال کسي بگرديم که وجودش عدالت کامل باشد.
ما ميخواهيم در دنيا محبت و عشق را منتشر کنيم. چه کسي ميتواند منتشر کند؟ معلوم است کسي که وجودش عشق و محبت باشد. اگر ما بخواهيم توحيد را در دنيا مستقر کنيم، چه کسي ميتواند توحيد را در دنيا حاکم کند؟ کسي که همۀ وجودش توحيد باشد. حالا بايد دنبال کسي بگرديم که آسماني و الهي و وجودش عدالت، توحيد و عشق باشد. ما فکر ميکنيم خدا چنين کسي را خلق کرده است. خدا از زبان همۀ پيامبران وجود چنين کسي را وعده داده است و از زبان پيامبر عزيز ما هم چنين وعدهاي را داده است. فرموده است که در اين دوران (دوراني که ما در آن قرار داريم) فرزندي از فرزندان پيامبر گرامي اسلام، حضرت محمد مصطفي(ص) عدالت را در جهان مستقر خواهد کرد. اما چه زماني مستقر خواهد کرد؟ زماني که ملتها اراده کنند و عدالت را طلب کنند. هرگاه ملتها به ضرورت استقرار عدالت پي بردند، او خواهد آمد. او هست و منتظر مردم است.
اجازه بدهيد مطلبي را بگويم. وقتي من از فرزند پيامبر که قرار است دنيا را پر از عدالت کند و انسان کامل است، سخن ميگويم، بعضي به من ميگويند نگو، زيرا موجب تفرقه ميشود. من ميخواهم سؤال کنم کدام مسلمان است که اگر بشنود اصلاح نهايي جهان به دست فرزند پيامبر اسلام است، ناراحت ميشود؟ همۀ ملتها دنبال اصلاح جهان هستند. اگر ما بدانيم فرزند پيامبر اسلام دنيا را اصلاح خواهد کرد، بايد خوشحال باشيم يا ناراحت؟ همانطور که وجود نازنين پيامبر محور وحدت بود، وجود فرزند پيامبر هم محور وحدت است. غير از او کسي نميتواند محور وحدت شود. کسي بايد باشد که از همه بالاتر باشد. خدا او را قرار داده است. تکليف چيست؟ اگر ميخواهيم دنيا اصلاح شود و عدالت و توحيد حاکم شود، بايد دست به دست هم بدهيم و تلاش کنيم تا فرزند پيامبر بر دنيا حاکم شود. اگر ما اين پرچم را بلند کنيم، مسيحيها هم بايد بيايند، چون محور وحدت مسيحيها هم هست. محور وحدت همۀ بشريت و عصاره و خلاصۀ همۀ پيامبران الهي است. پيامبر عزيز ما فرموده است که او خواهد آمد و حضرت مسيح هم در کنارش ميآيد و يارياش ميکند.
اما جملۀ آخر: دوستان من، شما همه اهل علم و دانشمند هستيد. استعمارگران با تئوري و نظريه دنيا را اداره ميکنند. آنها ميگويند ما ميخواهيم دموکراسي و حقوق بشر را بر دنيا حاکم کنيم. پيام ما مسلمانان براي دنيا چيست؟ غير از اين است که ما ميخواهيم بگوييم توحيد، عدالت، عشق و آزادي را ميخواهيم مستقر کنيم. ما هم بايد براي دنيا برنامه و پيام داشته باشيم. آنها ميگويند دموکراسي و حقوق بشر، و کليد آن هم در دست آقاي اوباماست. ما ميگوييم توحيد، عدالت، عشق و آزادي؛ کليد آن در دست کيست؟ بايد کليددار را به دنيا معرفي کنيم، اگر معرفي کرديم آن وقت ميتوانيم براي دنيا حرف بزنيم و برنامه داشته باشيم.
صحبت من طولاني شد. امروز دو ملت ايران و پاکستان دو ملت برادر و متحد هستند. همانطور که شما به حوادث ايران حساس هستيد، ما هم به حوادث پاکستان حساسيم. هر ضرري که به ملت پاکستان وارد ميشود، ما ناراحت ميشويم و حس ميکنيم خودمان ضرر کردهايم. رابطۀ دو کشور خوب است و اميدوارم به بهترين رابطه تبديل شود.
ما در اين سفر تلاش ميکنيم که سطح روابط را به حداکثر برسانيم. زماني ما با اروپاييها سالي 40 ميليارد دلار روابط تجاري داشتيم و من هميشه غصه ميخوردم که چرا نبايد اين 40 ميليارد با کشورهاي برادر و دوست انجام شود؟ پاکستان و ايران ميتوانند نيازهاي يکديگر را تأمين کنند. اولويت اين است که ما از همديگر خريد کنيم. از آن طرف دنيا خريد ميکنيم، پول ما را ميگيرند و به خودمان هم زور ميگويند. با پول ما بمب درست ميکنند و به سر مردم غزه ميريزند و بر سر خودمان ميزنند. بهتر است با خودمان معامله و تجارت کنيم.
در علم و فرهنگ نيز همين طور است. بين علما بايد دائماً گفتگو برقرار باشد. هر روز بايد تماس باشد. من از آقاي سفير ميخواهم هماهنگ کند و همۀ شما را براي سفر به ايران دعوت ميکنم، رسانهايها با رسانهها، علما با علما و سياستمداران با سياستمداران جلسه بگذارند. بايد يک خط ارتباط دائمي و مستقل باشد. الان احساس ما در پاکستان اين است که در ايران و در بين عزيزترين خواهران و برادران هستيم.
من مطمئن هستم ملت بزرگ پاکستان بر همه مشکلات غلبه خواهد کرد و ما تا آخر با هم خواهيم بود. تا برافراشتن پرچم توحيد و عدالت بر تمام مراکز قدرت دنيا ملت ايران و پاکستان با هم خواهند بود.
من از دولت پاکستان تشکر ميکنم. برادران ما که هم اجلاس گروه هشت کشورهاي مسلمان را برگزار ميکنند که کار بسيار بزرگ و مهمي است. اگر همين هشت کشور با هم باشند، دنيا را اصلاح ميکنيم. به خاطر سفر دوجانبه هم تشکر ميکنم.
از همۀ شما عذر ميخواهم که صحبتهايم طولاني شد. يک علت آن اين بود که شما خيلي خوب گوش ميداديد. ما همۀ شما را دوست داريم و به وجود همۀ شما افتخار ميکنيم. درود بر ملت پاکستان.
والسلام عليكم و رحمة الله و بركاته
شناسه خبر: 44367
- متن کامل سخنرانی
1390 رياست جمهوري اسلامي ايران 2011 Presidency of The Islamic Republic of Iran
آدرس: تهران - میدان پاستور - خیابان پاستور تلفن: +98(21)64451