
متن کامل سخنراني در ديدار با وزراي شرکتکننده در اجلاس اسکاپ (تهران)
Array
شناسه خبر: 44035 -
چهارشنبه 24 آبان 1391 - 19:05
بسم الله الرحمن الرحيم
اللهم عجل لوليك الفرج والعافية والنصر واجعلنا من خير انصاره واعوانه و المستشهدين بين يديه
خيلي خوش آمديد و از ملاقات با شما بسيار خوشحالم. اجلاس شما بسيار خوب و موفق بود. بيانيۀ تهران همانطور که سرکار خانم هيزر فرمودند پايان راه نيست و براي دستيابي جامعه بشري به رفاه و سعادت بايد تلاش کرد.
من ميخواهم سوالهايي را طرح کنم و اين سؤالها ميتواند در دستور کارهاي بعدي شما قرار گيرد.
سؤال اول: هدف انسان از زندگي در دنيا چيست؟ شما براي چه داريد تلاش ميکنيد؟ براي ساختن زندگي بهتر براي مردم و اين در گروه تأمين رفاه، آرامش، امنيت و صلح است. احترام به انسانها و کرامت انساني مسألۀ بسيار مهمي است. اگر ملت يا فردي داراي احترام و کرامت نباشد اما در خوراک و بهداشت و پوشاک بهترينها را استفاده کند، چه فرقي با ساير موجودات دارد؟ فرقي ندارد. بسياري از اوقات کرامت انساني نسبت به رفاه مادي اولويت دارد و به همين دليل است که ما همواره از قهرماناني که در راه آزادي، استقلال و دفاع از حقوق مردم مجاهدت و فداکاري کردهاند تجليل ميکنيم.
سوال دوم: آيا برنامهريزي توسعه که امروز همۀ ما آن را دنبال ميکنيم و نزديک به شصت سال است که ادبيات آن در دنيا شکل گرفته و دائماً گسترش پيدا کرده است، ميتواند انسانها را به سعادت برساند؟
آيا شرايط امروز جهان نسبت به شصت سال گذشته بهتر شده است يا بدتر؟ از بعضي جهات بهتر و از بعضي جهات بدتر شده است. خانم هيزر در سخنراني خود در همين جلسۀ اسکاپ فرمودند که امروز 800 ميليون فقير در دنيا هست. انساني که غذاي روزانه ندارد، نميتواند طعم کرامت انساني و احترام را بچشد، زيرا شخصيت او له شده است.
آيا در طول شصت سال گذشته در نگاه بينالمللي فاصلۀ طبقاتي کم شده يا بيشتر شده؟ در حالي که طبق گزارشها نزديک به سه ميليارد از مردم جهان از حداقلها برخوردارند و در مقابل عدۀ قليلي ثروت بيشمار دارند.
اين فاصلۀ عظيم طبقاتي که هر روز بيشتر ميشود حاصل نظام برنامهريزي توسعه است. جنگها و دشمنيها و کينهورزيها کمتر شده يا بيشتر؟ تهديد و ناامني در محيط بينالملل بيشتر شده يا کمتر؟ اينها سؤالات جدي است.
من فکر ميکنم بايد در برنامهريزي توسعه تغييرات جدي ايجاد شود، الان داريم خسارتهاي سنگيني ميپردازيم. براي مثال، هزينۀ کسري بودجۀ دولتهاي سرمايهداري توسط ملتهاي ساير کشورها پرداخته ميشود. وقتي در خبرها ميشنويم دولت امريکا بيش از 16 هزار ميليارد دلار بدهي خارجي دارد، اين به معناي کسري بودجه تورم است. آيا اين تورم را دولت امريکا تحمل کرده يا به ديگر کشورهاي منتقل کرده است. ميشنويم که بيش از 32 هزار ميليارد دلار دارايي کاغذي منتشر شده است؛ يعني در حسابها صفر گذاشتهاند، بدون اينکه در ازاي آن کالا يا طلا و يا کاري انجام شده باشد. آيا آثار تورمي اين 32 هزار ميليارد بر اقتصاد امريکا و دولت امريکاست يا از جيب ساير ملتها برداشته شده است؟
من معتقدم همۀ ما در يک حلقۀ تکراري گرفتار شدهايم که هر چقدر تلاش و سرمايهگذاري ميکنيم باز مشکلات جديد برايمان ايجاد ميشود. چرا اينطور است؟ من فکر ميکنم اينها به مباني نظري برنامهريزي توسعه بر ميگردد. دو نگاه متفاوت در جهان هست. يک نگاه سعادت انسانها را در برخورداري بيشتر از لذت و رفاه به صورت فردي جستجو ميکند. چه کسي احترام بيشتري دارد؟ کسي که مصرف و ثروت بيشتري دارد. مهم نيست از چه راهي به دست آورده است.
من ميخواهم نظريۀ تنازع براي بقا و ماندگاري نوع اصلح را زير سؤال ببرم. اين نگاه انسانها را رقيب و دشمن هم ميپندارد که هر کس از لحاظ مادي برداشت بيشتري کرد برنده است. اين نگاه اولاً موجب ايجاد مسابقۀ تسليحاتي و فضاي تهديد در محيط بينالملل و بعد هم تخريب گستردۀ محيط زيست ميشود. چه کساني بيشترين سهم را در تخريب محيط زيست دارند؟ سرمايهداران بزرگ جهان. اين که در ساختن دنياي بهتر انسانها رقيب هم چه بسا دشمن هم هستند، اين علت اصلي مشکلات جامعۀ بشري است. رسيدن به سعادت با اين نگاه سرابي بيش نيست.
نگاه دوم سعادت انسانها را در رقابت با ديگران نميداند، در همکاري، کمک به ديگران و فداکاري در راه سعادت و رفاه ديگران ميداند. با اين نگاه نظام برنامهريزي توسعه متحول ميشود و فاصلۀ طبقاتي از بين ميرود، چرا که در نگاه دوم احساس رابطۀ بين انسانها بر محبت و دوستي است. کسي که بيشتر به مردم محبت و عشق ميورزد سعادتمندتر است و کسي که نسبت به ديگران عاشقتر است، محترمتر است. معنا و مفهوم زندگي همراه با عشق با زندگي توأم با رقابت بسيار متفاوت است.
بگذاريد يک مثال ساده بزنم. در نگاه اول حتي در درون خانواده، رابطۀ زن و مرد رقابتي است. اما در نگاه دوم رابطۀ زن و مرد عاشقانه است که در آن زن و مرد به دنبال رفاه و آسايش يکديگر هستند.
امروز همه به دنبال رشد اقتصادي بالا و تراز مثبت تجارت خارجي هستند. من از شما سؤال ميکنم آيا امکان دارد که تراز تجاري همۀ کشورها مثبت باشد؟ خير؟ پس به کدام سمت داريم ميرويم؟ معنايش اين است که کشورهاي زيادي يا دارند منابع پايدارشان را ميفروشند يا بدهکار ميشوند. يعني فاصلۀ طبقاتي دائم دارد بيشتر ميشود. ما بايد به يک نگاه جديد برگرديم.
زمين و منابع و ثروتهاي نامحدود آن متعلق به همۀ بشريت است و همگان بايد از آن منتفع شوند. پس اينکه عدهاي به جان طبيعت افتاده و با تخريب آن به دنبال بهرهبرداري بيشتر هستند اشتباه است. زماني به سعادت ميرسيم که همه با هم بر اساس عدالت، مهرباني و حفظ منافع و منابع زمين براي آيندگان رفتار کنيم. دست به دست هم بدهيم و حرکت کنيم؛ به تعبير ديگران مکمل هم باشيم، نه دشمن همديگر.
اين نگاه با نگاه قبلي کاملاً متفاوت است. ساختارها و زيرساختهاي متفاوت دارد. من فکر ميکنم بعد از 60 سال از ادبيات توسعه و برنامهريزي توسعه وقت آن رسيده است که تجديد نظر اساسي به عمل آيد. به کجا داريم ميرويم؟ در اروپا کشوري داريم که 51 درصد خانوادههاي آن تک نفره است. اگر خانواده نباشد کرامت و محبت و تربيت و انسانيتي نيست، همۀ اينها در چارچوب خانواده است. خانواده از بين برود همه چيز از بين خواهد رفت. زمان آن رسيده که تجديد نظري اساسي صورت گيرد و جاي آن هم همين اسکاپ است.
همۀ شما ديدگاههاي عدالت محور و انساني داريد. ما بدون محبت و عدالت نميتوانيم زندگي کنيم. زندگي منهاي ديگران براي ما مفهوم ندارد. زندگي ما براي ديگران و با ديگران است. ما نميخواهيم به هر قيمتي مرفه باشيم. ما شاديهايمان را با هم تقسيم ميکنيم، چرا که زيبايي زندگي به آن است که شاديها تقسيم شود و ما معتقديم انحصار در شاديها فاجعهآفرين است.
من پيشنهاد ميکنم اعضاي اسکاپ اجلاس ويژهاي براي بررسي شصت سال اجزاي برنامهريزي توسعه در جهان تشکيل دهند تا در آن ضمن تبادل تجربيات به تفاهمي جدي در خصوص مباني توسعه دست يابيم. اگر خاطرتان باشد دهۀ 60 وقتي ادبيات توسعه مطرح شد اول بحث توسعۀ اقتصادي مطرح بود. همۀ حرفها صرفاً در رابطۀ با اقتصاد بود. پاسخ نداد. بعد اينطور مطرح شد که توسعۀ اقتصادي بدون توسعۀ سياسي نشدني است. مفهومي به عنوان توسعۀ سياسي به عنوان مکمل مطرح شد. دو دهه با توسعۀ سياسي حرکتي کرديم. باز مشکلات برپاست.
امروز بحث توسعۀ فرهنگي مطرح است که اگر نباشد، توسعۀ سياسي و اقتصادي نشدني است. توسعۀ فرهنگي يعني چه؟ يعني همۀ اصالتهاي انساني و ارزشهاي انساني را کنار بگذاريم و فقط با نگاه مادي به جامعه نگاه کنيم و به نظرم اين يعني مرگ بشريت. بله، ما هم معتقد به توسعۀ فرهنگي هستيم، اما با آن نگاهي که من عرض کردم. نگاه ما به انسانها عاشقانه و همراه با احترام است.
پيشنهاد ميدهم سرکار خانم هيزر مديريت کنند و از دانشگاهيان و صاحبنظران توسعه براي برگزاري اين اجلاس تحت عنوان بررسي مباني توسعه دعوت کنند و در کنار تصميماتي که در تهران و در چند اجلاس قبل گرفتيد، تجربيات را تبادل کنيم، همکاري و کمک کنيم تا به يک تفاهم نظري دربارۀ مباني توسعه برسيم. عدهاي در دنيا هستند که دائماً راهکار تعريف ميکنند و ما هم آنها را بدون توجه به اين که راهکارها با مباني فرهنگي ما سازگار هست يا نيست دنبال ميکنيم. در صورتي که اگر سازگار نباشد نتيجهاش آن چيزي که ما ميخواهيم نميشود.
من از همۀ شما تشکر ميکنم. شما اهل نظر و صاحبنظر هستيد. خواستم يک طرح بحثي در حضور شما دوستان و همکاران عزيز خودم کرده باشم. من براي همۀ شما احترام زيادي قائل هستم. ميدانم که شما به عشق ملتهاي خود و جامعۀ بشري زحمت کشيدهايد و آمدهايد اينجا بحثهاي گوناگون کردهايد. ميخواهيد کاري بکنيد که وضع ملتها بهتر شود و دنبال اين هستيد که زندگي بهتري براي مردمتان بسازيد و من از همه شما تشکر ميکنم.
فکر ميکنم زماني همۀ ما به هدف خواهيم رسيد که همگي تلاش کنيم دنياي بهتري براي همۀ ملتها بسازيم و اين شدني و امکانپذير است. شرط آن اين است که همه با هم، همراه هم، مکمل هم و در يک مسير براي سعادت انسانها در هر جاي کرۀ خاکي حرکت کنيم.
بدون يک نظم عادلانه در جهان ما نميتوانيم به توسعهيافتگي برسيم. بايد براي آن فکر کنيم و من فکر ميکنم شما ميتوانيد. اسکاپ ظرفيت خيلي خوبي است. با هم بنشينيم گفتگو کنيم، بحث کنيم و تصميم بگيريم و همه با هم عمل کنيم. در اين صورت حتماً پيروز خواهيم شد.
من مطمئنم با همدلي و تفاهم و کار مشترک خواهيم توانست يک زندگي زيباتر و بدون نقص براي همۀ انسانها برپا کنيم.
مجدد تشکر ميکنم و براي شما و ملتهاي شما آرزوي سلامتي و موفقيت دارم.
همه موفق باشيد
شناسه خبر: 44035
- متن کامل سخنرانی
1390 رياست جمهوري اسلامي ايران 2011 Presidency of The Islamic Republic of Iran
آدرس: تهران - میدان پاستور - خیابان پاستور تلفن: +98(21)64451