
متن کامل سخنراني در اجلاس وحدت و انسجام ملي جوانان
Array
شناسه خبر: 44019 -
چهارشنبه 24 آبان 1391 - 12:16
بسم الله الرحمن الرحيم
اللهم عجل لوليك الفرج والعافية والنصر واجعلنا من خير انصاره و اعوانه والمستشهدين بين يديه
خداي بزرگ را سپاسگزارم كه اين فرصت و توفيق را عنايت فرمود تا لحظاتي در جمع گروهي از برگزيدگان و نخبگان جوان سرزمين بزرگ و نوراني ايران باشيم. قبل از خواندن پيشنهادها و گرفتن نظرات ميخواهم يكي دو نكته را كوتاه عرض كنم.
همة ما و ملت ايران را دو عنصر به هم پيوند ميدهد: عنصر اول انسان بودن ماست. به عبارت ديگر حلقة اصلي ارتباطي بين ما و همة جوامع بشري عبارت است از انسان بودن. بزرگترين لطف خدا بر ما اين است كه ما را انسان خلق كرد.
انسان چيست و چه بايد بكند؟ به كجا بايد برود؟ اينها سؤالات اساسي است كه در برابر هر فردي در هر مقطعي از تاريخ و هر نقطهاي از جغرافيا قرار دارد. انسان كيست؟ بهترين تعريف را خداي متعال داده است. او انسان را به عنوان بالاترين مخلوق خلق كرد و در خلق انسان كامل به خودش آفرين گفت. از ميان همة مخلوقات متنوع و بيشمار عالم هستي انسان را برگزيد و او را در بالاترين مرتبه قرار داد و در خلق او به خودش تبريك گفت.
انسان ظرفي است كه ميتواند نماينده و تجلي خدا باشد؛ يعني ميتواند به گونهاي عمل كند و به جايي برسد كه تجلي همة زيباييها و صفات خداي متعال بشود. خدا انسان را از خاك در پايينترين مرتبه آفريده است. اما در دل، نهاد و فطرت او استعداد خدايي شدن قرار داده است.
پاسخ سؤال دوم معلوم شد. انسان چه بايد بكند؟ بايد خود را از خاك تا خدا بالا بكشد. مأموريت انسان در زمين جز اين نيست. هركس از زبان خود اين مأموريت را تعريف كرده است. يكي از سعادت انسان و ديگري از آرامش و رسيدن به مقام بندگي مطلق خدا و نيز رسيدن به مقام تجلي تمام صفات و اسماي الهي سخن گفته است. همة اينها يك مفهوم دارد. انسان خلق شده تا خودش را از نقطة زمين تا اوج آسمان يعني خدا بالا بكشد.
اين مأموريت همة انسانها در طول تاريخ است. نقطة نهايي كجاست؟ يك سيركمالي بينهايت است. اما خود و راه را چگونه ميتوان شناخت؟ چگونه ميشود حركت كرد؟ چگونه ميتوان قلهها را يكي پس از ديگري شناخت و فتح كرد؟ براي پاسخ به همة اينها ما نيازمند يك حقيقت ديگري هستيم و آن عبارت است از انسان كامل.
همه ميدانند دسترسي به ذات و شناخت خدا ناممكن است. براي اين كه او خالق است و ما مخلوق. او بر همة عالم اشراف دارد و محيط است؛ ما محاط هستيم. ما نميتوانيم به ذات و حقيقت خدا دسترسي پيدا كنيم. چه بايد كرد؟ براي رسيدن به خدا نيازمند شناخت خدا هستيم. راه به ظاهر بسته است. آيا ميتوان تصور كرد كه خداي مهربان و بزرگ انسان را خلق كرده است، براي او مأموريتي تعريف كرده است، اما راه انجام آن مأموريت بسته است؟ قطعاً چنين تصوري خلاف است. راه بسته نيست، راه باز است. راه عبارت است از انسان كامل؛ انسان كامل كسي است كه همة صفات و زيباييهاي خداي متعال را در وجود خودش متجلي كرده است. معناي اين حرف اين است اگر ميخواهيد خدا را ببينيد، انسان كامل را ببينيد. اگر ميخواهيد به حقيقت علم، حكمت، لطف، مهرباني و زيبايي خدا دسترسي پيدا كنيد به سراغ انسان كامل برويد كه او تجلي اتم خداست. بالاترين تجلي خدا در عالم هستي انسان كامل است. او هدايت يافتة كامل و كسي است كه در مسير مستقيم حركت ميكند.
عزيزان من، براي شناختن خود نيز نيازمند انسان كامل هستيم. بدون انسان كامل آفرينش، هستي و انسان، توصية به سعادت، كمال، انسانيت، ايمان و پاكي و عدالت بيمعناست.
رمز همة اينها انسان كامل است. به لحاظ خلقت عالم، انسان كامل در مرتبة اول خلق است. چرا كه بالاترين است و بقية موجودات عالم به تبع انسان كامل خلق ميشوند. انسان كامل مظهر علم، حكمت، مهرباني و لطف خداست. همانطور كه خداي متعال مطلق علم و حكمت و مهرباني و زيبايي است. انسان كامل عالمترين، حكيمترين، زيباترين، مهربانترين و انسانيترين انسان عالم است و دسترسي به او آسان است. خدا او را خلق كرده و براي چشاندن شيريني مهرباني به بشر در كنار او قرار داده است. انسان كامل متعلق به همة انسان و همة بشريت است.
در طول تاريخ شيطان و شياطين براي منحرف كردن انسانها از مسير كمال و سعادت يعني از رسيدن به خدا پيچيدهترين و بزرگترين تزوير و توطئه را به كار بستهاند و آن غفلت كردن انسانها از حقيقت و وجود انسان كامل بوده است.
محال است كسي بدون انسان كامل و حركت در مسير انسان كامل بتواند ارزش، زيبايي و خوبي را در زمين مستقر كند. هر جا شما خوبي، زيبايي و ارزشي ميبينيد، به واسطة وجود انسان كامل است. كسي كه همراه و در مسير انسان كامل حركت نميكند محال است كه بتواند در زمين عدالت، مهرباني، عزت و زيبايي را مستقر كند. به همين دليل است كه نقطة ثقل و محور اصلي دعوت همة پيامبران الهي به انسان كامل و آشنايي ملتها با انسان كامل است. انسان كامل محور وحدت همه است.
امروز وضعيت دنيا را ببينيد. اقوام و مذاهب گوناگون، بعضيها در درگيري، تفرقه و جدال هستند. براي چه؟ وقتي از تك تك انسانها سؤال كنيم براي چه زندگي و تلاش ميكنيم. ميگويند ميخواهيم به عدالت، سعادت، آزادي و كمال برسيم. اينها مشترك همة انسانهاست.
اما شياطين ميآيند بر ذهن و انديشة بعضي مسلط ميشوند و هدف را منحرف ميكنند و خودخواهيها، سلطهگريها، دنياخواهيها و خودپرستيها را به جاي سعادتطلبي حاكم ميكنند و وضع دنيا اين ميشود. جنگها، كشتارها، تبعيضها، كينهها، دشمنيها همه به خاطر اين است كه گروهي از انسانها حقيقت انسان كامل را فراموش كردهاند و از تلاش براي رسيدن به او، عشق به او و پيروي از او به سمت تلاش براي ارضاي خودخواهيها، سلطهطلبيها و ثروت اندونزيها روي آوردهاند.
تمركز شيطان بر غفلت انسانها از انسان كامل است. وضع دنيا را ميبينيد. چرا بايد انسانها با هم دشمني داشته باشند؟ اينجا به شيعه و سني اشاره كردند. شيعه و سني يعني چه؟ مگر نه اين است كه همة ما به دنبال توحيد، عدالت، محبت و انسانيت، سعادت و خدا هستيم. مرزبندي و تفرقهها براي چيست؟ تقسيم بنديها از كجاست؟ عدهاي مسيحي، مسلمان، بودايي، هندو يا طبيعتگرا هستند.
اين تقسيمبنديها از كجاست؟ دعواها و تعصبات از كجاست؟ همه از ناحية اولاً غفلت از انسان كامل و ثانياً پيروي از شيطان است. عدهاي براي خود در دنيا به اشكال مختلف حكومت راه انداختهاند. كسي ممكن است فقط ادعاي سياسي داشته باشد مثل رهبران امريكا. ديگراني هم صرفاً ادعاي مذهبي دارند مثل بسياري از رهبران مذاهب. هر كدام دكان و حكومتي ]راه انداختهاند.[
آن كسي كه حقيقتاً به دنبال سعادت بشر است بايد به دنبال وحدت و همدلي بين ملتها، گرد آوردن ملتها حول پرچم توحيد، عدالت و عشق به انسانيت باشد. نه اين كه به دنبال جدا كردن و فاصله انداختن بين ملتها، طبقهبندي كردن انسانها، ايجاد درگيري و كينه و نفرت بين انسانها باشد. هر انسان، رهبر و سياستمداري اگر به دنبال وحدت بين ملتها، برداشتن مرزها و كمك به انسانها براي رسيدن به مقام انسان كامل نباشد، حتماً طاغوت و زمامداري ناصالح است.
عزيزان من، محور اصلي و مشترك ما عبارت است از انسان بودن و تلاش براي رسيدن به انسان كامل. انسان كامل رمز وحدت همة ملتها و انسانها فارغ از رنگ و نژاد و طايفه و زبان و حتي مذهب است. همانگونه كه هر پيامبري وقتي آمد محور وحدت همه در دوران خودش بود، مردم را دستهبندي و جدا نكرد و همگان را به توحيد و عدالت دعوت كرد، انسان كامل هم متعلق به همة ماست. او محور وحدت همه است؛ چرا كه تجلي توحيد و عدالت و عشق است. همة آن چيزي است كه بشر در طول تاريخ از خوبيها و زيباييها آرزو كرده است.
امروز هر كس به فكر صلاح بشريت و اصلاح جامعة بشري است، راهي جز دعوت ملتها به انسان كامل ندارد.
محور دوم مشترك همة ما عبارت است از ايران عزيز. همة ما عاشق ايرانيم. ايران يك گلستان بزرگ با گلهاي زيبا و رنگارنگ است. اي كاش زماني برسد كه تمام اقوام ايراني در زندگي روزمره و اجتماعي با همان سنتهاي زيبا و اخلاق انساني و مهرباني و با همين لباسهاي زيباي اقوام ايراني تردد كنند، ارتباط برقرار كنند و زندگي و فعاليت داشته باشند.
همه اقوام گوناگون يكي هستيم و ايران را دوست داريم. چرا؟
به دو دليل؛ دليل اول: هركس وطن و خانة خودش را دوست دارد. همة ما ايران را دوست داريم. اما علت بالاتر و آن علتي كه همة ما را در طول تاريخ به هم پيونده داده است عبارت است از زيباييهاي فرهنگي و انساني ايران زمين. وقتي ميگوييم ايران منظورمان جغرافياي ايران نيست، منظور دشتها، درياها، رودخانهها و جنگلهاي زيباي ايران زمين نيست. يك فرهنگ است و شيوة خاصي از نگاه به عالم و انسان و زندگي است. ايران يعني عشق، توحيد، عدالت، فداكاري، شجاعت، تلاش براي سعادت انسان، صلح، برادري، تقسيم خوبيها با همة انسانها و ايران يعني در غم و شادي انسانها شريك بودن. ايران يعني جوانان عزيز و برومند و بينظيري كه امروز در ايران زندگي ميكنند. ايران يعني ابن سينا، خواجه نصير، ابوريحان، حافظ، سعدي، مولوي، سنايي، وحشي بافقي و ايران يعني پروين اعتصامي و صائب تبريزي.
ما ايران را به خاطر زيباييهاي ايران، عظمتهاي اين سرزمين، مردان و زنان بزرگ اين سرزمين و به خاطر پرچمداري عدالت، توحيد و محبت كه ملت ايران در طول تاريخ بر دوش كشيده است، دوست داريم. ما با هم هستيم و هميشه با هم بودهايم، صرف نظر از فراز و نشيبهاي روزگار، صرفنظر از خوبيها و بديهاي حاكمان و زمامداران، ما هميشه با هم بودهايم و از مرزهاي فرهنگي اين سرزمين بزرگ صيانت كردهايم.
من در نيويورك در پاسخ به خبرنگاراني كه اصرار داشتند فضا را ملتهب و جنگي جلوه بدهند، پرسيدم جنگ براي چه؟ به چه دليل بايد با ايران بجنگند، به چه حسابي؟ وقتي توضيح ميدادند، باز من سؤال ميكردم و تسليم ميشدند. بعد گفتم چه كسي جرئت دارد با ملت ايران بجنگد؟ مثلاً ميگفتند فلان كشور، گفتم توانايي دارند؟ چه كسي در دنيا فكر ميكند كه ملت ايران را ميشود با جنگ ساقط كرد؟ گفتم معلوم است شما هنوز ملت ايران را نشناختهايد. ملت ايران اهل حمله و تجاوز و جنگافروزي نبوده است. چون ملتي فرهنگي است. محاورات روزمرة ملت ايران را ببينيد. همهاش ادبيات انساني، توحيد، عدالت، عشق و انسان است. ما اهل تجاوز نيستيم. اما شما ميدانيد كه ملت ايران در دفاع بسيار پيشرفته و قدرتمند است. تاريخ نشان داده است هر دستي به سمت ايران دراز شود قطع خواهد شد.
البته من ميدانم آنها هم در ذهنشان نميگذرد كه بخواهند روزي با ملت ايران از اين طريق درگير شوند. آنها دنبال روشهاي ديگري هستند. و من ميخواهم از قول شما به همة بدخواهان ملت ايران بگويم اگر همة شياطين و بدهاي تاريخ و همة زشت انديشههاي تاريخ دستشان را به هم بدهند و بخواهند ملت ايران را از راه رسيدن به عدالت، آزادي، توحيد و انسان كامل باز دارند، ملت ايران همة آنها را پشيمان خواهد كرد و انگ ننگ را بر پيشاني آنها خواهد زد.
ممكن است امثال بنده و شبيه بنده شايستگي ملت ايران را نداشته باشيم و وقتي در منصب نمايندگي ملت ايران قرار ميگيريم آن طوري كه لازم است و در طراز ملت ايران است، عمل نكنيم. اين ملت مانند يك رودخانة عظيم و زلال است كه آلودگيها، بداخلاقي، بدانديشيها و خودخواهيها را خود از دامن خود پالايش خواهد كرد و بيرون خواهد انداخت. ملت ايران خودش از خودش مراقبت خواهد كرد و اگر آلودگي پيدا شود، آن را پاك خواهد كرد. ملت ايران به دنبال استقرار عدالت و آزادي و صلح در همة جهان است و البته در اولويت اول در ايران عزيز.
من خدا را سپاسگزارم كه امروز تلاش براي ساختن ايران يعني برافراشتن پرچم فرهنگ، انديشة عدالت و صلح به يك انديشة عمومي در تمام سرزمين و در دل و جان همة جوانان تبديل شده است.
امروز جوانان ايران زمين بالاترين سرماية ملت ايران و جامعة بشري هستند. هر كجا كه ميرويم، آن نقطة نهايي آرزوهاي جوانان ايران زمين استقرار عدالت، پيشرفت، عزت، عشق و انسانيت در همة جهان است.
من باورم اين است كه جوانان ايران عاشق انسان كامل، امام زمان(عج) هستند و تا استقرار حكومت او مبارزه خواهند كرد.
من ايمان دارم اگر افرادي در اين كشور باشند كه قدر جوانان و عدالت و توحيد و عشق را نشناسند و بخواهند مانع حركت جوانان اين سرزمين بشوند، جوانان اين سرزمين با ايمان، پاكي و وحدت همة اين موانع را از پيش پا برخواهند داشت و ايران را به نقطة اوج عزت شايسته خواهند رساند.
امروز جوانان ما خودشان را باور كردهاند و منتظر امثال بنده نميمانند و راه كمال را پيدا كردهاند.
عزيزان من، هركس دنياي خودش را خودش ميسازد. هر نسلي زندگي را خودش ميسازد، هر ملتي آينده را خودش ميسازد. هر كس منتظر ديگران ماند، ماند. هركس آستين همت را بالا زد، رسيد. امروز بايد براي استقرار عدالت، آزادي، توحيد، انسانيت اخلاق، برادري و پيشرفت در زمينههاي گوناگون حركت كنيم.
من اطمينان دارم كه جوانان اين سرزمين راه نوراني سعادت را با ايمان و شجاعت و اعتماد به نفس كامل دنبال خواهند كرد.
والسلام عليکم و رحمه الله و برکاته
شناسه خبر: 44019
- متن کامل سخنرانی
1390 رياست جمهوري اسلامي ايران 2011 Presidency of The Islamic Republic of Iran
آدرس: تهران - میدان پاستور - خیابان پاستور تلفن: +98(21)64451