- متن کامل سخنراني در ديدار با جمعي از سفراي ايراني
پنج‌شنبه 23 آذر 1391 - 18:42
فارسی | اردو | العربية | English | Français | Español

Array

متن کامل سخنراني در ديدار با جمعي از سفراي ايراني

Array

شناسه خبر: 43784 - 

سه‌شنبه 18 مهر 1391 - 20:23

بسم الله الرحمن الرحيم

اللهم‌ عجل‌ لوليك‌ الفرج‌ والعافية والنصر واجعلنا من‌ خير انصاره و اعوانه‌‌ والمستشهدين‌ بين‌ يديه‌


از توضيحات خوبي كه داديد تشكر مي كنم. اين مسئوليت مهم و بسيار سنگين است و در اين مورد من هم چند مطلب را خدمتتان عرض مي كنم. اول اينكه شما هم بايد عميقاً باور داشته باشيد و هم حضور قلب و انديشه كه از جانب چه ملتي سفير هستيد. اين خيلي مهم است. شما سفير يك ملت پرآوازه هستيد که امروز موضوع اصلي بسياري از مسايل دنياست.

هم به لحاظ تاريخي، هم به لحاظ فعليت امروز بسياري از ملت ها به ايران دل بسته اند. توده هاي مردم با ايران مشكل ندارند، حتي در دانمارك. من به دانمارك سفر كرده ام، البته دو جانبه نبود ولي آنجا با گروه هاي اجتماعي و خبرنگاران و مردم عادي ملاقات كردم و ديدم نظرشان نسبت به ايران مثبت است. حدس هم مي زدم. دليلي ندارد ملت ها با ما دشمني داشته باشند. به چه دليل بايد مشكل داشته باشند. تاريخ، عظمت، فرهنگ، تمدن، جايگاه و پيام ايران هميشه بايد در نظر همة كاركنان به خصوص سفرا باشد. به خصوص سطح برخورد و نوع نگاه ما، رفتار و ادبيات ما بايد از اين متأثر باشد.

دوم اينكه باز شما از جانب يك دولت خاص داريد سفر مي كنيد. دولتي كه امروز در ايران هست در دنيا به يك ادبيات، نگاه و انديشه اي شناخته شده. كه مورد استقبال قرار گرفته است. يعني وقتي ما مي رويم به سازمان ملل صحبت مي كنيم شايد 25-26 شبكة بين المللي همزمان پخش مي كنند. شايد براي اوباما را اين طوري پخش نكنند. علتش هم اين است كه اين ادبيات براي انديشه و دل ملت ها يك ادبيات و تفكر مطلوب است. خيلي ها گمشدۀ خود را آنجا پيدا مي كنند. بايد در شأن نگاه اين دولت كار كنيد. نگاه اين دولت چيست؟ نگاه اين دولت جهاني است. ما به همۀ دولت ها و ملت ها احترام مي گذاريم. نه احترام ديپلماتيك- آن را كه بايد بگذاريد، يك ادب رفتاري ظاهري، تشريفاتي و پروتكلي است- يک احترام عميق محتوايي به همة ملت ها و همه حكومت هايي كه به رسميت شناخته شده اند و از نگاه مردمشان مشروعيت دارند. به همه احترام

مي گذاريد. دوستشان داريم. خيلي مهم است كه ملت ها و انسان ها را دوست داشته باشيم.

چيزي كه براي خودمان مي خواهيم براي ديگران هم مي خواهيم چيزي كه براي خودمان نمي خواهيم براي ديگران هم نمي خواهيم. دنبال فريبكاري، چاپيدن، سلطه و دغلكاري نيستيم.

نمي خواهيم سرشان شيره بماليم. از پيشرفت، رفاه و حل مشكلاتشان خوشحال مي شويم، نه به عنوان يك گزارش كار ديپلماتيك كه بگوييم ما موفق هستيم، اعتقادي خوشحال شويم. اينكه همه ملت ها برابرند و در سطح جهان همه بايد عزيز و محترم باشند. اين يك حرف اعتقادي است.

بحث مديريت مشترك جهاني يك تئوري بسيار عميق است كه ما بخش هايي از آن را باز كرده ايم. چون شما عميقاً اين را مي فهميد. بالاخره با يك جانبه گرايي، حق وتو، گروه بندي و بلوك بندي دنيا همين وضع است. فقط چهرة طاغوتيان عوض مي شود. تا زماني كه مباني ارتباطات بين الملل عوض شود و براساس عدالت، دوستي و همراهي شود [وضع به همين منوال است]. تعاونوا علي البر و التقوي.(سوره مائده آيه 2) اين فقط براي ما نيست. اين فرمول يك زندگي اجتماعي سعادتمند براي همه است. در اين نگاه ما دنبال اين نيستيم كه همۀ مردم را شيعه كنيم. حالا مگر خود ما چه گلي به سر عالم زديم كه ديگران مثل ما باشند. فرقه اي كه نيستيم. ما بايد محتواي شيعه را در نظر بگيريم. خيلي بايد به مسايل عميق نگاه كنيم. اگر در كشورها دنبال يك گروه برويم، ديگر كار تمام است و هيچ كاري نمي توانيم بكنيم.

ما بايد از ته دل خواهان سعادت و صلاح كل يك ملت باشيم. ما مدافع حقوق همة ملت ها هستيم. حتي آنهايي كه در اعتقادات با ما يكي نيستند. اينكه راه پيامبر و اهل بيت ماست. مگر اميرالمؤمنين (ع) فقط به دنبال احقاق حق ياران خودش بود. شيعۀ واقعي كسي است كه به فكر مصالح همة ملت ها باشد و همه را دوست داشته باشد؛ عدالت، كمال، رفاه و احترام براي همه. اصلاً راه ترويج فرهنگ شيعه شيعه گرايي نيست، پافشاري بر اصول فرهنگ شيعه است. اميرالمؤمنين مي فرمايند كه اعينوني، به من كمك كنيد. اعينوني بورع. به پاكي و تقوا و اجتهاد، تلاش شبانه روزي، كار و تلاش كنيد و به حال جامعه مفيد باشيد.

به يك كشوري رفتيم، فرض كنيد 500 هزار شيعه و ده ميليون يهودي در آنجا هستند. يك حادثه اي اتفاق افتاده است، مثلاً خشكسالي شده و مردم گرسنه هستند. در دل ما ممكن است احساس محبت بيشتري نسبت به شيعيان باشد، بالاخره آنها را نزديك تر به خودمان مي دانيم يا مسلمانان، اگر بگويم مسلمانان شايد بالاتر و ملموس تر باشد. بالاخره آدم مسلمان ها را مي بيند و خوشش مي آيد. با مسلمانان رفيق تر هستيم و احساس دلبستگي بيشتري مي كنيم. ولي در رفتار و تصميم گيري‌هاي اجتماعي بايد همه را دوست داشته باشيم. با غم آن يكي ها هم غمگين شويم. ظلم و گناه را هم نبايد بپذيريم. اعتلاي آنها را هم بايد از خدا بخواهيم و كمك بكنيم.

يعني بايد در وجود ما صداقت، لطف و محبت حقيقي را ببينيد. اصلاً انديشۀ شيعه و مسلمان‌ها كه براي خود شيعه و مسلمانان نيست. اين انديشه جهاني است. پيامبر ما مگر فقط براي ماست؟ اميرالمؤمنين و امام زمان (عج) فقط براي ماست؟ براي همه هستند. دعوت به دين اگر از موضع قبيله گرايي باشد حتماً شكست مي خورد. الان شما مي بينيد در همين تحولات منطقه اي عربي چند نفر مي خواستند مثل ما بشوند؟ شنيديد كه كسي خواسته باشد مثل ايران بشود؟ در همين اتاق چند گروه مصري ها آمدند و طرفداران پروپا قرص ايران بودند كه با من عاشقانه حرف

مي زدندند و مي گفتند همين الان بيا شما را به مصر ببريم. بليط هايشان را مي دادند كه بليط هاي ما براي تو باشد و به ميدان التحرير برو. اما همان ها سخنراني مي كردند مي گفتند چرا در ايران مي گويند ما ادامة انقلاب شما هستيم.

چرا در ايران مي گويند ما مي خواهيم مثل شما شويم. ما نمي خواهيم مثل شما باشيم. ما خودمان هستيم. اگر دنيا احساس كند كه ما مي خواهيم آنها مثل ما باشند و با اين دعوت ما مي خواهيم خودمان را بالاتر از آنها بكشيم و بالا سر آنها بنشينيم، حتماً كه جواب منفي است.

ما مي گوييم خودتان باشيد. حقيقت انساني خودتان باشيد. عزيز، محترم، عادل، با كرامت و خودتان باشيد. اين انديشة اسلام است. چنانكه پيامبر ما با يهودي‌هاي مدينه پيمان بست نگفت بياييد مسلمان شويد. گفت در آداب خودتان آزاديد. اما با هم پيمان مي بنديم كه به هم تجاوز نكنيم، دروغ نگوييم و بر عدالت پافشاري كنيم. روابط دوستانه داشته باشيم. فريب ندهيم، كلك نزنيم، با دشمنان پيمان نبنديم، امت واحده تشكيل بدهيم. جالب است پيامبر مي گويد امت واحده با يهودي ها و غيرمسلمان‌ها. بعد مي گويد ديگر اقوام هم مي توانند به اين پيمان بپيوندند.

امروز اگر شما داراي يك تئوري بين المللي نباشيد اصلاً در تجزيه و تحليل مسايل وا مي مانيد و نمي توانيد رهنمودي بدهيد و كمك كنيد. در اين بستر است كه ما مي توانيم حرف نو بزنيم و راه حل بدهيم. اگر ما يك هدف غايي روشن نداشته باشيم، يك تئوري براي رسيدن به آن نداشته باشيم، حرفي نداريم كه بزنيم و مجبوريم به مسائل جزئي بپردازيم. موارد جزئي هم لازم است كه بسياري از آن را اشاره كردند. اين ها كارهاي روزمره است. ولي اين كارهاي جزئي اگر در يك بستر عمومي و كلي نباشد به درد نمي خورد. كلي كار اقتصادي هم مي كنيم ولي روابط دو كشور روابط عميقي نمي شود. با يك اشاره‌اي به هم مي-خورد. ما دنبال اين نيستيم كه همه را در خط ايران بياوريم. دنبال اين هستيم ايران و ديگران را به خط صحيح ببريم. آنجا همه مشترك هستيم. در رفتار و ادبيات و فهم ديگران، اين خيلي مهم است. آن وقت شما خيلي حرف داريد بزنيد. اگر از اين موضع رفتيد اصلاً حساسيتي براي شما درست نمي شود. همۀ مسئولين آنجا شما را يك مشاور امين مي-پندارند و با مواضع شما نسبت به بين‌الملل همراهي مي كنند.

اما شما تصور كنيد مثلاً در آذربايجان رفتيد. بعضي افكار كوتاه در ايران هست كه اصلاً نمي فهمند يعني چه. در آذربايجان دشمنان ما اين حساسيت را ايجاد مي كنند كه ايران شما را قبول ندارد، شما از ايران جدا شده ايد و ايران بالاخره يك روزي شما را الحاق مي كند. اين حرف دروغ است، اما زمينة پذيرش اجتماعي آن، آنجا وجود دارد. چون بالاخره آذربايجان مال ايران بوده است و در يك جنگي جدا شده است. حالا اگر ادبيات و رفتار ما طوري باشد كه آن ذهنيت تقويت شود، كما اينكه يك مشت احمق در ايران هستند كه نمي فهمند حرفي كه مي زنند در چه بستري مي زنند. اگر اين باور در آنها تقويت شد خود به خود راه را براي دشمنان ما باز مي كند. طبيعي است.

ما بايد طوري اعتماد واقعي، نه اعتماد سازي فريبكارانه را [تقويت كنيم] ما ايراني اسلامي هستيم. پيامبر در سال هشتم با كفار مكه قرارداد بست. گفت كه ما به مدينه بر مي گرديم. سال بعد بدون اسلحه مي آييم. در اين فاصله اگر كسي از شما فرار كرد و آمد پيش ما تحويل مي دهيم. از ما هم فرار كرد آمد، تحويل بدهيد.

تعدادي از مكه كه مسلمان هم بودند به مدينه فرار كردند. پيامبر آنها را باز گرداند. شرايط آن موقع را ببينيد. مسلمان از دست ابوسفيان فرار كرده است و به مدينه آمده است، پيامبر مي گويد قرارداد محترم است.

ما آذربايجان را به رسميت شناخته ايم، بايد تا آخر هم احترام بگذاريم. بايد باور كنند كه شما از عزت، پيشرفت و استقلال آن كشورها خوشحال هستيد و از خودتان مي دانيد. واقعيت هم همين است. در يك نگاه جهاني عاقلانه كشورها اگر مستقل، پيشرفته و آزاد باشند به نفع ماست. چون وقتي آزادي حقيقي هست، برايند ارادة ملت ها يك برايند مثبت است. چون به سمت تصميمات فطري و مطالبات مشترك متعالي مي-روند و تصميمات در جهت ما مي شود.

هر چقدر آزادي و عزت خواهي باشد به نفع ماست.

بايد آن مباني را داشته باشيم. بيخودي نبايد خرج خيلي از معادلات بي ربط شويم. هرجا كه تجمعي بود، نبايد خرج شود. بايد 4 سكو بالاتر از حوادث را نگاه كنيم و بعد حرف بزنيم. بعضي جاها در اين يكي دو سال اخير انگار اصلاً نمي فهمند. همين كويت كه هفته ديگر مي خواهيم برويم، مجلس داشت كه اكثر آنها طرفدار ايران بودند. نخست وزير طرفدار ايران بود.

سَلَفي ها تظاهرات و اعتراض كردند. داخل كشور يك عده جشن گرفتند كه بيداري اسلامي به كويت هم رسيده است. تلويزيون ما كه اصلاً جشن گرفت. مجلس را منحل كردند، انتخابات گرفتند، آن يكي ها آمدند. در تحولات بايد خيلي عميق باشيم.

آنجا مي رويد سلام من را به مسئولين برسانيد. واقعاً سعي كنيد كمك آن كشور باشيد، نه اينكه سفير آنها نزد ايران باشيد. كمك كنيد، آنها هم مشكلات و مسائل دارند. بعضي جاها حساسيت پيدا شده است. به آذربايجان و مالزي كه مي رويد در آنجا بايد با كرامت، محبت و صداقت برخورد بكنيد كه به جمهوري اسلامي و به راه ملت ايران جذب شوند.

اين كه گفتم شما حتماً در 5-6 ماه تركي ياد بگير، وقتي با زبان خودشان حرف مي زنيد خيلي بهتر است. يك سلام و احوالپرسي كه مي‌كني، گاردش باز مي شود. چون آذري ها بسيار عاطفي هستند. برخلاف اينكه فكر مي كنيد خشن هستند، نيستند. عاطفه و محبت در آنها موج مي‌زند. بايد از شما محبت ببينند. همه جا همين است. انسان عبيد محبت و عاطفه است. هرجا احترام بگذاري و محبت كني، عكس العمل مثبت است. به خصوص آذربايجان، آذربايجان خودمان هم همين است.

مردم آذربايجان خودمان هم بسيار عاطفي، مهربان و غيور هستند. روابط اقتصادي را بايد گسترش بدهيد، با همه اما از موضع عزت. نه اينكه غرور داشته باشيم. خودمان را كوچك نبايد بكنيم. الان دستگاه هاي دخالت كننده در مسايل خارجي ايران الي ماشاءالله است كه روزي بشود چند مورد را صادر كنيم كمي راحت شويم. اينها از محمل شما براي يك سري كارهايي كه غلط است استفاده مي كنند. بايد مراقب باشيد. تذكر و هشدار بدهيد. زماني هست كه بايد از طريق كشوري بعضي قطعات خود را تأمين كنيم. بايد با رعايت همه موازين كانال ها را آنجا پيدا كنيد، هماهنگ كنيد و پشتيباني هاي لازم سياسي را جلب كنيد تا كار انجام شود.

بعضي كارها هم هست كه راحت تر انجام مي شود و بي دليل و به بدترين شيوه آن را پيچيده مي كنند. مثل كاري كه در تايلند انجام شد يا در كنيا قرار بود بشود. اين احمقانه ترين كار است. كنيا رفيق ماست، نخست‌وزير آن پاي جمهوري اسلامي ايستاده است و دارد چوب مي‌خورد. يك هفته بعد از اينكه معاون اول رفته آنجا و كلي قرار داد و تفاهم و يك دفعه يك كار بچه گانه. اينها خيلي ضربه مي زند. نه اينكه بنده اهل مبارزه نيستم. معلوم شده است كه من اهل مبارزه هستم. از امريكاي جنوبي، افريقا و حتي چين كه مي روم مردم مرا به عنوان چهرۀ مبارز مي‌شناسند.

مبارزه منطق عقلايي دارد. دنيا را مي خواهيم اداره كنيم و بنابراين نبايد در رفتار ما تناقض ديده شود. دوگانگي در رفتار ما نبايد ديده شود و در مبادلات نبايد دنبال سود يك طرفه باشيم. در مواضع سياسي حق زورگويي نداريم. يك طرفه بگوييم چون تو كشور كوچكي هستي، فقيري يا من به تو كمك كردم حتماً بايد اين كار را بكني. بايد آنقدر كريمانه برخورد كنيم كه خودش بيايد با شما همراهي كند.

الان بالاخره تحريم و فشار هست و مسئوليت شما سنگين تر است. بايد با حفظ عزت و كرامت راه‌ها را پيدا كنيد.

راه‌ها خيلي زياد است. خيلي ها مي خواهند در اين موقعيت سوءاستفاده كنند. بايد قشنگ تبيين كنيد كه اين حرف ها نيست.

بخش دوم كارهاي شما، كار فرهنگي است. بخش اقتصادي و رفت و آمد را زياد كنيد. نه رفت و آمد الكي. من آمار نمي خواهم، آمار بدهيد كه 200 ملاقات داشتيم و 800 رفت و آمد، بايد اين مدل ها را دور ريخت. اينها مال عهد قاجار هم نيست. چون دورة قاجار يك نفر مي رفت اروپا تمام مملكت را يك جا مي فروخت و مي آمد. حالا 500 گروه مي روند و مي آيند فايده اي هم ندارد. اين آمارها را نمي خواهم. نخ ها را طوري وصل كنيد كه پايدار باشد. اگر كسي خواست بگويد بار را ببنديم و فرار كنيم، خودتان جلوي او بايستيد. راه ندهيد كه بيايند تقلب كنند و كلاه بگذارند. در دنيا خيلي ها اين خيانت را به ما كردند. چون وقتي به نظام جمهوري اسلامي نگاه مي كنند مي گويند اين نظام مكتبي، اسلامي و نظام صداقت است.

رفتار يك تاجر يا كارمند را پاي خودش نمي نويسند و به جمهوري اسلامي ربط مي دهند. حالا آبرو را كه مي برند هيچ، زمينه را براي آينده هم خراب مي كنند.

بخش فرهنگي را هم جدي بگيريم. هفته فيلم و هنر، به خصوص ميراث فرهنگي و صنايع دستي ايران بسيار بسيار پر جاذبه است. الان هم درآمد خوبي دارد يعني مي شود در اين موقعيت يك درآمد ارزي بسيار خوب براي ما داشته باشد. زرنگ باشيد، هماهنگ كنيد، سالن و فضا و مجوز بگيريد. از اينجا جمع شوند بيايند، همانجا بسازند و بفروشند.

غذاهاي ايراني، صنايع دستي ايران و معرفي فرهنگ ايران، و ذيل همين گردشگري. الان چون ترسانده اند، مردم نمي آيند. برويد و تفاهم درست كنيد، چهارگروه كه بيايد و ببينند خبري نيست و مردم در حال زندگي هستند، مي روند، گروه ديگري مي آيد و به اين ترتيب اشتغال و درآمد درست مي شود. اصلاً اينها هم درست نشود. همين كه ايران را ببينند تصور و برداشتشان راجع به ايران عوض مي شود. اين كه بگويند يك ملتي مكتبي و آرماني هستند، اما بسيار عقب افتاده خيلي فرق دارد با اينكه بگويند اينها ملت پيشرفته اي هستند، زندگي سطح بالا، صنعت، تكنولوژي و دانش دارند. بعضي كارها سمبوليك است، كميت آن محدود است و كيفيت آن خيلي اثربخش است. همين گروهي كه از قرقيزستان آمدند، استادان دانشگاه آمدند و ملاقات كردند. ديديم راجع به ايران شعر مي‌خوانند، علاقمند هستند. گفتيم به ايران بياييد. پنجاه آدم مؤثر را كه مي‌آوري و يك نگاهي كه به اوضاع مي اندازند، يك باوري در ذهنش درست مي شود. اين رسانه سيار و كانال ما در آنجا مي شود.

در بخش علمي كارهاي خيلي خوبي با تمام اين كشورهايي كه گفتيد مي‌توانيم انجام دهيم. الان رياست جنبش عدم تعهد با ماست و كارهاي بزرگي بايد بكنيم. هنر ما اين نيست كه برويم موضعي يك طرفه محدود بگيريم و به ضرب و زور ده امضا بگيريم. هنر اين است كه اگر همۀ آرمان هامان را صد واحد فرض كنيم، اين 120 كشور را در 20 واحدش با خودمان همراه كنيم. يعني30-20 درجه جلو بياوريم. حالا يكي 70 درجه، يكي 60 درجه مي آيد. متوسطش 50 درصد مي شود. اين هنر است. بايد واقعاً از موضع مديريتي حرفي بزنيم كه هر 200 كشور فكر كنند كه ما دلسوز آنها هستيم. در اين جنبش عدم تعهد ما قطعاً بايد اين كار را بكنيم.

ما بايد از اين سه سال استفاده كنيم كه جنبش عدم تعهد داراي ساختارهاي ثابت شود كه بتواند برنامه‌ها را اجرا كند.

چند نفر در نيويورك حرف بزنند كه اتفاقي نمي افتد. بايد نهاد درست شود، محل ثابت و دبيرخانة دائمي، كميته ها و شوراهاي مختلف درست شود. دائماً رفت و آمد داشته باشند و حرف بزنند. يك جرياني موازي سازمان ملل بايد درست شود و اين شدني است.

يکي ديگر از وظايف شما رسيدگي به امور ايراني‌ها است. ايراني ها مهم هستند، اين را از من به ياد داشته باشيد كه 99/99 درصد ايراني ها حتماً آدم هاي خوبي هستند. خيال نكنيد يك اقليتي با ما هستند. بله ممكن است با من احمدي نژاد يك اقليتي باشند، اما با آرمان عمومي ملت ايران عزت، استقلال، پيشرفت، عدالت و پاكي اكثريت قاطع موافق هستند. منتهي ممكن من جو فروش گندم نما باشم. در وجود من ممكن است اين را نديده باشند و پس بزنند. اين تلقي غلطي است كه 25-26 سال يك عده از اين بچه هاي پايين دستي اطلاعات يا نفهميدند يا براي اينكه يك دكاني داشته باشند براي خودشان كه هميشه يك خطري هست، پس ما بايد هميشه باشيم كه در همة امور دخالت كنيم، بگير و ببند راه بيندازيم و صداها را ببريم، چرا؟ چون آنها ضد انقلاب هستند. اينطور نيست. هم باور من و هم تجربة من است. باور كه از قبل بود و تجربه هم كه در اين 7 سال ديده ايم. به تمام كشورها رفته ايم و ميان ايراني ها هم بوده ايم.

در موضوع هسته اي كشورهاي غربي خلع سلاح شدند و اصلاً نتوانستند از ايراني هاي مقيم خارج عليه ايران استفاده كنند. مگر انگشت شمار آدم هاي بدنام وگرنه توده هاي ايراني ها با ما همراهي كردند. يعني مسئول انرژي اتمي زمان شاه مي رود مصاحبه مي كند مي گويد اگر مي‌خواهيد با ايران بجنگيد ما كنار ايرانيم. بالاتر، اين گزارش دقيق است كه به خود بوش داده اند، فك و فاميل زاهدي كه آدم كامل امريكايي ها بوده- ظاهر تاريخ ما اين را ‌مي‌گويد- او به بوش مي گويد، آقاي بوش حواست باشد، در موضوع هسته اي بخواهي با ايران وارد درگيري بشوي ما مي رويم آن طرف و با تو مي جنگيم. اين يك معنايي دارد، يعني اگر ما روي اصول حقيقي مان، نه آنهايي كه ما از خودمان درآورده ايم و تقسيم‌بندي سياسي درست كرده ايم، اصلاح طلبان به اصولگراها مي گويند كافر يعني شما انقلابي نيستند و فاسد هستيد، اينها هم به آنها مي گويند شما انقلابي نيستند و فاسد هستيد. اين تقسيم بندي ها غلط است و مبنا ندارد.

آرمان هاي حقيقي ما چه بوده است؟ استقلال، عزت، آزادي حقيقي و حقيت اسلام و عدالت و پاكي است. چند درصد از مردم مي توانند مخالف اين باشند؛ به ندرت.

كسي سازمان يافته بوده است و رفته كثافت‌كاري كرده است، قتل، ترور و خيانت كرده، اسنادي را فروخته، الان ديگر روي آمدن ندارد. تازه بعضي از اين جاسوس ها هم اگر بدانند مورد عفو قرار مي گيرند حاضرند برگردند و جبران كنند.

نمي گويم كه در دام شبكه هاي جاسوسي بيفتيد. مي خواهم نوع نگاه را بگويم. همۀ ايراني ها جمع مي شوند. شما بايد دلسوز همۀ ايراني ها باشيد، بدون توجه به مواضع و گذشتۀ آنها. مشكل داشتند، با احترام و عطوفت كمك شان كنيد. الان در مالزي يك باندي راه افتاده است. چند نفري هم آنجا رفته اند و عليه كشور روضه مي خوانند. آقاي فيروزنيا بايد با يك تدبير همه را زير چتر خودش بياورد. حلقة اتصال دل آنها با ايران و آرمان‌هاي انقلاب نبايد قطع بشود. اگر من اشتباه كرده ام مي گوييم فلاني اشتباه كرده است، چه ربطي به ملت دارد.

ايراني ها بايد سفارت را پناهگاه خود بدانند، صرف‌نظر از اينكه چه گذشته اي دارند و چرا آنجا هستند و انديشه و تفكرشان چه هست. كرد، ترك، بلوچ يا عرب هستند. در ايران سني، شيعه، زرتشتي و يهودي هم هست. همۀ اقوام هم هستند. زيبايي ايران به اين است كه ما مي توانيم در دنيا راحت بگوييم همه زير يك پرچم بيايند، براي اينكه مي دانيم مي شود.

گرچه در داخل كج انديشي و كوته فكري هايي هم هست و خط-كشي ها را تشديد مي كند و گرنه ايراني ها همبستگي دارند. روي همين ارزش هاي پايه اي و اصولي واقعاً همه متحد هستند. به ايراني ها برسيد.

راه را باز كنيد. مي خواهند ايران بيايند و بروند. موانع آنها را برطرف كنيد. بعضي مشكل سربازي دارند. يك نماينده از نظام وظيفه ببريد مشكل اينها را درست كند. بعضي مشكل اموال دارند. اين كثافت كاري-اي كه بعضي ها در قوة قضاييه كردند و كلك زدند. خيلي ها مي ترسند يا ‌مي‌ترسيدند و خانه‌شان را دست كسي داده‌اند و رفته اند. سندسازي مي‌كنند، حكم مي دهند و... چون من شكايت ها را ديده ام و بعد رفتم و پيگيري كردم و ديده ام كه چه حق كشي هايي شده است. اينها را دنبال و پيگيري كنيد. اينجا ما حقوق بين الملل، معاون حقوقي، مشاور حقوقي و وزير دادگستري داريم. نگوييد اين كه طاغوتي و فراري است، رهايش كنيم. اين حرف مشي پيامبر نيست. پيامبر مي رود آن عرب بياباني بت‌پرست را نوازش مي كند و از او راجع به وضعيتش مي پرسد تا مشكلش را حل كند. ما مسلمانيم و رحمت براي بشريت هستيم، نه سيطره بر بشريت. اين اشتباه شده است كه ما دنبال سيطره بر دنيا هستيم. خيلي غلط است. هيچ وقت موفق نمي شويم. امريكا با آن سابقه اش كه اصلاً سيطره در خون سياستمدارانشان هست، موفق نيستند. ما كه اصلاً در فرهنگ، تاريخ و عقيده‌مان چنين چيزي نيست. اميرالمؤمنين ما خودش را بر مردم تحميل نمي كند. مي گويد من پاي عدالت هستم، نمي-خواهيد خداحافظ شما. نه اينكه قهر كند برود، مي گويد من براي عدالت نبرد مي‌كنم، نه براي چيز ديگري. با اين نگاه برويد.

روابط با قطر خيلي پيچيده است. خيلي بايد عقلايي و بدون احساسات باشد. تا دو لبخند مي زنند و مي گويند بياييد ما مي خواهيم سرمايه گذاري كنيم، بريم و بياييم، نگوييد نه، ولي زود هم باور نكنيد، اما پيگيري كنيد. چون وقتي آدم زود باور كرد اين را تزئين مي كند و به داخل پاس مي دهد. در داخل هم يك عده اي حرف هايي مي زنند و بعد از 6 سال كه گذشت هيچ اتفاقي نمي افتد.

الان قطر در مسايل منطقه درگير است. در پروژة اصلي امريكا كه

مي خواهد در سرزمين فلسطين دو دولت را مستقر كند، درگير است. اما به اين معنا نيست كه ما با هم رابطه نداريم. ما هم بايد از ظرفيت‌هاي اين رابطه استفاده كنيم. در روابط سياسي گرم بگيريد، رفيق و صادق باشيد. رفت و آمد كنيد. ملاقات داشته باشيد. كارهايتان را جلو ببريد. درگير نيستيم. خيلي مراقب باشيد. اين پتانسيل در ايران هست كه زود يكي از پشت تريبوني فحش بدهد. اين رفتار مشكلي را حل نمي كند. هر مقدار بتوانيد از آن حالت عاطفي و روحيات عرب براي كار استفاده كنيد. حالا آن حوزۀ مشترك هم هست كه اگر بتوانيم يك همكاري در گاز با هم شكل بدهيم يك مقدار سخت است و پيگيري زيادي مي خواهد.

مردم تانزانيا خيلي ايران را دوست دارند، ايراني ها هم آنجا هستند. تانزانيا و ايران از 2-3 هزار سال پيش رابطه دارند. به خصوص در 700 -800 سال اخير رابطه خيلي گسترده بوده است. آن مسايل بانكي را حل كنيد. من هم كمك مي كنم. اجازه بدهيد بيايند يك كرسي مشترك تشكيل شود، رفت و آمد شود. سيرالئون هم همين طور. كمك بايد بكنيد. درمانگاه ما فعال است، يك مركز فني و حرفه اي را هم در آنجا مستقر كنيد. يك مقدار رفت و آمد شود، رؤساي آنجا را دعوت كنيد. اگر نوبت ماست كارسازي كنيد ما مي آييم. نوبت آنهاست، آنها بيايند.

دانمارك هم چون خودشان تصميم نمي گيرند و جزء اتحاديه اروپا هستند، اين طوري رفتار مي كنند. اگر خودشان بخواهند تصميم بگيرند طور ديگري تصميم مي گيرند. درمورد كرة شمالي اگر من خودم بخواهم بروم يك مقدار احتياط مي كنيم و اين كار هم دلايل خاص خودش را دارد. در كرة شمالي بايد كمك كنيد. سيرالئون فقيرند، اما مردم علاقه مند و خيلي خوبي هستند.

در دانمارك اگر آقاي بيات شما هنرمندي كنيد، يك اتفاق هايي مي-افتد. ما روي اين اتفاق ها چشم‌مان را مي بنديم و از آنها درست استفاده نمي‌كنيم. فرض كنيد آنجا به پيامبر توهين مي كنند. ما با دو روش مي-توانيم برخورد كنيم: يكي اينكه بگوييم دولت دانمارك خائن است و برخورد تند داشته باشيم. يكي اينكه شما هنرمندي كنيد مسئولين دولتي را وادار كنيد كه اين را محكوم كنند. دومي بهتر است. كنندة اين كار منزوي مي شود. اما وقتي ما دولت آنجا را هم كنار دست او مي گذاريم، كه نوعاً دولت ها بعيد مي دانم تن به چنين كارهايي بدهند چون سودي نمي‌برند. ممكن است يك مأمور دولت يا نفري گرايش داشته باشد، اما برآيند هيچ دولتي نيست. چون سودي در آن نيست. يك دولت بيايد بگويد برو به پيامبر مسلمانان توهين كن چه سودي براي او دارد.

ممكن است دولتمردان در دلشان از گسترش اسلام ناراحت باشند ولي اينقدر فهم دارند كه اين كار به ضرر مسلمانان نيست. يك سياستمدار اينها را مي فهمد كه اين به نفع مسلمانان است. اگر بتوانيد كاري كنيد كه دانشگاهي ها، رسانه ها و سياستمداران محكوم كنند اين خيلي قشنگ تر است. از اينكه ما همه را كنار هم بنشانيم و به آنها توهين كنيم سودي نمي بريم. تعجب مي كنم چرا بعضي اينطور هستند. آيا ما مي-توانيم مثلاً 3 ميليارد جمعيت دنيا را از بين ببريم يا تصور مي كنيم براي اينكه اسلام حاكم شود سه ميليارد نفر فاسد و ضد اسلام هستند. اين تصور غلط است. من اعتقاد دارم جزء اولين ملت هايي كه به جريان حكومت جهاني

مي پيوندد، مردم امريكا هستند. اصولاً انسان ها مذهبي هستند. غيرمذهبي مدعيان هستند. مردم معمولي نمي توانند مذهبي نباشند، فطري است. مذهبي نه به اين معنا كه هر روز به كليسا برود. باورهاي مذهبي دارد. در فرازهاي حساس زندگي اش رفتارش مذهبي است. ما نيامده ايم بگوييم نصف دنيا را بايد در آشغالداني بريزيد تا ما اثبات شويم. خدا انسان ها را فطري آفريده. خدا درست آفريده، مردم خوب مديريت نشده اند.

اين فرق مي كند تا اينكه بگوييم خدا خراب آفريده است. آقاي مشايي مثال زيبايي مي زند، مي گويد كسي را كه صنايع دستي زيبايي ساخته تحسين مي كنيد. اگر در انبار را باز كنيد و ببينيد بعد از 10 هزار بار خراب كردن، اين بار درست ساخته است، آن وقت باز هم تحسين مي-كنيد؟ مي‌گوييد بچه 3 ساله هم بعد از 10 هزار بار، يكي را مي تواند درست بسازد. خدا 10 هزار بار خراب كرده و يكي را درست آفريد؟ خدا حكيم است. خدا خوب قالب زده است فطرت الله التي فطر الناس عليها(سوره الروم: 30)، يك عدۀ كمي هستند كه فطرت سياهي دارند. راه‌ها را مي بندند، نوري نمي‌رسد تاريك و پژمرده مي شود. قلب سياه شده است. تعداد اين افراد خيلي كم است. روزي كه صف حقيقت در برابر باطل آشكارا قرار بگيرد. نه مبهم و در جوسازي هاي تبليغاتي كه حق و باطل درهم است، خواهيد ديد كه صف باطل اندك و كم است. هنر شيطان اين است كه اجازه نمي‌دهد اين صف درست شكل بگيرد. زمان پيامبر هم دروغ و كلك بود. اين به خاطر حكومت مي جنگد. اين اصالت ندارد، اين مي خواهد خاندان قريش را بر ما حاكم كند، مي خواهد اعراب را ذليل كند و ... اگر روزي بيايد كه صف آشكارا شود پيروان باطل اقليت هستند. دانمارك هم همين طور است. 470-480 هزار نفر مسلمان دارد. اما نبايد سفير ايران طوري معرفي شود كه سفير ايران است و اين 470 هزار نفر. براي آن 4 ميليون هم بايد دل بسوزانيد. با آنها رفيق و صميمي باشيد.

در آذربايجان هم كه گفتم. من مي آيم و سفارش شما را به علي اف مي كنم. ما بايد كاري كنيم آذربايجان پيشرفت كند، قوي و مستقل باشد تا آن دو قدرت نتوانند به آن زور بگويند و اين به نفع ماست. ما در ماجراي فشار غربي ها و شرقي ها بر آذربايجان، كنار آذربايجان هستيم.

نه به دنبال فرصت طلبي از آذربايجان. يك عده هم هستند يك نفر از آنجا علم مي كنند فكر مي كنند در آذربايجان ميشود انقلاب اسلامي كرد. من به شما بگويم در هيچ جاي دنيا امكان و زمينه تكرار انقلاب اسلامي وجود ندارد.

چون اينجا 1400 سال است كه مسلمان هستند و هزار سال است حوزة علميه دارد. مردم روضة امام حسين و اميرالمؤمنين مي خوانند و عشق به اهل بيت دارند. در زندگي ما ذكر اهل بيت، عدالت اميرالمومنين، شهادت امام حسين و كشته شدن در راه حق جاري است. شبكة روحانيت، مساجد، مؤمنين و حسينيه ها يك پتانسيل در جامعه درست كرده است. اينها در هيچ كجاي دنيا نيست. ما نبايد انتظار داشته باشيم اين تكرار بشود. ما بگوييم آنها راه خودشان را بروند در مقصد به هم

مي رسيم. بيايند در صراط مستقيم قرار بگيرند يعني به دنبال عزت، كرامت و عدالت حركت كنند. بعضي احمق ها مي گويند بيداري اسلامي درست شده است، آذربايجان هم جمهوري اسلامي مي شود. اينطوري نيست. ما نبايد كلي نگاه كنيم.

اولاً به اين سادگي نيست كه خيال كنيم مردم آذربايجان با دو گزارش تلويزيوني، چادر مشكي مي پوشند. ايران را به شدت دوست دارند، چه آنهايي كه شيعه هستند چه آنهايي كه غرب زده اند، اما اينطور نيست كه بخواهند از رفتار ظاهري ما در زندگي تبعيت كنند.

اگر حس كنند مي خواهيم تحميل كنيم، مقابله مي كنند و اين به ضرر ماست. مسايل اندكي هم هست، اينها را پيگيري كنيد حل شود. افرادي گوشه و كنار دست نشانده‌اند. سعي كنيد خاطره هاي بد زدوده شود. امام علي‌اف بيايد ايران كارها راه بيفتد. به خصوص در شرايط تحريم فعلي نبايد اطراف خودمان را ببنديم.

كرة شمالي هم همين طور. به اعتقاد من، امريكايي ها كره شمالي را بسته اند و تحريم كرده اند. آنجا وضع مردم خيلي بد است. هركس در دنيا به كره شمالي و كره جنوبي نگاه مي كند، طرفدار كدام يك از آنهاست. روشن است. نمي خواهم بگويم كه كرة جنوبي به سعادت رسيده است. مي گويد ببينيد اين با ماست اينطوري است و آن با ما نيست و آنطوري است. اين دغلكاري است وگرنه امريكا به سرعت مي تواند كرة شمالي را نابود كند. يعني امريكايي ها زود مي توانند از درون كرة شمالي را از هم بپاشانند. امريكا در خود روسيه نفوذ كرده است. اما ما بايد دلمان براي مردم آنجا بسوزد. دولت آنجا هم در اين 33 سال انصافاً با ايران همراهي كرده است. اما مدل حكومت آنها اين طوري است و امريكايي ها هم براي اثبات خودشان در شرق دارند يك ملت را نابود مي كنند. شما تا مي توانيد بايد كمك كنيد. روابط تجاري و اقتصادي درست شود، رفت و آمدها درست شود.

من به آقاي دكتر صالحي مي گويم كه اين كمك هاي فني و غيره بيشتر شود. ما خودمان در فشار هستيم. اما اينقدر كه نيست! كمك كنيم به مردم آنجا يك وعده غذا به نام جمهوري اسلامي بخورند! پايگاه هلال احمر و امدادي ببريد. هرچه مي توانيد كمك كنيد.

اما در مالي، همان طور كه گفتيد مردم خيلي خوب هستند. اهل بيتي هستند. آنجا اين دو گروه طرفدار ما، احمد تومان توره و اينها كه جديد آمده اند، دعواي شان سر شيوة برخورد با آن القاعده هاي شمال است. ما جاي آنها نمي توانيم تصميم بگيريم، اما اين ها حتماً بايد يك جريان فرهنگي قوي راه بياندازند. حالا با آنها هم مي خواهند مقابله كنند اشكالي ندارد ما كمك مي كنيم. البته ما به تومبوكتو در بازسازي كتابخانه كمك كرديم و 5/3 ميليون دلار هم كمك نقدي كرديم. مردم آنجا اصولاً مردمان خوب، صاف و ساده اي هستند. حاكمان آنها هم همين طور هستند. آقاي تومان توره طرفدار ايران و آدم خوبي است. آلفا كناره هم ظرفيت بسيار خوبي براي كل افريقاست.

بايد همۀ مردم مالي را ببينيد. اگر تمام مردم مالي يك گام در فضاي انقلاب ما بالا آمدند، خودشان راه عربستان و القاعده را مي بندند. فكر نكنيد بستن راه القاعده به اين معناست كه شيعيان قوي شوند. خود به خود قوي مي شوند. وقتي سفير ايران آنجا فعال و موفق است آنها هم سرشان را بالا مي گيرند. وقتي روابط گسترده است، طبيعي است كه آنها قوي مي شوند.

در مورد كشور عمان، آقاي سيبويه توضيحات خوبي دادند. بالاخره الان اين تحولاتي كه دارد مي آيد، عمان را تهديد مي كند. تمام خليج-فارس را تهديد مي كند. درست اشاره كرديد. سلطان عمان با شخصيت و پاك است. بر خلاف تصويري كه نمي دانيم از كجا بعد از انقلاب در ذهن همۀ ما آمد كه همه را طرد كرديم. البته نظر امام اين نبود. امام گفت ما مي‌خواهيم با همۀ دنيا رابطه داشته باشيم. هرچه بيشتر بهتر، صد پروژه تعريف كن همه را جلو ببر. ما مي خواهيم گاز را به عمان تخفيف بدهيم و تمام شود برود. با تمام كشورهاي اطراف ما بايد گاز، برق و آب وصل باشد. اينها حلقه هاي امنيت و پايداري است. بايد به آنها كمك كنيم اگر مشكل بيكاري دارند يك عده آنجا بروند سرمايه گذاري كنند بيمارستان و مركز درماني درست شود. ايرادي ندارد. الان هم وضع مالي آنها بهتر شده است، كمك بكنيم.

مالزي را احتمال مي دهم كه در سياست هايشان يك مقدار تغييراتي داشته باشد. آقاي عبدالله بداوي خيلي آدم مؤمني بود. از ماهاتير مؤمن تر بود. ماهاتير سياستمدارتر است. به همين خاطر احمد بداوي در جنگ 33 روزه آمد و محكم ايستاد. همچنين در ماجراي هسته اي ايران، در دوره اي كه كنفرانس اسلامي دست آنها بود، در دفاع از لبنان نشست گذاشت. از ايران هم قاطع دفاع كرد، اما از داخل حزب زدنش. بعد اين آقا آمد كه مقداري به سمت عربستان گرايش دارد. من تلفني با او صحبت كرده ام، هم راجع به سوريه هم راجع به عدم تعهد خيلي استقبال كرد. خيلي بايد با آنها رفيق شويد. بدنة اجتماعي مالزي طرفدار ايران است. حتي اكثريت قاطع حزب حاكم طرفدار ايران هستند. اما حتماً به آنها فشار آورده اند. دعوت كنيد حتماً بيايند. پادشاهي آنجا 2 سال به 2 سال عوض مي شود. 9 كانتون دارند و هر دو سه سال از يك جا پادشاه مي شوند.

اينها هم خوب تنظيم كرده اند. اگر در انتخابات به آنها فشار بيايد، چون 45 درصد غيرمسلمان هستند در مقابل اين ها، آنها هم دارند كار مي كنند. تعداد چيني ها، انگليسي ها و هندي هم دارد زياد مي شود.

با آنها كارهاي علمي و اقتصادي خوبي مي توانيم انجام دهيم. ملاطفت كنيد و يك مقدار سياست ها را توضيح بدهيد. بعضي تندروي هايي را كه اينجا مي شود توضيح دهيد كه شخصي است و ربطي به جمهوري اسلامي ندارد. اينها از صحبت هاي ما در مكه استقبال كردند. متوجه شدند كه نگاه جمهوري اسلامي 5 پله بالاتر از نگاه قوم گرايي بعضي هاست كه دارند همديگر را مي كشند. با همان نگاه حركت كنيد. اميدوارم در دورۀ شما رابطه با مالزي ترميم و تقويت شود.

همين طور قرقيزستان؛ مردم قرقيزستان طرفدار ايران هستند. اصلاً مردم و دولت خوب هستند. ما در چين هم به ملاقات آنها رفتيم و تبريك گفتيم براي شركت در اجلاس سران جنبش عدم تعهد هم دعوتش كردم گفت آمدنش سخت است. الان مي توانيم از آنجا گوشت وارد كنيم. مي توانيم رابطة علمي– فرهنگي راه بياندازيم. آنجا جاذبه هاي گردشگري زيادي دارد كه ايراني ها مي توانند بروند. از ظرفيت احمدي-نژاد هم استفاده كنيد. الان همۀ ملت ها شخصيتي به نام احمدي نژاد را دوست دارند كه مال ايران و انقلاب اسلامي است. اين يك ظرفيت است. رئيس جمهور به خودي خود يك ظرفيت است. حالا اينجا رئيس جمهور و احمدي نژاد يكي است اين ظرفيت براي انقلاب است و دست شماست. در آذربايجان گير كرديد، زنگ مي زنم آقاي علي اف مي-گويم كار اين را درست كن. حتماً به من نه نمي گويند. همۀ اين ها را كه مي گوييد به من نه نمي گويند. مطمئن باشيد.

من براي همة شما آرزوي موفقيت مي كنم. يادتان باشد شما در دوره اي داريد مي رويد كه بوي امام زمان دارد مي آيد.

طوري كار كنيد كه سفير امام زمانيد. باور كنيد كه سفير امام زمانيد و امام زمان آن طوري كه هست نه آن طوري كه در مغز ما هست. امام زمان كه عاشق همۀ انسان هاست. در امريكا، هند، چين، ميانمار و ايران هم ظلم مي شود ناراحت است. براي او فرقي ندارد كه طرف مسلمان، زرتشتي، بودايي يا هندو است. او عاشق همۀ انسانهاست و براي نجات همۀ انسان‌ها آمده است. شما سفير او هستيد و اين كشور داعيه دار آن است. اصلاً نظام ولايت فقيه يعني راه رسيدن به امام زمان. حالا بعضي از ماها راه را گم كرده ايم و فكر كرده ايم بايد همين را نگه داريم.

حكومت را چشيده ايم و گفتيم همين حكومت داري خيلي بهتر است. امام زمان چيست. بعضي الان به اين رسيده اند. مكتب، آرمان، عدالت و انقلاب را كنار گذاشته اند و مي گويند فقط همين را حفظ كنيم كه خودمان در آن باشيم. وام بگيريم، بچاپيم، رانت بخوريم به ديگري پست بدهيم، زيرآبي برويم و اين انحراف از انقلاب است. انقلاب و نظام ولايت فقيه راه رسيدن و دروازۀ رسيدن به امام زمان است و گرنه موضوعيتي ندارد. اگر ما هم حكومتي مثل بقيه باشيم چه فرقي مي كنيم، فرق ما اين است كه به حقيقت متعالي تر دعوت مي كنيم كه همه در آن مشترك هستند.

ان‌شاءالله امام عصر يارتان باشد و خداي متعال كمك كارتان، مطمئن هستم به دست شما كارهاي خيلي خوبي انجام خواهد شد.

صلوات بر محمد و آل محمد


شناسه خبر: 43784  

- متن کامل سخنرانی