
متن کامل سخنراني در ديدار با اعضاي هيئت علمي دانشگاههاي سراسر كشور
Array
شناسه خبر: 43079 -
شنبه 28 مرداد 1391 - 22:28
بسمالله الرحمن الرحيم
اللهم عجل لوليك الفرج و العافيه و النصر واجعلنا من خير انصاره و اعوانه والمستشهدين بين يديه
خدا را سپاسگزارم و خيلي خوشحالم كه توفيق زيارت مجدد شما همكاران عزيز، اعضاي هيئت علمي دانشگاهها را عنايت فرمود.
اميدوارم همۀ طاعات شما قبول باشد و توفيق بهرهمندي از همۀ رحمت و بركات الهي را داشته باشيد. بالاخره ماه رمضان يك ماه استثنايي است. خداي متعال يك دريچهاي براي پيوستن به ملكوت تعبيه كرده است و راه را براي همۀ انسانها بازكرده است. همۀ موانع، حجابها و پردهها را برداشته تا بتوانيم از همۀ انوار رحمت الهي بهره ببريم. اميدوارم شما از كساني باشيد كه از اين فرصت استفاده كرده و قلههاي كمال را فتح كرده باشيد.
شش نفر از همكاران صحبت كردند. به نظرم هم دربارۀ پيشرفتها و هم دربارۀ برخي نيازها، ضرورتها و كمبودها صحبت شد. لازم است در ابتداي عرايضم از دانشگاههاي كشور و مجموعۀ آموزش عالي تشكر كنم. وزارت علوم، وزارت بهداشت، دانشگاه آزاد و دانشگاه پيام نور، انصافاً كاري كه انجام شده است افتخارآميز است. در توليد مقالات پارسال بيستم بوديم. كار علمي، پژوهشي و دانشگاهي، فقط توليد مقاله نيست. قطعاً به موازات اين كارهاي پژوهشي، توليد فناوري، آموزش، تربيت نيروي انساني نيز رشد داشته و ما الان در جايگاه بسيار بالايي قرار داريم.
يادم هست كه زماني عرض كردم كساني كه پيشنويس اين سند چشمانداز را تهيه كردند و گفتند ما در 1404 بايد در منطقه اول باشيم، خيلي با توانمنديهاي ملت ايران آشنا نبودند.
حمله كردند و گفتند فلاني كافر شد. اما بالاخره عدهاي يك سري مطالعات اوليه، اسناد و آمارهايي تهيه كردند و بعد هم مقام معظم رهبري به نظر كارشناسي آنها اعتماد كردند و امضا كردند. حالا اگر عدۀ ديگري مثل شما پيدا شوند كه طور ديگري كشور را بشناسند، به جاي 1404 در سال 1390 اول منطقه شوند؛ اشكال دارد، بايد بگوييم بد است يا خوب است؟ من فكر ميكنم در تمام عرصهها در اقتصاد، سياست و فرهنگ همين است. بگذاريد مطلبي را آرام بگويم؛ من خيلي وقتها از اينكه ايران را با كشورهاي اطراف مقايسه ميكنند، احساس ناراحتي ميكنم. نه اينكه بخواهم به آنها توهين كنم. بالاخره شما از يك وزنهبردار فوق سنگين انتظار داريد 250 كيلو وزنه بزند، از يك وزنهبردار 50 كيلويي انتظار داريد 85 يا 100 كيلو بزند. بالاخره ايران با اين سابقۀ تمدني و 75 ميليون انسان، و سابقۀ علم و فناوري، دانشمندان و بزرگان، فرهنگ و ادبيات و استعدادهاي انسانياي كه دارد، [با اين كشورها] قابل مقايسه نيست. بسياري از اينها سابقۀ كشور شدنشان چهل پنجاه سال است. اما يك روز در تاريخ بشر پيدا ميكنيد كه ايران نبوده باشد؟ از اول كه جامعۀ بشري خودش و حكومت و تمدن را شناخته است، اسم ايران بوده و هست و خواهد بود.
اين يك ظرفيتي دارد. ما خودمان را بايد با آنهايي كه در قله هستند، مقايسه كنيم. هميشه بايد در مسير كمال خودمان را با جلوترها مقايسه كنيم. كدام جلوتراند؟ آنهايي كه آخر خط امروزند. تا زماني كه از آنها جلو نزنيم و خودمان به قله تبديل نشويم، مشكل فرهنگي، اجتماعي، علمي و آموزشي داريم.
من كه معتقدم 4-5 برابر اين 7 سال، در 7 سال آينده ميشود كاركرد؛ يعني همۀ استعدادها هنوز فرصت شكوفايي پيدا نكرده است، تازه جرقههايي زده شده است.
روزي كه ما دولت را تحويل گرفتيم، كل ظرفيت توليد سيمان از 60-70 سال پيش كه كارخانۀ سيمان تأسيس شده تا سال 1384، سي و سه ميليون تن بوده است. الان از مرز 80 ميليون تن گذشته است. دو سه سال است كه سالي 12 ميليون تن سيمان صادر ميكنيم، كلينگر هم صادر ميكنيم. در فولاد و مس همينطور؛ اينها پايه است، يعني وقتي توليد اينها بالا ميرود، تمام زنجيرۀ توليد در لوازم خانگي، سراميك و كاشي و لوازم بهداشتي، در صنعت فولاد، مس، آلومينيوم و سرب، در استفاده از معادن و صادرات غيرنفتي بالا ميرود. صادرات غيرنفتي ما هشت برابر شده است. پارسال 5/53 ميليارد دلار بود. معناي اين حرفها اين است كه ميتوان جهشي حركت كرد.
در دانشگاهها هم ميشود. استادان، دانشجويان و مديران ما در حوزۀ آموزش عالي كارهاي بسيار خوبي را انجام دادهاند كه من تشكر ميكنم. سركار خانم نخعي در حوزۀ بهداشت و درمان، توليد داروهاي نوتركيب را گفتند، چندين برابرشده است. همين دو سه درصد دارويي كه داريم وارد ميكنيم، بيش از سه ميليارد دلار هزينهاش ميشود كه ميتوانيم خودمان بسازيم. بخش مهمي از آن را ساختهايم و مابقي را هم ميسازيم. بايد قلههاي بلند را هدفگيري كنيم.
اما چند نكته كه به نظرم در آموزش عالي پايه است. اولاً بايد توجه كنيم كه مأموريت چيست؟ اين مأموريت را بايد هميشه جلوي چشممان داشته باشيم وگرنه دچار مشكل ميشويم. بگذاريد يك پله عقبتر برويم. مأموريت آموزش و پرورش چيست؟ در اين 40-45 سال اخيري كه من خودم آموزش و پرورش را تجربه كردم، از كلاس اول دبستان تا الان كه درگيرش هستيم، ديديم آموزش و پرورش همۀ همتش اين است كه بچهها را بياورد و از سد كنكور عبور دهد، يعني وارد دانشگاه كند. همۀ همت آموزش و پرورش اين است. همه امور تعليم و تربيت تحت تأثير اين هدف است. بعد هم دانشگاه؛ دانشگاه چه كار ميخواهد بكند؟ دانشگاه همۀ هدفش اين است كه اين دانشجويي را كه تحويل گرفته، به هيئت علمي تبديل كند، يعني اوج موفقيت و كمال كار دانشگاه اين است كه دانشجو هيئت علمي شود. اگر اين چرخه بچرخد و بچرخد، چه خواهد شد؟ به كجا خواهيم رسيد؟ گفتيم تربيت نيروي انساني مورد نياز كشور .كشور هم كفاش، راننده، جوشكار، آرماتور بند، بتنساز، بنا و تراشكار نياز دارد، هم رياضيدان؛ فيزيكدان و هستهاي خوان. همه اين تخصصها را لازم داريم.
نيروي انساني مورد نياز كشور بايد نيازهاي كشور را پاسخ بدهد. آموزش و پرورش بايد طوري برنامههاي آموزشي و تربيتي را تنظيم كند كه يك دانشآموز در هر مقطعي از اين نظام آموزشي جدا شد، يك حرفهاي بلد باشد و بتواند خودش را اداره كند. الان همه عالم هستند، عالمي كه كاري از دستشان برنميآيد. عالمي كه وسط يك ميدان زندگي بگذاريم از صفر تا 100 زندگي هميشه نيازمند ديگران است و اين نميشود. نيروي انساني مورد نياز كشور اولاً بايد عالم، مؤمن، پاك و شجاع و كارآمد باشد. نگويند در حوزۀ علوم انساني نميشود كارآمد بود و درآمد كسب كرد. اگر در حوزۀ علوم انساني كسي پيدا شود يك پيشنهاد مديريتي به مديري بدهد كه حوزۀ او را متحول كند، آن وقت انديشههاي علوم انساني بدون خريدار در روي زمين ميماند؟ نميماند. در علوم انساني و حتي در توليد انديشههاي نو هم كارآمدي لازم است.
آقاي جباري اشارۀ خوبي كردند. پايۀ همۀ تحولات، انديشههاي نو است. يك انديشۀ نو همه چيز را زيرورو ميكند. بايد بتوانيم در دانشگاه آدمهاي صاحبانديشه و صاحبتفكر را تربيت كنيم. اين را بايد به هم بزنيم. نميدانم چطوري؟ شما بگوييد. ما آمادهايم كه پشتيباني كنيم. البته راحتترين كار براي من و شما به عنوان عضو هيئت علمي اين است كه كاري به اين كارها نداشته باشيم. بودجه را بگيريم، كلاسمان را برويم، نمره را بدهيم و يك كار پژوهشي هم كنار آن انجام بدهيم. اما با اين كارها حل نميشود.
شماها بهترين سرمايۀ كشور هستيد؛ يعني اعضاي هيئت علمي دانشگاههاي كشور بالاترين سرمايههاي معنوي و انساني آن ملت هستند. چون هر اتفاقي بخواهد بيفتد، با انديشه و نوع نگاه اينها ميافتد. ما سرمايهاي بالاتر از اين در كشور نداريم. به اين ميگويند سرمايۀ انساني. سرمايۀ انساني هيئت علمي كه بالاترين آن است، قله است. از اين چگونه بايد استفاده شود؟ خروجي آن چه بايد باشد؟
نكتۀ دوم، اشارۀ خوبي داشتند. اگر علم و آموزش ما به يك دستاوردي در درون اجتماع منتهي نشود، فايدهاي ندارد.
خوشبختانه، كارهاي خوبي در صنعت و در ارتباط با صنعت به معناي عام شده است، منظور از صنعت فقط تكنولوژي نيست. الان پروژههاي خوبي به دانشگاهها سفارش ميشود. اما ابتداي كار هستيم. دولت كمك ميكند و كمك خواهد كرد. با افتخار هم اين كار را ميكنيم. اما نوع نگاه بايد عوض شود. اي كاش قبل از انقلاب همۀ دانشگاهها مجاني نميشد. ميگفتند آقاي دكتر رهبر شما دانشجوي ليسانس اقتصاد دانشگاه تهران شديد. شما ترمي يك ميليون هزينه داريد. اين يك ميليون را دولت به تو وام ميدهد و به حساب بدهكاريات ميرود. بورسيهاي. همه بورسيهاند، مشروط بر اينكه مسير را درست طي كنند. درست طي نكردند، جدا ميشوند و شما بدهكاريد و بعداً بايد بدهيد، يعني دانشگاهها خودشان درآمد كسب ميكردند و خودشان هزينه ميكردند. اولاً مدل كسب درآمد وهزينه را دانشگاههاي ما ياد ميگرفتند. دانشگاهها هم بلد نيستند. دانشگاههاي ما با دانشگاههاي امريكايي چه فرقي ميكند؟ هر يك از دانشكدههاي آنها خودشان پروژه ميگيرند و كارهايشان را انجام ميدهند.
الان چشمها به دولت است. چقدر بودجۀ پژوهشي بدهيم، چقدر صنعت را هل بدهيم. يارانه بدهيم و بياوريم. ما اين كار را خواهيم كرد، يعني يارانه و بودجه ميدهيم تا راه اندازي شود. ولي با اين نميشود جلو رفت. بايد نگاهها عوض شود. شايد كارهاي پژوهشي ميخواهد، بايد بنشينيم، با هم حرف بزنيم تا ذهنيتها عوض و مشترك شود.
دانشگاه مسئول رفع مشكلات جامعه است. بايد دنبالش برود، پيشنهادي بدهد كه او تشويق بشود و بيايد قرارداد ببندد. ما هم بايد تا يك مدتي يارانه بدهيم كه اين كار انجام شود.
كار سوم، بحث فرهنگ است. اشارۀ خوبي داشتند. بالاخره علمي كه در يك بستر فرهنگي متعالي تعليم و تعلم نشود، آن علم انسان را به سعادت نميرساند. عزيزان، همۀ اين بساط عالم براي سعادت انسان خلق شده است. دولت و دانشگاهها ايجاد ميشود، درس ميخوانيم و زحمت ميكشيم، پژوهش ميشود، نوآوري و ابتكار و خلاقيت ميشود، همهاش براي تعالي انسان است. اگر از دل اين مجموعه تعالي انسان بيرون نيايد، به چه دردي ميخورد؟ وقتي ميخواهيم بحث كنيم، ميتوانيم تقصيرها را به دوش هم بيندازيم. من ميگويم آموزش و پرورش به ما بد تحويل ميدهد، آموزش و پرورش ميگويد من خوب تحويل ميدهم، دانشگاه خراب ميكند. بيرونيها بگويند حوزهاي ها، حوزهاي ها بگويند دانشگاه.
من معتقدم كانون اصلي تربيت فرهنگي نسلهاي متوالي دانشگاههاست. ابعاد كار دانشگاه با هيچ جا قابل مقايسه نيست. منشأ تحول در آموزش و پرورش هم دانشگاه است. بايد استادان بجوشند، نوآوري داشته باشند و فكر و انديشۀ جديد توليد كنند و به آموزش و پرورش بدهند. براي همين آموزش و پرورشيها هم ميخواهند دانشگاهي شوند.
در دانشگاه روابط استاد و دانشجو مهمترين عامل اثرگذار فرهنگي است. البته الان كمي آشفته است. گروههاي مختلف كار ميكنند، حرف ميزنند و فرياد ميزنند و برداشتهاي مختلف ميشود. خيلي بد است. من با آنها كاري ندارم. آمدند نزد من گفتم شما مسئول اصل فرهنگي هستيد، شما چرا ابراز ناراحتي ميكنيد؟ بودجه را هم پنجاه برابر كرديم. شما گزارش بدهيد نه اينكه نق بزنيد. در پرانتز بگويم من اهل گله نيستم. جالب است ما بودجههاي فرهنگي را بيش از 12 برابر و حوزه دين را 6/27 برابر كرديم و به مساجد و مصليها و پايگاههاي بسيج و حوزهها و صدا و سيما اختصاص داديم. بعد از من سؤال ميكنند كه چرا اينطوري است؟ من بايد از شما سؤال كنم چرا اينطوري است؟ انتظار دارد كتابش را هم من بنويسم و سخنراني و كارهاي اخلاقياش را هم من انجام دهم. گر اينطوري باشد، براي چه اين پول را به شما بدهم؟ اين پول ها ذخيره براي دولت برود، اعضاي دولت هم راه ميافتيم در خيابانها و با مردم صحبت ميكنيم.
من معتقد نيستم كار فرهنگي يعني مطلبي را با زور در مغز يكي بكنيم. من معتقد نيستم كار فرهنگي يعني ما مسئوليم اين فرد را به هر ترتيب به بهشت ببريم. اصلاً چنين نيست. خود شما اعتقاداتتان را چگونه باور كرديد و انتخاب كرديد؟ زندگيتان را مرور كنيد. آنجايي كه عقيدهاي به شما تحميل شده، در اولين فرصت زيرش زدهايد.
انسان نميتواند زيرش نزند. اصلاً فرق انسان با ساير موجودات اين است. خدا انسان را اينطوري خلق كرده است. زيبايي كار انسان اين است كه انتخاب ميكند و وقتي ارزشهاي متعالي را انتخاب كرد، آن وقت زيباست. بهترين كارهاي عالم اگر از روي اكراه و اجبار انجام شود، فاقد هر نوع ارزش است، چون كمال آفرين نيست. خدا نخواسته كه با زور ما اين كار و آن كار را بكنيم. هر كاري كه خدا گفته انجام بدهيم، يعني ما را رو به كمال ميبرد و اعتلابخش است. هر كاري را كه گفته نكن، مانع سقوط انسان است. انجام بدهيد سقوط ميكنيد. ميگويد انجام ندهيد كه خدا بيكار نبوده است و با ما يك دشمني خوني ندارد كه بگويد من ميخواهم اين آدمها را آزار بدهم. اينطوري نيست. همه اين آدمها را خلق كرده است كه خدايي شويم.
قرار است كه آدمها شجاع، مؤمن و موحد تربيت بشوند. چگونه بايد تربيت بشوند؟ فرصت انتخاب آزاد بدهيم. گرهها را باز كنيم. موانع را برداريم. فرصت بدهيم. اين همكار استادان است. در كلاس در رابطه استاد و دانشجو اين اخلاق بايد منتقل بشود. نه اينكه يك مشت آدمهاي پرتوقع، بيعرضه و پررو تربيت كنيم. شما اين كار را نميكنيد. مثال ميزنم. بعضيها را ميبينيد هيچ كاري نميكند، فقط طلبكار است. اين را نميخواهيم. ما آدمهاي آزاده، بزرگ، فكور، شجاع و دلسوز ميخواهيم.
نميگويم كلاس فرهنگي نگذاريم. اما بهترين و زيباترين كلاس فرهنگي همان فيزيك، رياضيات، شيمي، ادبيات و علوم اجتماعي است. اصلاً وجوه انسان همينهاست. چرا خيال ميكنيم وجوه انسان چيز ديگري است. اخلاق را جاي ديگري ياد بگيرد و فيزيك را جاي ديگري ياد بگيرد، ربطي به اخلاق ندارد. در فيزيك شجاعت و آزاد انديشي لازم نيست. واقعاً اينطوري است؟ تفكيك اينها از هم واقعاً معنا دارد؟ اينها كار كيست؟ الان چند هزار هيئت علمي داريم؟ با دانشگاه آزاد 66 هزار عضو هيئت علمي داريم. لشكري از اين بزرگتر هست؟ اين وجه بايد زنده شود. اينكه فكر كنيم كار يك عدهاي است، يك معاونت فرهنگي درست ميكنيم تا انجام بدهد يا يك دفتر نمايندگي بيايد و انجام دهد، پانصد سال هم برويم نخواهد شد. اصلاً با وصله پينه نميشود. سنجاق كردني نيست. بايد در متن كار ما دانشگاهيها بيايد. شما همۀ اينها را باور داريد. دانشگاه بايد محل آزادانديشي باشد. من به شما بگويم، حال كه رؤساي دانشگاهها هم هستند، من بعضي از اين برخوردهايي را كه ميشود قبول ندارم. به ضرر است.
يك دانشجو درحضور من در سالن يا كلاس فرياد بزند و حرفش را بزند، خيلي بهتر و زيباتر است تا اينكه بماند بعد در يك عرصۀ اجتماعي بخواهد عمل كند. يك گلولهاي اگر به من خورد، يك نفر را از بين برد، اما اگر اين گلوله اينجا ماند، بعد من در يك جمع استادان نشستم آن وقت عمل كرد، خيلي خطرناكتر و بدتر است. اينكه بخواهيم بگوييم بايد اينطوري باشد، ما خودمان را معيار گذاشتهايم. خيلي بد است. آيا ما معيار و سقف پرواز انسانها هستيم؟ چه كسي است؟ هر كس در ايران جرئت دارد بگويد من سقف پرواز ملت هستم. سقف پرواز تا خداست. همه ميتوانند از يكديگرجلو بزنند. كسي نبايد مزاحم كسي باشد و نميتواند باشد. نبايد ببنديم كه يك حرف ابتدايي آنقدر بماند بماند مثل يك عفونت كوچك كه باعث سرماخوردگي ميشود با جوشانده و بخور تمام ميشود، اما بگذاريم اينقدر بماند كه به يك عنصر بدخيم تبديل بشود. بعد ميخواهيم اين را جراحي كنيم.
خيلي از حرفها درست است. ما فكر كنيم همه چيز مملكت سرجايش است، درست است و ديگر به هيچ كس انتقادي وارد نيست. نه به دولت، نه به مجلس، نه به قوه قضائيه به هيچ كس انتقادي وارد نيست. اين خيلي بد است. ما اينطوري هستيم؟ اسلام و انقلاب اين است؟ ما براي اين انقلاب كرديم؟
دانشجو بايد آزادانديشي و حق طلبي را در كجا ياد بگيرد؟ غير از كلاس اخلاق عملي شما؟ غير از دانشگاهها؟ به خدا اينها شدني است. بعضي وقتها آدم تعجب ميكند. دو شب قبل با هنرمندان جلسه داشتيم، از بعضي سختگيريها انتقاد ميكردند. بعضيها خيال ميكنند يك فيلم يا ده فيلم ميتواند نظام را به هم ريزد. واقعا اگر فرهنگ، عظمت، استقلال و حكومت ما طوري است كه با چهار پنج فيلم به هم بريزد، بايد در خودمان تجديد نظر كنيم نه اينكه جلوي آن را ببنديم. بعد چند ميليون سي دي ميشود. اين روش غلط است.
انقلاب شد. همۀ شما انقلاب خاطرتان هست. زنها و مردها، پوشش و آرايش آنها را كسي تحميل كرد يا خودشان انتخاب كردند؟ ما در انجمن اسلامي دانشگاه بوديم. آقاي دكتر طائب، دكتر شجاعي فرد و آقايان سليماني و زياري بودند. بعدها آقاي بلنديان هم پيوستند. چه طوري شد؟ كسي به كسي تحميل كرد؟ من يادم هست، خواهراني كه در انجمن اسلامي آمدند، روي پوشش انتخابيشان 30-35 سال است كه ايستادهاند.
من يادم نميآيد در انجمن اسلامي كسي به كسي گفته باشد تو برو اين پوشش را انتخاب كن. آگاهانه انتخاب كردند و پاي آن ايستادند. مثل اصل انقلاب، ملت ما اصل انقلاب را آگاهانه انتخاب كرد و پاي آن ايستاد و 200 هزار شهيد داد. دانشگاه بايد كانون آزادانديشي باشد؛ البته با سلامت، صداقت و اخلاص و پاكي. يكي برود در اداره كج جوابش را بدهند و بيايد كل سيستم را زير سؤال ببرد، اين هم درست نيست. بايد ميدان بدهيم، حرفش را بزند. پاسخ و توضيح بدهيم و هر جا هم اشتباه داريم، شجاعانه بپذيريم و بگوييم بله، حق با شماست. يا ما اصلاحش ميكنيم يا فعلاً به اين دلايل نميتوانيم اصلاحش كنيم. اينكه بگوييم ما در بست مطلق هستيم، اشتباه است.
به هر نسبتي اين طور عمل كنيم، ضرر كردهايم. نميگويم الان كامل اينطور عمل ميكنيم، خيلي جاها هم هست كه بحث ميشود. يك رئيس دانشگاه خوب كسي است كه دانشجويان و استادان در بيان نظرها و ديدگاههاي خودشان به او هيچ دغدغۀ خاطري نداشته باشند. راحت راجع به هر موضوعي كه ميخواهد حرفش را بزند. فوري انگ و وصله به او نچسبانند. از آيندهاش نترسد. نميگويم الان اينطوري است، ميگويم نبايد باشد و باز بگذاريد بيايند حرفشان را بزنند. خود ما بايد جلسات بگذاريم. طراحي كنيم، ميدان بدهيم، حرف بزنيم. بگذاريم پخته شوند و رشد كنند. بچههاي ما بايد در دانشگاه مديريت خود، اجتماع و برخورد با پديدههاي اجتماعي و حل مسائل اجتماعي را ياد بگيرند وگرنه در جا ميزنند. يك دختر و پسري ميآيند هيچ حادثه نديده و هيچ آشنا نشده، ازدواج ميكنند تا مشكلي در زندگي پيش ميآيد، سادهترين راه طلاق است.
با يك مشكلي برخورد ميكند، سادهترين راه اين است كه خودش را منزوي كند. بايد عبور از موانع و مشكلات را ياد بگيرند. برخورد با مشكلات جامعه را بايد ياد بگيرند. كجا بايد ياد بگيرند؟ صداقت و راستي را بايد ياد بگيرند. چيزي نيست كه من پاي تخته بنويسم. صداقت عبارت است از ... بايد در عمل من ببينند و ياد بگيرند. عدالت را بايد ياد بگيرند چگونه؟ در عمل ما بايد ياد بگيرند.
من اعتقاد ندارم براي كار فرهنگي همه بايد بروند از جامع المقدمات شروع كنند. زماني انقلاب شده بود، همه فكر ميكردند براي اينكه مسلمان خوبي باشند، حتماً بايد بروند جامع المقدمات و عربي بخوانند و فقيه شوند. اينطور نيست. بله، عدهاي هم بايد بروند فقيه شوند كه احكام را به ما بگويند.
اما خدا نخواسته كه همۀ ما فقيه شويم، خدا خواسته است كه همۀ ما آدم باشيم و اخلاق انساني، اسلامي،الهي، پاكي، صفا، صداقت امانت داري، شجاعت، حق طلبي، آزادگي داشته باشيم. كدام لشكر بهتر از لشكر استادان، 66 هزار نفر و يك ميدان وسيع كه هر يك در هر ترم با 50-100 دانشجو ارتباط داريد. به خدا اين فرصت استثنايي و مأموريت دانشگاه است. به همان شدتي كه روي كارها و تحقيقات علمي و آموزشي و توليد فناوري زحمت ميكشيد، به همان شدت بايد روي تربيت انسانها زحمت بكشيد. اصلاً اين دومي است كه حاصل كار شما را تضمين و ارزشمند ميكند. اصلاً جامعۀ سعادتمند با انسانهاي بزرگ ساخته ميشود. بعضيها هستند كه همه چيز را منفي ميبينند و ميگويند يكي رفت خارج و آمد كه چه؟ اصلاً برود ده سال بماند، بعد برگشت اصلاً برود نيايد كافر شد؟ الان يكي از دوستان گفتند ارتباط بين جوامع علمي برقرار شود. بايد برقرار شود.
اصلاً آن جامعۀ سعادتمندي كه ما دنبال آن هستيم، نيازمند انسانهاي بزرگ و جهاني است، نه انسانهاي قبيلهاي، قومي و جغرافيايي. انسانهاي رها شده از همۀ قيود غيرالهي؛ هر قيد غيرالهي. فكر كنيد چقدر زلال ميشود. ارتباطات و رفت و آمد بايد باشد. بعضيها ميترسند، فكر ميكنند تا ارتباط برقرار شد، ديگر بدبختيم. چرا؟
همين جوانان دانشجو كه يكي از اين عزيزان اينجا انتقاد كرد كه فرهنگشان را از دست ميدهند و بيهويت ميشوند. چطور بايد هويت درست كرد؟ اول ما به خود موجوديتش احترام بگذاريم و او را به رسميت بشناسيم و به او اعتماد كنيم. خود شما آيا كسي بالاسرتان بوده و دستتان را گرفته آورده كه حالا يك استاد مؤمن و انقلابي شديد؟ اينطوري نبوده است. كساني بودهاند كه خيلي وقتها يك اشارهاي كردهاند يا تلنگري زدهاند، يك تابلو گذاشته كه يك فلش زده: قم 40 كيلومتر، شما متوجه شديد قم از اين طرف است. داشتيد اشتباه ميرفتيد، به خصوص جوانان بعضي وقتها با يك جمله، لبخند، محبت و با يك پاسخ درست انتخاب ميكند و اصلاً مسير زندگياش عوض ميشود. اين هم كار دانشگاه است.
عرضم را خلاصه و تمام كنم. گفتند حمايت كنيد، چشم ما حمايت ميكنيم. امسال با بودجه كمي مشكل داريم. شما كه ميدانيد. همه بايد جمع و جور كنيم. البته ما براي كارهاي علمي از هر جا شده در ميآوريم، نميگذاريم شما بمانيد. ولي شما پيشتاز شويد. درآمدها كاهش پيدا كرده است و اينجاست كه بايد خوب مديريت كنيم. مديريت منابع را در عمل در دانشگاهها بايد ياد بگيريم. دانشجوي مهندسي صنايع مديريت منابع را ميخواند، بعد ميبيند در همان دانشگاه اصلاً مديريت منابع وجود ندارد، اينكه به درد نميخورد. بايد درعمل ببيند كه در اين دانشگاه مديريت منابع عالي و بهينه انجام ميشود و به بهترين شكل از منابع استفاده ميشود.
امسال بياييم پالايش كنيم و هرچه را اضافي است دور بريزيم. آنجايي كه نقطۀ دقيق و درست است، خرج كنيم. ما هم ميرسانيم، هر چقدر كه ميخواهد باشد. يكي از دانشگاههاي بزرگ تهران كه ما عضو امناي آن هستيم، دو سه سال پيش در اسفند آمدند گفتند كه ما كسري داريم. همين عادت دانشگاهها، وزارت بهداشت و وزارت دفاع. آخر هر سال 2-3 هزار ميليارد به عنوان كسري از ما ميخواهند. بعد هم آموزش و پرورش و ما هم با تلاش و زحمت جمع و جور ميكنيم و ميدهيم.آن سال هم حدود 4 ميليارد كسري داشتند و ما هم داديم. بعد آمدند هيئت امنا و ديديم يكي از دستورهاي هيئت امنا اين است كه ما پايان سال 7 ميليارد اضافه آورديم، اجازه بدهيد به سال بعد منتقل كنم. من گفتم برادر من، مگر ما از شما جداييم. دولت براي شماست. همه يك كشوريم. من بايد از شما ياد بگيرم چه كار كنم. حالا شما پول را هم به سال بعد انتقال داديد، بعد از آن ميخواهيد چه كار كنيد؟ اگر كشور آسيب ديد و شما بوديد، چه كار ميخواهيد بكنيد؟ ماندن ما به چه دردي ميخورد؟
بايد صاف و صادق باشيم. هر موقع شما پول خواستيد، ما از زير سنگ هم شده در ميآوريم و ميدهيم. الان بودجه خوبي براي آزمايشگاهها گذاشتيم. تجهيز كنيد، مراكز علمي، كتابخانهها، پول ميرسانيم اما بالاخره مديريت منابع را هم در نظر بگيريد. يك دانشگاه (علم و صنعت) فقط 400 نفر هيئت علمي دارد با حدود 9 هزار دانشجو، چند مدير بايد داشته باشد آقاي طائب؟ نميگويم بد است، اما بالاخره اگر اين مدل است، بعد وقتي تحصيل كردههاي شما در سيستم اداري آمدند هم همين بازدهي و راندمان ميشود. فكر نكنيد اتفاق ديگري ميافتد. اينجا حتماً پايينتر از آنجاست. شما استاد و در اوج هستيد. آنجا نحوۀ مديريت اينگونه باشد. اينجا حتماً پايينتر ميشود، ولي به شما ميرسانيم. گفتند پول داديم.
دانشگاه آزاد ما مخلص شما هم هستيم و كمك هم ميكنيم، تا الان هم كمك كردهايم. نصف بيشتر ثروتهاي دانشگاه آزاد كمكهاي دولت است باز هم كمك ميكنيم اما از راهش.
ما الان دنبال اين هستيم كه بودجۀ دانشگاه ها را از بودجۀ دولتي كم كنيم. شما بايد درآمد داشته باشيد. واقعاً دانشگاهها ميتوانند كه درآمد داشته باشند. نميگويم به دولت كمك كنيد، اما بيش از اين از ما نخواهيد. بالاخره قرار است از يك گردنهاي عبور كنيم. فكر اين را هم بايد بكنيم كه اگر يك روز از ما نفت نخريدند چه كار بايدكرد؟ به نظر شما بايد تسليم شويم؟ مملكت را بخوابانيم؟ يا بايد بگوييم بدون نفت اداره ميكنيم. كدام است؟
بعد خواهيد ديد چه كسي ضرر ميكند. حالا خوشبختانه صفر نشده است. ولي بالاخره خيلي كم شده است. ديگر دلار 7 توماني كه نيست، 1226 توماني آن هم كم است. به من گفتهاند عدد و رقم نگو. ما هم نميگوييم، اما خيلي كم شده است. تازه آن كمش را هم ميدهيم بازي درميآورند، نميتوانيم خرج كنيم، بانك مركزي را از رده خارج كردهاند. بالاخره يك نبرد است و بايد اداره كنيم.
اين را هم بدانيد كه بعضيها اين حقايق را ميدانند و دولت را متهم ميكنند و عقدههاي سياسيشان را خالي ميكنند، ميدانند، ميگويند فرصت خوبي است، دولت نميتواند به مردم بگويد چه خبر است، ما دولت را بزنيم. ايرادي ندارد. آنها مهم نيست. كمي كنترل كنيم. ما در خدمت شما هستيم. اميدوارم با هم كارها را جلو ببريم. غير از پول، ما اختيار استخدام و تبديل وضعيت هيئت علمي و همۀ اينها را به وزرا دادهايم. محدوديت هم نداريم. واقعاً اگر به هيئت علمي جديد نياز بود استخدام كنيد. بهترين آن را هم استخدام كنيد. محدوديت نداريد، يك 7 هزار و يك 12هزارتا به شما داديم. بياييد چارت و گروههايتان را پر كنيد. در مورد كارمندان هم همين طور، اگر قراردادي است اجازه امتحان دارند، امتحان بدهند پيماني بشوند. اينها را هم اختياراتي دادهايم. هر جا دانشگاهها مشكل دارند، بيايند، من هم به آقاي عزيزي ميگويم كه حل كنند.
بالاخره من از بين شما اينجا آمدهام. به لطف خدا اسير اين دفتر و كاغذبازيها نيستيم. اينها براي اين است كه يك كاري در بيرون انجام شود. خودش كه يك كار نيست كه شما ميخواهيد سازمان عوض كنيد، شش سال بدويد. اينها ابزار كار است.دولت هيچ وقت اسير اينها نشد. بياييد برويد من يك خط براي همه مينويسم و تمام. برويد كارهايتان را انجام بدهيد.
ما از شما كار علمي، فرهنگي، انساني و متعالي ميخواهيم. از شما ميخواهيم انسانهاي بزرگ تربيت كنيد. انسانهاي بزرگ ميتوانند سعادت براي جامعۀ بشري به وجود بياورند. بعضي از جهاني شدن وحشت دارند. انسان بايد جهاني شود وگرنه ارزشي ندارد. نه اينكه بيارزش باشد، به اندازۀ همان قدري كه هست ميارزد. انسان بايد عالمي شود، فراتر از كره زمين. خدا اينطور خلق كرده است. بله، جهانيسازي كه آنها ميخواهند انجام بدهند، در اختيارگرفتن مديريت اين روند است. ما بايد هنر كنيم و اين مديريت را دستمان بگيريم نه اينكه بگذاريم ديگران ما را مديريت كنند و اينها همه شدني است.
به عنوان كسي كه ته خط نظامات عالم را رفته است. من منتهاي سيستم حاكم بر دنيا رفتهام، پشت پردۀ همه جا را ديدهام. نميگويم چيزي نمانده كه بايد بدانم، اما امهات آن را گرفتهام. ما ميتوايم برويم در جايگاه مديريت جهاني قرار بگيريم. اين ظرفيت در ايران، فرهنگ، تمدن، باورها و اسلام ناب ما هست.
بايد تصميم بگيريم و همت كنيم. نگاه ما نگاهي بزرگ و بلند باشد. آدمهاي كوچكي كه ميگويند براي يك دستمال، قيصريه را آتش ميزنند. سر اين كه يك نمايندۀ مجلس يا رئيس جمهور شوند، چه كارها كه نميكنند. اينها ميتوانند جامعه را به كمال برسانند؟ نگاه را بايد از اين برگيريم و به افقهاي دور بدوزيم. اينها شدني است و آينده از آنِ موحدان، پاكان و عدالت جويان است. اين وعدۀ خداست. جهان به سرعت دارد به اين سمت جلو ميرود.
يك جمله وخلاصه عرضم؛ هر آينده زيبايي ما ترسيم كنيم، تحقق آن جامعه از درون دانشگاه ميگذرد و از دل انديشه، قلب و باور و عمل استادان. اعتقاد من اين است كه استادان و هيئت علمي ايران بهترين در دنيا هستند. اين غلو و اغراق نيست. به لحاظ باورها، شخصيت، اراده، همت و دلسوزي، اين خوبي بالقوه را بايد بالفعل كنيم. همه مسئوليم بنده در يك جايگاهي بايد پشتيباني، حمايت و تشويق كنم و دست شما را ببوسم. رؤساي دانشگاهها در يك سطحي و پايۀ اصلي خود اعضاي هيئت علمي هستند.
من مجدد صميمانه تشكر ميكنم. براي اينكه بعضيها تصور نكنند اين صحبتها ناديده انگاشتن و ناشكري كارهاي بزرگي است كه در دانشگاهها دارد انجام ميشود و انجام شده است.
باز تأكيد ميكنم امروز حركت علمي دانشگاههاي ما يك حركت پرشتاب و بسيار افتخارآميز است. هر روز ما در يك سطح جديد هستيم. هر روز يك دستاورد جديد داريم.
من از همه شما صميمانه تشكر ميكنم و اميدوارم همه شما از ياران واقعي عدالتگستر آخر باشيد.
والسلام عليكم و رحمةالله و بركاتة
شناسه خبر: 43079
- متن کامل سخنرانی
1390 رياست جمهوري اسلامي ايران 2011 Presidency of The Islamic Republic of Iran
آدرس: تهران - میدان پاستور - خیابان پاستور تلفن: +98(21)64451