- متن کامل سخنراني در روز قدس
سه‌شنبه 24 بهمن 1391 - 12:08
فارسی | اردو | العربية | English | Français | Español

Array

متن کامل سخنراني در روز قدس

Array

شناسه خبر: 43011 - 

جمعه 27 مرداد 1391 - 13:30

بسم الله الرحمن الرحيم

اللهم‌ عجل‌ لوليك‌ الفرج‌ والعافية والنصر واجعلنا من‌ خير انصاره و اعوانه‌‌ والمستشهدين‌ بين‌ يديه‌


خداي بزرگ را به خاطر توفيق درك ماه رمضان و شب‌هاي قدر و همچنين توفيق حضور در روز قدس سپاسگزارم.

عزيزان من، بدون شك ماه مبارك رمضان يك هدية ويژه و استثنايي از طرف خداوند متعال به بشريت است. انسان گل سرسبد آفرينش است و كمال بي‌انتهاي او مقصد خلق آدم.

ماه رمضان فرصت بهره‌مندي کامل از همة بارش رحمت الهي است. ماه رمضان ماه خدا، ماه همة بشريت و ماه انسان کامل است. ماه رمضان داراي ابعاد گوناگوني است و همة ابعاد وجودي انسان را در بر مي‌گيرد. اولاً، ماه رمضان ماه تنظيم رابطة انسان با خدا و ماه توجة دوباره به اوست. همة ارزش‌ها، زيبايي‌ها و کمالات انسان در تنظيم درست اين رابطه است. اخلاص، صدق و عبوديت کامل منشأ تمام کمالات و دريافت رحمت‌ها و زيبايي‌هاست. بدون اينها [تمام تلاش انسان به مثابة] آب در هاون کوبيدن است. پس رمضان ماه خدا، توجه به خدا و تنظيم رابطة مجدد با خداست.

ماه رمضان ماه تنظيم و توجه به رابطة انسان با خود اوست. خروج از اين رابطه، تنظيم و فراموشي خود، منشأ همة بدبختي‌هاي انسان است. ماه رمضان، ماه بازگشت به حقيقت انساني خود، ماه شناخت خود و ابعاد وجودي و استعدادهاي الهي انسان است. ماهي است که بايد راهي را که آمده است و راهي را که بايد ادامه بدهد به درستي ارزيابي کند و بشناسد. ماه رمضان براي آن است که انسان حقيقت خودش را بشناسد و تا حقيقت و موجوديت خودش را نشناسد، به جايي نمي‌رسد. ماه رمضان ماه بازگشت به فطرت الهي است. ماه زدودن غبارها و پالايش روح و جان و ايجاد تعادل در انديشه و رفتار است. ماه تقويت ارزش‌ها و اخلاق فاضله است. کسي که خودش را درست بشناسد، خدا را خواهد شناخت.

پس ماه رمضان، ماه انسان است. ماه رمضان، ماه تنظيم مجدد روابط اجتماعي و بازشماري مسئوليت‌هاي مهم انسان در قبال جامعة بشري است. بدون حضور فعال، آگاهانه و متعهدانه در روابط و امور اجتماعي و بدون پافشاري بر اصول و ارزش‌هاي الهي و بدون تلاش پيوسته براي استقرار آنها، سير کمالي انسان محقق نمي‌شود. انسان بدون آرمان الهي و بدون مسئوليت برپايي عدالت، بي‌مفهوم است. ماه رمضان، ماه تأکيد و يادآوري مسئوليت‌هاي اجتماعي انسان‌هاست و اتفاقاً در هر سة اين ابعاد انسان نيازمند انسان کامل، يعني امام پاک و معصوم و برگزيدة خداي متعال است.

شما مي‌دانيد که شناخت ذات خداوند محال است، چرا که او محيط است و ما محاط. او خالق است و ما مخلوق. خداوند را از آيات و تجلّيات مي‌شناسيم. بزرگ‌ترين آيه و تجلي کدام است؟ آيا غير از امام است؟ راهي براي شناخت خدا جز شناخت انسان کامل يعني امام وجود ندارد. امام کسي است که همة کمالات و استعدادهاي الهي انسان در او تجلي يافته است. امام کسي است که همة اسماء الهي در او تجلي يافته است. امام يعني جلوة کامل خداوند و آيينة تمام نماي او. تنظيم رابطة انسان با خدا، بايد از نقطة امام بگذرد. در نماز رو به قبله مي‌ايستيم، يعني رو به خدا. کعبه يک نشانه و خانة سنگي است. اما اگر کسي رو به کعبه نباشد، امتداد او از خدا نيست و به خدا نمي‌رسد. اگر کسي رو به کعبه نباشد نمازش درست نيست. يعني رو به قبله و خدا نيست. اين وجه ظاهري است. در وجه باطن، نماز و هر عبادت و عمل صالح ديگر بايد از نقطة امام بگذرد تا خدايي باشد.

امام معيار درستي راه است و نشانة درستي شناخت است. شناخت امام، دروازة شناخت خداست. انسان در رابطه با شناخت خودش نيز بايد امام را بشناسد. براي شناخت بايد با قله مقايسه شويم نه با پايين‌تر و نه با ميانة راه. انسان براي شناخت خودش با چه کسي بايد مقايسه شود؟ پايين‌ترها؟ يا بالاترها؟ و بالاترها با چه کسي بايد مقايسه بشوند؟ همه ناقص‌اند جز امام که کامل است. مقايسة با ناقص‌ها انسان را به جايي نمي‌رساند. انسان بايد خودش را با کامل و رسيدة به قله کمال يعني امام معصوم مقايسه کند تا راه به درستي روشن شود. همه بايد نگاه به قله داشته باشند وگرنه انحراف، سقوط و انحطاط است. چقدر آدم از اقوام و مذاهب گوناگون مي‌شناسيد که يک عمر رياضت مي‌کشند و قدرت‌هايي به دست مي‌آورند، مثلاً درون انسان‌ها را مي‌خوانند يا طي‌الارض مي‌کنند، اما در مسير کمال حقيقي به جايي نرسيده‌اند. چرا که به امام نزديک نشده‌اند. تنظيم مجدد رابطة با خود يعني نزديک‌تر شدن به امام و سنخيت پيدا کردن با او.

در بعد اجتماعي هم نيازمند شناخت، درک و حرکت به سوي اماميم. بالاخره بناست جامعه سعادتمند برپا شود. کدام جامعة سعادتمند و کدام انسان سعادتمند است؟ آيا غير از آن است که فقط و فقط حکومت جهاني سرشار از عدالت توسط امام عادل مطلق، حضرت ولي عصر (عج) جامعة سعادتمند کامل است؟ براي اينکه بدانيم رو به جلو هستيم يا نه، و به سمت او هستيم يا نه، بايد با او و حاکميت او مقايسه کنيم. ملاحظه مي‌فرماييد که انسان در همة ابعاد وجودي خود نيازمند شناخت امام، نشانه‌گيري امام و حرکت به سمت سنخيت با امام است. به همين دليل است که بدون امام زندگي جهالت و مردن در جهالت است. به همين دليل است که همه انبياي الهي به امام و حکومت امام وعده داده‌اند و توجه انسان‌ها را به سمت امام معطوف کرده‌اند.

عزيزان من، اصولاً انقلاب عظيم اسلامي و جمهوري اسلامي با همة عظمت خود برپا شده است که بشريت را به امام و حکومت امام دعوت کند. بنابراين، ماه رمضان، ماه امام است. ليلة‌القدر متعلق به امام، بلکه تجلي امام است. ماه توجه به امام، تجديد عهد با امام، نزديک‌تر شدن به امام و سنخيت با امام است. اگر بخواهيم بدانيم در اين ماه چقدر کمال و اعتلا پيدا کرده‌ايم، بايد ببينيم در دل، انديشه و رفتار خود چقدر به امام نزديک شده‌ايم. امام رحمت‌الله الواسعه و تجلي همة رحمت الهي است.

به نظرم ابتکار روز قدس در ماه رمضان توسط امام عظيم‌الشأن راحل هم يک هدية الهي و يک لطف ويژه از ناحية امام عصر (ع) است. روز قدس هم يک نشانه و در برگيرندة همة ابعاد وجودي انسان از شناخت خدا، شناخت خود و انجام مسئوليت‌هاي اجتماعي است.

امروز بر همگان روشن است که صهيونيسم در نقطة مقابل کمال انسان‌ها و جامعة بشري و عامل اصلي انحطاط ملت‌ها و انسان‌هاست. يک اقليت فاسد، مفسد، و ضد بشر و ضد ارزش‌هاي الهي سازمان يافته و منسجم، در نقطة مقابل همة ارزش‌هاي الهي ايستاده‌اند. انسان‌هاي ساقط شده‌اي هستند که فقط و فقط به قدرت، ثروت و تسلط بر ديگران مي‌انديشند. بيش از دو هزار سال و حداقل چهارصد سال است که عده قليلي صهيونيست، جامعه بشري را دچار تلاطم و بعضاً سنگين‌ترين و جبران ناپذيرترين خسارت‌ها کرده‌اند. برده‌داري و استعمار عمدتاً توسط اينها برنامه‌ريزي شده است. جنگ‌هاي جهاني اول و دوم با اسناد قطعي براي تسلط ديگران و اقتدار و ميدان‌داري دولت امريکا توسط صهيونيست‌هاي پشت پرده طراحي و برنامه‌ريزي شده است. صهيونيست‌ها از زماني که بر دولت امريکا مسلط شدند، همة امور عالم را در اختيار خودشان گرفتند. تمام مراکز اصلي قدرت دنيا در دست آنهاست. دولت‌هاي مقتدر دنيا، مراکز اصلي بانک‌ها و ثروت و نيز رسانه‌هاي اصلي دنيا در دست آنهاست و از همة اينها براي نابودي فرهنگ‌ها، ارزش‌ها، ملت‌ها و موجوديت کشورها استفاده مي‌کنند.

مي‌بينيد، هرجا تخريب گستردة اخلاقي هست، پشتش صهيونيست‌ها و کمپاني‌هاي صهيونيستي‌اند. هرجا جنگ، تفرقه و کشتار هست، پشتش صهيونيست‌ها هستند. تأسيس رژيم صهيونيستي يک بهانه و فرصت است. براي چه؟ براي اينکه در دولت‌هايي که آنها بر سرکار مي‌آورند و پشتيباني مي‌کنند، دولت‌هايي که در خدمت آنها هستند، وحدت و همگرايي درست کنند. براي اينکه اساس دولت صهيونيستي را به جاي دين، خدا، پيامبر خدا، کتاب خدا و همة ارزش‌هاي متعالي بين اين دولت‌ها مستقر کنند و همة آنها را به جاي تعهد به آن ارزش‌ها متعهد به اين رژيم و موجوديت اين رژيم کنند.

رژيم صهيونيستي ابزار صهيونيست‌ها براي تسلط بر خاورميانه و به واسطة او، تسلط بر جهان است. وجود رژيم صهيونيستي توهين به همة بشريت و تخريب شخصيت همة انسان‌ها و ملت‌هاست. شما خبر داريد، صهيونيست‌ها در تعليمات نژادپرستانة خودشان، فقط خودشان را انسان مي‌شمارند و بقية ملت‌ها را صرف‌نظر از دين، فرهنگ، گرايش و مليت، در اعداد حيوانات به حساب مي‌آورند و کشتن انسان‌ها را جايز مي‌شمارند. چپاول ثروت و نواميس ملت‌ها را تبليغ آزاد مي‌کنند و آموزش مي‌دهند. دولت‌هاي غربي توهين به خودشان را تحمل مي‌کنند، ولي انتقاد به رژيم صهيونيستي اشغالگر را هرگز تحمل نمي‌کنند. تمام جنايات و آدم‌کشي‌هاي آنها را توجيه مي‌‌کنند. چرا؟ براي اينکه متکي به صهيونيست‌ها هستند. پول تبليغاتشان را صهيونيست‌ها مي‌دهند. يك حزب هفت هشت هزار نفري منسجم شيطاني همه را اداره مي‌‌کند.

عزيزان من، امروز مقابله با موجوديت صهيونيسم و رژيم جعلي صهيونيستي در واقع صيانت از حقوق همة انسان‌ها، دفاع از کرامت انساني و باز کردن راه براي نجات همة بشريت از استعمار، استکبار، فقر و بدبختي‌هاست. بدانيد، دنيا هم بداند که به فضل الهي امروز همه مي‌‌دانند، که حفظ کيان رژيم صهيونيستي تعهد مشترک اکثر دولت‌هاي استعماري و استکباري غربي است. از هر چيزي بگذرند، از اين نمي‌گذرند و در نقطة مقابل روز قدس روز اتحاد همة انسان‌ها و جامعة بشري براي پاک کردن اين ننگ يعني ننگ صهيونيست‌ها از دامان جامعة بشري است.

چند صد سال است که ملت‌ها درگير با صهيونيست‌ها هستند و حدود يکصد سال است که ملت‌ها به طور مستقيم و کامل در دست سياست‌ها و مديريت صهيونيسم جهاني اسيرند. نگاه کنيد در کشور بزرگي مثل امريکا، کانديداهاي رياست جمهوري تا در برابر صهيونيست‌ها زانو نزنند و تعهد ندهند، شانس حضور در كرسي رياست جمهوري را ندارند. خب شما اينها را مي‌‌دانيد.

من از شما اجازه مي‌‌خواهم با نگاهي به شرايط امروز خلاصه گزارشي از سفر به مکه و شرکت در کنفرانس اسلامي را هم که به همين مسائل مربوط است، خدمتتان عرض بکنم. اول لازم است يادآوري کنم که خداي متعال توفيق زيارت حرم نبوي و برگزاري عمره را عنايت کرد. از جانب همة شما و همة ملت ايران نايب الزياره بوديم و براي سعادت، سلامت، عزت شما و آزادي همة بشريت دعا کرديم. اما برگرديم به مسئلة رژيم صهيونيستي و صهيونيست‌ها.

تسلط بر فلسطين آرزوي تاريخي صهيونيست‌ها بوده است. ده‌ها و صدها جنگ براي اين هدف برپا شده و اخيراً حدود هفتاد سال براي تمهيد مقدمات و تحميل اين رژيم طراحي، عمل و جنايت شده است. همة مرزهاي انساني طي هفتاد سال اخير زير پا گذاشته شد، براي اينکه رژيم صهيونيستي در منطقة ما تحميل بشود. همة توان دولت‌هاي استعماري و استکباري به کار گرفته شد و تا حدود زيادي هم موفق شدند. درست در لحظه‌اي که تصور مي‌‌کردند رژيم صهيونيستي تثبيت شده و در ميان ملت‌هاي منطقه جا افتاده است، با يک حرکت عظيم توسط ملت ايران به نام انقلاب اسلامي و با راهبري يک مرد الهي و به تبع آن با بيداري ملت‌ها و امواج عظيم آگاهي ملت‌ها و حرکت آنها در برابر صهيونيست‌ها و زنده شدن مقاومت جانانه ملت فلسطين مواجه شدند.

طي دو سه دهة اخير اساس رژيم صهيونيستي در خطر قرار گرفت. فلسفة تأسيس اين رژيم زير سؤال رفت. آنها احساس خطر کردند و امروز به دنبال نجات رژيم صهيونيستي‌اند. تا قبل از انقلاب ما به دنبال تثبيت و توسعة رژيم صهيونيستي بودند. امروز به دنبال نجات صهيونيست‌ها هستند تا فرصت تاريخي براي بازسازي خودشان پيدا کنند.

شما مي‌‌دانيد، سازمان کنفرانس اسلامي بعد از آتش زدن مسجد الاقصي شکل گرفت. هدف اين سازمان دفاع از فلسطين، مقابله با صهيونيست‌ها و نجات فلسطين بود و بر همين اساس پايه‌گذاري شد. من نمي‌خواهم کارکرد اين سازمان را اينجا مرور کنم و شما بهتر از من مي‌‌دانيد. من مي‌خواهم به امروز برگردم، براي يک جلسه فوق العاده دعوت کردند و گفتند جهان اسلام، امت اسلام و وحدت امت اسلامي در خطر است، بياييد با هم چاره‌جويي کنيم. طبيعي بود که ما بايد مي‌‌پذيرفتيم و شرکت مي‌‌کرديم و اين کار را کرديم. من رفتم تا از جانب ملت ايران يک بار ديگر اصل و اساس و فلسفة تأسيس اين سازمان را يادآوري کنم. رفتم تا شرايط امروز و ضرورت‌هاي دوران را تشريح کنم و تحليل ملت ايران را از تحولات جاري، به طور رسمي و کامل در يک تريبون بين‌المللي بيان کنم. خواهش مي‌‌کنم توجه کنيد. شرايط امروز شرايط بسيار خطيري است. لحظه‌اي غفلت ممکن است همة دستاوردهاي ملت‌ها را بر باد بدهد و دشمنان را براي صدها سال مسلط کند.

ما امروز با دو موضوع در کنار هم و در طول هم مواجهه هستيم؛ اول ضرورت تأمين حقوق اساسي ملت‌ها و دوم توجه به طراحي‌ها و برنامه‌ريزي‌هاي دشمنان قسم خورده. اما مسئلة اول، حقوق اساسي مردم كه عبارت است از عدالت، آزادي، کرامت و حق انتخاب که متأسفانه در جهان در حال لگدمال شدن است. امروز خوشبختانه، با بيداري ملت‌ها مطالبة حقوق اساسي مردم شکل گرفته است و دنبال مي‌‌شود. ارادة ملت‌ها به سرعت در پي درخواست عدالت، آزادي و کرامت انساني مستقر مي‌‌شود. اکثريت قريب به اتفاق ديکتاتورها، حقوق ملت‌ها را سرکوب مي‌‌کنند و اتفاقاً اکثريت قاطع آنها وابسته به استکبار و صهيونيست‌ها هستند. ديکتاتورها راهي جز وابستگي ندارند. خوشبختانه امروز ملت‌ها بيدار شده‌اند و مطالبه مي‌‌کنند.

نگاه کنيد، همة ملت‌ها حتي در امريکا و اروپا اسيرند، در غرب اکثر دولت‌ها تابع صهيونيست‌ها هستند. مردم حق انتخاب ندارند. چند حزب درست کرده‌اند، از دست اين به ستوه مي‌‌آيند، بايد به بدل او را و بياورند. سگ زرد برادر شغال است – و به آن يکي پناه ببرند. حق انتخاب و آزادي وجود ندارد و همة آنها اسير و فرمانبر صهيونيست‌ها هستند.

امروز فرياد ملت‌ها در اروپا و امريکا برپاست، اما فريادرسي نيست. بايد از اين به آن پناه ببرند. عزيزان من، اصلاح وضع عالم، برقراري عدالت، برقراري آزادي، حق همة ملت‌هاست و همه بايد پيگير استقرار اين حقوق باشيم و خوشبختانه، ملت‌ها امروز اين را مطالبه مي‌‌کنند. هيچ کس حق ندارد دربارة حقوق اساسي مردم مسامحه کند يا آن را ناديده بگيرد. همه بايد تابع حقوق ملت‌ها باشيم. اصلاً برپايي حکومت براي تأمين حقوق اساسي مردم است، براي عدالت، کرامت و آزادي انسان‌هاست، وگرنه حکومت به خودي خود اعتبار و اصالتي ندارد. امروز ملت ايران بايد پرچمداري عدالت، آزادي و کرامت را که البته در ساية عبوديت و پيروي از پيامبر عزيز اسلام محقق مي‌‌شود، همواره برافراشته نگه دارد.

موضوع دوم عبارت است از وجود دشمنان و مستکبراني که نمي‌خواهند ذره‌اي از سلطة آنها کم بشود. مستکبراني که به خون همة ما تشنه‌اند و اساس ملت‌ها را به رسميت نمي‌شناسند و مي‌‌خواهند فرهنگ و ثروت ملت‌ها را چپاول کنند. البته وجود رژيم صهيونيستي ضامن تداوم اين چپاول‌ها و سلطه‌جويي‌هاست. اسرائيل قرارگاه و سرپل است. مستکبران هيچ‌گاه عزت، پيشرفت و کرامت ملت‌ها، نه تنها براي ملت‌هاي مسلمان، بلکه براي هيچ ملتي را نمي‌پسندند. يک ملت مستقل عزيز و آزاده در ساية عدالت و آزادي، بنيان مستکبران را در هم خواهد کوبيد.

عدالت نقطة مقابل استکبار است. آنها فقط قدرت و ثروت را مي‌‌شناسند و اگر لازم باشه همه چيز را پاي قدرت و ثروت قرباني مي‌‌کنند. همه بايد توجه کنند. مقابلة با اين دشمنان، بيرون راندن اين دشمنان از سرزمين‌هاي منطقه اسلامي و همة جهان يک مأموريت مهم است. يک لحظه غفلت از دشمن موجب خسارات جبران ناپذير است. اين دو را بايد با هم در نظر بگيريم: تأمين حقوق مردم و مقابله با توطئه‌هاي دشمنان، بلکه اين دو در طول هم، با هم و لازم و ملزوم يكديگرند. غفلت از هر يك موجب شکست در هر دو خواهد بود. روشن است که اگر دولتي متکي به ملت خودش نباشد، نمي‌تواند در برابر مستکبران قد علم کند و از حقوق ملت خودش صيانت کند و اگر دولت و ملتي در برابر دشمنان سلطه‌گر مقابله نکنند و نايستند، قادر نخواهند بود حقوق اساسي خودشان را تأمين کنند. همه بايد مراقب باشند.

در تحولات اخير، دشمنان ما فريبکاري کردند. همان‌هايي که ديکتاتورها را مسلط کردند، امروز با تغيير نقاب و چهره شعار دفاع از حقوق مردم را سر مي‌دهند و مي‌گويند چه کسي بايد برود و چه کسي بايد بماند. البته هدف آنها ايجاد تفرقه و تحريک دشمني‌ها و عصبيت‌هاي ملي، قومي، زباني و مذهبي است والبته هدف اصلي آنها نهايتاً نجات رژيم صهيونيستي است. يك نگاه به منطقه بيندازيد، چه خبر است؟ کينه‌هاي تاريخي، بسياري از مسائل شخصي، اختلاف‌هاي قومي، قبيله‌اي و مذهبي را زنده کردند. پول، اسلحه و خون ملت‌ها براي کشتن برادران ديني يا هموطنان هزينه مي‌‌شود. به نظرم، دشمنان در تحريک عصبيت‌ها و ايجاد درگيري درون منطقه‌اي تا حدودي موفق شده‌اند. به راحتي کشتار مي‌‌شود. حتي با فرياد الله اکبر برادر ديني خود را به نفع مستکبران و صهيونيست‌ها مي‌‌کشند، سر مي‌‌برند، گلوله باران و موشک باران مي‌‌کنند. بعضي کشورها را به جان هم انداختند. با پول اين عليه او، با رسانة اين عليه او، با قدرت نظامي او عليه اينها. از هر طرف که کشته مي‌‌شود، به نفع رژيم صهيونيستي است. به نظرم دشمنان منافق همة احمق‌ها را در اين صحنه فعال کرده‌اند. من در مکه گفتم که همه بايد هوشيار باشند.

تأمين حقوق اساسي مردم يک ضرورت است. منحصر به يک يا چند کشور هم نيست. همه بايد تسليم حق، عدالت و حقوق مردم باشيم. به خصوص کشورهاي مسلمان بايد از اين جهت پيشتاز باشند، چرا که پيامبر عزيز ما حضرت محمد مصطفي (ص) و اسلام عزيز پيشگام اين حقوق‌اند. بدون تأمين حقوق اساسي مردم نمي‌شود در برابر دشمنان ايستاد. و دوم، توجه به دشمنان قسم خوردة ملت‌ها. اين را بارها گفتيم و همه مي‌‌دانند، باز تأکيد مي‌کنم دوستي با دشمنان قسم خورده حاصلي جز ننگ ابدي ندارد. آنها نشان دادند که امين و صادق نيستند. به وقت لازم همه را قرباني مي‌‌کنند. مگر صدام را قرباني نکردند؟ صدام کم به امريکا خدمت کرد ؟ مگر بعضي دوستان سي سالة خودشان را اخيراً قرباني نکردند؟ آنها کم به امريکا و صهيونيسم خدمت کردند؟ بايد مراقب توطئه‌ها بود. مبادا به بهانة تأمين حقوق مردم دشمن فراموش شود و به جان هم بيفتيم. گلايه‌ها از يکديگر زياد است، ولي وقت براي آن باقي است. بايد مراقب دشمنان باشيم. مبادا دشمن از در رانده از پنجره وارد شود. مبادا دشمنان جنايتکار ديروز، امروز در لباس دوست وارد شوند که اين فاجعه‌اي بزرگ‌تر از فاجعة اول است. مگر نه اين است که دولت‌هاي متوالي امريکا به صراحت اعلام کرده و مي‌‌کنند که به رژيم صهيونيستي متعهدند؟ بايد آگاه باشيم. غفلت از دشمنان، فرصت دادن به دشمن براي سلطه بر منطقه است.

سه، وحدت و همدلي و حل مسائل از طريق گفتگو و تفاهم است. رمز موفقيت ما وحدت است. هر کشتار و هر درگيري تفرقه‌ها را تشديد مي‌‌کند. کار را خطرناک مي‌‌کند. همه بايد مراقب باشيم. من در ديدار بعضي رؤساي کشورهايي که جديداً به واسطة اين تحولات به قدرت رسيده‌اند، عرض کردم و گفتم كه خيلي بايد مراقب باشيم. حواسمان به درگيري‌ها منحرف نشود و از دشمن غافل نشويم. مراقب باشيم، کمک دشمن تعهدآور است و بعداً مشکل درست مي‌‌کند. همه بايد مراقب باشيم.

امروز حفظ وحدت مهم‌ترين اصل است. بايد بنشينند با هم در فضاي منطق و برادري، با گفتگو همة حقوق اساسي ملت‌ها تأمين بشود. ملت ايران ذره‌اي از حقوق اساسي خودش و ساير ملت‌ها کوتاه نمي‌آيد و اين را براي همه مي‌‌خواهد. معناي اين حرف اين نيست که حقوق ناديده گرفته بشود. خير. بحث سر روش تأمين اين حقوق است. از آنها سؤال کردم، آيا دولتي که با جنگ سرکار مي‌آيد، خودش فردا به همين مصيبت دچار نخواهد شد؟

چهار، همه بايد از طراحي دشمن براي نجات رژيم صهيونيستي مراقبت کنيم. آنها يك روزي مي‌گفتند از نيل تا فرات. حتي دربارة فارس و شيراز و ايران هم ادعا کردند؛ يعني همة جهان. افشا شدند، زير سؤال رفتند، ملت‌ها حرکت کردند تا امروز دست به يک طراحي بسيار پيچيده و فريبنده زدند. آن هم عبارت است از دو دولت. رژيم صهيونيستي و صهيونيست‌ها غدة سرطاني‌اند. حتي اگر يک سلول سرطاني در يک وجب از سرزمين فلسطين بماند، در آينده آش همان آش است و کاسه همان کاسه. اينها آدم‌هايي سلطه طلب و دنبال گسترش سلطه‌اند.

خاطره‌اي يادم آمد بگويم. يك همکار دانشگاهي ما که در امريکاست، در يکي از اين سفرها با من ملاقات کرد. همکار يعني ايراني. گفت آقا راجع به اين صهيونيست‌ها درست گفتيد. گفتم چطور؟ گفت ما در يک گروه آموزشي در دانشگاه کار مي‌‌کرديم و 16 عضو داشتيم. کسي که صهيونيست و طرفدار صهيونيست‌ها بود آمد عضو بشود. 15 نفر اعضاي گروه مخالفت مي‌‌کردند. اين سه سال چهار سال رفت و آمد، من دلم سوخت، رفتم به اينها گفتم، بابا اين همه التماس مي‌‌کند، اجازه بدهيد بيايد اينجا و عضو هيئت علمي دانشگاه شود. بالاخره آنها پذيرفتند و اين عضو هيئت علمي دانشگاه شد. من از آن دانشگاه رفتم، ده سال، شش سال بعد برگشتم به همان دانشگاه و همان گروه را ديدم. هيچ يك از آن اعضا نبودند و نيروهاي جديد جاي آنها را گرفته بودند. رفتم يکي از آن قديمي‌ها را پيدا کردم و گفتم چه شد، گفت هيچ، همان نفر که آمد زيراب تک تک ما را زد و به جاي آن صهيونيست‌ها را آورد و الان همة اعضاي گروه صهيونيست‌اند.

حضور صهيونيست‌ها در يک وجب از سرزمين فلسطين خطرناک است، چه برسد به اينکه بخواهند يك دولت رسمي و قانوني داشته باشند. همه بايد حواسشان باشد. من اين طوري از صحنه مي‌فهمم. بالاخره فهم است ديگر. فردا ما را متهم نکنند که آقا تو از انقلاب دست کشيدي! نه اين فهم من است. من اينطور مي‌‌فهمم. اين‌گونه طراحي کرده‌اند كه صهيونيست‌ها يك شلوغ کاري راه بيندازند بعد رهبران امريکا بيايند و اينها بگويند بايد دو دولت را بپذيري. 12-15درصد، حالا حداکثر 18 درصد از خاک فلسطين را به فلسطيني‌ها بدهند. بعد هم آنها مستقر باشند. حتي اگر 10 درصد هم بماند براي صهيونيست‌ها باز هم خطر است. آنها دنبال اين هستند. دو دولت يعني يک فرصت تاريخي براي بازسازي خودشان. همه بايد مراقب باشند. پذيرش دو دولت يعني بر باد دادن صد سال مقاومت، يعني روز از نو روزي از نو. هر کس بپذيرد، بداند که در خط ملت‌ها نيست و در نقطة مقابل ملت‌هاست.

همة ملت‌ها توجه کنند، معيار صداقت اهالي سياست و دولتمردان در پايبندي به حقوق مردم از يک طرف و ضديت با رژيم صهيونيستي است. اينها با هم است. کسي بگويد من طرفدار حقوق مردمم، اما دنبال امضا با رژيم صهيونيستي باشد، در ادعاي اول هم صادق نيست. مگر مي‌شود کسي بگويد من طرفدار حقوق ملت‌ها هستم، اما در نقطة مقابل صهيونيست‌ها و امريکا و سلطة امريکا نباشد؟ نمي‌شود کسي با رژيم صهيونيستي در تضاد اساسي نباشد، کنار بنشيند يا نمي‌شود دو دولت را در کنار هم بپذيرد و ادعاي طرفداري از حقوق مردم و آزادي را داشته باشد. همه بايد مراقب باشند که يکباره نيروهاي ناتو مدعي حقوق ملت‌ها و آزادي نشوند. عدالت و آزادي با گلولة اجنبي و نيروهاي ناتو مستقر نخواهد شد. ممکن است جابه جايي در قدرت اتفاق بيفتد، اما استقلال و حقوق اساسي ملت‌ها حتماً محقق نمي‌شود.

اما آخر عرايضم، چند جمله مي‌خواهم خطاب به مستکبران و صهيونيست‌ها بگويم:

بدانيد، گوش‌هايتان را باز کنيد، بهاري که شما گفتيد، فقط عربي نيست. آغازش بهار عربي است. بهار عربي خوب است، ولي بدانيد که بهار بشري و انساني در راه است. بهار غربي و بهار امريکايي هم در راه است و به لطف خدا به زودي برپا خواهد شد. ملت‌ها در حال بيداري‌اند. شما تا کي مي‌توانيد فرافکني و فريبکاري کنيد؟ آن آقا آمد گفت من مي‌خواهم تغيير بدهم. طوري گفت که همه فکر کردند سياست‌هاي دولت امريکا در داخل امريکا و در رابطه با ملت‌ها مي‌خواهد تغيير بکند. اخيراً آمد گفت که نه منظور من از تغيير اين اتفاقاتي است که در خاورميانه مي‌افتد. من به آنها مي‌گويم به نفع شماست که صهيونيست‌ها را کنار بزنيد. به نفع شماست که مستقل عمل کنيد و حقوق ملت‌ها را به رسميت بشناسيد و منافع ملت‌هاي خودتان را در چارچوب مرزهاي جغرافيايي خودتان دنبال کنيد. بدانيد که بهار ملت‌ها در راه است. اگر به اين نصيحت توجه نکنيد، به زودي زود، دست قدرت ملت‌ها که تجلي قدرت خداست، شما را به زير خواهد کشيد. دست از حمايت از رژيم صهيونيستي برداريد. آنها به درد شما نمي‌خورند. ملت‌هاي منطقه بيدار شدند. ممکن است مدت کوتاهي با تحريک عصبيت‌هاي قومي و مذهبي فرصتي پيدا کنيد، ولي بدانيد اين خيلي زودگذر است. بياييد با ملت‌هاي منطقه همراه شويد، صادقانه همراه شويد. بدانيد ملت‌ها به زودي زود تکليف صهيونيست‌هاي غاصب در فلسطين را يکسره خواهند کرد.

شما دنبال خاورميانة جديد هستيد. ما هم هستيم. خاورميانة جديد حتماً شکل خواهد گرفت، اما به لطف خدا و ياري ملت‌ها در اين خاورميانة جديد اثري از حضور امريکايي‌ها و صهيونيست‌ها نخواهد بود. دست از توهين به ملت ايران برداريد. ادبيات و رفتار خودتان را اصلاح کنيد، با ملت ايران دوستي کنيد. اين به نفع شماست. ملت ايران همة دشمنان و بدخواهان خودش را در تاريخ دفن کرده است. شما را هم که ضعيف‌ترين آنها هستيد، همين خواهد کرد و شما جز شرمندگي در برابر ملت ايران حاصلي نخواهيد داشت. به لطف خدا قدس آزاد خواهد شد، صهيونيست‌ها خواهند رفت، سلطة امريکا بر جهان درهم خواهد شکست و روز روشن ملت‌ها در راه است. کمونيسم رفت، سرمايه داري هم مي‌رود، به فضل الهي و با اراده و انتخاب ملت‌ها حکومت صالحان به دست مصلح کل و عاشق واقعي انسان‌ها يعني امام عصر - عليه السلام - با همراهي حضرت عيسي، همة ملت‌ها و صالحان برپا خواهد شد و سعادت حقيقي بشر محقق مي‌گردد. به اميد آن روز.

والسلام عليكم و رحمة الله و بركاته


شناسه خبر: 43011  

- متن کامل سخنرانی