- سخنراني در همايش بزرگ شوراهاي اسلامي استان تهران
چهارشنبه 25 ارديبهشت 1392 - 15:45

اللهم عجل لوليك الفرج و العافية و النصر و اجعلنا من خير اعوانه و انصاره و المستشهدين بين يديه.

سخنراني در همايش بزرگ شوراهاي اسلامي استان تهران

اللهم عجل لوليك الفرج و العافية و النصر و اجعلنا من خير اعوانه و انصاره و المستشهدين بين يديه.

شناسه خبر: 429 - 

شنبه 9 ارديبهشت 1385 - 13:41

خداى بزرگ را سپاسگزارم كه توفيق داد امروز در جمع همكاران عزيز و صميمى خودم، اعضاى محترم شوراهاى اسلامى استان تهران باشم و چهره هاى نورانى آنها را زيارت كنم.

من مى خواهم سه مطلب را خدمتتان عرض كنم و سعى مى كنم كه [مطالب] كوتاه باشد. يك مطلب مربوط به امسال است. يك خطابى به مسئولين كشور دارم و خطابى هم به شوراها. بحث چهارمى هم براى مردم دارم كه در آينده است و ان شاءالله قبل از انتخابات شوراها عرض خواهم كرد.

اما مى دانيد كه امسال به نام نامى پيامبر گرامى اسلام مزين شد. گرچه همه سالها و عصرها متعلق به پيامبر گرامى اسلام است. اما قطعاً اين هم از الطاف الهى به بشريت بود كه در چنين شرايطى كه عالم در نقطه عطف تاريخى قرار گرفته است، نام پيامبر عزيز ما مجدداً مطرح شد كه ما يكبار ديگر به آن چيزى كه بايد باشيم، برگرديم.

سال پيامبر يعنى سال رحمت، كرامت انسانها، صلح و آرامش و برادرى و رأفت، سال تلاش و مجاهدت و فداكارى، سال وحدت و برادرى، سال تعالى بشريت و امت اسلامى، پيشرفت و سازندگى و كار، سال ذكر و تسبيح و عبوديت خدا، سال خضوع در مقابل خدا و ايستادن در مقابل طواغيت عالم.

مشكلاتى كه امروز جامعه بشرى با آن دست به گريبان است به خاطر دورى از فرهنگ انبياست. اگر ظلم، فساد، تبعيض، فقر، تفرقه، نزاع و جنگى است، همه اش حاصل دورى از فرهنگ انبياست. پيامبر عزيز ما ميراث دار و وارث همه انبيا، و اتم، اكمل، خلاصه و عصاره همه انبياست.

مشكل بشريت در سطح مديريت اين است كه برخى از قدرتها و بخشى از مديران جامعه، نگاهشان را از آرمان انبيا منحرف كرده اند و دنبال چيز ديگرى هستند و همين جا نقطه بيچارگى بشريت است. شما هرجاى عالم كه برويد، هر جا كه ببينيد زندگى دچار سختى و فشار شده، روحها نگران، دلها ناآرام، فضا فضاى ناامنى و فضاى دلهره و نگرانى و حزن و اندوه است، اميدها منقطع است، فشارهاى روانى بالاست، جنگ اعصاب است، آدمها از هم جدا هستند، بدخلقيها و بداخلاقيها هست، روح انسانى خموده شده، مى بينيد حاصل دورى از فرهنگ انبياست. چرا كه همه زيباييها، خيرات و سعادتها، خلاصه در فرهنگ انبياست.

پيامبر عزيز ما، كانون همه خوبيها و زيباييهاست. بدانيد، همه در عالم بدانيد و شما مى دانيد هرچه از زيبايى وجود دارد به واسطه وجود پيامبر عزيز اسلام و تعليمات پيامبر است. اگر گلى لبخند مى زند، اگر محبت، شجاعت، شهامت، مردانگى و مروت، عشق به خدمت، علم، دانش و فناورى هست، اينها همه به واسطه وجود پيامبر گرامى اسلام است. منشأ همه خيرات و خوبيها براى بشريت است. ريشه حل مشكلات عالم و چاره درد بشريت هم بازگشت به تعليمات انبياست.

زندگى در فضاى نورانى حاكميت احكام الهى، دينى و دستورات پيامبران آن چيزى است كه سعادت دنيا و آخرت را براى بشر به ارمغان مى آورد. خارج از اين، هيچ نقطه روشنى وجود ندارد، امكان ندارد و قابل اثبات هم هست. بقيه همه سراب است. داستان مى نويسند. از اوهام و ساخته هاى دست خودشان تبعيت مى كنند. موقعى با چوب مى ساختند و مى پرستيدند، امروز در ذهن خود مى سازند و مى پرستند. همان بت پرستى، جهالت و تعصبهاى جاهلى است كه دنيا را به آتش مى كشد و چاره اش بازگشت به فرهنگ انبياست؛ به خصوص براى ملت ايران.

27 سال است كه ملت ايران به لطف خدا و با تمسك به پيامبر اسلام و مشى و فرهنگ پيامبر به الگوى خداپرستى و عدالت طلبى تبديل شده است. امروز شما مى دانيد، اما تكرارش خالى از لطف نيست، يك حقيقت مسلم است كه چشم همه ملتهاى عالم به ملت ايران است. در خداپرستى و عدالت طلبى ما مى بينيم؛ نه فقط ملتها، بسيارى از حكومتها و مسئولين حكومتها از ما مى خواهند و اظهار مى كنند. در همين قضيه هسته اى، وقتى اعلام شد كه ما يك كشورى هسته اى هستم و صفر تا صد فناورى توليد سوخت هسته اى را در اختيار داريم، اخبار و اطلاعات بسيار دقيق و گسترده از همه دنيا داريم كه بسيارى از ملتها جشن گرفتند و به هم تبريك مى گفتند، با اينكه با ما هزاران كيلومتر فاصله دارند. به لحاظ ظاهرى هم هيچ ارتباطى با ما ندارند، اما احساس مى كردند كه خودشان پيروز شده اند. براى ما كه از اين نامه ها مفصل مى آيد. از گروهها و اقشار مختلف مردم، افرادى كه معتمد مردم اند و محترم اند. انجمنها و تشكلها مفصل [نامه دادند.] اطلاعات داريم، نه فقط كشورهاى اسلامى، فكر نكنيد اين مختص كشورهاى اسلامى است؛ نه، بشريت. حالا مسئولين حكومتها كه چه قدر پيام دادند و تماس گرفتند و حضورى، تلفنى و نامه اى، آقا ما تبريك مى گوييم، ما خودمان پيروز شده ايم، احساس مى كنيم مقتدر شده ايم و فضا برايمان بازتر و بهتر شد و فكر مى كنند خودشان پيروز شده اند و...

امروز ملت ايران در توحيد و عدالت طلبى پرچمدار و الگوى همه ملتهاست.

عزيزان! امروز يك مأموريت جديد بر عهده ملت ماست. ما بايد تلاش كنيم در سرزمين عزيز ايران يك جامعه پيشرفته، مقتدر، مرفه، آباد و اسلامى برپا بكنيم كه با قوانين و مقررات اسلام، مترقى و پيشرفته اداره بشود تا اين الگوى حيات طيبه و زندگى سعادت آميز براى همه بشريت بشود. اين تنها وظيفه امروز ماست، نه تنها مطالبه ملت ماست بلكه مطالبه همه ملتها از ملت ماست. خداوند اين استعداد و ظرفيت را در ملت ما نهاده است. ما هم استعدادهاى طبيعى فراوان و هم استعدادهاى انسانى داريم و غنى ترين و مترقى ترين و كامل ترين فرهنگ و دين امروز در اختيار ملت ايران است. خب اين همه نعمت، آن هم مسئوليت. بايد برپا كنيم كه ديگر من تكرار نمى كنم. شما هم الحمدلله همه تان دست اندركاريد و مى دانيد چه استعدادهاى شگرفى در اين كشور نهفته است. چشم انداز بيست ساله يعنى همين. يعنى يك جامعه الگو و نمونه براى همه بشريت درست كنيم. در همه زمينه ها، در علم، فرهنگ، صنعت، كشاورزى، پزشكى و... اين را داريم. ما صدها سال بوده ايم. غفلت كرده ايم.

البته دنيا هم بايد بداند اينها مديون ملت ايران هستند. در همه علومى كه دارند، در تمدنى كه امروز هست، در فرهنگ و صنعت و بسيارى از علوم، پايه گذارش ملت ايران بوده اند و در ادب و هنر كه هنوز هيچ ملتى بالاتر از ملت ايران نيامده است. بايد به جايگاه خودمان برگرديم. اين يك آرمان انقلابى است. آرمان انقلاب است و يك مسئوليت ملى و اسلامى و مأموريت تاريخى است.

البته كسى هم نمى تواند مانع حركت ملت ايران به سمت اين قله هاى بلند بشود. كسانى كه خيال مى كنند با اين زد و بندها و بعضى از اين رفتارهاى بى مايه و بى پايه مى توانند جلوى حركت يك ملت را بگيرند در اوهام زندگى مى كنند. 27 سال تلاش كردند. قبل از آن هم تلاش كردند. كجا را گرفتند و به كجا رسيدند؟ ما دلمان براى آنها هم مى سوزد. آنها را هم به فرهنگ انبيا و تبعيت از انبيا دعوت مى كنيم. همه انبيا مظهر رحمت و كمال بوده اند و همه به توحيد، عدالت، انسانيت و كمالات انسانى دعوت كرده اند.

ما براى رسيدن به آن قله نيازمند چند چيز هستيم. اول همدلى، دوم ايستادگى و سوم كار و مجاهدت. كار و مجاهدت عالمانه، دقيق، عميق، با برنامه، آينده نگر و بالاخره توكل بر خداوند تبارك و تعالى، آنها هم در طراحيهايشان مى خواهند همين ها را از ما بگيرند؛ همدلى ها، روحيه كار و تلاش و روحيه ايمانى را بگيرند كه البته نخواهند توانست. بايد دولت و ملت دست به دست هم بدهيم و ان شاءالله اين وظيفه بزرگ را به خوبى انجام بدهيم. من هم بسيار اميدوار و هم مطمئنم و ذره اى در آن ترديد ندارم كه ملت ما همچون هميشه، اين مأموريت تاريخى را هم به بهترين وجهى انجام خواهد داد. خوشحال باشيد كه به شما مى گويم بسيارى از سران دنيا الان تماس مى گيرند و در مسائل اجرايى كشورشان نظر و كمك مى خواهند و دعوت مى كنند. صريح مى گويم و طبيعى هم هست.

تنها نقطه مطمئن براى تبعيت و اداره جامعه، مشى انبياست. بالاتر از اين چيزى وجود ندارد. اگر كسى تصور كند كه خارج از حوزه دين مى تواند سعادتى بيافريند، در اشتباه محض است. ديديم كه نتوانستند. كمونيستها، ماركسيستها، سوسياليستها را ديديم، ليبرالها را هم الان داريم مى بينيم و جلوى چشمان هستند و سقوطشان را هم داريم مى بينيم. سقوط از اين بالاتر كه كسى بيايد بگويد آقا در مناسبات و رفتار من، موازين اخلاقى هيچ نقشى ندارد. خب اين كالانعام بل هم اضل)2( است، چون انعام هم تابع چارچوب و مقرراتى هستند. تو تابع هيچ چيز نيستى. به يكى از اين آقايان گفتم كه شما انتظار داريد كه ما حرفهاى شما را باور كنيم؟ تو خودت دارى مى گويى كه هيچ مناسبات و موازين اخلاقى در رفتار من تأثيرى ندارد، من چگونه حرف شما را باور كنم؟ دروغ مى گوييد. ما روى كدام قول شما حساب كنيم. چون شما كه اعتقادى به وفاى عهد نداريد و زير قولتان مى زنيد. اصلاً شما به كرامت انسانى توجه نداريد. مى بينيم، من مطمئنم كه ملت ايران اين قله بلند را به لطف الهى فتح خواهد كرد. بايد دست به دست هم بدهيم. [در سند چشم انداز] بيست سال گذاشته اند، مراعات حال ما را كرده اند، والا ظرفيت ملت بسيار بيشتر از اين است و مى توانيم زودتر برسيم.

بعضيها خيال نكنند نشدنى است، ديديم كه شدنى است. حالا ان شاءالله امسال چندين خبر خوش ديگر در پيشرفتهاى علمى و فناورى داريم. چيزهايى خواهيم ديد كه موقعى در ذهن همه نشدنى بود، الان هم خيليها در دنيا مى گويند نشدنى است، اما دانشمندان ما به لطف خدا آن را شدنى كردند. پس شدنى است و ما مى توانيم.

اما جمله مربوط به مسئولين كشور، به همه مى گويم از احمدى نژاد تا دهيار، بخشدار، كارمند و همه، كشور اسلامى متعلق به همه است. همه در مقابل همه مسائل جامعه مسئوليم. من خيلى اعتقاد ندارم كه اين شوراها از آن آيه استخراج شده و ما به واسطه آن آيه شورا شديم. شوراها يك جمع كوچك اند و وظايفى دارند. ولى حوزه مشورت كه محدود به چند نفر نيست. حوزه مشورت باز است. شوراها مسئول بررسى و تصميم گيرى هستند. همه مسئوليم؛ همه ملت در مقابل همه مسائل جامعه: فرهنگ، اقتصاد، شهرسازى، معمارى، صنعت، كشاورزى، پيشرفت، عزت جامعه و اعتبار كشور، همه مسئوليم.

نقش دولت برنامه ريزى، هدايت و حمايت است. چه كسى بايد كشور را بسازد؟ مردم. چه كسى بايد متن جامعه را اداره بكند؟ مردم. هم دولت، هم مجلس و هم شوراها بستر قانونى است براى اينكه مردم بتوانند اداره بكنند. اين گستره وسيع شوراها بهترين يار، بازو و همكار براى دستگاههاى دولتى هستند. كشور را اداره بكنيد. ما هم هيچ دليل و شاهدى نداريم كه شما كه الان نشسته ايد و حرف مرا گوش مى دهيد از بنده نسبت به سرنوشت و پيشرفت كشور كمتر حساسيت و دلسوزى داشته باشيد. بالاخره از گذشته هاى دور اين در سيستم ادارى رسم بوده كه فكر مى كردند هرچه اختيارات در جيب خودشان باشد، كار بهتر انجام مى شود. اين تصور غلطى است. هم آقاى محمدى وزير محترم كشور به خوبى اشاره كردند، هم جناب آقاى مهندس چمران، من كه نشسته بودم آقاى موسوى معاون محترم حقوقى رئيس جمهور هم كه تشريف دارند، ايشان هم اشاره كردند. اين نيست. بايد بار اداره كشور توزيع بشود به خصوص در كارهاى محلى؛ مجموعه داخلى يك شهر و روستا.

زيباترين نوع مشاركت و همكارى مردم همين شوراها هستند. هم خودشان انتخاب مى كنند و هم خودشان امورشان را اداره مى كنند. دولت هم سياست گذارى كلى، حمايت و پشتيبانى و هدايت مى كند. البته بعضى جاها نظارت مى كند و وظيفه اش هم هست كه نظارت كند. سياست دولت اين است. ما هر مقدار بتوانيم كارهايى را بكنيم و محول كنيم كه شوراها به نمايندگى از مردم خودشان انجام بدهند، اين كار را انجام مى دهيم. قانون لازم داشته باشد لايحه مى دهيم، قانون لازم نداشته باشد توافق مى كنيم، كارها را پايين دست ببريم. اين سياست قطعى دولت است.

ما هيچ تضاد، رقابت و تزاحمى بين دستگاههاى دولتى و شوراها نمى بينيم و اصلاً قبول نداريم. اينها با هم هستند و همراه و در طول يكديگرند. فقط يك تقسيم كار است كه ما ترجيح مى دهيم در اين حوزه كارهاى سنگين، بار بيشتر را روى دوش شما منتقل كنيم. شما كه دوست داريد كار بكنيد، بيشتر كار كنيد و ما هم كارهاى ديگرى انجام مى دهيم. آن قدر كار هست كه همه 70 ميليون نفر دست به دست هم بدهيم و شبانه روز كار كنيم باز هم كار هست. همه دولت و شوراها؛ شما كه مى بينيد چگونه است. در يك شهر كوچك 15-20 هزار نفرى چقدر كار هست. پنج نفر عضو شورا مرتب مى دوند، فرماندار، شهردار و بخشدار مى دوند ولى باز هم كار هست.

ما مى خواهيم يك تمدن برپا كنيم و الگو بسازيم. مى خواهيم عقب ماندگيهاى دويست سيصد سال اخير را كه بر اثر بى كفايتيها و استعمار بر ملت تحميل شده، جبران كنيم و جلو بزنيم. معلوم است كه كار خيلى زياد است. بنابراين دولت علاقه مند است كه كارها را مرتب واگذار كند و به جدّ حمايت مى كنيم. حالا خوشبختانه در قوانين ما هم هست. خدا را شكر و پشتوانه قانونى محكم هم دارد. نظر آقاى پورمحمدى هم همين است. حالا اگر لوايحى از گذشته به مجلس رفته، ما هم نظرمان را به مجلس محترم مى دهيم، نمايندگان عزيز هم هستند، ما مى گوييم كه اختيارات را بيشتر به شوراها بدهيم.

اما مى خواهم چند كلمه اى هم با شوراها صحبت كنم. بالاخره گفتم نهاد شوراها يك نهاد جديد و نهال نو است و بايد خيلى مراقبت كنيد. اولاً اينكه شوراها درست شدند تا بارى از دوش مردم شهر و روستا بردارند. شورا درست نشد كه خداى نكرده بارى را بر روى دوش مردم بگذارد. بنابراين توسعه تشكيلاتى، ساختمان، دفتر، ماشين، برو و بيا، كه اينها هزينه هاى اضافى بر دوش مردم است، اينها را كم كنيد. تا آنجايى كه مى شود كم كنيم. بالاخره اين نهاد، نهادى نو پاست. اگر بگوييم سيستم ادارى از گذشته شكل گرفته و در آن مقدارى ريخت و پاش و اشرافى گرى هست، خب اينكه از قبل بوده، حالا ديگر نمى توانيم همه اش را اصلاح كنيم. شورا جديد است ديگر، از الان مراقبت كنيد اين حرفها به داخلش نيايد.

دوم اينكه نگاهتان به مديريت شهر و روستا بايد نگاهى عالمانه و علمى باشد. نگاه شخصى، لحظه اى، خانوادگى، حزبى، گروهى و دسته اى آسيب مى زند. نگاه عالمانه، مسائل دراز مدت و دقيق، تصميمات مطالبه شده و بررسى شده، بنشينيد مطالعه و بررسى كنيد، ما داريم با سرنوشت و زندگى مردم كار مى كنيم. مراقبت كنيم كه ما امانتدار مردميم. بالاخره وقتى اختيارات و قدرت مى آيد، ممكن است آسيب هم ببيند. بايد خيلى مراقبت كنيم. اكثريت قريب به اتفاق شوراهاى كشور دارند بسيار خوب كار مى كنند. گزارشهايى كه دارم خيلى كمك بوده اند، تصميمات شهرداريها پخته تر و مردمى تر و دقيق تر شده است و هزينه ها پايين آمده است. اما بعضى جاها هم بعضى اخبار را مى شنويم و ناراحت مى شود.

بايد مراقبت كنيم. شوراها مال مردم اند؛ بنابراين بايد در متن مردم باشيد. شورا يك پل يكطرفه نيست، پل دو طرفه است. بايد برويم استعدادها، توانها و منابع مردم را هم بسيج كنيم و در مديريت شهر و روستا و ساختن بياوريم. طراحى اين به عنوان معتمدين مردم در اختيار شماست. بر كار شهرداريها بايد حسابى و دقيق نظارت كنيد. نه اينكه دعوا كنيم؛ نه. شهردار و شورا و فرماندار همه يكى هستيم اما اين مانع از نظارت نمى شود؛ به خصوص در محافظت از اطلاعات مديريت شهرى. نبايد ما به يك شهر برويم و بگوييم يك عده مطلع شده اند كه قرار است زمينهاى اين قسمت وارد محدوده شهر بشود و فلان آقا كه با مجموعه ها مرتبط بوده اند، زودتر مطلع شده اند و اينها را ارزان خريده اند، بعد تصويب شده كه اينها جزء شهر بشود و قيمتش 50 برابر شد. نظارت و دقت كنيد، حقوق مردم است. بالاخره در سيستم

ادارى و شهرداريها يك سرى ارتباطات نا صحيح بوده، شورا درست شد كه برود نظارت كند و يكى يكى اين ارتباطات را قيچى كند. نگذاريم اين اتفاق بيفتد.

شورا يك مجلس قانون گذارى كوچك براى شهر و روستاست. بسيارى از مقررات شهردارى دست شماست. بايد كارها را براى مردم روان كنيد. ساده سازى كنيد، روان كنيد و به مردم اعتماد كنيد و احترام بگذاريد. يكى از گرفتاريهاى ما در تهران در خدمت آقاى مهندس چمران اين بود كه اين مقررات را مرتب اصلاح كنيم. مردم يك پايان كار يا يك پروانه مى خواستند يا دو متر جلو و عقب شده بود، ديگر از هستى ساقط مى شد. اينها را روان كنيد و بنشينيد تصويب كنيد. وزارت كشور و فرماندارها هم با همين نگاه با شما همكارى و كمك مى كنند. گره ها را برداريد و بگذاريد مردم زندگيشان را بكنند. مردم اسير ما كه نيستند. ما خادم مردم ايم. بنشينيد و متناسب با شرايط جغرافيايى خودتان روان سازى كنيد. البته قوانين مبنا هم داريم كه كارها بايد بر مبناى آن قوانين باشد. اما بنشينيم و آيين نامه ها و مقررات داخلى را اصلاح بكنيم. از يك طرف جلوى سوء استفاده ها را ببنديد، از طرف ديگر جلوى متن مردم را باز كنيد و بگذاريد مردم تلاش، فعاليت، كار و زندگى كنند. نبايد در موقع گرفتن يك پروانه، پايان كار، مجوز و درست كردن يك مغازه تمام زندگى يك نفر را در عرض 15-20 سال دچار مشكل كنيم. جلوى تصميماتى كه يكدفعه بخش وسيعى از مردم را دچار التهاب و نگرانى مى كند، بگيريد و نگذاريد بشود. مى توانيد اين كار را انجام بدهيد و ما حمايت مى كنيم.

بالاخره همه ما آمده ايم براى اينكه در خدمت آرامش، رفاه و سعادت مردم باشيم. ما نقطه مقابل و مزاحم مردم نيستيم. بالا سر مردم نيستيم. در خدمت مردميم. شما مى توانيد اين كارها را انجام بدهيد.

خوشبختانه الان شوراى استانها و شوراى عالى استانها هست. يعنى تقريباً اين نظام كامل شده است. من توصيه مى كنم آقاى مهندس چمران و جناب پور محمدى جلسات كارشناسى، مشورت و تبادل تجربيات بين شوراها را زياد كنيد. يكسان سازى و روان سازى مقررات، اصلاً جلسه بگذاريد اهل فن بيايند، مشكلات گفته بشود، گفتگو كنند و اصلاح مقررات و آيين نامه ها بشود. من مطمئنم كه شما مى توانيد. ما هم در خدمتتان هستيم.

حالا تذكرات ديگرى هم بود كنار مى گذارم و از آن بحثهايى كه قرار است به مردم عرض بكنم، مى خواهم اينجا يك جمله اش را خدمتتان بگويم. همه داريم كار و تلاش مى كنيم، ان شاء الله همه هم براى خدمت است و درست، علمى و صحيح است. مردم هم بايد حضور داشته باشند، كار و تلاش كنند و كشور را بسازند. اما يك مسئوليت ويژه به عهده مردم است كه تضمين سلامت و كارآمدى همه دستگاههاست و آن هم نظارت دائمى و مستمر است. نگويند ما احمدى نژاد را انتخاب كرديم و او خودش درست مى رود. مجلس را انتخاب كرديم خودش درست مى رود، شورا را انتخاب كرديم، خداحافظ برويم تا چهار سال ديگر، نه خير. انتخاب كردن يك مسئوليت است و نظارت كردن مسئوليتى ديگر. بايد با چشمان باز همه اعمال تمام كارگزاران حكومت زير چشمان تيزبين باشد. تذكر بدهيم، بخواهيم، حرف بزنيم، امر به معروف. بهترين امر به معروف و نهى از منكر در مقابل مديران و مسئولين است. نه اينكه حالا بيچاره اى كنار خيابان مى رود و پايش را كمى كج گذاشت، حمله كنيم. نه، بايد به او تذكر داده بشود؛ آن به جاى خود. اما مهم تر از آن بايد آدم به مسئولين تذكر بدهد. آقا اين تصميم شما باعث شد بخشى از فضاى سبز شهر از بين رفت، فاضلاب شهر به هم ريخت، اقتصاد خراب شد، به خودباورى و هويت مردم آسيب وارد شد. چون تصميمات كارگزاران و مديران زندگى مردم و همه چيز را تحت تأثير قرار مى دهد. اينجا بايد چشمان بيدار مراقب تك تك رفتارها باشند و تذكر بدهند؛ چنين نظارتى كه دستور پيامبران و اسلام است، و بر مسلمانها واجب است و به گمانم بر همه پيروان پيامبران واجب است، امر به معروف نهى از منكر؛ يعنى فرمان نظارت عمومى.

از همه شما صميمانه تشكر مى كنم به خاطر اينكه در شوراها مسئوليت پذيرفتيد و داريد شهرها و روستاهاى خودتان را مى سازيد.

و السلام عليكم و رحمة الله و بركاته

شناسه خبر: 429  

- سخنراني ها

, متن کامل سخنرانی