
سخنراني در مراسم هفتمين همايش ملي معرفي کارگران واحدهاي نمونه کشور
اللهم عجل لوليك الفرج و العافية و النصر و اجعلنا من خير انصاره و اعوانه و المستشهدين بين يديه.
خداى بزرگ را سپاسگزارم و حقيقتاً با همه وجود خوشحال كه توفيق داد امروز در جمع بهترين ملت ايران باشم.
ما درباره كار و كارگر كلمات و فرمايشهاى بلند بزرگانمان را داريم و خيلى ضرورتى ندارد كه من دوباره اينجا تكرار بكنم. در همين جلسه هم گفته شد، هم جناب آقاى طاهايى، هم آقاى جهرمى و هم آقاى عيوضى فرمودند و به خصوص در اين سرود بسيار زيبا كه من فكر مى كنم اگر بنا باشد ما براساس ارزش قشرهاى گوناگون و تأثير و جايگاه آنها در جامعه سرود بسازيم، از هر صد تا سرودى كه در كشور ساخته مى شود بايد 60 تا 70 تا از آنها در مدح و تجليل از كارگران عزيز ميهن اسلامى باشد. در اين سرود هم واقعاً بعضى از مسائل را به زيبايى ترسيم كرده اند.
اجازه بدهيد كه چون چند تا مطلب هست كه بايد خدمتتان عرض كنم و شايد مقدارى هم طولانى باشد، وارد بحثها بشويم. اما سال، سال پيامبر اسلام است، گرچه همه سالها متعلق به پيامبر اسلام است، اما لطف خداوند امسال شامل حال ما شد كه يك بار ديگر روى خودمان را به آن كانون اصلى همه خوبيها و زيباييهاى عالم برگردانيم. آن كانونى كه اسوه كامل و بهترين الگو براى همه بشريت تا آخر است و خواهد بود.
سال پيامبر يعنى سال گسترش رأفت، محبت، مهرورزى و برادرى. سال پيامبر يعنى سال عبوديت، ذكر، تسبيح و تحميد. يعنى سال كرامت انسانى. يعنى سال صلح، آرامش، برادرى و برابرى. يعنى سال عدالت، كار، مجاهدت و تلاش براى فتح قله هاى بلند و سال پيامبر يعنى سال صلوات بر محمد و آل محمد. سالى است كه بايد درس بياموزيم.
سرتاسر زندگى پيامبر اسلام براى همه درس است. اجازه بدهيد يكى از درسها را دو سه جمله مرور بكنيم. يكى از درسهاى پيامبر اسلام مجاهدت، كار و تلاش بى وقفه است. كار عالمانه، پيگير، شجاعانه و كارى كه در خدمت بشريت، تعالى جامعه و پيشرفت ملتهاست. زندگى پيامبر عزيز را يك بار در ذهنتان مرور كنيد؛ همه مى شناسيد. از همان كودكى تا لحظه اى كه رحلت فرمودند يك لحظه آرامش در زندگى پيامبر نيست. آن جايى كه براى هدايت انسانها زحمت مى كشد و تلاش مى كند آن قدر با همه وجود مى خروشد و آسايش را بر خودش حرام مى كند كه خداوند به فرياد پيامبر ما مى رسد. مى گويد نزديك است كه خودت را از بين ببرى. چرا اين قدر براى هدايت انسانها حريصى، حرص مى زنى و جوش مى خورى؟ آن جايى كه مى خواهد از حقوق ملتها و انسانها دفاع بكند، با همه وجود و شبانه روز، آن جايى كه مى خواهد حوائج انسانها را برطرف بكند، اين قدر درها باز است، ارتباط نزديك و صميمى است و آن قدر بر پيامبر فشار مى آيد كه مى آيند پايين پاى پيامبر تا صبح مى نشينند. آن قدر مى نشينند كه هيچ فرصتى براى استراحت باقى نمى ماند. پيامبر عزيز استراحت كه نداشت تا تجديد قوا كند يا عبادت بايد مى كرد. بالاخره پيامبر كار دارد. كارهايى دارد كه مخصوص پيامبر است. كه خدا مى گويد آقا بلند شويد و برويد. آمديد كارتان را انجام داديد بلند شويد و برويد. آن قدر براى آبادانى و پيشرفت جامعه اسلامى تلاش مى كند كه خودش آستينها را بالا مى زند، گِل، آجر و مصالح مى برد و پا به پاى مردم حركت مى كند. آن جايى كه بايد از حيثيت و كيان جامعه دفاع بكند، در خط مقدم ايستاده و سينه را سپر مى كند تا جايى كه در بعضى از جنگها تقريباً همه مى بُرند، تحت فشارهاى سنگين جبهه كفر و شرك همه بالاخره يك جورى جا مى زنند، اما پيامبر مى ايستد و پناهگاه مؤمنين مى شود. همه در سختيهاى سنگين به او پناه مى آورند.
سر تا سر زندگى پيامبر اسلام كار، تلاش و مجاهدت است و اين سيره مردان الهى، انسانهاى متعالى و انسانهايى است كه آرمان و هدف دارند. سر تا سر زندگى پيامبر لطف، محبت و رحمت است. وجودش براى عالميان رحمت است. امروز هم دواى درد بشريت بازگشت به پيامبر اسلام و بازگشت به پيامبران و فرهنگ پيامبران، احكام الهى، دستورات قرآن و دستورات دين است.
هر جايى كه تبعيض، فقر، ظلم، اجحاف، بداخلاقى، كج خلقى و بدرفتارى است، هر جايى كه مى بينيم زندگى آشفته است و همه دارند مى دوند اما آرامشى نيست، علتش را بايد در دورى از فرهنگ انبيا جستجو كرد. هر چقدر از فرهنگ انبيا دور شويم به همان نسبت زندگى سخت تر و سخت تر مى شود. بى عدالتى و تبعيض بيشتر و بيشتر مى شود. اينكه مى بينيد چند تا قدرت دنيا اين طور اشتلم مى كنند، رگهاى گردنشان را [متورم مى كنند] و فرياد مى زنند، ادعاى خدايى و حاكميت بر جهان مى كنند و هر جايى كه مشكلى است به خاطر آنهاست، به اين دليل است كه از فرهنگ انبيا دور شده اند. بعضى از آنها به دروغ مى گويند كه ما پيرو انبيا هستيم. دروغ مى گويند و اعتقادى ندارند. آنها پير و هواهاى نفس، خودخواهيها، قدرت طلبيها و زيادى خواهيهاى سيرى ناپذير خودشان هستند و بايد برگردند.
البته ما مطمئنيم اگر با دعوت و با زبان خوش بر نگردند، دست قدرت ملتها به زودى آنها را به زير خواهد كشيد و تأديب خواهد كرد. نمونه اين رفتار را شما در موضوع هسته اى مى بينيد. آدم بعضى وقتها خنده اش مى گيرد و بعضى وقتها غصه دار مى شود. خنده اش مى گيرد از اين استدلالهايى كه دارند. چقدر سبك و چقدر بى مايه؛ و غصه اش مى گيرد كه چرا دنيا تحت تأثير بعضى از اين شخصيتهاست؟ و چرا بعضى از ملتها اختيارشان را دست اينها مى دهند؟ منطق ما خيلى ساده و روشن است. مى گوييم آقا اگر فناورى هسته اى چيز بدى است، شما چرا داريد؟ اگر چيز خوبى است، ديگران چرا نداشته باشند؟ منطق ما خيلى ساده است. قانون، حقوق بين الملل، مقررات و آژانس هم همين را مى گويد. ما هم همين را مى گوييم. حرف خيلى روشن است. شما مدعى هستيد كه نگران انحراف ما در موضوع هسته اى هستيد، خب خيلى روشن است كه دروغ مى گوييد. شما نگران انحراف نيستيد. هر كشورى كه پرچم استقلال را برافراشته شما نسبت به آن كينه داريد؛ مثل امريكاى جنوبى. ونزوئلا مى خواهد مستقل زندگى كند، همين كه مى گويد من مى خواهم مستقل زندگى كنم، تروريست و حامى تروريست مى شود. مكزيك، برزيل، شيلى، بوليوى و كوبا، مردمشان مى خواهند روى پاى خودشان بايستند و شما نسبت به اينها كينه داريد. بياييم در افريقا، چرا با سودان مخالفيد؟ براى اينكه مى خواهد مستقل زندگى كند و روى پاى خودش بايستد و با سياستهاى سلطله طلبانه شما مخالف است. بياييم در لبنان، سوريه و عراق، همين الان چرا نمى گذارند دولت عراق مستقر بشود؟ چرا ناامنى بر پا مى كنند؟ و بياييم همين طور در محور عدالت خواهى و خداپرستى عالم، جمهورى اسلامى، براى چه با ما مخالف اند؟ ما متجاوز بوده ايم؟ ملت ايران در تاريخ ثبت شده اش هيچ گاه به جايى تجاوز نكرده است. البته ما دفع تجاوز مى كنيم، با قدرت هم اين كار را مى كنيم، اما هيچ وقت ثبت نشده كه ملت ايران همين طورى دوست داشته باشد كه به كشورى حمله بكند، چنين چيزى در تاريخ نداريم. هميشه دفع خطر و تجاوز بوده است. در همين 27 سال كه هميشه شما حمله كرده ايد. شما نگران تجاوزيد؟ شما خودتان عين تجاوزيد. در آسيا هم كه برويم همين طور است. والا شما مى دانيد هم خودشان سلاحهاى هسته اى دارند، هم استفاده كرده اند و همين الان هم بر خلاف مقررات نسل دو، سه و چهارشان مى سازند و آزمايش مى كنند.
آنها با پيشرفت ما، عزت ملتها و از اينكه كشورى روى پاى خودش بايستد، پيشرفت بكند و خودش را بسازد و بى نياز از آنها باشد، مخالف اند. چون شبكه تبليغاتى برپا كننده نظام سلطه را مى شكند. آنها مخالف اند. در همين اطراف ما مى بينيم عده اى را به بمبهاى هسته اى تجهيز كرده اند و نگران هم نيستند. چون آنها مال خودشان هستند. اما مرتباً بازرسى مى كنند و مى گويند ما هنوز به نقطه اى نرسيده ايم كه مطمئن بشويم انحرافى رخ نخواهد داد. دنبال انحراف مى گرديد؟ بيايد ما آدرسش را به شما مى دهيم. البته ما اهل گفتگو هستيم و صلح و آرامش را براى همه ملتها مى خواهيم. اصلاً ملت ايران پرچمدار صلح، محبت و مهرورزى است. آن طرف دنيا يك حادثه طبيعى براى ملتى پيش مى آيد كه دولتش هم با ما دشمن است، ملت ايران اينجا غصه دار مى شود و دوست دارد به آنجا كمك بكند. ملت ايران ملتى فرهنگى، متمدن و تمدن ساز است. ما اهل گفتگو هستيم، اما در شرايط برابر. اينكه خيال كنند يك چيزى بالاى سر ما درست كنند و بگويند بفرماييد با ما مذاكره كنيد، بدانند كه ديگر از اين خبرها نيست، تمام شد. ملت ايران 27 سال است كه مستقل است. براى اينكه ما در كشور خودمان از دانش، دانشمندان، كارگران و فكر خودمان استفاده كنيم كه از ديگران اجازه نمى گيريم. ما راجع به حقوقمان با كسى صحبت نمى كنيم. اين خيلى خنده دار است. به ما مى گويند كه بياييد راجع به فناورى هسته اى در كشورتان مذاكره كنيم و شما در مذاكره اين را از ما بگيريد، يعنى از آنها. شما چه كاره عالم هستيد كه ما راجع به حق خودمان بياييم با شما مذاكره كنيم، فكر كرديد با چه كسى طرف هستيد؟ آن ملتى كه راجع به حق قطعى خودش مذاكره كند، بهترين حالت پايان مذاكره اين است كه بخشى از حقش را بايد بدهد و برود. بهترين حالتش اين است والا يعنى چه؟ براى استفاده از حق خودمان با شما بايد توافق كنيم. به چه دليلى؟ حقمان سر جايش است و به همت دانشمندان، جوانان، كارگران و ملت ايران استفاده مى كنيم و بدانيد كه تا آخر آن را استفاده خواهيم كرد. اين حق يك نفر، يك گروه، يك دسته و يك حزب نيست كه بخواهد بيايد و بنشيند و با شما پاى ميز مذاكره روى اين حق توافق بكند و يك قسمت آن را تحويل شما بدهد. اين حق همه ملت ايران و نسلهاى آينده است. البته خدمت شما عرض كنم، آنها مى دانند كه با اين تبليغات، جنگ روانى و فشار از بيرون، قادر نيستند كه ذره اى از حقوق ملت ايران را پايمال كنند. اين را مى دانند. برنامه تبليغاتى آنها اين است.
من خدمت شما و ملت عزيز ايران مى گوييم، مى خواهند با هارت و پورت كردن، سر و صدا، تهديدهاى تو خالى، فضاى برونى را به قول خودشان بحرانى بكنند. آقا مى گيريم، مى بنديم و تحريم مى كنيم! خيال كرده اند كه با مردم قرون وسطى طرف اند. آن يكى مى گويد آقا حمله نظامى، مى گويد نه حالا بگذار بررسى كنيم، بعيد است، بگذار ببينيم چه مى شود. ما دست شما را خوانده ايم. دست شما پيش ملت ما رو است. مى خواهند يك فضايى درست كنند، بعد بعضى از عواملشان را در داخل كشور فعال كنند و بگويند كه شما شروع به حرف زدن كنيد. مى خواهند صفوف يكپارچه ملت را بشكنند. امروز كه ما فناورى هسته اى داريم، اين حاصل ايستادگى و مقاومت يكپارچه ملت ايران است. ادامه راه هم همين است. رمز پيروزى ماست. آنها مى خواهند اين را بشكنند. البته من مطمئن هستم كه اين آرزو را هم به مانند بسيارى از آرزوهاى ديگر با خودشان خواهند برد.
ملت ايران ملتى آگاه، رشيد و متحد است. البته ما گفتيم كه اهل گفتگو هستيم. آبروى اين سازمان جهانى را نبرند. خيال مى كنند كه تصميم غلطى گرفته اند و با پنهان شدن پشت شوراى امنيت و آژانس، تصميم غلطشان درست مى شود. درست مثل كبكى كه سرش را در برف فرو بكند. الان همه دنيا دارد شما را نگاه مى كند. دستاورد هسته اى ايران نه تنها متعلق به ملت ايران است بلكه همه ملتهاى آزاده جشن گرفته و خوشحال شده اند. براى اينكه مى دانند پيشرفت ايران در خدمت صلح و پيشرفت جهانى است. اقتدار ايران در خدمت امنيت جهانى است. ايران خودش را دوست همه ملتها مى داند. خدمت شما بگويم كه بسيارى از ملتها سه هزار كيلومتر آن طرف تر شيرينى پخش كرده اند، جشن گرفته اند و به همديگر تبريك گفته اند. مردم كوچه و بازار وقتى خبر پخش شد، به همديگر تبريك گفته و به ما پيغام و نامه داده اند، تماس مى گيرند كه آقا ما پيروزى خودمان را جشن گرفته ايم. بسيارى از سران كشورها تبريك و پيغام فرستاده اند، تماس گرفته اند كه آقا ما خوشحاليم و ما اين را پيروزى خودمان مى دانيم و واقعيت هم همين است. ملت ايران يار و دوست همه ملتهاى عالم است. ملت ايران خواهان صلح، عدالت و آرامش براى همه بشريت است. ما به آنها مى گوييم برگرديد. خودشان براى خودشان مشكل درست كرده اند و حالا مانده اند كه به چه شكلى آن را حل كنند. مرتباً مى گويند بحران است. بله بحران شماهاست. ما چه بحرانى داريم. ما يك مسير روشنى داريم، منسجم و هم دل به جلو مى رويم. شما آمديد حرفهاى بى ربطى زده ايد، مرتباً پيچانده ايد، حالا خودتان گير كرده ايد كه چطور آن را حل كنيد. بساط را جمع كنيد تمام مى شود، نگرانى كه ندارد. بى جهت به مردمتان هم نگرانى القا نكنيد. هيچ حاصلى نخواهيد داشت، مطمئن باشيد.
اما در رابطه با اين فضاى بسيار ارزشمند و روز كارگر اجازه بدهيد من چند مطلب را خدمتتان عرض بكنم. سياستهاى كلى را فرمودند، بعداً هم باز صحبت خواهد شد. عزيزان! يك جمله را از من داشته باشيد. امروز مأموريت ما ساختن ايران است. در ساختن ايران هم همه بايد دست به دست هم بدهيم. آرمان ارزشمند امروز ملت ايران ساختن ايران است. بر پايى يك جامعه پيشرفته، مقتدر، مرفه، آباد و اسلامى است. همه بايد دست به دست هم بدهيم و بسازيم؛ همه، هر كسى هر كجا كه هست. اين يك مأموريت تاريخى و وظيفه الهى است. بايد ايران را بسازيم. براى ساختن همه بايد دست به دست هم بدهيم و كار كنيم. بدون كار و مجاهدت هيچ ملتى به هيچ نقطه اى از افتخار نخواهد رسيد. رمز موفقيت ملتها وحدت، كار و توكل است. اين سه تا كنار هم باشد، همه موانع بر طرف مى شود. اگر اين فضا آمد، آن وقت مناسبات ما عوض خواهد شد. ما هم فكر مى كنيم در ساختن كشور نقش اصلى با متن مردم است. كارگر، كشاورز، صنعتگر، مهندس و غيرمهندس همه؛ مردم اند كه بايد كشور را بسازند، دولت بايد پشتيبانى و راهنمايى كند، راهها را باز بكند.
در رابطه با قشر عزيز كارگر، دولت مسئوليت مضاعفى دارد. براى اينكه بدون زحمات كارگران امكان ندارد ما به هيچ نقطه اى برسيم. ماها كه ادارى هستيم، كارمان حرف زدن است. در اين جلسه و آن جلسه بدو، حرف بزن، بنويس، ابلاغ كن، داد بزن، اينهاست. با اينها كشور ساخته نمى شود. اينها يعنى پشتيبانى، راهنمايى و اينكه مانع را برداريم. آن چيزى كه كشور را مى سازد، فكر بلند، بازوى پرتوان و سر انگشتان هنرريز كارگران عزيز ميهن اسلامى است. اينها هستند كه كشور را مى سازند. شما هستيد كه توليد و صنعت را شكل مى دهيد، شهرها و كارخانجات را آباد مى كنيد، كشور را بى نياز مى كنيد، ما هم در خدمت شما هستيم. يعنى بالاترين افتخار براى ما اين است كه در خدمت شماها باشيم. حالا موانع و مشكلاتى هست كه بعضى از آنها قانونى، بعضى آيين نامه، بعضى در نوع نگاه و جهت گيرى و بعضى از آنها نيازمند همدلى است، اينها را بايد كمك بكنيم كه ان شاءالله بر طرف بشود.
من مى خواهم چند تا از مواردى كه آقاى عيوضى فرمودند، اينجا خدمتتان توضيحات مختصرى بدهم. فرمودند: مبارزه با قاچاق كالا كه حرف درستى است. قاچاق كالا ضد توليد است. يعنى دسترنج شما را آسيب مى زند. وقتى آسيب زد كل كارخانه پايين مى آيد، كارخانه كه پايين آمد همه پايين مى آيند. بايد مبارزه كنيم. ما جدى هستيم، داريم دنبال هم مى كنيم و هم راههاى قانونى، نيمه قانونى و شبه قانونى آن را داريم مى بنديم، ان شاءالله مرزها را هم كنترل جدى تر خواهيم كرد. اما آقاى عيوضى، عمده كالاهاى مصرفى از مسيرهاى شبه قانونى و نيمه قانونى دارد وارد مى شود. ما دنبال آن هستيم كه ان شاءالله قطع كنيم. هم به گمرك، هم ستاد مبارزه با قاچاق و هم به همه ورزا، دستور داده شده است و تك تك وزرا در حوزه خودشان مسئول اند كه جلوى آن را بگيرند. اين را ما مصميم كه ان شاءالله انجام بشود.
درباره اشتغال پايدار و كاهش بيكارى، اين سياست قطعى دولت است. بالاخره ما هم منابع بانكى و هم قرض الحسنه را داريم سازمان مى دهيم كه در كل كشور اشتغال پايدار را توزيع بكنيم. بايد فرصت شغلى ايجاد بشود تا اشتغال پايدار درست بشود، والاّ تا زمانى كه پنج ميليون نيروى كار دارد عرضه مى شود و يك ميليون فرصت شغلى ايجاد مى شود، اينجا درست جايى است كه حقوق كارگر پايمال مى شود. كارگر مجبور است بعضى وقتها به خاطر نان زن و بچه اش كوتاه بيايد. بيمه اش رد نمى شود، صدايش در نمى آيد. حقوقش را نمى دهند، دو تا ليست رد مى كنند. شش ماه در سال مى دهند، شش ماه شش ماه حقوقش را عقب مى اندازند، مجبور است سكوت كند. پس آن كار پايه اى است، اما براى كارهايى كه به اين صورت موقت هستند هم در دولت ما مصوبه اى گذرانده ايم. تك تك وزرا و رؤساى سازمانها موظف اند از كارگرانى كه از طريق پيمان كار مى آيند، حمايت كنند. ما گفته ايم كه بايد تمام حقوق قانونى كارگر را كم كنند، بدهند و بعد صورت وضعيت را بپردازند. يا سر ماه مهلت بدهند اگر يك روز دير شد آقاى وزير و معاون مسئول اند. ما كه نمى توانيم يك پولى را دست كسى بدهيم كه پيمان كار نيروى انسانى است، آورده، كارگر زحمتش را كشيده و اين صورت وضعيت را گرفته و سه ماه به سه ماه حقوق كارگر را نمى پردازد، پاداش و بُنش را نمى دهد و همين چيزهايى كه قانونى است را نمى پردازد. اصلاً مگر مى شود. وظيفه دولت در اينجا حمايت از كارگر است. قانون هم به ما اجازه داده است، بايد كسب بكنند. مصوب و ابلاغ كرده ايم. اگر بنده خودم بشنوم كه كسى در استيفاى حقوق كارگران شركتى و غير شركتى تعلل مى كند، بدانيد بنده به عنوان خادم شما خودم مستقيم با او برخورد خواهم كرد.
در رابطه با خصوصى سازى كه گفتند، اين هم ماجرايى است. البته مى دانيد اصل حرف اين است كه كشور را بايد مردم اداره كنند و دولت هم بايد كارها را به مردم واگذار كند. اين به خصوصى سازى تغيير عنوان داد و اشكالى ندارد. بعد متأسفانه در بعضى از بخشها - نمى گويم همه جا - كارهايى شد كه اصلاً كارهاى درستى نبود. بگذاريد يكى دو تا از آنها را برايتان مثال بزنم. آقاى استاندار گيلان به من مى گفت كه يك كارخانه اى در وسط شهر گيلان - كه آقاى طاهايى احتمالاً چون آنجا استاندار بوده اند يا كارگرانى كه از گيلان آمده اند بايد بدانند - كه صد و ده پانزده هزار متر مربع زمين دارد، پانزده بيست هزار متر سوله، تجهيزات، ماشين آلات و چيزهاى ديگر را به دو ميليارد تومان قسطى فروختند، آنهايى هم كه خريدند، آمدند فورى سوله ها را از بيخ تراشيدند و مى خواهند كه زمينش را تغيير كاربرى بدهند و بفروشند. من گفتم آن زمين چقدر مى ارزد، گفت: حداقل مترمربعى پانصد هزار تومان مى ارزد. اسم اين خصوصى سازى نيست. كلى از كارگرها را بيرون كنند و چه و چه. باز هم ايشان مى گفتند كه [كارخانه اى]، به شهر رشت چسبيده است. يك كارخانه اى 85 هكتار زمين آن است، صد و پنجاه هزار مترمربع سوله دارد، سه و نيم ميليارد تومان ماشين آلاتى دارد كه كار مى كند، هفتصد تا كارگر دارد، 26 ميليون دلار هم ماشين آلات وارد كرده اند كه آكبند و در انبار است كه اين را دو و نيم ميلياد تومان فروخته اند. چهار صد تا از آن را اول گرفته اند، بعد گفته اند كه بقيه اش را قسطى بده، حالا بى انصاف آمده مى خواهد همه آنجا را پاك كند و زمينها را ببرد و كارگرها را هم بيكار بكند، ما نمى توانيم چنين چيزى را بپذيريم. من به وزير اقتصاد گفته ام، تمام موارد كه در خوزستان، لرستان و جاهاى ديگر داريم - موارد اين طورى داريم - گفته ام كه همه اينها بايد به بيت المال برگردد. اين خصوصى سازى نيست. ما اين كارخانه را اگر به كارگران همان جا هديه مى كرديم صد برابر بهتر كار مى كرد و به نفع كشور بود. چهار صد ميليون تومان بگيريم، بعد از همان جنس خودش بفروشد، دو ميليارد هم به ما بدهد و هفتاد ميليارد هم بردارد به چه حساب؟ بعد منت هم سر ما بگذارد كه آقا من كمك كرده ام. الان بخش مهمى از اين مشكلات و فشارهايى كه ما داريم به خاطر همين واگذاريهاست كه اينهارا بايد اصلاح بكنيم. هم آقاى جهرمى و هم آقاى دانش جعفرى دنبال مى كنند، خودم هم پيگير هستم تا به بيت المال برگردد. اگر قرار شد ببخشيم، به بهترين كسانى كه بايد ببخشيم همان كارگران عزيزى هستند كه دارند زحمت مى كشند و اين يك اصل است.
ضرورت تقويت سازمان تأمين اجتماعى و صندوق حمايت از بيكارىاما درباره تقويت سازمان تأمين اجتماعى و صندوق حمايت از بيكارى، چشم، ما در حد توانمان اين را در دستور كار داريم. تشكلهاى كارگرى هم چيز خوبى است. خودتان واقعاً بنشينيد و طبق قانون سازمان دهى، برنامه ريزى، و هماهنگى كنيد. با مديران گفتگو كنيد و مديران هم در خدمت شما هستند. ديگر اين مرزبندى اى كه مدير براى خودش يك آدمى است كه در آسمانها دارد سير مى كند و مردم هم دارند در سختيهاى خودشان دست و پا مى زنند، چنين چيزى در اين دولت وجود ندارد. مدير خودش در ميان شما، با شما، در كنار و خدمت شماست. اصلاً وجود ما براى همين كار است. اگر اين را كنار بگذاريم، اصلاً مديريت معنايى ندارد. مديريت يعنى چه؟ يك ساختمانى، تشكيلاتى، تلفن، دفتر، دستك، برو و بيا كه چى بشود؟ اينها همه ابراز خدمت است. اگر خدمت نباشد همه اينها بى ارزش است. بنشينيد سازماندهى و پيگيرى كنيد، منتها آرمان را فراموش نكنيم. آرمان اصلى ساختن كشور و پيگيرى منافع ملت است و بعد حقوق كارگر و تشكلهاى كارگرى است.
من مى خواهم سه مطلب را بگويم، اجازه بدهيد قبل از آن سه مطلب كه يكى خطاب به كارفرمايان، يكى خطاب به كارگران و يكى هم خطاب به همه مى گويم دو نكته اى را كه آقاى طاهايى و عيوضى فرمودند، خدمتتان عرض بكنم.
بحث سهام عدالت و سهام ترجيحى است. اينكه ما تقريباً اين واگذاريها را تعطيل كرديم و گفتيم كه واگذاريهاى به آن شكل را ما نمى خواهيم، آنكه واگذارى ترجيحى است. كه نوش جان كارگران. ان شاءالله آقاى جهرمى با همان ترتيب تنظيم بكنند، من موافقم. با همان ترتيبى كه سهام عدالت را واگذار كنيم، سهام ترجيحى هم به همان ترتيب به كارگران واگذار بشود؛ اين يك. اما سهام عدالت. طراحى كرديم كه در اولويت اول آنهايى كه تحت پوشش هستند، كميته حضرت امام و نهادهاى حمايتى و ان شاءالله در اولويت دوم كه همين امسال آغاز خواهد شد، دو تا قشر ارزشمند در اولويت دوم اند و از همان اول كار شروع مى كنيم كه يكى كارگران عزيز و يكى معلمان عزيز هستند و اين را هم با افتخار انجام مى دهيم، نه اينكه اين منتى باشد، نه. ما با افتخار اين را انجام مى دهيم و خدا را سپاسگزاريم.
در رابطه با مسكن كارگران هم كه گفتند ما اين آمادگى را داريم. من به آقاى جهرمى و آقاى سعيدى كيا هم گفته ام، حالا اين هفتاد نفر كه گفتيد مشكلشان حل است. اما با اين هفتاد نفر مشكل جامعه كارگرى حل مى شود يا نمى شود؟ [حضار: نمى شود.] براى اين بايد يك فكر جدى بكنيم و ما اين آمادگى را داريم. ما اين كارهاى ادارى دست و پاگير را بايد كنار بگذاريم. در رابطه با مسكن بايد به صورت كلان نگاه بكنيم. هفتاد تا خيلى خوب است، ولى با هفتاد تا هفتصد تا و دو هزار تا و سه هزار تا كه حكومت اين طورى تصميم گيرى نمى كند. بايد بنشينيد در هر شهرستانى، زمين منابع طبيعى را ما مى دهيم و اگر زمينى در اختيار سازمان ملى زمين و مسكن است، با حداقل قيمت آن هم قسطى. نمى شود كه يك نفر 30 سال كار بكند تا بتواند 40 متر خانه بگيرد. اين كه اصلاً در قاموس اسلام، نظام اسلامى و قانون اساسى ما نيست. نبايد اينها از دستور كار دولت خارج بشود. سى سال يك نفر بدود و زندگى، جوانى و همه چيز خودش را بگذارد كه بتواند يك آپارتمان 60 مترى بخرد، پس كى به خودش برسد؟ كى دنبال خانواده و تعالى جامعه باشد؟ در كشور اسير كه نمى خواهيم نگه داريم. تك تك مردم و به خصوص آنهايى كه در كار توليد هستند، عزيزند. اينها سرمايه هاى كشور هستند. بنشينيد و هر جا كه لازم باشد من حمايت بكنم. قيمت زمين را به نزديك صفر برسانيد و زود واگذار كنيد. منابع بانكى هم مقدارى مى دهيم. اگر قيمت زمين صفر يا نزديك به صفر بشود، مردم خودشان مى توانند خانه بسازند. الان در بسيارى از شهرها بالاى نصف قيمت مسكن به خاطر زمين است. چرا بايد اين طور باشد؟ وظيفه دولت همين است. بايد وارد بشود، دخالت كند، قيمت زمين را پايين بياورد و بگويد بسم الله. آقا اين مال شما، خانه داشته باش و ان شاءالله اين كار را انجام خواهيم داد و در اولويت اول هم باز براى همين دو قشر، كارگران و معلمين عزيز ان شاءالله اين كار را انجام خواهيم داد.
اما آن سه مطلب؛ مطلب اول راجع به كار كه اين را البته اشاره كردم. خود كار مقدس است و پايه پيشرفت است. بايد كار انجام بشود تا توليدى بشود، تا رفاهى درست بشود و پيشرفتى انجام بشود. پس اصل كار و پيشرفت كشور موضوعيت دارد.فقط رابطه بين دو نفر نيست، يك عنصر سومى هم هست. ساختن كشور، پيشرفت كشور و خود كار كه اين را بايد همه اولويت و ارزش بدهيم و محترم بشماريم كه من مطمئنم همه شماها اهل اين كار هستيد. بالاخره زندگيتان را پاى كار گذاشته ايد.
اما خطاب من به كارفرمايان. كارفرمايان دو دسته اند. كارفرمايان دولتى و كارفرمايان خصوصى. ما بر كارفرمايان دولتى بيشتر مى توانيم [نظارت داشته باشيم]. بالاخره در دولت هستند و كارمند خودمان هستند. كارفرمايان دولتى بايد تلاش كنند هزينه هاى جانبى توليد را پايين بياورند و مديريت كنند. بى برنامه ريزيها و بى مديريتها را به حساب كار نگذارند كه بعد نتيجه اش را سر كارگر يا مردم خراب كنند. هزينه هاى تشريفاتى و تبعيضها را كنار بگذاريد، در ميان كارگران برويد ممنوعيت پاداشهاى چند ميليونى مديرانو با كارگران مشورت بكنيد. در بعضى از اين كارخانه ها من با كارگران در ارتباط هستيم. اين قدر ايده هاى خوب، فكرهاى نو، برنامه هاى خوب و پيشنهادات قشنگ براى كاهش هزينه و افزايش بهره ورى دارند، برويد ارتباط برقرار كنيد و خيال نكنيد كه در اتاق هيئت مديره بنشينيد و براى خودتان ببريد و بدوزيد، و بگوييد همه چيز درست مى شود. در متن كارگران برويد و با آنها زندگى كنيد و كارهاى تشريفاتى را كنار بگذاريد. ديگر در اين دولت خرج دكور كردن از پول ملت، ماشينها، سفرها و تفريحات آن چنانى تعطيل است.
همين جا مى خواهم به جامعه كارگرى وكالت بدهم كه به نمايندگى از فرزند خودتان بر كار مديران نظارت كنيد. تبعيض نبايد باشد. بله بالاخره مديرانى كه طراحى مى كنند، فكر مى گذارند و بالاخره تحصيلات كرده اند، حقوق دريافتى آنها بيشتر است و ما هم نه نمى گوييم اما در بعضى جاها نبايد تبعيض باشد. من شنيده بودم در گذشته، پايان سال كه مى شد، سى ميليون، چهل ميليون، پنجاه ميليون هيئت مديره و مديران ارشد پاداش مى گيرند. درست است يا غلط است؟
ما اين را ممنوع كرديم و گفتيم بسيار خوب. بعد شنيدم كه بعضيها آمدند، خيال كرده اند كه مى خواهند سرما را گول بمالند. ما خودمان سر عالم را داريم [گول مى ماليم]. آمدند اين را به بهانه هاى مختلف خرد كرده اند و تكه تكه مى خواهند بدهند. ممكن است بگوييم آقا 30 ميليون تومان يا 50 ميليون تومان براى آنها رقمى نيست. بله، بعضيها ماشاءالله نظرشان بلند است و 50 ميليون برايشان مهم نيست. اما وقتى در همان كارخانه مى رويم و مى بينيم كه يك كارگر مشكل پيدا كرده و مى خواهد دو ميليون تومان قرض بگيرد و بعد برود در نوبت بايستد، مى خواهد 200 هزار تومان بگيرد كه گره اى از كار بچه اش كه به دانشگاه آزاد رفته حل بكند، بايد در صف بايستد، اين را نه بنده، نه كارگران و نه ملت ايران نمى پذيرد. فكر نكنند كه ما خبردار نمى شويم، چرا خبردار مى شويم. فكر نكنند كه رئيس جمهور در اين سطح وارد نمى شود، وارد مى شود. من خودم به آن مدير كارخانه زنگ مى زنم. يك كمى پايين بيايند. اصل كار را كارگران انجام مى دهند. ما همه يك خانواده هستيم. مگر مى شود؟ شما خودتان تجربه كرده ايد. آدم در خيابان راه مى رود و نان دستش است، صبح يا ظهر است، يك موقع يك لقمه از اين نان را بر مى دارد و در دهنش مى گذارد بعد مى بيند بچه اى از آن گوشه رد مى شود و نگاه مى كند، اين يك لقمه نان زهر آدم مى شود، بايد برود بچه را صدا بزند، خواهش مى كنم يك لقمه بخور بگذار اين به تن من بنشيند. آيا مى شود آدم ببيند كه همكارش، كسى كه دارد آنجا زحمت مى كشد، در خانه اش براى 200 هزار تومان معطل است، بعد آدم برود چك 30 ميليون تومانى را بگيرد، اين بد است و در فرهنگ اسلامى و انقلاب ما نيست. نمى گويم همه مساوى و قالبى، من آنها را نمى گويم، اما نه اين قدر فاصله، يك مقدار آن را كم بكنيم. مى شود آن را كم كرد. من از وزير صنايع و رفاه خواسته ام، بالاخره اگر آن را جمع نكنند، ان شاءالله آن را جمع مى كنيم. اين طورى كه نيست.
اما تشكر هم مى كنم. واقعاً بسيارى از اين مديران فداكار و دلسوزند، دارند كار مى كنند، توليد را بالا مى برند، به كارگران مى رسند و بالاخره بازدهى و سوددهى كار را بالا مى برند، من از اين اخبار دارم و از همه آنها صميمانه تشكر مى كنم كه واقعاً دارند مى رسند و با خود من ملاقات كرده اند كه آقا ما اين مشكل را مى خواهيم حل كنيم، اجازه بده، اين كار را مى كنند، پيگيرى مى كنند كه از آنها صميمانه تشكر مى كنم.
اما كارفرمايان بخش خصوصى، من به آنها مى خواهم بگويم كه عزيزان من، دوستان، ما مرزى بين كارگر و كارفرما قائل نيستيم و از يك خانواده ايم. بعضيها خيال مى كنند كه اگر مقدارى به كارگر بيشتر بپردازند، ضرر مى كنند يا سودشان پايين مى آيد. اين طورى نيست. معادلات در جامعه اسلامى به شكل ديگرى تعريف مى شود. با اين مناسبات مادى غربى كه مى نشينند ميلى متر، ميلى متر اين طورى نيست. شما به كارگرتان برسيد، بگذاريد او راضى باشد و با دل و جان كار بكند بعد ببينيد بازدهى چقدر بالا مى رود؟ من مى خواهم به آنها بگويم كه مطمئن هستم همين چندرغاز افزايشى كه آقاى جهرمى به كارگرهاى عزيز ما در ابتداى امسال هديه كردند، ترديد ندارم كه خود كارگران به فكر و تلاش چند برابر اين را به كارخانه بر مى گردانند. برسيد، محيط صميمى و برادرانه باشد، بگذاريد با دل و جان كار بكنند، يكى هستيم. فضاى كارخانه بايد فضاى صميمت، برادرى، همدلى، دلسوزى و اعتماد باشد.
اما خطاب به كارگران عزيز هم عرض مى كنم، شما وقتى مى خواهيد كار كنيد، خيلى به كارفرمايتان نگاه نكنيد. اين مصالح و موادى كه دست شماست، درست است كه سند آن به نام يك شركت يا يك فرد است، اما وقتى كلان نگاه كنيم اين متعلق به ملت ايران است. هر كس هر نقطه اى كار صحيح، مثبت و خدايى بكند، ثمره آن به كل ملت و خود او برخواهد گشت. بايد محيط را صميمى بكنيد و نبايد تقابل باشد.
[حضار: بازنشستگى]
بازنشستگى كه حقوقهايتان خوب شد، فعلاً حقوقها را يك گام بالا برديم و گام بعدى هم در راه است. منتها كارى نكنيد كه بعضى از اين غرب زده ها مرتباً ما را شماتت كنند كه مى خواهد تورم درست كند.
ما بايد دست به دست هم بدهيم و كشور عزيزمان را بسازيم. هركس هم بايد حق خودش را عادلانه ببرد. وقت گذشته است و من مطمئنم ان شاءالله با همت و تلاش شما كشور ما به سرعت به قله هاى ترقى خواهد رسيد.
والسلام عليكم و رحمةالله