متن کامل سخنراني در مراسم تقدير از مدال آوران المپيك
Array
شناسه خبر: 42605 -
شنبه 4 شهريور 1391 - 23:15
بسمالله الرحمن الرحيم
اللهم عجل لوليك الفرج و العافيه و النصر واجعلنا من خير انصاره و اعوانه والمستشهدين بين يديه
من دو سه جملۀ كوتاه عرض ميكنم. اول از همۀ مربيان، سرپرستان، ورزشكاران، مسئولان فدراسيون، كميتۀ ملي المپيك و وزارت ورزش صميمانه تشكر ميكنم. انصافاً گل كاشتيد و ملت ايران را خوشحال كرديد.
نكتۀ دوم باز هم ديديد و تجربه كرديد. هر جا تصميم گرفتيد و اراده كرديد و با ياد خدا حركت كرديد، موفق شديد.
نكتۀ سوم، دو آوردگاه مهم در پيش است، بازيهاي آسيايي كه در دور قبل چهارم شديم و قرارمان اين بود كه اين بار دوم شويم. ميشود. انشاءالله انتظار ما از خانوادۀ بزرگ ورزش اين است كه در بازيهاي آسيايي دوم شويم. چهار سال ديگر المپيك است و از الان بايد آماده بشويم. اين دفعه هفدهم شديم و انشاءالله در المپيك بعد بايد جزء ده كشور اول دنيا بشويم.
آقاي عباسي و آقاي عليآبادي از همين امروز و فردا بايد كار را هم براي بازيهاي آسيايي و هم براي المپيك آغاز كنيم. دولت هم با همۀ توان در خدمت شماست و پشتيباني خواهد كرد.
اما دو نكتۀ كوچك ديگر؛ نكتۀ اول، ما در بسياري از رشتهها حضور نداريم. چرا؟ ضعيف و ناتوانيم؟ حتماً پاسخ منفي است. در دوميداني حضور ما خيلي محدود است. آقا احسان حدادي رفت و به نظرم حق او طلا بود، حالا دو سه سانتيمتر پايش اين طرف و آن طرف پيچيد. در شنا، تيراندازي، دوچرخهسواري، جاي بسكتباليستها، هندباليستها، واليباليستها و از همه مهمتر جاي دختر خانمها و خانمهاي ما خالي بود. انشاءالله از همين الان هدفگذاري كنيد. من شنيدم كه يكي از كشورها وقتي ورزشكاران، سرپرستها و مربيان به مراسم افتتاحيۀ بازيهاي المپيك آمدند، مثل يك تظاهرات بود. ما پنجاه و دو سه نفر رفتيم و دوازده طلا آورديم. چرا 250 نفر نفرستيم؟ نميتوانيم؟ حتماًٌ ميتوانيم.
هدفگذاري كنيد كه دور بعد در حداكثر رشتهها چه دخترها و چه پسرها تا جايي كه ميتوانيم حضور داشته باشيم. هرجا هم كه رفتهايم، موفق بودهايم. اين ششم تيراندازي خوب بود، خانم حاجي زاده در تكواندو خيلي خوب كار كرد و با يك امتياز باخت. بقيه نيز به همين ترتيب. انشاءالله با حداكثر توان و حداكثر تعداد ورزشكار، حداكثر تنوع ورزش، زنها و مردها با رعايت عظمت و عزت ملت ايران جلو برويم.
ميخواهم يك نكته هم دربارۀ آقاي بنا عرضكنم. بالاخره آقاي بنا خيلي زحمت كشيد. من يادم هست در جلسهاي بحث ميكرديم. بالاخره مشكلات و مسائل هست. من سؤال كردم كه ميتوانيد؟ ايشان گفت ميتوانيم. يك قول و قرار با هم گذاشتيم. ايشان به قولش وفا كرد و مرد و مردانه ايستاد و كشتي فرنگي را به بام آسمان برد.
واقعاً فنيترين كشتي گيران، كشتي گيران ما بودند. اگر كمي دلخوري و عصبانيت بين ما و فدراسيون بينالمللي كشتي (فيفا) پيدا نميشد، حتماً كشتيگيران ما را به عنوان فنيترين كشتيگيران معرفي ميكردند.
اما هيئت دولت مصوبهاي براي تجليل از آقاي بنا دارد، كه آقاي عباسي مراسمي ميگذارند. ما نشان ملي داريم. نشان ملي خيلي معدود و محدود اهدا ميشود. در قانون اساسي آمده كه نشان ملي را دولت تصويب ميكند و اين نشان بايد به دست رئيس جمهور به عنوان نمايندۀ ملت داده بشود. دولت براي آقاي بنا نشان ملي درجۀ يك شجاعت و لياقت را تصويب كرده و من حكمش را هم امضا كردهام. آقاي عباسي بايد يك مراسم ويژه بگذارند كه برنامهريزي براي آسيايي و المپيك بعدي است. اين مراسم هم بايد زود و در همين شهريور باشد و در آن جلسه نشان ملي عزيزمان آقاي بنا هم اعطا خواهد شد.
اين حرفها هم كه زده ميشود، كشك است. بنا بايد تا شش المپيك ديگر حداقل براي ما سه طلاي كشتي فرنگي را بياورد. پيش به سوي اهتزاز پرچم ايران در همۀ عرصهها.
والسلام عليكم و رحمةالله و بركاتة
شناسه خبر: 42605
- متن کامل سخنرانی
1390 رياست جمهوري اسلامي ايران 2011 Presidency of The Islamic Republic of Iran آدرس: تهران - میدان پاستور - خیابان پاستور تلفن: +98(21)64451