
سخنرانى در مراسم افتتاح نوزدهمين نمايشگاه بين المللى كتاب تهران
اللهم عجل لوليك الفرج و العافيه و النصر واجعلنا من انصاره و اعوانه و المستشهدين بين يديه
خداى بزرگ را سپاسگزارم كه در هواى لطيف بهارى در اين بوستان بسيار زيباى علم و ادب، در جمع انديشمندان و فرهيختگان حاضر شدم. جمعى كه بهترين خدمتگزاران به فرهنگ و ادب، علم و فن و نقش آفرينان در پيشرفت و تعالى ملتها و آفرينندگان آثار جاويدان هستند. خدا را سپاسگزارم كه اين حضور در سال پيامبر عزيز اسلام اتفاق افتاد. سال پيامبر، يعنى سال رحمت و مودت و دوستى و برادرى. سال پيامبر، يعنى سال توحيد و بندگى و پرستش.سال پيامبر، يعنى سال كار و تلاش و مجاهدت براى تعالى انسانها. سال پيامبر، يعنى سال نور و هدايت. سال پيامبر، يعنى سال لوح و قلم و تعليم و تعلم و كتاب و كتابت.
پيامبر اسلام وارث همه انبيا و پيام آور عصاره پيام پيامبران و نقطه اوج و كمال آنان است. اگر بخواهيم همه رسالت پيامبران را در يك جمله خلاصه كنيم، پيامبران آمدند تا خشم و كينه را به مهر و محبت، سلاح و زرادخانه را به قلم و كتاب تبديل كنند. آمدند تا بشريت را از ظلمت جهالت به روشنى هدايت برسانند. خدا را سپاسگزارم كه در سال پيامبر اسلام در خدمت شما هستم.
مى خواهم چند جمله اى را در باب كتاب صحبت كنم. البته در ميان آفرينندگان و منتشركنندگان كتاب صحبت از كتاب، زيره به كرمان بردن است، اما نكاتى است كه تذكر آن خالى از لطف نيست. با اينكه در سالهاى اخير ابزار اطلاع رسانى بسيار توسعه يافته است و رسانه هاى گوناگون پا به عرصه وجود نهاده اند، اما هنوز كتاب بهترين و صميمى ترين رسانه است. كتاب چكيده جان آدميان و توليدى متكى بر روح و روان و عشق و خواسته ها و عواطف و كمالات بشرى است. كتاب، توليدى انسانى و مبتنى بر جنبه روحى و تكاملى و جوهره انسانيت انسان است. كتاب رسانه اى است كه فكر و نظر و تحقيق را از يك سو و عاطفه و امواج روحى و روانى و جلوه هاى انسانى را از سوى ديگر انتقال مى دهد.كتاب، محصول عقل و روح و احساس بشر است.
كتاب از وجه ماندگارى برخوردار است. كتاب ادامه حيات علمى و فنى و فرهنگى و روحى بشر است. جسم مادى انسانها مى رود، اما حقيقت آنان در صفحات كتاب جاودانه مى شود. كتاب شناسنامه جوهر و حقيقت و روح و عاطفه انسانهاست. با مرگ انسان شناسنامه تن او باطل مى شود، اما كتاب شناسنامه اى است كه هيچ گاه بر آن مهر.«باطل شد» زده نمى شود. اگر بوعلى زنده است به خاطر آثار اوست، اگر ابوريحان زنده است به خاطر آثار اوست، اگر حافظ و سعدى زنده اند به خاطر آثار آنان است و اگر شهيد مطهرى و علامه طباطبايى زنده اند به خاطر آثار آنان است.
كتاب يك ضمانت در حفظ فرهنگ و ادب و ميراثهاى واقعى بشر است. كتابت و قلم و كتاب از هداياى خداوند حكيم به بشريت است. تعليم كتاب كار پيامبران است.
بزرگ ترين نازله آسمانى در قالب كتاب به بشر عرضه شده است. عصاره اى از حقايق عالم در ظرف كتاب عرضه شده است. زبور داوود، الواح موسى، انجيل عيسى و قرآن محمد (ص) كه عظمت و نورى بالاتر از آن نيست، همه مكتوب و مندرج در ظرف كتاب است.
خداوند متعال حساب و كتاب و شناسنامه همه عالم وجود را از اول تا آخر و از باطن تا ظاهر و از غيب تا شهادت در كتاب مبين آورده است و قرآن نازله اى از آن كتاب مبين است. قرآن، لسان خدا و وحى الهى و جبرئيل امين، آورنده آن و پيامبر اعظم دريافت كننده و قلم نويسنده آن و كتاب حافظ آن است،پس كتاب لسان خدا است. چنين عطيه مقدسى كه از ناحيه غيب به بشر ارزانى شده است بايد محترم شمرده شود. فرمودند هر علمى كه مكتوب نشود، از بين خواهد رفت. اگر كتاب چكيده جان آدمى است و ترجمه اى از روح و جوهر آدميت است، مخاطب آن نيز عقل و روح و روان انسانهاست.
اى اصحاب قلم و اى نويسندگان، زنهار كه بى وضو دست به قلم نبريد و بى طهارت روح و روان چيزى بر صفحه روح و روان مخاطبين خود منگاريد و قلم را جز در مسير حقيقت و نور و هدايت بر صفحه كاغذ نلغزانيد كه اين صفحه، كاغذ نيست كه قلم بر آن مى لغزد، بل قلم بر صفحه روح انسانهاست كه مى نگارد، روحى كه خداوند مطيع آن است و همه انسانيت انسانها به واسطه آن نفخه و روح الهى است كه در آن دميده شده است و اى صاحبان قلم و نگارندگان آنچه مى نگاريد مى ماند و كتاب ادامه اى از وجود شماست. شما مى رويد اما وجودتان در كتاب ادامه مى يابد. زنهار كه ادامه وجودتان نور باشد و هدايت و معرفت و نشر علم و حقيقت. البته همين مسئوليت به نحوى بر دوش ناشران نيز سنگينى مى كند كه ببينند چه نشر مى كنند، آنچه نشر مى كنند نور و هدايت است يا خداى ناكرده تاريكى و ضلالت.
عزيزان من! در اين محفل مقدس بايد چند نكته را به عرضتان برسانم. امروز ما شاهد يك رشد و بالندگى كم نظير در جوانان و نوجوانان ايران عزيز، دنياى اسلام و همه بشريت هستيم. همه به دنبال ارتقاى سطح دانش، علم و ادب و معنويت اند. برگزارى نمايشگاه بايد به گونه اى باشد كه توقع عظيم اين نسل جديد را برآورده سازد، چه به لحاظ محتوا، چه به لحاظ گستره و چه به لحاظ تنوع. بايد به گونه اى برنامه ريزى بكنيم كه همه ساله گسترده تر، عميق تر، متعالى تر و مؤثرتر باشد.
نكته دوم، برگزارى نمايشگاه يك رويداد بزرگ فرهنگى و بسيار ارزشمند است، اما نبايد عرصه تبليغ و ترويج و معرفى كتاب منحصر به ده روز نمايشگاه شود، بايد در تمام استانها، در تمام كشور، در تمام مدارس و دانشگاهها، نمايشگاههاى دائمى كتاب بر پا شود. كتاب بايد به روز و در نزديك ترين فاصله در دسترس طالبين قرار گيرد. نمايشگاه سالانه بايد نقطه اوج و نهايى يك مسابقه يكساله باشد و بهترينها و گزيده ها و برترينها در اينجا عرضه بشود.
نمايشگاه صرفاً يك محل فروش دائمى كتاب نيست كه مغازه اى از كنار خيابان به غرفه اى در داخل نمايشگاه منتقل شود. نمايشگاه بايد هدايتگر، مروج و حامى باشد.
برنامه هاى زيبايى اخيراً در عرصه كتاب آغاز شده است، اينها را بايد در همه كشور توسعه بدهيم، مثل جشن رونمايى كتاب. چه اشكالى دارد در هر شهر و استانى، هر كتابى كه عرضه مى شود مراسمى بر پا شود، دانشمندان بيايند، طالبين بيايند، مولفين بيايند، آنجا كتاب معرفى بشود، نقد و بررسى بشود. گفتگو بشود، موضوع توليد فكر و انديشه در زندگى روزانه جارى بشود.
اطلاع رسانى در امر كتاب بسيار كار مهمى است. نبايد براى تهيه يك كتاب ساعتها و روزها تماس و مراجعه حضورى و بعد هم دست خالى، اين به نظرم بايد به گونه اى سازماندهى بشود كه هر لحظه طالبين بتوانند از آخرين آثار و نشريات مطلع بشوند.
كار ديگرى كه بايد در دستور قرار بگيرد، حمايت از رويشهاى جديد در نوجوانان و جوانان نوقلم است. استعدادهاى شگرفى در جوانان و نوجوانان ما وجود دارد.
وزارت ارشاد و همه سازمانهاى فرهنگى بايد بخش قابل توجهى از منابع خودشان را به حمايت از رويشهاى جديد اختصاص بدهند.
كار ديگرى كه بايد انجام بشود، پاسخگويى به تشنگى است كه امروز در عرصه جهانى مى بينيم. ناشران، نويسندگان و مديران ما در عرصه نشر و فرهنگ عنايت بكنند كه امروز در جهان يك مطالبه و تشنگى بسيار بالا براى آگاهى از حقيقتى است كه در ايران زمين جارى است. مسئوليت پاسخگويى به اين مطالبه حق به عهده شماست. نگاه شما بايد نگاه جهانى باشد و پاسخگويى به نيازهاى بشريت.
اما اجازه بدهيد قبل از اينكه تشكر و تقدير كنم، دو تا مزاح هم با همكاران خودم داشته باشم. خب مى دانيد در اين نمايشگاه [ناشرانى ]در ايران عزيز مهمان ما هستند با بيش از 123 هزار عنوان كتاب؛ ما، هم خوشحاليم هم استقبال و حمايت مى كنيم و اين كار را در تعامل واقعى فرهنگى بين ملتها بسيار مثبت مى دانيم، اما بدانيد كتابهاى مهمان تقريباً بيش از 60 درصد از جناب آقاى هرندى يارانه مى گيرند؛ يعنى مورد حمايت شصت و پنج شش درصدى هستند و فكر مى كنم به گونه اى طراحى بكنيم كه سال آينده اين يارانه نصيب كتابها و نويسندگان و ناشرين داخلى هم بشود. بالاخره دولت عدالت محور است. عدالت بايد براى همه جارى باشد.
يك مزاح ديگرى بكنم راجع به محل نمايشگاه. اينجا به لحاظ آب و هوا و تنوع محل خيلى خوبى است، ولى مى بينيم كه كافى نيست. اين كار عظيمى كه در عرصه فرهنگ دارد انجام مى شود، قابل ارائه در اين فضاى محدود نيست. به علاوه مردم اطراف نمايشگاه هم هر سال دچار زحمت و مشكل اند. خب سال گذشته فرصت كم بود. من مى خواهم خدمت آقاى صفار و آقاى مير كاظمى وزراى محترم ارشاد و بازرگانى عرض بكنم، ان شاءالله سال آينده نمايشگاه كتاب بايد در جاى مناسب تر، وسيع تر و بهترى برگزار بشود، اگر نشود بالاخره در آن نمايشگاه يا من حضور ندارم يا شماها. شماها كه زورتان به من نمى رسد، پس شماها دچار مشكل مى شويد.
اين هم شوخيهايى بود كه البته در آن جدى هم بود و اميدوارم كه هر دو عمل بشود.
بالاخره از همه دست اندركاران تقدير و تشكر مى كنم. اول از توليدكنندگان و نويسندگان، كسانى كه عمر خودشان را گذاشتند براى اعتلاى بشريت، از ناشران عزيز، از مجموعه همكارانم در وزارت ارشاد و نهادهاى فرهنگى، همه كسانى كه دلشان مى سوزد و روحشان براى رشد و تعالى بشريت در تكاپوست، از همه آنها صميمانه تشكر مى كنم.
والسلام عليكم و رحمة الله و بركاته