- سخنرانى در ديدار با معلمين نمونه كشور
چهارشنبه 25 ارديبهشت 1392 - 15:47

اللهم عجل لوليك الفرج و العافيه و النصر و اجعلنا من خير انصاره واعوانه و المستشهدين بين يديه.

سخنرانى در ديدار با معلمين نمونه كشور

اللهم عجل لوليك الفرج و العافيه و النصر و اجعلنا من خير انصاره واعوانه و المستشهدين بين يديه.

شناسه خبر: 423 - 

چهارشنبه 13 ارديبهشت 1385 - 13:32

خداى بزرگ را سپاسگزارم توفيق داد امروز در جمع عصاره و بهترين ملت ايران باشيم. البته مى دانيد كه صحبت كردن در جمع معلمين كار مشكلى است و من هر بحثى را كه بخواهم از اهميت آموزش و پرورش و تعليم و تربيت مطرح كنم، شما آخرش هستيد. اما بالاخره به عنوان عرض ادب و احترام خدمت شما مطالبى را عرض مى كنم.

امسال سال پيامبر اسلام است؛ سال پيامبر يعنى سال لطف، رحمت، مودت و محبت. سال پيامبر يعنى سال صلح، آرامش و برادرى. سال پيامبر يعنى سال كرامت و تعالى انسانها. سال پيامبر يعنى سال كار، تلاش و مجاهدت. سال پيامبر يعنى سال توحيد، بندگى و عبوديت. سال پيامبر يعنى سال آموزش، تعليم و تربيت و سال پيامبر يعنى سال صلوات بر محمد و آل محمد. گرچه همه سالها سال پيامبر است، اما امسال لطف خدا بر ما مضاعف شد. با اين نامگذارى دلها و جانها به سمت آن عزيز هستى روانه و متوجه شد.

مى خواهم در محضر شما درسى از درسهاى پيامبر عزيز اسلام را بازگو بكنم؛ چرا كه پيامبر اسوه كامل براى همه بشريت است. بهترين الگو براى سعادت دنيا و آخرت همه بشريت است. مشكل امروز بشريت هم دورى از تعليمات انبياست و راه نجات، بازگشت به تعليمات انبياست. اولين درس مكتب همه پيامبران الهى درس توحيد است. توحيد پرچم بر افراشته همه انبياالهى است.

اولين كلام لا اله الا الله، قولوا لا اله الا الله انعبدو الله و دعوت به توحيد و پرستش خداى يگانه است. توحيد حقيقت عالم است. فرياد ذره ذره وجود و همه هستى است.

توحيد مجتمع همه زيباييها، ارزشها و خوبيهاست. توحيد رمز نور، هدايت، كمال و حركت است. توحيد تنها يك كلام و يك عقيده نيست. توحيد نداى فطرت عالم است.

نداى ملك و نداى همه انبيا، اوليا و صلحاست. توحيد نداى فطرت انسانى است. انبيا آمدند تا اين فرياد را رساتر و اين كلمه را بلندتر ادا كنند و گوشهاى بسته را به شنيدن آن باز كنند.

انبيا آمدند تا از كلمه توحيد رمزگشايى كنند و همگان را به اين حقيقت عالم هستى آشنا كنند. فلاح و رستگارى در كلمه توحيد و لا اله الا الله است. همه عالم مى گويد، ما هم مى گوييم و با ذره ذره وجود و عمق فطرتمان فرياد مى زنيم كه: لا اله الا الله. مخاطب اين ندا كيست؟ مخاطب همه عالم است. همه عالم با كلمه لا اله الا الله بر پا شده است و بر پا خواهد بود و مخاطب اصلى اين ندا انسان است. چرا كه انسان مخلوق همان خداى واحدى است كه همه چيز و تمام قدرتها از اوست و او فوق همه قدرتهاست. تمام علمها از اوست و او منشأ همه علمهاست. همه تعليمها از اوست و او فوق همه تعليمها و همه معلمهاست. آرى خدا معلم است. خدايى كه انسان را تعليم كرد. علم الا نسان ما لم يعلم، خداوند به انسان آنچه را نمى دانست آموخت. از اولين كلام الهى آموزش و تعليم آغاز شد. اقراء باسم ربك الذى خلق، اى انسان بدان كه خالق، رازق، صاحب، مالك، پروردگار و معلم تو خداست.

آن خدايى كه تو را از علق خلق كرده، رب توست. خدا معلم است. همه آيات الهى معلم هستند. همه جهان معلم انسان هستند. انسان مربوب و مخلوق خدايى است كه به او قدرت تشخيص و بيان داد. و علمه البيان، او خدايى است كه انسان را در صدر مخلوقات خود قرار داد و به او استعداد فراگيرى و تعليم داد. انسان مخلوق خدايى است كه سميع و بصير است. انسان را گوش، چشم و عقل عنايت فرمود و جعل لكم السمع و الابصار)5(،خداوند اراده فرمود كه انسان هم سميع و بصير باشد و هم به او چشم گوش قلب، دل و عقل عنايت فرمود. به قلب و دل او نيز چشم و گوش داد تا با آن همه عالم را ببيند. آرى، انسان مخاطب خداست. خداوند او را در مرتبه اى قرار داد كه با هدايت الهى و با تبعيت از دستورات الهى و انبيا، خواهد توانست پرده هاى جهل، نادانى و خودخواهى را كنار بزند و به نور حكمت، علم و حقايق هستى دسترسى پيدا بكند.

كار معلم، كارى خدايى است. پيامبر هم معلم است. همه پيامبران معلم هستند. و يعلمهم هم الكتاب و الحكمه. پيامبران كتاب و حكمت را مى آموزند. حكمت چيست؟

حكمت شيوه زندگى، اخلاق، تفكر دقيق و تعقل است. معلم با روح انسان سر و كار دارد. معلمى فقط آموختن سواد، فن و تكليف نيست. معلمى شكل دادن به روح، رفتار و تفكر است. معلم حتى سليقه هاى خود را القا مى كند، چه بخواهد و چه نخواهد. حتى حركات دست، چشم و اصوات او در روح و جان فرزندان القا مى شود.

خود شما كه امروز معلم هستيد، اگر رفتار و روح خودتان را واكاوى مى كنيد، آثارى از صفات و رفتار معلمين خود را در مى يابيد.

پيامبر اسلام و اوصيا همه معلم بودند. همه اشياء عالم معلم اند. همه آيات الهى هستند و همه آيات معلم اند. معلمى كه انسان را به مبدأ هستى هدايت مى كند. پيامبران آمدند كه: يتلوا عليهم آياته، آيات الهى را بخوانند. اين انديشه، نگاه و تفكر در هيچ مكتبى جز مكتب انبيا نيست. بشريت هرچه دارد، از معلم دارد. با اين توصيفاتى كه خدمتتان عرض كردم بايد قدر معلمى دانسته شود. معلمى كار انبياست، معلمى كار آيات الهى و خداست. اول معلمِ عالم خداوند تبارك و تعالى است. خب از اين حرفها باز هم دارم، مى خواهم خيلى سرتان را درد نياورم.

من فكر مى كنم كه معلم وقتى به عرصه تعليم و تربيت مى آيد، جان، هستى و همه وجود خود را مى آورد. بنابراين، در مقابل كار معلمى ما نمى توانيم پاداش يا ارزش هم ترازى را بر پا كنيم. چگونه مى توانيم كار معلمى را با تشريفات مادى جبران بكنيم؟ كار معلمى هيچ ما بازايى جز لطف خدا و پاداش الهى ندارد. بايد قدر كار معلمى را بدانيم. معلم بايد انسان شناس باشد. چرا كه انسان اگر در مسير كمال الهى باشد، بالاترين جلوه ربوبيت حق تعالى است، انسان گنجينه اسرار الهى است.

همه چيز براى انسان خلق شده است و معلم مى خواهد رمز استفاده از اين اسرار را به انسان بياموزد.

خدا انسانها را خلاق و حاكم بر عالم آفريد. روح را به عنوان وديعه در او نهاد و تربيت انسان و روح انسانى را به معلمين به امانت نهاد. اين به عنوان يك عرض ادب خدمت عزيزان. اما اجازه بدهيد كه چند جمله اى هم درباره كارهاى آموزش و پرورش با هم صحبت كنيم. قبل از آن اجازه مى خواهم كه نظرم را راجع به آموزش و پرورش عرض كنم. على رغم برخى مسائلى كه طى 20 - 15 سال اخير پيش آمد، على رغم بسيارى عقب نشينيهايى كه بعضيها از مواضع انقلاب و مواضع ارزشى كردند و على رغم بيشترين فشار مادى اى كه به لحاظ ساز و كارهاى اقتصادى بر مجموعه فرهنگيان و معلمين اين سرزمين وارد آمد، من مى توانم با قاطعيت و البته با افتخار بگويم كه همچنان مجموعه فرهنگيان ما جزء بهترين، صادق ترين، انقلابى ترين و فداكارترين قشرهاى جامعه اسلامى هستند. حقيقت اين است. بعضى از دوستان گفتند، بالاخره نظام هماهنگ، تفاوتها و فشارها. ديشب خدمت مقام معظم رهبرى بوديم و با ايشان بحث كارهايى بود كه بايد انجام بدهيم. در بخش معيشتى و اينها ايشان سؤال كردند، آن حداقل حقوق در آموزش و پرورش چقدر است؟ على رغم اين شرايط متعهدترين اقشار جامعه ما فرهنگيان بوده اند. با اينكه فشارها در اوج بود و در دورانى كه ما 45، 40، 48 درصد تورم را تجربه كرديم، اما حقوقها سه درصد، پنج درصد، هشت درصد و ده درصد اضافه شد و پايه حقوقى هم از اول پايين بود، باز ما جايى نشنيديم كه سر سوزنى از تعهد دينى و انقلابى معلمين كم بشود. نشينيديم كه جايى معلمى از تعليم و تربيت فرزندان اين سرزمين ذره اى كوتاهى بكند.

اين ويژگى و لطف خدا بر شماست و اين سرمايه بزرگ انقلاب است كه جامعه فرهنگيان، آگاه و هوشمند در همه عرصه ها حضور دارند. ما وقتى مى گوييم روز معلم و هفته معلم، بلافاصله ياد معلمين بزرگ انقلاب مى افتيم. امروز بالاترين مدالى كه به شهيد مطهرى داده اند، اين است كه او معلم انقلاب بود. بالاترين افتخارى كه نصيب شهيد بهشتى، باهنر، مفتح و رجايى شد، اين بود كه آنها هم معلم بودند. به نظرم پيوستن به جمع معلمين ممكن است به ظاهر يك انتخاب باشد، اما در حقيقت يك توفيق و لطف الهى است كه شامل ما مى شود.

در آموزش و پرورش كارهاى فراوانى بايد انجام بدهيم. همه فرهنگ، آيين و آينده ما بستگى به آموزش و پرورش دارد. انتظار چيست؟ ما از آموزش و پرورش انتظار داريم كه چه چيزى خارج بشود؟ آن انسانى كه مد نظر ماست چه ويژگيهايى دارد؟ انسان انقلاب، انسان اسلام و انسان تراز حاكميت اسلام چگونه انسانى است؟

بگذاريد من اينجا دو سه تا از ويژگيهايش را عرض بكنم. انسان تراز جامعه اسلامى انسانى است پاك، مؤمن و خداپرست، فكور، خلاق، نوآور و پر از دوستى، مهر، عاطفه و پر از نشاط، اميد و شادمانى. انسانى است كه خودش را باور دارد و هويت خود را باور دارد و مى شناسد. توانمنديها، تمدن و گذشته خود را باور دارد. مهد پرورش چنين انسانى بدون ترديد مدرسه است و به همين دليل است كه بايد محيط مدرسه محيطى خلاق، پر نشاط و شاداب باشد. بخشى از اين به عهده دولت و بخشى به عهده شماست. آنچه بر عهده دولت است، بايد فضاها را به سرعت آماده كند. خوشبختانه با مصوبه مجلس مقدارى دست باز شد كه به لحاظ فضاهاى آموزشى بتوانيم به سرعت وضعيت را تغيير بدهيم. من مى دانم در بعضى از مدارس، در نقاط دور و نزديك بچه ها زير سقف يك لحظه امنيت ندارند.

در سفر به هرمزگان به يكى از شهرستانها رفتيم، من ديديم نوجوانى با چشمان گريان تلاش مى كند كه خودش را به من برساند، همين طور اشك مى ريخت، كنار زديم، آمد. از دور حلقه هاى جمعيت شكافته شد، جلو آمد و ديدم همان طور گريه مى كند. نوازش كردم، پسرم چرا گريه مى كنى؟ گفت از شوق است، نمى توانم خودم را نگه دارم. بالاخره آرام شد، گفت: تو را به خدا به مدرسه ما برس. گفتم چى شده؟ گفت: مدرسه ما در فلان روستاست و هيچى ندارد و هر لحظه ممكن است سقفش پايين بريزد. مى دانم كه بعضى از شما فداكارانه در چنين محيطى داريد بچه ها را تربيت مى كنيد. ما بايد برسيم. همه توانمان را بسيج كنيم، به سرعت ظرف سه چهار سال اين وضعيت را تغيير بدهيم. جلوتر بياييم، آزمايشگاهها و كتابخانه ها را درست كنيم، تجهيزات در اختيار شما بگذاريم كه آن خواهر عزيزمان با آن كلمات بسيار شيرين و رسايشان گفتند ما در مدرسه تجهيزات مى خواهيم. حق داريد. ما بايد فراهم بكنيم و ان شاء الله اين كار را خواهيم كرد. ما بايد فضايى فراهم كنيم كه جامعه فرهنگى يك آرامش خاطر كاملى داشته باشد. بالاخره با 156 يا 200 هزار تومان حتى اگر آدم خانه پدرزنش يا مادر شوهرش زندگى بكند، چه رقمى است؟ من واقعاً مى دانم كه نمى شود. ما بايد تلاشمان را بكنيم. بايد مسكن را سازمان بدهيم. دو وزير آموزش و پرورش و مسكن تعهد كردند كه باقيمانده تقاضاى مسكن را ظرف چهار سال تأمين كنند، اين غير از آنهايى است كه تازه وارد مى شوند. بالاخره ما از اين طرف و شما هم از آن طرف دنبال كنيد، ان شاء الله اين محقق بشود. البته وامش هم به قول خواهرمان سودش تك رقمى باشد. با وام 16 درصدى و 20 درصدى هر چه مى دهيد، تمام نمى شود. ده ميليون مى گيرى مى خواهى يك خانه بخرى بعد از 15 سال با سود 20 درصد، 22 يا 25 ميليون تومان برگردانى و اين را اگر تقسيم بكنيم بايد همه حقوق 200 هزار تومانى را بدهيم.

البته ما امسال و سال گذشته تلاش كرديم كه واقعاً اين طلبهاى گذشته را بدهيم. گرچه بعضيها آمار درست به ما نداده اند يا يادشان رفته بود، يا از قلم افتاده بود يا نتوانستند كه حساب كتاب بكنند، ما هم آمار را جمع كرديم و با مجلس هم گفتگو كرديم، مجلس محترم هم پذيرفت، ظاهراً هنوز يك جزئى مطالبات گذشته باقى مانده كه اميدواريم امسال آنها را هم صاف كنيم و به يك نقطه پايه برسيم كه بگوييم همه چيز پاك، ببينيم واقعاً چقدر مى رسد؟ چون هر چه ضرب و تقسيم مى كنيم مى بينيم كه درست در نمى آيد.

براى افزايش حقوق هم امسال دولت گام خيلى كوچكى برداشت. اين را مى خواهيم بعضيها نشنوند. سال گذشته [حقوق] قضات و هيئت علمى يكدفعه دو برابر شد.

خودشان رأس كار بودند، براى خودشان بريدند و تمام شد و كسى هم زورش نرسيد كه برگرداند. ما با اجازه شما امسال آمديم افزايش حقوق آنها را كم كرديم، گفتيم حداكثر پنج درصد و براى ساير كاركنان 6/31 درصد و براى معلمين 6/71 درصد.

امسال از متوسط كارمندها چهار درصد، برنامه هايمان اين است كه در اين چهار سال پنج درصد، شش درصد و هفت درصد. فكر مى كنم چون اين به كل ضرب مى شود اگر اين را بزنيم، آنچه را كه خواستيد، اجرا مى شود، يعنى حقوقها نزديك به هم مى شود. اگر ما اين ضريب را همين طور يعنى چهار، پنج، شش و هفت، يعنى اينكه در اين دولت هست و ما اين را در نظر گرفته ايم، ان شاء الله ببريم، بقيه بخشها را هم داريم فراهم مى كنيم، مثل همين طرح ارتقاء شغلى. بالاخره آن 65 درصد را آقاى فرشيدى دنبال كردند، در دولت تصويب شد و ان شاء الله به زودى ابلاغ مى شود كه آن محدوديت 65 درصد را براى ارتقا برداريم و همين طور آن بحث هم ترازى و ارتقاى فوق ليسانس. واقعاً ما دنبال اين هستيم، اولويت هم دارد و سعى هم كرديم كه در اين بودجه اول يك مقدار [در نظر بگيريم.] منتها مى دانيد اگر آدم بخواهد بودجه را به سر منزل برساند، نه از هفت خان، بلكه بايد آن را از هفتاد خان عبور بدهيم. امسال راه و چاههاى آن را كمى ياد گرفته ايم، حالا ان شاء الله سال بعد، در طول سال هم ان شاء الله سعى مى كنيم كه تغييراتى ايجاد بشود.

عزيزان بعضى پيشنهادهايى دادند كه ما سعى مى كنيم آنها را اجرا كنيم. عزيزانى كه صحبت كردند، پيشنهاداتى دادند كه پيشنهادهاى خوبى بود. بحثهاى مديريتى بود.

اين را هم خدمتتان بگويم. من خدمت آقاى فرشيدى گفتم، من از نقاط مختلف شنيده بوديم، حالا اگر ستادها اينجا هستند، بالاخره ناراحت هم مى خواهند بشوند، بشوند، مهم نيست. من شنيدم آنهايى كه در ستاد آموزش و پرورش، اداره كل، مناطق و نواحى هستند، اينها تا مدرسه هستند مثل معلمها حقوق 200 تومان، 300 تومان يا 400 [هزار] تومان مى گيرند، به محض اينكه پايشان به اداره مى رسد يكدفعه ضربدر 2 و 3 مى شود. من از آقاى فرشيدى خواستم كه سقف آنجا را محدود كند و پايين بياورد. محور آموزش و پرورش معلم و مدرسه است. ستاديها هم زحمت مى كشند، بنده مخلصشان هم هستم. تابستان هم كار مى كنند، درست است. ولى بايد تناسبى باشد. تضاد و تقابلى نيست، بلكه بايد تناسبى ايجاد بشود و يك مقدار به سمت آموزش سوق بدهيد.

پيشنهادى دادند كه براى آموزشكده هاى فنى و تربيت معلمها سرانه ها را مثل دانشگاهها ببريم و اين پيشنهاد خيلى خوبى است. ما سعى مى كنيم كه اين را به سرعت جبران كنيم. آن هيئت علمى اش هم همين طور. گفتند سر جمع چهار هزار نفرند. ما فكر يك ميليون نفريم. چهار هزار تا كه همين سال آينده انجام مى شود. ما دنبال اين هستيم كه هيئت علمى يك ميليون نفر بشوند. دعا كنيد كه خدا ان شاء الله راههاى اين را باز كند. اين كارهايى است كه ما بايد انجام بدهيم و ان شاء الله تلاش هم خواهيم كرد كه انجام بشود.

اما شما چه كار بايد بكنيد؟ به نظر من اگر امثال من بخواهند به شما بگويند چه كار بكنيد فكر مى كنم كه كار درستى نيست و جسارت است كه من بگويم شما چه بايد بكنيد. شما از ميزان تأثير خودتان بر روح و روانها آگاهيد. ما بايد در آموزش و پرورش هم نگاهمان، هم منابع درسيمان و هم روشهايمان متحول بشود. من فكر مى كنم اين كار خود شماهاست. اينكه امثال من بخواهيم از بيرون بياييم و در آموزش و پرورش بنشينيم و تحول ايجاد بكنيم، اين يا نشدنى يا بسيار سخت يا بسيار كم تأثير است. اين كار شماهاست. خوشبختانه آقاى فرشيدى خودش آموزش و پرورشى است. اميدواريم اين چند سالى كه به مدارس غير انتفاعى رفته، خيلى از آن آموزش و پرورشى بودنش دور نشده باشد؛ گرچه آنجا هم آموزش و پرورش است و معلمين و عزيزان ما دارند تلاش مى كنند. بايد نگاهمان را عوض كنيم. خيلى زيبا گفتند ما مى خواهيم از روشهاى جديد استفاده كنيم. روشهاى جديد لزوماً رفتن به سمت روشهاى مادى يا روشهايى كه بر مبناى غير الهى است، نيست. روشهاى جديدى كه فرهنگ، مبانى و اخلاق ما را منتقل بكند. اين كار شماست. كتاب و متون درسى بايد در ذهن دانش آموز يادآور هويت ملى و اسلامى ما باشد. بايد خودباورى را در او تقويت بكند. اين كتاب را خواند، من الان نمى دانم و خيلى فرصت ندارم كه مراجعه بكنم. قديم تنها چيزى كه از هويت ملى در ذهن ما مى ماند دهقان فداكار بود. خيلى خوب است، اما همه هويت ما اين است؟ بعدها كوكب خانم شد كه يك گوشه اى از رموز هنر خانه دارى و مادرى ما در آن است؛ يك گوشه اى، گذرا. ما چقدر اصالت، ارزش، برجستگيها و افتخارات قابل ارائه به بشريت داريم. چقدر دانشمند داريم. تا وارد كتب درسى مى شويم، شيمى، فيزيك، رياضيات، دانشمندان غير ايرانى قطار مى شود. ما دانشمند ايرانى نداريم كه پايه گذار علوم، فنون و پزشكى باشند؟ تا به حال كسى توانسته است مجموعه طبى اى غنى تر، كامل تر و مبنايى تر از كتاب قانون ابن سينا بنويسد؟ هيچ كس نتوانسته بنويسد. نمى خواهم بگويم دانش طب تغيير نكرده و دستاوردهاى جديد ندارد، اما يك دوره كامل صفر تا صد طب است. يك مكتب كامل پزشكى است. چه كسى توانسته يك مكتب ارائه بدهد؟ هيچ كس. همه جزئيات را كار كردند. در رياضيات، فلسفه، نجوم، اخلاق، ادبيات، حكومت دارى و سياست همين است. در هر رشته اى كه برويد، ايرانيها پايه گذار بسيارى از علوم بوده اند. اگر اين را بدانيم چه خودباورى اى به ما مى دهد؟ البته دانشمندان همه محترم هستند. از ديد ما عالم و علم هر جاى عالم باشد ما براى آن احترام قائل هستيم، اما بالاخره خود باورى؛ كسى كه خودش را باور نداشته باشد اگر همه امكانات عالم را هم به او بدهند، زمين مى خورد و يك قدم هم نمى تواند جلو برود. اما كسى كه خودش را باور داشته باشد، اگر در وسط كوير هم او را پياده بكنيم، با دست خالى، تمدن بر پا مى كند؛ البته كسى كه خودش را باور داشته باشد. در فضاى تعليم و تربيت ما بايد انسانهاى خودباور و خلاق تربيت بشوند. اين را بنده نمى توانم انجام بدهم، اين هنر شماست. البته مديريت آموزش و پرورش و مجموعه دولت بايد راه را باز كند. بايد مسابقاتى كه برگزار مى شود، ارزش گذاريهايى كه بر كار انجام مى شود، همه در جهت خلاقيت، پويايى و ابداعات باشد.

ان شاء الله اين كارهاى كليشه اى كه البته در آموزش و پروش كم است، كلاً كنار برود. آموزش و پرورش بايد كانون تربيت مديران، علما، دانشمندان و برجستگان كشور باشد. اواسط انقلاب من يادم هست، هركس مى خواست كابينه تشكيل بدهد، سراغ آموزش و پرورش مى رفت. گنجينه بى پايانى از انسانهاى توانمند كه اين را بايد شما ايجاد كنيد، يعنى اگر رئيس جمهورى خواست كابينه تشكيل بدهد، بگويد آموزش و پرورش به من يك كابينه معرفى كن. پنجاه تا كابينه از كادر آموزش و پرورش در اختيارش بگذارد. براى اينكه مديريتى كه شما مى كنيد، مديريت بر جانها و انسانهاست. يعنى پيچيده ترين نوع مديريت، كار معلمى و آموزش و پرورش

است و اين شدنى است.

من خداى بزرگ را سپاسگزارم توفيق داد امروز در جمع شما باشم. اين جمله اى كه آقاى هاشمى گفتند، حالا شايد شماها خودتان معلم هستيد، خيلى اين را احساس نكنيد. از ما كه توفيق سلب شده و كمى فاصله گرفته ايم، ولى همواره وقتى با معلمين مان مواجه مى شويم، آن احساس زيبايى كه در روح و جانمان زنده مى شود، آن را نمى توانيم وصف كنيم. خاطره اولين ديدار كه اين مخصوص ابتدايى هاست.

اولين ديدار و نوازش. حالا نمى خواهم اينها را پخش كنيد. بگذاريد يك خاطره برايتان بگويم. همه اش شيرين است. در كودكى تحركم بسيار بالا بود، بسيار پر تحرك؛ مثل الان است ديگر. خانم معلمى داشتيم به نام خانم قلى پور. نمى دانم اگر زنده است، خدا ان شاء الله عمرش را طولانى كند و سلامتى بدهد و اگر هم از دنيا رفته كه خدا بر درجاتش بيفزايد. ايشان متوجه شده بود كه من تحركم خيلى زياد است. به محض اينكه ايشان از كلاس بيرون مى رفت ديگر كلاس در اختيار ما و يكى دو نفر ديگر بود. ايشان هم متوجه شده بود، يك دفعه در كلاس گفت كه بچه ها ساكت باشيد من مى روم دفتر و بر مى گردم. رفت. اما دفتر نرفت، همان پشت در بود، و به محض اينكه در بسته شد، گفتم آخ جان، بچه ها بياييد. در را باز كرد، گفت: به به! بيا ببينم. و يك لطفى به من كرد كه شيرينى آن هنوز [در جانم هست.] جداً لطف كرد. خانمها مظهر لطف هستند. بسيار شيرين. من تا زمانى كه در دبستان بودم هميشه سراغ ايشان مى رفتم. و به لطف خدا درسم هميشه خوب بود. بر اساس نام فاميل هم كه الف بوديم، اول احمدى نژاد. هر كدام از شما كه سر كلاس مى آمديد و مى خواستيد بپرسيد، دفتر را باز مى كرديد، احمدى نژاد پاى تخته بيا. ما هم مجبور بوديم درسها را بخوانيم و آماده بشويم. بعضى از كلاسها كه ما مى رفتيم تا پايان سال اين ليست به آخر نمى رسيد. هر هفته يا يك هفته در ميان احمدى نژاد پاى تخته.

به همين خاطر همه معلمين بزرگوارى و لطف داشتند و يك رابطه بسيار عاشقانه بين ما برقرار بود. من يادم هست، معلم كلاس سوم ما خانمى بود، خدا رحمتش كند.

بعداً نزديك مدرسه ما تصادف شد، ماشين زد و از دنيا رفت. سه ماه از كلاس اول گذشته بود، به يك دليلى كه ما نفهميديم - بالاخره بچه ها متوجه نمى شوند كه بزرگ ترها در مدرسه چه كار مى كنند - اين معلم عوض شد. آقا معلمى سر كلاس آمد و اتفاقاً خيلى مرد خوبى هم بود. اما يادم هست كه چند روز از صبح كه مدرسه مى آمديم همه بچه هاى كلاس گريه مى كردند تا به خانه مى رفتيم. ما گريه كنان به خانه مى رفتيم، اين والده ما مرتباً مى گفت بچه جان چرا گريه مى كنى؟ گفتم معلم ما را عوض كردند. خانم معلم ما رفته، معلم ما آن بود. من يادم هست، اين معلمى كه بعداً آمد با اينكه معلم بسيار خوبى بود، بعدها هم ما در كلاس چهارم با ايشان بوديم، در طول آن سال بالاخره بچه ها ايشان را به رسميت نشناختند و همچنان چشمشان به دنبال معلم خودشان بود.

شماها معلم نمونه هستيد و برگزيده ايد؛ گرچه همه معلمين ما برگزيده هستند. ما چيزى نداريم كه به شما هديه بدهيم. بالاخره هر چيزى كه بدهيم، در قبال كار شما اصلاً قابل ارزيابى نيست. اما با آقاى فرشيدى مشورت كرديم - بالاخره نمى شود. ما بايد به يك شكلى ارادت خودمان را به شما نشان بدهيم - گفتيم كه ما بايد يك كار معنوى انجام بدهيم. حالا دومش را بشنويد تكبيرتان بلند مى شود. ما گفتيم كه ان شاء الله بنده يك سفر عمره به شما هديه مى كنم؛ آقاى فرشيدى هم يك سفر عمره به

همسران شما هديه مى كنند. معلمان پايه ابتدايى هم هستند، شامل آنها هم مى شود. دويست و هشتاد نفر. راستش علتش هم اين بود، گفتند آقا يك عمره هديه بكنيم، چون من خودم اعتقاد دارم، سفر زيارتى تنهايى نمى چسبد. انسان بايد با همسرش به سفر زيارتى برود.

من از همه شما تشكر مى كنم. اميدوارم اگر عمرى و توفيقى بود و سال بعد بالاخره جلسه اى در خدمت جامعه فرهنگيان و معلمان كشور داشتيم، صحبتمان درباره گامهاى جلوتر باشد.

و السلام عليكم و رحمة الله

شناسه خبر: 423  

- سخنراني ها

, متن کامل سخنرانی