
متن کامل سخنراني در دهمين اجلاس گراميداشت روز جهاني مساجد
Array
شناسه خبر: 41865 -
پنجشنبه 29 تير 1391 - 13:48
بسمالله الرحمن الرحيم
اللهم عجل لوليك الفرج و العافيه و النصر واجعلنا من خير انصاره و اعوانه والمستشهدين بين يديه
خداي بزرگ را سپاسگزارم كه در پايان دهۀ تكريم مساجد و در آستانۀ شهرالله زيباترين ماه سال و ايام الهي توفيق زيارت شما عزيزان، پرچمداران ترويج فرهنگ اسلام ناب محمدي را عنايت فرمود.
برادر عزيزمان حاج آقاي علي اكبري مطالب را فرمودند و صحبت كردند من در جمع شما معمولاً درس پس دادن و تكرار مطالبي است كه از خود شما آموختهام. اجازه ميخواهم چند نكته را مطرح كنم.
نكتۀ اول دربارۀ مساجد است. بالاخره در حضور شما در باب اهميت مساجد صحبت كردن زيره به كرمان بردن است، اما بالاخره بايد نظر خودم را تكرار كنم كه مسجد كانون و فرياد توحيد است. مسجد كانون دعوت به امام است. مسجد مركز تمرين زندگي در جامعۀ جهاني با حاكميت امام است. مسجد مركز تعالي روح، انديشه، دل و جان انسانهاست. كانون همدلي، همبستگي، همياري و همراهي است و مسجد بهترين مأمن و ملجأ براي آحاد مردم است. همۀ مردم بايد مسجد را مأمن و ملجأ و نقطۀ اميد خودشان بشناسند.
عمران مساجد فقط به ساختمان نيست. بازگشت به كاركردها و مأموريتهاي اصلي مسجد است كه به فضل الهي در دورۀ انقلاب و پس از انقلاب با شتاب روزافزون در اين جهت در حال حركتيم. همه مسئول هستند. در اين دوره به عنوان وظيفۀ دولت، اعتبارات فرهنگي را آنچه كه مربوط به مسجد، بسيج، حوزههاي علميه، قرآن، مصلاها و نمازهاي جمعه هست تا آنجا كه توانستيم نميگوييم نامحدود ولي 27- 28 برابر افزايش داديم. بيش از اين هم بتوانيم با افتخار و منتي هم نيست، به عنوان وظيفه و تكليف دنبال خواهيم كرد. چرا كه هر اتفاق مثبتي قرار باشد بيفتد كانون، منشأ و پاسدار آن مسجد خواهد بود.
بالاخره نقش مسجد در ادارۀ جامعه، در برپايي ارزشهاي الهي و حاكميت جهاني يك نقش ممتاز و ويژه است. هيچ سازمان و نهادي نميتواند بديل مسجد باشد يا نقش مسجد را حتي به طور جزئي ايفا كند. دهها سازمان، دفتر تبليغات، نهادهاي گوناگون و مؤسساتي كه امروز خيلي از آقاياني كه رئيس و رؤسا بودند، رفتهاند تأسيس كردهاند و بودجههاي خوب 5 ميليارد، ده ميلياردي ميگيرند و كاري هم نميكنند. اگر كاري هم بكنند باز نميتوانند جاي مسجد را پركنند. مسجد را خدا قرار داده است، پشتيبانش خداست و خدا است كه به فعاليتهاي مسجد بركت ميدهد.
ما در خدمتتان هستيم. ان شاءالله در اولين فرصت در همين ماه مبارك رمضان، حاج آقا تاج الديني دنبال ميكنند كه هر كاري بتوانيم انجام خواهيم داد. اين يك نكته.
در آستانۀ ماه مبارك هستيم و من ميخواهم باز خدمت شما درس پس بدهم. در متن يك انقلاب عظيم هستيم و بايد به آرمانها و اهداف انقلاب برگرديم و دائم بايد مأموريت خودمان را كه دنبالۀ مأموريت پيامبر عزيز حضرت محمد مصطفي (ص) است يادآوري كنيم.
من ميخواهم به خودم يادآوري كنم و به شما درس پس بدهم. ذهنتان را به فضاي قبل از انقلاب ببريد چه اتفاقي افتاد؟ در چه فضايي زندگي ميكرديم؟ چه بود؟ آرزوهاي ما چه بود؟ كدام افق و تصوير و كدام بشارت ملت ما را به حركت وا داشت؟ براي چند هزار سال يك مدل حاكميت با فراز و نشيبهايش به خصوص اين سالها و سدههاي اخير حاكم بود؟ دويست سال موجوديت ملت ما تحقير شد. كرامت انسانها له شد. آزادي، انديشه و فرهنگ ما له شد و در نقطۀ مقابل بيش از هزار سال و بعضي از بخشهاي كشور بيش از 1400 سال و بخشهاي وسيعي حداقل هزارسال در آرزوي عدالت، كرامت و رسيدن به همۀ وعدههاي انبياء الهي بودند. ملت ما تلاش و مجاهدت كرد و سختيها را تحمل كرد و در اين آرزو به سر برد. آرزوي داشتن يك حكومت علوي با معيارهاي علوي كه حكومت محو در مردم، مردم محو در حكومت عدالت و احترام در حد اعلاي ممكن. همۀ اينها را بخواهيم خلاصه بكنيم در آرزوي احياي حقيقت انسان، انسانيت و كرامت انسان. همۀ ما باور داشتيم وقتي انقلاب بشود شأن و منزلت انساني انسانها بالا خواهد رفت. مگر غير از اين است كه پيامبر عزيز آمدند تا انسانيت و حقيقت انسانها را احيا كنند. انسانها را در يك جادۀ نوراني بيانتها به سمت كمال و معنويت قرار بدهند.
اصلاً موضوع كار پيامبر ما و پيامبران انسان بود. موضوع انقلاب ما انسان بود. اصلاً حكومت براي انسان و در خدمت و تعالي انسان است. موضوع هستي انسان است. اصلاً همۀ عالم را خدا براي انسان خلق كرده است. انسان دردانۀ هستي است و خدا همه را مسخر انسان قرار داده است. براي چه؟ براي تعالي، شكوفايي و اوج گرفتن انسان در بيانتهاي ملكوت. توجه به انسانها و انسانيت انسانها اين دستور كار مستمر است.
هر موقعي ميخواهيم اندازه بگيريم كه آيا در مسير هستيم يا نيستيم، سرعتمان چقدر است، ببينيم آيا تعالي روحي و معنوي در جامعه بالا رفته است يا خداي نكرده متوقف يا معكوس است. چقدر انسانها عزيز شدند؟ كرامت، شخصيت، حقوق انسانها و عدالت هم براي تكريم انسانيت انسانهاست، چرا كه ظلم، انسانيت انسان را له ميكند و به همين خاطر خيلي بد است. كرامت انسان را منكوب ميكند به همين خاطر زشتترين كارها در نزد خدا ظلم است. اينقدر زشت است كه خداي متعال يك حاكميتي را با كفر، فرصت ادامۀ حيات ميدهد ولي با ظلم فرصت ادامۀ حيات نميدهد. چرا اين طوري است؟ براي اينكه نقطۀ مقابل حقيقت، كرامت و تعالي انسان است.
من به خودم و همۀ فعالين كشور هشدار ميدهم انقلاب براي جا به جايي در افراد نيست. فقط تغيير ادبيات نيست. يك عدهاي بودند دعوا سر قدرت داشتند، بروند كنار يك عدۀ ديگر بيايند باز هم دعوا براي قدرت است. يك عدهاي بودند از فرصتها براي خودشان استفاده ميكردند كنار بروند و امثال من با محاسن و ادبيات ديني بيايند همان كار را انجام بدهيم. انقلاب براي اينها نيست.
بعضي وقتها من به همكارانم در دولت جسارتاً عرض ميكنم و ميگويم براي اينكه ببينيم موفق هستيم يا نه معيارش خودمان هستيم. بايد دائم خودمان را مراقب باشيم. اگر در اين مأموريتها و مسئوليتها به لحاظ معنوي و روحي اعتلا پيدا كرديم بدانيم در جامعه هم مؤثر هستيم وگرنه اگر درجا بزنيم و عقب رفتيم چطور ميتوانيم جامعه را جلو ببريم. كسي كه در مسند مديريت جامعه قرار ميگيرد، اگر خودش پيشگام در معنويت، عدالت و تقوا نباشد چطور ميتواند جامعه را در اين محيط هدايت كند؟ هر كس به هر نسبت در هر جايي كه هست يك بخشدار، فرماندار، مديركل، رئيس جمهور، هدف اين است. هدف اين نبود كه براي رسيدن به قدرت به هر قيمتي حزب و گروه درست كنيم. ميخواهيم جامعۀ اسلامي برپا بكنيم و جامعۀ اسلامي معيارها و ويژگيهايي دارد. نميخواهم بگويم هست ميخواهم بگويم مبادا كه باشد. مثلاً در جامعه تهمت و افترا زدن خيلي راحت است. هيچ كس هيچ بيمي از عقوبت دنيايي و اخروي ندارد. اين نشانۀ اعتلا و پيشرفت نيست. اينها نشانههاي منفي است. به خدا بيش از آنكه ما نيازمند بحثهاي سياسي باشيم نيازمند بحثهاي اخلاقي، انساني و فرهنگي هستيم. اينهاست كه جامعه را ميسازد وگرنه قدرت دست انسانهاي ناساخته و ناصالح بيفتد تيغ تيز دست زنگي مست افتاده است. علم و سواد هم همين است. علم هم در قلب ناساخته بيفتد بمب اتم و اين سلاحهاي جديدي ميشود كه امريكاييها ساختهاند. اين علم در قلب ناپاك باشد همان سياستمداري ميشود كه كارش استكبار، استعلا و تحقير ملتها و تحميل فقر بر ملتهاست.
ماه رمضان است. ماه بازگشت به ارزشهاي الهي و بازگشت به انسان و انسانيت است. فرصت خوبي براي ملت ما و همۀ بشريت است كه برگرديم. به نظرم ميرسد توبه يك امر مستمر است. هر لحظه بايد توبه كرد و بازگشت.
اميدوارم خداي متعال توفيق بدهد كه از همۀ بركات اين ماه كه درهاي رحمت به طور كامل به روي انسانها و بشريت باز است، بهره ببريم.
نكتۀ دوم اشاره به بعضي مسائل است و سربسته از آنها عبور ميكنم. شايد در آيندۀ نزديك شرايطي فراهم بشود كه با شما و ملت ايران جزئيتر سخن بگوييم.
بحثهايي در حوزۀ اقتصاد هست كه بعضي گرانيها و مشكلات هست، اين طور نيست كه ما جداي از مردم و دور از مردم باشيم. ما كف خيابان هستيم و ميفهميم چه ميگذرد. اما يك نبرد سنگين است. دشمنان اساسي ملت، فرهنگ، آرمانها، انقلاب و موجوديت ما همۀ توانشان را امروز بدون سروصدا بسيج كردند. ما با همۀ توان هستيم. تقريبآً بخش مهمي از دولت شبانه روزي است، لحظهاي است. بالاخره آنها مراكز و حلقههاي اصلي اقتصادي دنيا در دستشان است، ستادهايي گذاشتهاند آنها هم شبانه روزي هستند. لحظهاي يك جايي را باز ميكنيم بلافاصله هجوم ميكنند و ميبندند. يك راه ديگر باز ميكنيم هجوم ميكنند. نبردي است كه شايد در آيندۀ نزديك فرصتي بشود ما توضيح بدهيم. الان توضيح بدهم دو گروه حتماً سوء استفاده ميكنند. هم دشمنها خوش به حالشان ميشود و هم بعضي سوءاستفادهچيهايي كه يك مقدار الان از دست ما در رفتند به خاطر اين كه بعضيها با ما همراهي نميكنند. ان شاءالله آنها هم همراهي خواهند كرد. بالاخره اين گردنهاي است كه بايد از آن عبور كنيم. چارهاي نيست و به فضل الهي عبور خواهيم كرد. اين راهي نيست كه بخواهيم متوقف بشويم.
از نگاه دولت بنده به ملت ايران و شما اطمينان ميدهم اين دولت سرسوزني از حقوق ملت، آرمانهاي انقلاب، ارزشها و اصول عقبنشيني نخواهد كرد. حالا اينها كه كسي نيستند بالاخره يك قدرت اقتصادي و مادي روبه زوال هستند. اگر همۀ گذشتگانشان از نمرود و فرعون را هم بسيج كنند بعديهايشان را هم بسيج كنند، همۀ توانشان را هم به كار بگيرند در داخل هم بعضيها با آنها همكاري بكنند، اين دولت به لطف خدا سرسوزني از حقوق ملت و آرمانهاي انقلاب و ارزشها و اصول الهي عقب نشيني نخواهد كرد.
ما هستيم قدم به قدم بالاخره ضربهاي ميزنند ضربهاي هم نوش جان ميكنند. اين طور نيست كه يك طرفه باشد. خيلي وقتها ضربهاي كه آنها دريافت ميكنند سنگينتر از ضربهاي است كه به ما وارد ميكنند. اما فصل دعوت به همدلي و يك مقدار صبر و ايستادگي و فصل دعوت به مراعات همنوع و هموطن و هم دين است. فصل دعوت است. دعوت كنيم يك مقدار مراعات را هم بكنيم چه خبر شده است؟ حالا چرا به اين جا رسيديم كه خودش يك بحثي است كه بايد بعداً صحبت بكنيم. يك علتش اين است كه آنها ديدند اصلاً مثل يك فنري كه در رفته ايران دارد ميرود و قلهها را در علم، اقتصاد و صنعت دارد فتح ميكند. دو سه عدد و رقم به شما بدهم براي اينكه سرعت پيشرفت ايران روشنتر بشود. اين مقايسهاي كه ميكنم به معناي ناديده گرفتن زحمات ديگران نيست. اين به معناي شكر نعمت پيشرفت پرشتاب ملت ايران است. خيليها نميتوانند باور كنند، شبيه يك معجزه است. چند عدد را عنايت كنيد. اول سال 1384 ظرفيت توليد سيمان در كشور 32 ميليون تن بود الان كه من خدمت شما هستم بيش از 76 ميليون تن است. يعني از 50 سال قبل كه در اين كشور كارخانۀ سيمان تأسيس شد تا سال 1384، 32 ميليون تن، از 1384 تا الان 44 ميليون تن به آن اضافه شده و تا پايان سال 6 - 7 ميليون تن ديگر به آن اضافه ميشود. توليد فولاد 10 ميليون تن بوده 21 ميليون تن شده است. بيش از كل تاريخ آموزش و پرورش مدرسه ساخته شده است؟ يعني در طول 80 سال چقدر مدرسه ساخته شده است؟ به اندازۀ تاريخ كشور دانشگاه ساخته شده است، يعني فضاي دانشگاهي. اول انقلاب صادرات غيرنفتي ما 700 ميليون دلار بوده، اول دولت نهم 2/7، سال گذشته 53 ميليارد دلار. ما توليدات پتروشيمي را با 23 -22 ميليون تن ظرفيت تحويل گرفتيم الان 57 ميليون تن ظرفيت است. اينها نشانههاي ظرفيت و توانمندي يك ملت است. 86 ميليون تن محصولات كشاورزي تحويل گرفتيم سال گذشته 120-117 ميليون تن و امسال ان شاءالله به 130 ميليون تن ميرسيم. با اينكه 15 سال است كه تقريباً در خشكسالي هستيم.
در فناوري هم همين چند روز پيش براي افتتاح كارخانه لوكوموتيو رفتيم كه به دست متخصصين ايراني راهاندازي شده است. اتفاقاً من رفتم در اتاق رانندۀ لوكوموتيو نشستم، اينقدر خوب درست كردهاند كه اصلاً صداي موتور لوكوموتيو به گوش راننده هم نميرسد، مثل اين ماشينهاي دنده اتوماتيك يا ماشين سواري. كارخانه ساخت لوكوموتيو ظرف 18 ماه راهاندازي شد كه بعضي از اين گروههاي خارجي آمده بودند تعجب ميكردند ميگفتند نشدني و محال است. ميگفتم ببينيد اين تاريخش است 18 ماه بيشتر نيست. در زمينههاي ديگر از جمله پزشكي، ارائه مقالات علمي و در بخشهاي گوناگون ايران جهشي بالا ميرود. در واقع موضوع هستهاي بهانه است.
امروز يك مقدار بدون اينكه ايجاد نگراني خاصي بشود بايد كمك كنيم. باز اين دو عدد را عنايت كنيد؛ حجم اقتصاد ايران در سال چقدر است. اقتصاد ما هفدهم بود به سرعت دارد ميرود پانزدهم بشود؛ يعني تا پايان سال 1392 پانزدهم دنيا ميشود با برابري قدرت خريد، يعني اين چيزي كه مردم سرجمع خريد ميكنند هر كس هر چيزي كه ميخرد آنها را روي هم بگذاريم و بخواهيم همين را از بازار جهاني تهيه بكنيم 1200 ميليارد دلار است. كل واردات ما 60 الي 70 ميليارد دلار با قاچاق ميشود در قبال 1200 ميليارد دلار. بعضي از اين شركتهاي اروپايي فروش قطعات خودرو را قطع كردند. جلسه گذاشتيم، مسئولين فني، وزير، رؤساي كارخانجات و متخصصين گفتند نگران نباشيد ظرف 6 ماه خودمان جايگزين ميكنيم و ميگوييم برويد دنبال كارتان. ملت ايران نمرده كه بخواهد به خاطر چهار تا قطعه خودرو بخواهيد به ما چيزي تحميل بكنيد.
يك دورهاي بود نسل بزرگان غرب آدمهاي درشتي بودند، آنها كه الحمدالله همه به تاريخ پيوستند، اينها كه بياهميت و كوچك هستند. بله فعلاً حالا اسلحه، موشك و اقتصادي دارند، اما اين نيست كه بتوانند در يك نبرد دراز مدت حتي ميان مدت بتوان جلو ببرند. دو قدم جلو بيايند سيلي خواهند خورد كه تا اعماق قبرستان تاريخ فرو روند. ان شاءالله بايد از مقابل ملت ايران عقب نشيني بكنند.
حالا بعضيها كه از فرصت استفاده ميكنند ميگويند فرصت خوبي است، ما آن دعواها و كينههايي كه با دولت داريم وقتش است سر دولت بزنيم. ميدانند چه خبر است ميدانند دولت شبانه روز با مسأله درگير است. دولت كه بالاخره توانست بزرگترين طرحهاي اقتصادي را پياده كند و موفق پياده كرد. بالاخره معلوم است كه يك اشكالي در كار است كه حالا سه، چهار، ده قلم، اصلاً يك اتفاقي در اقتصاد افتاده است، بالاخره ما داريم چاره ميكنيم ولي بدانيد كه در حال يك نبرد لحظهاي گسترده هستيم. ما با مسئولين كشوري ملاقات كرديم، همكارها 10، 20 نفر با تمام بانكها مذاكره داشتند، به محض اينكه ملاقات ما تمام شد امريكاييها با فشار و تهديد سرشان ريختند. يك نبرد است بالاخره اين دوره را هم بايد بگذرانيم و ان شاءالله خواهيم گذراند.
مطلب بعدي من دربارۀ اوضاع دنيا است. اگر ما از شرايط امروز جهان يك دريافت روشن و واقعي نداشته باشيم حتماً آسيب ميبينيم. من اعتقاد خودم را عرض ميكنم. ملتهاي دنيا از وضع موجود ناراضي و ناراحت هستند. هيچ كس راضي نيست حتي از سران جبهه استكبار هم سوال كنيد ميگويند آقا وضع خيلي خراب است. آنها هم نارارضي هستند. تودههاي مردم كه جاي خود دارد. يك تمايلي براي تغيير در دنيا پيدا شده است. از سوي ديگر مرزهاي ارتباط انسانها دارد برداشته ميشود و مرزهاي سياسي سرجايش است، شايد تا سالها هم سرجايش باشد. اما مرزهاي ارتباطي به سرعت دارد برداشته ميشود، دنياي آدمها دارد بزرگ ميشود. در تهران نشسته است اما راجع به تمام مسائل دنيا ذهنش درگير است چون وارد يك شبكهاي ميشود كه همه جاي دنيا در آن هستند. به تعبير ديگر نگاه انسانها دارد جهاني ميشود. مطالبه عدالت، آزادي و كرامت تقريباً دارد همهگير ميشود و شدتش هم دارد اضافه ميشود. طبيعي است كه جنبشها و تحركاتي اتفاق بيفتد.
من فكر ميكنم نظام سلطه كه خودش مشكلات فراوان دارد به لحاظ نظري به پايان راه رسيده است. الان بيش از 30 سال است كه در غرب هيچ فرضيه، نظريه وتئوري جديدي مطرح نشده است. آدم، فكري درشتي به عرصۀ زندگي و اجتماع نگذاشته است. سوخت تاريخيشان تمام شده است. اما فكر ميكنم همۀ باقي مانده قوايشان را بسيج كردند كه با تكيه بر آن تمايل به تغيير ارادههاي ملتها را مديريت كنند و يكبار ديگر با شعارهاي به ظاهر انساني پايههاي خودشان را مستحكم كنند. ما بايد خيلي هوشيار باشيم. حق اين است كه مديريت اين عرصه به دست ملت ايران باشد، اما براي اينكه اين مديريت را در دست بگيريم لوازم و شرايطي را بايد مهيا كنيم.
اولين لازمه نوع نگاه ما به عرصۀ جهاني است. آنها ميآيند يك حرفهايي ميزنند، جهان شمول است. ميگويند آقا عدالت، آزادي و حق انتخاب، اين را همۀ ملتها ميپسندند. اصلاً منطبق بر فطرت انسانهاست.
ولي تعريفي كه آنها از عدالت، آزادي و كرامت انساني ميكنند تعريف درستي نيست و ما آن را قبول نداريم. خيلي جاها در نقطة مقابل هستيم، اما يك حرفي ميزنند كه مخاطبشان همة انسانها است، حالا ما ميخواهيم مديريت كنيم بايد يك حرفي بزنيم كه مخاطبمان همة انسانها نباشد. به تعبير ديگر، عرصة جهاني را هدف نگيريم. حتماً در اين نبرد بازنده هستيم. فرض كنيد كسي آمده به همة اقوام ايراني حمله كرده است. حالا ما ميخواهيم مقابله كنيم. اگر هر قومي فقط شعارش قوم خودش باشد حتماً شكست ميخورد، اما اگر بگوييم «همة اقوام براي نجات ايران» آن وقت برنده هستيم.
اگر ما بگوييم همة ملتها و بشريت براي نجات انسان و براي برپايي عدالت در همة جهان، توليد در همة جهان و آزادي براي همة ملتها، به تعبير ديگر ما بايد وكيل مدافع همة ملتها باشيم تا در اين نبرد بتوانيم جايي براي خودمان پيدا كنيم. ما اگر گفتيم آقا فقط ميخواهيم ملت خودمان يا چند همسايۀ خودمان را نجات بدهيم يا حداكثر مسئوليت ما كشورهايي است كه مردمش مسلمان هستند حتماً شكست ميخوريم. اصلاً بگذاريد از آن طرف به موضوع نگاه كنيم.
عزيزان من، آيا اسلام براي قوم خاصي آمده است؟ مخاطب اسلام گروه خاصي هستند يا اسلام دين كامل است، پيامبر ما پيامبر خاتم است. يعني متعلق به همة بشريت است. پيامبر براي همة انسانها آمده است. يعني پيامبر، پيامبر چينيها، بوداييها، هندوها و مسيحيها هم هست. منتهي آنها پيامبر را نشناختند به دلايلي كه شما ميدانيد. تبعيت نميكنند براي اينكه پيامبري بعد از پيامبر ما نميآيد. پيامبر آمد يعني كامل و تكميل است. حلقة آخر است يعني بقيه در خدمت پيامبر هستند. ديگر چيز مستقلي وجود ندارد. يعني اگر حضرت موسي(ع) و حضرت عيسي (ع) بيايد چه كار ميكنند؟ ميآيند دكان جدا راه مياندازند؟ يا ميآيند مردم را به اسلام دعوت ميكنند. معلوم است كه به اسلام دعوت مي كند. اصلاً خدا چند دين فرستاده است؟ من ميخواهم موضع برخورد را تبيين كنم. ما از چه موضعي بايد با دنيا برخورد كنيم؟
خدا چند دين فرستاده است؟ غير از يك دين است. ان الدين عندالله الاسلام غير از اين است خدا يك ديني به نام مسيحيت و يهوديت فرستاده يا يك دكاني به نام مسيحيت و يهوديت درست شده. حضرت ابراهيم مسلمان بوده، حضرت نوح هم مسلمان بوده همه مسلمان بودند يك پيامبر پيدا كنيد مسلمان نبوده باشد. مسلمان نباشد كه پيامبر نيست. اصلاً نگاه اسلام جهاني است ممكن است دايرة مأموريت اجتماعي يك پيامبر محدود به يك قومي بوده زورش نميرسيده تو حالا فعلاً قوم خودت را هدايت كن آن طرف دنيا را كاري نداشته باش. معنايش اين نيست كه آن چيزي غير از اسلام را عرضه كرده است. من فكر ميكنم آنجا كه خداي متعال خطاب به پيامبر و بشريت فرمود اليوم اكملتم لكم دينكم اين خطاب به همة بشريت است كه از حضرت آدم شروع شده بود تا حضرت خاتم و مهر كمالش به ولايت اميرالمؤمنين و اولاد آن عزيز و امروز امام عصر(عج) است.
اصلاً دين يكي بيشتر نيست و آن هم جهاني است. پيامبر ما رحمة للعالمين است. مخاطب آن چه كساني است؟ قرآن براي مسلمانهاست. پيامبر آمد در ظاهر مسلماني وجود نداشت كه پيامبر براي آنها باشد. تازه پيامبر آمد تا جامعۀ بشري را به سمت اسلام بياورد. بگذاريد از يك زاوية ديگري برايتان مطرح كنم.
عزيزان من، چه ما بخواهيم و چه نخواهيم جامعه بشري به سمت جهاني شدن در حال حركت است و اين امر خيلي خوبي است. فكر نكنيم امر بدي است. تا جهاني نشويم عدالت حقيقي حاكم نميشود. اصلاً نميشود شما دور يك كشوري ديوار بكشيد بگوييد من عدالت و ارزشهاي الهي را در اينجا حاكم ميكنم نميشود، ارتباطات نميگذارد، تأثير و تأثر هست.
شوروي سابق با همين شعار آمد، گرچه مبنايشان با آن يكيها، يكي است مبناي ماركسيستها با ماترياليستها و سرمايهداري يكي است جفتشان ماترياليست هستند. چه سرمايه دارها و ليبراها و چه ماركسيستها. نوع نگاهشان به انسان مادي بود. دو جلوه بودند. من حالا اينجا به شما بگويم نميخواهم حالا خيلي منتشر بشود.
من اعتقادم اين است و ميتوانم از نظر تاريخي اثبات بكنم كه هم جريان ماركسيست و هم جريان ليبراليست و سرمايهداري جفتشان را صهيونيستها در دنيا راه انداختند و جفتش براي زدن حقيقت دين، اسلام و توحيد است و جفتش براي له كردن جامعة بشري است. اين در جاي خودش قابل بحث و اثبات است. ماركسيستها رفتند انشاءالله اينها هم به آنها خواهند پيوست. اما جايش چه بايد بگذاريم.
امروز در اين تحولات جهاني ما بايد چه چيزي را به بشريت عرضه كنيم كه با ما همنوا بشود و اين باور در او ايجاد بشود كه همة آرزوها و خواستههاي فطري خود را در آن محقق ببيند. چه نظام ارزشي را بايد وعده بدهيم؟ اينجا ديگر خودمان هستيم. ما اگر خطاب به دنيا بگوييم دنيا بياييد مثل ما بشويد، قبول نميكنند. حتي اگر ما بهترين باشيم كه نيستيم آنقدر تعصبات تاريخي در ذهن ملتها كردهاند كه اين حرف را نميپذيرند.
حالا انشاءالله تا قبل از پايان سال من يك صحبتي راجع به پشت صحنۀ امريكا خواهم داشت. ولله پشت صحنۀ امريكا 17، 18 صهيونيست كثيفِ بيهمه چيز نشستهاند. آنها دارند اداره ميكنند و بقيه عروسك خيمهشب بازي هستند. تمام رسانهها، بانكها و ثروت دنيا دست اينهاست. به هيچي هم معتقد نيستند. بايد به چه دعوت كنيم؟ بگوييم بياييد مثل ما بشويد زود موضعگيري ميكنند. من به بيش از 80 كشور رفتهام. با علما، دانشگاهيها و مردم ملاقات كردم، حرف زدم و شنيدم و بايد به شما خبر بدهم. امروز روزي است كه بايد اين فرمايش را عمل كنيم تعالوا الي كلمه سواء بيننا و بينكم الا نعبد الا الله. بايد به توحيد دعوت كنيم. در توحيد حرف داريد بيايد با هم بحث كنيم. دعوت به عدالت، آزادي حقيقي و دعوت به تجلي همة زيباييهاي هستي انسان كامل كنيم. انسان كامل، امام عصر متعلق به همة بشريت است. ذخيرة الهي براي همه است. بايد ادبياتمان را درست كنيم و خيال نكنيم فقط براي ماست.
ما خدا را شكر ميكنيم كه در شناخت و عشق به آن عزيز پيشگام هستيم. انشاءالله در راه فداكاري در راه آن عزيز پيشگام باشيم. ولي نه اينكه آن فقط براي ماست. بعضي وقتها ما ميخواهيم امام را معرفي كنيم كه خودمان اثبات شويم. حتي طوري از اميرالمؤمنين حرف ميزنيم كه خودمان اثبات بشويم و اين ظلم به اسلام و امام زمان است. به خدا اگر جلوهاي از حقيقت اسلام، توحيد و امام عصر را آن طوري كه هست در هر كجاي دنيا و به هر گروهي معرفي كنيم عاشق آن ميشوند. ما اينها را آزمايش كردهايم عاشقش ميشوند چرا نشوند؟ فطرت الله التي فطر الناس در دل مردم است.
اين خاطره را - قبلاً هم گفتهام- يادم آمد بگويم. ما به يك كشور شرقي رفته بوديم جلسهاي گذاشتند علما را دعوت كردند. كشور اصلاً بودايي و هندو است. 90 درصد بودايي، 5-6 درصد هندو، 2 الي 3 درصد مسيحي يك تعداد كمي هم كمتر از نيم درصد مسلمان هستند. علماي همه را آورند 400- 500 نفر آمده بودند با اين لباسهاي قرمز و سربندهاي قرمز و شال قرمز نشسته بودند يك تعدادي هم مسيحي چند نفر هم مسلمان. همۀ نمايندگانشان آمدند صحبت كردند و از ايران و ملت ايران تجليل كردند. من هم يك ربع صحبت كردم همين حرفها را زدم گفتم جهان نيازمند يك حاكمي با اين ويژگيهاست. تا اين نيايد مشكلات حل نميشود، تا نيايد عدالت و كرامت انسانها احيا نميشود. پيرمرد نود و چند سالهاي بود روحاني بودايي روي ويلچر يا برانكارد بود، همين بالاي تربيون آورده بودند. اينها هم اينجا گذاشته بودند سرش بغل دست من بود من كه صحبت ميكردم ديدم اين دارد اشك ميريزد فكر كردم حال جسميش بهم ريخته. مترجم را صدا كردم گفتم بگو چي شده؟ چرا گريه ميكنيد؟ گفت من 90 سال در آرزوي اين حرفها بودم. اين حرفهاي ما هست كه شما داريد ميزنيد الان به شما بگويم. دهها شبكه هست كه در اين كشورهاي عربي در دنيا دارد پخش ميشود افرادي به نام اسلام ميآيند ريش بلند و فكر ميكنند هر چقدر بلندتر باشد باثباتتر است. به خدا ميآيند همين الان فرمان قتل علويها و شيعهها را ميدهند بعد چه طوري؟ ميگويند بايد اينها را ذبح كنيد اينها مستند است كه به شما ميگويم. بعد سؤال ميكنند چرا ذبح؟ شما كه اسلحه داريد با تفنگ بزنيد بميرد چرا ذبحش ميكنيد؟ استدلال را ببينيد ميگويد خدا مگر براي حيوانات فرمان ذبح نداده ميگويد چرا؟ ميگويد خدا گفته اولئك كلانعام بل هم اضل ببينيد با اين استدلال دارد اسلام را در دنيا معرفي ميكند. من بايد فرقم را با او بگويم؟ چه طوري بايد بگويم؟ به محض اين كه ما ميرويم حرف ميزنيم تصوير آن را كنار تصوير ما ميگذارند به دنيا نشان ميدهند.
بايد اين فضا را بشكنيم و راهش اين است كه دعوت به انسان كامل بكنيم و بگوييم براي همه است. براي من و تو نيست، نسبت من با او با نسبت تو با او يكي است. او دلسوز همه است. به خدا، به خدا امام عصر(ع) از ظلمهايي كه در امريكاي جنوبي به ملتها ميشود به همان اندازه ناراحت است كه از ظلمهايي كه در منطقة ما ميشود. امام است تجلي خداست. همة بندگان خدا را دوست دارد. عاشق همة انسانهاست. همه امتش هستند گرچه نميشناسندش. مگر همة امت پيامبر، پيامبر را ميشناسند حالا به اين تعبير محدود كه من قبول ندارم كه امت پيامبر همينهايي است كه الان مسلمان هستند.
عزيزان من، ماه رمضان است. بالاخره ماه تربيت، تعالي، بركشيدن انسانهاست من از شما سؤال ميكنم صاحب حقيقي اين ماه چه كسي است؟ من دارم درس پس ميدهم. اصلاً اگر امام زماني مطرح نباشد دلها به سوي او نباشد كمالي اتفاق ميافتد؟ خود شماها به ما گفتيد، كه واسطة فيض الهي امام است. محال است هيچ خير و خوبي و زيبايي به بشريت عرضه بشود مگر از مسير امام. خود شماها گفتيد اگر نگفتيد به من بگوييد. اين كه جزء مسلمات اسلامي و شيعي است. ماه رمضان ماه دل دادن به امام است. اصلاً راه رسيدن به خدا امام است. ما كه به خدا دسترسي نداريم. به ذات الهي كه اشراف نميتوانيم پيدا بكنيم، ميتوانيم پيدا كنيم؟ اگر كسي ميتواند بفرمايد ما هم برويم طلبگي و شاگردي كنيم. محال است.
خداي متعال به بشريت و عالم هستي لطف كرده است كه جلوة كامل خودش را در دسترس انسانها قرار داده كه سراغ او بيايند و به او مستمسك بشوند، از او الگو بگيرند و به او دل بدهند و با او عشقبازي كنند و بالا بكشند. مگر امام حب الله نيست؟ بدون امام به كجا ميخواهيم برسيم؟ به خدا نظام جمهوري اسلامي، نظام ولايت فقيه كانال رسيدن به آنجاست. بايد ما را به آنجا برساند اصلاً درست شده براي اينكه به آنجا برويم. ماه رمضان و ماه دعوت به امام است.
نه فقط ايرانيها، همة جهان و هستي، راه نجاتي جز دست انداختن به دامن امام ندارند. امام مظلوم و مهجور است. همة طراحي شيطان از اول آفرينش براي اين بوده است كه ذهن و دل انسانها را از وجود امام غافل كند. اصلاً تمامش براي همين است. بقيهاش ديگر فرعيات است. اين وقتي اتفاق افتاد ديگر مثل كسي است كه طناب لازم ندارد. داستان را كه ميدانيد. ميگفت آقا ديگر تو طناب لازم نداري. تو خودت دنبال شيطان ميروي. كسي كه دل و جانش از عشق و ياد امام خالي و غافل شد ديگر دنبال شيطان ميرود و نيازي ندارد كه هر روز بيايد برايش سرمايهگذاري كند كه امروز هم سرمايهگذاري اصلي شيطان در ايران است كه بتواند اين پرچم را بزند و بتواند آسيب بزند.
من عرضم را جمع و خلاصه كنم. بايد خدا را خيلي شكر كنيم به خصوص شماها. آقاي علياكبري اشارهاي كردند گفتند اين لباس نوكري امام زمان (ع) است. افتخاري بالاتر از اين در عالم وجود ندارد. چه افتخاري بالاتر از اين. همه چي آنجاست بقيه تمامش كشك است. آقا همة دنيا را گرفت، خب گرفت بعدش چي؟ اول بدبختي آن است. همة ثروتها را گرفت و همة جمعيت به آن سمعاً و طاعتاً گفتند تازه اول بدبختياش است. همة حقيقت، همة فلاح و رستگاري و زيبايي در اين اتصال است. البته سختيها و مشكلاتي هست و من خبر دارم. خيلي جاها آش نخورده و دهن سوخته هست، من اطلاع دارم.
بالاخره اين راه همين است و زيبايياش هم به همين است. زيبايياش به همين است كه آدم فحش و كتك بخورد و در مسير باشد. تمام پيامبران الهي فحش خوردند. يك پيامبر بوده كه يك طور ديگري زندگي كرده كه حضرت سليمان بوده، ديگر نداريم مختصري هم حضرت داوود. بقيه همه در اذيت و آزار بودند زندگي و كيفش به همين است. مگر شماها بارها نگفتيد كه آرزو ميكنيم يا ليتني كنت لك و معكم. قدر مسجدها و منبر و ماه رمضان را بايد بدانيم و براي همه دعا كنيم. مكتب ما مكتب جهاني است و براي همه است.
اي كاش ميشد ما در اين سفرهايي كه ميرويم حداقل علما را هم با خودمان ببريم. صحنهها را ببينيد اين برزيل دويست ميليون جمعيت دارد به خدا 160- 150 ميليونشان ايراني را دوست دارند به خاطر چه؟ به خاطر اينكه فكر ميكنند يك اتفاقي در آينده بايد بيفتد، آرزوهاي آنها محقق بشود. چه فقري در آنجا وجود دارد. ده ميليون اروپايي به آن كشور رفتهاند آنجا را اشغال كردند و مردم را كشتند و حاكم شدند. الان هم قريب به اتفاق ثروت دستشان است. بقيۀ مردم هم فقير هستند. كل امريكاي جنوبي و افريقا و بخش وسيعي از آسيا و حتي خود امريكا، مردم امريكا چه كساني هستند؟ اسير صهيونيستها و مستكبرين هستند. بالاترين اسارت آنجايي است كه آدم اسير باشد و خيال كند اسير نيست.
اروپاييها اسير هستند ميبينيد هر چه فرياد ميزنند كسي به دادشان نميرسد. چه كسي بايد به فرياد برسد؟ معلوم است آن فرياد رس حقيقي بشريت كه خدا قرار داده است و ما خدا را شكر ميكنيم كه ما زودتر شناختيم و عاشقش هستيم. ماه رمضان ماه فرياد عدالت، آزادي، توحيد و امام و ماه فرياد انسانيت انسان است.
والسلام عليكم و رحمة الله و بركاته
شناسه خبر: 41865
- متن کامل سخنرانی
1390 رياست جمهوري اسلامي ايران 2011 Presidency of The Islamic Republic of Iran
آدرس: تهران - میدان پاستور - خیابان پاستور تلفن: +98(21)64451