- سخنراني در ديدار رؤساي آموزش و پرورش كشور
سه‌شنبه 24 بهمن 1391 - 11:47
فارسی | اردو | العربية | English | Français | Español

Array

سخنراني در ديدار رؤساي آموزش و پرورش كشور

Array

شناسه خبر: 41691 - 

دوشنبه 26 تير 1391 - 14:00

بسم الله الرحمن الرحيم

اللهم‌ عجل‌ لوليك‌ الفرج‌ والعافية والنصر واجعلنا من‌ خير انصاره‌ واعوانه‌ و المستشهدين‌ بين‌ يديه‌

خداي بزرگ را سپاسگزارم كه يك بار ديگر توفيق حضور در جمع شما عزيزان، پرچمداران فرهنگ و ادب و علم ايران عزيز حاضر باشم. از همة زحمات و خدمات صادقانه و ايثارگرانة جامعة ‌فرهنگي كشور تشكر مي‌كنم. به عنوان عرض ادب و ارادت خدمت شما مي‌خواهم نكاتي را عرض كنم. البته آقاي حاج بابايي گزارش نسبتاً خوبي را ارائه كردند و فرمودند كه همين امروز به طور تفصيل با شما صحبت كرده‌اند. من از ايشان خواستم كه بعضي از كارهاي برجسته را بيان كنند كه منعكس شود و ملت شريف در جريان خدمات ارزشمند شما بيش از گذشته قرار بگيرد.

همة 33 سال و به خصوص اوايل دولت نهم را يادم هست. هرگاه بحث آموزش و پرورش مطرح مي‌شد، گرچه همه بر اهميت و منحصر به فرد بودن اثرگذاري آن اذعان داشتند، اما دستور كار، مسائل و موضوعات روز مديريت كشور در عرصة آموزش و پرورش منحصر مي‌شد به ايجاد فضا، پاسخگويي به نيازهاي اولية‌ محيطي و بعضي تمهيداتي كه بايد براي جامعة فرهنگي انجام مي‌شد تا آنها بتوانند وضع موجود را حفظ كنند. حرف‌هاي فراواني بود كه نمي‌خواهم تكرار كنم. اما دغدغة اصلي جامعة فرهنگي و دلسوزان كشور فراتر از نيازهاي محيطي و حتي ابزار كار به دنبال محتواي آموزش و پرورش و پيگيري آرمان‌هاي بلند انقلاب در مهم‌ترين ساختار فرهنگي و علمي كشور بود. امروز بايد خيلي خدا را شكر كنيم كه هنوز در ايجاد فضاها و امكانات و نيازهاي اوليه هنوز دغدغه‌هايي وجود دارد، اما دغدغة اصلي امروز جامعة فرهنگي ما پرداختن به محتواي تعليم و تربيت است.

طرح تحول بنيادين در آموزش و پرورش به نظرم مهم‌ترين و پرافتخارترين كاري است كه جامعة فرهنگي و نظام آموزش و شوراي عالي انقلاب فرهنگي انجام داده است. در واقع تصويب اين طرح يك نقطة عطف است، يعني عبور از عقب‌ماندگي‌ها در تأمين نيازهاي اوليه و ورود به عرصة پرداختن به حقيقت آموزش و پرورش و مأموريت اصلي آن. من اين تحول و عبور از اين نقطة عطف را به شما فرهنگيان عزيز و ملت ايران، به خودم به عنوان خادم ملت ايران تبريك مي‌گويم. امروز عزيزان من فرصت تاريخي فراهم شده است تا به مأموريت اصلي آموزش و پرورش بپردازيم.

نمي‌خواهم تمام اين سند را مرور كنم گرچه اين سند به عنوان منشور آموزش و پرورش براي دهه‌هاي آينده بايد در تمام سطوح و رده‌هاي آموزش و پرورش هم معرفي بشود هم تجزيه و تحليل و هم آموزش داده شود.

بايد تمام دست‌اندركاران آموزش و پرورش به محتوا، جهت‌گيري‌ها و ساز و كارهاي اصلي اين سند اشراف و احاطه پيدا كنند. بايد يك همفكري و ذهنيت مشترك روي اين سند در تمام آموزش و پرورش ايجاد بشود تا نيروي عظيم جامعة فرهنگي ما هم‌افزا و در يك راستاي تعالي‌بخش حركت بكند. اين مأموريتي است كه بايد انجام بدهيم. اما مي‌خواهم دو سه نكتة برجسته از اين سند را بازگو كنم.

مهم‌ترين نكتة اين سند آن است كه توجه دستگاه عظيم تعليم و تربيت كشور را به انسان و انسان‌سازي معطوف كرد. مأموريت آموزش و پرورش انسان‌سازي است. دستور كار، موضوع و خميرماية‌ كار آموزش و پرورش انسان است.

نسل‌هاي پي در پي در اين دستگاه عظيم ساخته مي‌شوند و پرورش مي‌يابند. پاسخگويي به نيازهاي فطري و اساسي دستور كار آموزش و پرورش است. هنر آموزش و پرورش اين است كه مسيري را باز كند و جاده‌اي را ترسيم كند كه فرزندان اين ملت در عبور از اين مسير و جاده فرصت شكوفايي همة استعدادهاي الهي را خود پيدا كنند. مهم‌ترين برجستگي و مطالبة فطري انسان عبارت است از احساس كرامت. انساني كه احساس كرامت نكند، له شده است. امكان شكوفايي در او وجود ندارد، مثل دانه‌اي است كه در خاك خفه شده است.كجا انسان‌ها بايد لذت كريم و با كرامت بودن را هم دريافت كنند و راه كرامت را هم آموزش ببينند؟ در آموزش و پرورش. هر يك نفري كه مي‌آيد از همان ابتدا در آموزش و پرورش بايد بزرگ شمرده شود. هديه‌ و امانت الهي است. يك انسان است و مي‌تواند خليفة‌الله شود. همة اسماي الهي در فطرت او به وديعت گذاشته شده است و او مي‌تواند جلوة همة اسماء خدا بشود. راهش احساس كرامت است. فرزندان ملت بايد احساس بزرگي عظمت و كرامت كنند. بنابراين در كتب درسي ما، در روش‌هاي آموزشي و كارهاي تربيتي ما، كوچكترين كلمه و حرف و رفتاري كه كرامت اين هداياي الهي را مخدوش كند بايد حذف شود.

ادبيات، نگاه، كلام، نوشته، ارزيابي، امتحان و ثبت نام ما بايد به گونه‌اي باشد كه همه در اين نظام احساس كرامت كنند. انسان تحقير شده انسان مرده است و اين هنر شماست. انساني كه احساس كرامت كند به پستي‌ها تن نخواهد داد. همة مشكلات، انحرافات، درجا زدن‌ها و سكوت‌ها از ناحية انسان‌هاي تحقير شده است. بايد طعم شيرين كرامت و انسان بودن را بچشد و اين شدني است. اصلاً خميرماية‌ معلمي كرامت و عزت نفس است. جامعة فرهنگي ما امتحان بسيار خوبي پس داد. در سخت‌ترين شرايط اقتصادي كشور طي چند دهة متوالي در حالي كه كمترين توجه به او مي‌شد، ايستاد و عزت نفس خودش را اجازه نداد كه مخدوش شود. اين عزت نفس در بالاترين درجه و شوق بايد به نسل‌هاي متوالي منتقل شود.

عنصر ديگري كه در نظام تعليم و تربيت بايد در روح و جان فرزندان اين ملت نهادينه شود، عبارت است از عدالت. اصلاً محيط آموزش و پرورش بايد محيطي سرشار از عدالت باشد. عدالت شرط محيطي لازم براي شكوفايي انسان است. چرا عدالت اينقدر مهم است؟ چرا همة پيامبران براي برپايي قسط و عدالت آمده‌اند. ليقوم الناس بالقسط. خدا مي‌خواهد چيزي را بر بشريت تحميل كند؟ خير، عدالت بستر شكوفايي انسان است. اين گل زيبا و به ثمر نشسته را نگاه كنيد. آن دانة‌ اصلي همة استعدادهاي خود را بيرون ريخته و اين گل شده است. در چه شرايطي اين استعدادها بيرون ريخته خواهد شد؟ زماني كه دانه در يك شرايط محيطي متعادل پرورش پيدا كند. آب، نور، خاك و دماي مناسب شرايط عادلانة محيطي براي يك دانه مي‌شود. هر كدام از اينها به هم بخورد معيوب مي‌شود. يعني استعداد ذاتي خودش را بروز نخواهد داد. عدالت اجتماعي و عدالت در روابط انسان‌ها، عدالت آموزشي و عدالت در رفتارها در واقع بستر و محيط مناسب براي شكوفايي انسان‌هاست. چرا ظلم بد است و چرا خدا ظلم را تحقير مي‌كند، سركوب و با آن مخالفت مي‌كند؟ چرا ظلم را نمي‌بخشد؟ چون ظلم حقيقت انسان‌ها را له مي‌كند. فرصت خدايي شدن و شكوفايي را از انسان‌ها مي‌گيرد و در نقطة‌ مقابل عدالت است. بچه‌هاي ما بايد در طول 10-12 سال تمرين عدالت كنند. مطالبة عدالت و عشق به عدالت بايد در كام و جان فرزندان اين ملت نهادينه بشود و محيط بايد آنقدر عادلانه باشد كه يك دانش‌آموز فرصت پيدا كند همة استعدادهاي زيباي خودش را بيرون بريزد. اينها بايد فراهم شود. اينكه ما دانش‌آموزران را به دو سه رشته محدود كنيم حتماً ظلم است.

اين كلام پيامبر عزيز ما دربارة اهميت عدالت است. مقايسة كفر با ظلم است. الملك يبقي مع الكفر و لايبقي مع الظلم؛ يك حكومت با كفر باقي مي‌ماند، اما با ظلم باقي نمي‌ماند. اين سنت و قانون خداست كه ظلم همة موجوديت انسان‌ها را از بين مي‌برد. اصلاً نمي‌گذارد آن نهال وجود انسان‌ها جوانه بزند. وضع دنيا را ببينيد، الان ميليارد ميليارد آدم مي‌آيد بدون اينكه شكوفه‌اي در وجودشان پيدا شود، زير خاك مي‌روند چه برسد به اين كه ميوه بدهند و يا همة ميوه را بيرون دهند. سرفصل آموزش و تربيت ما بايد آموزش عدالت باشد؛ در كتب درسي، نوع نگاه معلم، لبخند معلم، پراكنش عشق معلم.

عنصر ديگري كه براي شكوفايي و كمال انسان لازم است،‌ آزادي است. از شعارهاي اصلي انقلاب ما آزادي بود. استقلال، آزادي، جمهوري اسلامي هم عرض هستند. اين ويژگي انسان است، هر جا احساس كند امري بر او تحميل شده است در يك فرصت و زمان مناسب آن را جبران خواهد كرد. عكس‌العمل نشان خواهد داد. بچه‌هاي ما بايد تمرين آزادي كنند. در آزادي است كه انسان‌ها انتخاب كمال‌دهنده مي‌كنند.

ارزش‌هاي الهي، زماني ارزش الهي هستند و اثر سازنده در روح و جان انسان‌ها دارند كه آزادانه انتخاب شوند. با اكراه باشد حتماً اثر تخريبي دارد؛ به خصوص در تعليم و نهادينه كردن ارزش‌هاي الهي. بايد آنقدر اين ارزش‌ها زيبا، با منطق و با برنامة تربيتي عميق و روانشناسانه عرضه بشود كه فرزندان ملت ما آزادانه ارزش‌هاي الهي را كه منطبق بر فطرت آنهاست انتخاب كنند. هر ارزش‌ الهي كه تأمين شود در يك نقطه‌اي عكس‌العمل منفي آن بروز خواهد كرد. اثر تخريبي آن بيش از اثر سازندة آن است. در كشور هم همين طور است. اصل دين هم همين طور است. لااكراه في الدين. آية ق‍رآن است و كسي نمي‌تواند آن را دستكاري كند. مثل بعضي اصول قانون اساسي نيست كه تفسيرش ضد خودش است. آية قرآن است.

اصلاً همة‌ عظمت اسلام و توحيد در انتخاب آزاد ملت‌هاست. اگر قرار بود كه با اكراه باشد، قدرت اميرالمؤمنين از همه بالاتر بود. يگانة هستي است. از آن بالاتر؛ خود خدا اين كار را مي‌كرد و همة‌ بشريت را راحت مي‌كرد. همة‌ عظمت جمهوري اسلامي به اين بود كه ملت ايران آزادانه و نه تحت القائات حزب، گروه، تبليغات و يا فشار سرنيزه و تفنگ، آزادانه رأي داد. پاي آن هم ايستاد. بهترين فرزندان خودش را داد. فرزندان اين سرزمين بايد آزادانديشي، انتخاب درست و آزادانه و آگاهانه ايستادن پاي تصميم و انتخاب را تمرين كنند.

اينجا جاي آمار دادن نيست، بايد معيارهاي كيفي براي اندازه‌گيري لحاظ شود البته ما بايد همه جا نمازخانه، فضاي ورزشي، هنري، كتابخانه بايد همه را داشته باشيم. اين آمار كه مي‌گويم منظورم اينها نيست. بگوييم ما روزي 50 هزار نماز جماعت برگزار مي‌كنيم، بسيار عاليست. اما منظور ما اين نيست. بايد ببينيم اين نمازي كه برپا مي‌شود آيا ان الصلاة تنهي عن الفحشا و المنكر است يا خير يعني اين بچه‌ها به لحاظ معنوي و كيفي بالا مي‌روند يا خير، نماز مي‌خوانند و همان‌طوري هم هستند؟ عظمت راستگويي، صداقت، پاكي بايد توسط يك انسان دريافت شود. ترجيحش بايد توسط يك انسان انتخاب شود. چرا امام زمان غايب است؟ يك سرود بسيار زيبايي خواندند. حالا صرف نظر از اين كه ما غايبيم يا امام زمان، امام كه هست و هيچ جاي عالم خالي از امام نيست. پس ما از صحنه غايبيم. چرا اينطور شده؟ خدا مي‌توانست با يك اشاره امام را بر هستي حاكم كند. امام هست، ما نيستيم. بايد انتخاب كنيم. زماني كه جامعة بشري به آن نقطه‌اي برسد كه انسان كامل را انتخاب كند، آن موقع همه چيز عوض مي‌شود.

عنصر ديگري كه لازم است خودباوري است. بايد خودمان را باور كنيم. من خدمت آقاي حاج بابايي و محمديان هم عرض كردم، محتواي كتب، نوع تدريس و ارزيابي ما همه بايد معطوف به تقويت و نهادينه‌سازي خودباوري در تك تك دانش‌آموزان باشد. بايد خودمان را باور كنيم. اين ميراث عظيم فرهنگي ما بايد جاري شود.

اين بزرگان، دانشمندان و علماي ما بايد معرفي شوند. حتي مقايسه شوند. من نمي‌خواهم اسم ببرم. يك آقايي نشسته بود زيردرختي، سيبي افتاد و چيزي را كشف كرد. 500 سال قبلش ابوريحان و ابن‌سينا اين مسأله برايشان امري عادي بوده است. كدامش را در كتاب بياوريم. چرا بايد هر روز آن را به رخ ما بكشند. بعد هم فرهنگ خودشان را به ما تحميل كنند. البته همة دانشمندان از هر مليتي باشند محترم هستند. ما به علم و عالم احترام مي‌گذاريم. علم هر جا باشد مي‌گيريم و دست عالمش را هم مي‌بوسيم. ما تعصب نداريم. اما حقايق را بگوييد. حقايق خودباوري مي‌آورد. يكجا ضعف هم داريم، بگوييم. بايد به خودباوري برسيم.

من خواهش كردم كه سنت‌ها و حتي غذاهاي ايراني معرفي شود. البته يك عده آدم داريم در اين كشور كه هر وقت حرف‌هاي اساسي زده مي‌شود، شروع مي‌كنند به مسخره كردن، كساني كه معلوم نيست خودشان كي هستند، چه دارند و چه مي‌خواهند بگويند؟ چه ايرادي دارد كه غذاهاي ايراني معرفي شود. به جاي اينكه نيروي انتظامي برود در فلان غذافروشي را ببندد، غذاهاي ايراني را معرفي كنيد كه بچه‌ها ببينند و انتخاب كنند يا به جاي اينكه برويم در يك سينما يا جلوي برگزاري يك مراسم را بگيريم، در دوران تحصيل آموزش بدهيم تا خودشان آگاهانه انتخاب كنند. اين جوري نمي‌شود. بالاي 99/99 درصد انسان‌ها اگر حقيقت ناب در مقابلشان قرار بگيرد حتماً آن را انتخاب مي‌كنند. چرا نبايد انتخاب كنند؟ فطرت الله التي فطر الناس عليها، همه بر اساس فطرت الهي هستند.

يك هزار فطرتشان خراب است. بچه‌ها كه فطرتشان خراب نيست. پاك و دست نخوره و بدون غبار است. اتفاقاً بچه‌ها به خصوص در دوران راهنمايي آرماني و دنبال عدالت و توحيد و پاكي هستند. در دوران دبيرستان دنبال آرمان‌هاي بلند هستند. دنبال اهداف بلند هستند. اينها را شما بهتر از من مي‌دانيد. بايد معرفي كنيم. چرا نبايد لباس‌هاي ايراني و آداب و رسوم ما معرفي شود؟

بگذاريد مثال بزنم. حاج آقا محمديان، آداب غذا خوردن امر كم و كوچكي در تعليم و تربيت است؟ اين كه خانواده با هم دور يك سفره با هم غذامي‌خورند، در تعليم و تربيت امر كمي است؟ به نظرم اثرش خيلي زياد است. غذا حلال، پاك و طيب باشد اينها را بايد آموزش بدهيم. نرويم سراغ كارهاي سطحي البته شما نرفتيد، خطاب من به همة دست‌اندركاران است. پايه را درست كنيد همه ياد بگيرند روزي حلال در بياورند و غذاي حلال بخورند، بعد ديگر لازم نيست اينقدر خرج كنيم در خيابان‌ها برخورد كنيم. اهميت غذاي حلال را در كجا بايد آموزش بدهيم. در همين آموزش و پرورش. من خاطرم هست كه در يك مجمع مهمي ما سياست‌هاي برنامة چهاردهم را ارائه داديم. در بخش فرهنگ و ما دو سه بند را با اصرار گذاشتيم كه يكي از آنها كسب روزي حلال بود. مسخره كردند كه اين حرف‌ها مال آدم‌هاي عقب مانده است. گفتيم خيلي ممنون، اگر پايبندي به روزي حلال نشان عقب‌ماندگي است، ما به اين عقب‌ماندگي افتخار مي‌كنيم. روزي بايد حلال باشد وگرنه همه چيز به هم مي‌ريزد.

بايد مفاهيم خودمان را بياوريم، نهادينه و تكرار كنيم تا جا بيفتد. بالاخره آموزش و پرورش از اينكه بچه‌ها را برساند به آن طرف خط دانشگاه‌ها بايد به انسان‌سازي تغيير كند. چند دهه همه دنبال اين بوديم كه بچه‌ها را آن طرف خط كنكور ببينيم. كنكور هم لازم است. اما همة انسانيت و كمال اين نيست. همه بايد تحصيلات عاليه داشته باشند. ان‌شاءالله.

عزيزان من، امروز روزي است كه همة انديشه‌ها و همت‌هاي ما در يك مسير و به طور هم افزا بايد براي تحول در محتواي آموزش و پرورش كشور بسيج شوند. اين كار شماست و هيچ كس جز جامعة فرهنگي توانايي كار را ندارد. و اين را هم طي سي و چند سال نشان داده‌ايد. بايد دست به دست هم بدهيد، آنهايي كه تدوين كتب مي‌كنند، آنهايي كه برنامه‌ريزي آموزشي مي‌كنند، معلم، سرايدار و همه بايد نگاه عميق تربيتي به فضاي آموزش و پرورش داشته باشند.

محيط آموزش و پرورش بايد شاد و پرنشاط باشد. اصلاً ارزش‌هاي الهي برخلاف تبليغات بعضي‌ها كه از مسير مستقيم منحرف شده‌اند، در محيطي امكان‌پذير است كه در آن انسان‌ها عالم، عادل، آزاد، شجاع و آگاه و عميق باشند. آدم‌ها بانشاط و اميدوار باشند.

من خيلي خوشحالم كه امروز ورزش و تربيت بدني در متن تعليم و تربيت آمده است. حاشيه‌اي نيست.

من از اين كلمة‌ فوق برنامه بدم مي‌آيد. اوقات فراغت و فوق برنامه يعني چه؟ اين واژه‌ها مال ما نيست. ترجمه شده است.

مي‌گوييم در اوقات فراغت برود تفريح كند. تفريح مگر جزء برنامة يك انسان نبايد باشد. مگر يك انسان نبايد همان طوري كه غذا مي‌خورد و كار مي‌كند و درس مي‌خواند تفريح هم داشته باشد؟

تفريح هم جزء كار انسان است نه فوق برنامه. جزء ‌برنامه و در متن برنامه است. اسمش را مي‌گذارند اوقات فراغت يعني اوقات بطالت، حالا يك طوري پرش كنيم. اين غلط است.

فوق برنامه يعني چه؟ يعني برنامة اصلي فيزيك و شيمي است،‌ اما قرآن و نماز و تربيت و تفريح و اردو و ... فوق برنامه است. معناي ذاتي آن اين است كه در شرايط تباين قرباني متن برنامه شود. يعني الويت نيست. ما يك مشت آدم تربيت كنيم كه همه سينوس و كسينوس را خوب بلد باشند، اما از روح انساني و معنوي،‌الهي، اخلاقي، عدالت‌خواهي و آزادانديشي خيلي خبري نباشد خودش را نشناسد. اين به چه دردي مي‌خورد؟ اين اوقات فراغت و فوق برنامه ادبيات نظام سرمايه‌داري است. آنها انسان را يك موجود توليدگر اقتصادي مي‌دانند مي‌گويند يك كارگر است. چقدر مفيد است؟ آن 8 ساعتي كه در كارخانه كار مي‌كند بعد از آن ديگر خير.

ما انسان را اينطوري فرض مي‌كنيم. همان طوري كه 8 ساعت بايد كار كند، 8 ساعت هم بايد در خدمت خانواده باشد، اين هم جزء كار است. 8 ساعت هم استراحت كند، عبادت كند و به خودش برسد. اين هم جزء كار است، فوق برنامه نيست. بايد اينها در متن برنامه بيايد. اصلاً ما اگر رياضيات، فيزيك و علم‌ الاشياء و جغرافيا هم ياد مي‌دهيم، براي شكوفايي و رشد انسانيت است و گرنه چه كاري است كه مغز را از يك مشت حرف پر كنيم كه خيلي از آنها هم ممكن است در طول 50-60 سال زندگي بعدش، به كارش نيايد. اينها براي اين است كه تلنگري بخورد و رشد كند و آن دانه در وجود انسان شكوفا شود.

امروز عزيزان من، شما سنگين‌ترين مأموريت را داريد. به بيرون كاري نداشته باشيد. گرچه بيرون خيلي مهم است مثل خانواده. خانواده بايد با شما پيوند بخورد. در واقع شما مسئوليت تربيت خانواده‌ها را هم برعهده داريد. اما به اين فضاها كاري نداشته باشيد. اين گروه مي‌آيد آن گروه مي‌رود. اين دسته مي‌آيد آن دسته مي‌رود اين به آن فحش مي‌دهد. آن دنبال قدرت و ديگري دنبال ثروت است. اين به آن مي‌زند و آن به اين مي‌زند. بعضي‌ها حاضرند كل كشور را براي يك پست فدا كنند. شما نمي‌دانيد، اما امروز دولت در سخت‌ترين شرايط بعد از انقلاب دارد در چندين جبهه مي‌جنگد. شبانه‌روزي دارند كار مي‌كنند. دشمن هم با همة توان عليه ملت ايران آمده است. عده‌اي فكر كردند اين فرصت مناسبي است كه عقده‌ها را خالي كنند. بهره‌هاي سياسي ببرند. مي‌دانند چه خبر است و علت فلان اتفاق چيست؟ فكر كردند كه فرصت خوبي است كه به دولت بزنند. اينها را توجه نكنيد. ما هم توجه نمي‌كنيم. مهم نيست. چيزي كه يك ملت را زنده نگه خواهد داشت جريان مستمر زلال تعليم و تربيت است. اين را بايد محكم كنيم.

انسان‌هاي بزرگ وقتي ساخته شوند هميشه استقلال و آزادي و عظمت ما تأمين است. انسان‌هاي عالم،‌عدالت‌خواه، آزاد، فرهيخته و خودباور ضامن ماندگاري يك ملت هستند و اينها كار شماست. ما هم در خدمتتان هستيم و در حد توان پشتيباني خواهيم كرد. حتي امسال كه بودجه به شدت در فشار است. مي‌دانيد من علتش را نمي‌گويم دشمنان خوشحال مي‌شوند فكر مي‌كنند چه خبر شده است. خبري نشده است.

اين ملت خيلي بزرگ است. بزرگ‌تر از چيزي است كه دشمنانش تصور مي‌كنند. دولت از همة موانع عبور خواهد كرد. اما با همة اين احوال دولت با كمال ميل آمادگي دارد كه نيازهاي اساسي تعليم و تربيت را در اولويت قرار دهد.

شما هم البته در هزينه كردن بايد رعايت كنيد. در جاي خودش ببريد. آقاي وزير خيلي خوب و فعال است. خدمات خيلي خوبي هم دارد انجام مي‌دهد. اين جهت را هم بايد مراقبت كنيد. همة دستگاه‌ها، همة كشور بايد مراقبت كنند.

من از همة شما صميمانه تشكر مي‌كنم. كارهاي خوب و بزرگي داريد انجام مي‌دهيد. انتظار من اين است كه با اين طرح تحول يك نظام آموزش و پرورش الگو درست شود كه ما بتوانيم هرجاي دنيا كه مي‌رويم يك مانيفست بگذاريم و بگوييم اين است. مي‌خواهيد، مي‌آييم برايتان پياده مي‌كنيم. متخصصان ما در آموزش و پرورش مي‌آيند اينجا مشاوره مي‌دهند و برنامه‌ها را برايتان پياده مي‌كنند. باورم اين است كه اهالي فرهنگ اين كشور قادرند كه يك آموزش و پرورش الگو و نمونه را بسازند و به دنيا معرفي كنند.

من از همة شما صميمانه تشكر مي‌كنم. از جناب آقاي وزير پرتلاش و همكارانشان، از مديران ، معلمان و از همه مستخدمان از بابا و مادر مدرسه تا رئيس مدرسه كه رئيس ما و همة‌ عالم است، دست همه‌تان را مي‌بوسم و از خداي متعال برايتان موفقيت و سلامتي آرزو مي‌كنم.

اميدوارم عزيز باشيد


شناسه خبر: 41691  

- متن کامل سخنرانی