- متن کامل سخنراني در همايش زنان و بيداري اسلامي
سه‌شنبه 24 بهمن 1391 - 11:41
فارسی | اردو | العربية | English | Français | Español

Array

متن کامل سخنراني در همايش زنان و بيداري اسلامي

Array

شناسه خبر: 41589 - 

سه‌شنبه 20 تير 1391 - 10:22

بسم الله الرحمن الرحيم

اللهم‌ عجل‌ لوليك‌ الفرج‌ والعافية والنصر واجعلنا من‌ خير انصاره و اعوانه‌‌ والمستشهدين‌ بين‌ يديه‌


خداي بزرگ را سپاسگزارم كه شرف حضور در اين اجلاس بسيار عزيز و عظيم و ان‌شاءالله تأثيرگذار در آيندة بشريت را عنايت فرمود.

از همة شما به خاطر سفر به ايران، خانة آزادگان و عدالت‌طلبان جهان تشكر مي‌كنم. از سركار خانم حجازي دبير محترم اجلاس براي گزارش خوبي كه ارائه دادند، از برادر عزيزم جناب عثمان از سودان كه برادر كوچكشان احمدي‌نژاد را مورد لطف قرار دادند، از خواهر عزيزم خانم لطيفه الخباشي از تونس كه با احساس و شور انقلابي سالن را به وجد آوردند، از خواهر عزيزم خانم ريما فخري از لبنان كه با كلمات طيبه روح و جان ما را نواختند، از جناب آقاي دكتر ولايتي كه جهت‌گيري عمومي اجلاس را به خوبي تصوير كردند، از همة ايشان تشكر مي‌كنم.

من فكر كردم بعد از اين صحبت‌هاي خوب، جايي براي صحبت امثال بنده نيست. اما به نظرم رسيد به عنوان تجليل و تعظيم از حركت شما و عرض ادب به ساحت بانوان معظم مطالبي را خدمتتان عرض كنم.

اجلاس به نام بيداري، تحول خواهي، اسلام و زنان است. من مي‌خواهم دربارة اين كلمات نكاتي را خدمت شما عرض كنم. چرا ما نياز به بيداري و تحول داريم؟ چه اتفاقي افتاده است؟ كجاي كار ناقص است كه ما نيازمند بيداري و تحول هستيم؟

پاسخ روشن است. خداي متعال انسان‌ها را براي زندگي عزتمند و سرشار از كمال معنويت خلق كرده است. خدا انسان‌ها را خلق نكرده تا در حقارت، ذلت، تبعيض، ظلم و فشار زندگي كنند. خدا انسان را آينة خودش خلق كرده است. آنقدر به انسان كرامت داده كه مي‌تواند تا مقام خليفةاللهي بالا برود. به جايي برسد كه جلوة تمام نماي خداي متعال باشد. خليفة‌الله شود. خدا انسان‌ها را خلق كرده تا در برادري، محبت، ساية عدالت و توحيد و با عزت زندگي كنند.

نگاهي به تاريخ انسان و وضعيت امروز جهان بيندازيد، آيا هيچ نشانه‌اي از آن عزت و كرامتي كه خداي متعال براي انسان قرار داده است، مشاهده مي‌شود؟ همة پيامبران الهي آمده‌اند تا شأن، حقيقت و كرامت انسان را احيا كنند. در كجاي عالم انسان‌ عزيزند؟ در كجاي تاريخ انسان‌ها طعم حقيقت انسان بودن را چشيده‌اند؟ مظلوم‌ترين مظلومان، انسان و حقيقت انسان است.

شما همه آگاهيد، گزارش‌هاي رسمي اعلام مي‌كنند كه بيش از 3 ميليارد انسان در فقرند. كسي كه توانايي تأمين نيازهاي اولية خود را ندارد، چگونه مي‌تواند عظمت انسان بودن را تجربه كند. عزت انسان در آزادي، كمالجويي و عدالتخواهي اوست. در كجاي كرة زمين انسان‌ها آزادند و مي‌توانند آزادانه انتخاب كنند؟ در امريكا؟ در اروپا؟ آسيا يا افريقا، در كجا؟ هدف‌گيري اصلي شيطان و طاغوت‌ها و مستكبران در گام اول له كردن حقيقت وكرامت انسان است. تا كرامت انسان‌ها پايمال نشود، امكان تسلط مستكبران بر ملت‌ها به وجود نخواهد آمد. اولين كاري كه شيطان و نظام سلطه مي‌كند اين است كه انسان‌ها را در درون خودش تحقير مي‌كند. كرامت و عزت آنها را مي‌گيرد، عظمت انسان را له مي‌كند و انسان تحقير شده به هر تحميلي تن مي‌دهد.

انسان بايد با كرامت زندگي كند. زشت‌ترين جلوة يك حاكميت، حاكميت ديكتاتوري است كه در نقطة مقابل ملت‌ها، انسان‌ها و سركوب كنندة استعدادهاي ملت‌هاست.

وضع جهان وضعي نيست كه خدا و پيامبران و حضرت محمد (ص) خواسته باشند. انسان براي يك زندگي متعالي آفريده شده است و اين هدف هنوز تأمين نشده است.

قاطعانه عرض مي‌كنم، بي‌ترديد ظلمي كه امروز بر انسان و حقيقت انسان در سرتاسر عالم تحميل مي‌شود، در تاريخ بي سابقه است. طاغوت‌ها، فرعون‌ها، نمرودها و مستكبران دايرة نفوذ و سلطة آنها محدود بوده است، اما امروز مستكبران همة زمين و ملت‌ها را تحت سلطة خودشان گرفته‌اند. تا داخل خانة هر خانواده‌اي در جهان نفوذ كردند، حضور دارند و تحميل مي‌كنند. هيچ كس در كرة زمين نيست كه يك تلاش اقتصادي بكند، حاصلي به دست بياورد و آنها در نظام اقتصادي حاكم بر جهان، بخشي از دستاورد او را چپاول نكنند. به طور سيستماتيك اين كار انجام مي‌شود. در زمان برده داري و استعمار ظلم خيلي آشكار بود.

امروز مستكبران با شعار حقوق بشر و آزادي، دفاع از ملت‌ها و وعدة يك زندگي برتر و پيشرفت، توسعة سياسي و اقتصادي بزرگ‌ترين فريب تاريخ را تحميل كرده‌اند. بعضي‌ها فكر مي‌كنند مردم امريكا و اروپا آزاد هستند. اين طور نيست، بلكه زشت‌ترين جلوة خفقان و ديكتاتوري و ضد مردمي در امريكا حاكم است. مي‌بينيد يك گروه فاسد سرمايه‌دار صهيونيست در پشت صحنة امريكا بر 300 ميليون مردم امريكا و ملت‌هاي جهان حكمراني مي‌كنند. كجا مردم امريكا آزادي انتخاب دارند؟ آنها تصميم مي‌گيرند چه كسي رئيس جمهور شود، بنا به نياز خودشان. زماني لازم است تهاجم كنند، خاورميانه را اشغال كنند و جريان نفت، سياست و فرهنگ را در اختيار خودشان بگيرند.

يك چهرة خشن وحشي مثل رئيس جمهور قبلي امريكا را به هر ترتيب رئيس جمهور مي‌كنند و همة اعضا و گروه‌ها از آن حمايت مي‌كنند تا به عراق و افغانستان حمله كند، يك ميليون انسان بكشد، پايگاه‌هاي خودش را تقويت كند و وقتي ملت‌ها مقاومت مي‌كنند، چهرة امريكا در دنيا مخدوش مي‌شود و راه براي سلطة سرمايه‌داران محدود و بسته مي‌شود، آنها به تغيير چهرة امريكا نياز پيدا مي‌كنند. سياست‌ها همان سياست سلطه‌گري است، اما ديگر آن چهرة قبلي نمي‌تواند آن سياست‌ها را جلو ببرد. بايد يك چهرة جديدي بيايد. چهره‌اي كه ترحم برانگيز باشد، با زبان ديگري حرف بزند، شعار تغيير بدهد اما همان سياست‌ها را دنبال كند. تصميم مي‌گيرند و كس ديگري رئيس جمهور مي‌شود. در اين معادلات نقش مردم كجاست. دو حزب است. يكي مي‌آيد جنايت مي‌كند خراب و نابود مي‌كند. مردم متنفر مي‌شوند، خواهان تغيير مي‌شوند، يكي ديگر جلوي رويشان مي‌گذارند. براي فرار از اين، به آن رأي مي‌دهند. راهي وجود ندارد.

در اروپا چه خبر است؟ مردم اروپا آزادند؟ من در جايي اعلام كردم گفتم اگر مردم اروپا بخواهند بگويند كه وضع موجود و حاكمان خود را قبول ندارند، چه كاري بايد انجام بدهند؟ تظاهرات مي‌كنند، كتك مي‌خورند، زخمي مي‌شوند فرياد مي‌زنند، ديگر چه كار بايد بكنند، چه كسي فريادرس مردم اروپاست؟ در آسيا، افريقا و امريكاي لاتين هم همين طور است. مردم بيست سال در امريكاي لاتين تلاش و مبارزه مي‌كنند، يك انسان آزاده و انقلابي را مي‌آورند در رأس حكومت. اما جريانات غربي و امريكايي هجوم مي‌آورند، يا ترور مي‌كنند يا كودتا مي‌كنند يا مريضش مي‌كنند. آنقدر مشكل درست مي‌كنند كه ساقط شود و دوباره عناصر وابسته و امريكايي سركار بيايند.

در كشورهاي مسلمان هم كه شما بهتر از من مي‌دانيد. البته اين نكته نيازمند تأكيد مجدد است كه هر جا حاكميت ديكتاتوري هست بدون شك با اتكاي به استكبار و نظام سلطه مردم را تحت سيطرة خود در آورده است. امكان ندارد كه كسي بدون اتكاي به بيگانه بتواند ديكتاتوري كند. شما ببينيد، تمام ديكتاتورهاي امروز و ديروز جهان تحت حمايت همين كساني بوده‌اند كه شعار حقوق بشر و آزادي سر مي‌دهند. روشن است كه اين وضع بايد عوض شود. ما نيازمند تحول هستيم. بايد تغييرات اساسي در جهان اتفاق بيفتد. همة نظامات سياسي و اقتصادي جهان بايد زير و رو شود.

اين سازمان ملل است. اصل ايدة سازمان ملل بسيار ارزشمند است. همة ملت‌ها در ادارة جهان مشاركت كنند. اما سازمان ملل الان دست كيست؟ چه كساني اداره مي‌كنند؟ شوراي امنيت را چه كساني اداره مي‌كنند.

مي‌بينيد تا يك ملتي مي‌آيد زنجيرهاي استعمار را پاره مي‌كند و مي‌خواهد به سمت قله‌هاي پيشرفت حركت و استقلال خودش را حفظ كند، همة ساختارهاي بين‌المللي عليه او هستند؛ از شوراي امنيت تا بخش‌هاي اقتصادي و سياسي. اين وضع بايد عوض شود، قابل ادامه دادن نيست. اما چطور بايد عوض شود؟ به نظرم مقدمة لازم براي تغيير و تحول اساسي در وضع جهان عبارت است از بيداري انسان‌ها. تا انسان‌ها بيدار نشوند. اتفاقي نخواهد افتاد.

خداي متعال فرموده است، ان الله لا يغير ما بقوم حتي يغيروا ما بانفسهم؛ اين يعني بيداري. انسان‌ها در آسيا، افريقا، امريكا و همه جا بايد بيدار شوند. همه جاي جهان بايد با هم اصلاح شود. كسي تصور نكند دور مرزهاي خودش را ديوار بكشد در آنجا مستقل و عزيز زندگي مي‌كند. نشدني است. نظام سلطه اجازه نخواهد داد. همة جهان بايد اصلاح شود. اصلاً پيامبران اولوالعزم آمده‌اند كه همة جهان را اصلاح كنند. پيامبر عزيز ما حضرت محمد (ص) آمده است كه همة جهان را اصلاح كند. اصلاً دين اسلام جهاني است. خدا يك دين بيشتر نفرستاده است. ان الدين عندالله الاسلام. حضرت ابراهيم، حضرت موسي و حضرت عيسي منادي اسلام بودند. يك دين بيشتر نيست و اين دين براي همه است. پيامبر ما پيامبر خاتم و اعظم است و متعلق به همة بشريت است. آمده است همه را نجات دهد. رحمةللعالمين است. پيامبر ما و قرآن فقط براي مسلمانان نيست. قرآن للناس است. خطاب قرآن همة انسان‌هاست. همة دنيا بايد اصلاح شود و مقدمة اصلاح بيداري است.

بيداري يعني چه؟ يعني اولاً بازگشت انسان‌ها به حقيقت انساني و فطرت الهي خودشان. فطرت الله الذي فطر الناس عليها. همان فطرتي كه جلوة خدا، عزت الهي، علم، حكمت، قدرت و رأفت خداست، ثانياً تغيير دستگاه ارزشي در ذهن و دل انسان‌هاست.

دقت كنيد! نظام سلطه براي اينكه بر ملت‌ها مسلط شود، نظام ارزشي ملت‌ها را تغيير مي‌دهد. مثال، امروز دنيا را نگاه كنيد، هر كس بيشتر مصرف مي‌كند و ثروتمندتر است، شأن و جايگاه اجتماعي بالاتري دارد. كسي كه قدرتمند است و مي‌تواند به هر ترتيبي بر ديگران غلبه كند، عزيزتر است.

اما در انديشة پيامبر ما و انديشة ديني چه كسي عزيزتر است؟ ان اكرمكم عندالله اتقاكم؛ كسي كه در راه تعالي جامعه فداكارتر است، كسي كه از آسايش، آرامش، ثروت و جان خود براي ديگران مي‌گذارد و ايثارگرتر است. اين دو نظام ارزشي است.

در نظام اول استكبار، استعلا، خودخواهي، خودبرتربيني و حداكثر لذت‌هاي فردي و در نظام دوم محبت، مهرورزي، كمك و احترام به ديگران ارزش است. اين دو نظام متفاوت هستند.

در نظام اول همة انسان فقط در طول عمر اين دنيا ديده مي‌شود. در نظام دوم انسان موجود ابدي است. در نظام اول مبناي تنظيم روابط بين انسان‌ها منافع است. در نظام دوم مبناي تنظيم روابط محبت و ايمان است.

بايد بيداري اتفاق بيفتد. وقتي مي‌گوييم بيدراي اسلامي بدين معناست. نه اين كه بيداري فقط براي مسلمانان است. بله، هم براي مسلمانان و هم براي مسيحيان است. اصلاً خدا ديني به نام مسيحيت يا يهوديت نفرستاده است. اما اسلام به معناي حقيقي كلمه، اسلامي كه عاشق انسان‌هاست و حافظ كرامت انسان‌هاست. ما نيازمند بيداري هستيم.

اما نقش زنان چرا مهم است؟ عزيزان فرمودند كه زنان و مردان بايد دوش به دوش يكديگر باشند. اولاً كه در اصل خلقت انسان‌ها همه يكي هستند. اما در تحولات اجتماعي نقش مردان و زنان متفاوت است. من مي‌خواهم نظر خودم را بگويم. اعتقاد من اين است كه در تحولات اجتماعي نقش زنان مهم‌تر، اثرگذارتر و ماندگارتر از مردان است.

باور من اين است كه خداي متعال ويژگي‌هايي بسيار ممتاز به زنان داده است و بر اساس اين ويژگي‌ها، مسئوليت‌ها و مأموريت‌هاي سنگين‌تري براي زنان قرار داده است. اشاره فرمودند، هرچه هست از دامن و قلب زن است. به دنيا نگاه كنيد، هر مردي كه به قله‌اي از قله‌هاي انسانيت رسيده است مديون مادر خود و كسي است كه او را پرورش داده است. اگر مادر شير پاك خود را همراه با زمزمة ايمان، پاكي، توحيد و خداخواهي در كام فرزندش نچكاند، موجوداتي تربيت خواهند شد كه بمب اتم مي‌سازند و با يك بمب 250 هزار انسان را نابود مي‌كنند. اما مادراني كه با عشق و محبت، پاكي را به جان فرزندان خود مي‌چكانند، انسان‌هاي بزرگ، مهربان، عدالتخواه و آزاديخواه را در دامان خود پرورش مي‌دهند. محال است در جامعه‌اي زنان اراده نكنند و تحولي اتفاق بيفتد.

هر تحولي نيازمند ارادة زنان است. يك زن وقتي حركت مي‌كند فرزندش و همسرش پشت سرش حركت مي‌كنند. ما اين را در ايران و دنيا ديديم. اما چرا خدا اين مأموريت اصلي را به زنان واگذار كرده است. علت آن است كه زن جلوة جمال، لطف و عشق الهي است. قلب زن كانون جوشش عشق، محبت و انسانيت است و شيطان وقتي خواسته هر جامعه‌اي را ساقط كند، اول نقش زنان را ساقط كرده و زنان را از نقش زن بودن ساقط كرده است. شما به اروپا و امريكا نگاه كنيد، اول كاري كه كرده‌اند موجوديت زنان را له كرده‌اند. وقتي زنان نقش خودشان را ايفا نمي‌كنند، آدم‌ها در خيابان همديگر را مي‌كشند. همة دست‌ها در جيب ديگران است. غارت‌ها، استعمارها و جنايت‌ها رخ مي‌دهد؛ براي اينكه زن‌ها را نابود كرده‌اند و بالاترين ظلمي كه اتفاق افتاده است، ظلم به زنان است. و در هر جامعه‌اي كه زنان بيدار شوند، جامعه هم بلافاصله بيدار شد.

عزيزان من، مأموريت شما بسيار بسيار سنگين است. مبادا كه مأموريت را در چارچوب جغرافيا يعني كشور من، در چارچوب يك نژاد يعني قوم من، در چارچوب يك زبان يعني زبان من در نظر بگيريد و اين مأموريت الهي جهاني را محبوس كنيم. اين مأموريت جهاني را كوچك نكنيم. البته هر كس اول بايد در كشور خودش حركت كند. معلوم است كه وقتي تونس آزاد شد همه خوشحال شديم. معلوم است كه تحولات مصر ما را شادمان مي‌كند و جشن مي‌گيريم. اما مبادا كسي افق نگاهش را به مرزهاي تونس، مصر و يمن محدود كند. افق نگاه جهاني است. همة جهان بايد اصلاح شود. مي‌خواهم به شما بشارت بدهم كه اصلاح جهان شدني است.

خدا وعده داده است. بايد راه را درست انتخاب كنيم. به ملت‌هاي اسلامي و ساير ملت‌ها عرض مي‌كنم كه حواسمان باشد؛ مستكبران يك بار ملت‌ها را فريب دادند. در دورة استعمار بسياري از كشورها براي استقلال قيام كردند و استعمارگران عقب‌نشيني كردند. اما با چهره و ماسك جديد نظاماتي را درست كردند كه بدتر از استعمار كهنه هستند. در اين نظامات ظاهراً استقلال وجود دارد اما در واقع از استقلال خبري نيست. امروز كه بيداري مجدد است بايد حواسمان باشد. نوك تيز حركت ما عليه رژيم صهيونيستي است. چرا كه پايگاه استكبار و جلوة تمام نماي شيطان و استكبار است. عامل سلطة ديكتاتورها بر ملت‌هاي منطقه و جهان است و تا زماني كه نظام سلطه و رژيم صهيونيستي باشد ملت‌ها روي خوش و عزت را نخواهند ديد. اينها بايد از بين بروند.

اما بشارت؛ كسي تصور نكند كه اين كار بزرگ نشدني است. بلكه شدني است. خدا وعده داده است. اينجا دوستان تلاوت كردند، و نريد ان نمن علي الذين استضعفوا في‌الارض و نجعلهم ائمه و نجعلهم الوارثين. و آية ديگر و لقد كتبنا في الزبور من بعد الذكران الارض يرثها عبادي الصالحون.

اين وعدة خداست و خدا شما را در اين كار بزرگ تنها نگذاشته است. بالاخره بايد عدالت بر جهان حاكم شود. چه كسي مي‌تواند عدالت را بر جهان حاكم كند؟ كسي كه خودش عادل باشد. چقدر عادل باشد؟ يك عادل به نسبت عدالتش مي‌تواند عدالت را حاكم كند. خدا براي ما چه نسبتي از عدالت را پسنديده است؟ همة عدالت را، عدالت مطلق را. پس كسي مي‌تواند عدالت مطلق را حاكم كند كه وجودش عدالت مطلق و از جنس پيامبر عزيز ما باشد. وجودش آسماني باشد. از هواي نفس، خودخواهي‌ها، تعصبات و گرايشات خالي باشد. خالي از اشتباه و تصميمات غلط باشد. خدا چنين كسي را آفريده است، قرار داده است. وعده داده است.

همة پيامبران وعده داده‌اند كه روزي كه ملت‌ها تصميم بگيرند جهان را دگرگون كنند خداي متعال براي آنها رهبري از جنس پيامبر، پاك و عدالت‌خواه خواهد فرستاد. همة پيامبران وعده داده‌اند. اصلاً اگر اين وعده نبود براي چه زندگي و قيام مي‌كنيم؟ تحول براي چيست؟ يك ديكتاتور برداريم و ديكتاتور ديگري جاي آن بگذاريم. شكل و ادبياتش عوض شود. يك ديكتاتور مطلق برداريم و يك ديكتاتور نسبي بگذاريم. بايد همة ديكتاتوري‌هاي عالم برچيده شود و جاي آن را عدالت مطلق بگيرد. اين مأموريت مشترك همه ماست.

خداي متعال وعده داده است و چنين كسي را آفريده است. فرموده است فرزندي از فرزند پيامبر اسلام، خاتم پيامبران در زماني كه ملت‌ها براي آزادي و عدالت تصميم بگيرند، او ظهور خواهد كرد و به همراه حضرت عيسي (ع) و صالحان ملت‌ها را ياري خواهد داد و عدالت را بر جهان حاكم خواهد كرد.

عزيزان من، خانم‌هاي مجاهد، عالم و بزرگوار، مأموريت مشترك ما آن است كه براي نجات همة بشريت دست به دست هم بدهيم و براي استقرار عدالت در همة جهان حركت كنيم. در اين راه مرزي وجود ندارد. من و تويي وجود ندارد. عرب و عجم، افريقايي و آسيايي معنايي ندارد. همة انسان‌هاي عدالت‌خواه و آزاديخواه در كنار هم و برادر هم هستند. اما بدانيد كه به خدا، سلطة امريكا رفتني است. رژيم صهيونيستي رفتني است و عدالت مستقر خواهد.

والسلام عليكم و رحمة الله و بركاته


شناسه خبر: 41589  

- متن کامل سخنرانی