- سخنراني در مراسم تجليل از مدال‌آوران المپيادهاي علمي
پنج‌شنبه 23 آذر 1391 - 17:41
فارسی | اردو | العربية | English | Français | Español

Array

سخنراني در مراسم تجليل از مدال‌آوران المپيادهاي علمي

Array

شناسه خبر: 40111 - 

دوشنبه 12 تير 1391 - 13:35

بسم الله الرحمن الرحيم

اللهم‌ عجل‌ لوليك‌ الفرج‌ والعافية والنصر واجعلنا من‌ خير انصاره‌ واعوانه‌ و المستشهدين‌ بين‌ يديه‌

خدا را سپاسگزارم و خيلي خوشحالم كه اين فرصت را عنايت كرد امروز در جمع شما نخبگان و نخبه‌پروران حضور پيدا كنم. همة جوان‌هاي عزيز ما بزرگ، بزرگوار و بزرگي‌آفرين هستند. صحبت‌هاي خوبي شد هم جوانهايمان و هم خانم‌ها و هم خانم سلطان‌خواه كه مشروح توضيح دادند. من نمي‌خواهم آنها را تكرار كنم اما مي‌خواهم خلاصه‌اي از آن مطالب را به زبان خودم خدمت شما بگويم.

وجه مشترك ما كه اينجا نشسته‌ايم دو مورد است اول انسان بودن. انسان مهمترين موضوع هستي است. همة تلاش‌ها و همة هستي در خدمت انسان است. انسان را از آفرينش برداريم چيزي باقي نمي‌ماند و اصلاً اين دنيا براي انسان و انسان براي عظمت، بزرگي، شكوه و براي خدايي شدن خلق شده است.

استعدادهايي كه خدا در وجود انسان گذاشته است نامحدود و بي‌نهايت است. انسان از لحظه خلقتش در جاده‌اي قرار مي‌گيرد كه انتها ندارد و در واقع يك سير تكاملي را آغاز مي‌كند. انسان مي‌تواند واجد همة خوبي‌ها و زيبايي‌هاي عيني و آرماني هستي باشد. مي‌تواند تجلي همة خوبي‌ها و زيبايي‌ها و تجلي خود خدا باشد.

راه رسيدن به قله‌هاي كمال انساني و دروازه‌اش علم به معناي واقعي است. علمي كه انديشة انسان را بارور كند، عقل انسان را كامل كند و شخصيت انسان را بالا ببرد. علمي كه به انسان هويت، شناخت و معرفت بدهد و هستي، عالم و مسير رسيدن به خدا را بشناساند.

هيچ نعمت و فرصتي براي انسان بالاتر از خود انسان و عمر انسان نيست. همة سرماية ما همين عمر دنيايي و استعدادهايي است كه خدا به ما داده است. كسي برنده است كه حداكثر استفاده را ببرد. راهش چيست؟

علم به معناي عام كه شامل معرفت هم مي‌شود. به همين دليل است كه عالمان واقعي هميشه مورد احترام بوده‌اند و علم اينقدر احترام دارد. پيامبران آمده‌اند دروازه‌هاي علم را به روي بشر باز كنند. بزرگترين مصلحان جامعة بشري در طول تاريخ عالمان و فرزانگان بوده‌اند. كار علمي درست، خدمت به انسان و انسانيت است. البته كساني هستند كه سطح كار علمي را آنقدر پايين پايين مي‌آورند كه فقط در خدمت منافع شخصي يا گروهي مي‌شود. يا ابزار تسلط و سركوب ديگران و تبديل به بمب، موشك، جنگ‌هاي ميكروبي هارپ و غير هارپ مي‌شود.

اخيراً ديديد كشوري يك موشك را آزمايش كرد آن يكي با يك سلاح بالاتري روي هوا منفجرش كرد. ولي اين علم انسان را بالا نمي‌برد و حاصل اين علم سركوب آرزوها و استعدادهاي انسان، نابودي و تحقير انسانها است. آن علمي مفيد است كه انسان را به معناي واقعي كلمه بالا ببرد و انسانيت را در درون انسان‌ها شكوفا كند. پس يك فصل مشترك ما انسان بودن است و راه رسيدن به قله‌هاي انساني كار علمي حقيقي است. به همين دليل است كه احترام مي‌گذارند و جايزه مي‌دهند و تشويق مي‌كنند. همه اينها نشانه است براي اينكه بگوييم آقا علمِ واقعيِ مفيد، مهم است و عالم عزيز است. در واقع اين مراسم نوعي تكريم است.

فصل مشترك دوم ما اين است كه همة ما ايراني هستيم. چرا مي‌گويم ايراني و چرا تأكيد روي ايراني بودن مي‌كنم؟ براي اينكه اگر قرار باشد هر اتفاق مثبتي در آينده بيفتد مقدمه و لازمه‌اش اين است كه ايران اوج بگيرد. ما اگر بخواهيم بزرگ بشويم و به قله‌ها برسيم بايد ايران پيشرفت كند و عظمت پيدا كند و الا محو مي‌شويم، باقي نمي‌مانيم. بستر حركت، رشد و بالندگي ما ايران است. و الا يك نفر بگويد من خودم مي‌زنم مي‌روم همة قله‌ها را فتح مي‌كنم. اصلاً در دنيا محو مي‌شود. اين بستر، سرزمين، فرهنگ، تاريخ و اين موجوديت است كه مي‌تواند ما را به قله‌هاي بلند پرتاب كند. هر كس هر كجا كه هست براي اعتلا و پيشرفت ايران كار كند.

حالا تا مي‌گوييم ايران، مي‌گويند ايران ناسيوناليست است. ناسيوناليستي در كار نيست. ايراني‌ها هيچ وقت در طول تاريخ ناسيوناليست نبوده‌اند. اگر هم گروهي پيدا شدند دم از ناسيوناليسم زدند خود ملت اينها را كنار گذاشت. براي اينكه افق نگاه ملت ايران فراجغرافيايي و نژادي است و در طول تاريخ اين طور بوده است. نگاه ملت ايران از عمق انسان به بيرون تابيده است. به همين خاطر ما دانشمندان، هنرمندان، عالمان و ادبياني در تاريخ داشته‌ايم كه همه جز و شخصيت‌هاي جهاني هستند. چقدر دانشمند و هنرمند ايراني داريم كه دهها كشور مي‌گويند براي ماست. براي ابن‌سينا، مولانا و خيلي از بزرگان ما مراسم مي‌گذارند. اشكالي هم ندارد. ما اين را چيز بدي نمي‌دانيم. ايراني‌ها جهاني هستند. اينقدر انسان‌هاي برجسته‌ وجود دارند كه حتي از مرز جغرافيا، نژاد و زبان عبور كرده و همة ملت‌ها آنان را از خودشان مي‌دانند و هر انساني هر جاي دنيا هست با اينها احساس آشنايي مي‌كند. اين همه بزرگان تربيت شده‌اند. وقتي مي‌گوييم ايران يعني همة‌ زيبايي‌هاي عالم، يعني توحيد، عدالت، مهرباني، پاكي، انسانيت، علم، عشق و آرزوي بهترين روزگار براي همة بشريت و حكومت جهاني سرشار از عدالت.

امروز دنيا را ببينيد، اگر بناست در ايران يا براي دنيا اتفاقي بيفتد لازمه‌اش اين است ايران با آن سابقة فرهنگي و تمدني كه دارد در دنيا بالا بكشد و ايران چه طوري مي‌تواند خودش را بالا بكشد؟ از راه علم. راه ديگري وجود ندارد. باور من اين است استقرار نهايي عدالت و پاكي در جهان هم با مقدمة علمي انجام خواهد شد. ارتقاي علمي در عالم اتفاق مي‌افتد. فهم انسان‌ها از عالم، انسان و زندگي تغيير مي‌كند و در سطح بالاتري قرار مي‌گيرد بعد مشكلات حل مي‌شود. اصلاً كار امام اين است. اينكه شمشير را بردارد و بزند، داستان‌هايي كه صهيونيست‌ها ساختند. امام مي‌آيد دروازه‌هاي علم را به روي بشريت باز مي‌كند. افق نگاه‌ها و فهم انسان‌ها از زندگي عوض مي‌شود. در سطح بالاتري قرار مي‌گيرند و زندگي عوض مي‌شود. پس بايد در ايران عزيز كار علمي كرد كه اينها را شما بهتر از من مي‌دانيد.

مي‌خواهم دو سه تا نكته بگويم بالاخره بايد نخبگان، دانشگاه‌ها، شما المپيادي‌ها همه داريم تلاش مي‌كنيم. يك نكته به مسئولين مربوطه و يك نكته هم به جوان‌هاي عزيز مي‌خواهم بگويم. اما مسئولين مربوط توجه كنيد هر چقدر براي عالمان، دانشمندان، نخبگان، نوآوران، پژوهشگران كار بكنيم براي خودمان است و براي انسانيت، ارزش‌ها، زندگي بهتر و براي ايران عزيز و كل بشريت است و اين مقدس است. براي ارزش‌ها بايد كار كنيم. حواستان باشد تك تك جوان‌ها و عالمان كشور سرمايه هستند. تا حداكثر ممكن بايد تلاش كنيم. دولت هم در خدمت شماست. براي اسلام است. همان اسلامي كه پيامبر و اميرالمؤمنين فرمود. قطعاً با اسلامي كه امروز در دنيا عرضه و معرفي مي‌كنند كه فقط كشتار، آدم‌كشي و تحقير انسان‌ها را مي‌شناسد خيلي متفاوت است. اسلامي كه ما مي‌گوييم اسلام ناب محمدي است. بايد به بچه‌هايمان، دانشجو و دانش‌آموز برسيم. حالا مسابقات يك شكلي از آن است.

توجه داشته باشيد نخبه‌پروري امري نيست كه ما به يك نهاد محول كنيم. اين را خواهش مي‌كنم اگر هم منعكس شد خانواده‌ها، پدر و مادرها، اصحاب تجارت، صنعت، سياست توجه كنند. نخبه‌پروري بايد در متن زندگي، در ساز و كارهاي اجتماعي، اقتصاد و تجارت ما وارد شود. و الا يك بنيادي درست بشود بگوييم شما نخبگان را حمايت كنيد تا كجا؟ چقدر؟ مگر مي‌شود. آن هم يك ملت بزرگ هر سال يك ميليون و دويست، سيصد هزار نفر به جمعيت ما اضافه مي‌شود. من مي‌توانم به طور قطع بگويم كه بالاي 65، 70 درصد اين جمعيتي كه اضافه مي‌شود به لحاظ استعداد و توانايي بالاتر از متوسط جهان هستند. يعني به نوعي در اعداد نخبگان قرار مي‌گيرند. كجا يك نهاد مي‌تواند همة اينها را شناسايي كند و از صفر تا صد پشتيباني كند. بايد به فرهنگ خودمان برگرديم. ملت ايران در زندگي معمولش نخبه‌پرور بوده و به علم، دانش و عالم اهميت مي‌داده است. اين را بايد بازيابي كنيم. البته كار سختي است و اينجا جاي بحث نيست. اينقدر هيجانات و خودخواهي‌ها از بيرون و داخل به فضاي عمومي كشور هجوم مي‌آورد. يك جايي بايد اين را بحث كنيم ولي بايد در دستور كار آموزش و پرورش، وزارت علوم، بنياد نخبگان باشد. يك نگاهي هم بايد به اين طرف داشته باشيم اين وظيفه شماست. البته دولت تا آنجا كه بتواند پشتيباني و كمك خواهد كرد و ما هر مقدار بتوانيم در اين زمينه به عنوان وظيفه و افتخار سرمايه‌گذاري خواهيم كرد.

اما يك نكته هم به جوان‌ها و نخبگان عزيز عرض كنم. بالاخره هر ملت و نسلي زندگي آينده‌اش را خودش مي‌سازد. ما در هر نقطه‌اي كه ايستاده‌ايم محصول كاركرد گذشتة خودمان هستيم. اين نيست كه بگوييم ديگران براي ما شرايط را فراهم كنند، ما براي خودمان زندگي كنيم. اصلاً آن علمي و نخبگي، علم و نخبگي است كه در خدمت جامعه باشد و علمي كه تواضع و از خودگذشتگي نياورد، علم نيست. موجب سقوط انسان است. علم بايد در انسان حلم بياورد. علم و حلم، يك جنس و دو تجلي از يك حقيقت هستند. همين طور كه خداي متعال هم عالم مطلق و هم حلم مطلق است. حكيم، مهربان و قدرت مطلق است. همه اينها يكي است. اگر در مسير علمي حركت مي‌كنيم به موازات تلاش علمي بايد در قلب و انديشة خودمان تواضع، خدمت به جامعه، بدهكاري به جامعه و اين باعث مي‌شود علم ما شكوفاتر و ارزشمندتر [شود] و خدا هدايت خواهد كرد.

امروز بايد همة جوان‌هاي عزيز براي ساختن ايران بايستيم. پرچم ايران بالا مي‌رود، پرچم توحيد است. ما در اين سفرهاي استاني كه مي‌رويم سرود جمهوري اسلامي و ايران خوانده مي‌شود و پرچم ايران تكان مي‌خورد. بعضي آقايان پرچم را در دستشان نگه مي‌دارند من دستشان را مي‌گيرم مي‌گويم اين را بلند كن. اين تنها پرچم توحيد در عالم است خجالت نكشيد اين پرچم را بالا مي‌گيريد اين پرچم ملّت نيست، پرچم توحيد است. همه و همه بايد دست به دست هم بدهيم. دشمن‌ها سرو صدا مي‌كنند عصباني هستند. همه توان خودشان را امروز به كار گرفته‌اند كه سير صعودي حركت ملت ايران را متوقف كنند. يا در آن تزلزلي ايجاد كنند. اولين بار هم نيست در تاريخ اين اتفاق مي‌افتد بارها و بارها اين اتفاق افتاده كه همة شياطين بسيج شدند بيايند يك جوري جلوي پرش ملت ايران را به قله‌هاي بلند بگيرند. راهش چيست؟ كار علمي، عالمانه، همبستگي، تلاش، خستگي‌ناپذيري و حركت است.

من به توانمندي‌هاي ملت و جوان‌هاي ايراني ايمان دارم. هر جايي فرصتي پيدا شده قله‌ها فتح شده و امروز روزي است كه بايد همة حصارها را بشكنيم و خودمان را به قله‌ها برسانيم. خواهر عزيزمان گفتند چرا بعضي‌ها مي‌روند؟ حالا خوب مي‌روند.

قانون اساسي و انديشة ديني ما آزاد گذاشته كه هر كس هر جاي دنيا را كه مي‌خواهد انتخاب كند اما ما علاقه داريم كه نيروهاي علمي و استعدادهاي بزرگ اين كشور اول در خدمت همين كشور باشد. چرا بعضي‌ها مي‌روند؟ حالا فضا و بحث‌هاي سياسي و ... را كنار بگذاريم اصولاً اينها را نمي‌خواهيم اينجا بحث كنيم اما يك علت ريشه‌اي دارد. تا زماني كه قله‌هاي علمي دنيا در دست آنهاست حتماً عده‌اي تمايل دارند به آنجا بروند براي اينكه مي‌خواهند به قلة علمي برسند. اگر بخواهيم اين جا به جايي اتفاق بيفتد و آن آرزوي بسيار زيباي خانم منصوري كه اينجا گفتند و آرزوي همة ماست و صدها سال در اين جايگاه قرار داشتيم كه از نقاط مختلف دنيا براي كسب علم به ايران بيايند، محقق بشود، بايد در قله بايستيم. قله ايستاديم آن وقت مي‌آيند و الا مصنوعي نيست. در اين رشته بالاترين حرف را فلان كشور مي‌زند، بالاخره يكي بايد برود اين حرف را بفهمد و بيايد. زماني معكوس مي‌شود كه ما در قله‌ها بايستيم و اين كار هم كار علمي است و من فكر مي‌كنم مي‌توانيم.

من ايمان دارم كه جوان‌هاي اين سرزمين مي‌توانند. مشكلات هميشه هست زيبايي زندگي عبور از مشكلات است. اگر جادة همواري و مستقيم با صد متر عرض، ماشين تندروي اتوماتيك، فرمان هيدروليك مجهز به ايربگ بدهند، هر آدم ناشي مي‌تواند رانندگي كند. اين هنر نيست. اينكه مسيرهاي سخت عبور از موانع اجتماعي، ساختة شياطين، اين را با هنرمندي با سرعت بالا عبور كنيم، هنر است. اينجاست كه انسان‌ها شكوفا، بزرگ، قوي و قدرتمند مي‌شوند.

من ايمان دارم كه جوان‌هاي عزيز امروز اين سرزمين مسئوليت خودشان را به خوبي مي‌شناسند و ان‌شاءالله با همت بلند خودشان ايران عزيز را بر بام همة عالم خواهند نشاند.

موفق و سربلند باشيد


شناسه خبر: 40111  

- متن کامل سخنرانی