
مصاحبه با شبكه فونيكس چين (پكن)
Array
شناسه خبر: 40104 -
جمعه 19 خرداد 1391 - 11:29
گزارشگر:
من شما را پنج سال پيش در شانگهاي براي بار اول ملاقات كردم. آن موقع صورت شما خيلي خندان بود. شما بعد از گذشت پنج سال، گذشته و حال ايران را چگونه با هم مقايسه ميكنيد؟
رئيسجمهور:
بسم الله الرحمن الرحيم
اللهم عجل لوليك الفرج والعافية والنصر واجعلنا من خيرانصاره و اعوانه والمستشهدين بين يديه
من اول ميخواهم به همۀ بينندگان شما سلام داشته باشم. از خداي متعال براي شما، شبكه و همكاران شما، ملت چين و همۀ ملتها آرزوي سلامتي و سعادت دارم. ملت مثل يك رودخانه جاري است. هر لحظه تغيير ميكند. اگر شما در يك نقطۀ رودخانه بايستيد هر لحظه آن آب، آب قبلي نيست؛ نقش افراد هم در ملت همين است. افراد، بزرگ يا كوچك ميآيند و ميروند. ملت ايران مسير پيشرفت را به سرعت طي ميكند. ايران امروز با 20 سال قبل قابل مقايسه نيست. با 5 سال قبل هم قابل مقايسه نيست. با سرعت روزافزون در حال پيشرفت است و من از اين بابت خيلي خوشحالم. البته شرايط منطقهاي و جهاني هم در حال تغيير است. در يك بازه مقطعي و كوتاه ممكن است اين شرايط به ضرر ما باشد، اما اگر در يك بازه درازمدت و تاريخي ببينيم اينها به نفع ملت ماست. براي رسيدن به قلهها بايد از سختيها بگذريم و من فكر ميكنم هم ملت ايران و هم چين از سختيها عبور خواهند كرد و شكي ندارم آينده بهتر از امروز است.
گزارشگر:
اين قلهاي كه شما از آن نام ميبريد در مديريت و رهبري شما چه جايگاهي دارد؟
رئيسجمهور:
اينكه ما به كجا رسيديم يا به كجا بايد برويم با هم متفاوت است. تلاش ما فقط براي ملت ايران نيست بلكه براي همۀ جامعۀ بشري است. البته هر ملتي بايد حداكثر توان خودش را براي پيشرفت به كار ببرد. زماني اين تلاشها به نتيجۀ كامل ميرسد كه نظام عادلانهاي در جهان حاكم شود.
در واقع تلاش براي پيشرفت يك ملت بايد با تلاش براي اصلاح نظام بينالملل همراه باشد. ملتها در يك نظام بينالملل كار ميكنند. حالا ببينيم آيا همۀ راهها براي ملت چين باز است؟ فشارها و محدوديتهاي جهاني است، و الا با اين تلاشي كه ملت چين انجام ميدهد شرايط بايد خيلي بيشتر عوض ميشد. اين نقش نظام بينالملل است. بالاخره اينكه بانك جهاني، صندوق بينالملل و مراكز سياسي جهان دست مردم چين باشد يا دست مخالفين مردم چين فرق ميكند.
ما معتقديم نظم حاكم بر جهان ناعادلانه و مانع پيشرفت واقعي ملتهاست. اجازه نميدهد ملتها به راحتي به حقشان برسند. پس هم بايد ملتهايمان پيشرفت كنند و هم نظام بينالملل را اصلاح كنند. اينها هر دو با هم يك مأموريتاند و ما همان تلاشها را انجام ميدهيم. فكر ميكنم ملت و دولت چين هم همين كار را ميكنند. اين راه روشني است كه بايد ادامه بدهيم تا به شرايط عادلانه در جهان برسيم.
در داخل كشور هم بايد تلاش كنيم عدالت و احترام حاكم شود تا عامه مردم فرصت پيشرفت پيدا كنند و بايد تلاش كنيم پيشرفت تكتك مردم را در جهت پيشرفت كشور هدايت كنيم. همه به خاطر پيشرفت كشور تلاش كنند، اما خودشان هم به رفاه و پيشرفت برسند. اين كارهايي است كه ملت ايران يا ملت چين انجام ميدهند و اين براي ما روشن است. ممكن است در يك مقطعي دشمنان ما مواضعي را بگيرند و به ظاهر پيشرفتهايي داشته باشند. اما اينها خيلي كوتاه است. رودخانه ملت جاري است. و با دريا پيوسته است.
گزارشگر:
از اولين باري كه من شما را ديدم هميشه براي موارد هستهاي كشورتان تلاش ميكنيد. بحث نيروگاه و انرژي صلحآميز هستهاي حتي تا همين هفتۀ پيش در وين ادامه داشت. شما فكر ميكنيد سختترين و پيچيدهترين نقطهاي كه در اين موضع قابل حل نيست، چيست؟
رئيسجمهور:
موضع هستهاي ما كامل روشن است. ما زير نظر آژانس كار ميكنيم و دوربينهاي آژانس تمام فعاليتهاي ما را ثبت ميكنند. اما مشكل برخورد سياسي قدرتهاي جهاني با ماست. الآن تمام استعمارگران سابق، طرفدار دموكراسي و آزادي شدهاند. چيزي كه خودشان در كشورهايشان ندارند. ملتها در كشورهاي اروپايي حتي در آفريقا و امريكا تقريباً له شدهاند.
واقعاً مشكل آنها بمب اتم است؟ آنها كه خودشان چند هزار بمب اتم با موشكهاي پيشرفته دارند. رژيم صهيونيستي 250 عدد بمب دارد. آنها احساس نگراني نميكنند. آن وقت ايران 20 درصد غنيسازي كرده، خطرناك است؟ اورانيوم 20 درصد خطرناكتر است يا بمبهاي اتم؟ بمب اتم در دست كساني است كه قبلاً از آن استفاده كردند و الآن هم تهديد ميكنند. معلوم است كه صحنه سياسي است. آن هم به مخالفت آنها با استقلال و پيشرفت ملت ايران بر ميگردد. و الا قبل از انقلاب ما، يك حكومت ديكتاتوري وابسته به غرب حاكم بود. همين دولتهاي غربي با ما رابطۀ خيلي خوبي داشتند. به آن دولت نيروگاه اتمي و مواد غني شده دادند، شش قرارداد اتمي با آن بستند، در حالي كه ملت ما آن را نميخواست. از روزي كه ملت ما آزاد شده اينها با ما مخالفاند. بهانۀ آنها موضوع هستهاي است. اصل موضوع، دشمني آنها با ماست. هر كاري كه نشانۀ پيشرفت ملت باشد با آن مخالفاند. ما ماهوارۀ مخابراتي به فضا فرستاديم، در بيوتكنولوژي و نانوتكنولوژي پيشرفت كرديم، مخالفاند. آنها ميخواهند ما فقير و عقبمانده باشيم تا تحت سلطۀ آنها باشيم. مشكل اينجاست. بالاخره بحثهاي هستهاي گذراست. در آنجا هيچ وقت مشكل اصلي بيان نميشود، چون دشمني آنها با پيشرفت ماست. ما هم گفتيم دوباره ادامه ميدهيم، تلاش ميكنيم كه حق را ثابت كنيم. پيشنهادات سازنده ميدهيم. فعلاً ادامه دارد.
گزارشگر:
ما ميدانيم فشار كشورهاي غربي در پنج سال گذشته، هر روز بر شما بيشتر ميشود. شما اين حركت را با چه حالت قلبي رهبري ميكنيد و به جلو ميبريد؟
رئيسجمهور:
ما يك ملت چند هزار ساله هستيم. مثل بعضي از اين دولتهايي كه 200-300 سال سابقه دارند، تازه به وجود نيامديم. ايران و چين 7 هزار سال 10 هزار سال سابقه دارند. ما حادثه هاي بزرگ و كوچك زياد ديدهايم و از آنها عبور كردهايم. انشاءالله از اينها هم عبور ميكنيم. ما به آينده ايمان داريم. چرا كه به ملت و خداي ملتمان ايمان داريم.
گزارشگر:
فكر ميكنيد كه خود شما در دل و قلب ملت ايران به عنوان يك قهرمان مطرح هستيد؟
رئيسجمهور:
همانطور كه اشاره كردم من در رودخانه و اقيانوس ملت ايران و بشريت يك قطره هستم و به اين موضوع افتخار ميكنم. فكر ميكنم كه ملت چين، ايران و همۀ ملتها به دنبال عدالت هستند. آدم قطرهاي از اقيانوس باشد، خيلي زيباست.
گزارشگر:
شما با رهبران چين ملاقات و رفت و آمد زيادي داريد. فكر ميكنيد در پنج سال گذشته چه تغيير و حالت جديدي در اين رفتارها به وجود آمده است؟
رئيسجمهور:
فكر ميكنم هم اعتماد بيشتر شده و هم دايرۀ همكاريها و روابط گسترش پيدا كرده. البته روابط ملت چين و ايران تاريخي است. ما، مبدأ و مقصد جاده ابريشم هستيم. يك سر آن در ايران و سر ديگر در چين است. اولين خط تجاري و فرهنگي تاريخ بشر بين چين و ايران جاري است و در مسير خود آباداني، عمران و فرهنگ غنياي را به جا گذاشته است. روابط ما هميشه به خصوص بعد از انقلاب ايران و به ويژه در اين سالهاي اخير خوب بوده است. ما به سرعت همكاريهايمان را در زمينههاي علمي، فرهنگي و صنعتي توسعه ميدهيم. در عرصۀ بينالملل هم بسياري از ديدگاههاي ما با هم يكي است و در يك جبهه قرار داريم و بايد با هم همكاري كنيم.
گزارشگر:
ميدانيم كه آقاي عنان پيشنهاد 6 مادهاي صلح براي سوريه به آقاي بشار اسد پيشنهاد كرد كه آن ديگر قابل انجام نيست. در حال حاضر آقاي عنان طرح جديدي دارد كه ميگويد اين طرح بايد از طريق روسيه و ايران انجام شود. شما فكر ميكنيد كه اين موضوع قديمي است يا در طرح جديد اينگونه است؟
رئيسجمهور:
من الآن در جريان جزئيات بحثهاي آقاي عنان نيستم. اما ما دربارۀ سوريه دو حرف روشن داريم. حرف اول ما اينكه حق همۀ ملتهاست كه از احترام، عدالت، آزادي و حق تعيينسرنوشت برخوردار باشند و نكتۀ دوم اينكه احقاق و استيفاي اين حق بايد از طريق مسالمتآميز و بدون دخالت ديگران باشد. ما دخالتهاي خارجي را در نقطۀ مقابل آرامش و منافع ملتها ميدانيم. ناتو و كشورهاي غربي هر جا دخالت كردند، وضع بدتر شده كه نمونههاي آن در ليبي و كشورهاي اطراف ما فراوان است. هر جا ناتو رفته، جز خرابي و دغدغه چيزي به جا نگذاشته است.
ملت سوريه ملتي بزرگ و رشيد است. ما بايد كمك كنيم در فضاي دوستانه مسائلشان را حل كنند. اگر هم اصلاحاتي بايد بشود، در فضايي آرام انجام شود. اما منافع كشورهاي عضو ناتو در ايجاد درگيري است. به همين دليل دائماً دنبال ايجاد شرايطي هستند كه بين ملتها درگيري ايجاد شود. ميخواهند گروههاي مردم را به جان هم بيندازند. اما اگر كمك ميكردند گفتگويي بين دولت و مخالفين شكل ميگرفت، مسائل بسيار آسانتر و كمهزينهتر حل ميشد.
گزارشگر:
پيشنهاد آقاي عنان اين است كه از طريق كمك روسيه و ايران آقاي بشار اسد قدرت را به فردي كه خودش انتخاب ميكند واگذار كند. شما فكر ميكنيد اين طرح عملي است؟
رئيسجمهور:
فكر ميكنم ما نبايد در امور داخلي ملتي دخالت كنيم. اين تصميمگيري به عهدۀ ملت سوريه است و بايد با دولت تفاهم كنند. حرف ما اين است كه كشتار، كينه و دخالت بيگانه نباشد. بالاخره بايد اراده ملت حاكم باشد. اما از حقوق ملتها دفاع ميكنيم. همۀ ملتها محترم هستند. اگر همه به حقوق ملتها احترام بگذاريم ديگر جنگي نيست. بايد فضايي درست شود كه ملت سوريه انتخاب آزاد بكنند. جنگ و دخالت ما هم كمكي نميكند.
گزارشگر:
شما در اين دوره با آقاي پوتين، رئيسجمهور روسيه، ديدار داشتيد. موضوع مباحثي كه مطرح كرديد چه بود؟
رئيسجمهور:
آقاي پوتين؟ ملاقات ما فرداست. ولي معلوم است كه روابط دوجانبه، مسائل بينالملل و... در گفتگوهاي ما مطرح ميشود.
گزارشگر:
ايران هنوز در اجلاس شانگهاي عضو رسمي نيست. شما چه انتظاري از اين اجلاس داريد؟ آيا انتظار داريد كه شما هم به عضو رسمي تبديل شويد؟
رئيسجمهور:
ما با تمام اعضاي اصلي و ناظر شانگهاي روابط خوب و رو به گسترشي داريم. تصميمگيري با اعضاست كه چه كسي اضافه يا كم شود. هدف ما روابط دوستانه است كه با همه داريم و دنبال ميكنيم. اما به طور اصولي از اهداف انساني شانگهاي حمايت ميكنيم. بر اين عقيدهايم كه كشورهاي عضو ناظر و اصلي ظرفيتهاي فراواني دارند و ميتوانند كارهاي بزرگتري انجام ميدهند. در هر صورت به اعضاي شانگهاي براي تحقق اهدافشان كمك ميكنيم.
گزارشگر:
اجلاس شانگهاي ده ساله شد، اجلاسي است كه بين كشورهاي منطقه شكل گرفته و كشورهاي غربي و به خصوص امريكا وارد آن نشدهاند. اخيراً كشورهاي غربي به اجلاس فشار ميآورند كه درها را بيشتر باز كند تا بتوانند عضو اين شورا شوند. نظر شما در اين زمينه چيست؟
رئيسجمهور:
اعضا بايد تصميم بگيرند. فكر ميكنم پيمان شانگهاي تلاشي براي عبور از تهديدات كشورهاي غربي، رفع تبعيض و ايجاد عدالت است. اگر آن كساني كه مسئول خرابيهاي دنيا هستند دوباره تصميمگير شوند، چه خواهد ماند؟ چيزي باقي نميماند. البته تصميمگيري به عهدۀ اعضاست.
گزارشگر:
در سالهاي اخير روابط اقتصادي ايران و چين خيلي بهتر شده است. از ديدگاه شما مؤسسات و حتي دولت چين چه كاري بايد در خاك ايران انجام دهند كه رضايت شما را جلب كنند؟
رئيسجمهور:
ما همكاريهاي خوبي داريم. فقط بايد اين همكاري گسترش يابد. محدوديتي هم براي آن نداريم. ولي به طور طبيعي بايد سازمانها و شركتها با هم ارتباط برقرار كنند، كار كنند و موانع را بردارند. ما دو كشور بزرگ با ظرفيتهاي فراوان هستيم. مهم اين است كه روابط ما به نفع دو كشور است و عليه هيچ كس نيست.
گزارشگر:
در 6 سال اخير تلاشهايي را از جانب شما ديديم كه بتوانيد با امريكا ارتباطاتي را برقرار كنيد ولي كارشكنيهايي از جانب امريكاييها بوده است. در انتخابات آمريكا ممكن است كه آقاي اوباما بماند يا برود، شما از رئيسجمهور بعدي آمريكا چه انتظاري داريد؟
رئيسجمهور:
ما هميشه از گفتگو در مسائل جهاني ازجمله گفتگو با امريكا استقبال كرديم. گفتگوها بايد در فضاي عادلانه و احترام به حقوق ملتها باشد. اما زماني كه ما پيشنهاد كرديم، آنها استقبالي نكردند و فكر نميكنم عناصر پشت صحنۀ امريكا تصميم داشته باشند تغييري در رياستجمهوري ايجاد كنند. سيستم امريكا جزو وسيعترين سيستمهاي دنياست. عناصر پشت صحنه تصميم ميگيرند چه كسي رئيسجمهور شود. من فكر نميكنم تغييري در رياست جمهوري اتفاق بيافتد.
گزارشگر:
به نظر شما عناصر پشت صحنه، چه كساني هستند؟
رئيسجمهور:
همان كساني كه امريكا را اداره ميكنند و بسياري از مراكز بزرگ جهاني در دست آنهاست. فكر ميكنم اين دو حزبي كه در امريكا بيش از 100 سال حاكماند، افراد جلوي صحنهاند و با هم رقابت هم ميكنند. اما اصل صحنه را ديگران طراحي ميكنند. سياستهاي امريكا تغييري نميكند. همان سياست هاي قبلي است اما با چهرهها، ادبيات و روشهاي جديد.
آمريكا سالهاي طولاني است ميخواهد بر خاورميانه مسلط شود و از صهيونيستها حمايت ميكند. پايگاههاي نظامي امريكا در تمام دنيا حكومت ميكند. دولتهاي امريكا با پيشرفت كشورهاي مستقل مثل چين ايران و مخالفاند. آنها خودشان را برتر از ديگران ميدانند و براي خودشان حقوق بيشتري قائلاند. تغييري نكرده. اما آنهايي كه پشت صحنه هستند هر زمان نياز دارند، عنصر مورد نياز خودشان را جلوي صحنه ميگذارند. در دورۀ رئيسجمهور قبلي، چهرۀ امريكا در دنيا مخدوش شد. ملتها متنفر شدند. آنها به شخصيتي نياز داشتند كه اين وضعيت را ترميم كند. طوري مديريت كردند كه همان آمد. سرمايهداران جهاني پشت صحنهاند. تمام ثروت و رسانۀ امريكا دست آنهاست. كسي نميتواند خارج از ارادۀ اينها حاكم شود. يكي از اينها سردمداران آيپك هستند. آنجا رؤساي جمهور بايد بروند در مقابل اقليت سوگند بخورند و تعهد بدهند. جمعيت امريكا 300 ميليون نفر است. مگر اينها چند نفرند؟ اقليتي انگشت شمار. ولي همۀ رؤسايجمهور بايد بروند آنجا تعظيم كنند و تعهد بدهند. چه كسي حاكم است؟ رئيسجمهور يا ديگران؟ صحنه معلوم است. به نظر من فعلاً ـ مگر اينكه در اين چند ماه اتفاق خاصي بيفتد ـ اگر روال همينطور باشد، هنوز مأموريت ايشان براي كارهايي كه در دنيا بايد به دست امريكا انجام شود، تمام نشده است. به اين چهره هنوز نياز دارد. بنابراين فكر نميكنم تغييري پيش بيايد.
گزارشگر:
يكي از وزراي قبلي وزارت خارجۀ امريكا در ديداري كه در اسرائيل داشت گفت آقاي اوباما طرح كاملي براي حمله به ايران دارد كه در هر زماني قابل اجراست. به نظر شما اين موضوع تازهاي است و چه نظري در اين زمينه داريد؟
رئيسجمهور:
آقاي بوش هم همين طرحها را داشت. ولي تغييري در امريكا اتفاق نيفتاد است. كساني ديگر تصميم ميگيرند، يك عده هم بايد اجرا كنند. ما 33 سال است با اين طرحها عادت كرديم.
گزارشگر:
تابه حال تصور كردهايد كه اگر واقعاً چنين طرحي داشته باشند، بايد با آنها برخورد كنيد؟
رئيسجمهور:
ما ملت تاريخي و بزرگي هستيم. اين ملت براي حفظ خود بايد آمادۀ دفاع باشد. البته ما هرگز از جنگ استقبال نميكنيم. ولي بالاخره يك ملت هستيم. ميخواهيم با عزت زندگي كنيم. البته بعيد ميدانم درگيري پيش آيد. بالاخره ملت ما ملتي بزرگ است.
گزارشگر:
شما هميشه تأكيد ميكنيد كه دين ما اجازه نميدهد كه به سمت سلاح هستهاي برويم حتي رهبر شما هم روي اين موضوع تأكيد ميكند. ولي غربيها اين موضوع را قبول نميكنند. فكر ميكنيد آنها حق دارند اين موضوع را قبول نكنند؟
رئيسجمهور:
غربيها چه حقي دارند؟ 400 سال استعمار، بردهداري و جنگ اول و دوم جهاني در كارنامۀ آنهاست. هر جاي دنيا جنگ هست آنها هستند. فقر آفريقا و امريكاي جنوبي به عهدۀ آنهاست. آنها به چه حساب در امور ديگران دخالت ميكنند؟ آنها به دنبال بازسازي همان دورۀ استعمار اما به شكل مدرن هستند. پيشرفت ملت ايران و چين را نقطۀ مقابل خواستۀ خود ميدانند. اگر موضوع هستهاي نباشد موضوع ديگري را درست ميكنند. مگر صدام را به جنگ با ما مجبور نكردند. آن زمان كه بحث هستهاي وجود نداشت. همۀ آنها از صدام حمايت كردند. يكي بمب داد، يكي ميراژ داد، يكي هواپيما داد و يكي هم شيميايي زد. آن زمان به چه منظور دشمني كردند؟ آن زمان كه هستهاي وجود نداشت؟ جز اينكه آنها با پيشرفت ما مخالفاند؟
اما مهم نيست. ما با اين نظمي كه هر كس بتواند ديگران را تهديد كند مخالفيم. حرف ما اين است كه چرا بايد يك وزير خارجه بتواند يك كشور مستقل را تهديد كند؟ آن نظمي كه اجازه چنين كاري ميدهد، عامل بدبختيهاي جامعۀ بشري است. اين نظم ناعادلانه است و فقط به نفع امريكا و دوستان اوست. ما ميگوييم اين نظم بايد تغيير كند، نه با جنگ بلكه با انديشه، منطق، فرهنگ و ارادۀ ملتها.
ما به دنبال جنگ با كسي نيستيم. جنگ به ضرر بشريت و عمل زشتي است. دين ما اين را ميگويد. ولي چون آنها دين ندارند، اين را هم نميفهمند. دين آنها ثروت و قدرت آنهاست. به هر قيمتي، حتي با كشتن ملتها. در همين چين مردم چند سال با استعمار انگليس مبارزه كردند. انگليس كجا، اينجا كجا؟ يك جزيزۀ كوچك هستند. آنها ميخواستند بر ملت چين حاكم باشند و ثروتش را به ناحق ببرند. همينطور در هند، پاكستان و ايران. اخلاق آنها همين است.
دين آنها سلطه بر ملتهاست و با ما فرق ميكنند. دين ما خدمت، دوستي، احترم، عدالت، ريشهكني فقر و تبعيض و جنگ است. كاملاً متفاوت است. آنها شادي خودشان را در بدبختي سايرين و ثروت خودشان را در فقر ديگران دنبال ميكنند. معادن آفريقا را ميبرند و مردم آفريقا فقيرند. اما ما شرقيها فرق ميكنيم. شادي خودمان را در شادي ديگران جستجو ميكنيم. زيباييها را با هم تقسيم ميكنيم. زماني خوشحال هستيم كه همه خوشحال باشند. اين متفاوت است.
ما ميخواهيم مسائل را با منطق حل كنيم اما آنها ميخواهند با اسلحه حل كنند. با مردم بحث نميكنند. الآن مردم اروپا و مردم امريكا هم اسيرند. آنها عامل بحران اقتصادي سرمايهداران اروپايي و امريكايي بودند. پولها را بردند اما حالا كه ميخواهند بحران را مهار كنند از جيب مردم برميدارند. مردم كه گناهي نداشتند و الآن هم هرچه فرياد ميزنند فريادشان به گوش كسي نميرسند.
مردم اروپا و امريكا هم مظلوماند. براي آنكه حاكمان ناصالح دارند. همه را نميگويم ولي در اين زمان بسياري به جاي حفظ منافع ملت خودشان، پولشان را خرج حمله به كشورهاي ديگر ميكنند براي رفتن به ساير نقاط دنيا. دورۀ استعمار تمام شد. بروند به كشورهاي خودشان برسند. اين تفاوت ديدگاه و دين و فرهنگ ماست.
از نظر ما انسانها محترماند. همه بايد در مديريت جهان مشاركت كنند. دو سه دولت نبايد خودشان را مالك دنيا بدانند. اين به ضرر بشريت است. همه بايد بيايند. ايراني، چيني، هندي، ژاپني آفريقايي، امريكاي جنوبي و اروپايي همه انساناند. آنها ميخواهند برتر از ما باشند. چرا؟ برتري به اخلاق، انسانيت، تواضع و دوستان داشتن ديگران است نه به سلاح، كشتار و تهديد. اين رفتار حيوانات است. انسانها بايد همديگر را دوست داشته باشند. اين تفاوت زيادي است. آنها در مراكز قدرت نشستهاند و به راحتي جيب ملتها را خالي ميكنند و نظم يكطرفۀ ناعادلانه را حاكم كردند كه نميخواهند به هم بخورد. ولي اين نظم عليه ملتهاي ماست و نميتوانيم آن را بپذيريم. ولي بدون جنگ و با منطق. آنها هم اگر منطق دارند گفتگو كنند. ولي آنها از گفتگوي منطقي فرار ميكنند. معلوم است چرا فرار ميكنند.
گزارشگر:
نظر شما نسبت به اوضاع آيندۀ جهان خصوصاً منطقه مثبت است يا منفي؟
رئيسجمهور:
وقتي روند تغييرات را ميبينم بسيار اميدوارم. بايد اشكالات نظم موجود مشخص شود تا ملتها دست به تغيير بزنند. ممكن است در كوتاهمدت مشكلاتي به وجود آيد، ولي يك ملت و همۀ ملتها براي كوتاهمدت زندگي نميكند. همان رودخانهاي است كه چند هزار سال جاري است. من مطمئنم حوادث مدت كوتاهي دوام ميآورد و تغييرات وسيع در نظم بينالملل به نفع عدالت و ملتها در راه است و اين امري محتوم است. وقتي مسير تحولات جامعۀ بشري را ترسيم ميكنم پي ميبرم به اين نقطه ميرسيم. اتفاقات تلخي ممكن است رخ دهد اما چون در آن مسير حركت ميكنيم، قابل تحمل است. وقتي يك كوهنورد ميخواهد به قله برسد بايد سختيهاي مسير را تحمل كند. باد، طوفان و يخبندان هست. ممكن است بعضي از اعضاي گروه نتوانند بيايند يا به دره سقوط كنند. اما مهم اين است كه گروه در مسير قله حركت ميكند.
فكر ميكنم جامعۀ بشري به سمت قله حركت ميكند. نشانههاي آن همين است. من و شما همديگر را حس و درك ميكنيم. طلب عدالت يك امر جهاني شده. همۀ ملتها از وضع موجود ناراضي و به سرعت خواهان تغيير نظم جهان هستند. معناي آن اين است كه در مسير هستيم و انشاءالله به قله خواهيم رسيد.
گزارشگر:
خيلي از شما تشكر ميكنم.
شناسه خبر: 40104
- مصاحبه ها
, متن کامل مصاحبه ها
1390 رياست جمهوري اسلامي ايران 2011 Presidency of The Islamic Republic of Iran
آدرس: تهران - میدان پاستور - خیابان پاستور تلفن: +98(21)64451