- سخنراني در ديدار با ايرانيان مقيم چين
پنج‌شنبه 23 آذر 1391 - 16:24
فارسی | اردو | العربية | English | Français | Español

Array

سخنراني در ديدار با ايرانيان مقيم چين

Array

شناسه خبر: 40023 - 

چهارشنبه 17 خرداد 1391 - 21:49

بسم‌الله الرحمن الرحيم

اللهم عجل لوليك الفرج و العافيه و النصر واجعلنا من خير انصاره و اعوانه والمستشهيدين بين يديه

خداي بزرگ را سپاسگزارم كه توفيق زيارت هموطنان عزيز را عنايت فرمود. سعي مي‌كنم عرض ارادتم به هموطنان عزيزم طولاني نشود. فصل مشترك همۀ ما، ايران است. ما ايران را دوست داريم و براي اين دوست داشتن هم دليل قاطع داريم.

دليل اول كلام پيامبر اسلام است كه فرمود: هر كس بايد وطن خودش را دوست داشته باشد؛ «حب الوطن من الايمان». از نشانه‌هاي ايمان يك فرد اين است كه وطن خودش را دوست داشته باشد. اما علاقۀ ما به وطن بالاتر از اين حرف‌هاست. ما ايران را دوست داريم، چون شايستۀ دوست داشتن است.

تاريخ را نگاه كنيد. ملت‌هاي كمي هستند كه مانند ايران، با حوادث متعددي روبه‌رو شده و هنوز هم پا برجا باشند. بسياري از ملت‌ها و اقوام بودند كه در كورۀ حوادث تاريخي ذوب يا مضمحل شدند و اثري از آنها باقي نمانده است. اما ملت ايران با ويژگي‌هاي منحصر به فرد خودش تمام اين حوادث را از سرگذرانده است. بارها ايران براي قرن‌‌ها اشغال شده است. اما ملت ايران به خاطر ويژگي‌هايي كه دارد، اشغالگران را در خودش هضم كرده و وقتي آثار اشغالگري محو شده است دوباره جلوه‌اي كه باقي مانده همان ملت ايران بوده است. مانند جوانه‌اي كه از ميان يخبندان و برف‌هاي سنگين خودش را بالا مي‌كشد و به نمايش مي‌گذارد. چرا اين‌طور است؟

مي‌خواهيم نگاه كوتاهي به ويژگي‌هاي ملت ايران داشته باشيم. ملت ايران در طول تاريخ همواره موحد بوده است. در همۀ كاوش‌هاي باستان‌شناسي نشانه‌اي مبني بر بت‌پرستي، شرك و برده‌داري ملت ايران يافت نشده است. ملت ايران هميشه موحد و كمال‌جو بوده است. اين ملت در هنر، معماري، اقتصاد، فرهنگ، زندگي، صنعت و فناوري هميشه دنبال بهترين‌ و بالاترين‌ قله‌ها بوده است. به اين كمال‌جويي مي‌گويند. ملتي كه هميشه دنبال بهترين‌هاست، عاجز و درمانده نمي‌شود.

ملت ايران هميشه حق‌طلب بوده است. هر وقت حق را ديده از هر كسي و در هر مكاني پذيرفته است. منظور كلام من ملت ايران است. ممكن است در گوشه‌اي، عده‌اي انحراف و اشتباهاتي كرده‌ و سقوط كرده‌اند، اما ملت ايران هيچ وقت دچار سقوط نشده است. هر كسي حقي را عرضه كرد. ملت ايران آن را پذيرفت. ما تنها ملتي هستيم كه با روي باز پيام پيامبر را انتخاب كرديم و پذيرفتيم. برخلاف اينكه بعضي‌ها مي‌گويند به ما تحميل شد. ملت ايران هيچ‌گاه تحميل را نپذيرفته است.

ملت ايران هميشه دنبال زندگي هنرمندانه، زيبا و انساني بوده و نگاهش به زندگي مثبت و هنرمندانه بوده است. سنت‌هاي ايراني از نوروز گرفته تا جشن‌ها و ديد و بازديدها را ببينيد. حتي ملت ايران آموزه‌هاي اسلامي را در زيباترين شكل هنري خودش حفظ و نسل به نسل عرضه كرد. شما ماه رمضان ايراني‌ها را با ديگران مقايسه كنيد. ميراث عظيم فرهنگي ملت ايران را ببينيد كه با هيچ ملتي قابل قياس نيست. اگر روزي در جاي وسيعي قرار باشد ملت‌ها ميراث فرهنگي خودشان را چه مكتوب و چه معنوي و مادي به نمايش بگذارند، ترديد ندارم كه ميراث فرهنگي ملت ايران در بالاترين جايگاه و با فاصله بسيار زياد با ديگران خواهد ايستاد. اين نشان از آن است كه اين ملت هميشه هنرمندانه زندگي كرده است. ملت ما هميشه عدالت‌جو و عدالت‌خواه بوده است. مي‌بينيد هرجا ظلمي مي‌شود، ملت ايران طرفدار مظلوم است. آنقدر ويژگي عدالت‌خواهي در ملت ايران قدرتمند بوده است كه حتي حاكمان ظالم هم براي اينكه بتوانند بر ملت ايران حكومت كنند، نمايش عدالتخواهي مي‌دادند.

در جامعۀ ايراني، غير از اين 150 سال اخير، همواره زنان از جايگاهي بسيار بالا و سرشار از احترام برخوردار بوده‌اند. زن در جامعۀ ايراني هميشه محترم بوده است. كل خانواده حول محور زن مي‌چرخيده است. زنان كانون مهرباني، تربيت و شخصيت دادن، شجاع پروري، انسان‌پروري و بزرگ‌پروري بوده‌اند و در مسائل اجتماعي نقش‌هايي تعيين‌كننده ايفا مي‌كردند.

در يك دورۀ طولاني ايراني‌ها بهترين سيستم‌هاي ادارۀ كشور را داشتند. اشكانيان كه 500 سال در يك سرزمين وسيع، چند برابر ايران امروزي، حكومت مي‌كردند، مجلس سنا و انتخابات داشتند، حاكمان را خودشان انتخاب مي‌كردند و شيوه‌هاي پيشرفتۀ پزشكي، كشاورزي و سياستمداري داشتند. يك ملت موحد، حق طلب،كمال‌جو، عدالتخواه، هنرورز و مهرورز شايستۀ دوست داشتن است. وقتي مي‌گوييم ايران را دوست داريم، دنبال تعصبات قومي نيستيم. ايران كدام قوم است؟ ايران كه قوم نيست، بلكه يك جريان انساني، فرهنگي و تاريخي است.

در طول تاريخ هرگاه ملت ايران خودش را پيدا كرد، تحول آفريد. ما ملت ايران را دوست داريم، چون شايستۀ دوست داشتن است. عزت‌آفريني و افتخار‌آفريني ملت ايران، مثال‌زدني است. ما دربارۀ ملت حرف مي‌زنيم نه حكومت‌ها و دولت‌ها. خيلي وقت‌ها دولت‌ها ترمز حركت، سركوب‌كننده و تخريب‌كنندۀ شخصيت و وجهۀ يك ملت هستند. اما يك ملت در طول تاريخ اين طور افتخار‌آفريني كند. فقط يك ملت اين همه عالم، دانشمند و هنرمند به دنيا تقديم كند. به خدا اگر ملت ايران در طول چند هزار سال تاريخش، فقط سعدي را به بشريت تقديم مي‌كرد، شايستۀ اين بود كه همه ملت‌ها تا ابد مديون آن ملت باشند؛ اگر فقط حافظ، خواجه نصير، خيام، مولوي، ثنايي، وحشي، ابن سينا و ابوريحان و در دورۀ خودمان هم امام راحل را. انسان‌هاي بزرگ در دامان ملت‌هاي بزرگ تربيت مي‌شوند. ما به ملت خود افتخار مي‌كنيم و اين افتخار يك مبناي اعتقادي، آرماني، انساني، حق‌طلبانه و خدايي دارد.

اما چرا من بحث ايران را مطرح كردم؟ اول اينكه فصل مشترك ما ايران است. همۀ ما ايراني هستيم. ايران است كه ما را به هم پيوند داده است. عشق ايران در قلب تك تك ايراني‌ها هر جا و در هر شرايطي كه باشند، وجود دارد. ممكن است يك ايراني از من و امثال من خوشش نيايد، اما هر جا كه هست عشق ايران در دلش شعله مي‌كشد. شعلۀ عشق به ايران با حوادث، تحولات، اخلاق و رفتار افراد خاموش نمي‌شود. يك دليلش اين است كه ما همه ايراني هستيم و بايد راجع به ايران حرف بزنيم. چقدر خوب بود كه فرصت داشتيم و راجع به پيشرفت‌ها و نيازهاي ايران صحبت مي‌كرديم.

مي‌خواهم به مسئله مهم‌تري اشاره مي‌كنم. از گذشته گفتم نه فقط براي اينكه در گذشته زندگي كنيم، خير. ملت ايران هيچ وقت در گذشته زندگي نكرده است. هميشه نگاه ملت ايران به آينده بوده است. اين هم از ويژگي‌هاي برجستۀ ملت ايران است كه هيچ‌گاه در گذشته توقف نكرده است. اگر مي‌خواستيم در گذشته توقف كنيم، الان با خيلي از كشور‌ها رابطه نداشتيم و نبايد جواب سلامشان را مي‌داديم. اما ملت ايران نگاه به آينده دارد و به حوادث بزرگوارانه نگاه مي‌كند و همه حوادث را درخدمت آينده به كار مي‌گيرد.

دوستان و هموطنان خوب من، امروز دنيا در حال تحول است. چرا تحول؟ علتش نظمي است كه به تعبيري 400 سال و به تعبيري 100 سال بر دنيا حاكم بوده و نتوانسته است سعادت جامعه بشري را تأمين و شخصيت انسان‌ها را به آنها برگرداند و تبعيض، ظلم، فقر، جهل و عقب افتادگي‌ها را برطرف كند و زندگي سعادتمند براي ملت‌ها برپا كند. شعارش را داد، اما عكس آن عمل كرد. امروز وضعيت جامعۀ بشري بدتر از هر زماني در طول تاريخ است. قطعاً از 60 - 70 سال قبل بدتر است. مي‌بينيد كه هر روز تهديد، كشتار، توهين و تحقير است. ثروت ملت‌ها را غارت و شخصيتشان را له مي‌كنند، اما كسي نمي‌تواند اعتراضي كند. دور هم تصميم مي‌گيرند، بهانه درست مي‌كنند و يك مرتبه كشوري را اشغال مي‌كنند. از آنجا مي‌روند جاي ديگري را اشغال مي‌كنند. دور هم جمع مي‌شوند و ملت مستقلي را تهديد مي‌كنند. سرشاخه‌هاي اقتصاد را در دستشان دارند و جيب ملت‌ها را به طور سيستماتيك خالي مي‌كنند و مي‌برند و فقر، جنگ، تفرقه و كينه‌ورزي را بر ملت‌ها تحميل مي‌كنند.

افريقا، امريكاي جنوبي و بخش‌هاي وسيعي از آسيا را ببينيد چه خبر است. در حالي كه كره زمين سرشار از ثروت‌هاي بي‌پايان است، ثروت‌ها را مي‌برند و به جاي آن مشكلات و بدبختي‌هاي خودشان را به ملت‌ها صادر مي‌كنند. امروز تغيير وضع موجود عالم يك ضرورت است و اجتناب‌ناپذير است، چون دارد اتفاق مي‌افتد و همه اين را مي‌خواهند. اما سؤال اينجاست، اين نظمي كه بايد برود، به جاي آن چه چيزي جايگزين شود و چه كساني شايستۀ تعريف كردن نظم جايگزين و برپايي آيندۀ بشر هستند. روشن است؛ نظم جديد بايد عادلانه و انساني، با مشاركت همه و روابط انسان‌ها براساس محبت و دوستي باشد. چند كشور نبايد خود را مالك دنيا بدانند و به همه دستور بدهند و راجع به سرنوشت ملت‌ها تصميم بگيرند؟ چه كسي مي‌تواند اين نظم را به دنيا معرفي كند و آن را برقرار كند؟ اينجاست كه نقش ايران بسيار مهم و كليدي است. همۀ دعواي ما با دشمنان بر سر اين است. تمام دشمني هاي آنان هم سر اين موضوع است. آنها مي‌خواهند همان‌طور كه بعد از دوره استعمار و برده‌داري در مقابل قيام ملت‌ها شكست خوردند، ماسكشان را عوض كردند و نظام جديدي با ماهيت استعمار و برده‌داري با ظاهري شيك و با شعارهاي به ظاهر طرفدار انسان در دنيا برپا كردند، ده‌ها برابر قبل از آن كشتار و جنايت و چپاول را بر ملت‌ها تحميل كنند.

امروز كه سيستمشان شكست خورده دوباره مي‌خواهند ماسك‌ها را عوض كنند و با سيستم جديدي صد سال ديگر خودشان را حاكم و بر ملت‌ها تحميل كنند. آنها از ملت ايران نگران‌اند، چون مي‌دانند ملت ايران ويژگي و ظرفيت‌هايي دارد كه اگر خودش را پيدا كند و روح جمعي او بيدار شود مي‌تواند الگوهاي مناسب به دنيا عرضه كند، انديشه انساني به دنيا صادر كند و مي‌تواند تحولات را مديريت كند. همۀ دعوا بر سر اين است. هشت سال جنگ را به ما تحميل كردند، به چه علت؟ تازه يك ملتي آزادي را به دست آورده بود و مي‌خواست تجربه آزادي و بازسازي خودش را كسب كند.

انقلاب‌هاي زيادي در دنيا اتفاق افتاده، اما حساسيت نشان ندادند. اما به ملت ايران حساسيت نشان دادند و همه با هم عليه ملت ايران متحد شدند چرا؟ چون ديدند كه روح خداجويِ كمال‌طلبِ عدالت‌خواه تاريخ ساز ملت ايران زنده مي‌شود و دوباره شخصيت و اعتماد به نفس خودش را پيدا مي‌كند. براي همين حمله كردند. گفتند همين‌جا در ريشه سركوب و خفه كنيم. دعوا الان هم بر سر همين است.

مي‌خواهند همان تابوي‌‌هاي اسلحه به دست كه همه چيز را با شليك گلوله در دنيا حل مي‌كنند، دوباره بر دنيا مسلط شوند. ملت ايران را مزاحم و مانع خودشان مي‌دانند. دعوا سر اين است والا خيلي از كشورها دارند پيشرفت علمي مي‌كنند خيلي‌ها موشك، ماهواره و سيستم‌هاي علمي و فناوري و نانوتكنولوژي و بيوتكنولوژي دارند، اما روي آنها حساسيتي نيست، ولي ما هر قدمي برمي‌داريم حساسيت هست. چون مي‌دانند وقتي ايراني‌ها خودشان را پيدا كنند با منطق، انديشه و قدرت فرهنگي‌اي كه دارند براي تمام ملت‌هاي جهان الگو مي‌شوند. شما تاريخ 200 ساله اخير را مي‌بينيد. هر نهضتي در ايران پيدا شده است، بلافاصله دامنه‌اش به دنيا كشيده شد. از جنبش تنباكو، نهضت مشروطه و جنبش ملي شدن نفت تا انقلاب اسلامي كه اين به خاطر ظرفيت‌هاي ملت ايران است و آنها هم از اين مي‌ترسند. آنها نمي‌خواهند انديشه‌هاي بلند يك ملت در دنيا شناخته شود و به ما نسبت‌هايي مي‌دهند كه شايسته خودشان است. توهين و بي‌ادبي مي‌كند. و از اينكه ملت ايران خودش را پيدا مي‌كند، ناراحت‌اند. شما كه از بمب و موشك و هواپيما و... همه چيز داريد خودتان مي‌گوييد مي‌توانيم چند بار كره زمين را منهدم كنيم. از چه مي‌ترسيد؟ معلوم است از اينكه ملت ايران خود تاريخي‌اش را پيدا كند مي‌ترسند. معلوم است كه اگر صحنه عالم يك صحنه منطقي شود، ما بگوييم هر كس الگوي خودش را روي ميز بگذارد، آنها چه چيزي براي ارائه دارند؟ ما حافظ، فردوسي، سعدي، خيام، خواجه نصير، شيخ مفيد و... را داريم. آنها چه دارند؟ ميراث عظيم فرهنگي خود را روي ميز مي‌گذاريم و مي‌گوييم اين نمونه گذشته ما و آينده ما صد برابر بهتر از اين است.

سابقه آنها چيست؟ كساني كه وقتي ايران بود و تمدن داشت، اسمي از آنها در تاريخ نبود. به ضرب و زور و كشتار ملت‌هاي بومي سرزمين آنها را اشغال كردند.

امروز مأموريت ملت ايران ساختن ايران است. ساختن ايران يعني بالا بردن پرچم خوبي‌ها و مهرباني‌ها. عده‌اي هم سروصدا ، مخالفت و با ملت ايران دشمني مي‌كنند. اينها بايد بدانند كه البته مي‌دانند، امروز ملت ايران خودش را پيدا كرده است. ممكن است امثال بنده شايسته ملت نباشيم و قدر ملت را ندانيم. هر كس شايسته ملت نباشد، ملت او را كنار خواهد زد. ملت راه خودش را پيدا كرده است و جلو خواهد رفت. امروز هيچ كس نمي‌تواند مانع حركت ملت ايران شود.

اينها كه سهل است، تمام اجداد جهنمي خودشان را هم از جهنم صدا بزنند و بسيج شوند قادر نيستند جلوي حركت ملت ايران را بگيرند. همه دانشجو، تاجر، ديپلمات، مسئول وغيرمسئول، كشاورز، كارمند، معلم، دانش آموز و دانشگاهي بايد دست به دست هم بدهيم و آينده را بسازيم. شايسته نام ملت ايران. البته ما ايمان داريم كه آينده از آن ما و همه ملتهاست.

جهان به سرعت به سمت عدالت، پاكي و آمادگي براي پذيرش عدالت‌گستر حقيقي كه خواهد آمد و جهان را پر از عدالت خواهد كرد تحول پيدا مي‌كند.

در پكن و چين هستيم. خوشبختانه روابط دو ملت ايران و چين رابطه‌اي تاريخي است. جاده ابريشم فقط يك مسير اقتصادي نيست بلكه يك مسير فرهنگي و حلقه اتصال ميان عواطف و ارزش‌هاي ملت‌هاست. تمام اين مسير سرشار از ميراث فرهنگي و ارزش‌هاي انساني و تبادلات فرهنگي است.

امروز هم روابط دو ملت روابط خوبي است. ما از پيشرفت‌هاي چين خوشحاليم و از حقوق ملت چين در عرصه‌هاي بين‌الملل حمايت مي‌كنيم و روابطمان را بدون محدوديت و مانع گسترش مي‌دهيم.

همه ايراني‌هايي كه دست اندركارند و كار علمي، اقتصادي و صنعتي مي‌كنند، بايد تلاش كنند تا همه ظرفيت‌هاي دو كشور در توسعه روابط به كار گرفته شود.

از همه كساني كه براي اعتلاي ايران و ملت ايران و آرمان‌ها و باورهاي ملت ايران كه عبارت از توحيد ، عدالت و عشق به انسان‌هاست براي كار دعوت مي‌كنم و از آنها تشكر مي‌كنم.

پيش به سوي ساختن جهاني سرشار از عشق و محبت و پاكي با پيش قراولي ملت بزرگ ايران.

عزيز و سربلند و پيروز باشيد


شناسه خبر: 40023  

- متن کامل سخنرانی