- سخنراني در مراسم توديع و معارفه معاونين رئيس جمهور
پنج‌شنبه 23 آذر 1391 - 16:13
فارسی | اردو | العربية | English | Français | Español


	-

سخنراني در مراسم توديع و معارفه معاونين رئيس جمهور

-

شناسه خبر: 39410 - 

چهارشنبه 10 خرداد 1391 - 12:04

بسم الله الرحمن الرحيم

اللهم‌ عجل‌ لوليك‌ الفرج‌ والعافية والنصر واجعلنا من‌ خير انصاره‌ واعوانه‌ و المستشهدين‌ بين‌ يديه‌

هم به ايام ماه رجب و ولادت امام جواد(ع)‌ و هم به ايام رحلت امام عزيز راحل نزديك هستيم.

جناب آقاي ميرتاج الديني خواستند مناسبت‌ها و آيات را تطبيق بدهند. آقاي حسيني ارشاد كه طبع لطيفي دارد، آية ديگري را به من يادداشت دادند كه شايد بيشتر تطبيق داشته باشد. ما ننسخ من آية او ننسها نأت بخير منها او مثلها، جابه جايي در سنگرهاست و ان شاءالله همة آنها موفق باشند.

اما دو سه نكته را خدمت شما عرض كنم. بالاخره اين چهار معاونت جزء معاونت‌هاي مهم و اساسي هستند.

نكتة اول، بحث محوريت و اصالت خدمت و كار است. اصلاً جمهوري اسلامي براي خدمت درست شده است. اين پست‌ها، تقسيم‌بندي‌ها، عنوان‌ها، مقام‌ها، برو و بياها و سر و صداها براي خدمت است و خدمت هم امري به هم پيوسته است. سيستمي را كه مرتب جا به جا مي‌شود برداريد. يك ملت است، بايد حركت كند و برود. در حركت يك ملت كه وقفه ايجاد نمي‌شود. مكث و ... نبايد باشد. بايد حركت پيوسته و پرشتاب باشد. ما مسئوليت گرفته‌ايم كه پيچ و مهره‌هاي اين حركت را تنظيم كنيم و اگر بتوانيم با سرعت بيشتري حركت كنيم و هماهنگي بيشتري اتفاق بيفتد. خود سيستم‌ حكومتي نبايد به يك مانع و بازدارنده در مسير حركت ملت تبديل شود.

اين انتخاباتي كه برگزار مي‌شود، البته اين دموكراسي غربي پديده‌اي خيلي بد و ضد ملت‌ها و انسان‌هاست. آنچه خودشان اجرا مي‌كنند، چيز ديگري است. يك گروه پشت صحنه هستند كه ثابت‌اند و جلو صحنه هم بازي است. بنابراين، سياست‌ها هميشه يكسان است.

در امريكا رئيس جمهوري كه عليه رژيم صهيونيستي شعار بدهد و رأي بياورد، به نفع آن رژيم وارد جنگ خواهد شد و آن كسي هم كه به نفع آن رژيم شعار دهد، او هم به نفع آن رژيم وارد جنگ خواهد شد. سياست فدا كردن مردم امريكا براي صهيونيست‌ها سياست ثابتي است و تغيير نمي‌كند و هيچ ارتباطي هم به شعارهاي انتخاباتي ندارد. پس آن سياست ثابت در سيستم جاري است و توقفي در آن اتفاق نمي‌افتد. يا سياست سلطه بر جهان، اقتصاد، سياست و فرهنگ جاري است. اصلاً توقفي در آن نيست. در تصميم‌گيري‌ها، اجرا، مديريت و برنامه‌ريزي توقفي اتفاق نمي‌افتد. حالا چيزي كه به ما پاس داده‌اند و صادر كرده‌اند، مقداري قلابي است. گرچه خود آن هم چيز بدي است. چون مردم كاره‌اي نيستند و ارادة آنها نقشي ندارد. مردم تزئين سيستم هستند. آنها اگر حنجره‌هايشان را هم پاره كنند كه ما اين سياست را نمي‌خواهيم، هيچ توجهي نمي‌كنند. مي‌گويند بسيار خب، قبول. ما حرف شما را قبول داريم. ولي وقتي سركار مي‌آيند، كار خودشان را مي‌كنند و دست مردم به جايي بند نيست. حالا وقتي به ما پاس دادند، همين لايه رو را پاس دادند. بالاخره ما در كشور چهار تا انتخابات سراسري تكرار شونده داريم حداقل دو تا از اينها هر موقع مي‌خواهد انجام شود، شش ماه تا يك سال قبل از آن تا شش ماه يك سال بعد از آن كشور لق مي‌زند. اين خيلي بد است و ما هميشه عقب مي‌افتيم. حتي اگر با سرعت مناسب در حال حركت باشيم و همة امكانات را هم داشته باشيم، بالاخره در هر دو سال چنين انتخاباتي انجام مي‌شود. هفت هشت ماه اين طرف و هفت هشت ماه آن طرف. چه چيزي براي كشور مي‌ماند؟ اصل بر خدمت تا لحظه آخر است.

يك دولت در روز اول و روز آخر خود يك دولت است. مأموريت آن همان است و فرقي نمي‌كند. ما روز اولي كه سركار مي‌رويم نشاط ويژه‌اي داريم كه روز آخر آن نشاط را نداريم. اين مال ما، نيروهاي انقلاب و انسان مؤمن پيوسته به آسمان نيست. ثانية اول همان نشاط و ثانية آخر هم همان نشاط است. ما بايد كار كنيم. بعضي‌ها اين قدر كوچك‌اند يا آن قدر سقوط كرده‌اند كه چشم سر و دل و .... بسته است. اصلاً نمي‌فهمند كه ايجاد توقف در كار يك دولت عقب انداختن يك ملت از قافلة پيشرفت است. نه تنها براي آنها ثانيه‌ها، دقايق و هفته‌ها مهم نيست، بلكه سال هم مهم نيست.

خيال مي‌كنند از الان بايد كارشكني كنند كه كار دولت بخوابد كه آنها در انتخابات تبليغات خودشان را بكنند. به خدا اين نهايت سقوط يك انسان است. اين انقلاب شد كه آدم‌ها از دلِ اين انقلاب عروج كنند نه اينكه سقوط كنند. سقوط كه بود و نيازي نبود اين همه شهيد و اين بساط درست شود كه يك سيستم ايجاد كنيم كه دوباره آدم‌ها در آن سقوط كنند. براي چه سقوط كنند؟ بايد عروج و اعتلا پيدا كنند و اعتلا بسته به خدمت و كار پيوستة خستگي‌ناپذير عالمانه و منسجم است. حالا يكي مي‌رود و يكي مي‌آيد. ملت و كار كه سرجايش هست. بالاخره كارهاي اقتصادي، عمراني، صنعتي، كشاورزي، صادرات، واردات و مقابله با توطئه‌ها و بيگانگان تعطيل‌بردار نيست.

عزيزان من، بنده به لطف خدا تا آخر با همان شتاب و روحية اول كار مي‌كنم. براي شما در دولت جز كار مگر خبري هست؟ خيلي‌ها را من مي‌شناسم نه استراحتي، نه مرخصي و نه تعطيلاتي. هيچ ندارند. ظاهر اين چيزي نيست كه آدم براي آن تلاش كند يا براي اين روحيه‌اش عوض شود يا بخواهد در كارهايش سستي ايجاد شود. بايد تا لحظة آخر امانت را با همان روحيه محكم نگه داريم. به خصوص امسال كه فشارها را زياد كرده‌اند، تبليغات مي‌كنند و به دروغ مي‌خواهند بگويند كه سياست‌هاي آنها اثر گذاشته، اقتصاد ما مختل شده و وضع كشور ما به هم ريخته است. امسال كه بايد بيشتر كار كنيم. بايد تا لحظة آخر قوي‌تر و محكم‌تر كار كنيم. تغييرات در همين راستاست.

دولت مثل تيمي است كه مسابقه مي‌دهد. تغيير آرايش مي‌دهد و ممكن است يكي برود روي صندلي بنشيند و يكي ديگر بيايد تا لحظه آخر يعني روز آخر هم مثل روز اول است. چون بايد كار انجام شود. برنامه و مسئوليت هست. اينها بايد جلو برود. البته همه عزيز و محترم‌اند، به خصوص اين چهار برادر عزيزي كه جابه جا شدند، همه آنها از برادران بسيار خوب، مؤمن، دلسوز و وفادار به كشور، انقلاب، دولت و آرمان‌ها و هر چهار نفر خيلي هم خدمت كردند. من شهادت مي‌دهم كه خيلي زحمت كشيدند.

اما مي‌خواهم به حوزة كارهاي عزيزان اشاره‌اي بكنم. اول حوزة قانون اساسي است. بعضي‌ها ممكن است بگويند آقا چرا شما در اجراي قانون اساسي معاون گذاشتي؟ اصل 113 مي‌گويد رئيس جمهور بالاترين مقام رسمي كشور بعد از مقام معظم رهبري است. او رئيس هيئت دولت و مجري قانون اساسي است. اصل 123 و 124 مي‌گويد رئيس جمهور مي‌تواند براي انجام وظايف خودش هم به لحاظ مسائل حقوقي و هم به لحاظ فلسفه كار معاونيني داشته باشد. چرا؟ الان اتفاق افتاده است. بعضي‌ها مي‌گويند چرا سال آخر اين كار كردي؟ اتفاقاً بهترين وقت آن سال آخر است. اگر سال اول انجام مي‌داديم، يك دعواي آنچناني شروع مي‌شد كه آقا اينها نمي‌خواهند كار كنند و مي‌خواهند ملت را سركار بگذارند. الان من مي‌گويم قانون اساسي و به بعضي خط و مرزها اشاره مي‌كنم، ديگر براي اين دولت نمي‌گويم، بلكه براي كشور، نظام و آينده مي‌گويم. پس هدف اين دولت نيست و اين دولت بالاخره هر جوري بوده، اين هفت سال را گذرانده است و اين يكسال را هم به لطف خدا مي‌گذراند.

اما قانون اساسي بسيار مهم و پاية تنظيم امور كشور است. همه امور همين طور است. آن اوايل كه اتفاق مي‌افتد، همه جدي و مصمم‌اند. آرام آرام كه مي‌رود، اهتمام‌ها و غفلت و فاصله ايجاد مي‌شود. فاصله گرفتن‌ها ذره ذره اتفاق مي‌افتد. بالاخره ما اصل 57 را داريم. قواي مجريه، مقننه و قضاييه مستقل و زير نظر رهبري‌اند. هيچ يك نبايد در امور همديگر دخالت كنند. من تا آنجا كه يادم مي‌آيد، به عنوان قوة مجريه در كار ساير قوا دخالت نكرده‌ايم. اما از شأن رئيس جمهور به عنوان مجري قانون اساسي آن بحث ديگري است. دولت و قوة مجريه در كار هيچ كس دخالتي نكرده است.

ما نقش، مسئوليت و وظيفه‌اي نسبت به ساير قوا نداريم. در پرانتز هم بگويم بعضي وقت‌ها آدم افرادي را مي‌بيند كه متأثر مي‌شود و بعضي وقت‌ها هم خنده‌اش مي‌گيرد. بعضي‌ها حرص و جوش مي‌زنند براي جايي كه هيچ تكليف و وظيفه‌اي ندارند و خدا هيچ تكليفي براي آنها نگذاشته و مرتباً اصرار مي‌كنند كه وارد شوند و كاري انجام دهند. برو جايي كه تكليف و وظيفه داري انجام بده و خودت را به دردسر نينداز.

ما الان چند مشكل داريم. يكي خلط شدن مرز طرح و لايحه است. در مجلس دو جور موضوعات بررسي مي‌‌شود: يكي طرح و ديگري لايحه. طرح آن چيزي است كه نمايندگان مي‌‌دهند. پانزده نماينده يك چيزي مي‌نويسند و آن طرح مي‌شود. اين حق نمايندگان است. اموري هم دولت تشخيص مي‌دهد كه در كشور بايد اينها انجام بشود. بررسي مي‌كند و با شرايط و لوازم آن به صورت لايحه تقديم مجلس مي‌كند. به لحاظ حقوقي تعريف اين دو با هم متفاوت است. لايحه حق دولت و طرح حق مجلس است. ما كه در طرح دخالتي نداريم. نه مي‌توانيم بگوييم رأي بدهد يا ندهد يا تغيير بدهد يا چگونه تصويب بكند و به همين نسبت هم بايد لايحه محفوظ باشد.

لايحه نظر دولت است. اگر به گونه‌اي تغيير پيدا كرد كه دولت با آن مخالف باشد و بگويد اين مدنظر من نبود. من مي‌خواهم طرح تحول اقتصادي را درست كنم. يك جوري زير و رو شد كه نقطة عكس آن شد و از نظر من اين به ضرر كشور است. اين نبايد به لحاظ مبنايي و حقوقي فرصت تصويب پيدا كند. مي‌گويد من اصلاً نمي‌خواهيم و پس گرفتيم. نمي‌شود با آيين‌نامه داخلي اين حق را از دولت سلب كرد. بگوييم نخير چون از اين مرحله عبور كرده ديگر براي شما نيست. يعني نمي‌شود طرح نمايندگان ما را به نام لايحه جا انداخت. اگر نظراتي داريد، همان را طرح كنيد. چرا مي‌خواهيد به نام لايحه آن كار را بكنيد؟ اين بحث مهمي است و خيلي جاها مشكل ايجاد مي‌كند. ما لايحه بودجه را مي‌دهيم، بالاخره چارچوبي دارد. اشتغال، اقتصاد، كشاورزي و .... را بررسي مي‌كنيم.

بر اساس قانون برنامه يك چارچوب مي‌گذاريم و مي‌گوييم اين كارها مي‌تواند امسال انجام شود. خب اگر طوري زير و رو شد كه ببينيم اين به همه هدف‌ها آسيب مي‌زند، كسري درست مي‌كند، پدر بانك‌ها را درمي‌آورد و تورم ايجاد مي‌كند. خب اصلاً مسئوليت اين با چه كسي است؟ با ما نيست. اصلاً چنين چيزي مي‌تواند تصويب شود؟ بسياري از حقوق‌دانان كشور مي‌گويند نه اين اصلاً نمي‌تواند. اين طرح است و لايحه دولت نيست. دولت خودش پيشنهاد مي‌دهد كه آقا من مي‌خواهم اين كارها را انجام دهم. بعد نمي‌شود آن را عوض كرد. اين شوخي، ولي مثالي براي تقريب ذهن است. مثلاً دولت مي‌گويد من مي‌خواهم از اين محل ده هزار ميليارد تومان پول دربياوريم و ده هزار كيلومتر جادة روستايي را آسفالت كنم. بيايند و خط بزنند و بگويند نه اين ده هزار را بيست هزار كن. بعد هم به جاي اينكه جاده‌هاي روستايي را آسفالت كني مثلاً خليج فارس را آسفالت كن. هر چه مي‌گوييم دريا را نمي‌شود آسفالت كرد، مي‌گويند مصوبه است و بايد اجرا كنيد. من مثال تند زدم كه به ذهن نزديك شود. حالا مقداري جلوتر مي‌آيد، بگويند ما نمي‌خواهيم شما ده هزار كيلومتر راه روستايي را آسفالت كنيد، بياييد تمام جاده‌هاي اصلي كشور را آزاد راه بكن. ما مي‌گوييم حمل و نقل كشور نياز به اين قدر آزاد راه ندارد و ما هم امكانات آن را نداريم. اصلاً براي بيست هزار تا پول نداريم. نبايد دولت را مجبور كنند بگويند نخير. مي‌گوييم اگر نظر شماست، به صورت طرح بدهيد، بنويسيد، امضا كنيد و مسير تصويبش را طي كند و قانون شود. اما چرا اين اتفاق مي‌افتد؟ براي يك اينكه اصلي به نام اصل 75 قانون اساسي داريم. اصل 75 مي‌گويد طرح‌هاي نمايندگان كه داراي بار مالي است، بايد محل تأمين منابع روشن شود. اگر نشود، قابل طرح در مجلس نيست. اين حفاظي براي قوة مجريه و دولت است.

بالاخره ما يك خزانه بيشتر نداريم. اگر از دو نقطه براي خزانه برنامه‌ريزي كنند، اصلاً مي‌شود؟ شما پولي در جيبت باشد، سه نفر در خانه براي اين پول نقشه بكشند و خودشان هم خرج كنند. اصلاً اين گونه مگر مي‌شود مديريت كرد؟ مسئول خزانه دولت است. يك مدير بايد براي خزانه باشد و هرچه مي‌خواهد تصويب كند. قانون اساسي گفته است كه دولت مدير خزانة كشور است. اگر از چند جا براي اين خزانه نقشه بكشند، اصلاً شما چطور مي‌توانيد مديريت منابع كنيد؟ اصلاً مسخره مي‌شود براي اينكه اين اصل دور زده شود، طرح‌ها مي‌آيد در دل لايحه گنجانده مي‌شود و اين خلاف است. من مثالي زدم كه ببينيد بحث‌هاي حقوقي هم شيرين و هم راهشگاست و كشور چقدر شفاف مي‌شود. بعد تازه طرح‌ها آمد رفت در لايحه به فرض كه اجرا شد و تبعاتي داشت، مسئوليت آن بر عهدة كيست؟ مثال آن همين هدفمندي است. بالاخره ما يك لايحه داديم زيرو رو شد و با حداقل‌ها گفتيم بسيار خب اجرا مي‌كنيم. گام اول را شروع كرديم. وسط گام اول مرتب اصلاحيه اصلاحيه. هفت اصلاحيه. الان چيزي به دست ما داده‌اند كه مي‌گويد آقا 26 هزار ميليارد تومان از مردم بگيريد، هشت هزار ميليارد آن را به خودشان بدهيد. من نمي‌خواهم منتشر شود، بلكه مي‌خواهم فلسفه اينكه ما معاون قانون اساسي گذاشته‌ايم را مطرح كنم.

از آن طرف به ما مي‌گويند آقا مردم مي‌گويند ما هدفمندي را نخواستيم. پول را پس بگيريد و قسمت‌ها برگردد. با اين فلسفه لايحة ما را تغيير مي‌دهند، اما وقتي تغيير مي‌دهند، پدر ملت درمي‌آيد. 26 هزار ميليارد قيمت‌ها را بالا برده، هشت هزار ميليارد آن را به ملت بده و هيجده هزار ميليارد آن را به ديگران بده. اينكه خلاف آن ادعاست. دولت مرتب مي‌گويد اين نشدني است و قابل اجرا نيست. مي‌گويند نه خير، ما تصويب كرده‌ايم، تو ضدنظام و ضد قانون اساسي هستي. اين بايد برود در مرجع حل اختلاف و در آنجا اين مرز مشخصاً تبيين شود كه آقا لايحه دولت را چقدر مي‌توانيد دست كاري كنيد. اگر زيرو رو شد، ديگر طرح مي‌شود و طرح هم ضوابط خودش را دارد. خب برو طرح بده. چرا مي‌خواهي زير پوشش اسم دولت و لايحه حرف‌هاي خودت را بزني. آن حرف‌هاي شماست و حرف‌هاي ما نيست، محترم هم هست. ما اصلاً رد نمي‌كنيم. ما نظر خودمان را مي‌گوييم.

موارد ديگري هم دارد. مثلاً در آيين‌نامة داخلي مي‌گويد كه تنظيم داخلي مجلس است. در آنجا نمي‌شود موادي را تصويب كرد و براي ساير قوا تكليف مشخص كرد. اين خلاف قانون اساسي است. مثل اين است كه ما در آيين‌نامه داخلي دولت بنشينيم و براي مجلس و قوة قضاييه تكليف معلوم كنيم. اختيارات مجلس در حدود مقرر در قانون اساسي است. نه اينكه فوق قانون اساسي يا اصل آن شصت كه مي‌گويد اعمال قوة مجريه از طريق رئيس جمهور و وزراست، غير از امور مربوط به رهبري؛ يعني هرجا در حوزة قوة مجريه مي‌آيد يا بايد رئيس جمهور عمل كند يا وزرا. مرتباً مي‌آيند شورا درست مي‌كنند ده تا آدم غير قوة مجريه را هم با حق رأي در آن مي‌آورند. اينها خلاف قانون اساسي است. مسئوليت آن برعهدة كيست؟ رئيس جمهور در يك جلسه با سه وزير و هشت نفر از نهادهاي ديگر مي نشيند، رأي مي‌گيرند و رأي مي‌دهند، بعد جواب آن را بايد رئيس جمهور بدهد. غير از قوة مجريه دارد كارهاي قوة‌ مجريه را اعمال مي‌كند و اين خلاف قانون اساسي است. اينها به تدريج در اين 33 سال توجيه شده و گم شده است. اينها بايد احيا شود. آقاي تاج الديني، شوراي نگهبان و هيئت حل اختلاف بايد بروند بنشينند. حالا ما بيست عنوان اينجوري داريم. با افراد حقوق‌دان قوي هيئت نظارت بر قانون اساسي با آنها هماهنگ كند، صحبت كند و آن را درست كند.

دولتي مثل دولت ما فشار و فحش و توهين خيلي برايش مهم نيست؛ تحمل مي‌كند و كارش را انجام مي‌دهد، ولي همه كه اين گونه نيستند. انرژي سنگين براي عبور از موانع مي‌گذارد، اما همه اينگونه نيستند. چقدر نيروي كشور بايد مستهلك شود، دولت براي اين ملت است. نبايد مستهلك شود، بايد روان باشد. قوانين، مقررات و تنظيم روابط بايد كارها را روان كند. نه اينكه يك دستمال كاغذي مي‌خواهيم بخريم، بايد دو هزار بار دور سرمان بچرخانيم و از شصت كانال رد شويم. مثل قانوني كه هر سال براي نفت نوشته مي‌شود. اصلاً حسابداري اين خودش يك ماجراست كه اين آقاي عزيزي هر سال پدرش در مي‌آيد تا اين را عبور دهد، آن هم با هزار زنگوله‌اي كه دارد. ما نمي‌دانيم چرا اين قدر پيچ دارد. مسئلة بسيار ساده كه آقا اين را بفروش، بيايد خزانه اين مقدار براي تو و اين مقدار هم خرج شود. چهار صفحه متن است كه هر خط آن يك چرخش كار، يك شورا، يك تصميم گيري و يك مانع است. ما به اندازة دو سه وزارتخانه فقط كارهاي حسابداري اضافي را انجام مي‌دهيم. اصلاً چه كسي گفته قانون بودجه اين قدر حكم مي‌خواهد؟ همه قوانين عادي در قانون بودجه خدشه مي‌خورد. پس قانون عادي براي چه مي‌خواهيم؟ آيا كشور با برنامه يك سال اداره مي‌شود؟ كشور با قوانين ثابت اداره مي‌شود. به ندرت يك موردي يا شرايط خاصي در كشور پيش مي‌آيد كه قانوني براي يك سال تخصيصي مي‌خورد.

آيا قانوني هست كه در قانون بودجه متلاشي نشود؟ قانون تنظيم، قانون محاسبات، قانون اصل 44، قانون برنامه، قانون حمل و نقل، قانون مسكن، قانون بانك‌ها. بعد تازه اگر وسط سال اصلاحيه نخورد. قانون بايد ثابت باشد. اصلاً قانون بودجه بايد چهار تا جدول باشد: يك مادة چهار خط، به علاوة ده جدول. افق نگاه برنامه‌ريزي يكساله نمي‌شود. اينها مواردي است كه به مرور پيدا شده؛ نمي‌گويم كسي مقصر است. دارم طرح مشكل مي‌كنم.

بايد بنشينند و بحث كارشناسي انجام دهند كه به ضرر كشور است. فرقي نمي‌كند چه كسي اينجا و چه كسي آنجا باشد. يا بنشينيم براي منابعي كه مال مردم است نقشه بكشيم. پول مردم در بانك‌هاست، ما بانك‌ها را موظف كنيم و بگوييم تمام بدهي‌ها را پنج سال عقب بينداز. اصلاً ديگر سيستم بانكي‌اي در كشور باقي نمي‌ماند. به چه دليلي بايد عقب بيندازد؟ اين بدهي دارد و بايد پول مردم را برگرداند. پنج سال عقب بينداز. موظف هستي؛ يعني تا پنج سال هيچ سرمايه‌گذاري‌اي در كشور انجام نشود. مرتباً معوق در معوق. در پنج سال هم نخواهند پرداخت. مي‌گويند سر پنج سال فشار مي‌آوريم. پنج سال هم معوق ده‌ها بار اتفاق افتاده كه پنج سال هم عقب مي‌اندازند. پس اين بحث حوزة حقوقي معاون اجرايي رئيس جمهور كه بايد كار جدي انجام دهيد و ربطي به اين دولت و آن دولت ندارد. اين براي كشور است.

اما امور مجلس، عزيزان من، پيشرفت امور كشور با رابطه بازي نمي‌شود. همه با هم برادريم، ولي بايد بر اساس يك نظم قانونمندِ مستقر پايدار پيش برويم. همه با هم دوست هستيم، ولي ما در امور مقننه و قضاييه دخالتي كنيم، آنها هم حق ندارند دخالتي كنند. آقا چرا اين را برداشتي؟ اين پول را به اين يا به آن بده. به چه حقي؟ ممكن است يكي دو مورد اول خيلي آثار نداشته باشد، اما وقتي روند شد، اين فساد مي‌شود. يك مرتبه مي‌بيني اصلاً نظم برنامه‌ريزي كشور مختل شده است. كي به كي است؟ معلوم نيست. يك فرماندار مي‌خواهند بگذارند، پدرش را در مي‌آورند. آقا شما چه كاري به فرماندار داري؟ حق دخالت نداري. مديركل، معاون، مسئول، و ... اگر از سر چشمه جلوي آن را مي‌گرفتيم، الان اين طور نمي‌شد كه حالا يك نفر پروندة شخص ديگري را زيربغلش بگذارد و به مديرعامل بانك بگويد اگر 500 ميليارد تومان ندهي، پدرت را درمي‌آورم. بايد از سرچشمه كنترل كنيم. جناب آقاي فروزنده و دوستانش ضمن برادري و صميميت كمك كنيم نظر كارشناسي بدهيم، پشتيباني كنيم و همه جور همدلي كنيم، اما مواظب باشيم كه اين مرز مخدوش نشود. مسئوليت معاون پارلماني وزاتخانه‌ اين نيست كه نمايندگان را براي رأي اعتماد راضي نگه دارد؛ بلكه مسئوليت او اين است كه قانون اساسي، حريم‌ها، منافع‌ ملت و آن چيزي كه به مصلحت كشور باشد، حفظ گردد. مصلحت كشور اين نيست كه من حتماً اينجا باشم، مصلحت كشور اين است كه من روي مرز اصول، ارزش‌ها و قانون اساسي حركت كنم. اين كشور را نگه مي‌دارد، والا درِ زد و بند باز شود، آخر آن ناپيداست. روز اولي كه دو تلفن سفارش پذيرفتيم، آخر آن رشوه‌ها و دزدي‌هاي كلان مي‌شود كه ان‌شاءالله هيچ وقت به آنجا نرسيم و همين هم برگردد. اين را دقيق و با احترام انجام دهيم. ما همة كارهايي كه داريم انجام مي‌دهيم براي ملت و نماينده‌هاست. داريم آب و برق و ... مي‌كشيم، همين چيزهاست ديگر.

بيشترين هنر معاونين پارلماني كمك به نمايندگان براي تصميم‌گيري درست ملي است، نه بخشي. يكي از اخلاق‌هاي زشتي كه نهادينه شده اين است كه هر چيزي ما آنجا مي‌فرستيم به بخشي تبديل مي‌شود. ما ملي طراحي كرديم ولي وقتي آنجا مي‌رود بخشي مي‌شود. بعد مي‌گوييم چرا اين كار را كردي؟ گردن اعضاي دولت مي‌اندازند. البته ما جواب داديم و گفتيم بي‌خود در را باز مي‌كنيد. بايد لايحه دولت را بررسي كنيد نه نظر تك تك افراد را. ما ملي مي‌دهيم شما آن را بخشي مي‌كنيد. بدترين كار اين است كه طراحي‌هاي ملي به بخش تبديل شود. يكي سيخي بزند و شش ميليارد تومان بگيرد. ديگري دو هزار ميليارد تومان و بعضي‌ها هم به پنج ميليارد هم قانع‌اند. به هم زدن نظم بودجه و لايحه به ضرر همه است. كسي خيال نكند كه خودش اين وسط موفق مي‌شود و بيرون مي‌پرد. به فرض اينكه موفق شدي، بعد از آن چه؟ ما آمده‌ايم براي اينكه موفق شويم يا آمده‌ايم براي اينكه خدمت كنيم و كشور را جلو ببريم؟ به خدا نظام اسلامي بايد منطقي‌ترين نظام دنيا باشد. اين قدر سيستم در همه تصميماتش شفاف و قابل دفاع باشد و اين كار من و شماست. حداكثر آن اين است كه اينجا نيستيم. خب بهتر است تا اينكه در تاريخ و نزد خداي متعال اموري به نام ما ثبت شود كه به ضرر منافع دراز مدت و حتي كوتاه مدت ملت است. در اين مورد با احترام جلسات منظم و مرتب داشته باشيد. بخواهيد، توجيه و بحث كنيد و حرف‌هايتان را هم صريح بزنيد. هر جا ديديد مخالف منافع ملي است بگوييد. هر جا ديديد پشت صحنه تقاضاي غيرقانوني است اعلام كنيد. كشور انقلاب اسلامي بايد خيلي پاك و شفاف باشد.

البته اين حاكم بر سه قوه است. اينكه بعضي‌ها آمدند تفسير كردند كه اداري- استخدامي هر چه تصويب مي‌كند، فقط براي دولت است و بقيه مستثني هستند. اين يعني چه؟ يعني قانون امور اداري استخدامي، قوانين، سخت‌گيري‌ها، نظارت‌ها، بازرسي، ديوان و.... فقط براي دولت است؟ آيا فقط دولت بايد منظم باشد و قانونمند حركت كند، براي بقيه لازم نيست؟ بقيه هر چه خواستند، پول بدهند؟ چنين چيزي نيست. جناب آقاي عزيزي با تجربه بسيار خوبي كه داريد و هم آقاي فروزنده و آقاي تاج‌الديني روال‌ها را اول در سيستم خودمان كوتاه و بهينه همه كمك بدهيد. روندها را كوتاه كنيد و هزينه‌ها را كاهش دهيد تا تصميم‌گيري‌ها شفاف و روشن شود. سازمان‌ها را پر كنيد تا كسي به بهانة كسب يك نيرو دور نزند و كوتاهي و تعلل نكند. قوانين در هر سه قوه بايد اجرا شود. نمي‌شود يك جا يكباره سه برابر حقوق‌ها را اضافه كنند، بعد در دولت مرتباً بگوييم پانزده درصد شود يا چهارده و نيم درصد كه كسري نياوريم. مسئول تأمين منابع كشور و مراقبت از اقتصاد و كسري بودجه و قانون فقط دولت نيست، بلكه همه هستند. اين نيست كه دولت فقط مسئول اين باشد كه كار كند، جمع كند و به ديگران بدهد و مرتباً فحش بخورد كه مسئول مشكلات كشور است و ديگران هم در قبال بودجه، هزينه‌ها و تورم مسئول نباشند.

اينها تنظيم روال‌هاست؛ بايد سؤال كنيد، بخواهيد، گزارش دهيد و پيگيري كنيد. همه در برابر قانون يكسان هستند و در سيستم اداري هم بايد تبعيض و ... نباشد. الان در همة اين بخش‌ها كارهاي خيلي خوبي انجام شده است؛ هم در مجلس و هم در نيروهاي انساني كارهاي برجسته‌اي انجام شده است. بالاخره ده تا طرح تحول كه ان‌شاءالله ادامه پيدا كند. همه كمك كنيد و آقاي عزيزي هم روال كار را بگذارند كه سريع انجام شود و روي هر ميزي نرود و كار بخوابد. سريع كارها را انجام دهيد. اگر قرار است دو هزار نفر استخدام شوند در يك جلسه تمام مجوزها داده شود، خداحافظ شما، برو استخدام كن و مشغول كار شوند و اينها شدني است و آقاي عزيزي مي‌تواند انجام دهد. به نظر من تسلط ايشان بر قوانين منحصر به فرد است؛ يعني من شخصي مانند آقاي عزيزي نمي‌شناسم كه بر تمام قوانين كشور تسلط داشته باشد و در ذهن و لحظه‌اي، اين نباشد كه بگويد برويم مراجعه كنم. همان جا پاسخ شما را مي‌دهد و اين پشتيبان خوبي براي دولت و نعمت خوبي براي ساختار اداري است.

و اما آقاي مرادي عزيز، ايشان هم نيروي انقلاب و دلسوز مثل بقيه از بچه‌هاي فداكار و با انگيزة انقلابي و الهي در صحنه است. معاونت برنامه‌ريزي و نظارت راهبردي نقش مهم و حساسي دارد. اولين كاري كه مي‌كنيد ضوابط اجرايي بودجه را زود بياوريد. خوشبختانه در كنار آن احكامي كه اسم بردم مشكل‌زاست. احكام خوبي داريم، از ظرفيت اينها بايد استفاده كنيم تا كارها به خصوص كارهاي عمراني روان و سريع شود.

در هزينه‌هاي جاري هم همه شما كه اينجا هستيد و همه مديران دولت از خود من به پايين و جناب آقاي مرادي در هزينه‌هاي مصرفي سخت‌گيري كنيد. به خصوص امسال بايد سخت‌گيري كنيم. همه موظف هستيم. اول كه بيت‌المال است و در ثاني الان كه مي‌خواهند فشار بياورند، ما هزينه‌ها را جمع و جور كنيم و ببريم در بخش عمراني و روي امور پايه سرمايه‌گذاري كنيم. فقط يك جدول گذاشتند 750 ميليارد تومان كه معلوم نيست به چه كساني جواب مي‌دهند، زير نظر چه كسي هستند و چه مأموريتي را انجا مي‌دهند و چه خلئي را پر مي‌كنند. همه تخصيص‌ها را بايد خود من ببينم. تمام اينهايي كه رفتند قانون بودجه را سوراخ كردند و چيزي اضافه‌اي گرفتند همه تعطيل شود، هر كس كه مي‌خواهد باشد، مسئوليت آن برعهدة من است. نمي‌شود كه هر كس برود فشار بياورد و براي خودش يك رديف و بودجه درست كند، به چه حساب؟ به چه كسي جواب مي‌دهي؟ بالاخره سه قوه بيشتر نداريم كه يكي هم دستگاه رهبري است. بالاخره يا بايد دستگاه رهبري باشد، يا سه قوه باشد. خارج از اين يعني چه؟ چه كار مي‌كنيد و به چه كسي جواب مي‌دهيد؟ هيچ فقط پول مي‌گيريم. حالا بعضي از آنها كه خيلي مردانگي دارند فقط پول مي‌گيرند و به دولت فحش مي‌دهند. مهم نيست فحش بدهند. پول براي چه! پول براي بيت‌المال است. اگر مي‌خواهي فحش بدهي از جيب خودت بگذار. از دولت پول مي‌گيرد و به دولت فحش مي‌دهد. حالا به خاطر اين نمي‌گويم چون الحمدلله خدا به ما حوصله و سعة صدر داده و اصلاً براي ما مهم نيست و اصلاً اينها را نمي‌خوانيم، فقط مي‌شنويم كه فحش‌هاي زيادي مي‌دهند. اما براي چه اين پول‌ها را مي‌گيرند؟ به چه حساب؟ بايد جواب بدهند. خوشبختانه شما تحت تأثير فشار قرار نمي‌گيريد و هرگز نگيريد هر كس كه باشد. آنهايي هم كه رفتند براي خودشان رديف‌هاي آنچناني درست كردند 200 ميليارد، 150 ميليارد و 300 ميليارد همه. مبناي شما فعلاً لايحه است و مازاد بر لايحه را بايد با هم صحبت كنيم. به جاي اينكه بيايند براي كشور درآمد اضافه كنند، خرج مي‌تراشند. بالاخره بايد معلوم شود دولت چقدر كارمند دارد و چقدر هزينة كارمندي اوست. آيا تفاوت اين با ساير قوا بايد زمين تا آسمان باشد؟ هزينه پرسنلي ديگري حقوق، مزايا، اضافه كار، مأموريت، آب، برق، گاز و ماشينش؛ يعني به اضاي هر نفر در دولت چقدر خرج است؟ آقاي كردبچه اين را استخراج كند و ببينيد در بقيه دستگاه‌ها چقدر است كه بالاخره تناسبي داشته باشد. نمي‌شود بگوييم اينجا مثلاً ده واحد است و آنجا 160 واحد. همه سختگيري‌ها و داد و بيدادها و فحش‌ها فقط براي دولت است كه آن هم تا حالا يك دانه‌اش هم اثبات نشده است و فقط همين طوري چشم‌ها بسته و دهان‌ها باز. يك سازماني كه نظارتي است دو هزار كارمند در كل كشور دارد و 85 ميليارد تومان بودجه. آخر به چه حساب؟ به مردم خدمات مي‌دهي؟ ساختمان و جاده‌ مي‌سازي؟ آب و برق مي‌كشي؟ چه كار مي‌كني؟ مي‌خواهي ببيني من چه كار مي‌كنم تا در كار من دخالت كني. اين كه حرف است و حرف كه خرج ندارد. 85 ميليارد تومان براي چه مي‌خواهي؟ اينها را روي حساب و كتاب بياوريد. چرا بند واو فقط براي دولت است؟ ما گفتيم جمع و جور كنيد ببينيم چقدر پرداخت مي‌شود. همه ليست شود و به وزارت اقتصاد دارايي برود. بعضي‌ها خودشان را مستثني كرده‌اند و مي‌گويند ما ليست نمي‌دهيم. معلوم است كه مي‌‌خواهي اضافه بدهي و قانون را دور بزني، والا چرا ليست نمي‌دهي! بايد ليست بدهي. بله ما قبول داريم كه قاضي‌ها حقوق خيلي زياد بگيرند، ولي معلوم باشد. نمايندگان نيز همين طور اما معلوم باشد. بالاخره 290 نماينده ضرب كنيد بگوييم ماهي ده ميليون تومان، 290 تا ده ميليون تومان دو ميليون و نهصد ضربدر دوازده مي‌شود 35 ميليارد تومان. ده ميليارد تومان هم برج آنها يعني مسافرت، آب و برق و .... بالاخره بايد معلوم باشد. معاونت برنامه‌ريزي يا معاونت‌هاي ديگر بايد معلوم باشد. نمي‌گويم اينها نيست، هست. مي‌خواهم امسال كمي خودمان را جمع و جور كنيم.

اي كاش همة اين بودجه‌هايي كه مي‌دهيم، خرج پرسنلي بشود و در جيب كارمندان دولت برود. چه مدير و چه بقيه. اشكالي ندارد نوش جانشان خب براي كشور كار مي‌كنند ولي معلوم باشد. قانون بايد براي همه يكسان باشد.

در تخصيص‌ها، عمراني، جاري و متفرقه بايد دقت شود. بخش نظارت بر عمراني، هزينه تمام شده، قيمت‌گذاري‌ها و شوراي اقتصاد و ... حلقه‌هاي مهمي دست شماست. بايد اينها را دقيق نظارت كرد.

از آن طرف اوراق مشاركت مي‌خواهند بفروشند فايناس بگيرند و سريع كارها راه بيفتد كه انجام دهند. مادة 215 و ... كه اينها را خوشبختانه آقاي عزيزي به استاندارها تفويض كرده است. امسال هم قرار شد خود آقاي عزيزي فهرست را بياورد كه آقاي فروزنده آن را تهيه كرده آقاي عزيزي بياورد كه اختيارات را به پايين‌تر بدهيم، وزير و معاون رئيس جمهور فكر كند و نگاه راهبردي را بيشتر اعمال و طراحي كند.

بعضي وزارتخانه‌ها مثل وزارتخارجه پايين دستي ندارند. بالاخره يك وزير بايد بار را بردارد و به دوش بكشد. اما استانداري‌ها و سطوح پايين‌تر هستند، كارها را بفرستيم برود كه بشود به كارهاي اساسي بپردازيم.

حالا من از فرصت استفاده كردم و چند تا تلنگر زدم كه ببينيد علي رغم اين كارهاي خوبي كه در كشور انجام مي‌شود، پيشرفتي كه در كشور اتفاق مي‌افتد و چندين برابر كار سرمايه‌گذاري‌، عمراني، تحولي و اصلاحات ساختاري انجام شده است. واقعاً در كشور كارهاي بزرگ و خوبي انجام مي‌شود، اما در كنار همة اينها ببينيد چقدر كارهاي بزرگ بهتري هم مي‌شود انجام داد. دولت مجهز است و با همان نشاط روز اول ان‌‌شاءالله تا روز آخر كار مي‌كند و اين امانت را به منتخب ملت تحويل خواهد داد.

صيانت از امانت اين است كه ما تا لحظه آخر بايد تلاش كنيم و همة شما اهل كار هستيد. خداي متعال ياري خواهد كرد. امام اين راه را به روي ما باز كرد. ايشان تا 90 سالگي كار مي‌كرد. حتي من مكرر شنيدم كه در همان سنين هم روزانه غير از نامه‌هاي حكومتي و دولتي تعدادي از نامه‌هاي مردمي را هم مي‌خواند.

براي ملت كار مي‌كرد. بياييم به بهانه اين معارفه يك بار ديگر با ارزش‌ها، خدا، پيامبر، اهل بيت، امام، امام زمان، آرمان‌ها و شهدا تجديد عهد كنيم. بگذاريد دشمن مأيوس شود. آنها به اين چيزها دلخوش هستند. نبايد بگذاريم زمان از دست برود. اين دولت خيلي امور عادي را خرق كرد؛ يعني عادت‌ها را به هم پاشيد. اين عادت هم ان‌شاءالله به همت شما شكسته شود كه دولت با نشاط و بدون هيچ ادعايي به مردم خدمت كند. ما ادعايي نداريم، نوكر مردم هم خواهيم بود و هيچ گاه هم تلاش نمي‌كنيم در تصميم و رأي ملت اثري بگذاريم. ما به رأي مردم و تشخيص ملت ايران اصالت مي‌دهيم. وظيفه ما كار و نوكري است و تا لحظه آخر اين سنگر را بايد محكم صيانت كنيم و تحويل ملت بدهيم و اينها شدني است.

به بركت صلوت بر محمد و آل محمد


شناسه خبر: 39410  

- متن کامل سخنرانی