- سخنراني دردانشگاه پكن
پنج‌شنبه 23 آذر 1391 - 16:24
فارسی | اردو | العربية | English | Français | Español


	-

سخنراني دردانشگاه پكن

-

شناسه خبر: 39403 - 

چهارشنبه 17 خرداد 1391 - 12:24

بسم الله الرحمن الرحيم

اللهم‌ عجل‌ لوليك‌ الفرج‌ والعافية والنصر واجعلنا من‌ خير انصاره و اعوانه‌‌ والمستشهدين‌ بين‌ يديه‌


خدمت شما عزيزان سلام عرض مي كنم. رياست محترم دانشگاه، استادان و دانشجويان، همكاران عزيز، خانم ها و آقايان! خيلي خوشحالم و خداوند بزرگ را به خاطر اعطاي فرصت حضور در دانشگاه و ديدار با شما فرهيختگان و دانشمندان سپاسگزارم.

همچنين از مديريت محترم دانشگاه صميمانه قدرداني مي كنم. امروز مي خواهم در جمع شما عزيزان، به عنوان يك دانشجو درس را مرور كنم و برخي از ايده ها را در معرض انديشه و نگاه شما قرار بدهم.

دوستان من! آنچه امروز ما را گرد هم آورده است، علاقة مشترك ما به درك حقايق و پي ريزي زندگي بهتر و والاتر است. خيلي روشن است كه انسان مهم ترين موجود عالم و داراي ويژگي هاي برجسته و منحصر به نوع انسان است.

خداوند انسان را كه داراي قدرت انديشه، تفكر و تعقل است برترين خلق خود قرار داده، استعدادهاي فراواني در وجود او به امانت سپرده است و او را خيلي بزرگ پسنديد. خداوند اين توانايي را به انسان داد كه بر تمام عالم سيطره پيدا كند، استعدادهاي خود را شكوفا كند، ارزش-هاي الهي و انساني را بر انديشه و رفتار خود حاكم كند و آنقدر در كمال جويي و بزرگي بالا برود كه به مرزهاي حقيقت و خدايي شدن نزديك شود. تك تك انسان ها، از هر قوم و نژادي مهم و محترم اند و بايد در اين زمين در كمال پاكي، صلح، وفاداري، كرامت، احترام، رفاه، نشاط، شادكامي، سلامت و اميدواري زندگي كنند. همه بايد طعم و لذت شيرين سعادت و انسان بودن را تمام و كمال درك نمايند. انسان مي تواند و بايد كه در زمين زندگي سرشار از زيبايي و خوبي برقرار كند و همة آرزوهاي فطري و خوب خود را محقق نمايد. انسان بايد خود را براي زندگي سعادتمند ابدي آماده كند.

خداوند همة امكانات لازم را براي تحقق اين هدف فراهم كرده و در اختيار انسان قرار داده است.

همكاران و دوستان ارجمند، سوال ما اين است كه آيا چنين شده است و انسان ها در سعادت و رفاه و صلح زندگي مي كنند؟ آيا آنچه تا امروز در طول تاريخ بر انسان گذشته است در شأن انسان و مطابق خواست فطري او بوده است؟

چه تعداد انسان از وضع موجودشان رضايت داشته يا دارند؟ و چه تعداد احساس سعادت و كمال مي كنند؟ تا كنون چند نفر به قله ي انسانيت رسيده اند؟ در طول تاريخ هزاران هزار آرزو و استعداد ناشكفته در خاك مدفون شده است و بسياري از مردم فرصت انديشيدن دربارة خود و ظرفيت هاي خود را پيدا نمي كنند. تا امروز آنچه بر بشر حاكم بوده، تبعيض، تحقير، فقر، كشتار، سلطه گري، چپاول و له كردن حقيقت انسان بوده است. هنوز حقيقت انساني و استعدادهاي فطري و شگرف او آن گونه كه بايد شكوفا نشده است. واضح است كه بايد اتفاق مهمي بيفتد و به جايي برسيم كه تك تك مردم فرصت پرداختن به استعدادهاي گوناگون خود را داشته، كمال خود را بيابند و در تعامل با ديگران، حيات برتر انساني و سعادت را تجربه كنند.

خداوند بشريت را به اين زندگي زيبا وعده داده است و پيامبران، مصلحان و كتب آسماني را براي ياري و هدايت انسان فرو فرستاده است.

همكاران عزيز، حال سوال اين است كه آن زندگي زيبا و موعود چگونه و چه زماني بر پا خواهد شد؟ در حضور شما به چند عامل اصلي و مهم اشاره مي كنم: عامل اول علم، دانايي و معرفت است. انسان بدون علم و معرفت بي معناست. علم، نور و چراغ راهنماست. علم عامل شناخت خود انسان، حقايق جهان و كشف مسير سعادت و كمال انساني است. ساير موجودات غير از انسان، ظرفيتي براي كسب علم ندارند.

علم مخصوص انسان است. علم يك فضاي بي انتها براي دانستن را در برابر انسان قرار مي دهد. سعادت و ارزش حقيقي انسان در جامعة عالمان، دانشمندان و آگاهان امكان استقرار و دوام دارد. ارزش هاي انساني در جامعه عالمان فرصت حاكميت پيدا مي كند.

عامل دوم عدالت است. به قول حكيم كنفوسيوس اصول عدالت، بنيان نظام اجتماعي را برقرار مي كند. آنچه كه نمي خواهي با تو رفتار شود، با ديگران رفتار مكن. عدالت توزيع فرصت ها و فراهم آوردن زمينه ها براي رشد آحاد مردم است. عدالت يعني قانون خوب و عادلانه كه براي همه يكسان اجرا مي شود. استقرار عدالت سكوي اول و فراهم كردن شرايط محيطي لازم براي شكوفايي استعدادهاي انساني است. همان گونه كه براي گياه محيط مناسب لازم است، تأمين زمين، آب، هوا و نور مناسب در واقع تأمين عدالت براي دانه و گياه است. بدون عدالت محال است كه جامعه بشري طعم انسان بودن و سعادت را بچشد.

عدالت نيز ويژة انسان و جامعه انساني است. تبعيض و ظلم همة موجوديت انسان را فاسد مي كند و فرصت سعادتمندي و كمال را از او مي گيرد. تبعيض، نابودكنندة هويت انسان و ريشة همة كينه ها و

جنگ هاست. فقر حاكم بر جهان امروز، ناشي از نظامات جهانيِ

تبعيض آلود در عرصة سياست و اقتصاد جهاني است. اجازه بدهيد به يك مورد اشاره كنم.

شما خبر داريد دولت ايالات متحده از سال 1971 تا 1973 به طور يك جانبه معاهدة برتون وودز را لغو كرد. تعهدي كه دولت امريكا داشت اين بود كه به ازاي هر 35 دلار امريكا يك اونس طلا را ذخيره و بايگاني كند، اما به طور يك جانبه آن را زير پا گذاشت. از آن زمان تا امروز (نزديك به 40 سال) بيش از 32 هزار ميليارد دلار دارايي كاغذي غير واقعي و بدون پشتوانه در دنيا منتشر كرده است.

معناي اين حرف اين است كه بدون ارائة كالا و خدمات، 32 هزار ميليارد دلار از ثروت و دارايي ساير ملت ها برداشت كرده و در اختيار خود قرار داده است. اگر به دنبال ريشه يابي فقر بسياري از ملت ها هستيم، بايد به اين نظامات و ترتيبات حاكم بر جهان توجه كنيم.

اما عامل سوم براي سعادت انسان عشق و محبت است. خمير ماية خلق عالم و انسان محبت است. انسان منهاي محبت مانند ساير موجودات، بلكه بدتر است. جامعة بدون محبت جهنم است. آن عاملي كه امروز من و شما را به هم پيوند داده است، محبت است. شما به من و من به شما و همة ما به انسانيت و انسان ها محبت داريم. در محبت به ديگران، شخصيت حقيقي انسان رشد مي كند و انسانيت گسترش پيدا مي كند و همة ارزش هاي انساني مرهون محبت است.

شما جامعه اي را در ذهن تان تصور كنيد كه همة مردم همديگر را دوست داشته باشند و ديگران را در برخورداري، بر خودشان ترجيح بدهند. زندگي در چنين جامعه اي چقدر زيبا و دوست داشتني خواهد بود. آيا در چنين جامعه اي نشاني از فقر و تبعيض مشاهده خواهد شد؟

متأسفانه امروز عده اي براي سلطة خود بر جهان دائماً كينه و دشمني را به جاي محبت و دوستي ترويج مي كنند.

انديشة تنازع براي بقا، نقطة مقابل حقيقت انسان و سعادت اوست.

يك گرگ در طول عمر خودش نمي تواند بيش از چند هزار از ساير حيوانات را بدرد، ولي در همين دورة ما حاكم و دولتي پيدا شد كه براي پر كردن جيب سرمايه سالاران جهاني، جنگ راه انداخت و در افغانستان و عراق حدود يك ميليون انسان را كشت و چند ميليون را آواره كرد.

جنگ هاي جهاني اول و دوم با ده ها ميليون كشته، حاصل حاكميت كينه، تبعيض و انسان هاي صالح در رأس قدرت هاي استعمارگر است. وضع فلسطين را نگاه كنيد. يك سرزمين با يك بهانة مشكوك كه ارتباطي با مردم فلسطين ندارد، براي زمينه سازي سلطه گري، اشغال مي-شود و همة جنايات در آنجا روا داشته مي شود.

مردم از حقوق اولية خود محروم مي شوند. اين وضع حاصل دل هاي پر از كينة عده اي صهيونيست و البته نظام ناعادلانة حاكم بر جهان است.

عامل چهارم و آخر- البته عوامل بسيارند، من چهار عامل اصلي را بيان كردم – عبارت است از آزادي كه هدية بزرگ خدا به انسان هاست.

انسان منهاي آزادي با ساير موجودات تفاوتي ندارد. حتي بهترين ارزش ها و انديشه هاي انساني مانند توحيد و عدالت نيز در صورتي كه با انتخاب آزاد همراه باشند، ارزشمند و كمال آفرين اند. البته آزادي حقيقي در ساية بريدن از عبوديت غير خدا و هرچه زميني است و پيوستن به عبوديت خداي يگانه است. توحيد و عبوديت خداوند يكتا پرواز در

بي نهايت آزادي و رمز همة خوبي هاست.

دوستان و همكاران عزيز، همة مشكلات جامعة بشري در طول تاريخ ناشي از عدم استقرار اين عوامل و ارزش ها در زندگي بشر است. اما سوال اينجاست كه اين عوامل و ارزش ها توسط چه كساني و چه زماني در جهان مستقر خواهد شد؟ پاسخ روشن است. اين بستگي به ارادة ملت ها دارد. با ساخته شدن انسان ها و خواست ملت ها، استقرار حاكمان دانا، صالح، عادل و عاشق مردم در مراكز قدرت جهاني و همچنين حاكميت نظامات عادلانه است كه آرزوها محقق مي گردد. حاكماني از جنس مردم، صالحان و پيامبران بايد بيايند و جهان را سرشار از عدالت، عشق و صلح كنند.

دوستان من! نگاهي به نظم موجود عالم داشته باشيد. اساس اين نظم كه استعمارگران سابق و مدعيان آزادي و حقوق بشر امروز، حاكم

كرده اند بر تبعيض، بي عدالتي، فقر، جهل و عقب ماندگي ملت ها استوار است. اما خداوند وعده داده است كه روز حاكميت ملت ها، عدالت و عشق و دانايي خواهد آمد. همه بايد آماده باشيم تا با مطالبة عدالت و مهرورزي زمينة استقرار آن زندگي زيبا را فراهم كنيم.

مصلحان بشري از جمله كنفوسيوس و پيامبران الهي به ويژه آخرين پيامبر كه بزرگ ترين هدية خداوند به بشريت است، همگي انسان ها را به دانايي، پاكي، عدالت، مهرورزي و توحيد دعوت كرده اند و اين رمز سعادت حقيقي انسان و جاودانگي اوست.

خوشبختانه، دو ملت بزرگ چين و ايران داراي سابقة كهن فرهنگ و تمدن انساني هستند. دو ملت چين و ايران سابقة مبارزه طولاني با استعمارگران را در كارنامة خود ثبت كرده اند و در طول تاريخ در اين مسير حركت كرده اند. دو دولت چين و ايران امروز دوست و يار يكديگرند و به دنبال گسترش عدالت و مهرورزي در جهان هستند. اين مإموريت بزرگِ امروزِ دو ملت، دولت ودانشگاههاي چين و ايران است.

من خداي بزرگ را از اين بابت سپاسگزارم. خوشبختانه ارتباطات علمي و دانشگاهي كه پاية پيشرفت، عدالت و انسانيت است، بين دانشگاه هاي چين و ايران به خصوص دانشگاه عظيم و بزرگ چين كه در دامان خود عالمان بزرگ، انسان هاي شايسته و سياستمداران برجسته را تربيت كرده است، رو به گسترش و تعميق است.

پاية ارتباطات ماندگار بين دو ملت، ارتباطات علمي و فرهنگي است كه خوشبختانه امروز بين دو ملت وجود دارد و در حال گسترش است. ملت ايران به ملت چين و ملت چين به ملت ايران علاقه مند هستند و اين يك علاقة تاريخي است. در طول تاريخ ما با هم دوست و همكار بوده ايم و روابط تجاري و فرهنگي ما ريشة چند هزار ساله دارد و امروز نيز همين طور است. البته در دورة اخير حدود چهل سال از برقراري روابط رسمي ديپلماتيك مي گذرد. در طول اين چهل سال روابط هر روز عميق تر و دوستانه تر است. در عرصه هاي دو جانبه و بين الملل براي كمك به صلح و عدالت جهاني، دو دولت و ملت همكار هم هستند. گسترش ارتباطات دانشگاه ها، دانشمندان و دانشجويان مي تواند دو دولت و ملت را در تحقق اهداف مشترك ياري كند و من از همة برنامه هاي فرهنگي و علمي بين دانشگاه پكن و دانشگاه تهران به طور قاطع حمايت مي كنم.

ما مي خواهيم به زودي در ايران آموزش زبان چيني را كه كرسي آن برقرار است، در حدي كه نيازهاي امروز دو كشور را پاسخ بدهد، گسترش دهيم.

مطمئن هستم استادان، دانشگاهيان و دانشجويان دانشگاه پكن ما را در اين راه ياري خواهند كرد.

در پايان از حسن استقبال و پذيرايي گرم دولت و ملت چين و مديريت محترم دانشگاه و همة شما عزيزان تشكر مي كنم. بياييد همه با هم و دست در دست هم به سوي ساختن آينده اي زيبا براي همة بشريت بر اساس عدالت، عشق و دانايي پيش رويم.

موفق، سربلند و پيروز باشيد.


شناسه خبر: 39403  

- متن کامل سخنرانی