- سخنراني در بيست و سومين سالگرد ارتحال امام (ره)
پنج‌شنبه 23 آذر 1391 - 16:15
فارسی | اردو | العربية | English | Français | Español


	-

سخنراني در بيست و سومين سالگرد ارتحال امام (ره)

-

شناسه خبر: 39400 - 

يکشنبه 14 خرداد 1391 - 01:53


بسم الله الرحمن الرحيم

الحمدلله رب العالمين و الصلوﺓ والسلام علي سيدنا و نبينا محمد و آله الطاهرين و صحبه المنتجبين

اللهم‌ عجل‌ لوليك‌ الفرج‌ والعافية والنصر واجعلنا من‌ خير انصاره و اعوانه‌‌ والمستشهدين‌ بين‌ يديه‌

سالگرد رحلت امام عزيز و بزرگوار را به رهبري عزيز انقلاب، شما، ملت ايران و جامعۀ بشري تسليت عرض مي‌کنم. خداوند بزرگ را سپاسگزارم که يک بار ديگر توفيق حضور در مرقد آن عزيز و محضر شما عزيزان پيرو و عاشق آن بزرگوار را عنايت فرمود. شما که از دور و نزديک و از نقاط مختلف عالم آمده‌ايد تا يک بار ديگر با امام خوبي‌ها و همۀ ارزش‌هاي الهي تجديد پيمان کنيد.

سلام و صلوات خدا بر امام راحل و ياران با وفاي او، شهيدان و جانبازان و آزادگان.

عزيزان من، تقارن سالگرد امام عزيز با ولادت پر عظمت امير مؤمنان علي (ع) بسيار پر معنا، زيبا و الهام بخش است و همو استاد، مقتدا و راهنماي امام راحل بود. امشب مي‌خواهم سخن را با عرض ارادت به ساحت امير مؤمنان آغاز کنم. امير مؤمنان تربيت شدۀ مکتب وحي و رسول خاتم حضرت محمد مصطفي (ص) بود.

او دردانۀ هستي، همراه و برادر خاتم الانبيا و حافظ دين و رسالت‌هاي پيامبر بود. پيامبر شهر علم خدا و اميرالمؤمنين دروازۀ آن بود. او تا ابد سرسلسلۀ عارفان، سيد اوصيا، امام‌المتقين و اميرالمؤمنين است. او حامل علم الکتاب و شاهد بر رسالت پيامبر است که در قرآن کريم شهادت او بر رسالت رسول خاتم در کنار شهادت خدا آمده است. قل کفا بالله شهيداً بيني و بينکم و من عنده علم الکتاب، که اينجا خطاب به اميرالمؤمنين است. او حجت خدا و تجلي کامل همۀ اسماء و صفات الهي است. در توحيد يگانه و در اخلاص بي‌همتاست. او حقيقت، عينيت و باطن قرآن است. او کوشاترين و مخلص‌ترين در عبادت است. اميرالمؤمنين بر اعتلاي کلمۀ توحيد و ايستادگي برکلام حق، يگانه است.

پناهگاه مظلومان و مدافع آنان در برابر ستمگران است و در عشق و رأفت به خلق خدا، رسيدگي به محرومين و يتيمان که فريادرسي جز خدا ندارند يگانه و جاودانه است. همۀ شجاعان و حماسه سازان عالم در برابر او خاضع‌اند و همۀ پهلوانان تاريخ مفتخرند که مريد اميرالمؤمنين (ع) هستند.

عزيزان من، هنوز تکبير آسمان‌ها و زمين درعالم طنين‌انداز است زماني که او درجنگ احزاب به تنهايي در ميدان حاضر شد و فرماندۀ نامدار جبهۀ باطل و ضد بشر را به خاک مذلت نشاند. هنوز فرياد تکبير و تهليل آدم و ملائکه الله آنگاه که اخلاص را در شفاف‌ترين و بالاترين مرتبۀ عبوديت در آن صحنه به نمايش گذاشت در آسمان بلند است. هنوز اين نداي پيامبر اسلام حضرت محمد مصطفي (ص) در جهان جاري است که ضربة علي في يوم الخندق افضل من عبادت الثقلين. اخلاص و عبوديت، شجاعت و جوانمردي، رأفت و علم، حکمت، حق طلبي و عدالت با او و نام او قرين است و او منشأ و واسطۀ جاري شدن اين ارزش‌ها و صفات درجامعۀ بشري است.

عزيزان، امام عزيز ما که عارف واصل و احياگر اسلام ناب محمدي است، شاگردي در مکتب او و بهره برده‌اي از يک نفس و نظر اوست. امام راحل عزيز ما در خط او و ميراث دار ارزش‌ها و راه اوست. امشب مي‌خواهم بحث را در ادامۀ بحث سال گذشته و به تکميل آن اختصاص دهم که هم از محضر اميرالمؤمنين (ع) بهره ببريم و هم عرض ارادتي به روح بلند و ملکوتي امام راحل داشته باشيم.

عزيزان من، سال گذشته دربارۀ قدر و قيمت انسان در آفرينش و کمال او و اهتمام امام راحل به اين مهم با شما سخن گفتم. همۀ عالم براي انسان و انسان براي رسيدن به خداست. عالم براي انسان و انسان براي اين است که تجلي صفات و اسماء خدا و آيينۀ تمام نماي جمال و جلال خداوند در عالم بشود.

خليفةاللهي در زمين، استعداد و شرف و شأن انسان است. انسان بايد براي رسيدن به اوج کمال الهي و شکوفايي حقيقت خودش يک سير بي انتها را برنامه‌ريزي و عمل کند. عزيزان من، انسان دو مأموريت اصلي بر عهده دارد. مأموريت اول بر کشيدن و والا کشيدن خودش تا خداست. از خاک تا افلاک بايد بالا برود و مأموريت دوم تلاش و مجاهدت براي برپايي جامعۀ سعادتمند وحيات طيبۀ موعود در زمين است. جامعه اي که در آن همۀ خوبي‌ها حاکم شود و همۀ آرزوهاي الهي انسان فرصت تحقق پيدا کند. جامعه‌اي که خداوند، انسان را براي تحقق آن و زندگي در آن آفريد.

جامعه‌اي که در آن کرامت انسان‌ها محفوظ، شأن آنها بزرگ و همۀ آرزوهاي فطري انسان‌ها محقق مي‌شود. البته تحقق مأموريت اول به تلاش براي تحقق مأموريت دوم وابستگي تام و تمام دارد. همۀ انبياي الهي و ائمه طاهرين (ع) و امام راحل ما همين دو هدف را دنبال کرده‌‌اند:

اول اعتلاي انسان تا خدا و دوم برپايي حاکميت الهي و ارزش‌هاي متعالي و ساختن جامعۀ سعادتمند.

البته شما مي‌دانيد که در اين راه هنوز مأموريت‌ها انجام نشده است. هنوز اهداف محقق نشده است. هدف از خلقت انسان محقق نشده است. و انسان‌ها طعم واقعي و حقيقي انسان بودن را نچشيده‌اند. ميلياردها و ميلياردها آرزو و استعداد ناشکفته بر خاک شده است. کرامت و حقيقت اصلي انسان فرصت ظهور و بروز پيدا نکرده است. و مستکبران و خودخواهان اجازه نداده‌اند که انبيا و اوليا و صالحان مأموريت خود را انجام دهند. هنوز آنچه که خداي متعال براي انسان مقرر کرده است، محقق نشده است و آرزو و خواست انبيا و اوليا براي برکشيدن انسان و ساختن جامعۀ سعادتمند فرصت تحقق نيافته است.

عزيزان من، انجام اين دو مأموريت بزرگ و اساسي نيازمند عوامل متعددي است که من در محضرشما و امام راحل به چهار عامل اصلي اشاره کنم.

عامل اول توحيد، عبوديت و اخلاص است. همۀ زيبايي‌ها و خوبي‌ها تجلي صفات خدا درانسان، سعادت انسان در گرو توحيد، عبوديت و اخلاص است. همۀ زيبايي‌هاي عالم و وعده داده شده فرع برتوحيد است. توحيد، اخلاص و عبوديت رمز شکوفايي و اساس کمال و عزت انسان است. اميرالمؤمنين (ع) تجسم توحيد، اخلاص و عبوديت بود. کار براي خدا و اخلاص انسان را بالا مي‌کشد. فرصت را براي آگاهي و معرفت و شکوفايي انسان فراهم مي‌کند. امام راحل عظيم‌الشأن ما به اين حقيقت توجه کامل داشت. هميشه به تعالي انسان‌ها اهتمام داشت. يکي از کارهاي اصلي او توجه به انديشه، معرفت ايمان، قلب و جان و دل انسان‌ها بود. مکرر همگان را به عبوديت، کار براي خدا و اخلاص در کارها و تقواي الهي سفارش مي‌کرد. خودش هم در دورۀ ما اول عامل بود.

امام براي اعتلاي خودش برنامه داشت. پيشاپيش جامعه حرکت مي‌کرد و فضاي رشد و تعالي را براي ديگران تدارک مي‌ديد. عبوديت و اخلاص وجهه برجستۀ امام راحل بود. هنوز کلام امام در ياد مؤمنان و همۀ ملت است که قل انما اعزکم بواحده ان تقوموالله را توصيه و تذکر مي‌دادند. قيام براي خدا و اخلاص را يادآوري مي‌کرد. امام ما به واسطۀ عبوديت و اخلاصش از هيچ قدرتي در عالم واهمه نداشت. براي انجام رسالت الهي با کسي رودربايستي نداشت. براي بيان احکام خدا از کسي ترسي نداشت. او مي‌فرمود: اگر خميني يکه و تنها هم بماند راه خدا و نجات بشريت را ادامه خواهد داد.

در جنگ تحميلي همۀ قدرت‌هاي مادي دنيا عليه ملت تنها و دست خالي ما بودند. امام در اوج عبوديت و اخلاص و توکل بود. فرمود دزدي آمده و سنگي انداخته و جوانان ما او را به سر جاي خودش خواهند نشاند.

عامل دوم در تعالي انسان و سعادت جامعه عدالت است. عدالت جان مايۀ تعالي انسان و تحقق حيات طيبه است. عدالت شرايط محيطي لازم را براي شکوفايي استعدادهاي الهي انسان و فطرت او فراهم مي‌کند و شرط اول است. همۀ انبياي الهي و اميرالمؤمنين بعد از دعوت به توحيد، دعوت به عدالت و قيام براي عدالت کرده‌اند. امام راحل عظيم‌الشأن ما هم به عدالت و مقابله با ظلم دعوت کرده‌اند. در برابر تمام تبعيض‌ها و ظلم‌ها و نابرابري‌ها ايستادند و خط عدالت را به روشني ترسيم کردند. امام عزيز ما در حکومت براي کسي جز راه خدا و حقوق و ارادۀ مردم اهميت و نقش قائل نبود. و براي صيانت از آن ايستادگي مي‌کرد. او حاکميت ارادۀ مستکبران را بزرگ‌ترين ظلم به بشريت و عامل سقوط انسان‌ها به دره‌هاي پستي مي‌دانست و در برابر همۀ مستکبران عالم ايستاد و عدالت را فرياد زد. فرمود در هر جاي عالم تا ظلم هست، مبارزه هست و تا مبارزه هست ما هستيم.

فرمود ما حامي تمام مستضعفان و مظلومان جهانيم و تا آخر در کنار آنان خواهيم ايستاد. فرمود ما براي احقاق حق ملت‌ها و استقرار عدالت قيام کرده‌ايم و ايستاده‌ايم. به همين دليل با اساس رژيم صهيونيستي که يک ظلم آشکار و توهين به ملت‌ها و تحقير انسانيت بود ايستاد و با آن مخالف بود. روز قدس را پايه‌گذاري کرد و تا آخر از آرمان ملت فلسطين و نجات آن ملت مظلوم صيانت کرد. امام تنها کسي بود که فرمود: انديشه و حاکميت صهيونيستي بايد از جامعۀ بشري ريشه کن شود.

عزيزان من، عامل سوم براي کمال انسان و برپايي جامعۀ سعادتمند عبارت است از عشق و محبت. عشق به انسان‌ها نشانۀ عشق به خوبي‌ها و خداي خوبي‌هاست. عشق به مردم تجلي عشق به خدا و پايبندي توحيد است.

عزيزان من، عشق به خلق خدا معيارسنجش صحت عشق به خدا، توحيد و عدالت ورزي نسبت به انسان‌هاست. اگر کسي خدا را دوست داشته باشد بايد بهترين و والاترين خلق خدا را که خدا به خلق او به خودش تبريک گفته است، دوست داشته باشد. عشق به خدا در عشق به انسان‌ها تجلي پيدا مي‌کند. خميرمايۀ حرکت تکاملي انسان و حلقۀ پيوند جان انسان‌ها در جامعۀ سعادتمند عشق و محبت است. عشق و لطف علت اصلي خلق انسان و عالم است. اگر کسي عاشق خداست بايد عاشق انسان‌ها باشد. پيامبر عزيز ما واميرالمؤمنين (ع) تجلي کامل عشق به انسان‌ها بودند. رحمةللعالمين بودند. اميرالمؤمنين همگان را به مراعات يکديگر سفارش مي‌کند و مي‌فرمايد ديگران يا هم کيش تو هستند يا هم جنس تو در خلق وانسان هستند. در فرمان جاودانه به مالک اشتر مي‌فرمايد اي مالک قلبت را از عشق به انسان‌ها سرشار و با همۀ وجود در خدمت آنها باش. عشق به انسان‌ها و حفظ کرامت انساني و خدمت به انسان‌ها درانديشۀ اميرالمؤمنين (ع) و امام راحل داراي جايگاه اصيل و بي‌بديل است که هيچ احدي آن را مخدوش نمي‌کند.

عزيزان من، در وجود پيامبر و اميرالمؤمنين و امام کينه حتي نسبت به دشمنان وجود ندارد. حتي در نبرد با دشمنان هم انگيزۀ آنها عشق به انسان‌ها، ارزش‌ها، عدالت و جلوگيري از سقوط بيشتر دشمنان و احياي عدالت و کرامت انساني است. همۀ وجود آنها عشق است.

اگر عشق باشد، خدمت و رسيدگي به بندگان خدا معنا پيدا مي‌کند. اگر عشق باشد عدالت معنا پيدا مي‌کند. عشق و محبت به انسان‌ها مايۀ عدالت و رعايت حقوق ديگران و صيانت از کرامت انسان‌هاست. بدون عشق به انسان‌ها و سوختن براي آنها، ادعاي عشق به خدا يک دروغ زشت و بزرگ است.

عزيزان من، امام راحل عظيم‌الشأن ما عاشق انسانها بود و با همه مهرباني مي‌کرد و خدمتگزار ملت بود. در مدت کوتاهي که در قم تشريف داشتند، به ميان مردم و محرومين مي‌رفتند. هميشه با مردم، در کنار مردم، مراقب حقوق و کرامت مردم و فداکار در راه مردم بودند. امام براي محرومين حساب ويژه داشتند، مانند اميرالمؤمنين علي (ع). دائماً سفارش مي‌کردند و آنها را ولي نعمت مردم، حکومت و خود مي‌خواندند.

عامل چهارم، آزادي همراه با آگاهي است. عزيزان من، آگاهي و آزادي انتخاب رمز کمال انسان است. انتخاب بهترين ارزش‌ها بدون آزادي و آگاهي و از روي اجبار و مسيري غير از آزادي فاقد ارزش است. حتي انتخاب عبوديت، توحيد و عدالت زماني ارزش دارد که همراه با آگاهي و آزادي باشد، زماني کمال آفرين است که همراه با آگاهي و آزادي باشد. اگر قرار بود ارزش‌هاي الهي به بشريت تحميل شود، پيامبران و بزرگان ما قادرتر و بهتر بودند. پيامبر عزيز ما از خداوند خطاب دريافت مي‌کند که تو تنها تذکر دهنده هستي و بر انسان‌ها سيطره نداري. اميرالمؤمنين (ع) و امام راحل براي آگاهي مردم و انتخاب آزاد مردم ارزش والايي قائل بودند.

بدون آگاهي بدون اراده و انتخاب مردم ارزش‌ها مستقر نمي‌شود و اگر شد، فاقد پشتوانه است و مستمر نخواهد ماند. استقرار ارزش‌ها زماني ارزشمند و مستمر خواهد بود که با انتخاب آزاد و آگاهانۀ مردم همراه باشد. امام فرمود ميزان رأي ملت است. اجازه نداد هيچ رأيي بر کسي تحميل شود و تا آخر از آزادي انتخاب ملت صيانت کرد. او آمد با يک انقلاب عظيم، ارادۀ آزاد مردم را به اعماق تمام ارکان نظام تسري داد و همۀ حکومت را از آن مردم و متعلق به عواطف و اراده‌هاي آنان معرفي کرد. تا آخر اجازه نداد از آراي او در انتخابات مطلع شود مبادا که آزادي مردم در انتخابات خدشه‌دار شود. امام براي آگاهي مردم تلاش کرد. فرمود ما امر مخفي نداريم. به مسئولين امر کرد در جلسات خصوصي خود به گونه‌اي سخن بگويند و تصميم‌گيري کنند که از افشاي آن نزد مردم نترسند و شرمنده نباشند.

عزيزان من، امام هم تعالي انسان و هم تحقق حکومت جهاني سرشار از توحيد و عدالت را دنبال مي‌کرد. براي تک تک انسان‌ها ارزش قايل بود و به دنبال تعالي و کمال همۀ آنان بود. تمام حرکات، برنامه، زندگي و انقلاب خود را براي مقدمه‌سازي تحقق حکومت جهاني سرشار از عدالت طراحي و سازماندهي کرد. او به دنبال آرمان‌هاي بلند انبيا در تحقق حيات طيبه در سراسر جهان بود.

معتقد بود که خواست و ارادۀ مردم عامل اصلي در تحقق اين آرمان و تسريع در وقوع آن است. او از مرز منيت، نژاد، جغرافيا و قدرت عبور کرده بود. نگاه او جهاني بود و به دنبال حکومت براي حکومت مثل قريب به اتفاق دولت‌ها و رهبران جهان نبود.

عزيزان من، اصولاً نگاه به قله‌هاي آرماني است که انگيزۀ حرکت ايجاد مي‌کند و برگرفتن نگاه از آرمان حکومت جهاني در واقع گرفتن انگيز، حرکت اصلاحي و در جا زدن و خراب شدن است. امام گرايش به اشرافيت در مديران را نشانۀ روي بر تافتن آنان از آرمان الهي و حکومت جهاني مي‌دانست و به شدت با آن مبارزه مي‌کرد. او حفظ جمهوري اسلامي را از اهم واجبات مي‌دانست و مقدمه سازي و حفظ آن را به تحقق آرمان‌ها و حرکت در جهت توحيد، عدالت و رعايت حقوق مردم و خدمت به آنان مي‌دانست. او حکومت را براي مقدمه سازي استقرار توحيد و عدالت و عشق و آزادي در سراسر زمين به رهبري امام صالحان فرزند پيامبر اسلام حضرت مهدي (عج) برپا کرد و همواره اين مأموريت را يادآوري مي‌کرد.

او تمام مکاتب ساختۀ دست بشر را در ايجاد سعادت براي انسان‌ها کاملاً شکست خورده و در پايان راه مي‌دانست.

امام تنها و کامل‌ترين جايگزين وضع موجود عالم را مديريت جهانشمول انسان کامل امام عصر (عج) مي‌دانست. او تحقق همۀ آرزوهاي الهي و فطري انسان را در حکومت جهاني باور داشت و در آرزوي آن يک عمر مجاهدت کرد. فرمود: اين قرن به خواست خدا قرن غلبۀ مستضعفان بر مستکبران است. عزيزان من، امروز بشريت بيش از هر زمان ديگر به انديشه، راه، آرمان و منش امام نيازمند است. به فضل الهي اين انديشه در راه به سرعت به راه و انديشۀ همۀ ملت‌ها و بشريت تبديل مي‌شود. ملت‌هاي سرخورده از چپ و راست از بالا و پايين و حکومت‌هاي خودخواه مستکبر و دنيا طلب به دنبال حکومت صالحان و عدالت و آزادي حقيقي هستندو اين نويد آن است که انديشۀ حکومت مهدوي به سرعت در حال گسترش است.

به فضل الهي به زودي جهان از وجود زورمداران و تحريف کنندگان حقيقت و کرامت انساني و ستمگران و مستکبران خالي خواهد شد و توحيد و عدالت و عشق و آزادي در جهان مستقر خواهد شد. امام ما زنده و درخشنده است، چرا که توحيد و عدالت، عشق و محبت زنده است.

اي امام، اي يگانه دوران، در بيست و سومين سالگردت، عشق تو سوزان‌تر در قلب ملت و ملت‌ها جاري است. و پيام و راه تو فروزانتراز هميشه فراروي همۀ آزاديخواهان و عدالت طلبان عالم قرار دارد. اي امام بزرگ ببين که ملت و عاشقان تو با همۀ وجود ميراث تو را پاس مي‌دارند و متحد و يک دل تا تحقق همۀ آنها ايستاده‌اند و از پا نخواهند نشست.

ملت ايران و همۀ آزادگان و عدالت طلبان جهان ايستاده‌اند و هيمنه و بيرق بدخواهان و ستمگران در تاريخ را دفع خواهند کرد.

اي خداي بزرگ و بي همتا، ملت‌هاي مظلوم نجات عنايت بفرما؛ اي خداي بزرگ، ملت و رهبري ما در پناه امام زمان حفظ کن؛

اي خداي بزرگ، حاکميت جهاني توحيد و عدالت و عشق را به بشريت هديه کن و ما را از ياران و فداکاران در راه آن عزيز قرار بده.

عزيز و سربلند و پيروز باشيد.

شناسه خبر: 39400  

- متن کامل سخنرانی