- سخنراني در ديدار با مردم طرقبه و شانديز
پنج‌شنبه 23 آذر 1391 - 16:02
فارسی | اردو | العربية | English | Français | Español

بسم‌الله الرحمن الرحيم

سخنراني در ديدار با مردم طرقبه و شانديز

بسم‌الله الرحمن الرحيم

شناسه خبر: 39280 - 

سه‌شنبه 26 ارديبهشت 1391 - 11:29

اللهم عجل لوليك الفرج و العافيه و النصر واجعلنا من خير انصاره و اعوانه والمستشهدين بين يديه

خداي بزرگ را سپاسگزارم كه پايان ديدارهاي مردمي ما را زيارت چهره‌هاي نوراني و مؤمن و مصمم جمعي از بهترين ملت ايران يعني مردم طرقبه و شانديز قرارداد. مردماني كه با عشق به امام رضا(ع)، فرزندان او و اهل بيت پيامبر(ع) صدها سال در اين ديار مروج و حامي ارزش‌هاي الهي و توحيد و عدالت بوده‌اند. مردماني صميمي، اهل كار و تلاش، وفادار و بسيار دوست داشتني طرقبه و شانديز.

وقتي درباره مردم اين منطقه صحبت مي‌شود، ذكر آب و هوا، باغات و زيبايي‌هاي طبيعي فضاي ييلاقي اين منطقه مي‌افتند. انصافاً شهرستان بسيار زيبايي داريد، اما من مي‌خواهم بگويم زيباتر از همه اينها زيبايي‌هاي اخلاقي و فرهنگي و دل‌هاي پاك مردم و جوانان عزيز طرقبه و شانديز است.

سلام و درود خدا بر جانبازان، شهيدان، آزادگان، علما و انديشمندان؛ سلام درود خدا بر باغداران، كشاورزان، كسبه، كارگران، صنعتگران، كارمندان، فرهنگيان و دانش آموزان عزيز اين شهرستان؛ سلام و درود خدا برجوانان سلحشور، دختران عفيف و هنرمند و پسران شجاع، انقلابي و غيرتمند.

خدا را سپاسگزارم كه توفيق زيارت شما را عنايت كرد. خدا را شاكرم كه پايان ديدارهاي مردمي را به بهترين نحو يعني ديدار با شما ختم كرد.

دو مطلب خدمتتان عرض خواهم كرد. مطلب اول درسي از مكتب پيامبر عزيز اسلام حضرت محمد مصطفي (ص) و مطلب دوم درباره شهرستان وكارهايي است كه بايد انجام شود.

عزيزان من! همۀ انسان‌ها در طول تاريخ به دنبال سعادت، كسب كمال، معرفت و ارزش‌هاي الهي‌اند، حتي آنهايي كه در مسير سقوط حركت مي‌كنند و مشغول جنايت و ظلم به بشريت‌اند، وقتي از آنها سوال مي‌كنيم اين كارها براي چيست؟ آخرش مي‌بينيد از ارزش‌هاي الهي اسم مي‌برند. مي‌گويند ما به دنبال آزادي، حقوق انسان‌ها، عدالت و مقابله با ظلم هستيم. همه اين مطلب را گفته‌اند. يك نفر را پيدا نمي‌كنيد كه بگويد من مي‌خواهم آزادي مردم را بگيرم يا مي‌خواهم ديكتاتوري، ظلم و چپاول كنم. اين طور نيست. بدترين‌هاي عالم هم وقتي از فلسفه اقدامات آنها سوال مي‌كنيم، شروع به تعريف كردن از ارزش‌هاي متعالي مي‌كنند. چرا اين طور است؟ براي اينكه به طور فطري انسان‌ها به دنبال ارزش‌هاي متعالي، عزت نفس، كرامت، آزادي حقيقي كمال، زندگي سعادتمند همراه با امنيت، آرامش خاطر و احترام هستند. فطرت همه انسان‌ها به دنبال عدالت‌ است اما ما اين ارزش‌ها را از چه كساني بايد انتظار داشته باشيم و طلب كنيم؟ همه طلب مي‌كنيم. نگاه‌ها به يك سمت است. بالاخره همه براي رسيدن به اين ارزش‌ها و آرمان‌ها به افرادي تكيه مي‌كنيم و به دنبال آنها راه مي‌افتيم كه كمك بدهند، بايستند و برقرار كنند؛ حتي در حوايج شخصي مادي بالاخره انسان گرفتاري و نياز پيدا مي‌كند، براي رفع نيازش بايد مراجعه كند. پيامبر عزيز ما سفارش فرموده كه همۀ آرمان‌ها و خواسته‌هاي خودتان را به سمت افرادي ببريد كه اهل و صاحب دل‌اند؛ خود آنها واجد آن شرايط هستند و بزرگوارند. بيخود از هر كسي انتظار نداشته باشيد. اين عمل يعني خواسته‌ها و حوايج و آرزوهايش را به سمت اهلش ببرد ناشي از عقل و عقلانيت است. همه انسان يعني عقل. عقل بالاترين هديه خدا به انسان است. انسان منهاي عقل موجوديتي ندارد. عقلي كه با علم نور، انديشه و تفكر فعال شود و رشد كند ميزان، عامل تشخيص و عامل حركت مي‌شود.

خداي متعال مي‌فرمايد: خواسته‌ها، نيازها و آرزوهاي خود را به سمت كساني هدايت كنيد كه صاحب عقل‌اند. تعقل مي‌كنند. عقل آنها رشد پيدا كرده است. روايتي نقل شده است كه امام حسن مجتبي(ع) فرموده است: وقتي خواسته‌هاي خود را طلب مي‌كنيد از اهلش طلب كنيد. سؤال كردند اهلش چه كساني هستند؟ ايشان فرمودند خدا در قرآن معرفي كرده است. انما يتذكر اولوالالباب، صاحبان عقل. آنهايي كه چيزي در درونشان دارند. بگذاريد چند مثال بزنيم. همه بشر دنبال آزادي و عدالت هستند. بالاخره ستون استقرار آزادي و عدالت يكي مردم و يكي حاكمان‌اند.

مردم وقتي بخواهند عدالت برپا كنند، بايد حاكمي نصب كنند و از او انتظار عدالت داشته باشند. خودشان هم ياري كنند. چه كسي مي‌تواند عدالت را برپا كند؟ چه كسي مي‌تواند آزادي حقيقي به ملت‌ها بدهد؟ روشن است. كسي كه خودش عادل باشد و از دلبستگي‌ها، پستي‌ها، وسوسه‌ها و به زمين چسبيدن‌ها آزاد شده باشد. كسي كه به اوج عبوديت خدا رسيده باشد. و الا آن كسي كه در درون خودش گرفتار است و هنوز مزه عدالت را نچشيده باشد، مردم جمع شوند و از او انتظار داشته باشند كه عدالت را پياده كند، كسي كه مزه آزادي حقيقي را نچشيده باشد اعتقادي هم ندارد. الان در دنيا باب است حمله مي‌كنند و كشورها را اشغال مي‌كنند، مي‌گوييم چرا اين كار را كرديد؟ مي‌گويند مردم خواستند. مردم به ما گفتند براي ما آزادي و عدالت بياوريد. ممكن است گوشه و كنار كساني هم باشند و تقاضا كنند. فريب فريبكارهاي ديكتاتورها، شيطان‌ها و فاسدهاي عالم را بخورند. اگر ملت يا مجموعه‌اي از رئيس جمهور سابق شيطان بزرگ انتظار داشته باشند كه او بيايد كشور آنها را آزاد و عدالت پياده كند، اين انتظار غيرواقعي و درست در نقطه عكس است.

اگر از كسي كه طعم عزت نفس، كرامت و احترام انساني را نچشيده است انتظار داشته باشد كه براي او عزت نفس تدارك كند، انتظار خوبي‌ها از كساني كه از خوبي‌ها بهره نبرده‌اند، انتظار بي‌جا و خودفريبي است.

همه در طول تاريخ دنبال عدالت، آزادي و عبوديت‌اند. اين را از چه كسي بايد انتظار داشته باشيم؟ از كساني كه خودشان بهره‌اي برده باشند.

اينها چقدر مي‌توانند عبوديت، عزت، آزادي انسان‌ها را در جامعه حاكم كنند؟ به آن نسبتي كه در درون خودشان ايجاد كردند. چه كسي مي‌تواند همه عدالت، آزادي عبوديت، زيبايي، زندگي سعادتمند، كمال و آرزوهاي خوب را براي بشر هديه و تأمين كند؟ معلوم است! كسي كه در بالاترين درجه عبوديت، آزادي و كرامت است. اگر دنبال اين هستيد كه عالم اصلاح شود و عدالت، عبوديت، پاكي، دوستي، آرامش، صلح، امنيت و سعادت دنيا و آخرت بيايد، سعادت همۀ انسان‌ها بيايد و يگانه‌پرستي در عالم حاكم شود، بايد دنبال كسي بگرديم كه خودش در اين امور در اوج است و مطلق عبوديت، آزادي، عدالت، كرامت، محبت، عشق و بزرگواري است.

اگر جامعه بشري مي‌خواهد به سعادت حقيقي برسد، بايد دنبال كسي بگردد كه توانايي، ظرفيت و استعداد اين كار را داشته باشد، والا اگر شما از آدم معمولي‌اي كه خودش در الفباي مسائل گير كرده و دست به دامن اين و آن است و در تشخيص حق و باطل از مرحله پرت است يا با يك پيشنهاد چند ميليون توماني وسوسه مي‌شود، زخارف دنيا را مي‌بيند يادش مي‌رود كه براي چه در رأس حكومت و مسئوليت قرار گرفته است، كسي كه به دنبال شهوات است و نمي‌تواند خودش را كنترل كند، از اين انتظار داشته باشيم سعادت و عدالت بياورد انتظار غلطي است. بايد دنبال بهترين باشيم. اصلاً جمهوري اسلامي گويي نشانه و فلش باشد كه مردم اگر بهترين را مي‌خواهيد بايد برويد دنبال آن كسي كه اهلش است.

عزيزان من! عبوديت، عدالت‌خواهي، عزت جويي و كرامت ناشي از عقل است. چه كسي همه اينها را دارد؟ آن كسي كه عقلش كاملتر است. حالا چه كسي عقلش كامل‌تر از همه است؟ اول وجود نازنين پيامبر گرامي اسلام حضرت محمد مصطفي(ص) كه عقل كامل، عينيت عقل است، اول مخلوق خدا و همه وجودش عقل است و به همين دليل همه وجود پيامبر زيبايي، رحمت، عدالت، رحمت، احترام و محبت به انسان‌هاست و بعد ائمه طاهرين (ع) و امروز هم عقل كل وجود نازنين امام زمان ما حضرت مهدي (عج) است. اگر جهان و بشريت به دنبال نجات بخش حقيقي است بايد به دنبال عدالت، عقل و زيبايي كل برود.

ما خدا را سپاسگزاريم كه ملت عزيز ايران، مردم طرقبه و شانديز اهل عقلانيت و به دنبال عقلا و همه از عاشقان امام زمان (عج) هستند.

اما مطلب دوم درباره كارهايي است كه بايد در اين شهرستان انجام شود.

ائمه محترم جمعه و جناب آقاي فرماندار مواردي را مطرح كردند. بالاخره اينجا شهرستان شد. اميدواريم شهرستان شدن اينجا مايه خير، بركت، همدلي و پيشرفت بيشتر اين شهرستان باشد.

كارهايي را ما و كارهايي را هم شما بايد انجام دهيد. گفتند اينجا منطقه گردشگري است. بايد سرمايه‌گذاري كنيد. بالاخره جوانان و مردم مشغول شوند. هم درآمد هم فرهنگ و هم زيبايي باشد. هركس بخواهد در اين منطقه سرمايه گذاري كند دولت به طور كامل از او پشتيباني خواهد كرد.

يك منطقه اگر بخواهد پيشرفت كند دو كار بايد انجام شود. يك دسته ايجاد زيرساخت‌ها و فراهم كردن امكانات اوليه است. بالاخره يك منطقه راه، آب، برق، گاز، مدرسه، بيمارستان و مراكز آموزشي مي‌خواهد. اينها لازم است كه بر عهده ماست.

براي شهرستان شما هم ان شاءالله در اولويت مي‌گذاريم و اينها را فراهم خواهيد كرد.

گفتند فضاي ورزشي مي‌خواهند. ما ان‌شاءالله چهار مجموعه ورزشي مي‌گذاريم كه دو مجموعه مخصوص دختر خانم‌ها و زنان خوب اين شهرستان و دو مجموعه هم براي آقا پسرها و آقايان.

بيمارستان و مدرسه هم كار دولت است كه براي شما با افتخار انجام مي‌دهيم.

اما عزيزان من! اينها براي پيشرفت و سعادت و رفاه لازم است، اما كافي نيست. فرض كنيد كشوري بزرگراه، قطار، مترو، بيمارستان، ورزشگاه، تفريحگاه، بهترين مراكز آموزشي و... داشته باشد، چه كسي از آن استفاده خواهد كرد. آنهايي كه مي‌خواهند استفاده كنند بايد دستشان داخل جيبشان باشد.

اينها زيرساخت است. يعني فراهم كردن شرايط براي كار و توليد. يك كشور با كار و توليد جلو مي‌رود. اين همه زمين‌هاي خوب كشاورزي داريم. تمام اين دامنه‌ها مي‌تواند بهترين ميوه‌ها و بادام‌ها را توليد كند و به همه جاي دنيا صادر كند.

ما بياييم در طرقبه و شانديز ببينيم جوانان عزيز و با استعداد دنبال كار مي‌گردند، كار هم براي آنها پيدا نمي‌شود، يا بايد از شهر خودشان آواره شوند و بعد از اين همه تلاش، يا ميرزا بنويس شود يا كاري انجام دهد كه علاقه نداشته و با اجبار و الزام كار را پذيرفته است، اين نمي‌شود.

عزيزان! كشور با توليد بالا مي‌رود. اگر توليد بود خدمات و گردشگري هم مي‌آيد. اگر جاهاي ديگر توليد و پول نباشد، گردشگر پيدا نمي‌شود. فردا شما بايد به گردشگري برويد، تحصيل كنيد و از رفاهيات استفاده بكنيد. درآمد اساسي و ماندگار.

منطقه شما بهترين آب و هوا را دارد. مي‌تواند بيشترين توليدات باغي و بهترين توليدات دامي را داشته باشد. بهترين شير، گوشت، لبنيات و ميوه مي‌تواند از اين شهرستان به تمام ايران و كشورهاي ديگر صادر شود. اما همين طوري نمي‌شود. دو كار بايد انجام شود.

يك، كارهايي كه ما بايد انجام بدهيم. حالا بگوييم آقا و دختر عزيز و تحصيل كرده مي‌خواهيد كار كنيد برويد، مرغداري، دامداري و باغ درست كن. اولين حرفي كه مي‌زند مي‌گويد زمينش كجاست؟

ما در دولت در پايان سال گذشته يك ستاد ويژه درست كرديم كه خودم هم عضو هستم و پيگيري مي‌كنم. اين ستاد در استان و شهرستان درست شده است، تمام زمين‌هاي قابل واگذاري منابع طبيعي و غير طبيعي و آنهايي كه دست دولت است آنها را شناسايي كرده تمام اختيارات وزرا و دولت براي واگذاري زمين به آقاي استاندار و بعد آقاي فرماندار داده شده است.

آقاي فرماندار گروه‌هاي جوان، كشاورزان و دامداران را معرفي مي‌كند و آقاي استاندار هم امضا كرد ديگر تمام است. كسي اينجا ديگر مزاحمت ندارد و ديگر كسي نيست كه بگويد اين مدرك و آن مدرك و كپي و... را بياور، اينها مي‌نويسند، زمين تحويل مي‌دهند حقابه، چاه و همه اين كارها كه بايد بشود اختيارش داده شده است.

اما باز با اين كار هم درست نمي‌شود. زمين را داديم، حالا جوانان پولشان كجا بود كه بروند باغي درست كنند. ما فكر اين را هم كرده‌ايم. يك بودجه شسته و رفته و بي‌مزاحم كه ديگر مثل گلوله برف آب نشود كه آخر ديگر چيزي گير طرقبه و شانديز نيايد بودجه را اختصاص داديم. اولين قسطش را هم به حساب استان واريز كرديم. پول دولت است به حساب بانك كشاورزي گذاشتيم. اما بانك كشاورزي فقط با اجازه استاندار مي‌تواند آن را به صورت وام هفت درصد براي دامداري، مرغداري، باغداري، كشاورزي و صنايع تبديلي كشاورزي بدهد.

آقاي استاندار دارد بودجه را بين شهرستانها توزيع مي‌كند. سهم طرقبه و شانديز هم سرجايش هست. ما هم رفاقتي با طرقبه داريم. ما الان مي‌خواهيم به شوراي اشتغال برويم. بايد به آقاي استاندار بگويم سهم اين شهرستان را كمي چرب كند، بالاخره تازه شهرستان شده است.

اينها كارهاي ما است. عزيزان آنچه از دست ما بر مي‌آيد دادن زمين و مجوز و وام ارزان است. از طرف شما همت، روحيه، كار و تلاش است. آستين‌ها را بالا بزنيد كه به سرعت دامداري، مرغداري و صنايع تبديلي را برپا كنيم و ان شاءالله به زودي بياييم جشن ريشه‌كني بيكاري جوانان را در اين شهرستان برقرار كنيم.

چند تشكر، تشكر اول به خاطر خوبي‌هاي شماست و مردم طرقبه و شانديز مردم خيلي خوبي هستند جزء بهترين هاي ملت ايران‌اند.

من مي‌خواهم اينجا اعلام كنم چون ثبت مي‌شود. بالاخره معلوم نيست كه به اين زودي رئيس جمهور به طرقبه و شانديز بيايد. مردم طرقبه و شانديز با هم صميمي و برادر و خواهر ديني‌اند، بايد دست به دست هم بدهند و اين شهرستان تازه تأسيس را بالا ببرند. اگر سرعت پيشرفت كم باشد ممكن است خود مردم هم دلزده بشوند و آنهايي هم كه تصميم گرفتند بگويند عجب تصميمي گرفتيم و به جاي اينكه شهرستان پيشرفت كند خداي نكرده سرعتش كاهش پيدا كند. ما از مردم طرقبه و شانديز جز خوبي، پاكي، صفا و صميميت در ذهن نداريم، ان شاءالله براي هميشۀ تاريخ همه مردم اين گونه خواهند ماند.

تشكر دوم هم به خاطر لطفي است كه به خادم خود در انتخابات و غيره داريد.

تشكر سوم هم به خاطر حضور امروز است. آمديد اعلام كرديد كه زنده، بيدار و پاينده‌ايد.

اي خداي بزرگ، اين مردم را به اوج عزت عالم برسان!

ملت ما را به قله‌هاي پيشرفت نائل كن!

جوانان ما را حفظ كن!

همه آرزوهاي خوب جوانان ما را برآورده ساز!

ملت‌هاي مظلوم نجات عنايت بفرما!

اي خداي مهربان باران رحمتت را بر اين سرزمين ببار!

اي خدا جهان پراز ظلم است عدالت گستر، نجات بخش، يار واقعي ملت‌ها امام زمان ما را برسان!

عزيزو سربلند و پيروز باشيد


شناسه خبر: 39280  

- متن کامل سخنرانی