- سخنراني در ديدار با مردم شهرستان تربت حيدريه
چهارشنبه 25 ارديبهشت 1392 - 18:34

بسم الله الرحمن الرحيم

سخنراني در ديدار با مردم شهرستان تربت حيدريه

بسم الله الرحمن الرحيم

شناسه خبر: 39261 - 

جمعه 22 ارديبهشت 1391 - 18:06

اللهم‌ عجل‌ لوليك‌ الفرج‌ والعافية والنصر واجعلنا من‌ خير انصاره‌ واعوانه‌ و المستشهدين‌ بين‌ يديه‌

خداي بزرگ را سپاسگزارم و از صميم دل خوشحال كه اين توفيق را عنايت فرمود مجدداً چهره‌هاي نوراني،‌ ايماني، مصمم و انقلابي و پر از صفا و صميمت شما مردم تربت را زيارت كنم.

همانطور كه اشاره كردند نام تربت حيدريه و مردم آن براي ملت و تاريخ ما نام آشنايي است. ديار مردان و زنان مؤمن، پرتلاش، هوشمند و ايستاده پاي پرچم توحيد و عدالت. مردمي كه با هوشمندي خط نوراني امام را از قبل از انقلاب دريافت كردند و مردانه پاي آن ايستادند و با فداكاري و بذل جان و موجوديت خود در راه استقرار انقلاب و نظام اسلامي نقش ممتاز و ارزنده‌اي را ايفا كردند. مردمي كه طي صدها سال مؤمنانه ايستاده‌اند و از حريم ايمان، فرهنگ، استقلال و شرف ملت ايران پاسداري مي‌كنند. مردمي كه به خوبي راه امام رضا(ع) را شناخته، عاشق او هستند و در اين راه تا آخر ايستاده‌اند.

اين ديار ديار عالم‌پرور، عارف‌پرور، مجاهدپرور و ديار نشو و نماي هزاران مجاهد بزرگ، جانباز و آزاده و شهيد است. دياري كه مردمانش با انديشه‌هاي پاك با دل‌هاي مصفا با اراده‌هاي مستحكم و با نگاه به افق‌هاي بلند‌ آرماني در اين خطه از كشور ايستاده‌اند و همچنان در تاريخ مي‌درخشند. مردمي كه وجود آنها هميشه و هميشه براي ملت ايران، انقلاب و اسلام مفيد و نافع بوده و خواهد بود.

سلام و درود خدا بر مردم شريف و عزيز تربت حيدريه باد. سلام خدا بر بزرگان، علما، انديشمندان، شهدا، جانبازان، آزادگان و ايثارگران. سلام و درود خدا بر فرهنگيان و دانشگاهيان، دانشجويان و دانش‌آموزان عزيز تربتي. سلام و درود خدا بر كشاورزان، دامداران، كارگران، صنعتگران، كسبه و كارمندان. سلام و درود خدا بر جوانان برومند تربت حيدريه، دختران عفيف و هنرمند و پسران شجاع، انقلابي و غيرتمند.

خداي بزرگ را به خاطر ديدار مجدد شما صميمانه سپاسگزارم.

دو مطلب را خدمتتان عرض مي‌كنم. يك مطلب دربارة مأموريت بين‌الملل ما و مطب دوم دربارة ساختن، سازندگي و كارهايي است كه بايد در اين شهرستان عزيز و ممتاز انجام شود.

مطلب اول را من از سابقه و روحيات شما الهام گرفتم. آقاي فرماندار هم بر آن تاكيد كردند. نام شما هم همين را مي‌گويد. تربت حيدريه يعني مردم اين ديار هم علوي هستند، هم حسيني و هم ان‌شاءالله مهدوي خواهند بود.

عزيزان من، اين يك بحث مبنايي و بحث امروز انديشمندان جهان است. خدا را شكر مي‌كنم كه پايان روز دوم سفر را به بهترين پايان‌ها ختم كرد، آن هم ديدار با مردم عزيز تربت حيدريه است.

عزيزان من، شما مي‌دانيد كه انسان گل سرسبد آفرينش است. خدا همة اين عالم را براي انسان و در خدمت انسان و انسان را براي خودش خلق كرد. انسان را ظرف معرفي و تجلي خدا قرار داد.

خداي متعال استعداد الهي شدن را در انسان قرار داده است. پيامبران، كتاب و هدايت را فرستاده است و براي هر انساني اسباب تشخيص، فرقان، هدايت و حركت را مهيا مي‌كند. به او اختيار انتخاب داده است تا با انتخاب خودش از خاك تا خدا بالا بكشد. يعني به قلة كمال انساني برسد و به جايي برسد كه هر كس به او نگاه مي‌كند تجلي انوار خدا را مشاهده كند. اين مأموريت اول است.

مأموريت دوم انسان اين است كه در اين زمين يك جامعة سعادتمند برپا كند. جامعه‌اي كه ظرف كمال و شكوفايي انسان باشد. در آن جامعه از ظلم، تجاوز، بي‌عدالتي، اشغال، چپاول، تحقير و خردكردن كرامت انسان‌ها خبري نباشد. همه‌اش، صلح، آرامش، امنيت، صفا و صميميت باشد.

عزيزان من، تحقق اين جامعه مستلزم استقرار عواملي است. عامل اول توحيد و يگانه‌پرستي است كه رمز و راز همة خوبي‌ها، زيبايي‌ها و كمالات است. همة مشكلات بشر در طول تاريخ به دليل انحراف از خط توحيد است. توحيد ناب و عبوديت خالص رمز صلاح و سعادت و مايه و ريشة همة‌ خوبي‌ها و زيبايي‌هاي عالم است. اول بايد توحيد مستقر شود. توحيد يعني ستون و خيمة همة خوبي‌ها و همة سعادت‌ها - اول، دوم كه مي‌گويم معنايش تقدم و تأخر نيست، توضيح خواهم داد- دوم عامل كه لازم است استقرار عدالت است؛ عدالت لازمة سعادت و كمال انسان‌هاست.

جامعه‌اي ممكن است از همة امكانات مادي برخوردار باشد اما در آن جامعه اگر عدالت حاكم نباشد، انسان‌ها به سعادت و كمال نمي‌رسند. اجازه دهيد با يك مثال ساده ذهن‌ها را به موضوعيت و نقش عدالت نزديك‌تر كنيم. در ديار شما زعفران و محصولات گوناگون به عمل مي‌آيد. يك پياز زعفران كاشته مي‌شود. اگر شرايط معتدل و عادلانه براي اين پياز فراهم نشود، اين پياز شكوفا نخواهد شد و استعداد و مأموريتي كه خدا در درون اين پياز قرار داده است به صحنة عمل نخواهد رسيد. بايد خاك، زمان كاشتن، آب و نور، گرما و سرما مناسب باشد. هر كدام از اينها به هم بخورد يا خاك نامناسب باشد،‌ شما زحمت لازم را مي‌كشيد، اما ثمرة لازم را نخواهد داد. بايد به تعداد دفعات معين آبياري كنيد. اگر بيشتر يا كمتر آبياري كنيد، خراب مي‌شود. آب بايد آب سالم باشد نه آب آلوده كه آسيب ببيند.

درجة حرارت بايد به اندازه باشد. شرايط مناسب اگر فراهم شد اين پياز به شما ثمرة مناسب خواهد داد. كار باغبان و كشاوزر اين است كه شرايط معتدل و عادلانه را براي اين پياز فراهم كند.

استقرار عدالت در جامعة انساني در واقع فراهم كردن شرايط براي رشد و شكوفايي حقيقت انسان‌هاست. اگر خداي نكرده در جامعه‌اي ظلم و بي‌عدالتي باشد، جايي براي كرامت، شكوفايي استعدادها و سعادت انسان‌ها باقي نمي‌ماند. وجود عدالت براي رشد، كمال و سعادت انسان‌ها ضروري است.

پس اول توحيد و دوم عدالت و سوم جامعة انساني نيازمند محبت و مهرورزي است. اصلاً جوهرة‌ انسان بر اساس محبت خلق شده است. خداي متعال همة اين عالم را از روي لطف و رحمت خودش خلق كرده است. حقيقت انسان در ساية‌ محبت - هم چشيدن محبت و هم چشاندن محبت- شكوفا مي‌شود. خداي متعال لطف، رحمت و مهرباني مطلق است. پيامبرعزيز ما، حضرت محمد(ص) تجلي لطف خدا و مهرباني است. رفتار پيامبر با مردم چگونه بود؟ سخت‌ترين دشمنان خودش را بعد از فتح مكه بخشيد. يك بيابانگرد خاك‌‌آلود وارد مي‌شود و با ادبيات تند و كلمات خشن با پيامبر خدا سخن مي‌گويد. پيامبر رحمت او را روي عباي خودش مي‌نشاند و او را نوازش مي‌كند. دست و صورت او را مي‌شويد و به او غذا و خوراك مي‌دهد و سپس بعد از آرام كردن او مي‌پرسد كه عزيزم مشكلت چيست؟ دنبال چه هستي؟ اگر دنبال حقيقت خودت و عالم هستي راهش اين است. چون جنس پيامبر محبت است، جامعة نبوي سرشار از محبت و ايثار است. در جنگ زخمي مي‌شدند در شرف پرواز به ملكوت بودند، آب مي‌آورند، اما به هم هديه مي‌كنند.

داستانش را شنيده‌ايد. اگر روابط بين انسان‌ها در يك جامعه بر اساس محبت نباشد، آن جامعه روي سعادت را نخواهد ديد. شما تصور كنيد كه روزي بيايد كه همه يكديگر را دوست داشته باشند، درست مانند مادري كه فرزندش را دوست دارد. رابطة مادر و فرزند چگونه است. مادر از سلامت، راحت و جان خود براي راحت، سلامت، رشد و بالندگي فرزند فداكاري و ايثار مي‌كند. پس اول توحيد، عدالت و محبت.

اما عزيزان من، چرا اينها تا امروز در جامعة بشري مستقر نشده است؟ دلايل و علل گوناگون دارد. اما مهم‌ترين علت كه بقية علت‌ها تابع اوست عبارت است از حاكميت موحد و عادل. اصلاً دعواي پيامبران از اول تاريخ تا امروز بر سر حاكميت توحيد و عدالت بر جامعه بوده است. دعواي پيروان توحيد با ظالمان و مستكبران بر سر حكومت بوده است. آنها مي‌گفتند هر كسي مي‌تواند حاكم باشد، مؤمنان و موحدان نظر ديگري داشتنند. عزيزان من، حكومت نقش اول را در استقرار توحيد، عدالت و محبت دارد. حاكمان مي‌توانند عادل، موحد و مهرورز باشند اما چقدر؟ به اندازه‌اي كه خودشان عادل و موحد و مهرورزند، 10، 20، 50 درجه.

سؤال اين است. چه زماني همة توحيد، عدالت و محبت حاكم مي‌شود؟ پاسخ براي شما روشن است. زماني كه حاكمِ بر جامعة بشري تجسم توحيد، عدالت و محبت باشد. ما هر كدام به يك نسبتي از اينها برخورداريم. اما همة اينها و مطلق اينها در اختيار يك نفر است؛ انسان كامل وعده داده شدة خدا، موعود اممم حضرت مهدي(عج). او بايد بيايد و جمهوري اسلامي ايران برپا شده تا اين پرچم، دعوت و اين پيام را در دنيا منتشر كند. در مرز و جغرافياي ايران در حد توان و وسع بايد به طرف توحيد، عدالت و مهرورزي حركت كنيم تا شايد نسيمي از آن جامعة موعود در جهان بوزد و دل‌ها و انديشه‌ها را به سمت حقيقت متوجه كند.

عزيزان من، نتيجه‌گيري و بعد بحث دوم. همة مشكلات بشريت در طول تاريخ غفلت از اين حقيقت و تن دادن به حاكميت كساني بوده است كه بويي از توحيد، عدالت و محبت نبرده‌اند. شيطان خيمه‌گاه و ستون وسوسه‌هاي خود را بر اين امر مستقر كرده است كه دل و جان انسان‌ها را از حقيقت امام و عدالت‌گستر منصرف كند. اگر كسي از انديشيدن به امام غافل شد، مانند آن است كه از انديشيدان به همة‌ خوبي‌ها، مطلق خوبي‌ها، توحيد و عدالت منصرف شده است و به جايي هم نخواهد رسيد.

من مي‌خواهم از زبان شما به اين قلدرهايي كه امروز به تبعيت از شيطان ايستاده‌اند و با فشار و توهين، بمب و زورگويي و غارتگري مي‌خواهند مانع از استقرار عدالت در جهان شوند، نصيحتي كنم. بگويم خانم‌هاو آقايان، شما كه بر مراكز قدرت و ثروت جهان به ناحق و غاصبانه مسلط شديد و براي اهداف شيطاني خودتان دست به هر كاري مي‌زنيد، دروغ مي‌گوييد، فريب‌كاري و اشغال، تجاوز مي‌كنيد، شما در سراشيبي سقوط هستيد و راه به جايي نمي‌بريد. خيال نكنيد كه با چپاول ثروت ملت‌ها و با زورگويي، اشغال و تجاوز به سعادت و عزت مي‌رسيد؛ خير، شما در سراشيبي هستيد.

بدانيد كه حاكميت توحيد و عدالت به نفع شماست. براي شما هم خوب است. شما هم به سعادت واقعي و كمال مي‌رسيد. اين يك دعوت و نصيحت الهي است. برگرديد و دست از اين كثافت‌كاري‌ها، قلدري‌ها و خودخواهي‌ها برداريد. به راه ملت‌ها بپيونديد و به حق تن بدهيد. اما به شما بگويم اگر اين نصيحت و حق را نپذيريد، بدانيد ملت‌ها امروز دنبال توحيد و عدالت هستند. به زودي دست قدرت خدا از آستين ملت‌ها بيرون خواهد آمد و همة شما را از اريكة قدرت به زير خواهد كشيد.

با ملت ايران با بي‌ادبي صحبت مي‌كنيد. توهين مي‌كنيد. طوري حرف مي‌زنيد كه انگار با برده‌هاي خود صحبت مي‌كنيد. اين رفتار را اصلاح كنيد. آدم شويد. اين ملت زماني كه شما مثل وحشي‌ها همديگر را مي‌كشتيد، صاحب فرهنگ و تمدن بود. اين ملت پايه‌گذار فرهنگ و تمدن عالم است. زماني كه شما مسابقه مي‌گذاشتيد كه برده‌ها يكديگر را بكشند، ملت ايران ضد برده‌داري بود. در تاريخ هيچ اثري از اين كه ملت ايران به چنين پستي تن بدهد وجود ندارد. زماني كه شما طهارت و پاكي نمي‌شناختيد ملت ايران صاحب فرهنگ و تمدن و حمام‌هاي مهندسي‌ساز و علم و ... بود. حالا شما تازه از راه رسيده‌ايد و چشمانتان را مي‌بنديد و دهانتان را باز مي‌كنيد. عقل هم كه ناياب است.

من به شما بگويم اگر روزي لازم شود كه فيتيلة شما پايين كشيده شود و از طريق ديگري ادب شويد، همين جوانان و مردم تربت حيدريه براي ادب كردن شما كافي است.

بحث دوم دربارة ساختن و آباداني ايران است. عزيزان من، آن بداخلاقي‌ها تمامش براي اين است كه ايران ساخته نشود. تاريخ را نگاه كنيد. آنهايي كه اهل مطالعه، تفكر و انديشه هستند، مي‌دانند. من به كسان ديگر عرض مي‌كنم. اگر تمدن بشري و سهم ملت‌ها در تمدن بشري را در طول چند هزار سال اندازه بگيريم چيزي كه مي‌درخشد نام ملت ايران و ايران عزيز است. خيلي‌ها اصلاً موجوديت نداشتند. صاحب انديشه و تمدني نبودند، دشمنان ما اين را مي‌دانند. قدرت تاريخ‌سازي و تمدن‌سازي ملت ايران را مي‌دانند. مي‌دانند كه ملت ايران به يك حقيقت برسد پاي آن ايستادگي مي‌كند. خاطره‌اي كوتاه بگويم. يكي از اين كشورهاي دوست ما با مسئولين كشورهاي دشمن ملاقات كرده بود. به اين‌ها گفته بود با ايراني‌ها جر و بحث نكنيد و سر به سرشان نگذاريد. برويد دنبال كار خودتان. اين ايراني‌ها وقتي روي چيزي اصرار كنند و تصميم بگيرند همة دنيا و شياطين عالم هم جمع شوند، نمي‌توانند جلويشان را بگيرند.

پيامبر عزيز ما حضرت محمد(ص) بر اين روحية‌ ملت ايران گواهي داده است و فرموده است: اگر علم در ثريا هم باشد مردان و زناني از ملت ايران حركت مي‌كنند و به آن دسترسي پيدا خواهند كرد. اين آقا گفته بود، سر به سر ملت ايران نگذار. اين ملت ايران نزديك 1400 سال پيش يكي از امامانشان شهيد شده، هر سال براي او عزاداري مي‌كنند و منتظر انتقام گرفتن از قاتلان امام حسين هستند. خيال نكنيد كه بعد از روبه رو شدن با اين ملت پيروز مي‌شويد. خير، تاريخ نشان داده است كه ملت ايران يا دشمنانش را به زير كشيده است يا آنچنان در خودش هضم كرده كه اثري از دشمنان در تاريخ باقي نمانده است.

امروز دشمنان اين را مي‌دانند و فهميده‌اند كه ملت ايران دوباره خودش را پيدا كرده است و روح جمعي يگانه‌پرست و عدالت‌جوي ملت ايران در ساية‌ انقلاب زنده شده است. ايران به سمت قله‌ها حركت مي‌كند. اگر از مرزهاي علمي، اقتصادي و صنعتي عبور كند ديگر هيچ كس جلودار ملت ايران نيست. تمام اين بهانه‌سازي‌ها و بازي‌ها و بداخلاقي‌ها و اخم كردن‌ها براي اين است كه جلوي پيشرفت و ساختن ايران را بگيرند. سرو صدا مي‌كنند و حرف مي‌زنند، جوابشان را مي‌دهيم. اما حواسمان باشد، وظيفه و مأموريت اصلي ساختن، آباد كردن، پيشرفت، توليد و ارتقاي فرهنگي و رسيدن به قله‌هاي پيشرفت است.

امروز بايد ايران را بسازيم. به خصوص امسال كه بر توليد و سازندگي تأكيد شده است. بايد از تمام لحظات و امكانات كشور استفاده كنيم و دست به دست هم بدهيم. هر كس هر مقدار توان دارد. كسي كه توان سرمايه‌گذاري دارد،‌ كسي كه انديشة كارآفريني دارد، كسي كه هنر علمي، كشاورزي و صنعتي دارد، كسي كه هنر تجارت دارد بسم الله، وارد ميدان شوند. معلم و دانشگاهي، كارگر و بازاري، كشاورز و دامدار همه و همه بايد دست به دست هم بدهيم براي ساختن و ايجاد.

براي رسيدن به اين هدف يك وظايفي ما داريم يك وظايفي شما داريد. پروژه‌هاي زيادي مصوب شد. بسياري اجرا شده، بعضي دارد اجرا مي‌شود و بعضي هم هنوز كاري نشده و بالاخره پاي آن هستيم تا تمام شود.

دولت بايد شرايط را فراهم كند. ممكن است بگويند ما امكانات مالي نداريم. امكانات مالي به عهدة دولت و با افتخار در خدمتتان هستيم. ممكن است بگويند بايد زمين كشاورزي واگذار شود. در خدمتتان هستيم. ممكن است بگويند اينجا بارندگي كم است و خشكسالي است. دولت شرايطي فراهم كند براي ما آب تهيه كند. به چشم، اگر لازم باشد از درياي مازندران كه هيچ، از تاجيكستان هم آب مي‌آوريم و در اختيار شما قرار مي‌دهيم.

ممكن است بودجه براي بيمارستان نيمه كاره بخواهيد. ما بودجه مي‌دهيم تا بيمارستان تمام شود. مي‌گوييد ما جادة مناسب مي‌خواهيم. چشم، اين‌ها به عهدة دولت است. مي‌گوييد در سفر اول براي ما كارخانة فولاد تصويب كرديد اما خبري نشد. من هم مي‌گويم چشم، به گونه‌اي پيگيري مي‌كنيم كه تا قبل از پايان دولت ستون‌هايش بالا برود و ايجاد خواهد شد. ما مصمم هستيم به لطف خدا به گونه‌اي عمل كنيم كه تمام مصوبات و قول‌هايي كه اين دولت داده است در همين دولت عملياتي و اجرايي شود.

اين قول و قرار را با هم بگذاريم. كاري كه دولت بايد انجام دهد ان‌شاءالله انجام مي‌دهيم، كاري هم كه شما بايد انجام دهيد، آستين را بالا بزنيد و از آن همتي كه هميشه داشتيد و موجب افتخار است استفاده كنيم. كاري كنيم كه با ايجاد اشتغال ان‌شاءالله تربت حيدريه اولين شهرستاني باشد كه جشن ريشه‌كني بيكاري را برپا كند. تبديل دانشكدة علوم پزشكي به دانشگاه را بررسي مي‌كنيم. اگر رشته‌هاي جديدي پاسخگو باشد. ان‌شاءالله داير مي‌كنيم كه يك دانشكدة كامل كه نيروي انساني حوزة پزشكي مورد نياز خود و اطراف را تربيت و تقديم مردم كنيد.

دو سه تشكر و چند دعا. تشكر اولم به خاطر همة خوبي‌هاي مردم تربت حيدريه در طول تاريخ است.

تشكر دوم به خاطر لطف و بزرگواري است كه به اين خادم خود در انتخابات و ساير صحنه‌ها داريد.

و تشكر سوم به خاطر حضور حماسي امروز است.

خدايا، ملت ما را به قله‌هاي پيشرفت نائل بگردان!

اين جوانان را كه بهترين عالم هستند، حفظ كن!

بدخواهان ملت ما را منكوب كن!

ملت‌هاي مظلوم را نجات عنايت فرما!

پيروز و سربلند باشيد


شناسه خبر: 39261  

- سفرهای استانی دور چهارم

, سخنراني ها

, متن کامل سخنرانی