- سخنراني درديدار عمومي با مردم قوچان
پنج‌شنبه 23 آذر 1391 - 16:01
فارسی | اردو | العربية | English | Français | Español

بسم الله الرحمن الرحيم

سخنراني درديدار عمومي با مردم قوچان

بسم الله الرحمن الرحيم

شناسه خبر: 39241 - 

دوشنبه 25 ارديبهشت 1391 - 16:46

اللهم‌ عجل‌ لوليك‌ الفرج‌ والعافية والنصر واجعلنا من‌ خير انصاره و اعوانه‌‌ والمستشهدين‌ بين‌ يديه‌



خداي بزرگ را سپاسگزارم بار ديگر توفيق زيارت چهره هاي مصمم، مؤمن، نوراني، شجاع و انقلابي مردم سرافراز قوچان را عنايت فرمود؛ مردماني با سوابق درخشان تاريخي كه سرداران، عالمان، عارفان و قهرمانان فراواني را در دامان پاك خود تربيت و به جامعه بشري تقديم كرده اند.

مردماني پر تلاش و قانع كه وجود آنها هميشه براي ملت، فرهنگ و انديشه متعالي ملت ايران نافع و سرشار از ارزش هاي متعالي بوده است؛ مردماني كه با پايداري و تلاش در توليد نقش ارزشمندي را در كشور ايفا مي كنند.

اگر بخواهيم از بزرگان قوچان نام ببريم، جلسه اي اختصاصي لازم است. اگر بخواهيم فقط درخصوص آقا نجفي قوچاني يا شهيد عزيزمان كلاهدوز، رستمي، موسوي و ساير شهدا صحبت كنيم، ساعت ها وقت لازم است.

مردم قوچان هميشه موحد، عدالت خواه و عاشق پيامبر و اهل بيت پيامبر بوده اند و تا آخر هم اين چنين خواهند بود.

سلام خدا بر علما، بزرگان، عرفا، قهرمانان، شهدا و ايثارگران قوچان. سلام و درود خدا بر فرهنگيان و دانشگاهيان، دانشجويان و دانش آموزان عزيز اهل قوچان؛ سلام و درود خدا بر كشاورزان و دامداران، كارگران و پيشه وران، كارمندان و خادمان و جوانان غيور قوچان؛ دختران مؤمن، عفيف و هنرمند و پسران انقلابي، شجاع وغيرتمند.

مردم قوچان امروز آمده اند بگويند اگر روزي از همه عالم عليه ما تير فشار و تهديد و تهمت ببارد، ما پاي اعتقادات خودمان به پيامبر و آل پيامبر ايستاده ايم.

اما درس از مكتب عزيز پيامبر اسلام؛ چون قوچان ديار عقلا و مردمان عاقل است، درس ما هم در اين خصوص خواهد بود.

انسان با عقل معنا پيدا مي كند. عقل را از انسان بگيريم چيزي باقي نمي ماند. انسانيت هم با تعقل معنا پيدا مي كند. البته منظور از عقل مراتب پايين عقلانيت مثل عقلانيت اقتصادي و برنامه ريزي براي معيشت نيست ( هرچند اينها هم لازم است)، منظور مراتب بالاي عقلانيت است كه انسان را به سمت شناخت به حقايق عالم، شناخت خداي متعال و حقيقت انسان هدايت مي كند و زندگي انسان را در مرتبه بالاتري از سعادت و كمال قرار مي دهد.

عقل شاكله اصلي انسانيت انسان را تشكيل مي دهد. از امام صادق(ع) نقل است كه فرمود: «دعامه الانسان العقل»، اسكلت و شاكله اصلي انسان عبارت است از عقل و ساير ويژگي هاي برجسته انسان تابع عقل اوست.

انسان با عقل تكامل مي يابد. خدا خواسته است كه انسان كمال پيدا كند و جلوه خدا شود. عقل دليل و راهنماست و به انسان بينايي و شناخت مي بخشد. كليد همه كارهاي انسان عقل است.

عزيزان من، تمام بدبختيها در طول تاريخ به اين دليل است كه عده اي تعقل و تدبير امور را از زندگي خودشان كنار گذاشته اند. به هواها و هوس ها، خودخواهي ها و حسادت ها پرداختند.

تاريخ را ببينيد؛ هرچه كشتار، جنايت و چپاول هست، همه ناشي از بي عقلي و تعطيل كردن عقل است. براي نمونه رئيس يكي از دول استكباري براي نجات اقتصاد مملكت شان ساختماني را منفجر كردند و به بهانه آن افغانستان و عراق را اشغال كرده و مردم را كشتار كردند.

خيال مي كردند با اين نقشه مي توانند اقتصاد خود را نجات دهند. امروز در چه وضعي هستند؟ همه در بحران هستند، چرا؟ براي اينكه كار آن آقا عاقلانه نبود و هرچه عده اي عاقل آنها را بر حذر داشتند، گوش نكردند.آن قدر خودخواهي ها بر آنها غلبه كرده بود كه عقل كاملاً تعطيل بود.

حمله كردند، اما الان مثل آن چارپا در گل گير كرده اند و نه راه پيش دارند و نه راه پس. البته الان هم اگر جلوي ضرر را بگيرند، سود است. همين الان هم اگر به خانه هاي خودشان تشريف ببرند، باز هم سود كرده اند.

اما اين مطلب ساده را نمي فهمند و مي خواهند با جنايت و كشتار بيشتر بلكه آينده را به نفع خود كنند. من از زبان اين مردم به قدرت هاي فاسد و اشغالگران مي گويم كه محال است بتوانند در منطقه ما جاي پاي محكمي پيدا كنند.

چرا به چنين سرنوشتي دچار شده اند؟ براي اينكه عقل را تعطيل كرده-اند. عقل نور است، راه را نشان مي دهد. وقتي چراغ ها را خاموش كرده-اي، مسلما به پرتگاه مي افتي. اگر ذره اي از عقل استفاده كنيد، ضرر نمي-كنيد. اگر عقل داشتند، ثروت ملت خود را تبديل به توپ و تانك نمي-كردند و به سر ملت ها نمي ريختند.

گيرم مدتي توانستيد اسلحه بفروشيد و با پول نفت اين كشورها، جيب هاي تان را پر كنيد. وقتي آدم هاي وابسته به شما به دست مردم ساقط شدند، چه مي خواهيد بكنيد؟ آن وقت با همين اسلحه هايي كه به دست ملت ها مي افتد چه مي كنيد؟

البته وقتي پشت تريبون مي آيند، قيافه عاقلانه به خود مي گيرند و به گونه اي صحبت مي كنند كه گويا خداي خدايان اند. ملت ايران و مردم قوچان شما را نصيحت مي كنند و مي گويند از اين رفتارها دست برداريد، به ملت ها احترام بگذاريد تا به شما احترام بگذارند.

در هر جمعي از ملت ايران مشت ها عليه شما گره شده است. اگر شما به ملت ها احترام بگذاريد، ملت ها به شما احترام مي گذارند. به محض اينكه به اخلاق و رفتار شما اشاره مي كنيم، بدون اين كه اسم ببريم، مشت ها عليه شما گره و فريادها بلند مي شود.

ما خدا را سپاسگزاريم كه ملت ايران، به خصوص مردم قوچان، اهل تعقل و عقلانيت هستند و هيچ وقت دنبال تسلط بر ديگران نيستند. چون عاقل اند با صداي بلند اعلام مي كنند كه هرگز از اصول اساسي خود سر سوزني عقب نشيني نخواهند كرد.

مطلب دوم دربارة ساختن و سازندگي است. امروز وظيفه ما ساختن سرتا سر ايران است. در مورد قوچان هم برخي كارها بر عهده دولت و برخي بر عهده شماست.

يك سلسله كارها فراهم كردن مقدمات است، مثلا راه، بيمارستان، كتابخانه، ورزشگاه و... كه احداث آنها وظيفه دولت است . مثلا شهري تاريخي مثل قوچان اگر بخواهد سري ميان سرها داشته باشد، بايد فرمانداري ويژه بشود كه اين هم بر عهده ماست.

البته شما هم از نظر تاريخي و فرهنگي شاخص هاي لازم را داريد، اما يك شاخص كم داريد كه آن را هم من در دولت تضمين مي كنم كه جبران كنيد. جمعيت شما از حد نصاب كمتر است. ما در دولت فرمانداري ويژه را تصويب مي كنيم، شما هم قول بدهيد كه جمعيت را به حد نصاب لازم برسانيد.

مي گويند منطقه آزاد اقتصادي مي خواهيم. آقاي بقايي، معاون محترم رئيس جمهور تشريف بياورند، من از ايشان خواهش مي كنم به عنوان معاون اجرايي رئيس جمهور و رئيس مناطق آزاد ويژه اقتصادي قوچان را با نظر مثبت و رعايت حال مردم در دستور بگذارند تا ان شاءالله تصويب و ايجاد شود. ايشان هم از افرادي است كه اگر وارد كاري شوند تا آخر آن را انجام مي دهند.

البته اين كارها همه مقدمه است. اما تصور كنيد شهري همه چيز دارد، اين مردم چگونه بايد از آن استفاده كنند. آنچه اصل است، عبارت است از كار و توليد. شهر شما منطقه توليد است با كشاورزي خوب، صنعت هم به آن اضافه كنيد تا مركز توليد شود. اگر توليد باشد، هم اشغال است و هم در جيب ها پول است.

جوانان ايران زمين، مؤمن و پاك هستند و دوست دارند در ابتداي جواني تشكيل خانواده بدهند، براي اين كار هم بايد شغلي باشد تا از درآمد آن بتوانند تشكيل خانواده بدهد. اگر 75 ميليون نفر مردم ايران همه به اداره ها بروند، آجري روي آجر نمي رود. كشور با كار درست مي-شود. كار مقدس است. كار اين كشور را جلو خواهد برد. آن قدر بايد محصولات كشاورزي و صنعتي داشته باشيم كه به دنيا صادر كنيم.

اگر منطقه ويژه هم تشكيل شود، بايد در آنجا كارخانه و اشتغال و توليد ثروت درست كنيم. در اينجا مي خواهم يك قرارداد سه جانبه بين مردم قوچان، فرماندار و استاندار و دولت ببنديم. الان به جوانان بگوييم به كشاورزي و دامداري بپردازيد. مي گويند من زمين ندارم، بايد زمين در اختيار جوانان قرار بگيرد.

ما در دولت دو كار گروه درست كرديم.ستاد كشاورزي و ستاد صنعت. در ستاد كشاورزي تمام اختيارات دولت و وزرا را براي تحويل زمين به استاندار تفويض كرديم و در هر شهري مقداري زمين براي واگذاري آماده كرده ايم هر چقدر جوان ها زمين بخواهند در اختيار آنها بگذاريم.همچنين امسال براي استان ها سهميه اي در اختيار بانك كشاورزي گذاشته ايم كه معادل آن هم بايد خود بانك بياورد، با سود 7 درصد به كساني كه استاندار معرفي مي كند، وام كشاورزي و دامداري بدهد.

همين الان، قسط اول 12 ميليارد تومان در حساب بانك كشاورزي شهرستان است، مخصوص جوان ها و كساني كه مي خواهند كار جديد در شهرستان ايجاد كنند كه با امضاي آقاي استاندار پرداخت خواهد شد.

اما بعضي هستند كه مي گويند اين جوان ها نمي توانند، دولت نمي تواند امسال دو ميليون هكتار زمين كشاورزي اضافه كند.غصه آب آن را هم نخوريد. مي گويند در اين كشورها كارهاي بزرگ نشدني است من

مي خواهم از شما بپرسم، آيا كارهاي بزرگ در اين كشور شدني است يا نشدني است؟

اين قدرت ملت است كه كارها را شدني مي كند. اگر ملتي تصميم بگيرد همه كوهها را از پيش پا برمي دارد.

بعضي هم مي گويند بله، شدني است، اما جوانان اين دوره اهل كار نيستند. من مي خواهم از شما سوال كنم كه براي ساختن ايران، جوانان ايران مي توانند يا نمي توانند؟

بنده به جوان ها ايمان دارم. اگر ما مانع جوان ها نشويم، آنها در چشم به هم زدني ايرن را بر بام جهان خواهند نشاند.

بنابراين دولت اختيارات و بودجه را داده است، به محض تصويب بودجه، قسط دوم و سوم را خواهيم فرستاد. آقاي استاندار هم اينجا هستند. ايشان مسئول تأمين زمين، آب، اجازه حفر چاه، وام 7 درصدي و... هستند.

به قول شما اگر از آسمان سنگ ببارد و هزار توطئه هم انجام دهند، با افتخار ايستاده ايم كه با چنگ و دندان امكانات را در اختيار جوانان بگذاريم . حالا نوبت شماست كه با يك يا علي ان شاءالله قوچان را از نظرتوليد كشاورزي و صنعتي به سطح اول كشور برسانيد.

من صميمانه از شما تشكر مي كنم و اميدوارم قوچان عزيز با اين جوانان پاك و مؤمن اولين شهرستاني باشد كه جشن ريشه كني بيكاري در آن برپا مي شود.

در مورد آب هم، با وجود اينكه ما كشور كم آبي هستيم، دولت متعهد است كه در اين خصوص كاري كند كه آب را به شما برساند، اما بايد از آب درست استفاده كنيد.

دولت تا 85 درصد هزينه تغيير شيوه آبياري را كمك بلاعوض مي-كند. سال گذشته 140 ميليارد تومان به استان شما كمك شد، امسال آن را دو برابر مي كنيم، اما شرط آن اين است كه جناب استاندار هم بلافاصله سهميه كشاورزان قوچان را دو برابر و ابلاغ كند.

دو سه تشكر و دعا؛ تشكر اولم براي همه خوبي هاي مردم قوچان است. من به مردم قوچان افتخار مي كنم و همه دنيا را با يك تار موي مردم قوچان عوض نمي كنم.

تشكر دوم به خاطر لطف شما به اين خادم و فرزند كوچك خود است.

تشكر سوم به خاطر حضور حماسي امروز است.

اي خداي بزرگ، اين مردم را بر قله عزت جهان بنشان!

ملت ما را به اوج پيشرفت نائل گردان!

آرزوهاي پاك اين جوانان را كه بهترين عالم اند، برآورده ساز!

سرافراز و پيروز باشيد.


شناسه خبر: 39241  

- سفرهای استانی دور چهارم

, سخنراني ها

, متن کامل سخنرانی