- متن كامل سخنراني دكتر احمدي نژاد در همايش سراسري قوه قضاييه
پنج‌شنبه 23 آذر 1391 - 17:39
فارسی | اردو | العربية | English | Français | Español

رييس جمهور با بيان اينكه كرامت، ارزش و آزادي انسان در نگاه اسلام هم عرض وحي الهي، معاد، عدل، امامت و رهبري است و در هيچ كجاي دنيا كرامت انسان در اين حد ارزشمند شمرده نشده است، گفت: حقوق اساسي ملت ايران در قانون اساسي قابل عرضه به همه دنياست و باور بنده بر اين است كه در مقايسه حقوق اساسي ملتها در قوانين اساسي گوناگون مترقي ترين، الهي ترين و زيباترين حقوق اساسي، حقوق مردم ايران در قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران است.

متن كامل سخنراني دكتر احمدي نژاد در همايش سراسري قوه قضاييه

رييس جمهور با بيان اينكه كرامت، ارزش و آزادي انسان در نگاه اسلام هم عرض وحي الهي، معاد، عدل، امامت و رهبري است و در هيچ كجاي دنيا كرامت انسان در اين حد ارزشمند شمرده نشده است، گفت: حقوق اساسي ملت ايران در قانون اساسي قابل عرضه به همه دنياست و باور بنده بر اين است كه در مقايسه حقوق اساسي ملتها در قوانين اساسي گوناگون مترقي ترين، الهي ترين و زيباترين حقوق اساسي، حقوق مردم ايران در قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران است.

شناسه خبر: 39226 - 

سه‌شنبه 6 تير 1391 - 12:58

  -  وحید عسگری

متن كامل سخنان رييس جمهور در همايش سراسري قوه قضاييه به شرح زير است:



بسم الله الرحمن الرحيم

اللهم عجل لوليك الفرج و العافيه و النصر واجعلنا من خير انصاره و اعوانه والمستشهدين بين يديه


خداوند بزرگ را سپاسگزارم كه توفيق آستان بوسي حضرت امام رضا(ع) را عنايت فرمود.

اعياد شعبانيه و عيد عظيم نيمه شعبان را به شما، ملت ايران و جامعه بشري تبريك عرض مي‌نمايم.

ياد و نام شهيد مظلوم بهشتي و يارانش را گرامي مي‌دارم و هفته قوه قضائيه را به همه شما و قضات مؤمن و پاك و شجاع و كاركنان شريف و بويژه رياست محترم قوه تبريك عرض مي‌نمايم.

بدون ترديد نقش اساسي مرحوم شهيد بهشتي اولين رئيس قوه قضائيه جمهوري اسلامي در تبيين و ترويج انديشه انقلاب اسلامي و تدوين آن در قالب قانون اساسي و همچنين ترسيم خط روشن قضاوت اسلامي بر كسي پوشيده نيست.

سال 60 سال تميز خط اصيل و ناب انقلاب اسلامي از پيرايه‌ها و اعترافات و تحميل‌ها بود.

امروز در خدمت شما نه به عنوان رئيس جمهور و برگزيده ملت بزرگ ايران بلكه به عنوان يك برادر مسلمان و ايراني معتقد به مباني انقلاب اسلامي و در محضر خداي متعال، امام عصر(عج) و حضرت امام رضا(ع) و در پيشگاه تاريخ مي‌خواهم درباره دو مطلب با شما سخن بگويم.

مطلب اول درباره انقلاب اسلامي و مطلب دوم درباره حقوق اساسي مردم است.

و اما درباره انقلاب عظيم ملت ايران؛

همه مي‌دانند كه بدون ترديد انقلاب، بزرگترين و مهمترين تحول دوران معاصر در ايران و جهان است.

انقلاب اسلامي، مردمي‌ترين و گسترده‌ترين موج انقلاب و تحول‌خواهي در جهان است.

به راستي اهداف انقلاب اسلامي سال 57 كدام است؟

مي‌دانيد كه اصولاً انسان به طور فطري به دنبال كمال و خدايي شدن است.

تحقق اين خواست فطري در برپايي عدالت، آزادي و احياي كرامت انساني است.

در حاكميت طاغوت بسياري از مظاهر موجوديت و شخصيت ملت ايران پايمال شد.

حاكميت تبعيض و شكل‌گيري طبقه ممتاز هزار فاميل و برخوردار از ثروت سرشار و حقوق گسترده‌تر و بالاتر و در مقابل تحقير شخصيت ملت ايران و فقر گسترده‌ و چپاول بي‌سابقه ثروت ملت، فرصت شكوفايي و بالندگي را از ملت ايران سلب كرده بود.

وابستگي حاكميت به بيگانگان و دشمنان، نقض گسترده استقلال كشور همراه با خفقان گسترده و شكنجه بي‌حد و مرز در زندانهاي ساواك جهنمي و دادگاههاي نظامي و سركوب انديشه و تفكر و هر نوع حركت عدالت‌طلبانه و آزاديخواه ملي و مردمي فرصت اعتلاي ملت را از بين برده بود.

روشن است كه ملت بزرگ و تاريخ‌ساز ايران يك بار ديگر و مانند 1400 سال قبل تحقق همه آمال و آرزوهاي خود يعني عدالت، آزادي و برخورداري از كرامت انساني و پيشرفت و تعالي را در اسلام ناب محمدي(ص) جستجو كرد و به آن ايمان آورد.

همان اسلامي كه امام راحل عظيم‌الشأن آن را رهبري و عرضه كرد.

اسلامي كه به همه انسانها احترام مي‌گذارد، حقوق و نظر آنها را محترم مي‌شمارد و به آن اصالت مي‌دهد و امامش مي‌فرمايد كه «ميزان رأي ملت است.»

اسلامي كه امام متقينش به خاطر شدت عدالتش در محراب به شهادت مي‌رسد و حاضر نيست دانه‌اي را به ظلم از دهان موري بگيرد.

اسلامي كه رهبرانش با وجود اينكه انديشه‌هاي آنان حق مطلق بود لكن آن را به نزديك‌ترين افراد خانواده خود نيز تحميل نكردند.

اسلامي كه امام مبينش در برابر تضييع حق و ظلم به يك دختر يهودي تحت ذمه حكومت مي‌فرمايد اگر مردي از غصه شنيدن اين خبر بميرد قابل ملامت نيست.

اسلامي كه ضامن آبرو و احترام و كرامت آحاد مردم و آزادي آنهاست.

اسلامي كه در برابر سيري عده‌اي قليل و گرسنگي توده‌هاي مردم فرياد مي‌زند و تيغ تيز عدالت را بر سر تبعيض و بي‌عدالتي فرود مي‌آورد.

اسلامي كه رهبرانش با سادگي و پاكي و زندگي در سطح پائين‌ترين طبقات اجتماعي در بين مردم، همراه مردم و براي مردمند و رفاه خود را فداي برخورداري جامعه مي‌كنند.

اسلامي كه با مجرم زنداني و قاتل امام خود نيز به احترام رفتار مي‌كند و از غذاي امام به او مي‌خوراند و اجازه ظلم و بي‌عدالتي به او را نمي‌دهد.

اسلامي كه امام معصومش حتي يك عبارت تبعيض‌آلود را از قاضي نمي‌پذيرد و دادگاه را ترك مي‌كند.

اسلامي كه دائماً مردم را، حقوق اساسي آنها را، اصالت اراده آنها را و كرامت آنان را مورد تاكيد قرار مي‌دهد.

و اسلامي كه امامش حكومت را، پاكي و خدمتگزاري به مردم و فداكاري در راه صيانت از حقوق آنان و اجراي عدالت ناميد.



آري عزيزان من

ملت ايران تحقق همه آرمانها و آرزوهاي چند صدساله خود را در اين اسلام ديد و به نداي امام لبيك گفت و حركت كرد.

همه موجوديت خود را، جان و مال و آرامش خود را در طبق اخلاص گذاشت و به انقلاب هديه كرد.

ملت حركت كرد تا با برپايي ارزش‌هاي الهي، جامعه الگو و نمونه‌اي بسازد و راه را براي حاكميت جهاني توحيد و عدالت و عشق باز كند.

به گواهي امام راحل (ره) و مقام معظم رهبري، ملت وفادار ايران همواره مأموريت خود را به خوبي انجام داده است و هيچ كوتاهي نكرده و كم نگذاشته است.



دوستان

اين مناسبت‌ها براي اين است كه ما همواره مسئوليت خطير انقلابي خود را يادآوري و وضعيت خود را با آن اهداف و ارزش‌ها ارزيابي نمائيم.

هرگز نبايد خود را با شرق و غرب و يا كشورهاي همسايه و دور و نزديك مقايسه نمائيم.

و البته در صورت ضرورت بايد با برجستگي‌ها و نقاط اصلي قوت و نه با نقاط ضعف آنها مقايسه نمائيم.

بايد خود را با اصل انقلاب مقايسه نمائيم. چرا كه مدعي يك مكتب هستيم.

انقلاب براي انقلاب و يا حكومت براي حكومت و يا جابجايي در قدرت و چهره‌ها نيست كه اين در نقطه مقابل حقيقت انقلاب است.

اصل حكومت براي برپايي عدالت و احقاق حقوق و آزاديهاي مردم و صيانت از كرامت ملت و ترويج پاكي و يگانه‌پرستي است.

بي‌ترديد رضايت مردم و مقبوليت نظام معادل مشروعيت آن و به همان اهميت است.

حكومت اگر به اجراي عدالت و احقاق حق نينجامد، به گفته مولاي عدالت خواهان، از عطسه بز بي‌ارزش‌تر است.

مبادا ارزش‌هاي انقلاب و حقوق مردم در پس كوچه‌هاي گرايشات و ادبيات قدرت و ثروت به لق‌لقه زبانها و تعارفات سياسي تبديل شود و يا فرهنگ حقيقي اسلام و انقلاب اسلامي در جامعه و در حكومت مهجور شود.

مبادا جناح‌بنديهاي قدرت و ثروت جاي حق و باطل بنشيند و تعصبات گروهي و حزبي مشروعيت يابد و مانع از مشاهده حقيقت شود.

در دوره انقلاب زماني بود كه افراد را براي پذيرش مسئوليت تحت فشار اخلاقي و تكليف شرعي قرار مي‌دادند.

زماني بود كه افرادي فداكارانه شبانه‌روز و اضافه‌كار مي‌كردند و حقوق نمي‌خواستند و يا اينكه پس از دريافت آن مازاد نياز خود را به بيت‌المال بر مي‌گرداندند.

زماني بود كه پارتي‌بازي و يا هزينه كردن و تبليغات پرخرج براي رسيدن به مناصب حكومتي ضدارزش و مطرود تلقي مي‌شد.

زماني بود كه با مشاهده تبعيض و بي‌عدالتي و يا نقض حقوق مردم، چهره‌ها برافروخته و فريادها بلند مي‌شد.

مبادا اين حقايق و ارزش‌ها در پيچ و خم توجيهات بي‌پايه و حتي تحت عنوان حفظ نظام در حاشيه قرار بگيرد چرا كه حفظ نظام مكتبي به حفظ و زنده نگهداشتن و پاي‌بندي به همين ارزش‌هاست. صيانت از حقوق و آزاديهاي مشروع مردم و اجراي عدالت بهترين حافظ كشور و نظام است. اساساً نظام بدون اجراي عدالت و صيانت از حقوق مردم، نظام نيست.

همه بايد بين خود و خدا، خود را با اين حقايق بسنجيم.

نياز به جر و بحث ندارد. قرار نيست كسي را قانع كنيم.

بايد خود را به گونه‌اي ارزيابي نمائيم كه خداوند مي‌بيند و قضاوت نهايي با اوست و خدا را نمي‌شود فريب داد و يا به نحوي و با ملاحظاتي ساكت كرد.

خداوند با هيچ كس خويشاوندي ندارد و تضمين‌هاي او صرفاً در رعايت موازين و اصول و حركت در مسير درست است.

اما مطلب دوم درباره برخي از حقوق ملت و مسئوليت‌هاي حكومت در قانون اساسي است كه شهيد مظلوم بهشتي با مديريت الهي خود و با كمك ياران الهي خود به عنوان سند افتخار و ميراث ماندگار انقلاب به ثبت رسانيد.

واقعاً هر بار اينها را مرور مي‌كنيم مي‌بينيم اسلام ناب چه عظمتي دارد و ما چه سرمايه عظيمي در اختيار داريم.

حقوق اساسي ملت در قانون اساسي قابل عرضه به همه دنياست باور من اين است در مقايسه حقوق اساسي ملت‌ها در قوانين اساسي گوناگون، مترقي‌ترين، الهي‌ترين و زيباترين حقوق اساسي مردم در قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران است.

اصل دوم ـ جمهوري اسلامي‌، نظامي است برپايه ايمان به‌:

1 ـ خداي يکتا (لااله‌الاالله) و اختصاص حاکميت و تشريع به او و لزوم تسليم در برابر امر او.

2 ـ وحي الهي و نقش بنيادي آن در بيان قوانين‌.

3 ـ معاد و نقش سازنده آن در سير تکاملي انسان به سوي خدا.

4 ـ عدل خدا در خلقت و تشريع‌.

5 ـ امامت و رهبري مستمر و نقش اساسي آن در دوام‌ انقلاب‌اسلامي‌.

6 ـ کرامت و ارزش والاي انسان و آزادي توام با مسووليت او دربرابر خدا که از راه:

الف ـ اجتهاد مستمر فقهاي جامع‌الشرايط براساس کتاب و سنت‌معصومين سلام‌الله عليهم اجمعين‌.

ب ـ استفاده از علوم و فنون و تجارب پيشرفته بشري و تلاش در پيشبرد آنها.

ج ـ نفي هرگونه ستمگري و سلطه‌گري و سلطه‌پذيري‌، قسط و عدل و استقلال سياسي و اقتصادي و اجتماعي و فرهنگي و همبستگي ملي را تامين مي‌کند.

اين يعني كرامت و ارزش انسان و آزادي انسان‌ها هم عرض وحي الهي، معاد، عدل، امامت و رهبري؛ در كجا كرامت انسان به اين حد از ارزش ثبت شده است.

اصل 3 ـ دولت جمهوري اسلامي ايران موظف است براي نيل به‌اهداف مذکور در اصل دوم‌، همه امکانات خود را براي امور زير به‌کار برد:

ـ ايجاد محيط مساعد براي رشد فضايل اخلاقي براساس ايمان وتقوا و مبارزه با کليه مظاهر فساد و تباهي‌.

ـ بالابردن سطح آگاهي هاي عمومي در همه زمينه‌ها با استفاده‌ صحيح از مطبوعات و رسانه‌هاي گروهي و وسايل ديگر.

ـ آموزش و پرورش و تربيت بدني رايگان براي همه‌، در تمام‌سطوح و تسهيل و تعميم آموزش عالي‌.

ـ تقويت روح بررسي و تتبع و ابتکار در تمام زمينه‌هاي علمي‌،فني‌، فرهنگي و اسلامي از طريق تاسيس مراکز تحقيق و تشويق ‌محققان‌.

ـ طرد کامل استعمار و جلوگيري از نفوذ اجانب‌.

ـ محو هرگونه استبداد و خودکامگي و انحصارطلبي‌.

ـ تامين آزاديهاي سياسي و اجتماعي در حدود قانون‌.

ـ مشارکت عامه مردم در تعيين سرنوشت سياسي‌، اقتصادي‌، اجتماعي و فرهنگي خويش‌، حاكميت اراده مردم.

ـ رفع تبعيضات ناروا و ايجاد امکانات عادلانه براي همه‌، در تمام‌ زمينه‌هاي مادي و معنوي‌.

ـ تامين حقوق همه جانبه افراد از زن و مرد و ايجاد امنيت‌قضائي عادلانه براي همه و تساوي عموم در برابر قانون‌.

اصل 6 ـ اصالت اراده و رأي مردم در اداره كشور: در جمهوري اسلامي ايران امور کشور بايد به اتکاء آراي‌عمومي اداره شود، از راه انتخابات‌: انتخاب رئيس جمهور، نمايندگان مجلس شوراي اسلامي‌، اعضاي شوراها و نظاير اينها، يا از راه همه‌پرسي در مواردي که در اصول ديگر اين قانون معين‌مي‌گردد. امور كشور بايد با اتكاء‌آرا عمومي اداره شود.

اصل 9 ـ در جمهوري اسلامي ايران آزادي و استقلال و وحدت و تماميت ارضي کشور از يکديگر تفکيک‌ناپذيرند و حفظ آنها وظيفه‌ دولت و آحاد ملت است‌. هيچ فرد يا گروه يا مقامي حق ندارد به نام‌ استفاده از آزادي به استقلال سياسي‌، فرهنگي‌، اقتصادي‌، نظامي و تماميت ارضي ايران کمترين خدشه‌اي وارد کند و هيچ مقامي حق‌ ندارد به نام حفظ استقلال و تماميت ارضي کشور آزاديهاي مشروع‌ را، هر چند با وضع قوانين و مقررات‌، سلب کند.

بعيد مي‌دانم در قانون اساسي كشوري بدين صورت از آزادي‌هاي مشروع مردم صيانت شده باشد.

اجازه بدهيد يك مقدار من صورت مذاكرات را استخراج كردم مرحوم شهيد بهشتي متن اصل را كه مي‌خوانند و از اصولي است كه خيلي وقت گرفت و بعضي از آقايون يادشان هست من ديدم حضرت آيت‌الله يزدي هم اسمشان اينجا موجود است ايشان وارد مذاكره شدند و بحث كردند و از اصولي است كه بعد از كميسيون‌ها و با چند بار رفت و برگشت در صحن عمومي حداقل 2 ساعت وقت گرفت و تذكر مي‌دهند و مي‌گويند كه آقا دو ساعت بس است ديگر و تمامش كنيد. اينجا بحث مي‌شود كه آقا استقلال را چگونه تشخيص بدهيم، مرز استقلال، مرز آزادي اينها با هم هستند با هم نيستند يك مقوله‌ است يا دو مقوله است اينجا مرحوم شهيد بهشتي توضيح بسيار زيبايي مي‌دهند.

نايب رييس متشكرم عنايت بفرماييد آن چيزي كه در همان پيش‌نويس به عنوان همان اصل ششم آمده بود همان انديشه زيربناي اصل فعلي بود اين است كه حفظ واقعي استقلال كشور از طريق حفظ عدالت و آزادي در كشور است وقتي در يك جامعه و كشوري عدل و آزادي درست پاسداري نشود خود به خود راه براي نفوذ بيگانگان هموار مي‌شود و بالعكس آنچه مي‌تواند به آزادي يك ملت معنا بدهد استقلال آن ملت است استقلال، آزادي مي‌آورد آزادي استقلال مي‌آورد لازم و ملزوم يكديگرند.

مي‌گويند در جامعه‌اي كه ديكتاتوري باشد وابستگي هم خواهد آمد جامعه‌اي كه آزادي باشد استقلال خواهد آمد. جامعه‌اي كه استقلال و عدم وابستگي به بيگانه باشد آزادي خواهد آمد.



قرائت مشروح مذاكرات

اصل 19 ـ مردم ايران از هر قوم و قبيله که باشند از حقوق مساوي ‌برخوردارند و رنگ‌، نژاد، زبان و مانند اينها سبب امتياز نخواهد شد.

اصل 20 ـ همه افراد ملت اعم از زن و مرد يکسان در حمايت قانون‌ قرار دارند و از همه حقوق انساني‌، سياسي‌، اقتصادي‌، اجتماعي و فرهنگي با رعايت موازين اسلام برخوردارند.

اصل 22 ـ حيثيت‌، جان‌، مال‌، حقوق، مسکن و شغل‌اشخاص از تعرض مصون است مگر در مواردي که قانون تجويز کند.

اصل 23 ـ تفتيش عقايد ممنوع است و هيچ‌کس را نمي‌توان به صرف داشتن عقيده‌اي مورد تعرض و مؤاخذه قرار داد.

اصل 27 ـ تشکيل اجتماعات و راه‌پيماييها، بدون حمل‌سلاح‌، به شرط آن که مخل به مباني اسلام نباشد آزاد است‌.

اصل 32 ـ هيچ‌کس را نمي‌توان دستگير کرد مگر به حکم و ترتيبي که قانون معين مي‌کند. در صورت بازداشت‌، موضوع اتهام ‌بايد با ذکر دلايل بلافاصله کتبا به متهم ابلاغ و تفهيم شود و حداکثر ظرف مدت بيست و چهار ساعت پرونده مقدماتي به مراجع ‌صالحه قضائي ارسال و مقدمات محاکمه‌، در اسرع وقت فراهم‌گردد. متخلف از اين اصل طبق قانون مجازات مي‌شود.

اصل 36 ـ حکم به مجازات و اجراي آن بايد تنها از طريق‌دادگاه صالح و به موجب قانون باشد.

اصل 37 ـ اصل‌، برائت است و هيچ‌کس از نظر قانون مجرم‌شناخته نمي‌شود، مگر اين که جرم او در دادگاه صالح ثابت گردد.

اصل 38 ـ هرگونه شکنجه براي گرفتن اقرار و يا کسب اطلاع ‌ممنوع است‌، اجبار شخص به شهادت‌، اقرار يا سوگند مجاز نيست‌ و چنين شهادت و اقرار و سوگندي فاقد ارزش و اعتبار است‌. متخلف از اين اصل طبق قانون مجازات مي‌شود.

اين هم از اصولي است كه در زمان تصويب قانون اساسي ساعت‌ها وقت به خودش اختصاص داد درباره جزئياتش بحث شد وقتي متن را خواندند مفصل بحث شد يكي از اعضا گفتند كه جوري بنويسيد كه شامل تنبيه مدارس هم بشود چون بعضي از مربي‌هاي مدارس ناآگاهانه تنبيه مي‌كنند بچه‌ها را اين هم بايد جزايش به شكلي بنويسيم كه حتي تنبيه در يك مدرسه هم ممنوع مطلق بشود. ديگران هم نظرات مختلفي داشتند كه اين نكته جالب است. يك شخص عزيزي كه فرد بسيار خوب، انقلابي و صالحي بود و خدا رحمت كند از دنيا رفته است او وقت مي‌گيرد و صحبت مي‌كند مي‌گويد شكنجه به هر نحو براي گرفتن اقرار و اطلاع ممنوع است ما معتقديم كه شكنجه يك امر غير اسلامي و غيرانساني است و راي هم به اين مي‌دهيم و آن را قبول داريم.

ولي بعضي از مسايل بايد مورد توجه قرار گيرد مثل اينكه احتمالاً چند نفر از شخصيت‌هاي برجسته را ربودند و دو سه نفر هستند كه ما مي‌دانيم كه اينها از ربايندگان اطلاع دارند و اگر چند سيلي به آنها بزنند ممكن است كشف شود آيا در چنين مواردي شكنجه ممنوع است.

رييس جلسه: كسب اطلاع راه‌هايي دارد كه بدون آن هم مي‌توانند اطلاعات را بدست آورند.

دوباره همان فرد خوب مرحوم مي‌فرمايند اگر چند شكنجه اينجوري به او بدهند مثلا سيلي بزنند مطلب را مي‌گويد مثلاً در واقعه استاد مطهري يك فردي مي‌شناسند كه احتمالاً ضارب چه كسي است اگر به او بگويند تو گفتي مي‌گويد نه. يعني بايد سيلي بخورد.

رييس جلسه مي‌گويند ضرر اين كار بيش از نفعش است. دوباره همان عزيز مي‌فرمايند كه مساله دفع افسد به فاسد. مساله دفع افسد به فاسد آيا در اين مورد صدق ندارد. با توجه به اينكه در گذشته هم وجود داشته است. اينجا شهيد بهشتي وارد مي‌شود. مي‌گويند آقاي عزيز توجه بفرماييد كه مسأله راه چيزي باز شدن است به محض اينكه اين راه باز شد و خواستند كسي را كه متهم به بزرگترين جرم‌ها باشد يك سيلي به او بزنند مطمئن باشيد به داغ كردن همه افراد منتهي مي‌شود. پس اين راه را بايد بست يعني اگر حتي ده نفر از افراد سرشناس ربوده شوند و اين راه باز نشود جامعه سالم‌تر است.

رييس جلسه هم مي‌گويند كه اگر گناه‌كاري آزاد شود بهتر از اين است كه بي‌گناهي گرفتار شود. ما اين را مي‌توانيم در تمام مجامع جهاني به عنوان نگاه انقلاب به كرامت انسان و حقوق اساسي انسان‌ها عرضه كنيم و به آن افتخار كنيم و خوشبختانه خبرگان راي بسيار بالايي هم دادند به اين اصل با همان ترتيبي كه قرائت شد و امروز آن جزء قانون اساسي است.



ادامه قرائت مشروح مذاكرات

اصل 39 ـ هتک حرمت و حيثيت کسي که به حکم قانون‌دستگير، بازداشت‌، زنداني يا تبعيدشده به هر صورت که باشدممنوع و موجب مجازات‌است‌.

دوستان من، آنقدر حقوق اساسي و آزادي مردم و حرمت اشخاص و عدالت و حق مهم است كه در اصل 121 رئيس جمهور طي سوگند شرعي ملزم به صيانت از آنها مي‌شود.

اصل ۱۲۱ - سوگند رييس جمهور

رييس جمهور در مجلس شوراي اسلامي در جلسه‏اي که با حضور رييس قوه قضاييه و اعضاي شوراي نگهبان تشکيل مي‏شود به ترتيب زير سوگند ياد مي‌کند و سوگندنامه را امضاء مي‌نمايد. بسم‏الله‏الرحمن‏الرحيم "من به عنوان رييس جمهور در پيشگاه قرآن کريم و در برابر ملت ايران به خداوند قادر متعال سوگند ياد مي‌کنم که پاسدار مذهب رسمي و نظام جمهوري اسلامي و قانون اساسي کشور باشم و همه استعداد و صلاحيت خويش را در راه ايفاي مسووليتهايي که بر عهده‏ گرفته‏ام به کار گيرم و خود را وقف خدمت به مردم و اعتلاي کشور، ترويج دين و اخلاق، پشتيباني از حق و گسترش عدالت سازم و از هر گونه خودکامگي بپرهيزم و از آزادي و حرمت اشخاص و حقوقي که قانون اساسي براي ملت شناخته است حمايت کنم. در حراست از مرزها و استقلال سياسي و اقتصادي و فرهنگي کشور از هيچ اقدامي دريغ نورزم و با استعانت از خداوند و پيروي از پيامبر اسلام و ائمه اطهار عليهم‏السلام قدرتي را که ملت به عنوان امانتي مقدس به من سپرده است همچون اميني پارسا و فداکار نگاهدار باشم و آن را به منتخب ملت پس از خود بسپارم."

دوستان من

اينها متن و تار و پود قانون اساسي، ميثاق ملي و سند افتخار و مبناي قانوني ارزيابي هاست.

همه مسئوليم و بايد دائماً خود را با اين معيارها و ارزش‌ها ارزيابي نمائيم.

روشن است كه مسئوليت قوه قضائيه مسئوليت محوري است.

در سلسه مراتب نظام اجتماعي اول قانون عادلانه و جامع و مانع قرار دارد و سپس قضاوت صحيح و عادلانه و سريع.

يك قطره عدالت جامعه را احياء مي‌كند.

برخي از صاحبنظراني كه در مورد دايره نفوذ ولايت‌فقيه اختلاف نظر دارند، اما قضاوت را جزء‌ مسلمات مسئوليت فقيه مي‌دانند.

شايد به همين دليل است كه در جمهوري اسلامي قوه قضائيه به طور كامل تحت نظر فقيه حاكم و با نصب مستقيم او مستقر مي‌شود.

نمي‌خواهم نقش ساير دستگاهها و ساير قوا را در اجراي عدالت و در برنامه‌ريزي و يا قانون نويسي و اجراي درست كمرنگ كنم يا ناديده بگيرم ولي قطعاً جايگاه و نقش قضاوت بي‌بديل است.

ويژگيهايي كه براي قاضي برشمرده شده است براي قانونگذار و يا مجري نيامده است.

نه اينكه آنان نبايد از اين ويژگيها برخوردار باشند بلكه برخورداري از آنها براي قاضي الزامي است.

و اصل 64 قانون اساسي: لوازم استقلال قاضي و صيانت از شأن قاضي و قضاوت را به روشني بيان كرده است.

عزيزان من؛

اينها مسئوليت همگاني است همه بايد دست به دست هم دهيم براي اجراي اين اصول نوراني كه منبعث از اسلام ناب محمدي(ص) است.

اميدوارم با ايمان به خدا و عشق به آينده روشن بشريت يعني حاكميت نهايي عدالت و توحيد تحت زعامت يگانه هستي حضرت مهدي(عج)، كشور را در تراز انقلاب اسلامي و با اهداف و معيارهاي اعلامي سال 57 اداره كنيم و هر روز خود را به آن معيارها نزديك‌تر سازيم. انشاء‌الله.

از حوصله‌اي كه كرديد و از روساي محترم دو قوه و بقيه عزيزان سپاسگزارم

سربلند و عزيز و موفق باشيد.


شناسه خبر: 39226  

- سخنراني ها

, متن کامل سخنرانی