- سخنراني در ديدار با مردم شهرستان چناران
سه‌شنبه 24 بهمن 1391 - 11:01
فارسی | اردو | العربية | English | Français | Español

بسم‌الله الرحمن الرحيم

سخنراني در ديدار با مردم شهرستان چناران

بسم‌الله الرحمن الرحيم

شناسه خبر: 38917 - 

سه‌شنبه 26 ارديبهشت 1391 - 11:11

اللهم عجل لوليك الفرج و العافيه و النصر واجعلنا من خير انصاره و اعوانه والمستشهيدين بين يديه



خداي بزرگ را سپاسگزارم كه توفيق زيارت چهره‌هاي نوراني شما مردم مؤمن، شجاع و شريف چناران را عنايت فرمود. مردماني نجيب، پرتلاش و خستگي‌ناپذير كه صدها سال است در اين دشت با كار و تلاش خستگي‌ناپذير، ايمان عميق، اراده‌هاي مستحكم، قلب‌هاي پاك و دست‌هاي پربركت در خدمت آباداني و اعتلاي ايران عزيز و فرهنگ و آرمان الهي ملت‌اند. مردماني عالم پرور، فرهنگ دوست، عاشق اهل بيت پيامبر گرامي اسلام و عاشقان ويژۀ امام رضا(ع) يعني مردم چناران.

سلام و درود خدا بر شما مردم عزيز و دوست داشتني چناران؛ سلام خدا بر بزرگان، علما، شهيدان، جانبازان و آزادگان، سلام خدا بر فرهنگيان، دانشگاهيان، دانش‌آموزان و دانشجويان عزيز چناراني؛ سلام و درود خدا بر دستان پربركت كشاورزان، كارگران، كسبه، كارمندان و خادمان و سلام و درود خدا بر جوانان سلحشور؛ دختران عفيف و هنرمند و پسران شجاع و انقلابي و غيرتمند .

عزيزان من! دو مطلب را خدمتتان عرض مي‌كنم؛ مطلب اول درسي از مكتب پيامبر گرامي اسلام حضرت محمد مصطفي (ص).

اما درس از مكتب نوراني پيامبر عزيز، در شهرستان‌هاي مختلف درباره اهميت عقل و نقش آن در هدايت و كمال انسان و جامعه بشري عرايضي را تقديم مردم عزيز كردم. امروز مي‌خواهم اشارۀ كوتاه به ويژگي ديگر و برجستگي عقل و عقلا اشاره كنم. شما بهتر از من مي‌دانيد كه بالاترين هديه خدا به انسان عقل است و انسان منهاي عقل مفهومي ندارد. عقل عامل عبادت خدا، رسيدن به كمال و جنت رضوان الهي و راهنمايي انسان در مسير كمال است.

آن هدايتگر و راهنماي دروني انسان‌ها كه خداي متعال در فطرت هر كس به امانت گذاشته عقل است و بالاترين هديه خدا به انسان‌ها عقل است. كساني كه از عقل به طور كامل استفاده مي‌كنند، در صراط مستقيم الهي و با سرعت حداكثر به سمت قله‌هاي كمال حركت مي‌كنند. يكي از ويژگي‌هاي عاقلان آن است كه در دورۀ كوتاه عمر اين جهان به دنبال دستاوردهاي ماندگارند. همه در حال تلاش‌اند، دستاورد و درآمد دارند، از سرمايه عمر خويش هزينه مي‌كنند و در امور گوناگون وقت مي‌گذرانند.

در واقع بالاترين سرمايه خود را كه عبارت است از عمر اين جهاني صرف مي‌كنند. براي چه؟ براي اينكه چيزي به دست آورند و دستاوردي داشته باشند.

دستاوردها انواع گوناگون دارند. يك سلسله دستاوردها گذراست و ماندگار نيست. تبديل به يك جريان، حركت و نور در زندگي انسان نمي‌شود. آخر كار چيزي براي انسان باقي نمي‌ماند. اما دستاوردهايي است كه همراه انسان مي‌ماند و مانند نور مسير حركت را روشن مي‌كند يا مانند سوخت موشك توان حركت و قدرت محركه انسان را براي زندگي ابدي فراهم مي‌كند.

شما الحمدلله آشنا هستيد. فرض كنيد كسي تلاش مي‌كند و در فعاليت‌هاي اقتصادي به يك تاجر بزرگ تبديل مي‌شود. صدميليون، پانصد ميليون و ده ميلياردتومان در سال درآمد دارد. اين يك امكان وفرصت است. اين درآمد را دو جور مي‌تواند هزينه كند. اول اينكه مصرف كند. بهترين خانه، لباس و غذا و تفريحات و گردش‌ها عمرش را بگذارد كسب كند و درآمد را خرج خودش كند. خرج كرد و تمام. ديگر چيزي باقي نماند. عمرش را داد و در ازاي آن مصرف كرد.

اما دسته دومي هستند كه اگر امكان و فرصتي در اختيار آنها قرار بگيرد اين فرصت را به حقيقت ماندگار تبديل مي‌كنند. حالا همين فردي كه تاجر است عمرش را داده و يك مشت كاغذ به نام ثروت دستش است. چه كار كند كه برايش ماندگار شود؟ پاسخ روشن است. آن مقداري از اين ثروت كه در راه خدا، براي خدا و در خدمت جامعه هزينه مي‌كند برايش باقي خواهد ماند. در هر دو مورد هزينه كردن لذت و زيبايي دارد. در اولي لذت شخصي، لحظه‌اي و گذرا و اينجا لذت روحي، قلبي و ماندگار است.

معلوم است وقتي كسي دست يك نفر را مي‌گيرد اول دل خودش شاد مي‌شود و روح خودش اعتلا پيدا مي‌كند.

خداي متعال همين دو سه كلمه‌اي را كه خدمت شما عرض كردم بسيار عميق و زيبا بيان فرموده است. خدا فرموده آنچه نزدخودتان هست رفتني است، اما آن چيزي كه نزد خداست ماندگار است. هر چيزي كه براي خودمان بخواهيم از بين خواهد رفت. اما هر چيزي را براي خدا بخواهيم ماندگار است.

عزيزان من، حتي لبخند به فرزند و پدر و مادر اگر براي خدا باشد هم لبخند است هم زيباست هم لذت دارد و هم براي انسان مي‌ماند. همه امور زندگي چنين است. كارگري كه براي تأمين معاش خانواده مي‌رود، اگر براي خدا مي‌رود كه خانواده را تامين كند، اين برايش مي‌ماند. ممكن است 500 تومان بيشتر درآمد نداشته باشد و همه آن هم خرج مي‌شود اما چون براي خدا حركت كرده نزد خداي متعال باقي خواهد ماند.

عزيزان! آن چيزي كه بالا مي‌رود نزد خدا مي‌ماند و همراه انسان در زندگي ابدي بي‌پايان است، اعمال صالح و نيكوست، خدمت، مهرباني و عشق به ديگران، از خود گذشتن، مقابله با ظلم، دفاع از مظلوم، تلاش براي ساختن، آباد كردن زمين و جامعه است. عمل صالح است كه بالا مي‌رود، نيت‌هاي خير است كه براي انسان‌ها مي‌ماند، خدمات و فداكاري‌هاست كه ماندگار است، والا كساني هستند كه سه ميليارد، پنج ميليارد، ده ميليارد ، پانصد ميليارد دلار ثروت دارند و خرج مي‌كنند. يك دلار آنها در زندگي ابدي برايشان باقي نخواهد ماند. هر عمل صالحي كه براي خدا باشد بالا مي‌رود. عمل صالح و نيت خير بالا مي‌رود و نزد خداي متعال ماندگار است.

عزيزان من! انسان‌هاي عاقل به دنبال ماندگاري اند و به دنبال چيزهايي مي‌گردند كه برايشان بماند نه اينكه از بين برود. شما همين كلمه را بگيريد و تاريخ بشر را با آن تفسير كنيد؛ تمام بدبختي‌هاي بشر در طول تاريخ از ناحيه كساني بوده است كه به جاي پيگيري امور ماندگار دنبال امور گذرا بوده‌اند. تمام جنگ‌ها، جنايت‌ها، تجاوزها، كشتارها، خيانت‌ها، فريب‌كاري‌ها در طول تاريخ و همين امروز به خاطر اين است كه عده‌اي به جاي اينكه به دنبال ماندگارها باشند به دنبال گذراها هستند. مثال: اين صهيونيست‌هايي كه در فلسطين دارند ملت فلسطين را اين جور تحت فشار قرار مي‌دهند و جنايت مي‌كنند، دنبال چه هستند؟ دنبال چپاول و غارت ملت‌هاي منطقه. به فرض كه اين كار را كرديد بعد از آن چه؟ يك سال، دو سال، ده سال، پنجاه سال، صد سال غارت كرديد و خورديد بعدچه؟ هم در اين دنيا و هم در زندگي ابدي بايد پاسخ دهيد. لشكركشي كردند كشورهاي منطقه ما را اشغال كردند، براي چه؟ براي اينكه دنبال امور گذرا هستند. آن آقاي رئيس قبلي دولت زورگو دنبال اين بود كه حكومت كشورش را بر منطقه و بر دنيا چند سال طولاني كند. به فرض كه اين كار را كردي و جيب رفيق‌ها، هم حزبي‌ها و هم باندي ها و هم گروهي‌هاي خودت را هم پركردي و آنها هم تا خرخره خوردند و لذت بردند، بعد چه؟ بالاخره تمام. اگر همان آقا به فكر امور ماندگار بود همين پولي كه براي نابودي كشوري مثل عراق و افغانستان خرج كردند، مقدار جزيي آن را به ملت افغانستان و عراق كمك مي‌كردند، آنجا آباد مي‌شد. مردم اين دو كشور هم به جاي اينكه ضد آنها باشند و منتظر فرصت باشند كه ريشه آنها را بكنند، با آنها دوست مي‌شدند. كدام بهتر بود؟

امروز هم مي‌بينيد كه اينها دنبال امور دنيايي و گذرا هستند. مي‌خواهند بر ملت‌ها مسلط شوند و جيبهايشان را پركنند و دست به جنايت مي‌زنند. اگر كسي به دنبال امور ماندگار باشد محال است كه دست به ظلم بزند، چشمش به اموال و سرزمين ديگران باشد و حق كسي را ضايع كند. چرا؟ چون ظلم، گناه، تضييع حق ديگران و جنايت به جاي اينكه انسان را بالا ببرد در سرازيري سقوط و نهايتاً جهنم رها خواهد كرد. اينها اين طوري‌اند. به همين اندازه كه نيت و خواسته‌هاي آنها بي‌ريشه است خودشان هم بي‌ريشه‌اند. انسان‌هاي عاقل به دنبال امور ماندگار و جاويد هستند. هر چيزي كه نزد خدا پسنديده است نزد خدا محفوظ، ماندگار و همراه انسان است. در اين عالم برنده كسي است كه به دنبال ماندگارها باشد و اينها عقلا هستند.

ما خدا را سپاسگزاريم كه ملت ايران و مردم عزيز شهرستان چناران جزء ماندگارها و عقلاي عالم هستند. يك جمله هم از زبان شما به آنها بگويم. همه موجوديت شما همين زرق و برق دنيا، يك تير، تفنگ و چهار تا بمب، هواپيما و چهار تا برج است كه اينها در مقابل چشم عقلاارزشي ندارد. همين طوري كه نسيمي مي‌آيد همه اينها را از بين مي‌برد، نسيمي هم همه شما را از بين خواهد برد. اين تاريخ صد تا صد تا امثال شما را آنچنان در زباله‌داني دفن كرده كه يك نسل بعد هم كسي اسم شما را يادش نمانده است. حالا سروصدا مي‌كنند و خيال مي‌كنند ملت ايران هم مثل بعضي‌هاي ديگر است.

نفهميدند كه ملت ايران آن درخت تناوري است كه ريشه آن در اعماق تاريخ و زمين است و شاخ و برگ آن همه آسمان را فراگرفته است. خيال كردند ما هم مثل آنها تازه به دوران رسيده‌ايم. ملت ايران صدها مثل شما را زير پايش دفن كرده و به جهنم فرستاده، شما كه ديگر نوچۀ آن بزرگ‌ها هم حساب نمي‌شويد. بدانيد اين ملت همدل و متحد هستند. اگر قرار باشد روزي جلوي شما گرفته شود كه اين باد دماغ شما گرفته شود همين مردم چناران و جوانان چناران كافي هستند كه اين كار را انجام دهند.

اما بحث ساختن، سازندگي و كارهايي كه بايد انجام شود. عزيزان من! امروز عمل صالح ساختن ايران است. ساختن ايران بالابردن پرچم توحيد و عدالت است. هر كس هر كجا كه هست و هر كاري كه انجام مي‌دهد آن را براي خدا و با نيت ساختن ايران انجام بدهد. كشاورز، كارگر، دامدار، كارمند، فرهنگي و دانشگاهي همه كارشان را دقيق، درست و با هدف اعتلاي ايران، پرچم توحيد و عدالت انجام بدهد. كارهاي زيادي بايد انجام دهيم و البته كارهاي زيادي هم انجام نشده. چهره ايران با گذشته كاملا متفاوت است اما تا رسيدن به نقطه شايسته ملت ايران فاصله داريم. دو دسته كار بايد انجام بدهيم. يك دسته امور زير بنايي مثل كارهايي كه آقاي فرماندار و امام جمعه محترم فرمودند. بالاخره راه و ساختمان، بيمارستان، مدرسه، دانشگاه، بهداشت و درمان كه لازم است، مقداري انجام شده و بقيه هم انجام خواهد شد. اما همه اينها مقدمه است.

دولت دانشگاه صنعتي تصويب كرده كه در اين شهرستان مستقر شود. مجوز آن صادر شده دانشجو هم گرفته شده فقط ساختمان و تجهيزات و... مي‌خواهد، ساختمان و تجهيزات دانشگاه را هم مي‌پردازيم.

ان شاءالله آب براي آباداني شهرستان مي‌آيد.

براي شهر آقاي شهردار كار مي‌كند ما هم كمك مي‌كنيم. چناران بايد زيباترين شهر ايران شود.

قطار شهري كه آقاي وزير گفته و انجام هم مي‌دهد. ادارات در گل بهار مستقر شود.

همه اينها مقدمه است و با هم انجام مي دهيم. بايد چند مدرسه ساخته شود كه مدارس از حالت دو شيفتي خارج شود.

خانه عالم، مصلي و مركز فرهنگي را در حد توان كمك مي‌كنيم و پول مي‌دهيم كه ان شاءالله انجام شود.

اما عزيزان من! آن امر و پديده‌اي كه كشور را بالا مي‌برد، آباداني را حفظ و پايدار و اضافه مي‌كند عبارت است از كار و توليد. يك كشور با كار و توليد دوام مي‌آورد و مي‌تواند به قله‌هاي پيشرفت برسد. درباره اين موضوع من مي‌خواهم دو سه جمله خدمتتان عرض كنم. بايد توليد را افزايش دهيم. نه اينكه توليد نباشد، بالاخره مردم چناران اكثر قريب به اتفاق آنها دارند در زمينۀ توليد زحمت مي‌كشند. بخش‌هاي كشاورزي، دامداري، مرغداري، و كار صنعتي را بايد گسترش دهيم كه هم كشورمان آباد شود و پيشرفت كند و هم ان شاءالله شغل مناسب شرافتمند براي همه جوان‌هاي ايران عزيز از جمله جوان‌هاي پاك و مومن چناران ايجاد شود. براي اين اتفاق كارهايي را ما و كارهايي را بايد شما انجام دهيد.

فرض كنيم ما به جوان‌ها بگوييم كشاورزي و دامداري انجام بدهيد. اولين حرفي كه به ما مي‌زنند اين‌ است كه يك تكه زمين به من بدهيد. اگر زمين را فراهم كنيم بايد آب آن را برسانيم بعد مجوز چاه و بعد از آن پول مي‌خواهد. مي‌گويد من يك جواني كه تازه تحصيلاتم تمام شده ده تا دور هم جمع شديم يكي دو نفر با تجربه هم آورده‌ايم و كنار دست خودمان گذاشته‌ايم ما پول نداريم. آخر سال گذشته در دولت ستادي به نام ستاد كشاورزي درست شد، وزرا و معاونين رئيس جمهور مربوط به اين امر جمع شدند. خود بنده هم شركت مي‌كنم. تمام اختيارات دولت در كشاورزي و صنعت را يك جا به آقاي استاندار داديم، تمام زمين‌هاي قابل واگذاري كشور در اختيار آقاي استاندار است و واگذاري هم توسط آقاي استاندار صورت مي‌گيرد. يعني آقاي استاندار بنويسد به اين جوان ها صدهكتار زمين بدهيد ديگر من هم نمي‌توانم آن را برگردانم چون قانون اجرا مي‌شود.

در مورد تامين آب، آب هست ولي كم است كه سدها زده مي‌شود، لوله‌ها مي‌آيد و از هر جاي دنيا هم لازم باشد بالاخره مي‌رويم، تلاش مي‌كنيم و تلاش هم كرده‌ايم كه آب بياوريم، اما همين آب موجود را بايد درست استفاده كنيم. الان شيوه‌هاي تحت فشار آمده كه مصرف آب را يك چهار يك پنجم و يك سوم مي‌كند كه اگر يك سوم شد يعني مي‌توانيم سه برابر كشت كنيم. اينها را دولت پيش بيني كرده هر كشاورزي بخواهد شيوه آبياري را عوض كند تا 85 درصد خرج آن را دولت كمك بلاعوض مي‌دهد. آقاي استاندار مي‌تواند حق آب، مجوز و جابجايي چاه بدهد. كسي چاه زده چاهش غيرقانوني بوده اين را با شرايطي قانوني كند. زمين و آب را پيش بيني كرده‌ايم، حدود پانزده هزار هكتار، يعني تمام جوان‌هاي خوب اين شهرستان مي‌توانند آقايي كنند و صاحب زمين شوندو كشاورزي كنند.

اما براي سرمايه اوليه دراسفند ماه 3300 ميليارد تومان پول به حساب بانك كشاورزي گذاشتيم. گفتيم اين براي طرح كشاورزي است به هيچ كس نبايد پرداخت شود، مگر با دستور آقاي استاندار به شرط اينكه 3300 ميليارد هم خود بانگ بگذارد كه 6600 ميليارد شود. سود آن هفت درصد است. آن پولي كه ما داديم صفر درصد، پول خود بانك هم كه پول مردم است بايد سود مردم را بدهيد چهارده درصد كه نصف آن هفت درصد مي‌شود. اولين قسط هر استاني را هم ريخته‌ايم. چهار صد ميلياردتومان همين هفته به حساب 27 استان آمد. پول هر شهرستاني هم آمده. اينها كارهايي است كه ما بايد انجام مي‌داديم. الان 30 ميليارد در حساب است.

پانزده هزار هكتار زمين براي كار آماده كرده‌اند. اين وظيفه ماست بايد شرايط را فراهم كنيم. البته به شما بگويم اين نيست كه فردا صبح رفتي بگويند اين پول و اين زمين، بايد يك ذره پيگيري كنيم. قبلاً يكي كه مي‌خواست زمين پول يا يارانه بگيرد بايد سه سال شايد بيشتر با كفش آهني و اعصاب قرص مرتباً به خاطر مقررات پيچ در پيچ معطل شود .

بالاخره دستگاهها بايدمجوز بدهند. قانون نوشته اگر بخواهيد مجوز بدهيد بايد اين سي مدرك را بياورد، حالا بدو دنبال سي مدرك. ما آمديم در دولت همه اينها جمع و جور كرديم و همه اختيارات را دست آقاي استاندار و فرماندار متمركز كرديم. آقاي فرماندار اگر آماده‌اي كه فدكارانه و شبانه روز تلاش كني و جوان ها سازماندهي شوندو با تجربه هاي كنار دستشان پول زمين و اختيارات اين پانزده هزار هكتار را تا پايان سال واگذار كني اعلام آمادگي كن.



عزيزو سربلند و پيروز باشيد



شناسه خبر: 38917  

- سفرهای استانی دور چهارم

, سخنراني ها

, متن کامل سخنرانی