- سخنراني در ديدار با مردم دره‌گز
پنج‌شنبه 23 آذر 1391 - 16:00
فارسی | اردو | العربية | English | Français | Español

بسم الله الرحمن الرحيم

سخنراني در ديدار با مردم دره‌گز

بسم الله الرحمن الرحيم

شناسه خبر: 38808 - 

دوشنبه 25 ارديبهشت 1391 - 13:31

اللهم عجل لوليك الفرج و العافية و النصر و اجعلنا من خير انصاره و اعوانه و المستشهدين بين يديه



از صميم دل خوشحالم و خداي بزرگ را سپاسگزارم كه اين توفيق را عنايت فرمود كه بار ديگر چهر‌ه‌هاي نوراني، مؤمن، انقلابي، دوست داشتني و مصمم شما مردم عزيز دره‌گز را زيارت كنم. مردمان اين ديار مانند بوستاني از گل‌هاي معطر و رنگارنگ و برآمده از توحيد و يگانه‌پرستي و عشق و محبت، صدها سال است كه در اين خطه از ميهن اسلامي ايستاده‌اند و با شجاعت، همدلي و البته اقتدار از عزت، عظمت و استقلال و فرهنگ ايران زمين صيانت مي‌كنند؛ مردماني نجيب و پرتلاش كه به اراده‌هاي راسخ، ايمان‌هاي بلند، قلب‌هاي مهربان و انديشه‌هاي انساني شهره‌اند. مردماني كه در دامان خود انسان‌هاي بزرگ، عارفان، عالمان و مجاهداني عظيم تربيت و به بشريت تقديم كرده‌اند.

اگر مردم دره‌گز در طول حيات پربركت خود فقط و فقط يك نفر آن هم عزيز همة ملت ايران، شجاع شجاعان، شهيد صياد شيرازي را تربيت كرده بود، جا داشت كه تا ابد ملت ايران خود را مديون مردم دره‌گز بشناسد. آفرين بر شما مردم دره‌گز و سلام و درود خدا بر شما و اجداد مؤمن شما كه چنين فرزنداني را در دامان پاك خودشان تربيت كرده‌اند.

سلام و درود خدا بر علما، عرفا، بزرگان و اديبان، شهيدان، جانبازان، آزادگان و ايثارگران اين ديار؛ سلام و درود خد بر فرهنگيان، دانشگاهيان، دانش‌آموزان و دانشجويان عزيز دره‌گزي؛ سلام و درود خدا بر همت‌هاي بلند كشاورزان، دامداران و عشاير، كارگران و كسبه و كاركنان و خادمان. سلام و درود خدا بر جوانان سلحشور دره‌گز، دختران مؤمن، عفيف و هنرمند و پسران شجاع و انقلابي و غيرتمند.

خدا را سپاسگزارم كه توفيق زيارت مجدد شما را عنايت فرمود در جمع شما مي‌خواهم دو مطلب را عرض كنم.

اما عزيزان من، عنوان درس از مكتب پيامبر عزيز توحيد است. خدا از انسان خواسته است كه به قله‌هاي كمال و انسانيت و سعادت دسترسي پيدا كند. اولين كلمه، پايه، پي، محور و نقطة شغل انجام مأموريت توحيد است. توحيد ما در همة خوبي‌ها، زيبايي‌ها و سعادت‌هاست. اگر يك انسان يا جامعه از همة مواهب مادي برخوردار باشد، اما ستون توحيد، انديشة متعالي و يگانه پرستي بر آن جامعه حاكم نباشد، روي سعادت و رستگاري را نخواهد ديد. اول دعوت و سخن پيامبران الهي دعوت به توحيد است: قولوا لا اله الا الله تفلحوا، اصلاً حقيقت و جوهر انسان با توحيد صيقل مي‌خورد، شكوفا مي‌شود و انسان به جايگاه شايستة خودش نائل مي‌گردد. ايمان به وحدانيت خدا و پرستش يگانة مطلق، رمز پيروزي و عزت انسان است. خداي متعال يگانه است. هر امر و حقيقت و نعمتي در اين عالم متعلق به اوست.

خدا عالم است و همة علم و منشأ علم است. حكيم است و همة حكمت و منشأ حكمت متعلق به اوست. قادر است و همة قدرت و منشأ قدرت متعلق به اوست. همة زيبايي‌ها و نعمت‌ها و خيرات عالم از ناحيه خدا و متعلق به اوست. خدا نظيري ندارد. ليس كمثله شيء. يگانه، يگانه است. هر چه در عالم مي‌بينيد، از ناحية خداست.

عقل از ارزش‌هاي متعالي همه و همه از ناحية خداست. خدا به همه چيز عالم احاطه دارد. در عالم هيچ اتفاق و حركتي بدون ارادة الهي اتفاق نمي‌افتد. هر اتفاقي مي‌افتد، در دايرة علم و ارادة خدا و به واسطة اوست. خدا بر همة عالم هستي سيطره دارد و تدبير و تقدير او بر عالم جاري و ساري است. وسع كرسي السموات و الارض، قدرت و سيطرة خدا همة اين عالم را در بر گرفته است و خدا در خلق عالم، سيطره و مالكيت عالم و تدبير امور عالم نه از كسي كمك مي‌گيرد و نه به كسي محتاج است. ارادة او بر همة اراده‌ها غلبه دارد.

همة قدرتمندان عالم در برابر او ناچيز و اصلاً معدوم‌اند و از خود وجودي ندارند. هيچ عاملي در عالم منهاي خدا صاحب اثر و اراده و قدرت نيست. مرگ و زندگي و آينده و شكوفايي و موجوديت ما همه به دست خداست و خدا ازلي، ابدي و جاويد است. هر امري در عالم، قائم به خداست. هر موضوعي در عالم قائم به خداي متعال است. حيات همة موجودات عالم متكي به خداست و هر لحظه نو در نو حيات خود را از خدا مي‌گيرند. يك اراده، يك لحظه و يك چشم به هم زدن كسي از دايرة عنايت خدا خارج بشود، نابود و بلكه معدوم خواهد شد. همة اتفاقات، به دنيا آمدن‌ها و از دنيا رفتن‌ها، شكوفايي‌ها، لبخند گل و غنچه و شكفتن دانه، روييدن گياهان، همه و همه در دايرة قدرت خدا، به امر خدا و تحت سيطرة خدا و با ارادة خداست. ارادة انسان‌ها هم منشعب از ارادة خدا و ظل ارادة خداست.

اين خداي بزرگ، اين حكيم مقتدر و اين يگانة بي‌همتا اراده كرده كه انسان‌ها بتوانند آزادانه راه هدايت يا شقاوت را انتخاب كنند. همة فرصت‌ها، هدايت‌ها و حجت‌ها براي انسان فراهم شده است تا راه گمراهي را از هدايت و كمال، پستي و ضلالت را از سعادت و اعتلا تشخيص بدهد و آزادانه انتخاب كند.

درس توحيد، درس نجات است. عزيزان من، ايمان به خداي يگانه و پرستش خاص و مطلق خداي يگانه رمز فلاح است، به طوري كه خداي متعال در وجود انسان موتوري قرار داده است كه اين موتور مثل موتور موشك او را از زمين جدا مي‌كند و تا خدا بالا مي‌برد. اين موتور، ايمان به توحيد و عبادت محض براي خداست و به همين دليل است كه پيامبر عزيز ما اول دعوتش اين بود: قولوا لا اله الا الله تفلحوا و در نقطة مقابل به هر ميزان انسان‌ها از اين حقيقت فاصله بگيرند، دچار خسران و مشكلات و سختي‌هاي زندگي مي‌شوند. در طول تاريخ همة تبعيض‌ها، ظلم‌ها، تحقيرها، جنگ‌ها و كينه‌ورزي‌ها ناشي از فاصله گرفتن انسان‌ها از حقيقت توحيد و عبوديت است.

تاريخ را ببينيد، امروز را هم ببينيد. اگر اين قلدرها و رؤساي ثروت و قدرت جهاني ايمان به توحيد داشتند و بندة حقيقي خدا بودند، علي‌القاعده بايستي عاقل و عاشق انسان‌ها مي‌بودند و به حقوق انسان‌ها احترام مي‌گذاشتند و از تجاوز، اشغال و چپاول خودداري مي‌كردند كه متأسفانه، چنين نيست. همة شقاوت‌ها به خاطر دوري از اين حقيقت است. ما خدا را سپاسگزاريم كه ملت ايران و مردم شريف دره‌گز اهل توحيد و عبوديت‌اند و فقط خدا را مي‌پرستند و از هيچ قدرتي در عالم هراسي به دل راه نخواهند داد. فرياد دائمي مردم دره‌گز و ملت ايران شعار كرامت انسان، توحيد و عبوديت است. همان كه پيامبر عزيز ما فرمود: زمزمة مردم اين است: لا اله الا الله. اين شعار عزت انسان است. اگر كسي موحد باشد، عزيز است. همة قدرت‌هاي شيطاني جمع بشوند، قادر نيستند عزت او را مخدوش كنند و ترس و واهمه‌اي از كسي ندارد. نه اينكه آنها را به رسميت مي‌شناسد. حالا هر چه مي‌خواهند تلاش كنند كه به نحوي توجه ملت ايران را جلب كنند و به خيال خودشان نگراني و ترس را در ملت ايران ايجاد كنند. مي‌خواهم از زبان شما اول به آنها نصيحت كنم.

ما با شما دشمني و كينه نداريم. اين توحيد و عبوديت به نفع خود شما و براي خود شماست. براي اين است كه از حيوانيت جدا و وارد دايرة انسانيت بشويد. اين به نفع شماست. بسم الله، شما هم بياييد. جاي كسي را تنگ نمي‌كنيد و از شما استقبال مي‌شود. در اينجا، در ديار توحيد مزاحمت و دشمني نيست و همه‌اش خوبي و همكاري و همدلي است.

بياييد به نفع شماست. اما اگر خيال مي‌كنيد، با سر و صدا و بي‌ادبي و كلمات تند و آنچه شايستة خودتان است، نسبت به ملت ايران به كار ببريد، بلكه تحت تأثير قرار بدهيد، اصلاً ملت ايران نه شما را به رسميت مي‌شناسد و نه اصلاً شما را آدم حساب مي‌كند كه بخواهد توجه كند. و ملت ما همة اينها را در سايه‌سار توحيد و پيروي از پيامبر عزيز اسلام و اهل بيت‌ گرامي او به دست آورده است.

بگذاريد يك مثال از همين عزيز موجب افتخار ملت ايران، شهيد صياد شيرازي بزنم. او يك پارچه ايمان، توحيد، اخلاص و عبوديت و عشق به پيامبر و آل پيامبر بود. زمزمه او در همه جا و در ابتداي بحث، عمل و اقدام خدا بود. او از همان دوران جواني از كسي نترسيد. سخت‌ترين صحنه‌هايي كه خيلي‌ها پاهايشان مي‌لرزيد، او با شجاعت و با روي باز و لب خندان و قدرت وارد مي‌شد. در خيلي جاها با امكانات بسيار كم و اندك در برابر تجهيزات گستردة دشمن وارد مي‌شد و به قلب دشمن مي‌زد و دشمنان ملت ايران از نام صياد شيرازي و از اينكه با او روبه‌رو شوند، وحشت داشتند و آخر هم ديديد كه مانند خفاش‌ها و شيطان‌ها و بلكه خود شيطان‌ها آمدند و با استفاده از روحية لطيف و روح بلند و دل مهربان او فريبكاري كردند تا توانستند به او آسيب بزنند. حتي يك لشكر هم اگر در مقابل شهيد صيادشيرازي قرار مي‌گرفت، قادر نبود سر سوزني او را به عقب نشيني وادار كند، بلكه آن كه عقب نشيني مي‌كند، لشكر دشمن بود. حالا دنيا را ببينيد، اينهايي كه اينجا هستند، ياران و فرزندان صياد شيرازي و اهل توحيد‌اند. اگر همة شياطين عالم جمع شوند و اجداد خودشان را هم از جهنم فراخوان بزنند و با همة قدرت بخواهند ملت ايران را وادار به عقب‌نشيني كنند، فقط همين مردم دره‌گز كافي‌اند كه دشمن را از كار خودش پشيمان كنند. البته سرنوشت دشمنان توحيد معلوم است. اگر نمرود و فرعون به جايي رسيدند، اينها هم مي‌رسند. اگر رفيق شفيق و دوست خانه‌زادشان صدام به جايي رسيد، اينها هم مي‌رسند. سرنوشت همة اينها هرگز بهتر از صدام و صداميان نخواهد بود.

اما مطلب دوم دربارة سازندگي و ساخت است. دو سه كار بايد انجام شود. يك كار دربارة زيرساخت‌هاست.

امام جمعة محترم، جناب آقاي فرماندار، جوانان ما اين طرف و دختران عزيز ما اين طرف، فرياد مي‌زنند كه جادة … حرف درستي است. بالاخره اگر بنا باشد، پيشرفتي اتفاق بيفتد، بايد راه‌هاي ارتباطي خوبي داشته باشيم. الآن ماشين‌هاي جديد با سرعت‌هاي بالا آمده و بالاخره همه پشت فرمان مي‌نشينند و دنده را چاق مي‌كنند و با يك نيش گاز صد كيلومتر مي‌روند. معلوم است كه اين جاده‌هاي قديمي حريف اين ماشين‌ها نمي‌شوند. البته ماشين‌ها تند تند پيشرفت مي‌كنند و جاده را نمي‌شود تند تند عوض كرد. اما شهرستان به يك جادة مطمئن و امن نياز دارد. اين وظيفة ماست و با افتخار و به روي چشم. من وزير راه را مأمور مي‌كنم و بودجه هم مي‌دهيم، ان‌شاءالله تسريع كند تا كار تمام شود.

بعضي چيزهاي ديگر هم هست، گاز روستاها، آب آشاميدني، اينها همه درست. دانشجويان پيام نور ما يك طومار نوشته‌اند و يك كيلومتر امضا دارد و گفته‌اند كه ما مثلاً سالن ورزشي مي‌خواهيم. به روي چشم. يك سالن ورزشي هم براي دختر خانم‌هاي عزيز مي‌سازيم. البته اگر سالن را دست دختر خانم‌ها بدهيم، اين آقايان از چنگ‌شان در مي‌آورند. بگرديم يك سالن هم به آقا پسران خوب بدهيم. تأمين امكانات و تجهيزات آموزشي وظيفة ماست تا ان‌شاءالله اين شهرستان پيشرفت كند.

عزيزان من، مطلب اصلي من در سازندگي و آباداني به كار، تلاش و توليد بر مي‌گردد. اگر شهر و منطقه‌اي همه چيز داشته باشد، راه و راه‌آهن و فرودگاه و شهرسازي و پارك و ورزش و … خوب، بعد از آن چه؟ اگر در آنجا كار و توليد نباشد، ديگر مايه‌‌اي وجود ندارد كه آدم بخواهد از آنها استفاده بكند. اصل آبادي به كار و تلاش است. اگر كار، تلاش و توليد آباد باشد، پشت سر آن چيزهاي ديگر خواهد آمد. مأموريت من و شما عزيزان، اين است كه دست به دست هم بدهيم و كار و توليد را آباد كنيم و بالا خواهيم رفت. شهرستان شما الحمدلله شهرستان مستعد‌ي است. زمين‌هاي كشاورزي اعلا و درجه يك داريم و معادن هم در گوشه و كنار داريم. بالاتر از استعداد طبيعي، استعداد انساني است. بهترين نيروي انساني، باهوش، اهل كار، مصمم، پاك، دختر و پسر مستعد و هوشمند بالاترين سرماية اين شهرستان است كه الحمد‌لله موجود است. بايد توليد كنيم. توليد كشاورزي و توليد صنعتي. چه كسي بايد انجام بدهد؟ جوانان، اما ما حالا به جوانان بگوييم بسم‌الله.

راه بيفت و يك مزرعه، دامداري و مرغداري درست كن.

اول حرفي كه به ما مي‌زند، مي‌گويد مرد حسابي زمين كجاست؟ حق هم با اوست. دولت تصميم گرفته است همة زمين‌هاي قابل كشت كشور را واگذار كند و به دست جوانان و مردمي بدهند كه اهل كارند. در تهران ستاد درست كرديم. در اسفند ماه همة اختيارات رئيس جمهور، دولت و وزراي مربوطه همه يك جا نوشته شد و به استانداران عزيز تفويض شد؛ يعني الآن جواناني كه زمين مي‌خواهند، بايد آقاي استاندار امضا كند، امضاي او به معناي امضاي دولت است.

همين امضاي وزراي جهاد و كار و صنعت و … يك امضا معاون همة امضاهاست.

دوم، جوانان مي‌گويند حالا زمين داري، آب آن كجاست؟ اين هم همين‌طور است. اختيارات توزيع آب، زدن چاه، جابه‌جايي چاه، حقابه، آن مقداري هم كه بايد سد ساخته بشود، آب‌هاي مرزي و غير مرزي بر عهدة ماست و مخلص شما هم هستيم. از زير سنگ هم كه شده، پول در مي‌آوريم و اينها را درست مي‌كنيم.

حالا فرض كنيم اين دو آماده شد. مي‌گوييم ده جوان جمع شدند و مشكل نهادها و گروه‌ها و همه حل شده و زمين را داريم و آب هم هست. مي‌گويند ما ده دوازده جوان با يك آدم با تجربه كنار هم جمع شده‌ايم و صد هكتار چاه هم اجازه داده‌ايد، ولي پول نداريم. ما جوانيم و درس خوانده‌ايم و كارداني و كارشناسي گرفته‌ايم و اين كه براي ما پول نمي‌شود.

دولت براي اينجا هم امسال فكر كرده است. ما از قبل يك پول اختصاصي كنار گذاشته‌ايم و اين را به طور امانت به بانك كشاورزي مي‌دهيم. هم سهم اول استان و هم سهم شهرستان رسيده است.

ما مي‌خواهيم دست به دست هم بدهيم يك كار احمدي‌نژادي يعني ضربتي و انقلابي بكنيم. شش هزار هكتار از منابع طبيعي را آمادة واگذاري كرده‌اند. من فقط مي‌خواهم بگويم يك قرارداد و تعهد دوطرفه است. بنده و آقاي استاندار بايد وام ارزان، زمين و اجازة حفر چاه بدهيم و از هر جاي عالم كه مي‌شود، آب بياوريم. اين وظيفة ماست. وظيفة جوانان عزيز اين است كه آستين همت دره‌گزي را بالا بزنيد و ان‌شاءالله اين دره‌گز را بسازيد و اوج عزت آسمان برساند.

ما در اين پنچ شش سال هر بار گفتيم مي‌خواهيم كشور را بسازيم، اشتغال ايجاد كنيم، آباد كنيم و كارخانه‌ها و مزرعه‌ها را آباد كنيم، يك عده گفتند نمي‌شود. چرا نمي‌شود؟ بعضي‌ها مي‌گويند مي‌شود، اما نمي‌شود به جوانان امروز اعتماد كرد. باد مدرك به اينها خورده و اهل كار نيستند. مرتب منفي بافي و جوانان را تحقير مي‌كنند. چون در دل خودشان ضعف هست، به قدرت جوانان ايران زمين باور ندارند.

مي‌خواهم از شما بپرسم، براي آبادي اين شهرستان شما مي‌توانيد يا نه؟ ان‌شاءالله همت كنيد، ظرف سه چهار سال مزارع، دامداري‌ها، صنايع تبديلي و … را با كمك دولت بر پا كنيد. تا زماني كه من در خدمت شما هستم شبانه روز از پا نخواهم نشست و تا جان دارم پاي اين قرار داد دو طرفه هستم تا ان‌شاءالله تمام جوانان عزيز دره‌گز و ملت ايران شغل مناسب خودشان را پيدا كنند و بيكاري ريشه كن شود.

اما دو سه تشكر و دو سه دعا؛ تشكر اولم به خاطر خوبي‌هاي مردم دره‌گز است. تاريخ ايران از دره‌گز و دره‌گزي‌ها جز خوبي، ايمان، شجاعت، وفاداري و نجابت ثبت نكرده و هرگز هم ثبت نخواهد كرد.

تشكر دومم به خاطر لطفي است كه در انتخابات و صحنه‌هاي ديگر به اين خادم خودتان مي‌كنيد.

تشكر سومم به خاطر حضور حماسي امروز است. به بهانة استقبال از يك خادم كوچك در هواي گرم آمديد و به دنيا اعلام كرديد كه مردم دره‌گز هوشمند، بيدار، همدل و شجاع تا اعتلاي ايران و دره‌گز ايستاده‌اند و تا آخر هم خواهند ايستاد.

اي خداي بزرگ، اين مردم مؤمن را به اوج عزت عالم برسان؛

موانع پيشرفت ملت ما را بر طرف كن؛

همة آرزوهاي جوانان عزيز را برآورده ساز؛

آنها را براي ملت ما حفظ كن؛

بدخواهان ملت ايران را منكوب كن؛

عزيز و سربلند و پيروز باشيد



شناسه خبر: 38808  

- سفرهای استانی دور چهارم

, سخنراني ها

, متن کامل سخنرانی