- سخنراني در افتتاحيه نمايشگاه كتاب
سه‌شنبه 24 بهمن 1391 - 10:45
فارسی | اردو | العربية | English | Français | Español

بسم‌الله الرحمن الرحيم

سخنراني در افتتاحيه نمايشگاه كتاب

بسم‌الله الرحمن الرحيم

شناسه خبر: 38204 - 

سه‌شنبه 12 ارديبهشت 1391 - 21:46

اللهم عجل لوليك الفرج و العافيه و النصر واجعلنا من خير انصاره و اعوانه والمستشهيدين بين يديه



خداي بزرگ را سپاسگزارم و از صميم دل خوشحال كه اين فرصت را عنايت فرمود تا در اين محفل فرهنگي و بسيار زيبا و ارزشمند حضور پيدا كنم. نمايشگاه كتاب يك رويداد فرهنگي است كه همه ساله جمع كثيري از انديشمندان، هنرمندان، عالمان و صاحب‌نظران را گرد هم مي‌آورد و يك خط ارتباطي و فصل مشتركي بين آنها ايجاد مي‌كند. من همين‌جا از همۀ دست‌اندركاران، برگزار كنندگان و شركت‌كنندگان و همۀ كساني كه با نگاه به افقهاي بلند و با عشق به انسان و انسانيت در اين رويداد بزرگ فرهنگي مشاركت مي‌كنند؛ صميمانه تشكر مي‌كنم.

اميدوارم با اهتمام همۀ شما نمايشگاه كتاب تبديل به يك جشنواره عظيم فرهنگي بين ملل بشود. اما اصحاب انديشه و فرهنگ جمع هستند و من مي‌خواهم به ساحت انديشه و فرهنگ عرض ادب بكنم.

مهم‌ترين و اساسي‌ترين موضوعي كه در جمع عالمان و فرهنگيان بايد و مي‌تواند مورد بحث قرار بگيرد موضوع و فصل مشترك همۀ ماست و آن عبارت از خود انسان است. اصلاً فرهنگ و علم براي انسان است.

ساير موجودات كه در خدمت انسان هستند نيازي به علم و فرهنگ ندارند كاروان انسان ده هزار سال است كه به سوي قلۀ كمال و سعادت در حال حركت است. همۀ انسانها در طول تاريخ به دنبال كشف حقيقت انسان و رسيدن به قله‌هاي انساني بوده‌اند. همۀ مجاهدتها و تلاشهاي مقدس، زيبا و ماندگار بشري براي تحقق اين هدف بوده است و امروز در ادامۀ اين كاروان ما قرار داريم، وارث نسل‌هاي گذشته و فراهم كنندۀ شرايط براي طي مسير توسط نسلهاي آينده.

انسان براي رسيدن به قله‌ها نيازمند عوامل گوناگون است من به سد عامل مي‌خواهم اشاره بكنم. اولين عاملي كه انسان را شكوفا مي‌كند، حقيقت انساني را بالنده و پاينده مي‌كند عبارت است از علم. بدون علم مفهوم و حقيقت انسان بي‌معناست. آن اكسيري كه پرده‌ها را كنار مي‌زند غبارها را كنار مي‌زد حقيقت انساني را برملا مي‌كند علم است. علم لازمۀ كمال و رسيدن به قله‌هاي سعادت است. بين انسان عالم و غيرعالم تفاوت اساسي هست. خداي متعال با يك عبارت بسيار عجيب از مخاطبان سؤال مي‌كند هل يستوي الذين يعلمون والذين لايعلمون. چه طور خيال مي‌كنيد يك عالم با كسي كه عالم نيست برابر است. علم هم‌راه است و هم دروازۀ ورود انسان به عرصه‌هاي متعالي است.

دوم عشق است. انسان بدون عشق بي‌معنا است. آن عاملي كه انگيزۀ حركت، پيوند و شكوفايي در بين انسانها است عشق است. عشق به قله‌هاي كمال و ارزشهاي انساني و عشق به حقيقت انسان و ساير انسانها، خوبيها، زيباييها، به زندگي متعالي.

سوم عدالت است. عدالت بسترساز شكوفايي انسان است. شرايط لازم و محيط مناسب را براي رشد انسانها فراهم مي‌كند. علم، عشق و عدالت سه ركن و عامل شكوفايي انسان هستند.

حقيقت انسان در هر كجاي عالم و در هر مقطعي از تاريخ كه باشند يكي است. خدا حقيقت انسانها را بر يك اصل آفريده است. فطرت الله التي فطر الناس عليها. همه انسانها بر فطرت الهي آفريده شده‌اند. اما در زندگي از حقيقت و همۀ ظرفيت اين فطرت كه جامع اسماء و صفات الهي است بهره نمي‌برند. چرا؟ براي اينكه خداي متعال انسان را در كانون پايين‌ترين سطوح هستي و آفرينش قرارداده است، گرچه حقيقت وجودي او در بالاترين رتبه است. انسان‌ها را پيچيده در حجابها، محدوديتها، قيد و بندها و در موانع خلق كرده است. اما براي رسيدن به حقيقت خودش از او خواسته است كه اين محدوديتها و قيد و بندها و موانع را درهم بشكند.

به جامعه بشري در طول تاريخ نگاه كنيد. يك زماني بود كه بشر آنقدر در تأمين نيازهاي غريزي خودش گرفتار بود كه زندگي او شبيه زندگي ساير موجودات بود. اما باهدايت الهي و پيامبران، عالمان و اوليا، با حركت بشر آرام آرام قيد و بندها در حال درهم شكستن است. حقيقت انسان يكي است چه در غرب و شرق باشد چه در دو هزار سال قبل و يا بعد. چه موقع به سعادت مي‌رسيم زماني كه همۀ قيد و بندها را برداريم، آزاد آزاد آزاد. قيد و بند خود، نژاد، قبيله، مليت، تمايلات فردي، تمايلات جمعي و حتي قيد زمان و جالب است كه هر سه اين عامل انسان را از قيدها آزاد مي‌كند. علم انسان را از همۀ قيود آزاد مي‌كند حتي از قيد زمان.

امروز ابن سينا، خواجه نصير، حافظ و سعدي هم حاضر هستند با چي حاضر هستند؟ با جسم خاكي يا با علم يا عشق‌شان حاضر هستند. مولوي، بافقي، رودكي هم زنده و حاضر هستند. علم انسان را از مرزها بالاتر مي‌برد. علم، عشق، عدالت اساساً بين‌المللي است. هر سه اينها براي زدودن غبارها، موانع، قيدها و محدوديتها است.

كتاب يك ظرف است، ظرف بيان و ثبت و انتقال علم و عشق و عدالت است و كتابي مي‌ماند كه يا بهره‌اي از علم حقيقي داشته باشد يا نشاني از عشق يا دعوت كننده به عدالت باشد. شما همۀ آثار ماندگار تاريخ را ببينيد حداقل از يكي از اين عوامل بهره يا بهره‌هايي برده‌اند و الا در تو در توي قيدها و بندهاي خودخواهيها و تعصبات دفن مي‌شدند، كما اينكه هزار هزار دفن شدند و اصلاً كتاب بين‌المللي است. چرا كه حاوي علم، عشق يا عدالت است نمي‌تواند و محصور در زمان و مكان باشد.

هنر نمايشگاه كتاب اين است كه مرزها و قيدها را بردارد و فرصتي را فراهم كند كه جان انسانها و هنرمندان و انديشمندان و عاشقان عدالت در يك فضاي زيبا و انساني و عاشقانه پيوند بخورد چه زماني كل بشر به سعادت مي‌رسد زماني كه همه اين مرزها و قيدها برداشته بشود. همۀ انسانها همديگر را دوست داشته باشند. عالم و به دنبال عدالت باشند.

نمايشگاه كتاب يك فرصت است. ان شاءالله با همت برگزار كنندگان تبديل به يك جشنوارۀ فرهنگي بين‌المللي بشود. از همه جاي عالم بيايند و در يك فضاي آرام، آزاد و انساني با هم ارتباط برقرار كنند تبادل كنند و در مسير كمال يار و ياور هم باشند.

نمايشگاه كتاب بايد باز كنندۀ راه به سوي آينده و براي ساختن فرداي بهتر براي جامعۀ بشري باشد. بنابراين نمايشگاه كتاب يك ميعادگاه است براي همۀ عالمان و عاشقان و همۀ كساني كه تشنۀ عدالت هستند.



عزيزو سربلند و پيروز باشيد



شناسه خبر: 38204  

- دیدارهای داخلی

, سخنراني ها

, متن کامل سخنرانی